|
بررسی هری پاتر
|
|
۲۰:۳۵, ۱۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۰ ۲۱:۳۵ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
|
خواندن داستان های غربی چقدر لازم است؟؟؟؟؟؟
سلام مجدد. اول یک بحث نیمه فلسفی مطرح کنم بعد وارد عرایض شما می شوم.یک انسان عادی اغلب از سه جنبه ی وجودی عالم بهره می گیرد. 1-ساحت مادی: همان که در عرف عامیانه جسم گفته می شود و دارای جرم و قابلیت ادراک با حواس پنجگانه را دارد. 2-ساحت عقل: همان جایگاه تفکر است.اغلب ما در محاسبات مورد نیاز ، یافتن راه حل های مشکلات انجام،کارهای هندسه محور و غیره باید آن را درک می کنیم.اندیشه ها از سنخ همین عالمن و تعریف دقیقتر تفکر در بین اهلش رسیدن از مبادی به نتایج است(الفکرحرکه من المبادی الی المرادی). 3-خیال یا وهم : بین دو عالم بالاست.همان است که در خواب در آن قرار داریم .همین عالم محلی است که شیاطین در آن رخنه می کنند زیرا مشابهت وجودی آن ها از این عالم اکثریت دارد. البته محل حضور اصلی انسان قلب اوست که الان محل بحث ما نیست. یک تقسیم بندی ساده و راهگشا از داستان نویسی موجود است.داستان دوگونه است.1-غیر واقعی 2-بر اساس واقعیت 1-غیر واقعی :برخواسته ی از خیال و کمک از قوه ی تفکر: داستانی مثل هری پاتر یا این سنخ رمان ها ساخته و پرداخته ی خیال است.یعنی نویسنده در ساحت وهمی خود غرق شده و سعی می کند آنچه را در این دریا شناور است با کمک قلم به صفحه ی مادی انتقال دهد.حال چرا ما باید به این خیالات بها دهیم و آیا استفاده ی از آنها برای ما صحیح است؟؟؟ به طور دقیقتر باید به چه خیالی بها بدهیم!؟!؟! جواب این است:آن خیالی قابل اعتناست که واقعیت را در بر داشته باشد.به معنای درست تر از عقل برخیزد.شما می دانید که عقل برای همه ی انسان ها قابل پذیرش است.به عنوان مثال اگر در معامله ای تجاری حرفی را عقل دو نفر تصدیق کنند روی آن توافق دارند زیرا هر دو محاسبات را در فکر خود تعریف قبلی کرده اند و می دانند اگر فلان پول را بدهند این جنس به همراه مقدار باقیمانده ی پول بازگردانده می شود.اما مشکلات از جایی شروع می شود که مبادی استناد ماده یا خیال شود.مثلا شما بدون فکر و از روی گمان به دیگری تهمتی بزنید.این کار عقل را شامل نمی شده است و از همینجاست که منازعات زنده می شود.تقریبا اکثر گناهان از خیال بر می خیزد و از رو که عرفا و فلاسفه ساحت وجودی شیاطین و جنیان را این وادی می دانند.خیال دارای قاعده نیست و اگر بود دیگر خیال نبود چون عالم وهم باید مانند پرنده ای و بدون قاعده پرواز کند تا به هدف خود برسد و الا دیگر خیال نیست.سوال این است پس با این خیال برآشفته و همه جا گرد چه کنیم!؟؟!؟! پاسخ همان است که پیامبران می دهند با زنجیر عقل به بندش کشید.از همین رو است که خیال معصومین مانند عقل آن ها نورانی و زلال است. مانند داستان های عرفانی که در فرهنگ ادبی ما بسیار است.دیگر موضوع شعر است.محل جوشش شعر ساحت خیال است.اما باز هم باید از فکری نورانی برخیزد.مثالی از این جوشش شعر های بزرگانی مثل مولاناست.ایشان چون عقلی نورانی دارد داستان هایی را که تمامی عناصر الهی انسانی در آن جمع است به زبان شعر می آورد.مثال های قرآن اوج این آثار است آنجاهایی که خداوند مثال می زنند.مانند این نمونه: مثل كسانى كه به پروردگار خود كافر شدند كردارهايشان به خاكسترى مىماند كه بادى تند در روزى طوفانى بر آن بوزد از آنچه به دست آوردهاند هيچ [بهرهاى] نمىتوانند برد اين است همان گمراهى دور و دراز(سوره ی 14 آیه 18)
منظور اینکه رمانی که بشر نوشته زمانی قابل قبول است و می توانیم به آن رجوع کنیم که از عقلی نورانی سرچشمه بگیرد. 2-واقعیات داستان شده(تاریخ ادبی): این داستان ها چون از متن حوادث گذشته برداشت شده اند تمام حوادث آن بر اساس حکمت الهی رقم خورده است و دیگر خواست نویسنده نیست.یعنی ارزش خواندن دارد چون خداوند آن را تقدیر کرده است.از این روست که در کلمات معصومین داریم که تاریخ را خوانده و عبرت بگیرید.هیچگاه نمی گویند داستان و افسانه بخوانید زیرا محلی از اعتبار و سندیت ندارد و اصلا ترویج امانیسم محض است.تمام داستان های قرآن هم همین طور است.آنچه را خداوند محاسبه کرده داستان شده است.مگر ما که هستیم که بتوانیم نتیجه تعاملات یک محیط و انسان های آن را بدانیم و از خیال خود به آخر برسانیم. مثال بزنم شما سریال هایی را می بینید که می تواند چندین شکل نتیجه داشته باشد اما آیا همه ی آن ها صحیح است و آیا می توان گفت که حق فلان شخص در داستان مرگ بود یا نتیجه ی دروغ فلان فرد آتش گرفتن خانه اش بود.این ها نتیجه گیری شخصی نویسنده است و او که مانند خداوند عادل و آگاه و مدبر به تمام امور نیست و از همین رو ممکن است داستانی ارائه دهد که هیچ فایده ای در دیدن آن نباشد. منظور اینکه داستان های غیر واقعی هیچ اعتباری برای پند آموزی ندارند و مصداق دقیق آیه ی بالا هستند که مومنین از لغو به دورند. مگر اینکه از سنخ خیال نورانی باشند که در بالا بحث شد. نتیجه: از دو سنخ داستانی بالا خیال نورانی و داستان های واقعی مفید قابل قبولند و مصداق بیهوده گذرانی واقع نمی شوند.یک مومن باید بقیه را کنار بگذارد.زیرا عقل دینی به ما حکم می کند که در انجام هر عملی باید از بیهوده کاری و نداشتن نتیجه پرهیز کنیم و این نص صریح قرآن است: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به راستى كه مؤمنان رستگار شدند (۱) قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱﴾ همانان كه در نمازشان فروتنند (۲) الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿۲﴾ و آنان كه از بيهوده رويگردانند (۳) وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿۳﴾ (۱۸/آذر/۹۰ ۱۲:۵۶)دیدگاه نوین نوشته است: هیچ امری در عالم وجود ندارد که برای انسان لازم باشد و در غریزه یا فطرت او وجود نداشته باشد.تفریح و سرگرمی مناسب و به اندازه و به وقت هم در این مجموعه قرار دارد.ورود به ناشناخته و حس دانستن عوالم جدید از فطریات بدون تردید روحی انسان است.در غیر اینصورت لغو و بیهوده است.تفریح صحیح هم هدفش آرامش و تجدید قوا برای آغاز مرحله ی جدید است. (۱۸/آذر/۹۰ ۱۲:۵۶)دیدگاه نوین نوشته است:دوما همونطور که شاهنامه فردوسی با بیان افسانه ها و حرف از سیمرغ و رویین تنی و ... خواننده را جذب میکند ، هری پاتر هم همین کار را میکند و ذهن خواننده را نزد افسانه ها میبرد . جوانی که هری پاتر میخواند ذهن و دلش پیش هاگوارتز و دامبلدور است و جوانی که شاهنامه میخواند ذهنش پیش سیمرغ و زال و رستم و ... است . این تخلیه احساسات و هیجانات کاذب نوجوان است . چطور اولی بد است و لی دومی که در اصل همان مضامین را در بر دارد خوب است؟؟؟ شاهنامه هم اکثرا مبنای تاریخی دارد و داستان های کهن است.یعنی عبرتی است کامل از تاریخ.اضافه یا کم کردن غول و سیمرغ تجملات یک واقعیت است که به خاطر حوزه های زیبا شناسی لازم است.اما هری پاتر خیال تیره و بدون پشتوانه ی تفکر نوری است. هیچ اتفاقی در آن مصداق عملی و واقعی نداشته است که از آن بهره ی انسانی الهی برده شود یا واقعیتی که عبرتی حاصل کند.پس هیچ از خود پرسیده ایم چرا آن را مطالعه می کنیم؟!؟!؟! نکته ی بعدی شما در هری پاتر با این موجودات زندگی می کنید!!!! جنی به نام دابی جزوه بهترین دوستان هری است.هاگرید یک نیمه رگه ی غول است.و.........درسی به اسم رام کردن حیوانات عجیب داریم.چطور این را با شاهنامه مقایسه می کنید؟؟؟؟؟ اکثر داستان های شاهنامه بدون این ها است.اگر هم بود مانند غول یک عنصر پلید کثیف است.اگر اژدها است باید کشته شود(در صورتی که در هری پاتر برای پرواز است) و......سیمرغ مانند ققنوس یک عاقل است که حتی بین مردم نمی آید و به ندرت باید او را دید.سیمرغ نماد عرفانی در ادبیات ما نه یک جن که در کلام معصوم گفته شده که به آن ها نپردازیدو درضمن اگر جایی از شاهنامه این خصوصیات باشد که من ندیدم و از شیعه معتقدی به نام حکیم فردوسی بعید است آن هم همین مصداق لغو است.ما با کسی شوخی نداریم.ملاک قرآن و کلام اهلبیت است. (۱۸/آذر/۹۰ ۱۲:۵۶)دیدگاه نوین نوشته است:سوما نمیدانم ، شاید اشتباه متوجه شدم . یعنی شما به وجود اژدها و تسترال و غول و ... ایمان دارید ؟؟؟؟ اینها (به استثنا جن که در قرآن آمده ) زایده تخیل گذشتگان بوده و هیچ سند و دلیلی برای اثبات این موجودات نیست . حال اگر شما اینها را با خواندن یک کتاب باور کرده اید ، اشکال از شما است نه هری پاتر . ( منظور دقیقا شما نیستید منظورم تو نوعی است ) . ما بسیاری موجودات داریم که ناشناخته هستند.جنیان به اشکال بسیاری ظهور می کنند.ما در احادیث داریم که جنی به شکل مار گفته شده است.به شکل سگ سیاه به شکل گردباد.در هنگامی که حضرت علی(علیه السلام) در یکی از جنگ های پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای مبارزه با شیاطین به درون چاه رفتند؛ قبل از آن جنیانی که بیرون آمدند به شکل های عجیبی بودند که ذکر شده است.داریم که حضرت بر منبر کوفه بود و اژدهایی به داخل مسجد آمد مردم خواستند او را بکشند که حضرت فرمود از بزرگان اجنه ی مسلمان است.داریم در احادیث بر امام سجاد به شکل دیوی بسیار عظیم ظاهر شد.بر حضرت یحیی ابلیس به شکلی ظاهر شد که بسیار جالب و شگرف است.با این اسناد می توان گفت:این ها چون غیر از مادی اند محدویت جسمشان باید بسیار کم باشد. غیر از این هم موجوداتی داریم که یکی از آن ها در احادیث به نسناس نقل گردیده اند.معلوم نیست این ها چند نوعند.هنوز هم موجود است.بنده چندین نقل قول از کتب بزرگان درباره ی این موجودات شنیده ام.یک نمونه به شما بگویم.آیت الله اعظم سید علی قاضی(رحمة الله علیه)؛ازشان درباره ی قالیچه ی سلیمان(علیه السلام) سوال شد.با سوال کننده به درون صحرایی رفتند موجودی را از کوهی صدا زدند که از زمان حضرت سلیمان(علیه السلام) در آنجا بود و از ایشان سوال کردند.راوی شکل خاصی برای این موجود عجیب می گوید.شیخ جعفر آقای مجتهدی(رحمة الله علیه) از موجوداتی سبز و ترسناک در سفر خود به مشهد سخن می گوید.کتابی است به نام عجایب المخلوقات و .....که در آن موجودات خاصی ذکر شده است. بسیاری از موجودات که داستان شدهاند و رولینگ هم آن ها را در آورده از همین سنخ بوده اند.اگر این ها برای ما جنبه ی پذیرش پیدا کنند ظاهر شدنشان راحت تر است.اگر یکی مثل آلیستر کرولی می خواهد برایش ظاهر می شوند.رولینگ این خواستن را در جوان غربی شدت عجیبی داده است. به هر حال هری پاتر فقط برای کسی که می خواهد آن را تفسیر کند و خطراتش را به بقیه توضیح دهد لازم به خواندن است.غیر این افراد اگر کسی مطالعه کند مصداق آن آیه ی قرآن که کار لغو و بیهوده انجام داده می شود و از مومن بودن خارج می گردد.شما هم آنچنان غرق این خیالات فانی شده ای که گوش شنیدن استدلال را نداری.بنده هم زمانی از شما بدتر بودم.خدا را شکر در حال فروکش کردن است و از خدا می خواهم همه را هدایت کند. و السلام علی من تبع الهدی. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |






