|
توبه،راه بازگشت...
|
|
۲۲:۳۷, ۱۷/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۰ ۰:۰۹ توسط Abasaleh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
معنای توبه
توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشت از گناه است و دراصطلاح عبارت است از: «رجوع از طبیعت [حیوانی] به سوی روحانیت نفس بعد از آنکه به واسطه معاصی و کدورت نافرمانی، نور فطرت و روحانیت محجوب به ظلمت و طبیعت شده است.»[1] در قرآن هم به معنای « رجوع انسان گناهکار» آمده و هم به معنای «توفیق توبه دادن از طرف خداوند به بندة معصیت کار» و هم به معنای « قبول و پذیرش توبه از جانب خداوند متعال» آمده است. در نتیجه، میتوان گفت: هر توبة انسان، محفوف و پیچیده شده در دو توبه الهی است: یکی توفیق دادن به بنده برای توبه و دیگری پذیرفتن توبه بندگان است و ممکن است هرسه توبه را به معنای لغوی برگشت داد؛ به این معنی که توبه از انسان، رجوع از گناه و بازگشت از معاصی است و توبه اول از خداوند، رجوع به فضل و رحمتش به سوی بنده است و توبه دوم، رجوع به قبول آن از بنده است.[2] در آیهای از قرآن این سه معنی کنار هم جمع شده است؛ آنجا که فرمود: Cثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتُوبُوا إِنَّ اللهَ هُوَ التَوّابُ الرَّحِیمُB؛[3] «سپس خداوند به آنها برگشت (توفیق توبه داد) تا توبه و برگشت کنند. خداوند بسیار توبه پذیر مهربان است.» [B] تشویق به توبه قرآن کریم در آیات متعددی مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهی تشویق و ترغیب کرده است: 1.Cاَلَم یَعلَمُوا أَنَّ اللهَ هُوَ یَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَ یَأخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُB؛[4] «آیا نمیدانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات را میگیرد و خداوند توبه پذیر مهربان است؟» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « اللهُ أَفرَحُ بِتَوبَةِ عَبدِهِ مِنَ العَقِیمِ الْوَالِدِ وَ مِنَ الضَّالِ الواجِدِ وَ مِنَ الظَّمانِ الوارِدِ؛[5] خداوند بر اثر توبه بندهاش خوشحالتر است از کسی که عقیم بوده، بچه دار شده و از کسی که گمشدة خویش را یافته و از تشنهای که به آب رسیده است.» 2. خداوند در قرآن میفرماید: Cقُل یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلیَ أَنْفُسِهِم لاتَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ أَنِیبُوا إِلی رَبِّکُم وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن یَأتِیَکُم العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرُونَB؛[6] «بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را میآمرزد، به درستی که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید.» در واقع این ندای الهی همیشه در گوش بندگان است که: هر چه که هستی بیا گر چه که پستی بیا توبه شکستی بیا دوست نظر میکند نیمه شب خلوت است مظهر هر رأفت است عاشق شوریده را دوست نظر میکند ای شده غرق گناه خواب گران تا به کی چارة درد تو را دیدة تر میکند *** 3. در آیه دیگر میفرماید: Cوَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ[؛[7] « او (خدا) کسی است که توبه را از بندگانش میپذیرد و گناهان را میبخشد و آنچه را انجام میدهید، میداند.» نکته قابل دقت این است که در واقع، خداوند میفرماید: با اینکه از تمام اسرار زندگی و رفتارهای پشت پرده شما اطلاع دارم و لحظه به لحظه اعمال شما را زیر نظر داشتهام، با این حال توبه شما را میپذیرم. وجوب توبه قرآن کریم تنها به ترغیب و تشویق اکتفا نکرده، بلکه در مواردی دستور اکید وجوبی بر لزوم توبه داده است که حتی وجوب آن فوری و بدون تأخیر است؛ منتها بحثی مطرح است که آیا وجوب فوری توبه شرعی و مولوی است و یا عقلی و ارشادی؟ تفصیل این بحث از حوصلة یک مقاله خارج است، فقط اشاره کنیم که از آنجا که توبه لطف و رحمتی است از سر امتنان، اگر وجوب آن شرعی باشد، با این امتنان نمیسازد؛ چرا که در صورت عدم توبه، دو مجازات متوجه عاصی میشود: یکی به خاطر اصل گناه و دیگری به خاطر تأخیر و نافرمانی توبه. بنابراین آنچه مناسب به نظر میرسد این است که وجوب آن را عقلی بدانیم و دستورات قرآن را نیز از باب ارشاد و تأکید بر فرمان عقل به حساب آوریم. به نمونههایی از دستورات اکید قرآن در این زمینه توجه فرمایید. 1. همه به سوی خدا برگردید: Cوَ تُوبُوا إَلی اللهِ جَمِیعاً أَیُّهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُمْ تُفلِحُونَB؛[8]« و همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.» در این آیه در کنار خطاب شفقت آیه Cأیُّهَا المُؤمِنُونَB و بیان ثمره مهم توبه که رستگاری ابدی است؛ فرمان صریح وجوبی بر انجام توبه داده است. 2. ای مؤمنان خالصانه توبه کنید: Cیا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُB؛[9] « ای کسانی که ایمان آوردهاید! به سوی خدا توبه کنید! توبهای خالص. امید است پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند.» این آیه صریحاً به صورت امر وجوبی بر همه مؤمنان توبه خالصانه را واجب و لازم شمرده است. تأخیر توبه، کار شیطان باز شدن درِ توبه به روی بندگان، در واقع باز شدن باب رحمت است که زمینه پاکسازی روح و نادیده گرفتن گذشته سیاه بندگان را فراهم میکند و به این وسیله، گناهان قبلی که با وسوسه شیطانی انجام گرفته، نابود خواهد شد. اینجاست که شیطان وقتی نقشههای قبلی خویش را نقش بر آب میبیند، دست به حیله جدیدی میزند که عبارت از تأخیر توبه و تسویف و امروز و فردا کردن آن است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است: وقتی که آیه Cوَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُB؛[10] «و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند، به یاد خدا افتاده، پس برای گناهان خود طلب آمرزش میکنند. و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد.» نازل شد، ابلیس بالای کوهی در مکه رفت و با صدای بلند فریاد کشید و سران لشکرش را جمع کرد. گفتند: ای آقای ما! چه شده است که ما را فرا خواندی؟ گفت: این آیه نازل شده (آیهای که پشت مرا میلرزاند و مایة نجات بشر است.) چه کسی میتواند با آن مقابله کند؟ یکی از شیاطین بزرگ گفت: من میتوانم، نفشهام چنین است و چنان. ابلیس طرح او را نپسندید. دیگری برخاست طرح دیگری داد که آن هم مقبول نیفتاد. در اینجا «وسواس خنّاس» برخاست و گفت: من از عهدة آن برمیآیم . ابلیس گفت: از چه راه؟ گفت: آنها را با وعدهها و آرزوها سرگرم میکنم تا آلوده گناه شوند و هنگامی که گناه کردند، توبه را از یادشان میبرم. ابلیس گفت: تو میتوانی از عهدة کار برآیی و این مأموریت را تا دامنه قیامت به او سپرد.»[11] در مقابل، رهبران دینی دستور دادهاند که توبه را تأخیر نیندازید و فوراً به آن اقدام کنید؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «یا بنَ مَسْعُودٍ لاتَقَدَّمِ الذَّنبَ وَ لاتُؤَخِّرِ التَّوبَةَ؛[12] ای پسر مسعود! گناه را مقدّم ندار [و گناه نکن و اگر گناهی سرزد] توبه را به تأخیر نینداز!» حال تائب نقطه آغازین توبه که سخت تحول ساز و تربیت آفرین و اثر ساز و اعجازگر است، حال توبه میباشد، یعنی همان انقلاب درونی که در درون تائب ایجاد میشود و نشان آن اشکهای روان و نالههای بیپایان و نفرت و ندامت شدید از گذشته و امید به آینده است و اینکه بداند جز خدا کسی نمیتواند این گذشته را جبران کند و تازه این جبران از فضل و کرم اوست، نه استحقاق تائب. در این زمینه، دعاهای معصومین مخصوصاً مناجات امیرمؤمنان علی علیه السلام و دعاهای امام سجاد علیه السلام و صحیفه سجادیه او غوغا کرده است و دنیایی از شور و حال و سوز در آنها دیده میشود که از حوصله این نوشتار خارج است. در قرآن کریم نیز حال تائبان از ترک اولی، یعنی انبیاء علیهم السلام و برخی از افراد دیگر مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله: 1. حضرت آدم علیه السلام: با اینکه آدم و حوا علیهما السلام ترک اولایی انجام دادند، با این حال به شدت از گذشته خویش پشیمان شدند و نخستین گام را اعتراف به ظلم و ستم بر خویشتن، در پیشگاه الهی قرار دادند و سالها اشک و ناله کردند و Cقالا رَبَّنا ظَلَمْنا أنْفُسَنا وَ إن لَم تَغفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَB؛[13] «گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم، و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود.» و بعد از سالها گریه و زاری توبه آدم علیه السلام پذیرفته میشود که Cفَتابَ عَلَیهB؛[14] «پس توبه او را پذیرفت.» 2. حضرت یونس علیه السلام: حضرت یونس علیه السلام بر اثر ترک اولی گرفتار زندانِ شکم ماهی عظیم (نهنگ) شد و خیلی زود متوجه ماجرا گردید و با تمام وجودش رو به درگاه خدا آورد و از ترک اولای خویش استغفار کرد و سراسر وجودش را حال توبه فرا گرفت و مشغول گفتن ذکر معروف یونسیه شد که Cفَنادَی فِی الظُّلُماتِ أن لاإلهَ إلاّ أنتَ سُبحَانَکَ إنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمینَB؛[15] « پس او در میان ظلمتها [ی متراکم] فریاد زد که معبودی جز تو نیست، منزهی تو، من [بر خویشتن ستم کردم و] از ظالمان بودم.» این اعتراف خالصانه و این حال و سوز توأم با ندامت و آن تسبیح و یاد خدا باعث استجابت دعای او شد که خداوند در قرآن فرمود: « ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و این گونه مؤمنان را نجات میدهیم.[16]» 3. حضرت داود علیه السلام: حضرت داود علیه السلام نیز بر اثر عجلة در قضاوت احساس کردترک اولایی را مرتکب شده؛ لذا در مقام استغفار و توبه برآمد وبا سوز و گداز و حال توبه به رکوع وسجود افتاد؛ چنان که قرآن کریم میفرماید: Cوَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاستَغفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راکِعاً وَ أَنابَB؛[17]« داود گمان کرد ما او را [با این ماجرا] آزمودهایم. از این رو، از پروردگارش طلب آمرزش کرد و به سجده و رکوع رفت و انابه کرد.» موارد فوق نشان میدهد که انبیاء و اولیاء علیهم السلام از ترک اولی هم به خود میلرزیدند و گریه و ناله میکردند. این همان حال توبه است که اگر در انسان ایجاد شود، سخت سازنده و تحّول آفرین است. شرائط و ارکان توبه در شماره 59 مجله مبلغان ارکان و شرائط توبه از دیدگاه روایات بررسی شده است. آنچه در اینجا بیان میشود، همان شرائط و ارکان است براساس آیات قرآن. الف. ارکان توبه 1. پشیمانی از گذشته: اصلیترین رکن توبه این است که تائب از گذشته پشیمان باشد. این همان است که در آیات زیادی با جمله Cإِلاّ مَن تابَB[18] و یا Cإلاّ الذِّینَ تابُواB[19] بیان شده است و البته گاهی از پشیمانی به اعتراف تعبیر شده است: Cوَ آخَرُونَ اعتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْB[20] «و گروه دیگر به گناهشان اعتراف کردند.» 2. تصمیم بر ترک در آینده: این شرط را میتوان از این آیه استفاده کرد: ]فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم .... وَ لَم یُصِرُّوا عَلی ما فَعَلُوا وَ هُم یَعلَمُونَ[؛[21] « پس برای گناهان خود طلب آمرزش کنند .... و برگناه اصرار نمیورزند [و دوباره آن را مرتکب نمیشوند] در حالی که میدانند.» این شرط ازارکان توبه شمرده میشود. ب. شرائط قبولی 1. انجام عمل صالح: این شرط در آیات متعددی مطرح شده است؛ گاه به صورت: ]إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً[؛[22] «مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل شایسته انجام دهد.» و گاه به صورت بیان مصداق اعمال صالح، از جمله: ]فَان تابُوا وَ اقامُوا الصَّلوةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُم إنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ[؛[23] « پس اگر توبه کنند و نماز را به پا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.» 2. اصلاح گذشته: شرط دیگر قبولی توبه جبران واصلاح گذشته است. ]إلاّ الَّذینَ تابُوا مِن بَعدِ ذلِکَ وَ أصلَحُوا فَإنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ[؛[24] « مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند که خداوند بخشندة مهربان است.» جبران گذشته به این است که هم حقوق مادی و معنوی مردم را اداء و هم حقوق خداوند را جبران کند. ج. شرائط کمال توبه درقرآن برخی شرائط دیگر مطرح است که میتوان آنها را شرائط تکمیلی و کمال توبه دانست. به عنوان نمونه، به دو مورد اشاره میشود: 1. اعتصام بالله و اخلاص: در قرآن کریم میخوانیم ]إلاّ الَّذینَ تابُوا وَ اَصْلَحُوا وَ اعتَصَمُوا بِاللهِ وَ اخلَصُوا دیِنَهُم لِلهِ فَأولئِکَ مَعَ المُؤمِنینَ وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللهُ المُؤمِنینَ أجراً عَظِیماً[؛[25]« مگر آنها که توبه [و جبران و] اصلاح کنند و به [دامن لطف] خدا چنگ زنند و دین خود را برای خدا خالص کنند. آنها با مؤمنان خواهند بود و خداوند به افراد با ایمان پاداش عظیمی خواهد داد.» روشن است که چنگ زدن به لطف الهی و اخلاص ورزی در کمال توبه تأثیر دارد نه در اصل آن. 2. توبه نصوح کردن: ]یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أنْ یُکَفِّرَ عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ یُدخِلَکُم جَنَّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الأنهارُ[؛[26]« ای کسانی که ایمان آوردهاید! توبه کنید، توبهای خالص، امید است [با این کار] پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند.» برای توبه نصوح تفسیرهای مختلفی شده است که در مجموع میتوان گفت: توبه نصوح آن است که علاوه بر ارکان توبه وشرائط قبولی آن، شرائط کمال را نیز دارا باشد. شاهد این تفسیر آن است که در غالب تفسیرها شرائطی ذکر شده که همه از شرائط کمال به حساب میآیند، نه ارکان و شرائط قبولی؛ مثلاً برخی گفتهاند: توبه نصوح آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود، و ادامه اطاعت خدا. و یا اینکه «توبه نصوح» آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینی و از آن شرمنده باشی و یا اینکه گفته شده: «توبه نصوح» آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن، کم خوردن و کم خوابیدن. و برخی نیز گفتهاند: توبه نصوح آن است که توأم با چشم گریان و قلبی بیزار از گناه باشد.[27] و شاهد دیگر، رسول خدا صلی الله علیه و آله است که در پاسخ به «معاذ بن جبل» از توبه نصوح فرمود: «أن یَتُوبَ التَّائبُ ثُمَّ لایَرجِعُ فی ذَنبٍ کما لایَعُودُ اللَّبَنُ إلی الضَّرعِ؛[28] آن است که شخص توبه کننده به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند؛ آن چنان که شیر به پستان هرگز برنمیگردد.» روشن است که چنین توبهای، کمال توبه شمرده میشود نه ارکان آن و ا گر انسانی که توبه کرده دوباره همان گناه را انجام دهد و دوباره توبه کند، توبهاش پذیرفته میشود، ولی توبه کامل شمرده نمیشود. در نتیجه، نصوح بودن به هر معنایی باشد، نشانة کمال توبه است. به شرائط قبولی و کمال توبه اشاره دارد آنچه در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: «أتَدرُونَ مَنِ التَّائبُ قالُوا أللهُمَّ لاقالَ إذا تابَ العَبدُ وَ لَم یُرضِ الخُصَماءَ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یَزِد فِی العِبادَةِ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ لِباسَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّر رُفَقائَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّر مَجلِسَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّرْ فِراشَهُ وَ وَسادَتَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُغَیِّر خُلقَهُ وَ نِیَّتَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یَفْتَحْ قَلْبَهُ وَ لَمْ یُوَسِّعْ کَفَّهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُقَصِّرْ أَهْلَهُ وَ لَمْ یَحفَظْ لِسانَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُقَدِّم فَضْلَ قُوتِهِ مِن بَدَنِهِ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ إذا استَقامَ عَلی هَذِهِ الخِصالِ فَذاکَ التّائِبُ؛[29] آیا میدانید توبه کننده کیست؟ گفتند: خدایا! نه. فرمود: وقتی بنده توبه کند و طلب کاران را راضی نکند، تائب نیست و کسی که توبه کند و بر عبادت نیفزاید، تائب نیست و کسی که توبه کند و لباس [ نامناسب] خود را تغییر ندهد، پس تائب نیست و کسی که توبه کند و رفیقان خود را تغییر ندهد [و از دوستان ناباب فاصله نگیرد]، تائب نیست و کسی که توبه کند و محل نشستن خود را تغییر ندهد، تائب نیست و کسی که توبه کند و فرش و تکیه گاه خود را تغییر ندهد، توبه کار نیست و کسی که توبه کند و خوی و نیّتش را تغیر ندهد، توبه کار نیست و کسی که توبه کند و قلبش را باز نکند (سعه صدر پیدا نکند) و دستش را توسعه ندهد (انفاق و سخاوت پیدا نکند)، تائب نیست وکسی که توبه کند ولی آرزوی خود را کوتاه نکند و زبان خود را حفظ نکند [ و دست از غیبت و تهمت و ... برندارد]، تائب نیست و کسی که توبه کند و اضافه قوت و غذای خود را از بدن خود جدا نکند، تائب نیست و زمانی که [توبه کار] بر این اوصاف استقامت ورزید پس تائب است.[b] [/b] |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
توبه،راه بازگشت... - Abasaleh - ۱۷/آبان/۹۰ ۲۲:۳۷
RE: توبه،آخرین راه بازگشت... - shafagh_mah - ۱۷/آبان/۹۰, ۲۲:۴۶
RE: توبه،آخرین راه بازگشت... - علی 110 - ۱۷/آبان/۹۰, ۲۲:۵۴
RE: توبه،آخرین راه بازگشت... - Abasaleh - ۱۷/آبان/۹۰, ۲۳:۰۹
RE: توبه،راه بازگشت... - آیدین - ۱۸/آبان/۹۰, ۱۴:۲۵
RE: توبه،راه بازگشت... - Abasaleh - ۲۵/آبان/۹۰, ۲۳:۴۴
RE: توبه،راه بازگشت... - علمدار133 - ۲۱/خرداد/۹۱, ۱۷:۰۲
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تاپیک جامع توبه ( خلاصه تاپیکهای توبه + معرفی) | Tolou | 7 | 5,078 |
۱۹/آذر/۹۱ ۱:۵۱ آخرین ارسال: ats |
|







