|
بررسی هری پاتر
|
|
۲۰:۵۸, ۲۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
دقیقا به همون دلائلی که شما در ابتدا گفتید،
اگر نما کلی کتابها را نگاه کنیم کاملا ماسونیست، چون تشویق به باور کردن سحر و جادوست اما در جزئیات برداشت من کاملا برعکسه...چرا که تمام نمادها و رفتارهای ماسونی متعلق به جبهه شر ماجرا یعنی ولدمورت و مرگ خوارهاست... مثلا همین شعار جادو قدرت است وقتی در وزارت سحر و جادو مطرح میشه که این وزارت توسط ولدمورت فتح شده...یا همین نماد یادگاران مرگ، که شامل چوبدستی برتر، شنل نامرئی کننده و حلقه رستاخیزه، محل دعوای خیر و شر در آخرین کتابه و در آخر هم توسط نیروی خیر داستان از بین میره... جالبه بدونید که خود خانم رولینگ گفته که نماد مد نظر من این بوده: "یک مثلث، که قسمت قله آن توسط یک خط افقی قطع شده و یک دایره توخالی در بالای آن خط" اما به دلایلی این نماد رو تغییر داده... این دو نمونه از نمادها...رفتارهای طبقه شر داستان هم فوق العاده شبیه فراماسونهاست: در فصل اول کتاب هفتم، داریم که ولدمورت در یک سالن مجلل که کفش از سنگ های سیاه و سفید(اشاره مستقیم به شطرنجی بودن نمیشه،) یک نفر رو میکشه و اون رو به مارش هدیه میده... یا مثلا جایی در کتاب ششم، دامبلدور و هری برای اینکه بتونن وارد قلمرو ولدمورت(ارباب تاریکی) بشن تا یک تکه از روح ولدمورت رو از بین ببرن، باید خون بریزند(کاملا مشابه آیین شیطان پرستها) یا مثلا تاکید جبهه سیاه بر اصیل بودن خون جامعه حاکم، زیر دست بودن کسانی که خون خالص ندارند و "بره" بودن جامعه غیر جادوگر(عین عبارت بره در کتاب آمده و تاکید شده روش)... یه سری نکته دیگه: رولینگ در کتابش زندگی پس از مرگ رو تایید میکنه(فصل "کینگز کراس" در کتاب هفت که شامل روایت دیدار هری پاتر با وامبلدور که سال پیش مرده است) و البته این که مرگ و زندگی در اختیار کسی ماورای حتی قدرتمندترین جادوگر سیاه است(هری پاتر 3 بار توسط ولدمورت با طلسم مرگ مورد حمله قرار میگیرد اما نمی میرد) که به این نکته در آخرین صفحات کتاب هفتم اشاره میکند "خودت را به پروردگار عالمیان بسپار" اینها برداشتهای من بود... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






