|
بررسی هری پاتر
|
|
۱۸:۵۷, ۱۶/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۰ ۱۹:۰۰ توسط nooromahdi.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
mall">بسم الله الرحمن الرحیم mall">نظام لیبرال دموکراسی غرب برای گسترش حوزه ی تمدن و فرهنگ خود در سطح جهان و تثبیت آن و شکل دهی نظام جهان سازی به سبک غربی ، از ابزارهای مختلف درسطوح گوناگون استفاده می نماید .رسانه و سینما به عنوان ابزاری تأثیرگذار برمخاطب خود ، این پتانسیل را دارد که اهداف کلان نظام تمدنی غرب را در سطح جهان پیاده نماید .سینما با توان فرهنگ سازی ، ملت سازی و نظام سازی ، توانسته است به بهترین شکل درخدمت نظام لیبرال سرمایه داری غرب باشد .یکی از این مجموعه های سینمایی که چند سالی است ، توانسته نقش موفقی در ارائه ی فرهنگ غرب و جذب مخاطب جهانی داشته باشد ،مجموعه های هری پاتر می باشد .فروش تیراژهای میلیونی کتابها و فیلمهای این مجموعه ، انواع سایت و وبلاگ ، اجناس تبلیغاتی و ... نشانگر گستره ی تأثیرگذاری این مجموعه در سطح جهان می باشد . ما با توجه به آیه ی : فبشر عباد ـ الذین یسمعون القول فیتبعون احسنه ؛ بررسی مفاهیم ، نمادها ، روشها ، فرهنگ و القائاتی که توسط این مجموعه ترویج می گردد را با نگاه ارزشی جامعه اسلامی ، در نگاه جهانی سازی غربی مورد بررسی قرار می دهیم ، تا بتوانیم مفاهیم ارزشی و غیرارزشی آن را شناخته و در حوزه ی تبعیت و پیروی از بهترین آن بهره ببریم . مفاهیم و تعاریف 1 ـ غربی سازی جهانی یا وسترنیزیشن : با رشد علم و تکنولوژی و گسترش آن در سطح جهان و امکان ارتباطات متنوع و سریع درجهان ، کم کم فرضیه شکل گیری یک نظام جهانی برای اداره و مدیریت جهان ، در قرن بیستم ، مطرح گردید .همزمانی مطرح شدن این نظریه در تمدن غرب و تسلط تمدنی غرب بر جهان ، باعث شد ، ساز و کار این نظام جهانی برمبانی و اصول حاکم برتمدن غالب ، یعنی تمدن غرب ، تعریف شود و با سیطره ی اقتصادی این تمدن توانست با ابزارهایی که در دست داشت ، جهانی شدن را به سوی فرهنگ خود سوق دهد .در دوره ای اصل جهانی شدن مورد بحث قرار گرفت و برخی از فرهنگ ها و کشورها به دلیل مشکلاتی که جهانی شدن برای آنها پدید می آورد ، با آن مخالفت نمودند .پس از تبیین مبانی اصولی و الزامات زمانی جهانی شدن و پذیرش ضرورت آن ، مرحله ای دیگر آغاز شد به نام جهانی سازی ، به این معنا که ؛ با پذیرش اینکه باید تمام ابعاد نظام و مدیریتی جهان به سمت جهانی شدن برود، این نظام جهانی بر چه مبانی و اصولی باید شکل گیرد ؟ شکل گیری این نظام ، آینده ی بشر را به چه سمتی و با چه اهدافی ، هدایت می نماید ؟ این سؤالات و مشابهه آن ، از دغدغه های فرهنگ ها ، اقوام ، ملیت ها ، تمدنها و سازمانهای مختلف می باشد که نگران روند و نتیجه جهانی سازی می باشند . مطرح شدن نظریه کلبه ی دیجیتالی جهان ، نظریه نظم نوین جهانی ، نظریه پایان تاریخ ، نظریه جنگ تمدن ها ، مطرح شدن مکتب لیبرال دموکراسی به عنوان مکتب برترنظام سیاسی اقتصادی بشر ، شکل گیری شبکه ی جهانی اینترنت ،گسترش شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای ، خطوط جهانی تلفن همراه ، تشکیل سازمانهای منطقه ای و فرامنطقه ای در حوزه تجارت و سیاست ، شکل گیری شورای امنیت و سازمان ملل و ...هزاران شکل دیگر از نظام یافتن جامعه ی جهانی شدن جامعه بشری می باشد .با گذشت زمان مشخص گردید که جهت گیری جهانی شدن به سمت غربی شدن نظام درجهان پیش می رود .یعنی غرب به عنوان تمدن غالب در عصر حاضر و به خاطر داشتن امکانات ، توانایی و ثروت ، تمام تلاش خود را انجام می دهد تا فرهنگ و تمدن خود را برجهان غالب نماید .درواقع به نام جهانی شدن ، حوزه ی فرهنگ و تمدن خود را گسترش می دهد .معرفی زبان انگلیسی به عنوان زبان ارتباطات بین المللی ، گسترش نظام تعلیم و تربیت غربی در سطح جهان ، گسترش نظام اقتصادی لیبرالی و هزاران مورد دیگر از فرهنگ و تمدن غرب به عنوان روش و مدل زندگی به جهانیان ارائه می گردد ، تا با نام جهانی شدن ، به شهروند جهانی تمدن غرب تبدیل شوند . یکی از ابزارهای صدور این فرهنگ و ملت سازی فرهنگی غرب و ارائه مدل زندگی غربی ، سینما می باشد .با این مقدمه ی کوتاه درباره ی جهانی سازی غربی و جایگاه فیلم و سینما ، بهتر می توان به بررسی مجموعه های سینمایی پرداخت . 2 ـ لیبرال دموکراسی : لیبرالیسم ، جهان بینی اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی است که در قرون هفده و هجده میلادی در غرب پدید آمد و درتقابل با مکاتب دیگری مثل مارکسیسم و نازیسم ، به عنوان مکتب پیروز در ابتدای قرن بیستم به قدرت رسید .لیبرالیسم در لغت مشتق از واژه ی Liber به معنای آزادی می باشد .نوعی آزادی که در لیبرالیسم مطرح می شود ، آزادی از قید و بندهای دین و احکام الهی می باشد .لیبرالیسم به معنای اصالت اباحه می باشد .اباحه گری و مباح دانستن هرکاری مبنای تفکر لیبرال می باشد . محور نگاه لیبرالی اصلت منفعت با رویکرد اباحه گری می باشد . مباح دانستن تمام حدود الهی و آزاد کردن انسان از قوانین الهی با رویکرد منفعت محور امانیستی ، ذات لیبرالیسم را تشکیل می دهد .به لحاظ تاریخی لیبرالیسم محصول رنسانس و یکی از ایدئولوژی های تمدن جدید غرب می باشد. دموکراسی در معنای اصطلاحی آن ، مترادف برقراری نظام قانونگذاری بشری و حاکیمت قانون وضع شده توسط بشر می باشد که به این لحاظ در مقابل نظام حاکیمت قانون الهی یا تئوکراسی قرار می گیرد .دموکراسی حاکمیت را بالاصاله از آن انسان ـ در تعبیری خودبنیادانه و نه به عنوان مخلوق و خلیفه الهی ـ دانسته و شأن بشر را نه پیروی از حقایق و تعالیم الهی بلکه سرپیچی از شریعت آسمانی و قانونگذاری خود محورانه می داند .لیبرالیسم ، صورتی از اندیشه دموکراسی است که به لحاظ حقوقی و اجتماعی به نوعی خودگرایی معتقد است .لیبرالیسم شاید اصلی ترین صورت ایدئولوژیک اعراض بشر از دین بوده است .لیبرالیسم در لغت به معنای آزادی خواهی و آزادی طلبی است و لیبرالها از آزادی ، در واقع نفی قیودات دینی و محرمات مذهبی و اخلاقی و آزادی نفس اماره را طلب می کنند .(2) با مطرح شدن مکتب لیبرال دموکراسی به عنوان مکتب برتر برای نظام اجتماعی و اقتصادی بشر ،نظریه ی پایان تاریخ توسط فوکوپاما ، یکی از استراتژیست های آمریکا ، مطرح گردید .او دراین نظریه مطرح می کند که تاریخ مکاتب انسانی به پایان خود رسیده است و مکتب لیبرال دموکراسی به عنوان کاملترین مکتب تاریخ بشر ، حرف پایانی برای سعادت بشر می باشد و مردم جهان چاره ای جز پیروی و پذیرش این مکتب را نخواهند داشت .پس از این نظریه ، نظریه ی دیگری به نام جنگ تمدن ها ، توسط ساموئل هانگتنیتون مطرح گردید .این نظریه اعلام می داشت با ارائه مکتب لیبرال دموکراسی به عنوان برترین مکتب برای اداره ی امور بشر ، دیگر تمدنها و مکاتب یا باید درون این مکتب حل شوند یا در تقابل تمدنی از میان خواهند رفت .با مبنا قرار گرفتن این دو نظریه در تمدن غرب ،هجوم همه جانبه ی فرهنگی ، نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و ...به تمدنها و فرهنگ های دیگر شروع گردید . بارزترین تمدنی که در مقابل مکتب لیبرال دموکراسی خودنمایی می کرد ، جهان اسلام می باشد .تمدن هایی مثل ،روسیه ،چین ، هند و کره به نوعی در مقابل این هجوم تمدنی از میدان بیرون شدند و تنها تمدن پا برجا ، تمدن جهان اسلام می باشد . یکی از روشهای غلبه ی تمدن غرب با رویکرد لیبرال دموکراسی ، تهدید نرم و هجوم فرهنگی می باشد .سینما یکی از قویترین ابزارهای جنگ نرم در جنگ تمدنها می باشد .رسانه و سینما با گسترش و تبلیغ مدل زندگی آمریکایی و فرهنگ لیبرال دموکراسی ، نقش کلیدی دراستحاله ی تمدنی و فرهنگی دیگر تمدنها دارد .با این شناخت اجمالی از مکتب لیبرال دموکراسی ، بهتر می توانیم کارکرد مجموعه هایی مثل هری پاتر را باز کاوی نماییم . 3 ـ رسانه : رسانه به عنوان ابزاری که در تمدن غرب از آن به بهترین شکل استفاده می شود .نقش بسیار مهم و کلیدی در گسترش و نهادینه کردن فرهنگ و تمدن غرب دارد .رسانه ابزاری است که هدفش انتقال پیامد به مخاطب است .این ابزار درطول تاریخ بشر انواع مختلفی داشته است و به مرور با افزایش سطح آگاهی و ارتقاء تمدن بشر ،کاملتر و متنوع تر گردیده است . بشر همواره در طول تاریخ ، به دنبال ابزاری بوده است تا بتواند افکار ، نیات و ذهنیات خود را به مخاطبش انتقال دهد .زبان ، طراحی ، نقاشی ، خط ، موسیقی ، هنرهای تجسمی ، تئاتر ، تصویرگری ، حرکات و علامت ها و نشانه ها ، رادیو ، تلفن ، تلویزیون ، ماهواره ، اینترنت و ...همگی ابزارهایی هستند که بشر برای انتقال پیام خود به دیگران ، ابداع و اختراع نموده است . این ابداعات و اختراعات ، نتیجه فکر، تخیل و ذهن بشر می باشد و بشر در طول تاریخ با توجه به نیازهایش آنها را به دست آورده است .رسانه در هر شکل و صورتش در ذات خود خنثی بوده و تنها ابزاری می باشد که پیام فرد را انتقال می دهد و این پیام است که با قبح و حسن خود به رسانه هویت می بخشد .افراط انسان در تبدیل نمودن ذهنیت خود به عینیت ، نمی تواند ماهیت و ذات رسانه را تغییردهد ، بلکه این تفکر آدمی می باشد که در قالب رسانه ، افراط و تفریط خود را نشان می دهد . با این وجود تمدن غرب توانسته است با تولید و اختراع رسانه های متنوع ، قدرت رسانه ای خود را افزایش دهد و با بهره برداری کامل از پتانسیل رسانه ای خود ، سیطره ی فرهنگ و تمدن خود را گسترش و تثبیت نماید .سینما ، ماهواره ، اینترنت ، شبکه های خبری ، دوربین ، انیمیشن و ...بازوان رسانه ای تمدن غرب هستند که از طریق آنها انحصار تمدنی خود را حفظ نموده است .انحصار رسانه ای غرب در این حوزه ها ، باعث شده است ، هیچ فرهنگ و هویت دیگری نتواند خود را مطرح نماید ، به همین دلیل یکی از روشهای شکستن این سلطه ، ازبین بردن انحصار رسانه ای غرب می باشد . با شناخت ابعاد و ظرفیت های رسانه ای مثل سینما ، می توان تحلیل مناسب تری از مجموعه هایی مثل هری پاتر به دست آورد . mall">4 ـ خرافه :هرنوع عقیده نامعقول و بی اساس در قلمرو خرافات قرار می گیرد .خرافه پایه در جهل و ترس دارد و بر اثرعدم شناخت صحیح از یک موضوع ، همراه با تخیل و توهم شکل می گیرد .ریشه و تاریخچه ی خرافه به قدمت تاریخ بشر می باشد .اساس پیدایش خرافه را می توان همراه با خلقت آدم بررسی نمود .با خلقت آدم ، حقایق و مفاهیم الهی که وجود داشت ، در معرض فهم آدم قرار گرفت و آدم برای داشتن عقاید و تفکر صحیح و انجام اعمال صحیح نیاز به شناخت صحیح از عالم و موجودات ، داشته است . هدف از شیطان از وسوسه و گمراهی آدم ، خارج نمودن او از شناخت صحیح و اعمال صحیح نسبت به خداوند و عالم می باشد .شیطان این هدف خود را در قالب خرافه به آدم عرضه نمود و توانست اولین انحراف را در مفاهیم عالم ایجاد کند و اولین خرافه را پدید آورد .خرافه مانند انگلی است که برای ایجاد و حیات خود نیاز به یک بستر میزبان دارد که آن بستر همان حقایق و مفاهیم الهی می باشد .خرافات بر پایه ی این مفاهیم و با استناد به آنها شکل می گیرند ولی در ارائه شناخت و روش ، ایجاد انحراف می نماید .شیطان نیز در در مواجهه خود با آدم و حوا دربهشت برزخی و وسوسه ی آنها برای خوردن از درخت ممنوعه از همین روش استفاده نمود .شیطان برای اغوای آدم و حوا به آنها می گوید که اگر از این درخت بخورند ، عمر جاودانه خواهند یافت و او به صلاح آنها سخن می گوید .این روش مبنای ایجاد خرافه است .جاودانگی امری حقیقی می باشد که وجود دارد ، اما آیا برای رسیدن به آن ، باید از میوه ی ممنوعه استفاده کرد ؟ بسیاری از خرافات نیز اینگونه می باشند ، حقیقتی مثل ترس ، نگرانی ، امید ، شفا ، ...وجود دارند که بشر برای ترک یا رسیدن به آنها باید کاری را انجام دهد ، اما آنچه باعث شکل گیری خرافه می شود ، راهی است که شیطان بر سر راه بشر قرار می دهد تا با انحراف مسیر ،به خواست خود برسد . بر این اساس خرافه از ابلاغات و روشهای شیطان است که برای انحراف انسانها از حقیقت ایجاد می کند .درقرآن نیز به اقوامی اشاره می کند که به خاطر اعتقادات خرافی که از گذشتگان خود آموخته اند در مقابل پذیرش دین الهی موضع می گیرند . «و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباء نا اولو کان اباوهم لا یعقلون شیئاً و لا یهتدون وقتی که به آنها گفته می شود از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید ، می گویند از چیزهایی پیروی می کنیم که پدرانسان را بر آن یافتیم ،آیا اگر چه پدران آنها هیچ عقل نداشتند و راه نیافته بودند، باز هم پیروی می کنند »(3) مسئله خرافه و خرافه پرستی آنقدر در میان انسانها گسترش یافت تا جایی که عمده ی رسالت انبیاء ، در بیان شریعت الهی ، زدودن و مبارزه با خرافات شیطان مثل بت پرستی و ...تبدیل شد .رسوخ عقاید خرافی میان انسانها به جایی رسید که در دوران حضرت ابراهیم ، اولین حکومت بت پرست به فرمانروایی نمرود شکل می گیرد و این خرافات تا جایی پیش می رود که به ادعای خدایی نمرود می رسد .خرافه بستر انحراف عقاید بشری می باشد . اعتقادات خرافه ای مثل جاودانگی به روش های گوناگون ، پیدا کردن قدرت نامحدودو...همگی بستری بودند تا بشر را به سمتی ببرند که برای اولین بار ادعای ربوبیت نماید.بازدر عصر حضرت موسی قدرت یافتن سحر و جادو و اعتقادات خرافی پیرامون آن به جایی می رسد که موسی به عنوان یکی از پیامبران الوالعزم ، رسالتش ، مبارزه و براندازی این نوع خرافات می باشد که به مرتبه ی حکومت رسیده است .هم اکنون نیز شیطان و حزبش برای گسترش بی اعتقادی و بی ایمانی در سطح جهان ، درحال گسترش انواع خرافه میان مردم می باشد ، تا به واسطه ی آن قدرت و احاطه ی خداوند را بر عالم، کم جلوه دهد و برای خود و جنودش قدرت کاذب تعریف نماید .اگر هرنوع خرافه ای را بطورریشه ای بررسی کنیم ، نوعی انحراف شیطانی در آن می توان یافت . مجموعه هری پاتر در بردارنده ی خرافات بسیاری می باشد و خرافات بسیاری تولید می نماید .شناخت ماهیت خرافه و چگونگی شکل گیری آن ، نقش مهمی در شناخت محتوای مجموعه هری پاتر خواهد داشت . 5 ـ سحر و جادو :ریشه سحر و جادو به زمانی باز می گردد که دو فرشته به نام هاروت و ماروت به زمین آمدند تا با آموزش روش هایی میان زن و مرد ،صلح و آشتی ایجاد نمایند و بنیان خانواده ها را محکم کنند .هاروت و ماروت در حین آموزش این مسائل یادآور شدند که این تعالیم برای امتحان شما می باشد و مراقب باشید که از آن برای اختلاف و فتنه استفاده ننمایید . پس از تمام شدن رسالت این دو فرشته از جانب خدا ، این علم میان انسانها باقی ماند و به مروز زمان با وسوسه و انحراف به سمت مقاصد شخصی و فتنه انگیز کشیده شد .با گسترش این فنون در میان مردم و انحراف هدف آن ، تبدیل شد به وسیله ای برای دخل و تصرف در امور عالم .جادوگران و ساحران با استفاده از فنونی که آموخته بودند از نیروهای طبیعی و ماوراء طبیعی برای مقاصد خود استفاده می نمودند .به مرور با رخنه بیشتر شیطان در این موضوع ،سحر و جادو تبدیل شد به ابزاری برای قدرت نمایی ساحران و جادوگران در مقابل اراده و خلقت خداوند .آنها با مؤثر دانستن خود در انجام امور عالم ، برای خود نقشی را در خلقت و اداره ی امور عالم تعریف نمودند .با شکل گیری این انحراف ، شرک و ادعای قادریت در میان انسانها سازمان یافته تر شد و تبدیل به یک رده ی اجتماعی گردید .پس از تعریف سحر و ساحر ، جادو و جادوگری به عنوان فنونی که بشر یافته می تواند به آنها دست یابد و در امور عالم دخالت نماید ، شرک نسبت به خداوند و قدرت او ، تبدیل شد به یک شغل تعریف شده ، منسجم ، با حوزه فعالیت وسیع .دراین حالت ، جادوگر به عنوان کسی که قدرت دخل و تصرف در عالم هستی را دارد و می تواند در مخلوقات و افعال عالم هستی ، دخالت کند،شناخته می شد . پذیرش این توانایی برای انسان ، تعریف نمودن جایگاهی برای انسان در کنار قدرت بی پایان خداوند می باشد .این تحریف به قدری قدرت و گسترش می یابد که یکی از بزرگترین تمدنهای بشری ، در مصر ،براین پایه شکل می گیرد و رسالت حضرت موسی به عنوان سومین پیامبرالوالعزم ، از میان بردن این تمدن شیطانی می باشد . پذیرفتن قدرت سحر و جادو یعنی پذیرفتن نیرویی جز نیروی اراده و قدرت الهی در عالم و این بر شرک استوار است .با اینکه قرآن به صراحت اعلام می دارد که برای خدا شریک قائل نباشید ، نه در پرستش ، نه در تدبیر امور عالم و نه در قدرت و فعل خداوند، اما اساس سحر و جادو بر این است که نشان دهد غیر ازخداوند ، انسان و شیاطین نیز می توانند در امور عالم تدبیر و تصرف نمایند و این روش شیطان برای انحراف بندگان خداوند می باشد . شیطان با تبلیغ و دامن زدن به سحر و جادو ، تلاش دارد کسی غیر از خداوند را در میان مردم به قادریت و تدبیر امور ،معرفی نماید .به همین دلیل در ادیان الهی به شدت با سحر و جادو مخالفت می شود و با آن مبارزه شده است و اصل و اساس آن را حرام دانسته اند . در حدیثی از امام علی آمده است :«من تعلم شیئاً من السحر قلیلاً او کثیراً فقد کفر و کان آخرعهده بربه وحده ان یقتل الا ان یتوب .هرکه چیزی از جادو بیاموزد ، کم یا زیاد ، کافراست و پایان عهد او با پروردگارش باشد و کیفرش آن است که کشته شود ، مگر توبه کند (4). اینکه اصل سحر و جادو وجود دارد و از فنونی است که می توان با آنها بر نیروهای طبیعی و ماوراء طبیعی دست یافت ، شکی نیست ، اما آنچه مهم است ، این است که از این نیروها برای اصلاح امور استفاده گردد نه برای فساد و تباهی امور عالم .یعنی اگر استفاده از فنون سحر و جادو برای صلح میان بندگان خداوند باشد و آن را قدرتی از اراده ی الهی بدانیم که در اختیار بشر قرار داده تا به اصلاح عالم بپردازد ، بدون اشکال می باشد .همان طور که هاروت و ماروت به اذن الهی ، رسالتشان این بود .ولی اگر استفاده از این فنون به این نیت باشد که برخلاف تدبیر الهی و اذن خداوند ، به فساد و تباهی عالم و اختلاف میان مردمان بپردازد و برای خود ، قدرتی در کنار قدرت الهی قائل باشد ،این امر باطل ، شرک و حرام می باشد . اداره امور عالم به تدبیر و خواست خداوند می باشد .(5) در حدیثی از امام صادق آمده است که : زندیقی از امام صادق پرسید : منشا جادو چیست ؟ و چگونه جادوگر می تواند آن کارهای شگفت را انجام دهد ؟ حضرت فرمودند :جادو گونه های مختلفی دارد ؛ گونه ای از آن به منزله ی طبابت است .همان گونه که پزشکان برای هر بیماری و دردی دارویی درست کرده اند ، در علم سحر نیز جادوگران برای هر صحتی ، آفتی برای هر عافیتی ،دردی و رنجی و برای هرکاری چاره ای اندیشیده اند .گونه ای دیگر از آن چشم بندی ، چالاکی ، مهرات و تردستی می باشد .نوع دیگری از آن اموری است که جن گیرها از جنیان فرا می گیرند .نزدیک ترین عقیده درباره ی جادو به واقعیت ، آن است که جادو به منزله ی طبابت است .جادوگر مردی را جادو می کند که نتواند با همسرش ارتباط زناشویی برقرار کند و پزشک می آید و او را از طریق دارو معالجه می کند و بهبود می یابد .(6) با این توضیحات مشخص می شود که اگر علم سحر در خدمت اصلاح میان انسانها باشد و قدرت خود را تحت قدرت خداوند بداند و برای خود بدون اذن الهی ، جایگاهی قائل نباشد ، علمی مفید برای بشر خواهد بود ، ولی اگر علم سحر برای فساد و فتنه میان انسانها باشد و قدرتش را در مقابل خداوند معرفی نماید و برای خود در تدبیر و تغییر عالم ، سهمی قائل باشد، عین شرک و کفر می باشد و از وسایل شیطان برای گسترش انحراف می باشد .مجموعه ی هری پاتراساس و بنیانش برسحر و جادو قرار گرفته است ، به همین دلیل شناختی اجمالی از ماهیت سحر و جادو برای شناخت رسالت مجموعه هایی مثل هری پاتر ضروری می باشد . هری پاتر و زندانی آسکابان : در این قسمت علاوه برمطالب قسمتهای قبل ، به تاریخ مصر و جادوگری در آنجا اشاره می شود و به پرستش گربه در مصر باستان .در اینجا می توان ارتباط میان مصر باستان و انحرافات آن دوره ، شرک و جادوگری که در آن سرزمین حاکم بوده را با تشکیلات فراماسونری ، شیطان پرستی و آیین کابالا متوجه شد .استفاده از نماد جغد درهری پاتر جای بررسی و دقت دارد . اینکه جغد سمبل چه فرهنگ و مفاهیمی می باشد و به چه دلیل از آن استفاده می گردد ؟ بحث زمان و تسلط بر زمان به شکل جدی تری مطرح می گردد و با نگه داشتن زمان و تسلط بر آن یا گذشتن از آن ، در اداره ی امور و اتفاقات دخل و تصرف می شود .هری پاتر به مرحله ی خلع بدن می رسد و در یک زمان در دو مکان حضور می یابد .او از زمان حال به گذشته می رود و در جای خود حضور دارد ، به خودش کمک می کند .جالب آنکه وجود درحال او بر وجود در گذشته اش احاطه دارد ولی وجود درگذشته اش هیچ درکی و شناختی نسبت به آینده اش ندارد .استفاده از نور درهری پاتر ، جای بررسی دارد .هرجادویی همراه با نور می باشد .هری در اوج مشکلات و تهدیدها با نور همراه می شود و حاله ای از نور او را فرا می گیرد .پیوند دادن سحر و جادو با نور ، یکی دیگر از انحرافات فلسفی این مجموعه می باشد .نور از مقولات رحمانی و الهی می باشد و سحر و جادو از موضوعات ظلمانی و شیطانی . همانطور که در قرآن می فرماید « نور السموات و الارض »چگونه ممکن است یک امر رحمانی و الهی مثل نور با یک پدیده ی ظلمانی مثل سحر و جادو با هم جمع شوند.هرجا نور باشد ظلمت نیست و هرجا ظلمت باشد ، نور نیست .ظلمت یعنی عدم نور .درواقع در هری پاتر جمع ضدین را نشان می دهد .اینکه منجی در هری پاتر ، به تنهایی نمی تواند در مقابل مشکلات پیروز شود و حتماً نیاز به امدادهای دیگران دارد ، قابل توجه است . حوزه توانایی که برای منجی تعریف می گردد ، در چه حد می باشد ؟ هری پاتر و جام آتش : در قسمت چهارم هری پاتر ،داستان وارد مرحله ی جدیدی می شود . داستان تا این زمان محدود به مدرسه جادوگری و انگلستان می شد ،اما از این پس جنبه ی بین المللی پیدا می کند .با برگزاری جام جهانی کویدیچ یا همان فوتبال جادوگران ، جادوگران مدارس دیگر از کشورهای مختلف با ملیت های گوناگون در آن شرکت می کنند .می توان گفت از غالب نژادها و تمدنها ، نمایندگانی در این قسمت حضور دارند .درواقع در این مرحله ، جادوگری ، سحر و خرافه ، امری بین المللی و جهانی معرفی می گردد که در تمام کشورهای جهان به شکل سازمان یافته و مشخص درحال آموزش و ترویج می باشد . وارد شدن هری پاتر به عرصه ی جهانی ،درگیر نمودن روابط بین المللی و جهانی به مقولات سحر و جادو و خرافه و شرک می باشد .دراین قسمت کم کم مباحث جنسی وارد ارتباطات داستان می شود .موضوعاتی مثل رقص گروهی ، موسیقی غربی ، مهمانی های فراماسونری ،رابطه های جنسی ، ایجاد ذهنیت سکس در مخاطب ، فرهنگ برهنگی و هرزگی ، الهام گرفتن در خواب و ...دراین قسمت به طورجدی و علنی مطرح می گردد . در واقع رسالت هری پاتر در فرهنگ سازی جهان ، از این قسمت علنی تر می شود .هری در این قسمت بدون آنکه بخواهد و شرایط آن را داشته باشد در مسابقه قرار می گیرد و به عنوان فرد برتر انتخاب می گردد .هدایت ناخواسته ی هری به عنوان منجی جادوگران ، از نکاتی است که در باب منجی گرایی و شخصیت پردازی منجی در غرب باید به آن توجه نمود .اینکه منجی به انتخاب خود رسالتش را انجام نمی دهد ، بدون داشتن شرایط ، ناخواسته به انجام مسئولیتی گماشته می شود ، جای تأمل دارد . این منجی بدون آنکه بداند ، چرا و به چه هدفی انتخاب گردیده ، وارد مسابقه ای می شود و در انتها رسالتش را انجام می دهد .درداستان هری پاتر ، تمام مراحل مبارزاتش ، او ازعوالم مختلف عبور می کند و با تسلط بر زمان وارد مراحل مختلف می شود.وارد شدن به عوالم مختلف غیبی و ماورائی چگونه امکان پذیراست؟آیا با تسلط بر زمان می توان به این عوالم ورود نمود ؟ آیا تنها شرط تسلط برغیب ، تسلط برزمان همراه با جادوست ؟ ایجاد این ذهنیت در مخاطب یکی دیگر از انحرافاتی می باشد که در هری پاتر ایجاد می گردد .انحراف درامکان ورود به عالم غیب به واسطه ی تسلط بر زمان . قدرت گرفتن مرحله به مرحله ی جادوگر شرور در قسمت های مختلف ، در قسمت چهارم به جایی می رسد که جادوگر شرور می تواند برای خود جسم مستقل ایجاد نماید و با استفاده از خون هری پاتر یا همان منجی ، جسم خود را کامل نماید .توجه به نقش خون منجی درقدرت گرفتن محور شرارت ، قابل تأمل می باشد .قدرت گرفتن روز به روز جادوگر شرور و جبهه ی شر ، قابل بررسی می باشد .آیا جبهه شر و باطل درحال قدرت گرفتن می باشد ؟ آیا هیچ چیزی نمی تواند درمقابل این افزایش قدرت بایستد ؟ آیا حوزه ی عمل و اختیار جبهه ی شرارت به قدری است که بتواند به طورنامحدود ، قدرت پیدا کند و جهان را به آشوب بکشند ؟ آیا هری پاتر به عنوان منجی ، تمام جادوگران و اساتید جادوگری ، وزارت جادوگری ، جادوگران بین المللی و ...هیچ کدام قدرت مقابله با جادوگر شرور را ندارند ؟ خدا در این تقابل بین شر و حق کجاست ؟ آنچه در هری پاتر نشان داده می شود ، عدم محدودیت جبهه باطل و شر درقدرت یابی و اعمال شرارت می باشد .با این نگاه، این تفکر به مخاطب القاء می شود که در عالم واقع ، جبهه ی باطل به رهبری شیطان ،دارای قدرت نامحدود می باشد و درحال افزایش قدرت و سیطره ی جهانی خود است . اینکه مردم جهان بپذیرند که شیطان دارای قدرت فراوانی می باشد و توانایی سیطره بر جهان را دارد و نیروهای حق درمقابل آن ضعیف هستند ، دقیقاً هدف شیطان می باشد .شیطان تلاش دارد به اشکال گوناگون، بشر را بترساند ،تا با آن ترس، ایمان انسانها را از بین ببرد .همانگونه که خداوند در قرآن می فرماید :شیطان شما را از فقر می ترساند .(10) القاء ترس یکی از روشهای شیطان می باشد .ترس از هر چیزی غیر خداوند یکی از اهداف شیطان می باشد .به گفته ی مولا علی (علیه السلام) بزرگتری گناه ترس است .این به معنای این است که ترس ریشه ی بسیاری از گناهان و دوری از خدا می باشد .کسی که به ترس از غیر از خداوند اعتقاد داشته باشد ، در تدبیر ، حکمت ، علم ، قدرت و رحمانیت خدا ، شک دارد و خود را تحت مدیریت تربیت و هدایت خدا نمی داند .فرد با پذیرش این نظر که خداوند از حال بندگان غافل است و آنها را رها نموده و نسبت به مشکلات آنها بی تفاوت می باشد ، از رویارویی با مشکلات و سختی ها و حوادث ، خواهد ترسید .ترس ریشه در نگاه شرک آلود به ذات الهی و صفات و افعال خداوند دارد به همین دلیل ترس را بزرگترین گناه دانسته اند .دراین حال یکی از تلاش های شیطان این است که مردم را نسبت به همه چیز بترساند .ترس از آینده ، ترس از تأمین معاش ، ترس از ازدواج ، ترس از گرسنگی ، ترس از آبرو ...هزاران ترس که به روش های گوناگون به بشر القاء می شود .ترس عَلَمی است که شیطان در مقابل توکل به خداوند بلند نموده است .انسانها به خاطر این ترس ها و برای فرار از این ترس ها ، به دام های دیگر شیطان گرفتار می شوند و اسیر بندهای دنیایی می گردند .ترس از تأمین معاش و آبرو باعث می شود به تجمل گرایی روی آوریم ، برای ایجاد تجمل به درآمد بیشتر نیاز داریم برای درآمد بیشتر به دروغ ، ربا ، سود بیشتر ، حق الناس و ... مبتلا می شویم .برای رهایی از این مشکلات ، گرفتاری های دیگر پدید می آوریم ، تا در نهایت آنقدر غرق دنیا و گناه می شویم که امکان رهایی برایمان نیست .ریشه ی تمام آنها ترس می باشد ، به همین دلیل ترس را بزرگترین گناه گفته اند .آنچه که هری پاتر از ترس به مخاطب القاء می کند ، قسمتی از سینمای وحشت می باشد که سال هاست درغرب شکل گرفته است .دلیل شکل گیری سینمای وحشت چه می تواند باشد ؟ بشر امروز ، چرا باید بترسد ؟ القاء ترس چه هدفی دارد ؟ آیا ترس برای هیجان است یا برای تجربه کردن ترس ؟ دراین قسمت ، در نهایت هری پاتر به عنوان منجی بین المللی جادوگران خوب ، با کمک امدادهای غیبی از طرف پدر و مادرش ، از دست جادوگر شرور جان سالم به در می برد ، ولی در نهایت از او شکست خورده و جامعه ی جادوگران در بحران شدیدی فرو می رود . پشت پرده ی هری پاتر : پروژه ی عظیم جهانی سازی غربی ، سال هاست که در ابعاد و حوزه های مختلف در حال پیاده سازی می باشد .با نگاهی کلان به این موضوع ، می توان ابعاد فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و نظامی آن را بررسی نمود .لشکرکشی های نظامی در سی سال گذشته ، کودتاهای مختلف سیاسی ، اجتماعی مثل کودتاهای رنگی و مخملی ، تحولات و جا به جایی ثروت و سرمایه در سطح کلان جهان دربیست سال گذشته ، همه در قالب این طرح می باشد . تغییرات فرهنگی و گسترش احاطه فرهنگی غرب به وسیله ی ابزارهای رسانه ای ، همه با این هدف صورت می گیرد . هری پاتر یک قطعه از پازل بزرگ غربی سازی فرهنگ جهان می باشد . استعمار برای حفظ سلطه ی خود برجهان ، ازروش ها و سیاستهای مختلفی بهره می برد ، زمانی با روش استعمار کهن پیش می رفت ، بعد از آن استعمار نو پدید آمد و به روش دیگری سلطه خود را ادامه داد و درعصر حاضر با توجه به مقتضیات زمان و سطح تبادلات جوامع ، استعمار فرانو شکل گرفته است . استعمار فرانو ،راه دیگری برای تسلط بر کشورها می باشد و آن نفوذ در ملت هاست .شناخت ابعاد و روش های استعمار فرانو ، یکی از لازمه های انسانهای آزاده ی امروز جهان می باشد . در جهت سلطه ی استعمار فرانو ،کانون های مختلفی درحال فعالیت می باشند مثل سازمان فراماسونری جهانی ، فمینیسم جهانی ، فعالان حقوق بشرغربی ، تشکیلات رسانه ای و تبلیغاتی غرب ،سازمانهای بین المللی ، کشورهای صنعتی جهان ، کمیته 300 ، تشکیلات جهانی بهائیت ، صهیونیزم جهانی ، لابی یهود که همگی درتلاش هستند تا سلطه ی جهانی یهود و صهیونیزم را رقم بزنند .یهود با سازماندهی کردن تشکیلات و نهادهای مختلف ، برای تسلط بر جهان ،هویت خود را در پشت آنها پنهان می کند ، تا در نهایت پادشاهی و حکومت جهان را به دست آورد . امروز لازمه ی تغییر و تسلط برحکومت ها ، تسلط بر ملت هاست .یعنی یهود با تعریف پارامترهای شهروندی جهانی تمدن غرب و تبلیغ و اشاعه ی این پارامترها ، به وسیله ی سینما ، رسانه و ماهواره و ...ملتهای جهان را تبدیل می کند به شهروند دهکده ی جهانی خود .شهروندانی که وابسته ی به اقتصاد ، سیاست ، تبلیغات و هدایت یهود خواهند بود .با این روش ، یهود بدون آنکه نامی از او باشد ، به وسیله ی اهرمهای اجرایی خود ، بر جهان حکومت خواهد کرد . مهمترین پروژه دراین سیاست ، ملت سازی می باشد .تبدیل ملت های مختلف جهان با فرهنگ ها و ادیان مختلف به یک ملت واحد و با فرهنگ واحد ، مهمترین سیاست نظام سلطه دراستعمار فرانو می باشد .پیاده کردن این سیاست به وسیله ی ابزارهایی مثل سینما ، ماهواره و سوپراستارهای فوتبال در حال انجام می باشد .مجموعه هایی مثل هری پاتر ، سربازان تحقق سیاست شوم یهود می باشند .سیاستهایی که در نهایت برای سلطه ی شیطان بر جهان ، طراحی شده است . جهان اسلام و ملت سازی هری پاتری : هری پاتر به عنوان یکی از نقاب های گسترش لیبرال دموکراسی نظام استعمار فرانو می باشد ، که شناخت ابعاد مختلف این فرهنگ باعث می شود ، رسالت خود را در مقابل آن بهتر درک نماییم .تمدن لیبرال دموکراسی غربی ، به عنوان تمدن غالب برجهان ، تلاش دارد تمام مبانی فکری بشر را بر اساس مبانی فکری خود شکل دهد و در این راه هرتمدن و فرهنگی که تولید کننده ی فکر و مبانی فکری باشد ، از بین می برد .درعصر حاضر نه تمدن کنفسیوسی چین ، نه تمدن ارتودکسی روسیه و نه تمدنهای دیگر هیچ کدام نمی توانند زایش تمدنی داشته و تبدیل به جزئی از تمدن غرب شده اند .تنها تمدنی که در مقابل غرب ایستاده است و قدرت تولید ، زایش و گسترش مبانی فکری ، اجتماعی ، نظام سازی ، ملت سازی دارد ، تفکراسلامی شیعی می باشد . نمونه این تقابل را درعرصه نظامی درجنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه که با الهام گیری ازتفکر شیعی به پیروزی رسید ، می توان مشاهده نمود . استعمار فرانو این پتانسیل جهان تشیع را شناخته است و درتلاش می باشد که با روش های گوناگون مثل ناتوی فرهنگی ، تهدیدات نرم ، نیمه نرم ، فرقه سازی ،تهدیدات درون تمدنی و ...درمقابل این زایش و خیزش تفکری شیعی قرارگیرد ، جهان تشیع با شناخت مبانی فکری خود و صدور آن به عالم ، درمقابل هجوم تمدنی لیبرالیسم غرب خواهد ایستاد . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






