| نظرسنجی: شما با شروع و ادامه اين بحث موافقيد؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| بله | ![]() ![]() |
28 | 90.32% |
| خير | ![]() ![]() |
3 | 9.68% |
| تمام | 31 رأی | 100% | |
|
هَل مِن نـاصــر یَنصُـــرنی(ویـــژه نامـه مـحـــرم 1433)
|
|
۹:۵۸, ۲۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #190
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
الظلیمه...
مویش به باد عشق وزیدن گرفته بود
زینب هوای آه کشیدن گرفته بود یک دختر سه ساله طناز و با وقار.. بر لب گلی به نیت چیدن گرفته بود اشکی به چشم و بغض به حلقوم و پا به گل.. دستی به گوش بر نشنیدن گرفته بود اشکش چکید مادر خسته به یاد طفل.. {یادش بخیر... حس مکیدن گرفته بود...} سقا نخواست دست و لب و مشک و چشم و فرق.. کفاره به آب رسیدن گرفته بود رأسی به نیزه.. چو خورشید در سماع.. با نیزه دار پای دویدن گرفته بود الله اکبر از آن مرد و گرد و خاک.. ـ هایی که نای دیده و دیدن گرفته بود .. : از سوی قوم هرزه زبان زبون وُرا .. خیلی ز زخم.. قصد رسیدن گرفته بود زینب هلال و ماه هلال و سپه هلال راوی هلال و هول بریدن گرفته بود نیزه حلال و تیغ حلال و سنان حلال ذبحِ حلال حال تپیدن گرفته بود مَحکم مباح و حُکم مباح و حَکَم مباح خون مباح سرخ و.. جهیدن گرفته بود ضجه حرام و اشک حرام و بکا حرام بوسه حرام و قلب دریدن گرفته بود اسب حسین جای شتر نحر شد به نهر تصمیم «اَلظلیمه کشیدن» گرفته بود صمصمام علوی
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









