|
کجائید ای شهیدان خدایی
|
|
۲۱:۰۲, ۶/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
من خیلی به شهدا ارادت دارم.اولین سفر جنوب که به همراه مدرسه رفتم بهترین سفری بود که در عمرم داشتم.
من میخوام از یک جانباز بگم.از کسی که تمام وقتو جونش رو پای این سفرهای راهیان نور گذاشته و در سفر ما به جنوب همراه مابود.یادش به خیر گردان مطهره..!! ![]() ایشون آقای حسنی بودن که 18 ترکش در گلوشون داشتن.گاهی اوقات موقع حرف زدن گلوشون میگرفت و قرمز میشدن و لی با تمام وجود برای ما از اون روزها و حال وهوای دوستاشون میگفتن.از کارهای که بچه میکردن.خلیلی به ایشون ارادت دارم و همیشه براشون دعا میکنم.بالاخره جانبازهاهم شهدای زنده هستند.در آینده انشاءالله خاطراتی رو که برامون گفتن میارم اینجا...! فقط یک سخن خیلی جالب از شهید چیت سازیان هست که خیلی من رو منقلب میکنه:
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








