|
اندر ماجراي ابتذال در آگهي تلويزيوني و غفلتها
|
|
۲۲:۲۱, ۲۲/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آذر/۹۰ ۰:۰۴ توسط asier.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
سلام به دوستان گرامی
اقتصاد در اسلام تعریف متفاوتی از اقتصاد غربی داره. برخلاف نظام غربی که اقتصاد زیر بنای ماکرو سیستم های هویتی و اجتماعی و امنیتی در جامعه است، در اسلام اقتصاد یک مجموعه عملکردی و میکرو سیستمی داره.یعنی ابتدا یک نظام فکری به نام هویت اسلامی وجود داره که به جامعه بها میده و سپس در زیر مجموعه های نهاد های تامین نیازهای اجتماعی مجموعه ای به نام اقتصاد تعریف میشه.(در غرب ابتدا اقتصاد و انگاره های اقتصادی تعریف و سپس نسبت همه چیز نظیر فرهنگ و سیاست و هویت فکری با اون تعیین میشه.) در اسلام مجموعه اقتصاد چون میکرو سیستم تلقی میشه پس تمامی انگاره های آن زیر هویتی هستند.یعنی خود اقتصاد در اسلام تعبیر معیشت میگیره و انگاره های اون بر اساس محوریت نظام خدا محور حرکت میکنند. در اقتصاد ماکرو سیستمی غرب هدف از مجموعه اقتصاد بازآوری خود مجموعه است در حالیکه در اسلام نظام معیشت مبتنی بر تفکر پاسخ نیازهای انسانی است. ببینید دو هدف پاسخ به نیاز و بقای مجموعه با هم متفاوتند. در مورد پول باید گفت که پول در غرب انگاره محوری اقتصاد است که توان اقتصادی با این انگاره سنجیده میشه. یعنی نسبت تمام عوامل از جمله انسان با پول سنجیده میشه نظیر فرآیند اعتبار سنجی در سیستم های بانکی و اجتماعی. اما در اسلام پول تنها وسیله مبادله است و هرگز مبنای تولید و یا بازار و هر انگاره معیشتی دیگری نیست. در مورد تبلیغات: تبلیغ در غرب فرآیند القای یک مفهوم به مخاطب است به نحوی که مخاطب مجبور به پذیرش باشد. در اسلام تبلیغ فرآیند مقدسی است و بنابراین ارکان مدون و مخصوصی دارد که برای هر منظور و هدفی باید رعایت گردد. تبلیغ در اسلام فرآیند آشنا سازی و رساندن مفهوم به دیگران است. هدف تنها رساندن پیام به صورت کامل و صادقانه است و پذیرش و عدم پذیرش آن مد نظر نیست. در حالی که در غرب و نظام فکری غرب مبنای امانیستی و تنها القا و پذیراندن به مخاطب دارد ضمن آننکه ابدا به صداقت پیام متعهد نیست. حال با این مختصر مطالبی که به صورت تیتر وار و مجمل گفتم اینطور میشود درباره تبلیغات تلویزیونی در ایران صحبت کرد که: تبلیغات در ایران بر مبنای نظام های دیگریست که به صورت بهم پیوسته عمل میکنند وقتی در ایران تمامی ارکان و نظامهای اجتماعی و اقتصادی کاملا الگویی و مقایسه ای با غرب است. باید انتظار داشت که: اول اینکه ایران نیازمند تحول زیربنایی در مبنای نظام فکریست به نحوی که نظام هویت بخشی اجتماعی نیز تغییر پذیرد. دوم برخورد های پرهیزگارانه سودی نخواهد بخشید زیرا مبنا گرایی اقتصاد براساس نظام فکری غرب نخواهد گذاشت روند اجتناب به طول انجامد. و در نهایت اینکه ایران با این روند در تمامی ارکانهای زیربنایی و روبنایی اقتصادی و اجتماعی خود خیلی زود به همینجایی که اکنون غرب رسیده است میرسد و فروپاشی منظومه های امانیستی را در جامعه ای خدا محور شاهد خواهیم بود. ضمنا اگر دوستی متوجه مبحثی نشده و نیاز به توضیح دارد و همچنین سوالی در مورد صحبت های بنده دارد، اینجانب پاسخگو خواهم بود. ان شاءالله موفق و پیروز باشید. در پناه حق |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







