|
درد دلی با کربلا
|
|
۲۲:۲۳, ۲۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۹۰ ۲۲:۲۶ توسط nafas.)
شماره ارسال: #209
|
|||
|
|||
|
عباس بچه ها به دست هایش که رسید مداد رنگی را محکم تر فشار داد و گفت: «دیگه هیشکی ِ هیشکی نمی تونه دستاتو بِبُره...» یا ابوالفضل(علیه السلام)
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







