|
دو ركعت قصه (درباره نماز)
|
|
۲۰:۰۸, ۲۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان علاّمه طباطبائى رحمه الله عليه مى فرمايد: چون به نجف اشرف براى تحصيل مشرّف شدم ، از نقطه نظر قرابت و خويشاوندى و رحميّت گاهگاهى به محضر مرحوم قاضى شرفياب مى شدم ، تا يك روز درِ مدرسه اى ايستاده بودم كه مرحوم قاضى از آنجا عبور مى كردند، چون به من رسيدند دستِ خود را روى شانه من گذاردند و گفتند: ((اى فرزند! دنيا مى خواهى نماز شب بخوان و آخرت مى خواهى نماز شب بخوان )). یا علی (علیه السلام)مدد است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








