|
گفتگوی منتظران
|
|
۱۲:۰۹, ۱۰/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۰ ۱۲:۵۷ توسط boghz.)
شماره ارسال: #286
|
|||
|
|||
|
تاخیر
دارد زمان آمدنت دیر می شود دارد جوان سینه زنت پیر می شود [/font] وقتی به نامه عملم خیره می شوی اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود کی این دل رمیده ی من هم زُهیروار در دام چشم های تو تسخیر می شود؟ این کشتی شکسته ی طوفان معصیت با ذوق دست توست که تعمیر می شود حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه با حلقه های زلف تو درگیر می شود در قطره های اشک قنوت شب شما عکس ضریح گمشده تکثیر می شود تقصیر گریه های غریبانه ی شماست دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود وحید قاسمی تقصير ماست غيبت طولاني شما بغض گلو گرفته ی پنهاني شما بر شوره زار معصيتم گريه مي كني جانم فداي ديده ي باراني شما پرونده ام براي شما دردسر شده وضع بدم،دليل پريشاني شما اي واي من! كه قلب شما را شكسته ام آقا چه شد تبسم رحماني شما؟! اي يوسف مدينه مرا هم حلال كن « عفو و گذشت» سنت كنعاني شما آيا حقيقت است كه اصلا شبيه نيست؟! رفتار ما به رسم مسلماني شما ايران ما اگر چه بسي شاه ديده است! چشم اميد بسته به سلطاني شما صدها هزار نوح و سليمان نشسته اند در انتظار منسب درباني شما عشاق شهر يكسره تعريف مي كنند از لحن و صوت مكي قرآني شما نشنيده ياد روضه ي گودال كرده ام دل مي برد تلاوت روحاني شما اين اشك روضه حال مرا خوب كرده است رد خور نداشت، نسخه ي درماني شما « يا فارس الحجاز» برايم دعا كنيد درمانده است شاعر ايراني شما شاعر:وحید قاسمی آدرس سایت:http://molatiroqayeh.blogfa.com/ دردِ دل مردي از تبار زهرام - آخرين منجي ِ دنيام روز و شب چشم انتظارم - عمري ِ به فكر فردام ساكن غريبِ صحرام - خيلي خسته،خيلي تنهام دنبال يه هم زبونم – گوش كن ِ به دردِ دلهام باز همون قصه ي گندم – رفتم از ياداي مردم گاهي ِياد من ميفتن - تو مسير جمكران، قم بسكه دنياشونُ ساختن – بازي اصلي رو باختن كربلا، مدينه، مشهد – منُ ديدن، نشناختن فصل عاشقي تمومه – بغض ِتلخي تو گلومه بايدم منُ نبينن – شكما پر از حرومه عده اي تو قصرو بُرجن – حق اين مردمُ خوردن تو لباس ِپاك ِ جدم – آبروي ِ دينُ بردن آدماي ِ حق به جانب – مال مردم خورِ كاسب واسه شهرتِ كه ميرن – سي چهل تا حج ِ واجب خيليا گرسنه شونه – دلشون ز غصه خونه ولي خورشيد كه هميشه – پشت ِ ابرا نمي مونه پس چي شد پنداي قرآن!؟ - اين حديثِ شاه مردان... هر جايي كه حرف فقرِ – تو خطر ميفته ايمان حيف ِ ري كه لاله پوشه ! – پرچم ِ علي به دوشه تو خيابوناش واسه نون – زنه عفت مي فروشه عده اي بيراهه ميرن – ظاهراً تويِ ِ مسيرن جاي خمسي كه نميدن – خونشون روضه ميگيرن هنوزم خيليا هستن – تو ضلالت چيره دستن با نگاه پر گناشون – دلم ُ خيلي شكستن بعضي عا شقام چه ماهن – مرد ِ جنگ ِ با گناهن پشت من گرم ِ به اونها – يه تنه صد تا سپاهن بعضي شيعه هام خدايي – با دلاي ِ كربلايي نديدم حتي از اونها – سرِ سوزنم خطايي تا بيام ، همش مرتب – با دو چشم تر دل ِ شب قسمش ميدن خدا رو – به مقام و حق زينب [font=Times New Roman]وحيد قاسمي دریافت فایل صوتی:http://www.3saleh.com/gallery/?file=36
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







