<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگوی بیداری اندیشه - دشمن شناسی در اسلام]]></title>
		<link>http://forum.bidari-andishe.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگوی بیداری اندیشه - http://forum.bidari-andishe.ir]]></description>
		<pubDate>Tue, 05 May 2026 01:11:53 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[رمز عدم برخورد رهبر آگاه و عادل با برخی سران نفاق...]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44643.html</link>
			<pubDate>Wed, 19 Nov 2025 11:31:02 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44643.html</guid>
			<description><![CDATA[چرا رهبر صالح و آگاه و عادل یک جامعه‌ی ایمانی با وجود اطلاع از نفاق یکی از شخصیت‌های معروف جامعه با او برخورد نمی‌کند؟! <br />
<br />
با شخصی بحث مفصلی داشتم،<br />
ادله‌ی متعدد آوردم که همگی مؤید وجود بارزترین نشانه‌های اهل نفاق در یک شخصیت سیاسی بود!<br />
از اظهارات آشکارش، مبنی داشتن حق انتقاد از معصوم<br />
تا دروغ‌های آشکار که مثلاً من فلان چیز را بهمان روز‌ فهمیدم، ولی چندی بعد، مسئول زیر دست خودش به صراحت گفت که او مطلع بوده<br />
یا میل بسیار شدیدش از ابتدای انقلاب، به ایجاد رابطه‌ی دوستانه با سران کفر و طاغوت و استکبار جهانی که به گواه قرآن، این میل به ایجاد رابطه با مستکبرین، پرتکرارترین و پرتأکید‌ترین ویژگی اهل نقاق در قرآن است[1].<br />
یا وجود بیشترین میزان جاسوس در دولت‌های پس از انقلاب در دولتش<br />
یا عجیب‌ترین و پرخسارت‌ترین ترک‌فعل‌ها در مجموعه‌ی تحت امرش که عملاً منجر می‌شود به خیانت در امانت‌های بزرگ در حق ملت<br />
یا اینکه طرف از یکی از مهمترین مراکز دشمنی با اسلام و تشیع و ایران، مدرک تحصیلی اخذ کرده بدون اینکه بتواند به زبان آن کشور سخن‌گوید، در صورتی که از شروط تحصیل در دانشگاه‌های آن روباه پیر استعمار، تسلط به زبان آن کشور جنایت‌پیشه‌ی حیله‌گر است.<br />
و خیلی موارد دیگر!<br />
چون هر آنچه بیان کرده بودم با سند بود و قابل انکار نبود، طرف مقابل در پایانِ بحث با لحن تمسخر و متلک گفت:<br />
«درود برشما<br />
اگر محرز شده که نام‌برده مسلمان و شیعه نیست، مطلب را برای رهبری بنویسید تا خلعش کنند، ضمناً تا انتخابات آینده بیدار باشید و دیگر به این سیستم شورای نگهبان رأی ندهید، چرا که آدم‌های ناباب را به مردم معرفی می‌کند.»<br />
<br />
در اینجا اصل بحث من تازه شروع شد و بهانه‌ای شد تا حرف اصلی و مقصود اصلی از بیان این نکات را بیان کنم،<br />
در پاسخ به او گفتم:<br />
ببینید، شما فکر می‌کنید مسئله به این راحتی است؟<br />
که اگر نفاق شخصی برای حاکم جامعه محرز شد بتواند او را خلع کند؟<br />
بدیهی است که حتی رفتار و کردار یک شخص هم کاملاً ویژگی‌های منافق را داشته باشد:<br />
به عنوان نمونه اگر سخن گوید دروغ گوید<br />
و اگر وعده‌ دهد خلف وعده کند<br />
و اگر امانت به او دهند در آن خیانت کند<br />
که رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرموده‌اند اگر کسی این سه ویژگی را داشت منافق است حتی اگر اهل ظواهر دین هم باشد[2]،<br />
در صورتی که آن منافق دارای پایگاه اجتماعی جدی باشد و امام بر حق جامعه نیز ابزار کافی برای مقابله‌ی با این منافق را نداشته باشد و مردم نیز بصیرت و تشخیص لازم را در نفاق آن شخص نداشته‌ باشند و از نفاق نیز بیزار نباشند، نمی‌توان با او کاری کرد.<br />
از مثال‌های عظیم سه اَبَر منافق صدر اسلام که بگذریم...<br />
در زمان خود حضرت امیر صلوات الله علیه، مولی علی علیه السلام به یهودی‌زاده‌‌ای[3] فتنه‌گر به نام اشعث بن قیس بر سر منبر مقابل چشم مردم، هنگام سخنرانی خطاب می‌کنند و به او می‌گویند:<br />
<br />
ای منافق پسر کافر[4]!<br />
و او را علنی لعنت می‌کنند (می‌فرمایند: عَلَیْکَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ[5]. لعنت خدا و لعنت لعنت‌کنندگان بر تو باد)<br />
یعنی علنی به همه اعلام می‌کنند که این شخص منافق و ملعون است،<br />
پدرش هم کافر بوده.<br />
در ادامه‌ هم بعد از ذکر گذشته‌ی بسیار تاریک اشعث به او در مقابل همه می‌فرمایند:<br />
چنین شخصی با این سابقه‌ی تاریک و شوم و پر از خیانت، سزاوار است، که خویشاوندانش دشمن دارند و بیگانگان از شر او ایمن ننشینند[6].<br />
اما حضرت امیر صلوات الله علیه، با وجود اینکه خودشان می‌گویند آدمی با این سابقه‌ی تاریک را نباید از او ایمن بود، اما ناگزیر از فرماندهان حضرت در سپاه ایشان در جنگ صفین است!<br />
در حکومت حضرت پست دارد (حتی بعد از عزل از حکومت بر آذربایجان نیز نمی‌توانند به او پستی ندهند و در سپاه حضرت به جهت گستره‌ی نفوذ اجتماعی و تبعیت محض قبیله‌ی بسیار بزرگ و قدرتمندش و بزرگان و متنفذانی که تطمیع کرده بودشان و ایجاد روابط عمیق و حسنه با آن‌ها داشت، پست‌های کلیدی دارد، هم در جنگ صفین و حتی هم در جنگ نهروان!) تا آخر دوران حیات امیرالمؤمنین علیه السلام هم نقش آفرین است!<br />
حضرت نمی‌توانند این شخص را از سپهر سیاسی حکومتشان حذف کنند،<br />
او اصلی‌ترین نقش را در بر هم خوردن شاکله‌ی سپاه حضرت امیر در جنگ صفین داشته، آن هم در زمانی که کار بعد از لیلة الهریر، کاملاً به نفع سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام پیش می‌رفت و چیزی تا شکست سپاه معاویه نمانده بود، فتنه‌ی اصلی را او بر پا کرد[7] و به بعد از فتنه‌ی بزرگ او در سپاه حضرت با اشاره‌ی او به معاویه[8] و به تبع او، عمر و عاص و معاویه نیرنگ قرآن بر نیزه را به راه انداختند و عامل اصلی تهدید حضرت امیر صلوات الله علیه برای ترک جنگ و تن دادن به حکمیت در حالی که کاملاً در نبرد دست برتر را داشتند او بوده[9]!<br />
عامل اصلی تحمیل ابوموسی اشعری به عنوان حکم اهل عراق به جای ابن عباس که مد نظر امیرالمؤمنین علیه السلام بود همین اشعث بود، و وقتی بنا شد صلح‌نامه نوشته شود میان اهل عراق و اهل شام، زمانی که نمایندگان شامی به وجود نام امیرالمؤمنین برای علی علیه السلام اعتراض کردند، همین اشعث اصرار کرد که لقب امیرالمؤمنینی حضرت علی علیه السلام را در آن صلح‌نامه حذف نمایند[10]!<br />
همین آدم با این حجم فتنه در جنگ صفین را باز حضرت امیر صلوات الله علیه نمی‌توانند از حتی سپاه خود حذف کنند و باز او در سپاه حضرت در جنگ با خوارج حاضر است و عامل اصلی که باعث می‌شود مردم بعد از جنگ نهروان به سمت جنگ دوباره با معاویه نروند همین شخص است[11]!<br />
این یهودی‌زاده‌ی لعن شده توسط حضرت امیر در ملأ عام، که به گواه منابع تاریخی مهم اهل سنت، خواهر و عمه‌ و پسر عمویش نیز یهودی بودند[12]، به جهت پایگاه اجتماعی عظیمش، ثروت و بذل و بخشش‌ها و تطمیع‌هایش، قبیله‌ی بسیار بزرگ و پرقدرت و گوش‌به‌فرمانش و نبود یار بصیر و توانای کافی برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام و عدم بصیرت عمومی مردم در فهم عمق و شدّت نفاق این شخص با وجود تصریح آشکار حضرت امیر صلوات الله علیه و اعلام عمومی این نفاق، تا پایان در سپاه حضرت هست و نقش‌های کلیدی هم دارد.<br />
این شخص که ریشه‌ی یهودی دارد، یهودی که به گواه قرآن شدیدترین دشمنی را با مؤمنین دارند[13] و رأس مؤمنین در هر زمانی امام آن زمان است، در قتل امیرالمؤمنین علیه السلام نیز نقش فعّال ایفا کرده[14]<br />
پناه‌دهنده ابن ملجمی در کوفه همین اشعث است[15]، ابن ملجمی که مادر او هم یهودی است و در یهود نسل از مادر منقل می‌شود و حضرت امیر صلوات الله علیه نیز به یهودی الاصل بودن قاتل خودشان بعد از ضربت خوردن اشاره کرده بودند[16]!<br />
همراهی‌کننده‌ی ابن ملجم تا مسجد و کسی که شب تا سحر با ابن ملجم بوده و با او نجوا می‌کرده به او هشدار می‌دهد که زودتر برخیز و آن نیتی که داری را عملی کن که روشنایی صبح تو را رسوا می‌کند همین اشعث است[17]!<br />
خودش علنی حضرت امیر صلوات الله علیه را در مقطعی تهدید به قتل کرده است[18]!<br />
دخترش جدّه قاتل امام حسن مجتبی علیه السلام است[19]<br />
یک پسرش (محمد) کسی است که مسلم را در کوفه دستگیر می‌کند[20] و از فعالان سپاه عمر سعد در روز عاشورا بود[21]<br />
و پسر دیگرش (قیس) کسی است که در روز عاشورا امام حسین علیه السلام را جامه‌ی امام حسین علیه السلام را از تنشان در می‌آورند[22] و 13 سر از شهدای کربلا را با خود به کوفه می‌برد[23]!<br />
لذا مطلب به زیر کشیدن منافق از عرصه‌ی قدرت از سوی حاکم عادل و مطلّع، حتی در صورت محرز شدن نفاقش نیز به گواه تاریخ و البته کاملاً قابل درک برای عقل، به این  سادگی که گمان می‌کنید نیست...<br />
<br />
[1] در قرآن کریم وقتی بنا می‌شود ویژگی‌های منافقین بیان شود، پرتکرارترین ویژگی میل شدید منافقان به ایجاد رابطه دوستانه با کافران و دشمنان دین خداست که در اینجا تنها به ذکر سه آیه در این خصوص اکتفا می‌شود:<br />
‌آیه نخست: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (ماعده:51) اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [که] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستى گیرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏‌نماید.»<br />
آیه دوم: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِن کُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاء مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ (ممتحنه:1)<br />
اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید [به طورى] که با آنها اظهار دوستى کنید و حال آنکه قطعا به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از مکه] بیرون مى‏‌کنند که [چرا] به خدا پروردگارتان ایمان آورده‏‌اید اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‏‌اید [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى‏‌کنید در حالى که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم و هر کس از شما چنین کند قطعا از راه درست منحرف گردیده است.»<br />
آیه سوم: «تَرَى کَثِیرًا مِّنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده:80) بسیارى از آنان را مى‏‌بینى که با کسانى که کفر ورزیده‏‌اند دوستى مى‏‌کنند راستى چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند که [در نتیجه] خدا بر ایشان خشم گرفت و پیوسته در عذاب مى‏‌مانند.»<br />
<br />
[2] ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ فَهُوَ مُنَافِق‏: إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان‏. (تحف العقول (ابن شعبه حرّانی): ص316<br />
<br />
[3]  الأشعث بن قیس [الکندی و کان یهودی الاصل‌] (مجموعة الوثائق السیاسیة للعهد النبوی و الخلافة الراشدة (محمد بن یوسف گنجی شافعی): ج1، ص353)<br />
<br />
[4] مُنَافِقٌ ابْنُ کَافِرٍ (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[5] (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[6] إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّیْفَ وَ سَاقَ إِلَیْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِیٌّ أَنْ یَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ وَ لَا یَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ. (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[7]  اخبار الطوال (دینوری): ج۱، ص۱۸۸-۱۸۹<br />
<br />
[8]  تاریخ یعقوبی: ج۲، ص۱۸۸-۱۸۹<br />
<br />
[9] با اصرار اشعث و کسانی دیگر، از جمله مِسْعَربن فدکی و زیدبن‌حُصَین و تهدید حضرت علی (علیه‌السّلام) به قتل یا تسلیم و تحویل او به معاویه، جنگ متوقف شد. (وقعة الصفین (نصر بن مزاحم): ج1، ص482و490):<br />
<br />
فَقَامَ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ مُغْضَباً فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّا لَکَ الْیَوْمَ عَلَى مَا کُنَّا عَلَیْهِ أَمْسِ وَ لَیْسَ آخِرُ أَمْرِنَا کَأَوَّلِهِ وَ مَا مِنَ الْقَوْمِ أَحَدٌ أَحْنَى عَلَى أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ لَا أَوْتَرَ لِأَهْلِ الشَّامِ مِنِّی فَأَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى کِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّکَ أَحَقُّ بِهِ مِنْهُمْ وَ قَدْ أَحَبَّ النَّاسُ الْبَقَاءَ وَ کَرِهُوا الْقِتَالَ. فَقَالَ عَلِیٌّ ع: إِنَّ هَذَا أَمْرٌ یُنْظَرُ فِیهِ...<br />
<br />
فَجَاءَهُ زُهَاءُ عِشْرِینَ أَلْفاً مُقَنِّعِینَ فِی الْحَدِیدِ شَاکِی السِّلَاحِ سُیُوفُهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ وَ قَدِ اسْوَدَّتْ جِبَاهُهُمْ مِنَ السُّجُودِ یَتَقَدَّمُهُمْ مِسْعَرُ بْنُ فَدَکِیٍّ وَ زَیْدُ بْنُ حُصَیْنٍ وَ عِصَابَةٌ مِنَ الْقُرَّاءِ الَّذِینَ صَارُوا خَوَارِجَ مِنْ بَعْدُ فَنَادَوْهُ بِاسْمِهِ لَا بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ یَا عَلِیُّ أَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى کِتَابِ اللَّهِ إِذْ دُعِیتَ إِلَیْهِ-وَ إِلَّا قَتَلْنَاکَ کَمَا قَتَلْنَا ابْنَ عَفَّانَ...<br />
<br />
[10] قال علی: أرى أن أوجه بعبد الله بن عباس. فقال الأشعث: إن معاویة یوجه بعمرو بن العاص، و لا یحکم فینا مضریان، و لکن توجه أبا موسى الأشعری، فإنه لم یدخل فی شیء من الحرب. و قال علی: إن أبا موسى عدو، و قد خذل الناس عنی بالکوفة، و نهاهم أن یخرجوا معی قالوا: لا نرضى بغیره. فوجه علی أبا موسى على علمه بعداوته له و مداهنته فیما بینه و بینه، و وجه معاویة عمرو بن العاص، و کتبوا کتابین بالقضیة: کتابا من علی بخط کاتبه عبد الله بن أبی رافع، و کتابا من معاویة بخط کاتبه عمیر بن عباد الکنانی، و اختصموا فی تقدیم علی أو تسمیة علی بامره المؤمنین، فقال أبو الأعور السلمی: لا نقدم علیا، و قال أصحاب علی: و لا نغیر اسمه و لا نکتب إلا بامره المؤمنین، فتنازعوا على ذلک منازعة شدیدة حتى تضاربوا بالأیدی، فقال الأشعث: امحوا هذا الاسم! فقال له الأشتر: و الله یا أعور لهممت أن أملأ سیفی منک، فلقد قتلت قوما ما هم شر منک، و إنی أعلم أنک ما تحاول إلا الفتنة، و ما تدور إلا على الدنیا و إیثارها على الآخرة. فلما اختلفوا قال علی: الله أکبر! قد کتب رسول الله یوم الحدیبیة لسهیل بن عمرو: هذا ما صالح رسول الله، فقال سهیل: لو علمنا أنک رسول الله ما قاتلناک. فمحا رسول الله اسمه بیده، و أمرنی فکتبت: من محمد بن عبد الله، و قال: إن اسمی و اسم أبی لا یذهبان بنبوتی، و کذلک کتبت الأنبیاء، کما کتب رسول الله إلى الآباء، و إن اسمی و اسم أبی لا یذهبان بإمرتی، و أمرهم فکتبوا: من علی بن أبی طالب (تاریخ یعقوبی: ج2، ص189)<br />
<br />
[11] فَقَالُوا: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَفِدَتْ نِبَالُنَا وَ کَلَّتْ سُیُوفُنَا وَ نَصَلَتْ أَسِنَّةُ رِمَاحِنَا وَ عَادَ أَکْثَرُهَا قِصَد ارْجِعْ بِنَا إِلَى مِصْرِنَا نَسْتَعِدَّ بِأَحْسَنِ عُدَّتِنَا وَ لَعَلَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَزِیدُ فِی عِدَّتِنَا عِدَّةَ مَنْ هَلَکَ مِنَّا فَإِنَّهُ أَقْوَى لَنَا عَلَى عَدُوِّنَا وَ کَانَ الَّذِی وَلِیَ کَلَامَ النَّاسِ یَوْمَئِذٍ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ‌. (الغارات (ابن هلال ثقفی کوفی): ج1، ص16) زمانی که امیرالمؤمنین از جنگ با خوارج فارغ شدند، در نهروان بین یارانشان ایستادند و خطبه خواندند و پس از حمد و ثنای خدا فرمودند: «خدا به شما لطف کرد و شما را در جنگ پیروز نمود، پس فوراً به سمت دشمن (اصلی) خود (یعنی معاویه) از اهل شام بروید.» اما اشعث بن قیس برخواست و گفت: «یا امیرالمؤمنین تیرهای‌مان تمام شده و شمشیرهای ما کُند شده و سرِ نیزه‌های‌مان کَنده شده و بسیاری هم شکسته است؛ ما را به شهرمان برگردان تا با ساز و برگ بهتری برای جنگ آماده شویم؛ شاید هم به جای کسانی که از ما کشته شده‌اند عده‌ی دیگری بر ما افزوده شوند که اگر چنین شود ما در جنگ با دشمن نیرومندتر خواهیم بود.» (در اثر این سخنان بود که) قیس بن سَکَن نقل می‌کند: در نهایت نیز شیرازه‌ی لشکر از هم پاشید و حضرت از نخیله به کوفه بازگشتند.<br />
<br />
[12] حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یُوسُفَ، حَدَّثَنَا سُفْیَانُ، عَنْ قَیْسِ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ: مَاتَتْ عَمَّةُ الأَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ وَهِیَ یَهُودِیَّةٌ فَأَتَى عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ فَقَالَ: أَهْلُ دِینِهَا یَرِثُونَهَا. (سنن دارمی: ج1، ص707)<br />
<br />
[13] لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ (مائده:82) به‌یقین و بی‌تردید از میان مردم، یهود را سرسخت‌ترین دشمن نسبت به مؤمنان خواهى یافت.<br />
<br />
[14] حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[15] به گزارش یعقوبی هنگامی که ابن‌ملجم مرادی برای کشتن امیرالمؤمنین علیه السلام از مصر به کوفه رفت، یک ماه در منزل اشعث اقامت گزید و شمشیرش را آماده می‌کرد. (تاریخ یعقوبی: ج۲، ص۲۱۲)<br />
<br />
[16] امیرالمؤمنین علی علیه السلام بلافاصله بعد از ضربت خوردن فرمودند: قَتَلَنِی‏ ابْنُ مُلْجَمٍ قَتَلَنِی اللَّعِینُ ابْنُ‏ الْیَهُودِیَّةِ. (بحار الانوار (علامه مجلسی): ج42، ص281) مرا ابن ملجم کشت؛ مرا ملعونی که فرزند زن یهودی ‌بود کشت.<br />
حضرت در روایت دیگری در جواب سؤال امام حسن علیه السلام که پرسید چه کسی اقدام به کشتن شما کرد؟، فرمودند:<br />
قَتَلَنِی ابْنُ الْیَهُودِیَّةِ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ‏ الْمُرَادِی‏. (بحار الانوار (علامه مجلسی):‌ ج42، ص283) ابن ملجم که فرزند زنی یهودی است اقدام به کشتن من کرد.<br />
<br />
[17] قَالُوا: لم یزل ابْن ملجم تلک اللیلة عند الأشعث بْن قَیْس یناجیه حَتَّى قَالَ لَهُ الأشعث: قم فقد فضحک الصبح. وسمع ذلک من قوله حجر ابن عدی الکندی فلما قتل علی قَالَ لَهُ حجر: یا أعور أنت قتلته. (طبقات الکبری (ابن سعد): ج۳، ص۲۶ - انساب الأشراف (بلاذری): ج2، ص493) ابن‌ملجم تمام آن شب نزد اَشعث بن قیس بود و با او پنهانی گفتگو می‌کرد تا آن‌که اشعث به او گفت: برخیز، که سپیده‌دم رسوایت کرد.<br />
<br />
[18] سیر اعلام النبلاء (ذهبی): ج۲، ص۴۱ - مقاتل الطالبیین (ابوالفرج اصفهانی): ص۴۸<br />
<br />
[19]حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[20] الکامل فی التاریخ (ابن اثیر): ج4، ص36 -  تاریخ طبری: ج۵، ص۳۸۱<br />
<br />
[21] حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[22] الطبقات الکبری (ابن سعد): ج۵، ص۴۷۹ - انساب الاشراف (بلاذری): ج۳، ص۳۹۷<br />
<br />
[23] انساب الاشراف (بلاذری): ج۳، ص۴۲۱]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[چرا رهبر صالح و آگاه و عادل یک جامعه‌ی ایمانی با وجود اطلاع از نفاق یکی از شخصیت‌های معروف جامعه با او برخورد نمی‌کند؟! <br />
<br />
با شخصی بحث مفصلی داشتم،<br />
ادله‌ی متعدد آوردم که همگی مؤید وجود بارزترین نشانه‌های اهل نفاق در یک شخصیت سیاسی بود!<br />
از اظهارات آشکارش، مبنی داشتن حق انتقاد از معصوم<br />
تا دروغ‌های آشکار که مثلاً من فلان چیز را بهمان روز‌ فهمیدم، ولی چندی بعد، مسئول زیر دست خودش به صراحت گفت که او مطلع بوده<br />
یا میل بسیار شدیدش از ابتدای انقلاب، به ایجاد رابطه‌ی دوستانه با سران کفر و طاغوت و استکبار جهانی که به گواه قرآن، این میل به ایجاد رابطه با مستکبرین، پرتکرارترین و پرتأکید‌ترین ویژگی اهل نقاق در قرآن است[1].<br />
یا وجود بیشترین میزان جاسوس در دولت‌های پس از انقلاب در دولتش<br />
یا عجیب‌ترین و پرخسارت‌ترین ترک‌فعل‌ها در مجموعه‌ی تحت امرش که عملاً منجر می‌شود به خیانت در امانت‌های بزرگ در حق ملت<br />
یا اینکه طرف از یکی از مهمترین مراکز دشمنی با اسلام و تشیع و ایران، مدرک تحصیلی اخذ کرده بدون اینکه بتواند به زبان آن کشور سخن‌گوید، در صورتی که از شروط تحصیل در دانشگاه‌های آن روباه پیر استعمار، تسلط به زبان آن کشور جنایت‌پیشه‌ی حیله‌گر است.<br />
و خیلی موارد دیگر!<br />
چون هر آنچه بیان کرده بودم با سند بود و قابل انکار نبود، طرف مقابل در پایانِ بحث با لحن تمسخر و متلک گفت:<br />
«درود برشما<br />
اگر محرز شده که نام‌برده مسلمان و شیعه نیست، مطلب را برای رهبری بنویسید تا خلعش کنند، ضمناً تا انتخابات آینده بیدار باشید و دیگر به این سیستم شورای نگهبان رأی ندهید، چرا که آدم‌های ناباب را به مردم معرفی می‌کند.»<br />
<br />
در اینجا اصل بحث من تازه شروع شد و بهانه‌ای شد تا حرف اصلی و مقصود اصلی از بیان این نکات را بیان کنم،<br />
در پاسخ به او گفتم:<br />
ببینید، شما فکر می‌کنید مسئله به این راحتی است؟<br />
که اگر نفاق شخصی برای حاکم جامعه محرز شد بتواند او را خلع کند؟<br />
بدیهی است که حتی رفتار و کردار یک شخص هم کاملاً ویژگی‌های منافق را داشته باشد:<br />
به عنوان نمونه اگر سخن گوید دروغ گوید<br />
و اگر وعده‌ دهد خلف وعده کند<br />
و اگر امانت به او دهند در آن خیانت کند<br />
که رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرموده‌اند اگر کسی این سه ویژگی را داشت منافق است حتی اگر اهل ظواهر دین هم باشد[2]،<br />
در صورتی که آن منافق دارای پایگاه اجتماعی جدی باشد و امام بر حق جامعه نیز ابزار کافی برای مقابله‌ی با این منافق را نداشته باشد و مردم نیز بصیرت و تشخیص لازم را در نفاق آن شخص نداشته‌ باشند و از نفاق نیز بیزار نباشند، نمی‌توان با او کاری کرد.<br />
از مثال‌های عظیم سه اَبَر منافق صدر اسلام که بگذریم...<br />
در زمان خود حضرت امیر صلوات الله علیه، مولی علی علیه السلام به یهودی‌زاده‌‌ای[3] فتنه‌گر به نام اشعث بن قیس بر سر منبر مقابل چشم مردم، هنگام سخنرانی خطاب می‌کنند و به او می‌گویند:<br />
<br />
ای منافق پسر کافر[4]!<br />
و او را علنی لعنت می‌کنند (می‌فرمایند: عَلَیْکَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ[5]. لعنت خدا و لعنت لعنت‌کنندگان بر تو باد)<br />
یعنی علنی به همه اعلام می‌کنند که این شخص منافق و ملعون است،<br />
پدرش هم کافر بوده.<br />
در ادامه‌ هم بعد از ذکر گذشته‌ی بسیار تاریک اشعث به او در مقابل همه می‌فرمایند:<br />
چنین شخصی با این سابقه‌ی تاریک و شوم و پر از خیانت، سزاوار است، که خویشاوندانش دشمن دارند و بیگانگان از شر او ایمن ننشینند[6].<br />
اما حضرت امیر صلوات الله علیه، با وجود اینکه خودشان می‌گویند آدمی با این سابقه‌ی تاریک را نباید از او ایمن بود، اما ناگزیر از فرماندهان حضرت در سپاه ایشان در جنگ صفین است!<br />
در حکومت حضرت پست دارد (حتی بعد از عزل از حکومت بر آذربایجان نیز نمی‌توانند به او پستی ندهند و در سپاه حضرت به جهت گستره‌ی نفوذ اجتماعی و تبعیت محض قبیله‌ی بسیار بزرگ و قدرتمندش و بزرگان و متنفذانی که تطمیع کرده بودشان و ایجاد روابط عمیق و حسنه با آن‌ها داشت، پست‌های کلیدی دارد، هم در جنگ صفین و حتی هم در جنگ نهروان!) تا آخر دوران حیات امیرالمؤمنین علیه السلام هم نقش آفرین است!<br />
حضرت نمی‌توانند این شخص را از سپهر سیاسی حکومتشان حذف کنند،<br />
او اصلی‌ترین نقش را در بر هم خوردن شاکله‌ی سپاه حضرت امیر در جنگ صفین داشته، آن هم در زمانی که کار بعد از لیلة الهریر، کاملاً به نفع سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام پیش می‌رفت و چیزی تا شکست سپاه معاویه نمانده بود، فتنه‌ی اصلی را او بر پا کرد[7] و به بعد از فتنه‌ی بزرگ او در سپاه حضرت با اشاره‌ی او به معاویه[8] و به تبع او، عمر و عاص و معاویه نیرنگ قرآن بر نیزه را به راه انداختند و عامل اصلی تهدید حضرت امیر صلوات الله علیه برای ترک جنگ و تن دادن به حکمیت در حالی که کاملاً در نبرد دست برتر را داشتند او بوده[9]!<br />
عامل اصلی تحمیل ابوموسی اشعری به عنوان حکم اهل عراق به جای ابن عباس که مد نظر امیرالمؤمنین علیه السلام بود همین اشعث بود، و وقتی بنا شد صلح‌نامه نوشته شود میان اهل عراق و اهل شام، زمانی که نمایندگان شامی به وجود نام امیرالمؤمنین برای علی علیه السلام اعتراض کردند، همین اشعث اصرار کرد که لقب امیرالمؤمنینی حضرت علی علیه السلام را در آن صلح‌نامه حذف نمایند[10]!<br />
همین آدم با این حجم فتنه در جنگ صفین را باز حضرت امیر صلوات الله علیه نمی‌توانند از حتی سپاه خود حذف کنند و باز او در سپاه حضرت در جنگ با خوارج حاضر است و عامل اصلی که باعث می‌شود مردم بعد از جنگ نهروان به سمت جنگ دوباره با معاویه نروند همین شخص است[11]!<br />
این یهودی‌زاده‌ی لعن شده توسط حضرت امیر در ملأ عام، که به گواه منابع تاریخی مهم اهل سنت، خواهر و عمه‌ و پسر عمویش نیز یهودی بودند[12]، به جهت پایگاه اجتماعی عظیمش، ثروت و بذل و بخشش‌ها و تطمیع‌هایش، قبیله‌ی بسیار بزرگ و پرقدرت و گوش‌به‌فرمانش و نبود یار بصیر و توانای کافی برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام و عدم بصیرت عمومی مردم در فهم عمق و شدّت نفاق این شخص با وجود تصریح آشکار حضرت امیر صلوات الله علیه و اعلام عمومی این نفاق، تا پایان در سپاه حضرت هست و نقش‌های کلیدی هم دارد.<br />
این شخص که ریشه‌ی یهودی دارد، یهودی که به گواه قرآن شدیدترین دشمنی را با مؤمنین دارند[13] و رأس مؤمنین در هر زمانی امام آن زمان است، در قتل امیرالمؤمنین علیه السلام نیز نقش فعّال ایفا کرده[14]<br />
پناه‌دهنده ابن ملجمی در کوفه همین اشعث است[15]، ابن ملجمی که مادر او هم یهودی است و در یهود نسل از مادر منقل می‌شود و حضرت امیر صلوات الله علیه نیز به یهودی الاصل بودن قاتل خودشان بعد از ضربت خوردن اشاره کرده بودند[16]!<br />
همراهی‌کننده‌ی ابن ملجم تا مسجد و کسی که شب تا سحر با ابن ملجم بوده و با او نجوا می‌کرده به او هشدار می‌دهد که زودتر برخیز و آن نیتی که داری را عملی کن که روشنایی صبح تو را رسوا می‌کند همین اشعث است[17]!<br />
خودش علنی حضرت امیر صلوات الله علیه را در مقطعی تهدید به قتل کرده است[18]!<br />
دخترش جدّه قاتل امام حسن مجتبی علیه السلام است[19]<br />
یک پسرش (محمد) کسی است که مسلم را در کوفه دستگیر می‌کند[20] و از فعالان سپاه عمر سعد در روز عاشورا بود[21]<br />
و پسر دیگرش (قیس) کسی است که در روز عاشورا امام حسین علیه السلام را جامه‌ی امام حسین علیه السلام را از تنشان در می‌آورند[22] و 13 سر از شهدای کربلا را با خود به کوفه می‌برد[23]!<br />
لذا مطلب به زیر کشیدن منافق از عرصه‌ی قدرت از سوی حاکم عادل و مطلّع، حتی در صورت محرز شدن نفاقش نیز به گواه تاریخ و البته کاملاً قابل درک برای عقل، به این  سادگی که گمان می‌کنید نیست...<br />
<br />
[1] در قرآن کریم وقتی بنا می‌شود ویژگی‌های منافقین بیان شود، پرتکرارترین ویژگی میل شدید منافقان به ایجاد رابطه دوستانه با کافران و دشمنان دین خداست که در اینجا تنها به ذکر سه آیه در این خصوص اکتفا می‌شود:<br />
‌آیه نخست: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (ماعده:51) اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [که] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستى گیرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏‌نماید.»<br />
آیه دوم: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِن کُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاء مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ (ممتحنه:1)<br />
اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید [به طورى] که با آنها اظهار دوستى کنید و حال آنکه قطعا به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از مکه] بیرون مى‏‌کنند که [چرا] به خدا پروردگارتان ایمان آورده‏‌اید اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‏‌اید [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى‏‌کنید در حالى که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم و هر کس از شما چنین کند قطعا از راه درست منحرف گردیده است.»<br />
آیه سوم: «تَرَى کَثِیرًا مِّنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده:80) بسیارى از آنان را مى‏‌بینى که با کسانى که کفر ورزیده‏‌اند دوستى مى‏‌کنند راستى چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند که [در نتیجه] خدا بر ایشان خشم گرفت و پیوسته در عذاب مى‏‌مانند.»<br />
<br />
[2] ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ فَهُوَ مُنَافِق‏: إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان‏. (تحف العقول (ابن شعبه حرّانی): ص316<br />
<br />
[3]  الأشعث بن قیس [الکندی و کان یهودی الاصل‌] (مجموعة الوثائق السیاسیة للعهد النبوی و الخلافة الراشدة (محمد بن یوسف گنجی شافعی): ج1، ص353)<br />
<br />
[4] مُنَافِقٌ ابْنُ کَافِرٍ (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[5] (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[6] إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّیْفَ وَ سَاقَ إِلَیْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِیٌّ أَنْ یَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ وَ لَا یَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ. (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[7]  اخبار الطوال (دینوری): ج۱، ص۱۸۸-۱۸۹<br />
<br />
[8]  تاریخ یعقوبی: ج۲، ص۱۸۸-۱۸۹<br />
<br />
[9] با اصرار اشعث و کسانی دیگر، از جمله مِسْعَربن فدکی و زیدبن‌حُصَین و تهدید حضرت علی (علیه‌السّلام) به قتل یا تسلیم و تحویل او به معاویه، جنگ متوقف شد. (وقعة الصفین (نصر بن مزاحم): ج1، ص482و490):<br />
<br />
فَقَامَ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ مُغْضَباً فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّا لَکَ الْیَوْمَ عَلَى مَا کُنَّا عَلَیْهِ أَمْسِ وَ لَیْسَ آخِرُ أَمْرِنَا کَأَوَّلِهِ وَ مَا مِنَ الْقَوْمِ أَحَدٌ أَحْنَى عَلَى أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ لَا أَوْتَرَ لِأَهْلِ الشَّامِ مِنِّی فَأَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى کِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّکَ أَحَقُّ بِهِ مِنْهُمْ وَ قَدْ أَحَبَّ النَّاسُ الْبَقَاءَ وَ کَرِهُوا الْقِتَالَ. فَقَالَ عَلِیٌّ ع: إِنَّ هَذَا أَمْرٌ یُنْظَرُ فِیهِ...<br />
<br />
فَجَاءَهُ زُهَاءُ عِشْرِینَ أَلْفاً مُقَنِّعِینَ فِی الْحَدِیدِ شَاکِی السِّلَاحِ سُیُوفُهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ وَ قَدِ اسْوَدَّتْ جِبَاهُهُمْ مِنَ السُّجُودِ یَتَقَدَّمُهُمْ مِسْعَرُ بْنُ فَدَکِیٍّ وَ زَیْدُ بْنُ حُصَیْنٍ وَ عِصَابَةٌ مِنَ الْقُرَّاءِ الَّذِینَ صَارُوا خَوَارِجَ مِنْ بَعْدُ فَنَادَوْهُ بِاسْمِهِ لَا بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ یَا عَلِیُّ أَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى کِتَابِ اللَّهِ إِذْ دُعِیتَ إِلَیْهِ-وَ إِلَّا قَتَلْنَاکَ کَمَا قَتَلْنَا ابْنَ عَفَّانَ...<br />
<br />
[10] قال علی: أرى أن أوجه بعبد الله بن عباس. فقال الأشعث: إن معاویة یوجه بعمرو بن العاص، و لا یحکم فینا مضریان، و لکن توجه أبا موسى الأشعری، فإنه لم یدخل فی شیء من الحرب. و قال علی: إن أبا موسى عدو، و قد خذل الناس عنی بالکوفة، و نهاهم أن یخرجوا معی قالوا: لا نرضى بغیره. فوجه علی أبا موسى على علمه بعداوته له و مداهنته فیما بینه و بینه، و وجه معاویة عمرو بن العاص، و کتبوا کتابین بالقضیة: کتابا من علی بخط کاتبه عبد الله بن أبی رافع، و کتابا من معاویة بخط کاتبه عمیر بن عباد الکنانی، و اختصموا فی تقدیم علی أو تسمیة علی بامره المؤمنین، فقال أبو الأعور السلمی: لا نقدم علیا، و قال أصحاب علی: و لا نغیر اسمه و لا نکتب إلا بامره المؤمنین، فتنازعوا على ذلک منازعة شدیدة حتى تضاربوا بالأیدی، فقال الأشعث: امحوا هذا الاسم! فقال له الأشتر: و الله یا أعور لهممت أن أملأ سیفی منک، فلقد قتلت قوما ما هم شر منک، و إنی أعلم أنک ما تحاول إلا الفتنة، و ما تدور إلا على الدنیا و إیثارها على الآخرة. فلما اختلفوا قال علی: الله أکبر! قد کتب رسول الله یوم الحدیبیة لسهیل بن عمرو: هذا ما صالح رسول الله، فقال سهیل: لو علمنا أنک رسول الله ما قاتلناک. فمحا رسول الله اسمه بیده، و أمرنی فکتبت: من محمد بن عبد الله، و قال: إن اسمی و اسم أبی لا یذهبان بنبوتی، و کذلک کتبت الأنبیاء، کما کتب رسول الله إلى الآباء، و إن اسمی و اسم أبی لا یذهبان بإمرتی، و أمرهم فکتبوا: من علی بن أبی طالب (تاریخ یعقوبی: ج2، ص189)<br />
<br />
[11] فَقَالُوا: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَفِدَتْ نِبَالُنَا وَ کَلَّتْ سُیُوفُنَا وَ نَصَلَتْ أَسِنَّةُ رِمَاحِنَا وَ عَادَ أَکْثَرُهَا قِصَد ارْجِعْ بِنَا إِلَى مِصْرِنَا نَسْتَعِدَّ بِأَحْسَنِ عُدَّتِنَا وَ لَعَلَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَزِیدُ فِی عِدَّتِنَا عِدَّةَ مَنْ هَلَکَ مِنَّا فَإِنَّهُ أَقْوَى لَنَا عَلَى عَدُوِّنَا وَ کَانَ الَّذِی وَلِیَ کَلَامَ النَّاسِ یَوْمَئِذٍ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ‌. (الغارات (ابن هلال ثقفی کوفی): ج1، ص16) زمانی که امیرالمؤمنین از جنگ با خوارج فارغ شدند، در نهروان بین یارانشان ایستادند و خطبه خواندند و پس از حمد و ثنای خدا فرمودند: «خدا به شما لطف کرد و شما را در جنگ پیروز نمود، پس فوراً به سمت دشمن (اصلی) خود (یعنی معاویه) از اهل شام بروید.» اما اشعث بن قیس برخواست و گفت: «یا امیرالمؤمنین تیرهای‌مان تمام شده و شمشیرهای ما کُند شده و سرِ نیزه‌های‌مان کَنده شده و بسیاری هم شکسته است؛ ما را به شهرمان برگردان تا با ساز و برگ بهتری برای جنگ آماده شویم؛ شاید هم به جای کسانی که از ما کشته شده‌اند عده‌ی دیگری بر ما افزوده شوند که اگر چنین شود ما در جنگ با دشمن نیرومندتر خواهیم بود.» (در اثر این سخنان بود که) قیس بن سَکَن نقل می‌کند: در نهایت نیز شیرازه‌ی لشکر از هم پاشید و حضرت از نخیله به کوفه بازگشتند.<br />
<br />
[12] حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یُوسُفَ، حَدَّثَنَا سُفْیَانُ، عَنْ قَیْسِ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ: مَاتَتْ عَمَّةُ الأَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ وَهِیَ یَهُودِیَّةٌ فَأَتَى عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ فَقَالَ: أَهْلُ دِینِهَا یَرِثُونَهَا. (سنن دارمی: ج1، ص707)<br />
<br />
[13] لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ (مائده:82) به‌یقین و بی‌تردید از میان مردم، یهود را سرسخت‌ترین دشمن نسبت به مؤمنان خواهى یافت.<br />
<br />
[14] حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[15] به گزارش یعقوبی هنگامی که ابن‌ملجم مرادی برای کشتن امیرالمؤمنین علیه السلام از مصر به کوفه رفت، یک ماه در منزل اشعث اقامت گزید و شمشیرش را آماده می‌کرد. (تاریخ یعقوبی: ج۲، ص۲۱۲)<br />
<br />
[16] امیرالمؤمنین علی علیه السلام بلافاصله بعد از ضربت خوردن فرمودند: قَتَلَنِی‏ ابْنُ مُلْجَمٍ قَتَلَنِی اللَّعِینُ ابْنُ‏ الْیَهُودِیَّةِ. (بحار الانوار (علامه مجلسی): ج42، ص281) مرا ابن ملجم کشت؛ مرا ملعونی که فرزند زن یهودی ‌بود کشت.<br />
حضرت در روایت دیگری در جواب سؤال امام حسن علیه السلام که پرسید چه کسی اقدام به کشتن شما کرد؟، فرمودند:<br />
قَتَلَنِی ابْنُ الْیَهُودِیَّةِ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ‏ الْمُرَادِی‏. (بحار الانوار (علامه مجلسی):‌ ج42، ص283) ابن ملجم که فرزند زنی یهودی است اقدام به کشتن من کرد.<br />
<br />
[17] قَالُوا: لم یزل ابْن ملجم تلک اللیلة عند الأشعث بْن قَیْس یناجیه حَتَّى قَالَ لَهُ الأشعث: قم فقد فضحک الصبح. وسمع ذلک من قوله حجر ابن عدی الکندی فلما قتل علی قَالَ لَهُ حجر: یا أعور أنت قتلته. (طبقات الکبری (ابن سعد): ج۳، ص۲۶ - انساب الأشراف (بلاذری): ج2، ص493) ابن‌ملجم تمام آن شب نزد اَشعث بن قیس بود و با او پنهانی گفتگو می‌کرد تا آن‌که اشعث به او گفت: برخیز، که سپیده‌دم رسوایت کرد.<br />
<br />
[18] سیر اعلام النبلاء (ذهبی): ج۲، ص۴۱ - مقاتل الطالبیین (ابوالفرج اصفهانی): ص۴۸<br />
<br />
[19]حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[20] الکامل فی التاریخ (ابن اثیر): ج4، ص36 -  تاریخ طبری: ج۵، ص۳۸۱<br />
<br />
[21] حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[22] الطبقات الکبری (ابن سعد): ج۵، ص۴۷۹ - انساب الاشراف (بلاذری): ج۳، ص۳۹۷<br />
<br />
[23] انساب الاشراف (بلاذری): ج۳، ص۴۲۱]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[راز عدم برخورد رهبر جامعه ایمانی با سران جریان نفاق...]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44642.html</link>
			<pubDate>Wed, 19 Nov 2025 11:30:04 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44642.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #006400;">چرا رهبر صالح و آگاه و عادل یک جامعه‌ی ایمانی با وجود اطلاع از نفاق یکی از شخصیت‌های معروف جامعه با او برخورد نمی‌کند؟!<br />
</span></span><br />
با شخصی بحث مفصلی داشتم،<br />
ادله‌ی متعدد آوردم که همگی مؤید وجود بارزترین نشانه‌های اهل نفاق در یک شخصیت سیاسی بود!<br />
از اظهارات آشکارش، مبنی داشتن حق انتقاد از معصوم<br />
تا دروغ‌های آشکار که مثلاً من فلان چیز را بهمان روز‌ فهمیدم، ولی چندی بعد، مسئول زیر دست خودش به صراحت گفت که او مطلع بوده<br />
یا میل بسیار شدیدش از ابتدای انقلاب، به ایجاد رابطه‌ی دوستانه با سران کفر و طاغوت و استکبار جهانی که به گواه قرآن، این میل به ایجاد رابطه با مستکبرین، پرتکرارترین و پرتأکید‌ترین ویژگی اهل نقاق در قرآن است[1].<br />
یا وجود بیشترین میزان جاسوس در دولت‌های پس از انقلاب در دولتش<br />
یا عجیب‌ترین و پرخسارت‌ترین ترک‌فعل‌ها در مجموعه‌ی تحت امرش که عملاً منجر می‌شود به خیانت در امانت‌های بزرگ در حق ملت<br />
یا اینکه طرف از یکی از مهمترین مراکز دشمنی با اسلام و تشیع و ایران، مدرک تحصیلی اخذ کرده بدون اینکه بتواند به زبان آن کشور سخن‌گوید، در صورتی که از شروط تحصیل در دانشگاه‌های آن روباه پیر استعمار، تسلط به زبان آن کشور جنایت‌پیشه‌ی حیله‌گر است.<br />
و خیلی موارد دیگر!<br />
<br />
<span style="color: #ff0000;">چون هر آنچه بیان کرده بودم با سند بود و قابل انکار نبود، طرف مقابل در پایانِ بحث با لحن تمسخر و متلک گفت:</span><br />
<span style="color: #8b4513;"><span style="font-weight: bold;">«درود برشما<br />
اگر محرز شده که نام‌برده مسلمان و شیعه نیست، مطلب را برای رهبری بنویسید تا خلعش کنند، ضمناً تا انتخابات آینده بیدار باشید و دیگر به این سیستم شورای نگهبان رأی ندهید، چرا که آدم‌های ناباب را به مردم معرفی می‌کند.»<br />
</span></span><br />
در اینجا اصل بحث من تازه شروع شد و بهانه‌ای شد تا حرف اصلی و مقصود اصلی از بیان این نکات را بیان کنم،<br />
در پاسخ به او گفتم:<br />
ببینید، شما فکر می‌کنید مسئله به این راحتی است؟<br />
که اگر نفاق شخصی برای حاکم جامعه محرز شد بتواند او را خلع کند؟<br />
بدیهی است که حتی رفتار و کردار یک شخص هم کاملاً ویژگی‌های منافق را داشته باشد:<br />
به عنوان نمونه اگر سخن گوید دروغ گوید<br />
و اگر وعده‌ دهد خلف وعده کند<br />
و اگر امانت به او دهند در آن خیانت کند<br />
که رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرموده‌اند اگر کسی این سه ویژگی را داشت منافق است حتی اگر اهل ظواهر دین هم باشد[2]،<br />
در صورتی که آن منافق دارای پایگاه اجتماعی جدی باشد و امام بر حق جامعه نیز ابزار کافی برای مقابله‌ی با این منافق را نداشته باشد و مردم نیز بصیرت و تشخیص لازم را در نفاق آن شخص نداشته‌ باشند و از نفاق نیز بیزار نباشند، نمی‌توان با او کاری کرد.<br />
از مثال‌های عظیم سه اَبَر منافق صدر اسلام که بگذریم...<br />
در زمان خود حضرت امیر صلوات الله علیه، مولی علی علیه السلام به یهودی‌زاده‌‌ای[3] فتنه‌گر به نام اشعث بن قیس بر سر منبر مقابل چشم مردم، هنگام سخنرانی خطاب می‌کنند و به او می‌گویند:<br />
<br />
ای منافق پسر کافر[4]!<br />
و او را علنی لعنت می‌کنند (می‌فرمایند: عَلَیْکَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ[5]. لعنت خدا و لعنت لعنت‌کنندگان بر تو باد)<br />
یعنی علنی به همه اعلام می‌کنند که این شخص منافق و ملعون است،<br />
پدرش هم کافر بوده.<br />
در ادامه‌ هم بعد از ذکر گذشته‌ی بسیار تاریک اشعث به او در مقابل همه می‌فرمایند:<br />
چنین شخصی با این سابقه‌ی تاریک و شوم و پر از خیانت، سزاوار است، که خویشاوندانش دشمن دارند و بیگانگان از شر او ایمن ننشینند[6].<br />
اما حضرت امیر صلوات الله علیه، با وجود اینکه خودشان می‌گویند آدمی با این سابقه‌ی تاریک را نباید از او ایمن بود، اما ناگزیر از فرماندهان حضرت در سپاه ایشان در جنگ صفین است!<br />
در حکومت حضرت پست دارد (حتی بعد از عزل از حکومت بر آذربایجان نیز نمی‌توانند به او پستی ندهند و در سپاه حضرت به جهت گستره‌ی نفوذ اجتماعی و تبعیت محض قبیله‌ی بسیار بزرگ و قدرتمندش و بزرگان و متنفذانی که تطمیع کرده بودشان و ایجاد روابط عمیق و حسنه با آن‌ها داشت، پست‌های کلیدی دارد، هم در جنگ صفین و حتی هم در جنگ نهروان!) تا آخر دوران حیات امیرالمؤمنین علیه السلام هم نقش آفرین است!<br />
حضرت نمی‌توانند این شخص را از سپهر سیاسی حکومتشان حذف کنند،<br />
او اصلی‌ترین نقش را در بر هم خوردن شاکله‌ی سپاه حضرت امیر در جنگ صفین داشته، آن هم در زمانی که کار بعد از لیلة الهریر، کاملاً به نفع سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام پیش می‌رفت و چیزی تا شکست سپاه معاویه نمانده بود، فتنه‌ی اصلی را او بر پا کرد[7] و به بعد از فتنه‌ی بزرگ او در سپاه حضرت با اشاره‌ی او به معاویه[8] و به تبع او، عمر و عاص و معاویه نیرنگ قرآن بر نیزه را به راه انداختند و عامل اصلی تهدید حضرت امیر صلوات الله علیه برای ترک جنگ و تن دادن به حکمیت در حالی که کاملاً در نبرد دست برتر را داشتند او بوده[9]!<br />
عامل اصلی تحمیل ابوموسی اشعری به عنوان حکم اهل عراق به جای ابن عباس که مد نظر امیرالمؤمنین علیه السلام بود همین اشعث بود، و وقتی بنا شد صلح‌نامه نوشته شود میان اهل عراق و اهل شام، زمانی که نمایندگان شامی به وجود نام امیرالمؤمنین برای علی علیه السلام اعتراض کردند، همین اشعث اصرار کرد که لقب امیرالمؤمنینی حضرت علی علیه السلام را در آن صلح‌نامه حذف نمایند[10]!<br />
همین آدم با این حجم فتنه در جنگ صفین را باز حضرت امیر صلوات الله علیه نمی‌توانند از حتی سپاه خود حذف کنند و باز او در سپاه حضرت در جنگ با خوارج حاضر است و عامل اصلی که باعث می‌شود مردم بعد از جنگ نهروان به سمت جنگ دوباره با معاویه نروند همین شخص است[11]!<br />
این یهودی‌زاده‌ی لعن شده توسط حضرت امیر در ملأ عام، که به گواه منابع تاریخی مهم اهل سنت، خواهر و عمه‌ و پسر عمویش نیز یهودی بودند[12]، به جهت پایگاه اجتماعی عظیمش، ثروت و بذل و بخشش‌ها و تطمیع‌هایش، قبیله‌ی بسیار بزرگ و پرقدرت و گوش‌به‌فرمانش و نبود یار بصیر و توانای کافی برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام و عدم بصیرت عمومی مردم در فهم عمق و شدّت نفاق این شخص با وجود تصریح آشکار حضرت امیر صلوات الله علیه و اعلام عمومی این نفاق، تا پایان در سپاه حضرت هست و نقش‌های کلیدی هم دارد.<br />
این شخص که ریشه‌ی یهودی دارد، یهودی که به گواه قرآن شدیدترین دشمنی را با مؤمنین دارند[13] و رأس مؤمنین در هر زمانی امام آن زمان است، در قتل امیرالمؤمنین علیه السلام نیز نقش فعّال ایفا کرده[14]<br />
پناه‌دهنده ابن ملجمی در کوفه همین اشعث است[15]، ابن ملجمی که مادر او هم یهودی است و در یهود نسل از مادر منقل می‌شود و حضرت امیر صلوات الله علیه نیز به یهودی الاصل بودن قاتل خودشان بعد از ضربت خوردن اشاره کرده بودند[16]!<br />
همراهی‌کننده‌ی ابن ملجم تا مسجد و کسی که شب تا سحر با ابن ملجم بوده و با او نجوا می‌کرده به او هشدار می‌دهد که زودتر برخیز و آن نیتی که داری را عملی کن که روشنایی صبح تو را رسوا می‌کند همین اشعث است[17]!<br />
خودش علنی حضرت امیر صلوات الله علیه را در مقطعی تهدید به قتل کرده است[18]!<br />
دخترش جدّه قاتل امام حسن مجتبی علیه السلام است[19]<br />
یک پسرش (محمد) کسی است که مسلم را در کوفه دستگیر می‌کند[20] و از فعالان سپاه عمر سعد در روز عاشورا بود[21]<br />
و پسر دیگرش (قیس) کسی است که در روز عاشورا امام حسین علیه السلام را جامه‌ی امام حسین علیه السلام را از تنشان در می‌آورند[22] و 13 سر از شهدای کربلا را با خود به کوفه می‌برد[23]!<br />
لذا مطلب به زیر کشیدن منافق از عرصه‌ی قدرت از سوی حاکم عادل و مطلّع، حتی در صورت محرز شدن نفاقش نیز به گواه تاریخ و البته کاملاً قابل درک برای عقل، به این  سادگی که گمان می‌کنید نیست...<br />
<br />
[1] در قرآن کریم وقتی بنا می‌شود ویژگی‌های منافقین بیان شود، پرتکرارترین ویژگی میل شدید منافقان به ایجاد رابطه دوستانه با کافران و دشمنان دین خداست که در اینجا تنها به ذکر سه آیه در این خصوص اکتفا می‌شود:<br />
‌آیه نخست: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (ماعده:51) اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [که] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستى گیرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏‌نماید.»<br />
آیه دوم: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِن کُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاء مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ (ممتحنه:1)<br />
اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید [به طورى] که با آنها اظهار دوستى کنید و حال آنکه قطعا به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از مکه] بیرون مى‏‌کنند که [چرا] به خدا پروردگارتان ایمان آورده‏‌اید اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‏‌اید [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى‏‌کنید در حالى که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم و هر کس از شما چنین کند قطعا از راه درست منحرف گردیده است.»<br />
آیه سوم: «تَرَى کَثِیرًا مِّنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده:80) بسیارى از آنان را مى‏‌بینى که با کسانى که کفر ورزیده‏‌اند دوستى مى‏‌کنند راستى چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند که [در نتیجه] خدا بر ایشان خشم گرفت و پیوسته در عذاب مى‏‌مانند.»<br />
<br />
[2] ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ فَهُوَ مُنَافِق‏: إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان‏. (تحف العقول (ابن شعبه حرّانی): ص316<br />
<br />
[3]  الأشعث بن قیس [الکندی و کان یهودی الاصل‌] (مجموعة الوثائق السیاسیة للعهد النبوی و الخلافة الراشدة (محمد بن یوسف گنجی شافعی): ج1، ص353)<br />
<br />
[4] مُنَافِقٌ ابْنُ کَافِرٍ (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[5] (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[6] إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّیْفَ وَ سَاقَ إِلَیْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِیٌّ أَنْ یَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ وَ لَا یَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ. (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[7]  اخبار الطوال (دینوری): ج۱، ص۱۸۸-۱۸۹<br />
<br />
[8]  تاریخ یعقوبی: ج۲، ص۱۸۸-۱۸۹<br />
<br />
[9] با اصرار اشعث و کسانی دیگر، از جمله مِسْعَربن فدکی و زیدبن‌حُصَین و تهدید حضرت علی (علیه‌السّلام) به قتل یا تسلیم و تحویل او به معاویه، جنگ متوقف شد. (وقعة الصفین (نصر بن مزاحم): ج1، ص482و490):<br />
<br />
فَقَامَ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ مُغْضَباً فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّا لَکَ الْیَوْمَ عَلَى مَا کُنَّا عَلَیْهِ أَمْسِ وَ لَیْسَ آخِرُ أَمْرِنَا کَأَوَّلِهِ وَ مَا مِنَ الْقَوْمِ أَحَدٌ أَحْنَى عَلَى أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ لَا أَوْتَرَ لِأَهْلِ الشَّامِ مِنِّی فَأَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى کِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّکَ أَحَقُّ بِهِ مِنْهُمْ وَ قَدْ أَحَبَّ النَّاسُ الْبَقَاءَ وَ کَرِهُوا الْقِتَالَ. فَقَالَ عَلِیٌّ ع: إِنَّ هَذَا أَمْرٌ یُنْظَرُ فِیهِ...<br />
<br />
فَجَاءَهُ زُهَاءُ عِشْرِینَ أَلْفاً مُقَنِّعِینَ فِی الْحَدِیدِ شَاکِی السِّلَاحِ سُیُوفُهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ وَ قَدِ اسْوَدَّتْ جِبَاهُهُمْ مِنَ السُّجُودِ یَتَقَدَّمُهُمْ مِسْعَرُ بْنُ فَدَکِیٍّ وَ زَیْدُ بْنُ حُصَیْنٍ وَ عِصَابَةٌ مِنَ الْقُرَّاءِ الَّذِینَ صَارُوا خَوَارِجَ مِنْ بَعْدُ فَنَادَوْهُ بِاسْمِهِ لَا بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ یَا عَلِیُّ أَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى کِتَابِ اللَّهِ إِذْ دُعِیتَ إِلَیْهِ-وَ إِلَّا قَتَلْنَاکَ کَمَا قَتَلْنَا ابْنَ عَفَّانَ...<br />
<br />
[10] قال علی: أرى أن أوجه بعبد الله بن عباس. فقال الأشعث: إن معاویة یوجه بعمرو بن العاص، و لا یحکم فینا مضریان، و لکن توجه أبا موسى الأشعری، فإنه لم یدخل فی شیء من الحرب. و قال علی: إن أبا موسى عدو، و قد خذل الناس عنی بالکوفة، و نهاهم أن یخرجوا معی قالوا: لا نرضى بغیره. فوجه علی أبا موسى على علمه بعداوته له و مداهنته فیما بینه و بینه، و وجه معاویة عمرو بن العاص، و کتبوا کتابین بالقضیة: کتابا من علی بخط کاتبه عبد الله بن أبی رافع، و کتابا من معاویة بخط کاتبه عمیر بن عباد الکنانی، و اختصموا فی تقدیم علی أو تسمیة علی بامره المؤمنین، فقال أبو الأعور السلمی: لا نقدم علیا، و قال أصحاب علی: و لا نغیر اسمه و لا نکتب إلا بامره المؤمنین، فتنازعوا على ذلک منازعة شدیدة حتى تضاربوا بالأیدی، فقال الأشعث: امحوا هذا الاسم! فقال له الأشتر: و الله یا أعور لهممت أن أملأ سیفی منک، فلقد قتلت قوما ما هم شر منک، و إنی أعلم أنک ما تحاول إلا الفتنة، و ما تدور إلا على الدنیا و إیثارها على الآخرة. فلما اختلفوا قال علی: الله أکبر! قد کتب رسول الله یوم الحدیبیة لسهیل بن عمرو: هذا ما صالح رسول الله، فقال سهیل: لو علمنا أنک رسول الله ما قاتلناک. فمحا رسول الله اسمه بیده، و أمرنی فکتبت: من محمد بن عبد الله، و قال: إن اسمی و اسم أبی لا یذهبان بنبوتی، و کذلک کتبت الأنبیاء، کما کتب رسول الله إلى الآباء، و إن اسمی و اسم أبی لا یذهبان بإمرتی، و أمرهم فکتبوا: من علی بن أبی طالب (تاریخ یعقوبی: ج2، ص189)<br />
<br />
[11] فَقَالُوا: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَفِدَتْ نِبَالُنَا وَ کَلَّتْ سُیُوفُنَا وَ نَصَلَتْ أَسِنَّةُ رِمَاحِنَا وَ عَادَ أَکْثَرُهَا قِصَد ارْجِعْ بِنَا إِلَى مِصْرِنَا نَسْتَعِدَّ بِأَحْسَنِ عُدَّتِنَا وَ لَعَلَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَزِیدُ فِی عِدَّتِنَا عِدَّةَ مَنْ هَلَکَ مِنَّا فَإِنَّهُ أَقْوَى لَنَا عَلَى عَدُوِّنَا وَ کَانَ الَّذِی وَلِیَ کَلَامَ النَّاسِ یَوْمَئِذٍ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ‌. (الغارات (ابن هلال ثقفی کوفی): ج1، ص16) زمانی که امیرالمؤمنین از جنگ با خوارج فارغ شدند، در نهروان بین یارانشان ایستادند و خطبه خواندند و پس از حمد و ثنای خدا فرمودند: «خدا به شما لطف کرد و شما را در جنگ پیروز نمود، پس فوراً به سمت دشمن (اصلی) خود (یعنی معاویه) از اهل شام بروید.» اما اشعث بن قیس برخواست و گفت: «یا امیرالمؤمنین تیرهای‌مان تمام شده و شمشیرهای ما کُند شده و سرِ نیزه‌های‌مان کَنده شده و بسیاری هم شکسته است؛ ما را به شهرمان برگردان تا با ساز و برگ بهتری برای جنگ آماده شویم؛ شاید هم به جای کسانی که از ما کشته شده‌اند عده‌ی دیگری بر ما افزوده شوند که اگر چنین شود ما در جنگ با دشمن نیرومندتر خواهیم بود.» (در اثر این سخنان بود که) قیس بن سَکَن نقل می‌کند: در نهایت نیز شیرازه‌ی لشکر از هم پاشید و حضرت از نخیله به کوفه بازگشتند.<br />
<br />
[12] حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یُوسُفَ، حَدَّثَنَا سُفْیَانُ، عَنْ قَیْسِ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ: مَاتَتْ عَمَّةُ الأَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ وَهِیَ یَهُودِیَّةٌ فَأَتَى عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ فَقَالَ: أَهْلُ دِینِهَا یَرِثُونَهَا. (سنن دارمی: ج1، ص707)<br />
<br />
[13] لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ (مائده:82) به‌یقین و بی‌تردید از میان مردم، یهود را سرسخت‌ترین دشمن نسبت به مؤمنان خواهى یافت.<br />
<br />
[14] حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[15] به گزارش یعقوبی هنگامی که ابن‌ملجم مرادی برای کشتن امیرالمؤمنین علیه السلام از مصر به کوفه رفت، یک ماه در منزل اشعث اقامت گزید و شمشیرش را آماده می‌کرد. (تاریخ یعقوبی: ج۲، ص۲۱۲)<br />
<br />
[16] امیرالمؤمنین علی علیه السلام بلافاصله بعد از ضربت خوردن فرمودند: قَتَلَنِی‏ ابْنُ مُلْجَمٍ قَتَلَنِی اللَّعِینُ ابْنُ‏ الْیَهُودِیَّةِ. (بحار الانوار (علامه مجلسی): ج42، ص281) مرا ابن ملجم کشت؛ مرا ملعونی که فرزند زن یهودی ‌بود کشت.<br />
حضرت در روایت دیگری در جواب سؤال امام حسن علیه السلام که پرسید چه کسی اقدام به کشتن شما کرد؟، فرمودند:<br />
قَتَلَنِی ابْنُ الْیَهُودِیَّةِ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ‏ الْمُرَادِی‏. (بحار الانوار (علامه مجلسی):‌ ج42، ص283) ابن ملجم که فرزند زنی یهودی است اقدام به کشتن من کرد.<br />
<br />
[17] قَالُوا: لم یزل ابْن ملجم تلک اللیلة عند الأشعث بْن قَیْس یناجیه حَتَّى قَالَ لَهُ الأشعث: قم فقد فضحک الصبح. وسمع ذلک من قوله حجر ابن عدی الکندی فلما قتل علی قَالَ لَهُ حجر: یا أعور أنت قتلته. (طبقات الکبری (ابن سعد): ج۳، ص۲۶ - انساب الأشراف (بلاذری): ج2، ص493) ابن‌ملجم تمام آن شب نزد اَشعث بن قیس بود و با او پنهانی گفتگو می‌کرد تا آن‌که اشعث به او گفت: برخیز، که سپیده‌دم رسوایت کرد.<br />
<br />
[18] سیر اعلام النبلاء (ذهبی): ج۲، ص۴۱ - مقاتل الطالبیین (ابوالفرج اصفهانی): ص۴۸<br />
<br />
[19]حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[20] الکامل فی التاریخ (ابن اثیر): ج4، ص36 -  تاریخ طبری: ج۵، ص۳۸۱<br />
<br />
[21] حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[22] الطبقات الکبری (ابن سعد): ج۵، ص۴۷۹ - انساب الاشراف (بلاذری): ج۳، ص۳۹۷<br />
<br />
[23] انساب الاشراف (بلاذری): ج۳، ص۴۲۱]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #006400;">چرا رهبر صالح و آگاه و عادل یک جامعه‌ی ایمانی با وجود اطلاع از نفاق یکی از شخصیت‌های معروف جامعه با او برخورد نمی‌کند؟!<br />
</span></span><br />
با شخصی بحث مفصلی داشتم،<br />
ادله‌ی متعدد آوردم که همگی مؤید وجود بارزترین نشانه‌های اهل نفاق در یک شخصیت سیاسی بود!<br />
از اظهارات آشکارش، مبنی داشتن حق انتقاد از معصوم<br />
تا دروغ‌های آشکار که مثلاً من فلان چیز را بهمان روز‌ فهمیدم، ولی چندی بعد، مسئول زیر دست خودش به صراحت گفت که او مطلع بوده<br />
یا میل بسیار شدیدش از ابتدای انقلاب، به ایجاد رابطه‌ی دوستانه با سران کفر و طاغوت و استکبار جهانی که به گواه قرآن، این میل به ایجاد رابطه با مستکبرین، پرتکرارترین و پرتأکید‌ترین ویژگی اهل نقاق در قرآن است[1].<br />
یا وجود بیشترین میزان جاسوس در دولت‌های پس از انقلاب در دولتش<br />
یا عجیب‌ترین و پرخسارت‌ترین ترک‌فعل‌ها در مجموعه‌ی تحت امرش که عملاً منجر می‌شود به خیانت در امانت‌های بزرگ در حق ملت<br />
یا اینکه طرف از یکی از مهمترین مراکز دشمنی با اسلام و تشیع و ایران، مدرک تحصیلی اخذ کرده بدون اینکه بتواند به زبان آن کشور سخن‌گوید، در صورتی که از شروط تحصیل در دانشگاه‌های آن روباه پیر استعمار، تسلط به زبان آن کشور جنایت‌پیشه‌ی حیله‌گر است.<br />
و خیلی موارد دیگر!<br />
<br />
<span style="color: #ff0000;">چون هر آنچه بیان کرده بودم با سند بود و قابل انکار نبود، طرف مقابل در پایانِ بحث با لحن تمسخر و متلک گفت:</span><br />
<span style="color: #8b4513;"><span style="font-weight: bold;">«درود برشما<br />
اگر محرز شده که نام‌برده مسلمان و شیعه نیست، مطلب را برای رهبری بنویسید تا خلعش کنند، ضمناً تا انتخابات آینده بیدار باشید و دیگر به این سیستم شورای نگهبان رأی ندهید، چرا که آدم‌های ناباب را به مردم معرفی می‌کند.»<br />
</span></span><br />
در اینجا اصل بحث من تازه شروع شد و بهانه‌ای شد تا حرف اصلی و مقصود اصلی از بیان این نکات را بیان کنم،<br />
در پاسخ به او گفتم:<br />
ببینید، شما فکر می‌کنید مسئله به این راحتی است؟<br />
که اگر نفاق شخصی برای حاکم جامعه محرز شد بتواند او را خلع کند؟<br />
بدیهی است که حتی رفتار و کردار یک شخص هم کاملاً ویژگی‌های منافق را داشته باشد:<br />
به عنوان نمونه اگر سخن گوید دروغ گوید<br />
و اگر وعده‌ دهد خلف وعده کند<br />
و اگر امانت به او دهند در آن خیانت کند<br />
که رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرموده‌اند اگر کسی این سه ویژگی را داشت منافق است حتی اگر اهل ظواهر دین هم باشد[2]،<br />
در صورتی که آن منافق دارای پایگاه اجتماعی جدی باشد و امام بر حق جامعه نیز ابزار کافی برای مقابله‌ی با این منافق را نداشته باشد و مردم نیز بصیرت و تشخیص لازم را در نفاق آن شخص نداشته‌ باشند و از نفاق نیز بیزار نباشند، نمی‌توان با او کاری کرد.<br />
از مثال‌های عظیم سه اَبَر منافق صدر اسلام که بگذریم...<br />
در زمان خود حضرت امیر صلوات الله علیه، مولی علی علیه السلام به یهودی‌زاده‌‌ای[3] فتنه‌گر به نام اشعث بن قیس بر سر منبر مقابل چشم مردم، هنگام سخنرانی خطاب می‌کنند و به او می‌گویند:<br />
<br />
ای منافق پسر کافر[4]!<br />
و او را علنی لعنت می‌کنند (می‌فرمایند: عَلَیْکَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ[5]. لعنت خدا و لعنت لعنت‌کنندگان بر تو باد)<br />
یعنی علنی به همه اعلام می‌کنند که این شخص منافق و ملعون است،<br />
پدرش هم کافر بوده.<br />
در ادامه‌ هم بعد از ذکر گذشته‌ی بسیار تاریک اشعث به او در مقابل همه می‌فرمایند:<br />
چنین شخصی با این سابقه‌ی تاریک و شوم و پر از خیانت، سزاوار است، که خویشاوندانش دشمن دارند و بیگانگان از شر او ایمن ننشینند[6].<br />
اما حضرت امیر صلوات الله علیه، با وجود اینکه خودشان می‌گویند آدمی با این سابقه‌ی تاریک را نباید از او ایمن بود، اما ناگزیر از فرماندهان حضرت در سپاه ایشان در جنگ صفین است!<br />
در حکومت حضرت پست دارد (حتی بعد از عزل از حکومت بر آذربایجان نیز نمی‌توانند به او پستی ندهند و در سپاه حضرت به جهت گستره‌ی نفوذ اجتماعی و تبعیت محض قبیله‌ی بسیار بزرگ و قدرتمندش و بزرگان و متنفذانی که تطمیع کرده بودشان و ایجاد روابط عمیق و حسنه با آن‌ها داشت، پست‌های کلیدی دارد، هم در جنگ صفین و حتی هم در جنگ نهروان!) تا آخر دوران حیات امیرالمؤمنین علیه السلام هم نقش آفرین است!<br />
حضرت نمی‌توانند این شخص را از سپهر سیاسی حکومتشان حذف کنند،<br />
او اصلی‌ترین نقش را در بر هم خوردن شاکله‌ی سپاه حضرت امیر در جنگ صفین داشته، آن هم در زمانی که کار بعد از لیلة الهریر، کاملاً به نفع سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام پیش می‌رفت و چیزی تا شکست سپاه معاویه نمانده بود، فتنه‌ی اصلی را او بر پا کرد[7] و به بعد از فتنه‌ی بزرگ او در سپاه حضرت با اشاره‌ی او به معاویه[8] و به تبع او، عمر و عاص و معاویه نیرنگ قرآن بر نیزه را به راه انداختند و عامل اصلی تهدید حضرت امیر صلوات الله علیه برای ترک جنگ و تن دادن به حکمیت در حالی که کاملاً در نبرد دست برتر را داشتند او بوده[9]!<br />
عامل اصلی تحمیل ابوموسی اشعری به عنوان حکم اهل عراق به جای ابن عباس که مد نظر امیرالمؤمنین علیه السلام بود همین اشعث بود، و وقتی بنا شد صلح‌نامه نوشته شود میان اهل عراق و اهل شام، زمانی که نمایندگان شامی به وجود نام امیرالمؤمنین برای علی علیه السلام اعتراض کردند، همین اشعث اصرار کرد که لقب امیرالمؤمنینی حضرت علی علیه السلام را در آن صلح‌نامه حذف نمایند[10]!<br />
همین آدم با این حجم فتنه در جنگ صفین را باز حضرت امیر صلوات الله علیه نمی‌توانند از حتی سپاه خود حذف کنند و باز او در سپاه حضرت در جنگ با خوارج حاضر است و عامل اصلی که باعث می‌شود مردم بعد از جنگ نهروان به سمت جنگ دوباره با معاویه نروند همین شخص است[11]!<br />
این یهودی‌زاده‌ی لعن شده توسط حضرت امیر در ملأ عام، که به گواه منابع تاریخی مهم اهل سنت، خواهر و عمه‌ و پسر عمویش نیز یهودی بودند[12]، به جهت پایگاه اجتماعی عظیمش، ثروت و بذل و بخشش‌ها و تطمیع‌هایش، قبیله‌ی بسیار بزرگ و پرقدرت و گوش‌به‌فرمانش و نبود یار بصیر و توانای کافی برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام و عدم بصیرت عمومی مردم در فهم عمق و شدّت نفاق این شخص با وجود تصریح آشکار حضرت امیر صلوات الله علیه و اعلام عمومی این نفاق، تا پایان در سپاه حضرت هست و نقش‌های کلیدی هم دارد.<br />
این شخص که ریشه‌ی یهودی دارد، یهودی که به گواه قرآن شدیدترین دشمنی را با مؤمنین دارند[13] و رأس مؤمنین در هر زمانی امام آن زمان است، در قتل امیرالمؤمنین علیه السلام نیز نقش فعّال ایفا کرده[14]<br />
پناه‌دهنده ابن ملجمی در کوفه همین اشعث است[15]، ابن ملجمی که مادر او هم یهودی است و در یهود نسل از مادر منقل می‌شود و حضرت امیر صلوات الله علیه نیز به یهودی الاصل بودن قاتل خودشان بعد از ضربت خوردن اشاره کرده بودند[16]!<br />
همراهی‌کننده‌ی ابن ملجم تا مسجد و کسی که شب تا سحر با ابن ملجم بوده و با او نجوا می‌کرده به او هشدار می‌دهد که زودتر برخیز و آن نیتی که داری را عملی کن که روشنایی صبح تو را رسوا می‌کند همین اشعث است[17]!<br />
خودش علنی حضرت امیر صلوات الله علیه را در مقطعی تهدید به قتل کرده است[18]!<br />
دخترش جدّه قاتل امام حسن مجتبی علیه السلام است[19]<br />
یک پسرش (محمد) کسی است که مسلم را در کوفه دستگیر می‌کند[20] و از فعالان سپاه عمر سعد در روز عاشورا بود[21]<br />
و پسر دیگرش (قیس) کسی است که در روز عاشورا امام حسین علیه السلام را جامه‌ی امام حسین علیه السلام را از تنشان در می‌آورند[22] و 13 سر از شهدای کربلا را با خود به کوفه می‌برد[23]!<br />
لذا مطلب به زیر کشیدن منافق از عرصه‌ی قدرت از سوی حاکم عادل و مطلّع، حتی در صورت محرز شدن نفاقش نیز به گواه تاریخ و البته کاملاً قابل درک برای عقل، به این  سادگی که گمان می‌کنید نیست...<br />
<br />
[1] در قرآن کریم وقتی بنا می‌شود ویژگی‌های منافقین بیان شود، پرتکرارترین ویژگی میل شدید منافقان به ایجاد رابطه دوستانه با کافران و دشمنان دین خداست که در اینجا تنها به ذکر سه آیه در این خصوص اکتفا می‌شود:<br />
‌آیه نخست: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (ماعده:51) اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [که] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستى گیرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏‌نماید.»<br />
آیه دوم: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِن کُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاء مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ (ممتحنه:1)<br />
اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید [به طورى] که با آنها اظهار دوستى کنید و حال آنکه قطعا به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از مکه] بیرون مى‏‌کنند که [چرا] به خدا پروردگارتان ایمان آورده‏‌اید اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‏‌اید [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى‏‌کنید در حالى که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم و هر کس از شما چنین کند قطعا از راه درست منحرف گردیده است.»<br />
آیه سوم: «تَرَى کَثِیرًا مِّنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده:80) بسیارى از آنان را مى‏‌بینى که با کسانى که کفر ورزیده‏‌اند دوستى مى‏‌کنند راستى چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند که [در نتیجه] خدا بر ایشان خشم گرفت و پیوسته در عذاب مى‏‌مانند.»<br />
<br />
[2] ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ فَهُوَ مُنَافِق‏: إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان‏. (تحف العقول (ابن شعبه حرّانی): ص316<br />
<br />
[3]  الأشعث بن قیس [الکندی و کان یهودی الاصل‌] (مجموعة الوثائق السیاسیة للعهد النبوی و الخلافة الراشدة (محمد بن یوسف گنجی شافعی): ج1، ص353)<br />
<br />
[4] مُنَافِقٌ ابْنُ کَافِرٍ (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[5] (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[6] إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّیْفَ وَ سَاقَ إِلَیْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِیٌّ أَنْ یَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ وَ لَا یَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ. (نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه 19)<br />
<br />
[7]  اخبار الطوال (دینوری): ج۱، ص۱۸۸-۱۸۹<br />
<br />
[8]  تاریخ یعقوبی: ج۲، ص۱۸۸-۱۸۹<br />
<br />
[9] با اصرار اشعث و کسانی دیگر، از جمله مِسْعَربن فدکی و زیدبن‌حُصَین و تهدید حضرت علی (علیه‌السّلام) به قتل یا تسلیم و تحویل او به معاویه، جنگ متوقف شد. (وقعة الصفین (نصر بن مزاحم): ج1، ص482و490):<br />
<br />
فَقَامَ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ مُغْضَباً فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّا لَکَ الْیَوْمَ عَلَى مَا کُنَّا عَلَیْهِ أَمْسِ وَ لَیْسَ آخِرُ أَمْرِنَا کَأَوَّلِهِ وَ مَا مِنَ الْقَوْمِ أَحَدٌ أَحْنَى عَلَى أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ لَا أَوْتَرَ لِأَهْلِ الشَّامِ مِنِّی فَأَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى کِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّکَ أَحَقُّ بِهِ مِنْهُمْ وَ قَدْ أَحَبَّ النَّاسُ الْبَقَاءَ وَ کَرِهُوا الْقِتَالَ. فَقَالَ عَلِیٌّ ع: إِنَّ هَذَا أَمْرٌ یُنْظَرُ فِیهِ...<br />
<br />
فَجَاءَهُ زُهَاءُ عِشْرِینَ أَلْفاً مُقَنِّعِینَ فِی الْحَدِیدِ شَاکِی السِّلَاحِ سُیُوفُهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ وَ قَدِ اسْوَدَّتْ جِبَاهُهُمْ مِنَ السُّجُودِ یَتَقَدَّمُهُمْ مِسْعَرُ بْنُ فَدَکِیٍّ وَ زَیْدُ بْنُ حُصَیْنٍ وَ عِصَابَةٌ مِنَ الْقُرَّاءِ الَّذِینَ صَارُوا خَوَارِجَ مِنْ بَعْدُ فَنَادَوْهُ بِاسْمِهِ لَا بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ یَا عَلِیُّ أَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى کِتَابِ اللَّهِ إِذْ دُعِیتَ إِلَیْهِ-وَ إِلَّا قَتَلْنَاکَ کَمَا قَتَلْنَا ابْنَ عَفَّانَ...<br />
<br />
[10] قال علی: أرى أن أوجه بعبد الله بن عباس. فقال الأشعث: إن معاویة یوجه بعمرو بن العاص، و لا یحکم فینا مضریان، و لکن توجه أبا موسى الأشعری، فإنه لم یدخل فی شیء من الحرب. و قال علی: إن أبا موسى عدو، و قد خذل الناس عنی بالکوفة، و نهاهم أن یخرجوا معی قالوا: لا نرضى بغیره. فوجه علی أبا موسى على علمه بعداوته له و مداهنته فیما بینه و بینه، و وجه معاویة عمرو بن العاص، و کتبوا کتابین بالقضیة: کتابا من علی بخط کاتبه عبد الله بن أبی رافع، و کتابا من معاویة بخط کاتبه عمیر بن عباد الکنانی، و اختصموا فی تقدیم علی أو تسمیة علی بامره المؤمنین، فقال أبو الأعور السلمی: لا نقدم علیا، و قال أصحاب علی: و لا نغیر اسمه و لا نکتب إلا بامره المؤمنین، فتنازعوا على ذلک منازعة شدیدة حتى تضاربوا بالأیدی، فقال الأشعث: امحوا هذا الاسم! فقال له الأشتر: و الله یا أعور لهممت أن أملأ سیفی منک، فلقد قتلت قوما ما هم شر منک، و إنی أعلم أنک ما تحاول إلا الفتنة، و ما تدور إلا على الدنیا و إیثارها على الآخرة. فلما اختلفوا قال علی: الله أکبر! قد کتب رسول الله یوم الحدیبیة لسهیل بن عمرو: هذا ما صالح رسول الله، فقال سهیل: لو علمنا أنک رسول الله ما قاتلناک. فمحا رسول الله اسمه بیده، و أمرنی فکتبت: من محمد بن عبد الله، و قال: إن اسمی و اسم أبی لا یذهبان بنبوتی، و کذلک کتبت الأنبیاء، کما کتب رسول الله إلى الآباء، و إن اسمی و اسم أبی لا یذهبان بإمرتی، و أمرهم فکتبوا: من علی بن أبی طالب (تاریخ یعقوبی: ج2، ص189)<br />
<br />
[11] فَقَالُوا: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَفِدَتْ نِبَالُنَا وَ کَلَّتْ سُیُوفُنَا وَ نَصَلَتْ أَسِنَّةُ رِمَاحِنَا وَ عَادَ أَکْثَرُهَا قِصَد ارْجِعْ بِنَا إِلَى مِصْرِنَا نَسْتَعِدَّ بِأَحْسَنِ عُدَّتِنَا وَ لَعَلَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَزِیدُ فِی عِدَّتِنَا عِدَّةَ مَنْ هَلَکَ مِنَّا فَإِنَّهُ أَقْوَى لَنَا عَلَى عَدُوِّنَا وَ کَانَ الَّذِی وَلِیَ کَلَامَ النَّاسِ یَوْمَئِذٍ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ‌. (الغارات (ابن هلال ثقفی کوفی): ج1، ص16) زمانی که امیرالمؤمنین از جنگ با خوارج فارغ شدند، در نهروان بین یارانشان ایستادند و خطبه خواندند و پس از حمد و ثنای خدا فرمودند: «خدا به شما لطف کرد و شما را در جنگ پیروز نمود، پس فوراً به سمت دشمن (اصلی) خود (یعنی معاویه) از اهل شام بروید.» اما اشعث بن قیس برخواست و گفت: «یا امیرالمؤمنین تیرهای‌مان تمام شده و شمشیرهای ما کُند شده و سرِ نیزه‌های‌مان کَنده شده و بسیاری هم شکسته است؛ ما را به شهرمان برگردان تا با ساز و برگ بهتری برای جنگ آماده شویم؛ شاید هم به جای کسانی که از ما کشته شده‌اند عده‌ی دیگری بر ما افزوده شوند که اگر چنین شود ما در جنگ با دشمن نیرومندتر خواهیم بود.» (در اثر این سخنان بود که) قیس بن سَکَن نقل می‌کند: در نهایت نیز شیرازه‌ی لشکر از هم پاشید و حضرت از نخیله به کوفه بازگشتند.<br />
<br />
[12] حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یُوسُفَ، حَدَّثَنَا سُفْیَانُ، عَنْ قَیْسِ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ: مَاتَتْ عَمَّةُ الأَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ وَهِیَ یَهُودِیَّةٌ فَأَتَى عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ فَقَالَ: أَهْلُ دِینِهَا یَرِثُونَهَا. (سنن دارمی: ج1، ص707)<br />
<br />
[13] لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ (مائده:82) به‌یقین و بی‌تردید از میان مردم، یهود را سرسخت‌ترین دشمن نسبت به مؤمنان خواهى یافت.<br />
<br />
[14] حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[15] به گزارش یعقوبی هنگامی که ابن‌ملجم مرادی برای کشتن امیرالمؤمنین علیه السلام از مصر به کوفه رفت، یک ماه در منزل اشعث اقامت گزید و شمشیرش را آماده می‌کرد. (تاریخ یعقوبی: ج۲، ص۲۱۲)<br />
<br />
[16] امیرالمؤمنین علی علیه السلام بلافاصله بعد از ضربت خوردن فرمودند: قَتَلَنِی‏ ابْنُ مُلْجَمٍ قَتَلَنِی اللَّعِینُ ابْنُ‏ الْیَهُودِیَّةِ. (بحار الانوار (علامه مجلسی): ج42، ص281) مرا ابن ملجم کشت؛ مرا ملعونی که فرزند زن یهودی ‌بود کشت.<br />
حضرت در روایت دیگری در جواب سؤال امام حسن علیه السلام که پرسید چه کسی اقدام به کشتن شما کرد؟، فرمودند:<br />
قَتَلَنِی ابْنُ الْیَهُودِیَّةِ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ‏ الْمُرَادِی‏. (بحار الانوار (علامه مجلسی):‌ ج42، ص283) ابن ملجم که فرزند زنی یهودی است اقدام به کشتن من کرد.<br />
<br />
[17] قَالُوا: لم یزل ابْن ملجم تلک اللیلة عند الأشعث بْن قَیْس یناجیه حَتَّى قَالَ لَهُ الأشعث: قم فقد فضحک الصبح. وسمع ذلک من قوله حجر ابن عدی الکندی فلما قتل علی قَالَ لَهُ حجر: یا أعور أنت قتلته. (طبقات الکبری (ابن سعد): ج۳، ص۲۶ - انساب الأشراف (بلاذری): ج2، ص493) ابن‌ملجم تمام آن شب نزد اَشعث بن قیس بود و با او پنهانی گفتگو می‌کرد تا آن‌که اشعث به او گفت: برخیز، که سپیده‌دم رسوایت کرد.<br />
<br />
[18] سیر اعلام النبلاء (ذهبی): ج۲، ص۴۱ - مقاتل الطالبیین (ابوالفرج اصفهانی): ص۴۸<br />
<br />
[19]حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[20] الکامل فی التاریخ (ابن اثیر): ج4، ص36 -  تاریخ طبری: ج۵، ص۳۸۱<br />
<br />
[21] حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ اِبْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ اَلْحَسَنَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ. (الکافی ثقة الاسلام کلینی): ج8، ص167<br />
<br />
[22] الطبقات الکبری (ابن سعد): ج۵، ص۴۷۹ - انساب الاشراف (بلاذری): ج۳، ص۳۹۷<br />
<br />
[23] انساب الاشراف (بلاذری): ج۳، ص۴۲۱]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تقديم به همه ژن‌های خوب...]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44626.html</link>
			<pubDate>Sun, 10 Nov 2019 16:40:54 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44626.html</guid>
			<description><![CDATA[مولی اميرالمؤمنين علی عليه السلام:<br />
<br />
ما رأیت نعمة موفورة إلا وإلى جانبها حق مضیع[1].<br />
<br />
وفور نعمت را در جایی نديدم، مگر در کنار آن، حقی پایمال شده بود.<br />
<br />
 <br />
مقام معظّم رهبری آيت الله سيد علی خامنه‌ای حفظه الله:<br />
<br />
این‌که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌فرماید:<br />
«ما رأیت نعمة موفورة الّا و فی جانبها حقّ مضیّع»؛<br />
یعنی هرجا شما دیدید ثروت انباشته‌ای به وجود آمده، بدانید در کنارش حقوق ضایع‌شده‌ی فراوانی وجود دارد؛<br />
مظهر اصلی و مصداق عمده‌اش همین است که کارگزاران و مسؤولان حکومت، با استفاده از نفوذ و قدرت، راحت بتوانند از امکانات عمومی استفاده کنند؛<br />
بانک‌ها راحت وام بدهند؛ مراکز گوناگون، امکان استفاده از زمین، آب، هوا، تجارت و وارد کردن و صادر کردن را در اختیار آنها بگذارند؛<br />
ناگهان ببینید کسانی که دستشان از مال دنیا تا اندکی پیش خالی بود، ثروت‌های گزاف پیدا کرده‌اند؛<br />
ظاهر کار هم قانونی است...[2]<br />
<br />
<br />
<br />
این که امیرالمومنین ـ طبق نقل ـ می‌فرماید:<br />
«ما رایت نعمه موفوره الا و فی جانبها حق مضیع»<br />
یعنی هرجا شما دیدید ثروت انباشته‌ای به وجود آمده, بدانید در کنارش حقوق ضایع شده فراوانی هم وجود دارد؛<br />
معنایش اين است که اگر اموال از راه حلال بدست آید و حقوق واجب و مستحب آن داده شود، اینقدر روی هم جمع نمی‌شود.<br />
اگر ثروتمندی در کنارش فقرا در مانده را ببیند و به آنها بی‌توجه نماند طبعاً پول‌های راکد خود را صرف فقرا می‌کند و ثروت انباشته شده‌ای پیدا نمی‌شود.<br />
<span style="font-weight: bold;">توليد ثروت فراوان از راه صحیح عیب نیست و ارزش است! كمتر كسي در عالم به قدر اميرالمؤمنين علي عليه السلام توليد ثروت كرده است اما توليد ثروت حضرت براي رسيدگي به محرومان بود و نه انباشت ثروت!</span>،<br />
مشکل آنجا است که ثروت انباشته شود و در کنار آن جمعیت زیادی محروم باشند و ثروتمندان بی‌توجه به محرومین به جمع ثروت ادامه دهند و آه و ناله این‌ها را نا دیده بگیرند[3].<br />
<br />
 <br />
<br />
حضرت امام علي بن موسي الرضا علیه السلام:<br />
لا يجتمع المال الا بخصال خمس: ببخل شديد، و امل طويل، و حرص غالب و قطيعه الرحم و ايثار الدنيا علي الاخرة[4].<br />
<span style="font-weight: bold;">مال جمع نمی‌شود مگر با پنج خصلت:</span><br />
با بخل شدید<br />
و آرزوی دراز<br />
و حرصی که (بر نفس انسان) غالب شده<br />
و رهاکردن رسیدگی به نزدیکان<br />
و ترجیح دادن دنیا بر آخرت.<br />
<br />
<br />
<br />
مولی اميرالمؤمنين علی عليه السلام:<br />
<br />
ان الله سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء أقوات الفقراء فما جاع فقیر الاّ بما متع به غنی و الله تعالی جده سائلهم عن ذلک[5].<br />
<br />
خداوند سبحان در دارایی‌‌های توانگران روزی‌های فقرا را واجب گردانید. پس فقيری گرسنه نماند، مگر به سبب آنچه توانگری به او نداده است و در روز رستاخیز خداوند متعال، آن اغنيا را به خاطر این کار مؤاخذه می‌‌نماید.<br />
<br />
 <br />
<br />
حضرت امام جعقر صادق عليه السلام:<br />
<br />
إن الناس ما افتقروا و لا احتاجوا و لا جاعوا و لا عروا إلا بذنوب الأغنياء[6].<br />
<br />
به راستی كه مردم فقير و نيازمند و گرسنه و برهنه نمی‌شوند <span style="font-weight: bold;">مگر به واسطه گناه اغنيا و ثروتمندان.</span><br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">آیا اگر کسی خمس و زکات و حقوق مالی واجبش را ادا کرد، دیگر هر‌گونه دلش خواست می‌تواند در اموالش دخل و تصرف کند؟!<br />
پاسخ:</span><br />
<br />
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:<br />
<br />
إن اللّه فرض للفقراء في أموال الأغنياء فريضة لا يحمدون إلا بأدائها و هي الزكاة بها حقنوا دماءهم و بها سموا مسلمين<br />
و لكن اللّه تعالى فرض في أموال الأغنياء حقوقا غير الزكاة - فقال تعالى:<br />
فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ و الحق المعلوم غير الزكاة و هو شيء يفرضه الرجل على نفسه في ماله يجب عليه أن يفرضه على قدر طاقته و سعة ماله فيؤدي الذي فرض على نفسه إن شاء كل يوم و إن شاء كل جمعة و إن شاء في كل شهر[7].<br />
<br />
ابابصیر از یاران نزدیک امام صادق روایت می‌کند که: نزد امام جعفر صادق بودیم که برخی از ثروتمندان نیز همراه ما بودند.<br />
آنان نام زکات را به میان آوردند،<br />
امام صادق علیه السلام فرمود: پرداخت زکات چیزی نیست که به خاطر آن از صابحش تعریف و تمجید شود<br />
بلکه زکات امری ظاهری است که به وسیله پرداخت آن... مسلمان نامیده می‌شود و اگر آن را بجا نیاورد نماز وی پذیرفته نخواهد شد.<br />
<span style="font-weight: bold;">در اموال شم ثروتمندان حقوقی واجبی غیر از زکات وجود دارد!!</span><br />
عرض کردم خداوند تو را خیر دهد چه حقوقی غیر از زکات در اموال وجود دارد که باید آن را به جای آوریم؟<br />
فرمود: سبحان الله مگر نیشینده‌ای که خداوند عز و جل در قرآن می‌فرماید:<br />
«و الذین فی اموالهم حق معلوم * للسائل و المحروم (معارج - 24 و 25) و كسانى كه در اموالشان حقى معلوم است. براى سائل و محروم»<br />
عرض کردم چه حقی بر گردن ما وجود دارد؟<br />
فرمود <span style="font-weight: bold;">همان چیزی است که شخص در مال خویش بر طبق وسعت روزی و توانش تعیین می‌کند که در پایان هر روز و یا هر جمعه و یا هر ماه آن را از مالش خارج می‌كند و به نيازمندان می‌دهد.<br />
</span><br />
<br />
<br />
پي‌نوشتي تقديم به همه ژن‌هاي خوب:<br />
<br />
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:<br />
<br />
كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ كَثِيراً مَا يَقُولُ: اعْلَمُوا عِلْماً يَقِيناً أَنَ‏ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- لَمْ يَجْعَلْ لِلْعَبْدِ- وَ إِنِ اشْتَدَّ جَهْدُهُ، وَ عَظُمَتْ حِيلَتُهُ، وَ كَثُرَتْ‏ مُكَابَدَتُهُ أَنْ يَسْبِقَ‏ مَا سُمِّيَ لَهُ فِي الذِّكْرِ الْحَكِيمِ، وَ لَمْ يَحُلْ مِنَ الْعَبْدِ فِي ضَعْفِهِ، وَ قِلَّةِ حِيلَتِهِ أَنْ يَبْلُغَ مَا سُمِّيَ لَهُ فِي الذِّكْرِ الْحَكِيمِ. أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّهُ لَنْ يَزْدَادَ امْرُؤٌ نَقِيراً بِحِذْقِهِ‏، وَ لَمْ يَنْتَقِصِ‏ امْرُؤٌ نَقِيراً لِحُمْقِه‏[8].<br />
<br />
مولی امیرالمؤمنین علی عیله السلام بسیار ‌می‌فرمود:<br />
<br />
این را به طور علم یقین بدانید که حقیقتاً ممکن نیست کسی با داشتن آگاهی کامل از تمام رموز کار و کوشش و فعالیت، بتواند بر آنچه که در عالَم تقدیرِ خدا، برایش مقرّر شده پیشی بگیرد<br />
و بیش از آن مقدارِ مقدّر را رزق خود گرداند.<br />
ای مردم! همان هرگز ممکن نیست کسی بر اثر هوشمندیش به قدر نقیری (فرورفتگی روی هسته خرما) بر آنچه خدا مقرّر کرده بیفزاید و ممکن نیست کسی بر اثر کم‌فهمی‌اش به قدر نقیری از آن روزی که خدا مقدّر خدا کمتر بهره ببرد.<br />
<br />
 <br />
<br />
زمانی كه به قارون گفته شد:<br />
<br />
«أَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ (سوره قصص - آيه ۷۷)<br />
همان‌گونه كه خدا به تو احسان كرده تو نيز به ديگران احسان كن!»<br />
<br />
در پاسخ گفت:<br />
<br />
«إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي (سوره قصص - آيه ۷۸)<br />
جز اين نيست كه این ثروت را به وسیله دانشی که نزد من است به دست آورده‌ام!»<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">پس هر كس در پاسخ به اينكه چرا پول‌دار هست و به ديگران هم كمك نمی‌كند بگويد:<br />
زرنگيم هست، دانشم هست، هوشم هست، تلاش و پشتكار خودم هست، عرضه خودم هست، توانايی‌های خودم هست،<br />
ژن خوب‌ داشتم براي خودش يك‌پا قارون هست</span>[9]!!!<br />
خداوند می‌فرمايد مال و ثروت نتيجه احسان خداست نه تلاش و كوشش و دانش شما!<br />
خودِ توفيق اون هوش رو كی به شما داده؟<br />
توان و تدبير رو كی به شما داده؟<br />
اين اشخاص رو كه در رشد اقتصادی شما تأثيرداشتن كی بر سر مسير زندگی شما قرار داده؟<br />
آيا ذاتی‌ خودت هست اين هوش و استعداد و توان؟<br />
اگر ذاتی‌ خودت هست، پس چرا سنت رفت بالا همش دونه دونه از دست می‌ره؟<br />
<br />
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:<br />
<br />
إنَّ اللّهَ تَعَالى‏ وَسَّعَ فِي أرزَاقِ الْحَمْقى لِيَعتَبِرَ الْعُقَلَاءُ وَ يَعلَموا أنَّ الدُّنْيَا لَيسَ يُنَالُ مَا فيها بِعَمَلٍ و لَا حِيل[10].<br />
<br />
همانا خداوند بدین خاطر در روزى افراد احمق و نادان وسعت فراوان بخشيده است تا عاقلان خردمند عبرت بگيرند؛ و بدانند كه <span style="font-weight: bold;">دنيا و نعمت‌هایش چيزى نيست كه بتوان با زرنگى و حیله و نيرنگ به دستش آورد.</span><br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
پي‌نوشتي براي پي‌نوشت:<br />
<br />
رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله عليه و آله:<br />
<br />
مَنْ أَكَلَ مَا يَشْتَهِي وَ لَبِسَ مَا يَشْتَهِي وَ رَكِبَ مَا يَشْتَهِي لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتْرُك[11]‏.<br />
<br />
هر كس هر چه [دلش‏] خواست بخورد و هر چه دوست داشت بپوشد و هر چه از مركب‌ها [نظرش را گرفت‏] سوار شود، خداوند [با نظر رحمت] به او ننگرد تا او بمیرد يا آن كارها را وانهد.<br />
<br />
<br />
خوب اگر خدا نظر رحمتش را از کسی به واسطه تبعیت از خواسته‌های نفسانی‌ آن شخص بردارد چه می‌شود:<br />
<br />
 مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام:<br />
<br />
اتباع الهوی فیصد عن الحق[12].<br />
<br />
پیروی از هوای نفس آدمی را از  (پذیرش) حق باز می‌دارد.<br />
<br />
یعنی چه؟!<br />
یعنی ولو که شخص مالش را از راه حلالِ حلال بدست آورده باشه، اگر هر کاری خواست باهاش کرد، یعنی هر چه دلش خواست انجام داد، خونه و ماشین میلیاردی و لباس میلیونی و ...؛<br />
یا در حد طبقه متوسط جامعه هر وقت هر چی دلش خواست خورد و تابع نفسش در شکم‌چرانی بود و ... چه می‌شود؟!<br />
می‌شود روزی بیاید که به واسطه تبعيت از هواي نفس و هوس‌هايش، ديگر تابع حق نشود، و به مرور خط فکریش هم عوض شود و ...<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">انقلابيِ آمريكا ستيز ديروز مي‌شود<br />
ليبرال كدخداپرست امروز...<br />
</span></span><br />
[1]  دراسات فی نهج البلاغه (محمد مهدی شمس الدين):‌ ص 40<br />
<br />
[2]  بیانات به مناسبت عید نیمه‌شعبان (30 مهر 81)<br />
<br />
[3]  نشريه پرسمان دانشجویی نهاد نمايندگی مقام معظّم رهبری در دانشگاه‌ها: کد ۱/۱۰۰۱۰۹۱۲۵<br />
<br />
[4]  خصال صدوق؛ ج1؛ ص 238<br />
<br />
[5]  نهج البلاغه: حكمت 32<br />
<br />
[6]  الوافی: ج10، ص 50<br />
<br />
[7]  الكافی: ج3، ص499<br />
<br />
[8]  الكافي: ج‏۹۵، ص ۸۱<br />
<br />
[9]  برگرفته از تفسير نور (محسن قرائتی): ذيل آيه ۷۸ سور قصص<br />
<br />
[10]  الكافی: ج۵، ص ۸۲<br />
<br />
[11]  تحف العقول (ابن شعبه حرّانی): ص 39<br />
<br />
[12]  امالی (شیخ مفید): مجلس ۴۱، حدیث ۱]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مولی اميرالمؤمنين علی عليه السلام:<br />
<br />
ما رأیت نعمة موفورة إلا وإلى جانبها حق مضیع[1].<br />
<br />
وفور نعمت را در جایی نديدم، مگر در کنار آن، حقی پایمال شده بود.<br />
<br />
 <br />
مقام معظّم رهبری آيت الله سيد علی خامنه‌ای حفظه الله:<br />
<br />
این‌که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌فرماید:<br />
«ما رأیت نعمة موفورة الّا و فی جانبها حقّ مضیّع»؛<br />
یعنی هرجا شما دیدید ثروت انباشته‌ای به وجود آمده، بدانید در کنارش حقوق ضایع‌شده‌ی فراوانی وجود دارد؛<br />
مظهر اصلی و مصداق عمده‌اش همین است که کارگزاران و مسؤولان حکومت، با استفاده از نفوذ و قدرت، راحت بتوانند از امکانات عمومی استفاده کنند؛<br />
بانک‌ها راحت وام بدهند؛ مراکز گوناگون، امکان استفاده از زمین، آب، هوا، تجارت و وارد کردن و صادر کردن را در اختیار آنها بگذارند؛<br />
ناگهان ببینید کسانی که دستشان از مال دنیا تا اندکی پیش خالی بود، ثروت‌های گزاف پیدا کرده‌اند؛<br />
ظاهر کار هم قانونی است...[2]<br />
<br />
<br />
<br />
این که امیرالمومنین ـ طبق نقل ـ می‌فرماید:<br />
«ما رایت نعمه موفوره الا و فی جانبها حق مضیع»<br />
یعنی هرجا شما دیدید ثروت انباشته‌ای به وجود آمده, بدانید در کنارش حقوق ضایع شده فراوانی هم وجود دارد؛<br />
معنایش اين است که اگر اموال از راه حلال بدست آید و حقوق واجب و مستحب آن داده شود، اینقدر روی هم جمع نمی‌شود.<br />
اگر ثروتمندی در کنارش فقرا در مانده را ببیند و به آنها بی‌توجه نماند طبعاً پول‌های راکد خود را صرف فقرا می‌کند و ثروت انباشته شده‌ای پیدا نمی‌شود.<br />
<span style="font-weight: bold;">توليد ثروت فراوان از راه صحیح عیب نیست و ارزش است! كمتر كسي در عالم به قدر اميرالمؤمنين علي عليه السلام توليد ثروت كرده است اما توليد ثروت حضرت براي رسيدگي به محرومان بود و نه انباشت ثروت!</span>،<br />
مشکل آنجا است که ثروت انباشته شود و در کنار آن جمعیت زیادی محروم باشند و ثروتمندان بی‌توجه به محرومین به جمع ثروت ادامه دهند و آه و ناله این‌ها را نا دیده بگیرند[3].<br />
<br />
 <br />
<br />
حضرت امام علي بن موسي الرضا علیه السلام:<br />
لا يجتمع المال الا بخصال خمس: ببخل شديد، و امل طويل، و حرص غالب و قطيعه الرحم و ايثار الدنيا علي الاخرة[4].<br />
<span style="font-weight: bold;">مال جمع نمی‌شود مگر با پنج خصلت:</span><br />
با بخل شدید<br />
و آرزوی دراز<br />
و حرصی که (بر نفس انسان) غالب شده<br />
و رهاکردن رسیدگی به نزدیکان<br />
و ترجیح دادن دنیا بر آخرت.<br />
<br />
<br />
<br />
مولی اميرالمؤمنين علی عليه السلام:<br />
<br />
ان الله سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء أقوات الفقراء فما جاع فقیر الاّ بما متع به غنی و الله تعالی جده سائلهم عن ذلک[5].<br />
<br />
خداوند سبحان در دارایی‌‌های توانگران روزی‌های فقرا را واجب گردانید. پس فقيری گرسنه نماند، مگر به سبب آنچه توانگری به او نداده است و در روز رستاخیز خداوند متعال، آن اغنيا را به خاطر این کار مؤاخذه می‌‌نماید.<br />
<br />
 <br />
<br />
حضرت امام جعقر صادق عليه السلام:<br />
<br />
إن الناس ما افتقروا و لا احتاجوا و لا جاعوا و لا عروا إلا بذنوب الأغنياء[6].<br />
<br />
به راستی كه مردم فقير و نيازمند و گرسنه و برهنه نمی‌شوند <span style="font-weight: bold;">مگر به واسطه گناه اغنيا و ثروتمندان.</span><br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">آیا اگر کسی خمس و زکات و حقوق مالی واجبش را ادا کرد، دیگر هر‌گونه دلش خواست می‌تواند در اموالش دخل و تصرف کند؟!<br />
پاسخ:</span><br />
<br />
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:<br />
<br />
إن اللّه فرض للفقراء في أموال الأغنياء فريضة لا يحمدون إلا بأدائها و هي الزكاة بها حقنوا دماءهم و بها سموا مسلمين<br />
و لكن اللّه تعالى فرض في أموال الأغنياء حقوقا غير الزكاة - فقال تعالى:<br />
فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ و الحق المعلوم غير الزكاة و هو شيء يفرضه الرجل على نفسه في ماله يجب عليه أن يفرضه على قدر طاقته و سعة ماله فيؤدي الذي فرض على نفسه إن شاء كل يوم و إن شاء كل جمعة و إن شاء في كل شهر[7].<br />
<br />
ابابصیر از یاران نزدیک امام صادق روایت می‌کند که: نزد امام جعفر صادق بودیم که برخی از ثروتمندان نیز همراه ما بودند.<br />
آنان نام زکات را به میان آوردند،<br />
امام صادق علیه السلام فرمود: پرداخت زکات چیزی نیست که به خاطر آن از صابحش تعریف و تمجید شود<br />
بلکه زکات امری ظاهری است که به وسیله پرداخت آن... مسلمان نامیده می‌شود و اگر آن را بجا نیاورد نماز وی پذیرفته نخواهد شد.<br />
<span style="font-weight: bold;">در اموال شم ثروتمندان حقوقی واجبی غیر از زکات وجود دارد!!</span><br />
عرض کردم خداوند تو را خیر دهد چه حقوقی غیر از زکات در اموال وجود دارد که باید آن را به جای آوریم؟<br />
فرمود: سبحان الله مگر نیشینده‌ای که خداوند عز و جل در قرآن می‌فرماید:<br />
«و الذین فی اموالهم حق معلوم * للسائل و المحروم (معارج - 24 و 25) و كسانى كه در اموالشان حقى معلوم است. براى سائل و محروم»<br />
عرض کردم چه حقی بر گردن ما وجود دارد؟<br />
فرمود <span style="font-weight: bold;">همان چیزی است که شخص در مال خویش بر طبق وسعت روزی و توانش تعیین می‌کند که در پایان هر روز و یا هر جمعه و یا هر ماه آن را از مالش خارج می‌كند و به نيازمندان می‌دهد.<br />
</span><br />
<br />
<br />
پي‌نوشتي تقديم به همه ژن‌هاي خوب:<br />
<br />
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:<br />
<br />
كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ كَثِيراً مَا يَقُولُ: اعْلَمُوا عِلْماً يَقِيناً أَنَ‏ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- لَمْ يَجْعَلْ لِلْعَبْدِ- وَ إِنِ اشْتَدَّ جَهْدُهُ، وَ عَظُمَتْ حِيلَتُهُ، وَ كَثُرَتْ‏ مُكَابَدَتُهُ أَنْ يَسْبِقَ‏ مَا سُمِّيَ لَهُ فِي الذِّكْرِ الْحَكِيمِ، وَ لَمْ يَحُلْ مِنَ الْعَبْدِ فِي ضَعْفِهِ، وَ قِلَّةِ حِيلَتِهِ أَنْ يَبْلُغَ مَا سُمِّيَ لَهُ فِي الذِّكْرِ الْحَكِيمِ. أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّهُ لَنْ يَزْدَادَ امْرُؤٌ نَقِيراً بِحِذْقِهِ‏، وَ لَمْ يَنْتَقِصِ‏ امْرُؤٌ نَقِيراً لِحُمْقِه‏[8].<br />
<br />
مولی امیرالمؤمنین علی عیله السلام بسیار ‌می‌فرمود:<br />
<br />
این را به طور علم یقین بدانید که حقیقتاً ممکن نیست کسی با داشتن آگاهی کامل از تمام رموز کار و کوشش و فعالیت، بتواند بر آنچه که در عالَم تقدیرِ خدا، برایش مقرّر شده پیشی بگیرد<br />
و بیش از آن مقدارِ مقدّر را رزق خود گرداند.<br />
ای مردم! همان هرگز ممکن نیست کسی بر اثر هوشمندیش به قدر نقیری (فرورفتگی روی هسته خرما) بر آنچه خدا مقرّر کرده بیفزاید و ممکن نیست کسی بر اثر کم‌فهمی‌اش به قدر نقیری از آن روزی که خدا مقدّر خدا کمتر بهره ببرد.<br />
<br />
 <br />
<br />
زمانی كه به قارون گفته شد:<br />
<br />
«أَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ (سوره قصص - آيه ۷۷)<br />
همان‌گونه كه خدا به تو احسان كرده تو نيز به ديگران احسان كن!»<br />
<br />
در پاسخ گفت:<br />
<br />
«إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي (سوره قصص - آيه ۷۸)<br />
جز اين نيست كه این ثروت را به وسیله دانشی که نزد من است به دست آورده‌ام!»<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">پس هر كس در پاسخ به اينكه چرا پول‌دار هست و به ديگران هم كمك نمی‌كند بگويد:<br />
زرنگيم هست، دانشم هست، هوشم هست، تلاش و پشتكار خودم هست، عرضه خودم هست، توانايی‌های خودم هست،<br />
ژن خوب‌ داشتم براي خودش يك‌پا قارون هست</span>[9]!!!<br />
خداوند می‌فرمايد مال و ثروت نتيجه احسان خداست نه تلاش و كوشش و دانش شما!<br />
خودِ توفيق اون هوش رو كی به شما داده؟<br />
توان و تدبير رو كی به شما داده؟<br />
اين اشخاص رو كه در رشد اقتصادی شما تأثيرداشتن كی بر سر مسير زندگی شما قرار داده؟<br />
آيا ذاتی‌ خودت هست اين هوش و استعداد و توان؟<br />
اگر ذاتی‌ خودت هست، پس چرا سنت رفت بالا همش دونه دونه از دست می‌ره؟<br />
<br />
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:<br />
<br />
إنَّ اللّهَ تَعَالى‏ وَسَّعَ فِي أرزَاقِ الْحَمْقى لِيَعتَبِرَ الْعُقَلَاءُ وَ يَعلَموا أنَّ الدُّنْيَا لَيسَ يُنَالُ مَا فيها بِعَمَلٍ و لَا حِيل[10].<br />
<br />
همانا خداوند بدین خاطر در روزى افراد احمق و نادان وسعت فراوان بخشيده است تا عاقلان خردمند عبرت بگيرند؛ و بدانند كه <span style="font-weight: bold;">دنيا و نعمت‌هایش چيزى نيست كه بتوان با زرنگى و حیله و نيرنگ به دستش آورد.</span><br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
پي‌نوشتي براي پي‌نوشت:<br />
<br />
رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله عليه و آله:<br />
<br />
مَنْ أَكَلَ مَا يَشْتَهِي وَ لَبِسَ مَا يَشْتَهِي وَ رَكِبَ مَا يَشْتَهِي لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتْرُك[11]‏.<br />
<br />
هر كس هر چه [دلش‏] خواست بخورد و هر چه دوست داشت بپوشد و هر چه از مركب‌ها [نظرش را گرفت‏] سوار شود، خداوند [با نظر رحمت] به او ننگرد تا او بمیرد يا آن كارها را وانهد.<br />
<br />
<br />
خوب اگر خدا نظر رحمتش را از کسی به واسطه تبعیت از خواسته‌های نفسانی‌ آن شخص بردارد چه می‌شود:<br />
<br />
 مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام:<br />
<br />
اتباع الهوی فیصد عن الحق[12].<br />
<br />
پیروی از هوای نفس آدمی را از  (پذیرش) حق باز می‌دارد.<br />
<br />
یعنی چه؟!<br />
یعنی ولو که شخص مالش را از راه حلالِ حلال بدست آورده باشه، اگر هر کاری خواست باهاش کرد، یعنی هر چه دلش خواست انجام داد، خونه و ماشین میلیاردی و لباس میلیونی و ...؛<br />
یا در حد طبقه متوسط جامعه هر وقت هر چی دلش خواست خورد و تابع نفسش در شکم‌چرانی بود و ... چه می‌شود؟!<br />
می‌شود روزی بیاید که به واسطه تبعيت از هواي نفس و هوس‌هايش، ديگر تابع حق نشود، و به مرور خط فکریش هم عوض شود و ...<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">انقلابيِ آمريكا ستيز ديروز مي‌شود<br />
ليبرال كدخداپرست امروز...<br />
</span></span><br />
[1]  دراسات فی نهج البلاغه (محمد مهدی شمس الدين):‌ ص 40<br />
<br />
[2]  بیانات به مناسبت عید نیمه‌شعبان (30 مهر 81)<br />
<br />
[3]  نشريه پرسمان دانشجویی نهاد نمايندگی مقام معظّم رهبری در دانشگاه‌ها: کد ۱/۱۰۰۱۰۹۱۲۵<br />
<br />
[4]  خصال صدوق؛ ج1؛ ص 238<br />
<br />
[5]  نهج البلاغه: حكمت 32<br />
<br />
[6]  الوافی: ج10، ص 50<br />
<br />
[7]  الكافی: ج3، ص499<br />
<br />
[8]  الكافي: ج‏۹۵، ص ۸۱<br />
<br />
[9]  برگرفته از تفسير نور (محسن قرائتی): ذيل آيه ۷۸ سور قصص<br />
<br />
[10]  الكافی: ج۵، ص ۸۲<br />
<br />
[11]  تحف العقول (ابن شعبه حرّانی): ص 39<br />
<br />
[12]  امالی (شیخ مفید): مجلس ۴۱، حدیث ۱]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سربازان جنگ نرم اسراییل و جاسوسه های گردشگردر پوشش  توریست]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44505.html</link>
			<pubDate>Tue, 10 Apr 2018 13:17:20 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44505.html</guid>
			<description><![CDATA[باسمه تعالی <br />
متاسفانه از چند وقت پیش  توریست ها وقیحانه با حجاب بسیارزننده به اصطلاح برای بازدید از حرم حضرت احمدبن موسی ع شاهچراغ در اطراف حرم حضور می یافتند همان حجاب زننده الان در شیراز و دیگر شهرها مدشده و دختران وزنان بابلوز شلوار و یا بلوز ساپورت می گردند الان متاسفانه حجاب توریستها خیلی بدتر شده است ومسوولین باید منتظرباشند که این بدحجابی زننده تر دوباره مد   شود  اگر وضع به همین منوال بگذرد  باید فاتحه حجاب برخی زنان سطحی نگررا خواند  .<br />
<br />
به راستی اگر یک ایرانی نیز اینگونه در کشورهای غربی هنجارشکنی کند ویا نه اصلا فقط به او شک کنند که قانون شکنی کرده مسوولین آنها نیز اینگونه مسامحه می کنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[باسمه تعالی <br />
متاسفانه از چند وقت پیش  توریست ها وقیحانه با حجاب بسیارزننده به اصطلاح برای بازدید از حرم حضرت احمدبن موسی ع شاهچراغ در اطراف حرم حضور می یافتند همان حجاب زننده الان در شیراز و دیگر شهرها مدشده و دختران وزنان بابلوز شلوار و یا بلوز ساپورت می گردند الان متاسفانه حجاب توریستها خیلی بدتر شده است ومسوولین باید منتظرباشند که این بدحجابی زننده تر دوباره مد   شود  اگر وضع به همین منوال بگذرد  باید فاتحه حجاب برخی زنان سطحی نگررا خواند  .<br />
<br />
به راستی اگر یک ایرانی نیز اینگونه در کشورهای غربی هنجارشکنی کند ویا نه اصلا فقط به او شک کنند که قانون شکنی کرده مسوولین آنها نیز اینگونه مسامحه می کنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دشمن کیست؟]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44468.html</link>
			<pubDate>Tue, 13 Mar 2018 23:51:02 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44468.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان<br />
وقتی به بحثهای قدیمی دشمن شناسی نگاه می کنیم، گروههایی مثل صهیونیستها و ... مورد نظر بودند. اما وقتی پستهای اخیر تاپیک "دشمن از زبان دشمن" رو می بینیم، در اون هم رئیس جمهور قانونی و منتخب کشور اشاره شده، هم به احمدی نژاد و هم به روزنامه نگارانی که اخلاف نظر با برخی از کاربران دارند.<br />
<a href="http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30558.html" target="_blank">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30558.html</a><br />
<br />
انگار کلمه "دشمن" معنای عام تری یافته تا جایی که گاهی یک اختلاف جناحی به عنوان معیار دشمنی معرفی میشه و این خطرناکه.<br />
<br />
از طرفی، برخی دارند آگاهانه یا ناآگاهانه، گروهی از مردم که به استناد انتخابات، اکثریت رو تشکیل میدن رو به عنوان دشمن معرفی می کنند، از طرف دیگه کلی تبلیغ داره صورت میگیره برای جا انداختن خشونت در مقابل "دشمنان". ترکیب این دو میشه زمینه سازی برای خشونتهای داخلی.<br />
<br />
بیاید یه تعریف درست برای این کلمه ارائه کنیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان<br />
وقتی به بحثهای قدیمی دشمن شناسی نگاه می کنیم، گروههایی مثل صهیونیستها و ... مورد نظر بودند. اما وقتی پستهای اخیر تاپیک "دشمن از زبان دشمن" رو می بینیم، در اون هم رئیس جمهور قانونی و منتخب کشور اشاره شده، هم به احمدی نژاد و هم به روزنامه نگارانی که اخلاف نظر با برخی از کاربران دارند.<br />
<a href="http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30558.html" target="_blank">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30558.html</a><br />
<br />
انگار کلمه "دشمن" معنای عام تری یافته تا جایی که گاهی یک اختلاف جناحی به عنوان معیار دشمنی معرفی میشه و این خطرناکه.<br />
<br />
از طرفی، برخی دارند آگاهانه یا ناآگاهانه، گروهی از مردم که به استناد انتخابات، اکثریت رو تشکیل میدن رو به عنوان دشمن معرفی می کنند، از طرف دیگه کلی تبلیغ داره صورت میگیره برای جا انداختن خشونت در مقابل "دشمنان". ترکیب این دو میشه زمینه سازی برای خشونتهای داخلی.<br />
<br />
بیاید یه تعریف درست برای این کلمه ارائه کنیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مراقب تبلیغات گروههای افراطی باشیم]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44445.html</link>
			<pubDate>Wed, 07 Mar 2018 13:04:32 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44445.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام به همه دوستان<br />
همون طور که مبارزه با گروههای افراطی در میدان جنگ اهمیت داره، مقابله با نفوذ فکری افکار این گروهها دارای اهمیت زیادی است. یک آموزش غلط نی تونه یک انسان خوب رو تبدیل به یک تروریست کنه و کار فرهنگی می تونه مانع از این بشه که این فرد به چنین مرحله ای برسه. <br />
<br />
اگر فردی بخواد ما رو تشویق به داشتن افکار افراطی کنه، احتمالا خیلی صاف و ساده مسئله رو مطرح نمی کنه چون افکار مردم در مقابلش جبهه میگیره. بلکه به صورت قدم به قدم پیش میاد از شگردهایی مثل تغییر نام کارهای زشت به منظور شکستن قبحشون استفاده می کنه.<br />
<br />
اما آیا در همین سایت کاربرانی رو داریم ترویج کننده افکار تروریستی باشند؟ خب یک راه برای فهمیدنش هست. این که افکار تروریستی رو به چالش بکشیم و ببینیم چه کسانی از این افکار دفاع می کنند.<br />
<hr />
چالش اول:<br />
استفاده جنسی اجباری از زنان اسیر، از نظر ما محکومه و فردی که چنین کار زشتی رو انجام میده را باید یک متجاوز کثیف دانست.<br />
<br />
این کار در تمام دنیا مذمومه اما گروههای افراطی مثل داعش، سعی کرده اند قباحت اون رو در ذهن طرفدارانشون بشکنند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به همه دوستان<br />
همون طور که مبارزه با گروههای افراطی در میدان جنگ اهمیت داره، مقابله با نفوذ فکری افکار این گروهها دارای اهمیت زیادی است. یک آموزش غلط نی تونه یک انسان خوب رو تبدیل به یک تروریست کنه و کار فرهنگی می تونه مانع از این بشه که این فرد به چنین مرحله ای برسه. <br />
<br />
اگر فردی بخواد ما رو تشویق به داشتن افکار افراطی کنه، احتمالا خیلی صاف و ساده مسئله رو مطرح نمی کنه چون افکار مردم در مقابلش جبهه میگیره. بلکه به صورت قدم به قدم پیش میاد از شگردهایی مثل تغییر نام کارهای زشت به منظور شکستن قبحشون استفاده می کنه.<br />
<br />
اما آیا در همین سایت کاربرانی رو داریم ترویج کننده افکار تروریستی باشند؟ خب یک راه برای فهمیدنش هست. این که افکار تروریستی رو به چالش بکشیم و ببینیم چه کسانی از این افکار دفاع می کنند.<br />
<hr />
چالش اول:<br />
استفاده جنسی اجباری از زنان اسیر، از نظر ما محکومه و فردی که چنین کار زشتی رو انجام میده را باید یک متجاوز کثیف دانست.<br />
<br />
این کار در تمام دنیا مذمومه اما گروههای افراطی مثل داعش، سعی کرده اند قباحت اون رو در ذهن طرفدارانشون بشکنند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دل به عشق زنده می ماند، چه در دل داری؟ عشق به امام خمینی (ره]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44211.html</link>
			<pubDate>Fri, 09 Feb 2018 08:24:10 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44211.html</guid>
			<description><![CDATA[[b]<span style="color: blue;">به مناسبت دوازدهم بهمن روز ورود امام راحل</span>[/u]<br />
  <br />
<br />
 <br />
<br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">قلب تپندۀ انقلاب اسلامی روز دوازده بهمن سال1357 در ساعت</span><span style="font-family: Tahoma;">۹:۲۷:۳۰</span><span style="font-family: Tahoma;"> دقیقه بامداد داخل هواپیمایی بود که در فرودگاه مهرآباد تهران به زمین نشسته بود، موعدش رسیده بود و در بزرگ باز شده بود، امام پله ها را پایین آمد، حکم پیری داشت که عبا بر می کند، ورود امام عزیز برای مردم ایران حلاوت و سُکر صبح را داشت، نوری وارد شده عسل در دهان می گذاشت، پرنده ای به ایران آمده بود، قلب ها در قفس سینه پرپر می زد، بال زدن پرنده بیدارمان کرد، مِهر امام، شکاف انداخت و از تخته در نفوذ کرد به دلهای مشتاق عاشقانش، دیگر هیچ چیزی نمی توانست بین رشته ارادت مردم ایران به امام شان فاصله بیندازد، امام همان منجی ابوالبشری بود که ظهور کرده بود، عاشقانش از محفظه چهارم وجود پریده بودند به شاخه اول، آنها این حالت را از قبل می شناختند، وقتی مردم از شدت شوق، و انتظارِ دیدن امام فریاد می زدند (خمینی خمینی، قلب ما باند فرودگاه توست) یقین آدمی ما همانی نیست که نام ما را داشت، پرده ای مخفی تر، تا موعدش نرسد پرده نمی افتد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام آمده بود و نفس ها به شماره افتاده بود، چشم های بی قرار و منتظر به آسمان دوخته شده بود، به محض پا گذاشتن به ایران لحظه ای نبض زمان از حرکت ایستاد، از خفت و خواری زمان قبل خبری نبود، چشمها باز شده بود، از دوازده بهمن 57 دیگر این تن مال ما نیست، قبل از آن هم نبود، امام آمد، امامی که نه برگشت می شناخت و نه توقف، مقدماتی راهی را هم که در پیش گرفته بود را از قبل فراهم کرده بود، امام چون خورشیدی تابان آمد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">در دوازدهم بهمن سال57 مردی آمد با سالها خستگی از رنج فراق، با دلی پرامید و عزمی راسخ، با قدم هایی استوار، قامتی با صلابت و کوله باری از عزت و شرف و آزادی بر دوش، با دستان مبارکش پرچم فتح و پیروزی را برافراشته کرد، و مردم ایران به اندیشه شکوهِ روزگار جاودانه می اندیشند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">مردم منتظر ورود امام شان بودند، انتظار ملت رنج کشیده ایران به پایان رسیده بود و مراد سینه سوخته مردم ایران وارد فرودگاه مهرآباد شد، قامت افراشتۀ مردی که شرف و عزت و استقلال و آزادی ملت ایران را با خود به ارمغان آورده بود، بر پلکان هواپیما ظاهر شد، حق آمد و باطل رفت، این اشک شوق بود که از دیده منتظران فرو می غلطید، دوازده بهمن1357 سرزمین ایران سرشار از تبسم و عشق بود، همه شهر گلباران و چراغانی شده بود، خنده از لب‌های هیچكس دور نمی‌ شد، و میلیون ‌ها انسان از سراسر ایران برای دیدن امام به تهران آمده بودند، تا از نزدیك چهره نورانی رهبر و مراد خویش را ببینند، امام برای سلام و ادای احترام به شهدائی که به دست رژیم سفاک ستم شاهی شهید شده بودند همان اول راه بهشت زهرا را در پیش گرفت، و در بهشت زهرا برازنده ملت اصیل و مسلمان ایرانی سخنرانی کرد، و این چنین بود که راه امام سرمشق حال و آینده مردم ایران و جهان قرار گرفت.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام به وظیفه الهی انسانی خود لبیک گفت، و در حالی در15 خرداد سال42 ، استارت انقلاب را زد که با کوچکترین غفلتی از طرف امام و به طرفه العینی غفلت از وظیفه الهی و رهبری خود، سرنوشت انقلاب تیره و تار می شد، امام در دوازدهم بهمن 57 ولایت را با خود همراه آورده بود، امام به یاری ملتش آمده بود که دیگر زنجیر اسارت و تحقیر را تاب نیاورده بودند، او از دیار ایمان و یقین و از شهر نجف از نزد مولا و آقای خود حضرت علی (علیه السلام) آمده بود تا به حکومت ظلم و طاغوت پایان دهد، بیانیه هایش قصیده بلند آزادی بودند و سخنانش مرهمی بود بر دل های دردمند، قلمش ذوالفقاری بود بر فرق سرِ کفر و نفاق، تلالو نگاهش مُفسر راستین عشق و ایمان بود، شعرهایش دل ها را به زیورِ معرفت لبریز می ساخت، گام هایش استوار بود و بت شکن، و روشنیِ نگاه مقتدرش ریشه ظلم را می خشکاند، امید شکوفه زد و آرزو بال و پر گشود، ورودش امید و عشق را در دل های سینه مسلمانان و آزادگان جهان روشن کرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تهران و همه شهرها و روستاهای ایران همهمه خون بود و گلوله، خیابان هایی که به آتش کشیده شده بودند و دیوارهای سوراخ شده از گلوله های سُربی طاغوت زمان، جوان مرد هایی که هر لحظه در خون خود به خاک می افتادند، شهدائی که عاشقانه در کف خیابانها نگاهشان به افق خیر شده بود و با خود می گفتند، عاقبت امام از راه خواهد رسید!.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام آمد و ریشه ظلم و ستم و تباهی را خشکاند، و دیوارهای تزویر فرو ریخت، همه ایرانیان هم نوا با هم سرود مبارکِ، خمینی ای امام را می خواندند، زمزمه دلنشین فرشتگان را می شنیدند، حتی درختان هم در پایکوبی و ازدحام اشک ها و لبخندها، به حضور آفتاب خوش آمد می گفتند، بزرگ رهبری آمده بود با اندیشه آفتاب و آرمانی از باران، با آمدنش در کمتر از ده روز تندیس های ستم یکی یکی شکست، غول های دیرینه باطل و فساد و خفقان در فواره خون شهیدان نابود شدند، و سی و شش میلیون نفر گرد وجود رهبری می چرخیدند که آرمانی ترین مکتب انسان ساز اسلام را با خود آورد و به آن شکل داد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام رحمت اله خوب می دانست که رژیم ستم شاهی با پشتیبانی و همکاری سلطه گران قدرتمند جهان در زمان آن روز، اگر به خواسته های نامشروعشان نرسند هر کاری می کنند، حتی صحبت از انفجار هواپیمای امام شده بود تا امام را بترسانند تا به ایران نیاید، یا دیرتر بیاید تا مجالی برای کودتایی همچون کودتای28 مرداد سی و دو داشته باشند، ولی امام با شجاعتی بی نظیر و با اطلاع قبلی در12 بهمن57 وارد ایران شد و خط بطلانی بر رژیم خائن و متعفن پهلوی کشید، امام ثابت کرد که حراست از ارزش های انقلاب تکلیف مردمانی است که با ذوق و شوق و از جان دل با خدا معامله می کنند، و در راه پیشرفت اسلام از مرگ نمی ترسند، و خود جلودار شد امام ابراهیم وار تبر به دوش گرفت، و بُت های طاغوت زمانه را در هم شکست.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">مردم ايران بی سابقه ترين حماسه استقبال تاريخ معاصر را رقم زدند، استقبال از مردی که نه تنها مرجع و مراد بود، بلکه رهبری بود که نمونه ای از حکومت اسلامی را در نظام جهانی بنيان گذاشت، امام آمده بود تا اعتماد و خودباوری را به زندگی مردم ایران برگرداند، و چنان روحیه بالای مردم را بالا برد که شعار ما می توانیم را به یک باور فراگیر ایرانی تبدیل کرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">ملت ایران در امام راحل چیزی دیدند که کیمیا بود، امام به زندگی ایرانی ها معنی داد، با دلی سرشار از خلوص و ایمان، و با برهانی برُنده علیه رژیم ستم شاهی، در دلش دژی بنا کرده بود از صبر و توکل و امید، مردم ایران با آگاهی کامل، امام را به عنوان رهبر خود قبول کردند، به قضاوت او اعتماد کردند، و تاریخ ثابت کرد که مردم ایران اشتباه نکردند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">انرژی مثبتی که امام به ملت ایران تزریق کرد اینک عالمگیر شده است، ولایت فقیه را که امام راحل پایه گذاری کرد، یک تمرکز و قبضه اقتدار شده است، ایران را ایرانی مقتدر کرده است، و اين اسلام ناب محمدي به پشتيباني ولايت فقيه است که بر دنيا مسلط می شود، و امروز ثابت شده توفيقات نهادهاي انقلابي مانند بسيج، سپاه، جهاد و غيره مرهون مدل حکومتي مبتني بر ولايت فقيه امام راحل است، که عقربه زمان را به نفع اسلام ناب محمدی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چرخانده است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام ثابت کرد که برای رسیدن به تمدن اسلامی باید از هزاران گلوله عبور کرد تا به پیروزی رسید، امام می گفت مسلمانان یک هدف مشترک دارند که می توانند با هم به آن هدف برسند، رهبری گوهر بی همتایی است که خداوند بزرگ به خاطر شایستگی مردم ایران به آنان هدیه کرده است، این فرموده امام راحل است که فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد، و هنوز هم طنین صدای امام توسط جانشین خلف به حقش فریاد زده می شود و در جهان می پیچد، امام خامنه ای جانشین خلف امام راحل با خصوصیات والا و روشنگری عمیق، بینش مردم ایران را به شور و شوق و شعوری رسانده که اقتدار و صلابت ایران را باور دارند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">ورود امام به وطن روز ناامیدی شیطان بود، امام راحل فقط به جنگ شاه نرفت، او با شمشیری بُران، به جنگ استعمارگران تاریخ رفت، که شماره لشکریانشان به تعداد ریگ های بیابان بودند، به ثروت سرمایه های پولی داشتند، و به حیلت هم، لشکریانی از شیاطین انسان نما را در اختیار داشتند، ولی امام با توکل به وعده خداوند، و با غسل شهادت و به نمایندگی و  پشتیبانی مردم غیور ایران به این جنگ رفت و پیروز شد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">یادآوری دوازدهم بهمن، یعنی روزی که برنده ترین سلاح معنوی ایمان پیروزی آفرید، امام به جهانیان فهماند که تنها اسلام است که مايه سعادت بشر است، و پيروزي واقعی وقتي است كه اسلام، با همه ابعاد و احكامش در ايران پياده شود، و پيروزی نهايی زمانی است كه اسلام در همه اقطار عالم حكومت كند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">روز دوازده بهمن سال57 مردم ایران منجی خود را در آغوش گرفتند، امامی که تپش قلبش، طنین بالندگی انقلاب بود، هديه آسماني خدا بود، روزی که نعمت بزرگ الهی برای مردم ایران، یعنی، استقلال و آزادی آشکار شده بود، روز نجات ملت ایران از چنگال طاغوتیان زمان بود.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">جمهوری اسلامي با رهبری داعیانه امام خمينی، نتيجه و برآيند انقلاب اسلامی شد، هدف امام این نبود که مردم ایران با نادیده گرفتن اصول و ارزشهای الهی اسلامی و انسانی، به قدرت برسند، اگر امام و مردم از اصول و ارزش ها پیروی کردند، و سختی های زیادی را متحمل شدند در عوض سرافراز، پیشرفته، مستقل و الگوی جهانیان شده اند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">خوش آمدی به وطن ای بزرگ رهبر مجاهد، سلام خدا بر روح ریحان تو باد ای امام عاشقان و مُصلحان، روح بزرگت شاد باد ای بت شکن زمان، خدایا روح بلند امام را از ما راضی نگه دار، خدایا به ما یاری بده تا بتوانیم راه امام و شهیدان انقلاب رو ادامه بدهیم، از انقلاب اسلامی پاسداری کنیم و میثاقی که با امام راحل و جانشین عزیز و صالحش امام خامنه ای (حفظ اله) بسته ایم را جاودانه کنیم.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">دوازده بهمن، روز بازگشت پیروزمندانه و شکوهمندانهِ حضرت امام خمینی رحمه الله به وطن فرخنده باد، روز آزادی ایرانیان از چنگال اسارت دیوان و ددان مبار باد، و دهه مبارک فجر در سی و ششمین سالگرد شکوهمند انقلاب اسلامی ایران بر همگی مردم ایران و جهان مبارک باد.</span><br />
	  <br />
<br />
<img src="http://www.upsara.com/images/ro97_351356.3ejb4xp.jpg" border="0" alt="[تصویر: ro97_351356.3ejb4xp.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[[b]<span style="color: blue;">به مناسبت دوازدهم بهمن روز ورود امام راحل</span>[/u]<br />
  <br />
<br />
 <br />
<br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">قلب تپندۀ انقلاب اسلامی روز دوازده بهمن سال1357 در ساعت</span><span style="font-family: Tahoma;">۹:۲۷:۳۰</span><span style="font-family: Tahoma;"> دقیقه بامداد داخل هواپیمایی بود که در فرودگاه مهرآباد تهران به زمین نشسته بود، موعدش رسیده بود و در بزرگ باز شده بود، امام پله ها را پایین آمد، حکم پیری داشت که عبا بر می کند، ورود امام عزیز برای مردم ایران حلاوت و سُکر صبح را داشت، نوری وارد شده عسل در دهان می گذاشت، پرنده ای به ایران آمده بود، قلب ها در قفس سینه پرپر می زد، بال زدن پرنده بیدارمان کرد، مِهر امام، شکاف انداخت و از تخته در نفوذ کرد به دلهای مشتاق عاشقانش، دیگر هیچ چیزی نمی توانست بین رشته ارادت مردم ایران به امام شان فاصله بیندازد، امام همان منجی ابوالبشری بود که ظهور کرده بود، عاشقانش از محفظه چهارم وجود پریده بودند به شاخه اول، آنها این حالت را از قبل می شناختند، وقتی مردم از شدت شوق، و انتظارِ دیدن امام فریاد می زدند (خمینی خمینی، قلب ما باند فرودگاه توست) یقین آدمی ما همانی نیست که نام ما را داشت، پرده ای مخفی تر، تا موعدش نرسد پرده نمی افتد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام آمده بود و نفس ها به شماره افتاده بود، چشم های بی قرار و منتظر به آسمان دوخته شده بود، به محض پا گذاشتن به ایران لحظه ای نبض زمان از حرکت ایستاد، از خفت و خواری زمان قبل خبری نبود، چشمها باز شده بود، از دوازده بهمن 57 دیگر این تن مال ما نیست، قبل از آن هم نبود، امام آمد، امامی که نه برگشت می شناخت و نه توقف، مقدماتی راهی را هم که در پیش گرفته بود را از قبل فراهم کرده بود، امام چون خورشیدی تابان آمد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">در دوازدهم بهمن سال57 مردی آمد با سالها خستگی از رنج فراق، با دلی پرامید و عزمی راسخ، با قدم هایی استوار، قامتی با صلابت و کوله باری از عزت و شرف و آزادی بر دوش، با دستان مبارکش پرچم فتح و پیروزی را برافراشته کرد، و مردم ایران به اندیشه شکوهِ روزگار جاودانه می اندیشند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">مردم منتظر ورود امام شان بودند، انتظار ملت رنج کشیده ایران به پایان رسیده بود و مراد سینه سوخته مردم ایران وارد فرودگاه مهرآباد شد، قامت افراشتۀ مردی که شرف و عزت و استقلال و آزادی ملت ایران را با خود به ارمغان آورده بود، بر پلکان هواپیما ظاهر شد، حق آمد و باطل رفت، این اشک شوق بود که از دیده منتظران فرو می غلطید، دوازده بهمن1357 سرزمین ایران سرشار از تبسم و عشق بود، همه شهر گلباران و چراغانی شده بود، خنده از لب‌های هیچكس دور نمی‌ شد، و میلیون ‌ها انسان از سراسر ایران برای دیدن امام به تهران آمده بودند، تا از نزدیك چهره نورانی رهبر و مراد خویش را ببینند، امام برای سلام و ادای احترام به شهدائی که به دست رژیم سفاک ستم شاهی شهید شده بودند همان اول راه بهشت زهرا را در پیش گرفت، و در بهشت زهرا برازنده ملت اصیل و مسلمان ایرانی سخنرانی کرد، و این چنین بود که راه امام سرمشق حال و آینده مردم ایران و جهان قرار گرفت.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام به وظیفه الهی انسانی خود لبیک گفت، و در حالی در15 خرداد سال42 ، استارت انقلاب را زد که با کوچکترین غفلتی از طرف امام و به طرفه العینی غفلت از وظیفه الهی و رهبری خود، سرنوشت انقلاب تیره و تار می شد، امام در دوازدهم بهمن 57 ولایت را با خود همراه آورده بود، امام به یاری ملتش آمده بود که دیگر زنجیر اسارت و تحقیر را تاب نیاورده بودند، او از دیار ایمان و یقین و از شهر نجف از نزد مولا و آقای خود حضرت علی (علیه السلام) آمده بود تا به حکومت ظلم و طاغوت پایان دهد، بیانیه هایش قصیده بلند آزادی بودند و سخنانش مرهمی بود بر دل های دردمند، قلمش ذوالفقاری بود بر فرق سرِ کفر و نفاق، تلالو نگاهش مُفسر راستین عشق و ایمان بود، شعرهایش دل ها را به زیورِ معرفت لبریز می ساخت، گام هایش استوار بود و بت شکن، و روشنیِ نگاه مقتدرش ریشه ظلم را می خشکاند، امید شکوفه زد و آرزو بال و پر گشود، ورودش امید و عشق را در دل های سینه مسلمانان و آزادگان جهان روشن کرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تهران و همه شهرها و روستاهای ایران همهمه خون بود و گلوله، خیابان هایی که به آتش کشیده شده بودند و دیوارهای سوراخ شده از گلوله های سُربی طاغوت زمان، جوان مرد هایی که هر لحظه در خون خود به خاک می افتادند، شهدائی که عاشقانه در کف خیابانها نگاهشان به افق خیر شده بود و با خود می گفتند، عاقبت امام از راه خواهد رسید!.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام آمد و ریشه ظلم و ستم و تباهی را خشکاند، و دیوارهای تزویر فرو ریخت، همه ایرانیان هم نوا با هم سرود مبارکِ، خمینی ای امام را می خواندند، زمزمه دلنشین فرشتگان را می شنیدند، حتی درختان هم در پایکوبی و ازدحام اشک ها و لبخندها، به حضور آفتاب خوش آمد می گفتند، بزرگ رهبری آمده بود با اندیشه آفتاب و آرمانی از باران، با آمدنش در کمتر از ده روز تندیس های ستم یکی یکی شکست، غول های دیرینه باطل و فساد و خفقان در فواره خون شهیدان نابود شدند، و سی و شش میلیون نفر گرد وجود رهبری می چرخیدند که آرمانی ترین مکتب انسان ساز اسلام را با خود آورد و به آن شکل داد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام رحمت اله خوب می دانست که رژیم ستم شاهی با پشتیبانی و همکاری سلطه گران قدرتمند جهان در زمان آن روز، اگر به خواسته های نامشروعشان نرسند هر کاری می کنند، حتی صحبت از انفجار هواپیمای امام شده بود تا امام را بترسانند تا به ایران نیاید، یا دیرتر بیاید تا مجالی برای کودتایی همچون کودتای28 مرداد سی و دو داشته باشند، ولی امام با شجاعتی بی نظیر و با اطلاع قبلی در12 بهمن57 وارد ایران شد و خط بطلانی بر رژیم خائن و متعفن پهلوی کشید، امام ثابت کرد که حراست از ارزش های انقلاب تکلیف مردمانی است که با ذوق و شوق و از جان دل با خدا معامله می کنند، و در راه پیشرفت اسلام از مرگ نمی ترسند، و خود جلودار شد امام ابراهیم وار تبر به دوش گرفت، و بُت های طاغوت زمانه را در هم شکست.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">مردم ايران بی سابقه ترين حماسه استقبال تاريخ معاصر را رقم زدند، استقبال از مردی که نه تنها مرجع و مراد بود، بلکه رهبری بود که نمونه ای از حکومت اسلامی را در نظام جهانی بنيان گذاشت، امام آمده بود تا اعتماد و خودباوری را به زندگی مردم ایران برگرداند، و چنان روحیه بالای مردم را بالا برد که شعار ما می توانیم را به یک باور فراگیر ایرانی تبدیل کرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">ملت ایران در امام راحل چیزی دیدند که کیمیا بود، امام به زندگی ایرانی ها معنی داد، با دلی سرشار از خلوص و ایمان، و با برهانی برُنده علیه رژیم ستم شاهی، در دلش دژی بنا کرده بود از صبر و توکل و امید، مردم ایران با آگاهی کامل، امام را به عنوان رهبر خود قبول کردند، به قضاوت او اعتماد کردند، و تاریخ ثابت کرد که مردم ایران اشتباه نکردند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">انرژی مثبتی که امام به ملت ایران تزریق کرد اینک عالمگیر شده است، ولایت فقیه را که امام راحل پایه گذاری کرد، یک تمرکز و قبضه اقتدار شده است، ایران را ایرانی مقتدر کرده است، و اين اسلام ناب محمدي به پشتيباني ولايت فقيه است که بر دنيا مسلط می شود، و امروز ثابت شده توفيقات نهادهاي انقلابي مانند بسيج، سپاه، جهاد و غيره مرهون مدل حکومتي مبتني بر ولايت فقيه امام راحل است، که عقربه زمان را به نفع اسلام ناب محمدی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چرخانده است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امام ثابت کرد که برای رسیدن به تمدن اسلامی باید از هزاران گلوله عبور کرد تا به پیروزی رسید، امام می گفت مسلمانان یک هدف مشترک دارند که می توانند با هم به آن هدف برسند، رهبری گوهر بی همتایی است که خداوند بزرگ به خاطر شایستگی مردم ایران به آنان هدیه کرده است، این فرموده امام راحل است که فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد، و هنوز هم طنین صدای امام توسط جانشین خلف به حقش فریاد زده می شود و در جهان می پیچد، امام خامنه ای جانشین خلف امام راحل با خصوصیات والا و روشنگری عمیق، بینش مردم ایران را به شور و شوق و شعوری رسانده که اقتدار و صلابت ایران را باور دارند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">ورود امام به وطن روز ناامیدی شیطان بود، امام راحل فقط به جنگ شاه نرفت، او با شمشیری بُران، به جنگ استعمارگران تاریخ رفت، که شماره لشکریانشان به تعداد ریگ های بیابان بودند، به ثروت سرمایه های پولی داشتند، و به حیلت هم، لشکریانی از شیاطین انسان نما را در اختیار داشتند، ولی امام با توکل به وعده خداوند، و با غسل شهادت و به نمایندگی و  پشتیبانی مردم غیور ایران به این جنگ رفت و پیروز شد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">یادآوری دوازدهم بهمن، یعنی روزی که برنده ترین سلاح معنوی ایمان پیروزی آفرید، امام به جهانیان فهماند که تنها اسلام است که مايه سعادت بشر است، و پيروزي واقعی وقتي است كه اسلام، با همه ابعاد و احكامش در ايران پياده شود، و پيروزی نهايی زمانی است كه اسلام در همه اقطار عالم حكومت كند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">روز دوازده بهمن سال57 مردم ایران منجی خود را در آغوش گرفتند، امامی که تپش قلبش، طنین بالندگی انقلاب بود، هديه آسماني خدا بود، روزی که نعمت بزرگ الهی برای مردم ایران، یعنی، استقلال و آزادی آشکار شده بود، روز نجات ملت ایران از چنگال طاغوتیان زمان بود.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">جمهوری اسلامي با رهبری داعیانه امام خمينی، نتيجه و برآيند انقلاب اسلامی شد، هدف امام این نبود که مردم ایران با نادیده گرفتن اصول و ارزشهای الهی اسلامی و انسانی، به قدرت برسند، اگر امام و مردم از اصول و ارزش ها پیروی کردند، و سختی های زیادی را متحمل شدند در عوض سرافراز، پیشرفته، مستقل و الگوی جهانیان شده اند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">خوش آمدی به وطن ای بزرگ رهبر مجاهد، سلام خدا بر روح ریحان تو باد ای امام عاشقان و مُصلحان، روح بزرگت شاد باد ای بت شکن زمان، خدایا روح بلند امام را از ما راضی نگه دار، خدایا به ما یاری بده تا بتوانیم راه امام و شهیدان انقلاب رو ادامه بدهیم، از انقلاب اسلامی پاسداری کنیم و میثاقی که با امام راحل و جانشین عزیز و صالحش امام خامنه ای (حفظ اله) بسته ایم را جاودانه کنیم.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">دوازده بهمن، روز بازگشت پیروزمندانه و شکوهمندانهِ حضرت امام خمینی رحمه الله به وطن فرخنده باد، روز آزادی ایرانیان از چنگال اسارت دیوان و ددان مبار باد، و دهه مبارک فجر در سی و ششمین سالگرد شکوهمند انقلاب اسلامی ایران بر همگی مردم ایران و جهان مبارک باد.</span><br />
	  <br />
<br />
<img src="http://www.upsara.com/images/ro97_351356.3ejb4xp.jpg" border="0" alt="[تصویر: ro97_351356.3ejb4xp.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رئیسشون کیه؟]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44196.html</link>
			<pubDate>Tue, 06 Feb 2018 08:14:42 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44196.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
سلام علیک!<br />
<br />
یه سوال خیلی ساده داشتم<br />
<br />
الان برای زمین زدن انقلاب از خارج و داخل گروه ها زیادی دارن تلاش میکنن دلی یا عملی یا زبانی<br />
<br />
آتئیست ، علی اللهی ، ضد انقلاب ، وهابی ، بهایی ، حجتیه ، فمینیست و .......... و صهیونیست و و....<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://ishopce.com/wp-content/uploads/2016/04/Unknown.jpg" border="0" alt="[تصویر: Unknown.jpg]" /></div>
<br />
انقلاب ما با تأسی به قیام عاشورا به امامت امام خمینی (با عنایت ویژه حضرت) بود<br />
<br />
اینا چی؟<br />
<br />
تا حالا دقت کردید کل همه اینها رئیس ندارن؟!! <img src="images/smilies/cool.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
<br />
یه رئیس جور کنید اینطور کار به جایی نمیبرید <img src="images/smilies/cool.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="https://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/8/82/Shazam_Captain_Marvel.png" border="0" alt="[تصویر: Shazam_Captain_Marvel.png]" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
سلام علیک!<br />
<br />
یه سوال خیلی ساده داشتم<br />
<br />
الان برای زمین زدن انقلاب از خارج و داخل گروه ها زیادی دارن تلاش میکنن دلی یا عملی یا زبانی<br />
<br />
آتئیست ، علی اللهی ، ضد انقلاب ، وهابی ، بهایی ، حجتیه ، فمینیست و .......... و صهیونیست و و....<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://ishopce.com/wp-content/uploads/2016/04/Unknown.jpg" border="0" alt="[تصویر: Unknown.jpg]" /></div>
<br />
انقلاب ما با تأسی به قیام عاشورا به امامت امام خمینی (با عنایت ویژه حضرت) بود<br />
<br />
اینا چی؟<br />
<br />
تا حالا دقت کردید کل همه اینها رئیس ندارن؟!! <img src="images/smilies/cool.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
<br />
یه رئیس جور کنید اینطور کار به جایی نمیبرید <img src="images/smilies/cool.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="https://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/8/82/Shazam_Captain_Marvel.png" border="0" alt="[تصویر: Shazam_Captain_Marvel.png]" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خر برفت و خر برفتی که  نخ نما شده است]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44194.html</link>
			<pubDate>Mon, 05 Feb 2018 21:01:55 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44194.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: B Lotus;"><span style="font-size: xx-large;">باسمه تعالی </span></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-family: B Lotus;"><span style="font-size: xx-large;">نتیجه قصه رو اول می گم : متاسفانه بعضی منافقین یا بهتر بگم سرخورده های بدبخت برده های جنسی مسعود رجوی  که حتی اونهارو قابل ندونستن که بچه ازشون بیارن و اجزای  زنانگیشون  رو کامل در آوردن وبه زنهای اسراییلی فروختن <br />
</span></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-family: B Lotus;"><span style="font-size: xx-large;">می خواهند کاری کنند که زنهارو وادارند به کار حقیرانه ی بدحجابی  که بتونن به ارباباشون کمک کنند در حقیقت آنها می خواهند این قصه " خر برفت وخر برفت "  رو در مورد زنها پیاده کنند وبعد هم به ریش اونها بخندن .اما زنهای ایرانی عاقل تر از این حرفها هستند چون می دانند بدحجابی فقط به خودشون ضربه می زند .</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><a href="http://www.beytoote.com/fun/proverb/donkey-perished2-proverb.html" target="_blank">ضرب المثل خر برفت و خر برفت و خر برفت</a></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-family: B Lotus;"><span style="font-size: xx-large;"><br />
</span></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">این مثل را در مورد افرادی می گویند كه از دیگران تقلید نابه جا و كوركورانه می كنند و خیر و صلاح خویش را در نظر نمی گیرند.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"><br />
روزی بود؛ روزگاری بود؛ درویش پیر و شكسته ای بود معروف به درویش غریب دوره گرد كه از مال دنیا فقط صاحب خری بود كه سوار آن می شد و از این ده به آن ده می گشت تا لقمه نانی پیدا كند.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">درویش، شب به هر آبادی می رسید سراغ خانقاه یا مسجد را می گرفت و شب را در آنجا می گذراند. اگر خانقاه و مسجدی نبود به حمام آبادی می رفت و شب را در آنجا صبح می كرد و اگر دستش از همه جا كوتاه می شد به خرابه ای می رفت و خرش را كنار خرابه می بست و پالان خر را زیر سرش می گذاشت و می خوابید. درویش غریب بیچاره كاری هم بلد نبود تا بتواند لقمه نانی پیدا كند و ناچار نباشد هر روز از این آبادی به آبادی دیگر برود. فقط یكی دو بیت شعر یاد گرفته بود كه می خواند و از این راه گذران زندگی می كرد.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">روزی از روزها درویش غریب، غروب آفتاب به یك آبادی كوچكی رسید، خسته و كوفته. دیگر نه خودش حالی داشت و نه خرش رمقی. در همین موقع میرابی از اهل آبادی دنبال آب می آمد كه دید پیرمرد خسته و ژولیده سر جوی نشسته.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">سلام كرد و گفت: « ای مرد! اهل كجایی؟ به كجا می روی؟»‌ درویش غریب گفت:« مردی غریبم. دنبال رزق و روزی می گردم حالا تو ای مرد خدا، به من كمك كن و خانقاء را نشانم بده.»‌ آن مرد گفت: « ای پیرمرد دنباله ی آب را بگیر و برو به یك باغ بزرگ می رسی كه همان باغ خانقاء درویشان است و در آنجا امشب درویش ها دور هم جمع می شوند تو هم می توانی به مجلس آنها بروی.»‌ درویش از جا بلند شد و دنبال آب را گرفت و رفت تا به باغ رسید. خرش را در خرابه ای كه جلو ی باغ بود بست و رفت توی باغ. دید عده ای دور هم جمع هستند.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">خیلی خوشحال شد. یك مرتبه صدایی بلند شد: «‌ تو كی هستی از كجا می آیی؟»‌ درویش غریب گفت: « مرد غریبم، از راه دور می آیم.» آن مرد گفت: «‌ من خادم خانقاه هستم. امانتی چیزی همراه نداری؟»‌ درویش گفت: «‌ من فقط خری دارم در آن خرابه جلو باغ بستم. تو حواست به آن باشد.»‌ این را گفت و وارد مجلس درویشان شد.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">اما بشنوید كه چه بر سر درویش بیچاره آمد این دسته درویش ها، آدم های جور وا جوری بودند هرگاه مهمان تازه واردی به آنها می رسید با او خیلی گرم می گرفتند و به هر نقشه و حیله ای كه بود سر او را كلاه  می گذاشتند. یكی از این درویش ها كه خیلی رند بود و از اول زاق درویش غریب را چوب زده بود و دیده بود كه درویش خرش را به دست خادم سپرده. نقشه ای كشید و سر درویش غریب را گرم كرد. حال و احوال او را مرتب پرسید و گفت: «‌ بگو ببینم درویش اهل كجایی؟ از كجا می آیی؟»</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">خلاصه وقتی سر درویش خوب گرم شد، آن شخص رند و مكار، خر را دزدید و برد بازار فروخت و از پول آن سور و سات خرید و وسیله عیش و نوش تهیه كرد و‌ آورد در مجلس میان درویشان گذاشت. درویش ها بعد از خوردن غذای مفصل و شیرینی و آجیل مفت، بنا كردند به مسخره درآوردن و شعر خواندن. یكی از درویش ها بنا كرد به خواندن این بیت:</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;">شادی آمد و غم از خاطر ما رفت	    خر بفت و خر برفت و خر برفت<br />
<br />
</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">بقیه درویش ها هم به او جواب می دادند:خر برفت و خر برفت و خر برفت. درویش غریب و بیچاره هم كه از دنیا بی خبر بود و خستگی از یادش رفته بود با خود می گفت: « این حتماً‌ داستانی دارد كه در بین خودشان است.»‌ و او هم با بقیه هم آواز شد و با صدای بلند هی می گفت: خر برفت و خر برفت و خر برفت.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">القصه، مجلس آنقدر گرم بود كه درویش غریب اصلاً به فكر خرش نبود. درویش غریب هم همان جا که نشسته بود خوابش برد. صبح وقتی از خواب بیدار شد دید هیچ كس دور و برش نیست. رفت خرش را بردارد اما دید نه از خر خبری هست نه از خادم باشی. با خودش گفت: لابد خادم باشی خر را برده آب بیاورد یا چیزی بار آن كند. اما بعد از یكی دو ساعت كه سر و كله خادم باشی پیدا شد، درویش غریب دید خر همراهش نیست. پرسید: « ای مرد خدا! خر من كو؟ مگر تو او را نبرده ای؟»‌ خادم باشی قیافه حق به جانبی گرفت و گفت:« مگر دیوانه شده ای؟ كدام خر؟ » درویش گفت: « همان خری كه دیروز غروب آفتاب در این خرابه بستم و به تو سفارش كردم حواست به او باشد.»‌</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">القصه خادم باشی شروع كرد به حاشا كردن. درویش غریب كه دیگر ناراحت شده بود شروع به داد و فریاد كرد. خادم باشی گفت:« مرد حسابی تو با این سن و سال و با این ریش دراز خجالت نمی كشی؟ پس آن همه شیرینی و غذا كه دیشب خوردی از كجا آمده بود؟ همه از پول خر تو بود كه رند مجلس آن را به بازار برد و فروخت.» درویش بیجاره گفت :« می خواستی به مجلس بیایی و با اشاره به من خبری بدهی تا لااقل او را بشناسم و پول خرم را حالا از او بگیرم.»‌ خادم باشی گفت:«‌ من آمدم خبرت كنم، اما دیدم تو بیشتر از دیگران سر و صدا را ه انداخته ای و از رفتن خرت خوشحالی می كنی و با بقیه دم گرفته بودی: « كه خر برفت و خر برفت و خر برفت.»</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">درویش غریب گفت: « ای مرد! به خدا راست می گویی. حق با توست. من ندانسته از گفته ها و رفتار آنها تقلید كردم و به این روز افتادم.» القصه درویش غریب دوره گرد كه دیگر كاری از دستش ساخته نبود راهش را گرفت و رفت.<br />
</span><span style="color: #808080;"><span style="font-size: medium;">منبع:sampa</span>dcity.com</span></div></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: B Lotus;"><span style="font-size: xx-large;">باسمه تعالی </span></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-family: B Lotus;"><span style="font-size: xx-large;">نتیجه قصه رو اول می گم : متاسفانه بعضی منافقین یا بهتر بگم سرخورده های بدبخت برده های جنسی مسعود رجوی  که حتی اونهارو قابل ندونستن که بچه ازشون بیارن و اجزای  زنانگیشون  رو کامل در آوردن وبه زنهای اسراییلی فروختن <br />
</span></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-family: B Lotus;"><span style="font-size: xx-large;">می خواهند کاری کنند که زنهارو وادارند به کار حقیرانه ی بدحجابی  که بتونن به ارباباشون کمک کنند در حقیقت آنها می خواهند این قصه " خر برفت وخر برفت "  رو در مورد زنها پیاده کنند وبعد هم به ریش اونها بخندن .اما زنهای ایرانی عاقل تر از این حرفها هستند چون می دانند بدحجابی فقط به خودشون ضربه می زند .</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><a href="http://www.beytoote.com/fun/proverb/donkey-perished2-proverb.html" target="_blank">ضرب المثل خر برفت و خر برفت و خر برفت</a></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-family: B Lotus;"><span style="font-size: xx-large;"><br />
</span></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">این مثل را در مورد افرادی می گویند كه از دیگران تقلید نابه جا و كوركورانه می كنند و خیر و صلاح خویش را در نظر نمی گیرند.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"><br />
روزی بود؛ روزگاری بود؛ درویش پیر و شكسته ای بود معروف به درویش غریب دوره گرد كه از مال دنیا فقط صاحب خری بود كه سوار آن می شد و از این ده به آن ده می گشت تا لقمه نانی پیدا كند.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">درویش، شب به هر آبادی می رسید سراغ خانقاه یا مسجد را می گرفت و شب را در آنجا می گذراند. اگر خانقاه و مسجدی نبود به حمام آبادی می رفت و شب را در آنجا صبح می كرد و اگر دستش از همه جا كوتاه می شد به خرابه ای می رفت و خرش را كنار خرابه می بست و پالان خر را زیر سرش می گذاشت و می خوابید. درویش غریب بیچاره كاری هم بلد نبود تا بتواند لقمه نانی پیدا كند و ناچار نباشد هر روز از این آبادی به آبادی دیگر برود. فقط یكی دو بیت شعر یاد گرفته بود كه می خواند و از این راه گذران زندگی می كرد.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">روزی از روزها درویش غریب، غروب آفتاب به یك آبادی كوچكی رسید، خسته و كوفته. دیگر نه خودش حالی داشت و نه خرش رمقی. در همین موقع میرابی از اهل آبادی دنبال آب می آمد كه دید پیرمرد خسته و ژولیده سر جوی نشسته.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">سلام كرد و گفت: « ای مرد! اهل كجایی؟ به كجا می روی؟»‌ درویش غریب گفت:« مردی غریبم. دنبال رزق و روزی می گردم حالا تو ای مرد خدا، به من كمك كن و خانقاء را نشانم بده.»‌ آن مرد گفت: « ای پیرمرد دنباله ی آب را بگیر و برو به یك باغ بزرگ می رسی كه همان باغ خانقاء درویشان است و در آنجا امشب درویش ها دور هم جمع می شوند تو هم می توانی به مجلس آنها بروی.»‌ درویش از جا بلند شد و دنبال آب را گرفت و رفت تا به باغ رسید. خرش را در خرابه ای كه جلو ی باغ بود بست و رفت توی باغ. دید عده ای دور هم جمع هستند.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">خیلی خوشحال شد. یك مرتبه صدایی بلند شد: «‌ تو كی هستی از كجا می آیی؟»‌ درویش غریب گفت: « مرد غریبم، از راه دور می آیم.» آن مرد گفت: «‌ من خادم خانقاه هستم. امانتی چیزی همراه نداری؟»‌ درویش گفت: «‌ من فقط خری دارم در آن خرابه جلو باغ بستم. تو حواست به آن باشد.»‌ این را گفت و وارد مجلس درویشان شد.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">اما بشنوید كه چه بر سر درویش بیچاره آمد این دسته درویش ها، آدم های جور وا جوری بودند هرگاه مهمان تازه واردی به آنها می رسید با او خیلی گرم می گرفتند و به هر نقشه و حیله ای كه بود سر او را كلاه  می گذاشتند. یكی از این درویش ها كه خیلی رند بود و از اول زاق درویش غریب را چوب زده بود و دیده بود كه درویش خرش را به دست خادم سپرده. نقشه ای كشید و سر درویش غریب را گرم كرد. حال و احوال او را مرتب پرسید و گفت: «‌ بگو ببینم درویش اهل كجایی؟ از كجا می آیی؟»</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">خلاصه وقتی سر درویش خوب گرم شد، آن شخص رند و مكار، خر را دزدید و برد بازار فروخت و از پول آن سور و سات خرید و وسیله عیش و نوش تهیه كرد و‌ آورد در مجلس میان درویشان گذاشت. درویش ها بعد از خوردن غذای مفصل و شیرینی و آجیل مفت، بنا كردند به مسخره درآوردن و شعر خواندن. یكی از درویش ها بنا كرد به خواندن این بیت:</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;">شادی آمد و غم از خاطر ما رفت	    خر بفت و خر برفت و خر برفت<br />
<br />
</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">بقیه درویش ها هم به او جواب می دادند:خر برفت و خر برفت و خر برفت. درویش غریب و بیچاره هم كه از دنیا بی خبر بود و خستگی از یادش رفته بود با خود می گفت: « این حتماً‌ داستانی دارد كه در بین خودشان است.»‌ و او هم با بقیه هم آواز شد و با صدای بلند هی می گفت: خر برفت و خر برفت و خر برفت.</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">القصه، مجلس آنقدر گرم بود كه درویش غریب اصلاً به فكر خرش نبود. درویش غریب هم همان جا که نشسته بود خوابش برد. صبح وقتی از خواب بیدار شد دید هیچ كس دور و برش نیست. رفت خرش را بردارد اما دید نه از خر خبری هست نه از خادم باشی. با خودش گفت: لابد خادم باشی خر را برده آب بیاورد یا چیزی بار آن كند. اما بعد از یكی دو ساعت كه سر و كله خادم باشی پیدا شد، درویش غریب دید خر همراهش نیست. پرسید: « ای مرد خدا! خر من كو؟ مگر تو او را نبرده ای؟»‌ خادم باشی قیافه حق به جانبی گرفت و گفت:« مگر دیوانه شده ای؟ كدام خر؟ » درویش گفت: « همان خری كه دیروز غروب آفتاب در این خرابه بستم و به تو سفارش كردم حواست به او باشد.»‌</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">القصه خادم باشی شروع كرد به حاشا كردن. درویش غریب كه دیگر ناراحت شده بود شروع به داد و فریاد كرد. خادم باشی گفت:« مرد حسابی تو با این سن و سال و با این ریش دراز خجالت نمی كشی؟ پس آن همه شیرینی و غذا كه دیشب خوردی از كجا آمده بود؟ همه از پول خر تو بود كه رند مجلس آن را به بازار برد و فروخت.» درویش بیجاره گفت :« می خواستی به مجلس بیایی و با اشاره به من خبری بدهی تا لااقل او را بشناسم و پول خرم را حالا از او بگیرم.»‌ خادم باشی گفت:«‌ من آمدم خبرت كنم، اما دیدم تو بیشتر از دیگران سر و صدا را ه انداخته ای و از رفتن خرت خوشحالی می كنی و با بقیه دم گرفته بودی: « كه خر برفت و خر برفت و خر برفت.»</span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"> </span></div></span><span style="color: #1f1f1f;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;">درویش غریب گفت: « ای مرد! به خدا راست می گویی. حق با توست. من ندانسته از گفته ها و رفتار آنها تقلید كردم و به این روز افتادم.» القصه درویش غریب دوره گرد كه دیگر كاری از دستش ساخته نبود راهش را گرفت و رفت.<br />
</span><span style="color: #808080;"><span style="font-size: medium;">منبع:sampa</span>dcity.com</span></div></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ناله های جانسوز دایه های مهربان تر از مادر برای کم آبی ایران]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44179.html</link>
			<pubDate>Fri, 02 Feb 2018 19:26:24 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44179.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: Arial;">باسمه تعالی </span></span></div>
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: x-large;">""""""</span></span><span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: B Nazanin;">دوستان دور نخوریم  برنج وگندم به هیچ قیمتی نباید از کشور حذف شود  ? </span><br />
<span style="font-family: Arial;">به تازگی دایما در فضای مجازی  دارند برای کم آبی ایران پست و  مطلب می گذارند  معنی این ناله ها ی  دایه های مهربان تر از مادر چه می تواند باشد ؟؟؟؟</span></span><span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: Arial;"><br />
از یک  طرف به ما می گویند برای  خانه تکانی عید آب مصرف نکنید و دستمال بکشید  و .... از آن طرف می بینید  استخرهای خانگی و آپارتمانی و وویلاهای اطراف شهر  در بالا شهر دایما پرو خالی می شوند وهیچ کس  هم صدای آن را در نمی آورد <br />
...... مصرف آب فضای سبز شهرها و پارگها و ....اصلا  دیده نمی شود ...بارندگی ها که  به قول مسوولان دولتی دایما خسارت به بار آورده اصلا فایده ای نداشته ....آب کارون بی سرو صدا به کشورهای اطراف فروخته می شود ....</span><br />
<span style="font-family: Arial;"><br />
<br />
این تناقضها این فرضیه را در ذهن بارور می کند که به نظر می رسد دست های پشت پرده ای قصد دارد به تدریج و با تکرار اینگونه مطالب مردم را به یک ذهنیت کاذب و یک نگرانی برای آب برساند که مردم به مرگ گرفته شوند و به تب راضی شوند .</span></span><br />
<span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: Arial;">به این صورت که  کشاورزان را مجبور کنند برنج وگندم نکارند تا    به قانون  در حال اجرای صهیونیست برای و ابسته کردن  تمام کشورها  از جمله ایران به یهود  صهیونیست برای   اجرا شدن نظم نوین صهیونیستی در تمام جهان  کاملا  عمل شود    .<br />
بنابراین ضمن اینکه اسراف نکردن در هر چیزی خصوصا آب برای نه تنها مردم  در خانه ها که بخش بسیار کمی از آب در اختیار آنهاست بلکه در هرجای ایران کار بسیار خوبی است وسفارش پیامبر ص  است اما باید حواسمان باشد که دور نخوریم و در لحظه حساس برای<span style="color: #ff1493;"> "حذف برنج و گندم " </span>در موضع انفعالی قرار نگیریم و  به خاطر کمبود آب به کاشته نشدن برنج و گندم تن ندهیم .<br />
اگر آب کم است محصولات غیر ضروری وتراریخته مثل ذرت با مصرف بسیاربالای آب و هندوانه و خیار و ...کاشته نشوند .<br />
جلوی مصرف آب استخرها  ی خانگی و...گرفته شود .  و  آب بارانها وبرفهای بسیارزیاد اخیر ذخیره شود و خلاصه تدابیر دیگری اندیشیده شود  نه اینکه  مارا با بی تدبیری به ورطه هلاکت و قحطی سوق دهند .</span><br />
?<br />
<span style="font-family: B Nazanin;">رسانه باشیم این نقشه</span><span style="font-family: B Nazanin;"> صهیونیستها را قبل از   نهادینه شدن خنثی نماییم .?</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: Arial;">باسمه تعالی </span></span></div>
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: x-large;">""""""</span></span><span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: B Nazanin;">دوستان دور نخوریم  برنج وگندم به هیچ قیمتی نباید از کشور حذف شود  ? </span><br />
<span style="font-family: Arial;">به تازگی دایما در فضای مجازی  دارند برای کم آبی ایران پست و  مطلب می گذارند  معنی این ناله ها ی  دایه های مهربان تر از مادر چه می تواند باشد ؟؟؟؟</span></span><span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: Arial;"><br />
از یک  طرف به ما می گویند برای  خانه تکانی عید آب مصرف نکنید و دستمال بکشید  و .... از آن طرف می بینید  استخرهای خانگی و آپارتمانی و وویلاهای اطراف شهر  در بالا شهر دایما پرو خالی می شوند وهیچ کس  هم صدای آن را در نمی آورد <br />
...... مصرف آب فضای سبز شهرها و پارگها و ....اصلا  دیده نمی شود ...بارندگی ها که  به قول مسوولان دولتی دایما خسارت به بار آورده اصلا فایده ای نداشته ....آب کارون بی سرو صدا به کشورهای اطراف فروخته می شود ....</span><br />
<span style="font-family: Arial;"><br />
<br />
این تناقضها این فرضیه را در ذهن بارور می کند که به نظر می رسد دست های پشت پرده ای قصد دارد به تدریج و با تکرار اینگونه مطالب مردم را به یک ذهنیت کاذب و یک نگرانی برای آب برساند که مردم به مرگ گرفته شوند و به تب راضی شوند .</span></span><br />
<span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: Arial;">به این صورت که  کشاورزان را مجبور کنند برنج وگندم نکارند تا    به قانون  در حال اجرای صهیونیست برای و ابسته کردن  تمام کشورها  از جمله ایران به یهود  صهیونیست برای   اجرا شدن نظم نوین صهیونیستی در تمام جهان  کاملا  عمل شود    .<br />
بنابراین ضمن اینکه اسراف نکردن در هر چیزی خصوصا آب برای نه تنها مردم  در خانه ها که بخش بسیار کمی از آب در اختیار آنهاست بلکه در هرجای ایران کار بسیار خوبی است وسفارش پیامبر ص  است اما باید حواسمان باشد که دور نخوریم و در لحظه حساس برای<span style="color: #ff1493;"> "حذف برنج و گندم " </span>در موضع انفعالی قرار نگیریم و  به خاطر کمبود آب به کاشته نشدن برنج و گندم تن ندهیم .<br />
اگر آب کم است محصولات غیر ضروری وتراریخته مثل ذرت با مصرف بسیاربالای آب و هندوانه و خیار و ...کاشته نشوند .<br />
جلوی مصرف آب استخرها  ی خانگی و...گرفته شود .  و  آب بارانها وبرفهای بسیارزیاد اخیر ذخیره شود و خلاصه تدابیر دیگری اندیشیده شود  نه اینکه  مارا با بی تدبیری به ورطه هلاکت و قحطی سوق دهند .</span><br />
?<br />
<span style="font-family: B Nazanin;">رسانه باشیم این نقشه</span><span style="font-family: B Nazanin;"> صهیونیستها را قبل از   نهادینه شدن خنثی نماییم .?</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جریانی منحرف از انقلاب اسلامی]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44155.html</link>
			<pubDate>Mon, 22 Jan 2018 01:33:09 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44155.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Tahoma;">استعمارگران نظام سلطه در جهان آن زمان، برای سلطه بر کشورهای مسلمان، سالها زبان عربی آموختند تا بتوانند بر مفاهیم کتاب مسلمانان مسلط شوند، آنها فهمیده بودند که در زمانهای مختلف، آیات این کتاب را گروهی از عالمان و روحانیان تفسیر می کردند، آنها دریافتند رهبرانشان هوشیاری لازم را برای مبارزه علیه سلطه گران دارند، لذا آنها اول دولتمردان آنها را زیر نفوذ و تسلط خود گرفتند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">این سلطه گران با دست بردن در جیب کشورهای جهان سوم به پیشرفت و ثروت رسیدند، و با نفوذ در آن کشورها، ادعا کردند، اگر می خواهید مثل ما پیشرفته شوید، باید اول فرهنگ ما را بپذیرید، آنها با ادعاهای واهی حقوق بشر، امنیت جهانی، دموکراسی و بی حجابی، خود را برتر از انسانهای دیگر نشان دادند، تا اراده برخی انسانهای ضعیف را تحت فرمان خویش بگیرند، هر زمان با تهدید، تطمیع و قدرت نظامی نتوانستند به این هدف برسند، با حیله گری از طریق مذاکرات و توافقات و قراردادهای خائنانه به خواسته خود رسیدند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امروز وظیفه سنگینی از جانب خداوند به مردم ایران محول شده است و آن حفاظت از بزرگترین و با شکوهترین انقلابی است، که از اسلام ناب سرچشمه گرفته و به سرانجام رسیده، تا در چشم مسلمانان و مستضعفان جهان، نشانی باشد از بزرگی خالق جهان، اما بزرگی آن زمانی ارزشمند و خیره کننده است، که برای خدا و در راه اهداف اسلامِ ناب، هدایت انسانها و ظلم ستیزی باشد، تا طرفدارانش روز به روز بیشتر شوند و در جای جای جهان تکرار شود، و کوچکی آن زمانی آشکار خواهد شد که به انحراف کشیده شود، ارزش های انقلاب به فراموشی سپرده شود، حرف حق را افراطی بخوانند، زورگوئی را تمدن جهانی بنامند و خداوند را از ‏محاسبات سیاسی کنار بگذارند.‏</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">زمانی در ایران مردم زیر استبداد و زنجیرهای دیکتاتوری رژیم منفور ستم شاهی بودند، اما اینک رهروان انقلاب، حاکمیت خداوند را به لطف این انقلاب در جهان پیاده کرده اند، تا یادشان بیاید کجا بوده‌اند و اکنون به کجا رسیده‌‌اند، باید راه واقعی امام راحل را ادامه داد، امامی که خود را در محضر خدا می دید، استقلال و منیَتی نه برای خود، و نه برای دشمنان خدا نمی دید، برای کدخداها کمترین حیثیتی قائل نبود، لذا نه می ترسید، نه مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت، او ایمان داشت‏ این انقلاب با اراده و کمک خداوند مکانی برای ظلم ستیزی است، تا به مومنان و مستضعفان بشارت بدهد و به کافران هشدار .</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">در روند تاریخ انقلاب اسلامی معمولا حق جویان و انقلابیون واقعی مورد حمله های لفظی غیر انقلابیون از نوعِ اصلاح طلب، سازندگی و اعتدالیان قرار داشته اند، در ایران زمانی بود که معتقدان واقعی به انقلاب اسلامی، مورد ترور و بمب گذاری قرار می گرفتند، اما سرانجام رحمت خدا بر این قرار گرفت، تا ایران به این شکل شاهد نظامی دارای دین نابِ اسلامی و </span><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-family: Tahoma;">مقدس و</span> قدرتمند باشد، تا این انقلاب در تاریخ جهان معاصر، برای همیشه یادگار و نمادی باشد از قدرت خداوند بزرگ برای مسلمانان دوستدارِ خاندان اهل بیت پیامبر خاتم (صل اله علیه و آله و سلم).</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">مردم ایران خدا را سپاسگزارند که این انقلاب بزرگ را بر آنها ارزانی داشت و مردم انقلابی ایران را ، قدرتمندترین انسانهای روی زمین از لحاظ عقیده، ایمان و قدرت قرار داد، هیچ انقلابی بدون بزرگ رهبری که آن را رهبری کند پایدار نمی ماند، و مردم ایران سپاس می گویند خداوند عالم را که بزرگ رهبرانی از مقرب ترین بندگانش را برای رهبری انقلاب به آنها ارزانی داشت و باز هم بیش از پیش خدا را سپاس گزارند که خداوند مقرب ترین بندگانش را از هوشمندترین انسانها قرار داده است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">و اما در تاریخ انقلاب اسلامی ایران روسای جمهوری زیادی آمده اند، که بعضی از آنها توانستند وظیفه الهی انقلابی مردمی خود را با اقتدار و احترام به اتمام برسانند، و یا برعکس، سازش کار و خائن شدند و آبروی شان هم رفت و در نزد مردم ایران و تاریخ انقلاب رسوا شدند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">مردم ایران بعد از انقلاب رئیس جمهوران زیادی داشته و همه نوع آنها را تجربه کرده، هیچ راهی برای پس رفت یا پیشرفت ایران و عزت اسلام نیست که شش رئیس جمهور قبلی آن را طی نکرده باشند، اولیش بنی صدر بود، دومی شهید رجائی، سومی آیت الله خامنه ای (حفظ اله)، چهارمی هاشمی رفسنجای، پنجمی محمد خاتمی، ششمی دکتر احمدی نژاد، و حالا مردم ایران حق دارند بدانند آقای روحانی تصمصم دارد بعد از خاکستر برجام، در مدار کدامیک از این ریاست جمهوران قرار بگیرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">آمریکائی ها می دانند خیلی از فرصت ها در خیلی از شرایط دیگر قابل تکرار نیستند، فرصت برجام هم از همین نوع است ، برجامی که باید نشانه قدرت و اقتدار ایران، و ذلت و درماندگی آمریکائیان می بود، اینک پاشنه آشیل ایران برای زیاده خواهی سلطه گران شده است، مردم ایران حق دارند بدانند، مسئولان دولتی با ثروت ملی و دست آوردهای انقلاب، که با ثمره خون شهدا، و آرمانهای خمینی کبیر شکل گرفته چه کار کرده اند و در اتاق های گفتگوهای محرمانه چه گفته اند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">بعضی از مسئولان در سخنرانی های خود نابودی ارزش های انقلاب، و عزت مردم ایران را در قالب دوستی و خیرخواهی مردم بیان می کنند، در حالی که مردم ایران به ماهیت کسانی که با کلمات فریب دهنده، وعده های تحقق نیافته خود را توجیه می کنند آشنا شده اند، کسانی که به جای عذر خواهی از مردم، دروغ های خود را تفسیر می کنند، در واقع همین رفتارهای فریبکارانه، موجب دشمنی های بیشتر آمریکا شده است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">دولت یازدهم در حالی دو سال و نیم مذاکره کرد، و چنان از گشایش کارها سخن می گفت، که اقتصاد کشور در نتیجه معطل ماندن، به امید رسیدن به توافق، روز به روز نابسامان تر شد، بیکاری، گرانی، فقر و رکود افسار گسیخته، نتیجه مستقیم سیاست مذاکره با آمریکا بود، که مشکلات متعددی را برای مردم به دنبال داشت.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">رفتار این دولت آمریکا را به نتیجه‌ بخشی فشار امیدوار کرد و نشان می دهد که آنها به این نتیجه رسیده اند، که تنها راه غلبه بر جمهوری اسلامی مذاکره است، آقای روحانی معیشت مردم را، در نچرخیدن چرخه هسته ای در بستن با کدخدا گره زد، و مسئولیت مذاکرات را بر عهده گرفت و همه دلسوزان نظام را که برای این انقلاب خون داده اند، افراطی، بزدل سیاسی، بی سواد، بی شناسنامه و هزار چیز بی اهمیت دیگر خطاب کرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">توافق برجام بهانه‌های طمع غرب در ایران را زیادتر کرد، برجام همان تفکر سرخورده کردن خلع سلاح جوان ایرانی است، برجام باعث شد، ملت ایران در مقابل یک جبهه‌ وسیع دشمن قرار بگیرند، و این به خاطر راهبرد غلط مسئولان اعتدال است که نظام سلطه دیپلماسی جنگیدن با زورگویان تاریخ را نمی شناسند و به وعده ‌های خداوند متعال ایمانی ندارند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">زمانی که آقای روحانی با اوباما تلفنی حرف زد، دیگر نباید ادعا کند که با این کار قدرت ایران زیادتر شد، یا منافع ملی کشور زیاد شد، برعکس ایران ضعیف شد و متحدان ایران در محور مقاومت، هیچکدام از این اتفاق خوشحال نشدند، آنها حق داشتند نگران شوند، چرا که ایرانی قدرتمند، متحدانش را آسوده خاطرتر می کند. </span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تجربه تاریخی ایران و غربیان به ما می گوید، از آن زمان که این استعمارگران پایشان را به داخل ایران گذاشتند، بیشتر از طریق همین مذاکرات و توافق ها توانستند قراردادهای خائنانه و معاهده های ننگین و تحمیلی خود را با دادن وعده های فریبنده، تجزیه ایران را به سرانجام برسانند، و الان هم برای جلوگیری از رشد انقلاب اسلامی، نسخه های بدلی اسلام را درست کرده اند و آنها را مستقیم و غیر مستقیم تقویت کرده و به جان هم پیمانان ایران می اندازند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تعامل با جهان بدون محاسبات انقلابی، ایستادگی و مقاومت برای تحقق اهداف و مصالح نظام و کشور به سرانجام نمی رسد، چرا که آمریکائیان، این جنایتکارانِ بی مقدار، که نه قدری دارند و نه قیمتی، هر چقدر قدرتمندتر شوند، در کشتار و غارت سرزمین های مسلمانان تواناتر و گستاخ تر می شوند.</span><br />
<br />
<img src="http://www.uupload.ir/files/ykjl_0099.jpg" border="0" alt="[تصویر: ykjl_0099.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Tahoma;">استعمارگران نظام سلطه در جهان آن زمان، برای سلطه بر کشورهای مسلمان، سالها زبان عربی آموختند تا بتوانند بر مفاهیم کتاب مسلمانان مسلط شوند، آنها فهمیده بودند که در زمانهای مختلف، آیات این کتاب را گروهی از عالمان و روحانیان تفسیر می کردند، آنها دریافتند رهبرانشان هوشیاری لازم را برای مبارزه علیه سلطه گران دارند، لذا آنها اول دولتمردان آنها را زیر نفوذ و تسلط خود گرفتند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">این سلطه گران با دست بردن در جیب کشورهای جهان سوم به پیشرفت و ثروت رسیدند، و با نفوذ در آن کشورها، ادعا کردند، اگر می خواهید مثل ما پیشرفته شوید، باید اول فرهنگ ما را بپذیرید، آنها با ادعاهای واهی حقوق بشر، امنیت جهانی، دموکراسی و بی حجابی، خود را برتر از انسانهای دیگر نشان دادند، تا اراده برخی انسانهای ضعیف را تحت فرمان خویش بگیرند، هر زمان با تهدید، تطمیع و قدرت نظامی نتوانستند به این هدف برسند، با حیله گری از طریق مذاکرات و توافقات و قراردادهای خائنانه به خواسته خود رسیدند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">امروز وظیفه سنگینی از جانب خداوند به مردم ایران محول شده است و آن حفاظت از بزرگترین و با شکوهترین انقلابی است، که از اسلام ناب سرچشمه گرفته و به سرانجام رسیده، تا در چشم مسلمانان و مستضعفان جهان، نشانی باشد از بزرگی خالق جهان، اما بزرگی آن زمانی ارزشمند و خیره کننده است، که برای خدا و در راه اهداف اسلامِ ناب، هدایت انسانها و ظلم ستیزی باشد، تا طرفدارانش روز به روز بیشتر شوند و در جای جای جهان تکرار شود، و کوچکی آن زمانی آشکار خواهد شد که به انحراف کشیده شود، ارزش های انقلاب به فراموشی سپرده شود، حرف حق را افراطی بخوانند، زورگوئی را تمدن جهانی بنامند و خداوند را از ‏محاسبات سیاسی کنار بگذارند.‏</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">زمانی در ایران مردم زیر استبداد و زنجیرهای دیکتاتوری رژیم منفور ستم شاهی بودند، اما اینک رهروان انقلاب، حاکمیت خداوند را به لطف این انقلاب در جهان پیاده کرده اند، تا یادشان بیاید کجا بوده‌اند و اکنون به کجا رسیده‌‌اند، باید راه واقعی امام راحل را ادامه داد، امامی که خود را در محضر خدا می دید، استقلال و منیَتی نه برای خود، و نه برای دشمنان خدا نمی دید، برای کدخداها کمترین حیثیتی قائل نبود، لذا نه می ترسید، نه مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت، او ایمان داشت‏ این انقلاب با اراده و کمک خداوند مکانی برای ظلم ستیزی است، تا به مومنان و مستضعفان بشارت بدهد و به کافران هشدار .</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">در روند تاریخ انقلاب اسلامی معمولا حق جویان و انقلابیون واقعی مورد حمله های لفظی غیر انقلابیون از نوعِ اصلاح طلب، سازندگی و اعتدالیان قرار داشته اند، در ایران زمانی بود که معتقدان واقعی به انقلاب اسلامی، مورد ترور و بمب گذاری قرار می گرفتند، اما سرانجام رحمت خدا بر این قرار گرفت، تا ایران به این شکل شاهد نظامی دارای دین نابِ اسلامی و </span><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-family: Tahoma;">مقدس و</span> قدرتمند باشد، تا این انقلاب در تاریخ جهان معاصر، برای همیشه یادگار و نمادی باشد از قدرت خداوند بزرگ برای مسلمانان دوستدارِ خاندان اهل بیت پیامبر خاتم (صل اله علیه و آله و سلم).</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">مردم ایران خدا را سپاسگزارند که این انقلاب بزرگ را بر آنها ارزانی داشت و مردم انقلابی ایران را ، قدرتمندترین انسانهای روی زمین از لحاظ عقیده، ایمان و قدرت قرار داد، هیچ انقلابی بدون بزرگ رهبری که آن را رهبری کند پایدار نمی ماند، و مردم ایران سپاس می گویند خداوند عالم را که بزرگ رهبرانی از مقرب ترین بندگانش را برای رهبری انقلاب به آنها ارزانی داشت و باز هم بیش از پیش خدا را سپاس گزارند که خداوند مقرب ترین بندگانش را از هوشمندترین انسانها قرار داده است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">و اما در تاریخ انقلاب اسلامی ایران روسای جمهوری زیادی آمده اند، که بعضی از آنها توانستند وظیفه الهی انقلابی مردمی خود را با اقتدار و احترام به اتمام برسانند، و یا برعکس، سازش کار و خائن شدند و آبروی شان هم رفت و در نزد مردم ایران و تاریخ انقلاب رسوا شدند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">مردم ایران بعد از انقلاب رئیس جمهوران زیادی داشته و همه نوع آنها را تجربه کرده، هیچ راهی برای پس رفت یا پیشرفت ایران و عزت اسلام نیست که شش رئیس جمهور قبلی آن را طی نکرده باشند، اولیش بنی صدر بود، دومی شهید رجائی، سومی آیت الله خامنه ای (حفظ اله)، چهارمی هاشمی رفسنجای، پنجمی محمد خاتمی، ششمی دکتر احمدی نژاد، و حالا مردم ایران حق دارند بدانند آقای روحانی تصمصم دارد بعد از خاکستر برجام، در مدار کدامیک از این ریاست جمهوران قرار بگیرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">آمریکائی ها می دانند خیلی از فرصت ها در خیلی از شرایط دیگر قابل تکرار نیستند، فرصت برجام هم از همین نوع است ، برجامی که باید نشانه قدرت و اقتدار ایران، و ذلت و درماندگی آمریکائیان می بود، اینک پاشنه آشیل ایران برای زیاده خواهی سلطه گران شده است، مردم ایران حق دارند بدانند، مسئولان دولتی با ثروت ملی و دست آوردهای انقلاب، که با ثمره خون شهدا، و آرمانهای خمینی کبیر شکل گرفته چه کار کرده اند و در اتاق های گفتگوهای محرمانه چه گفته اند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">بعضی از مسئولان در سخنرانی های خود نابودی ارزش های انقلاب، و عزت مردم ایران را در قالب دوستی و خیرخواهی مردم بیان می کنند، در حالی که مردم ایران به ماهیت کسانی که با کلمات فریب دهنده، وعده های تحقق نیافته خود را توجیه می کنند آشنا شده اند، کسانی که به جای عذر خواهی از مردم، دروغ های خود را تفسیر می کنند، در واقع همین رفتارهای فریبکارانه، موجب دشمنی های بیشتر آمریکا شده است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">دولت یازدهم در حالی دو سال و نیم مذاکره کرد، و چنان از گشایش کارها سخن می گفت، که اقتصاد کشور در نتیجه معطل ماندن، به امید رسیدن به توافق، روز به روز نابسامان تر شد، بیکاری، گرانی، فقر و رکود افسار گسیخته، نتیجه مستقیم سیاست مذاکره با آمریکا بود، که مشکلات متعددی را برای مردم به دنبال داشت.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">رفتار این دولت آمریکا را به نتیجه‌ بخشی فشار امیدوار کرد و نشان می دهد که آنها به این نتیجه رسیده اند، که تنها راه غلبه بر جمهوری اسلامی مذاکره است، آقای روحانی معیشت مردم را، در نچرخیدن چرخه هسته ای در بستن با کدخدا گره زد، و مسئولیت مذاکرات را بر عهده گرفت و همه دلسوزان نظام را که برای این انقلاب خون داده اند، افراطی، بزدل سیاسی، بی سواد، بی شناسنامه و هزار چیز بی اهمیت دیگر خطاب کرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">توافق برجام بهانه‌های طمع غرب در ایران را زیادتر کرد، برجام همان تفکر سرخورده کردن خلع سلاح جوان ایرانی است، برجام باعث شد، ملت ایران در مقابل یک جبهه‌ وسیع دشمن قرار بگیرند، و این به خاطر راهبرد غلط مسئولان اعتدال است که نظام سلطه دیپلماسی جنگیدن با زورگویان تاریخ را نمی شناسند و به وعده ‌های خداوند متعال ایمانی ندارند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">زمانی که آقای روحانی با اوباما تلفنی حرف زد، دیگر نباید ادعا کند که با این کار قدرت ایران زیادتر شد، یا منافع ملی کشور زیاد شد، برعکس ایران ضعیف شد و متحدان ایران در محور مقاومت، هیچکدام از این اتفاق خوشحال نشدند، آنها حق داشتند نگران شوند، چرا که ایرانی قدرتمند، متحدانش را آسوده خاطرتر می کند. </span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تجربه تاریخی ایران و غربیان به ما می گوید، از آن زمان که این استعمارگران پایشان را به داخل ایران گذاشتند، بیشتر از طریق همین مذاکرات و توافق ها توانستند قراردادهای خائنانه و معاهده های ننگین و تحمیلی خود را با دادن وعده های فریبنده، تجزیه ایران را به سرانجام برسانند، و الان هم برای جلوگیری از رشد انقلاب اسلامی، نسخه های بدلی اسلام را درست کرده اند و آنها را مستقیم و غیر مستقیم تقویت کرده و به جان هم پیمانان ایران می اندازند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تعامل با جهان بدون محاسبات انقلابی، ایستادگی و مقاومت برای تحقق اهداف و مصالح نظام و کشور به سرانجام نمی رسد، چرا که آمریکائیان، این جنایتکارانِ بی مقدار، که نه قدری دارند و نه قیمتی، هر چقدر قدرتمندتر شوند، در کشتار و غارت سرزمین های مسلمانان تواناتر و گستاخ تر می شوند.</span><br />
<br />
<img src="http://www.uupload.ir/files/ykjl_0099.jpg" border="0" alt="[تصویر: ykjl_0099.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چراسرانجام منتخبان ملت چنین میشود؟]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44150.html</link>
			<pubDate>Fri, 19 Jan 2018 10:48:05 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44150.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: small;">درود بردوستان</span></div><span style="font-size: small;">    </span><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: small;">در سایت تاپیک های زیادی موجود است که بشدت اقدامات هریک ازروسای جمهور دوران رهبری نظام هاشمی خاتمی احمدی نژاد وروحانی زیر ذره بین رفته وتا حد نامطلوبی محکوم شده اند .بنده درچند تاپیک علت سقوط دولتها را در جمهوری اسلامی مورد سوال قرار دادم اما بجای پاسخگوئی یا سکوت شد ویا اینکه معترضند چرا این سوال درتاپیک آنان مطرح میشود وبعبارت دیگر خارج ازبحث میباشد. بنده با اجازه مدیریت محترم ودوستان عزیز در این تاپیک مستقل این سوال را مطرح میکنم تا دوستان نظرات خودرا بنویسند شاید در انتخابات آینده دیگر شاهد چنین اموری نباشیم</span></div><span style="font-size: small;">  </span><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: small;">چرا مسوولان اجرائی درکشور سرانجامشان تباهی است ؟چرا آنان پس ازانتخابات راه دیگری میروند؟ وچرا بنوعی درمقابل رهبری قرار میگیرند؟</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: small;">درود بردوستان</span></div><span style="font-size: small;">    </span><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: small;">در سایت تاپیک های زیادی موجود است که بشدت اقدامات هریک ازروسای جمهور دوران رهبری نظام هاشمی خاتمی احمدی نژاد وروحانی زیر ذره بین رفته وتا حد نامطلوبی محکوم شده اند .بنده درچند تاپیک علت سقوط دولتها را در جمهوری اسلامی مورد سوال قرار دادم اما بجای پاسخگوئی یا سکوت شد ویا اینکه معترضند چرا این سوال درتاپیک آنان مطرح میشود وبعبارت دیگر خارج ازبحث میباشد. بنده با اجازه مدیریت محترم ودوستان عزیز در این تاپیک مستقل این سوال را مطرح میکنم تا دوستان نظرات خودرا بنویسند شاید در انتخابات آینده دیگر شاهد چنین اموری نباشیم</span></div><span style="font-size: small;">  </span><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: small;">چرا مسوولان اجرائی درکشور سرانجامشان تباهی است ؟چرا آنان پس ازانتخابات راه دیگری میروند؟ وچرا بنوعی درمقابل رهبری قرار میگیرند؟</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پيرامون اظهار كفريات اخير، درباره داشتن حق انتقاد به معصوم]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44135.html</link>
			<pubDate>Mon, 15 Jan 2018 09:07:30 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44135.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;">اعوذ بالله من الشيطان الرجيم<br />
بسم الله الرحمن الرحيم<br />
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا (سوره نساء - آيه 145)<br />
به راستي كه <span style="color: #FF0000;">منافقين</span> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800000;">در درك اسفل جهنم</span></span> هستند و برايشان هيچ ياوري نخواهد بود.</div>
<br />
برخی اخيراً در كفريات اخير خود مدعي شده است كه  حق داريم حتي از رسول خدا صلوات الله عليه و آله و امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف هم انتقاد كنيم.<br />
مطلبي كه كفري اشكار است بر بسياري از مبنايي‌ترين آيات محكم قرآن مجيد.<br />
در عجب از كساني‌كه خود را مسلمان (شيعه پيشكش) مي‌دانند و هنوز از اين دست اشخاص كافر به آيات محكم و مبنايي قرآن كه روز به روز كفرش را بيشتر آشكار می‌كند هواداري و حمايت می‌كنند.<br />
<br />
<br />
فَلَا وَ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ  بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ  وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا<br />
(سوره نساء - آيه ۶۵﴾<br />
به پروردگارت قسم كه <span style="font-weight: bold;">ايمان نمى‌آورند مگر آنكه تو را در  مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور قرار دهند سپس از هر حكمى كه كرده‏‌اى حتی در دل‌هايشان احساس ناراحتى [و ترديد] نكنند</span> و <span style="color: #0000CD;">كاملاً سر تسليم فرود آورند!</span><br />
<br />
<br />
اطاعت كه هيچ، جای خود دارد، خداوند می‌فرمايد هر حكمی كه پيامبر می‌دهد، اگر در قلب و نفستان هم از آن حكم راضی نباشيد مؤمن نيستيد!! چه برسد به داشتن حق انتقاد به حكم رسول خدا صلوات الله عليه و آله!<br />
<br />
<br />
خدا لعنت كند جماعت منافق را كه وصفشان در قرآن چنين است:<br />
<br />
وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ ﴿آيه ۴۸ - سوره نور﴾<br />
<br />
و هر گاه به سوی خدا و رسول خوانده شوند تا (رسول به حکم خدا) میان آنها قضاوت کند گروهی از ایشان (از این دعوت) اعراض می‌کنند. (۴۸)<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
پ.ن:<br />
<br />
آقای روحانی روز 18 دی  ماه در جمع وزیر و معاونان وزارت اقتصاد می‌گوید:  <br />
«همه باید انتقاد بشوند  استثنا نداریم، تمام مسئولین در کشور قابل نقد  هستند، ما در کشور معصوم  نداریم، <br />
اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آن‌وقت هم می‌شود نقد کرد.  <br />
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم اجازه نقد می‌داد. دیگر بالاتر از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک صحبتی می‌کرد،  <br />
طرف بلند می‌شد روبروی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و  می‌گفت:  <br />
«حرفی که داری می‌زنی نظر خودت است یا وحی است؟» <br />
اگر پیامبر(صلّي اللَّه  عليه و آله و سلّم)  می‌گفت:<br />
«نظر من است» انتقاد می‌کرد و می‌گفت: «من قبول ندارم». <br />
ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم»!<br />
  <br />
در این خصوص گفتنی است:<br />
  <br />
الف- ممکن است گفته شود منظور روحانی از این جمله که  «اگر یک وقتی امام  زمان ظهور کرد آن‌وقت هم می‌شود نقد کرد» آن است که در  حکومت حضرت  صاحب‌الزمان (ارواحنا له الفداء) نیز می‌توان به مسئولانی که در  دولت ایشان  هستند، انتقاد کرد! و منظور روحانی نقد خود حضرت نبوده است. <br />
ولی ادامه سخن رئیس‌جمهور، راه را بر این برداشت می‌بندد و به‌وضوح نشان می‌دهد که منظور روحانی آن است که- نستجیر بالله-  امام‌زمان سلام الله علیه را هم می‌توان نقد کرد! <br />
چرا که رئیس‌جمهور در ادامه می‌گوید: «دیگر  بالاتر از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در تاریخ نداریم.  وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک صحبتی می‌کرد، طرف بلند می‌شد روبروی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و می‌گفت: حرفی که  داری می‌زنی نظر خودت  است یا وحی است؟ اگر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و  سلّم) می‌گفت: نظر من است انتقاد می‌کرد و می‌گفت:  من قبول ندارم»! <br />
این بخش از اظهارات روحانی به وضوح نشان می‌دهد که از  نگاه وی، نه فقط امام  زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بلکه پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و  سلّم) هم قابل نقد است!!<br />
  <br />
ب- اینکه در زمان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کسانی بوده‌اند  که به  قول آقای روحانی از آن حضرت می‌پرسیدند «حرفی که داری می‌زنی نظر  خودت است  یا وحی است»؟ فقط از یک ماجرا و رخداد در دوران آن حضرت(صلّي  اللَّه عليه و آله و سلّم) حکایت می‌کند و  <span style="font-weight: bold;">نشان می‌دهد در آن هنگام نیز  کسانی بوده‌اند که برخلاف دستور خدا و نص صریح  قرآن، در مقابل نظر  رسول‌الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تابع محض نبوده‌اند!</span>. علی‌رغم  آنچه  رئیس‌جمهور در پی به اصطلاح اثبات آن بوده است این پرسش‌ها نشانه آن  نیست  که پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم قابل نقد است! <br />
و  باید از آقای روحانی پرسید که آیا  رسول‌خدا(صلوات الله عليه و آله) پرسش  آنان را قابل تقدیر! و ضروری دانسته‌اند؟ <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">یا به حال آنها  تاسف خورده و از ضعف ایمانشان و يا احيناناً‌ نفاقشان متاثر شده‌اند؟!</span></span><br />
تعجب‌آور است که  آقای رئیس‌جمهور که خود یک روحانی است مجوز نقد معصومین‌(عليهم السلام) را از کجا  آورده است؟!  <br />
<br />
در كلام خداوند قرآن مجيد، اطاعت محض از پیامبر(صلوات الله عليه و آله) و -  به تبع  آن- اطاعت از ائمه اطهار علیهم‌السلام به اندازه‌ای روشن و بدیهی  است که  درک و فهم آن به آسانی امکان‌پذیر است.<br />
  <br />
* و مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، انْ هُوَ إِلَّا  وَحْیٌ یُوحَى /  از روی  هوی و هوس سخن نمی‌گوید، بلکه آنچه می‌گوید به وی  وحی شده است.سوره نجم،  آیات 3و 4<br />
با توجه به همين آيه فوق سخن كسی كه از پيامبر صلوات الله عليه و آله پرسيده‌است اين سخن از تو است يا خدا نشان از كفر يا عدم آگاهی پرسش‌كننده از آيات قرآن است؛ چرا كه خداوند در آيه فوق به وضوح می‌فرمايد رسول الله هر چه بر زبان آورد وحی‌است و الهی! حتی سخنان به حسب ظاهر روزانه و عادي ايشان!<br />
<br />
  <br />
  * ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ  عَنْهُ فَانْتَهُوا /  آنچه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شما داد بگیرید <span style="font-weight: bold;">و از آنچه  نهی  کرد دوری کنید.</span> سوره حشر، آیه 7<br />
آيه فوق نيست دستور به اطاعت مطلق و محض در همه اوامر و نواهی‌ رسول الله است!<br />
  <br />
* وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَة إِذَا  قَضَى اللَّهُ  وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ  أَمْرِهِمْ  وَمَنْ یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا / و  هیچ مرد و زن  مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستاده‏‌اش به کارى فرمان دهند  براى آنان در  کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و فرستاده‏‌اش را نافرمانى کند قطعا  دچار گمراهى آشکارى گردیده است.سوره احزاب، آیه36<br />
<br />
* مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّه‏َ / هر كس رسول را اطاعت كند، به تحقيق خدا را اطاعت كرده است. سوره نساء، آيه 80<br />
<br />
* قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ  لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ/ بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر  رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد. سوره آل عمران، آيه 32<br />
<br />
<br />
<br />
و بسياري آيات ديگر]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;">اعوذ بالله من الشيطان الرجيم<br />
بسم الله الرحمن الرحيم<br />
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا (سوره نساء - آيه 145)<br />
به راستي كه <span style="color: #FF0000;">منافقين</span> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800000;">در درك اسفل جهنم</span></span> هستند و برايشان هيچ ياوري نخواهد بود.</div>
<br />
برخی اخيراً در كفريات اخير خود مدعي شده است كه  حق داريم حتي از رسول خدا صلوات الله عليه و آله و امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف هم انتقاد كنيم.<br />
مطلبي كه كفري اشكار است بر بسياري از مبنايي‌ترين آيات محكم قرآن مجيد.<br />
در عجب از كساني‌كه خود را مسلمان (شيعه پيشكش) مي‌دانند و هنوز از اين دست اشخاص كافر به آيات محكم و مبنايي قرآن كه روز به روز كفرش را بيشتر آشكار می‌كند هواداري و حمايت می‌كنند.<br />
<br />
<br />
فَلَا وَ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ  بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ  وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا<br />
(سوره نساء - آيه ۶۵﴾<br />
به پروردگارت قسم كه <span style="font-weight: bold;">ايمان نمى‌آورند مگر آنكه تو را در  مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور قرار دهند سپس از هر حكمى كه كرده‏‌اى حتی در دل‌هايشان احساس ناراحتى [و ترديد] نكنند</span> و <span style="color: #0000CD;">كاملاً سر تسليم فرود آورند!</span><br />
<br />
<br />
اطاعت كه هيچ، جای خود دارد، خداوند می‌فرمايد هر حكمی كه پيامبر می‌دهد، اگر در قلب و نفستان هم از آن حكم راضی نباشيد مؤمن نيستيد!! چه برسد به داشتن حق انتقاد به حكم رسول خدا صلوات الله عليه و آله!<br />
<br />
<br />
خدا لعنت كند جماعت منافق را كه وصفشان در قرآن چنين است:<br />
<br />
وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ ﴿آيه ۴۸ - سوره نور﴾<br />
<br />
و هر گاه به سوی خدا و رسول خوانده شوند تا (رسول به حکم خدا) میان آنها قضاوت کند گروهی از ایشان (از این دعوت) اعراض می‌کنند. (۴۸)<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
پ.ن:<br />
<br />
آقای روحانی روز 18 دی  ماه در جمع وزیر و معاونان وزارت اقتصاد می‌گوید:  <br />
«همه باید انتقاد بشوند  استثنا نداریم، تمام مسئولین در کشور قابل نقد  هستند، ما در کشور معصوم  نداریم، <br />
اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آن‌وقت هم می‌شود نقد کرد.  <br />
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم اجازه نقد می‌داد. دیگر بالاتر از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک صحبتی می‌کرد،  <br />
طرف بلند می‌شد روبروی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و  می‌گفت:  <br />
«حرفی که داری می‌زنی نظر خودت است یا وحی است؟» <br />
اگر پیامبر(صلّي اللَّه  عليه و آله و سلّم)  می‌گفت:<br />
«نظر من است» انتقاد می‌کرد و می‌گفت: «من قبول ندارم». <br />
ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم»!<br />
  <br />
در این خصوص گفتنی است:<br />
  <br />
الف- ممکن است گفته شود منظور روحانی از این جمله که  «اگر یک وقتی امام  زمان ظهور کرد آن‌وقت هم می‌شود نقد کرد» آن است که در  حکومت حضرت  صاحب‌الزمان (ارواحنا له الفداء) نیز می‌توان به مسئولانی که در  دولت ایشان  هستند، انتقاد کرد! و منظور روحانی نقد خود حضرت نبوده است. <br />
ولی ادامه سخن رئیس‌جمهور، راه را بر این برداشت می‌بندد و به‌وضوح نشان می‌دهد که منظور روحانی آن است که- نستجیر بالله-  امام‌زمان سلام الله علیه را هم می‌توان نقد کرد! <br />
چرا که رئیس‌جمهور در ادامه می‌گوید: «دیگر  بالاتر از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در تاریخ نداریم.  وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک صحبتی می‌کرد، طرف بلند می‌شد روبروی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و می‌گفت: حرفی که  داری می‌زنی نظر خودت  است یا وحی است؟ اگر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و  سلّم) می‌گفت: نظر من است انتقاد می‌کرد و می‌گفت:  من قبول ندارم»! <br />
این بخش از اظهارات روحانی به وضوح نشان می‌دهد که از  نگاه وی، نه فقط امام  زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بلکه پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و  سلّم) هم قابل نقد است!!<br />
  <br />
ب- اینکه در زمان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کسانی بوده‌اند  که به  قول آقای روحانی از آن حضرت می‌پرسیدند «حرفی که داری می‌زنی نظر  خودت است  یا وحی است»؟ فقط از یک ماجرا و رخداد در دوران آن حضرت(صلّي  اللَّه عليه و آله و سلّم) حکایت می‌کند و  <span style="font-weight: bold;">نشان می‌دهد در آن هنگام نیز  کسانی بوده‌اند که برخلاف دستور خدا و نص صریح  قرآن، در مقابل نظر  رسول‌الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تابع محض نبوده‌اند!</span>. علی‌رغم  آنچه  رئیس‌جمهور در پی به اصطلاح اثبات آن بوده است این پرسش‌ها نشانه آن  نیست  که پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم قابل نقد است! <br />
و  باید از آقای روحانی پرسید که آیا  رسول‌خدا(صلوات الله عليه و آله) پرسش  آنان را قابل تقدیر! و ضروری دانسته‌اند؟ <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">یا به حال آنها  تاسف خورده و از ضعف ایمانشان و يا احيناناً‌ نفاقشان متاثر شده‌اند؟!</span></span><br />
تعجب‌آور است که  آقای رئیس‌جمهور که خود یک روحانی است مجوز نقد معصومین‌(عليهم السلام) را از کجا  آورده است؟!  <br />
<br />
در كلام خداوند قرآن مجيد، اطاعت محض از پیامبر(صلوات الله عليه و آله) و -  به تبع  آن- اطاعت از ائمه اطهار علیهم‌السلام به اندازه‌ای روشن و بدیهی  است که  درک و فهم آن به آسانی امکان‌پذیر است.<br />
  <br />
* و مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، انْ هُوَ إِلَّا  وَحْیٌ یُوحَى /  از روی  هوی و هوس سخن نمی‌گوید، بلکه آنچه می‌گوید به وی  وحی شده است.سوره نجم،  آیات 3و 4<br />
با توجه به همين آيه فوق سخن كسی كه از پيامبر صلوات الله عليه و آله پرسيده‌است اين سخن از تو است يا خدا نشان از كفر يا عدم آگاهی پرسش‌كننده از آيات قرآن است؛ چرا كه خداوند در آيه فوق به وضوح می‌فرمايد رسول الله هر چه بر زبان آورد وحی‌است و الهی! حتی سخنان به حسب ظاهر روزانه و عادي ايشان!<br />
<br />
  <br />
  * ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ  عَنْهُ فَانْتَهُوا /  آنچه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شما داد بگیرید <span style="font-weight: bold;">و از آنچه  نهی  کرد دوری کنید.</span> سوره حشر، آیه 7<br />
آيه فوق نيست دستور به اطاعت مطلق و محض در همه اوامر و نواهی‌ رسول الله است!<br />
  <br />
* وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَة إِذَا  قَضَى اللَّهُ  وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ  أَمْرِهِمْ  وَمَنْ یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا / و  هیچ مرد و زن  مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستاده‏‌اش به کارى فرمان دهند  براى آنان در  کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و فرستاده‏‌اش را نافرمانى کند قطعا  دچار گمراهى آشکارى گردیده است.سوره احزاب، آیه36<br />
<br />
* مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّه‏َ / هر كس رسول را اطاعت كند، به تحقيق خدا را اطاعت كرده است. سوره نساء، آيه 80<br />
<br />
* قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ  لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ/ بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر  رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد. سوره آل عمران، آيه 32<br />
<br />
<br />
<br />
و بسياري آيات ديگر]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[به جای اسرائیل ،مرگ بر صهیونیزم بهتر نیست؟]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44104.html</link>
			<pubDate>Thu, 04 Jan 2018 01:42:31 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44104.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #660000;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">سلام </div></span></span><br />
<span style="color: #660000;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">امیدوارم در مورد موضوعی که در این پست به آن می پردازم کسی سوء برداشت یا ذهنیت نکند و واقع گرایانه نظر بدهد!<br />
در مورد نام <span style="font-size: large;"><span style="color: #f30000;"><span style="font-weight: bold;">اسرائیل</span></span></span> تحقیق کردم که در زبان ها مختلف چه عبری و یا سریانی و در خود دین اسلام چه معانی دارد و نام اسرائیل از کجا آمده است؟<br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #cc00ea;"><span style="font-weight: bold;">نام اسرائیل یکی از القاب حضرت یعقوب نبی است که خود و فرزندانش را بنی اسرائیل می نامند یعنی فرزندان اسرائیل..</span></span></span><br />
حال معنی اسرائیل چه می باشد؟</div></span></span><br />
<span style="color: #222222;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">در اینجا معانی مختلفی وارد هست که مختصر اشاره می کنیم:</div></span></span><br />
<span style="color: #222222;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">واژه اسرائیل عربی نیست و عموم بر این نظر اند که اسرائیل با فعل عبری یعنی مجاهده وسعی کردن اما دانشمندانی دیگر آن را به معنای ابرام یا پشت‌کار و یا پافشاری معنی کرده اند.</div></span></span><br />
<span style="color: #009900;"><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: large;">اما ما که دینمان اسلام است و حق با اسلام است این واژه را چه معنی می کند؟</span></div></span><br />
<span style="color: #0072ff;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">در اسلام غالباً برای اسرائیل این معانی را یاد آور شدند : کسی که همراه خدا می‌جنگد و همچنین به معنی برگزیده خدا و همچنین <span style="color: #009900;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">بنده خدا</span></span></span> که از جمله دیگر معانی می‌توان به "کسی که بر خدا مظفر گشت"، <span style="color: #f23b9a;">" سرباز خدا"</span><span style="color: #f30000;">" محارب خدا" </span>و <span style="color: #cc00ea;">" خداوند قوی است" </span>اشاره کرد.</div></span></span><br />
<span style="color: #222222;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">واژه " ئیل" به معنی خدا آمده است مثلا میکائیل یا جبرائیل که یعنی قدرت خدا یا فرشتگانی دیگر که اکثرا انتهای نامشان با "ئیل" تمام می شود.</div></span></span><br />
<span style="color: #222222;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">این ها را گفتیم تا برسیم به فروع دینمان که تبری و تولی جزوشان است که بعد هر نماز ما فریاد مرگ را به اسرائیل نسبت می دهیم</div></span></span><br />
<span style="color: #FF6200;"><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: large;">به نظر شما تکلیف اینجا چیست؟ به جای اسرائیل ،مرگ بر صهیونیزم بهتر نیست؟ </span></div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #660000;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">سلام </div></span></span><br />
<span style="color: #660000;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">امیدوارم در مورد موضوعی که در این پست به آن می پردازم کسی سوء برداشت یا ذهنیت نکند و واقع گرایانه نظر بدهد!<br />
در مورد نام <span style="font-size: large;"><span style="color: #f30000;"><span style="font-weight: bold;">اسرائیل</span></span></span> تحقیق کردم که در زبان ها مختلف چه عبری و یا سریانی و در خود دین اسلام چه معانی دارد و نام اسرائیل از کجا آمده است؟<br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #cc00ea;"><span style="font-weight: bold;">نام اسرائیل یکی از القاب حضرت یعقوب نبی است که خود و فرزندانش را بنی اسرائیل می نامند یعنی فرزندان اسرائیل..</span></span></span><br />
حال معنی اسرائیل چه می باشد؟</div></span></span><br />
<span style="color: #222222;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">در اینجا معانی مختلفی وارد هست که مختصر اشاره می کنیم:</div></span></span><br />
<span style="color: #222222;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">واژه اسرائیل عربی نیست و عموم بر این نظر اند که اسرائیل با فعل عبری یعنی مجاهده وسعی کردن اما دانشمندانی دیگر آن را به معنای ابرام یا پشت‌کار و یا پافشاری معنی کرده اند.</div></span></span><br />
<span style="color: #009900;"><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: large;">اما ما که دینمان اسلام است و حق با اسلام است این واژه را چه معنی می کند؟</span></div></span><br />
<span style="color: #0072ff;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">در اسلام غالباً برای اسرائیل این معانی را یاد آور شدند : کسی که همراه خدا می‌جنگد و همچنین به معنی برگزیده خدا و همچنین <span style="color: #009900;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">بنده خدا</span></span></span> که از جمله دیگر معانی می‌توان به "کسی که بر خدا مظفر گشت"، <span style="color: #f23b9a;">" سرباز خدا"</span><span style="color: #f30000;">" محارب خدا" </span>و <span style="color: #cc00ea;">" خداوند قوی است" </span>اشاره کرد.</div></span></span><br />
<span style="color: #222222;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">واژه " ئیل" به معنی خدا آمده است مثلا میکائیل یا جبرائیل که یعنی قدرت خدا یا فرشتگانی دیگر که اکثرا انتهای نامشان با "ئیل" تمام می شود.</div></span></span><br />
<span style="color: #222222;"><span style="font-size: large;"><div style="text-align: RIGHT;">این ها را گفتیم تا برسیم به فروع دینمان که تبری و تولی جزوشان است که بعد هر نماز ما فریاد مرگ را به اسرائیل نسبت می دهیم</div></span></span><br />
<span style="color: #FF6200;"><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: large;">به نظر شما تکلیف اینجا چیست؟ به جای اسرائیل ،مرگ بر صهیونیزم بهتر نیست؟ </span></div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[با انجام اين كار، در ايام فتنه پياده نظام جبهه ابليس نباشيم]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44073.html</link>
			<pubDate>Sat, 30 Dec 2017 09:57:21 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44073.html</guid>
			<description><![CDATA[اعوذ بالله من الشيطان الرجيم<br />
بسم الله الرحمن الرحيم<br />
<br />
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا  بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَي الرَّسُولِ وَ إِلي‏ أُولِي الْأَمْرِ  مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا  فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ  إِلاَّ قَليلاً (سوره نساء - آيه 83)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">و هنگامی که خبری از ایمنی و ترس</span> [چون پیروزی و شکست] به آنان [که مردمی نفاق‌پيشه و يا  سست ایمان‌اند] می‌رسد، <br />
[بدون بررسی در درستی و نادرستی‌اش] <span style="font-weight: bold;">آن را منتشر  می‌کنند</span>، <br />
و [در صورتی که] اگر آن خبر را به پیامبر و اولیای امورشان [که به سبب بینش و بصیرتْ دارای قدرت تشخیص و اهل تحقیق‌اند] ارجاع می‌‌دادند،<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #483D8B;"> درستی و نادرستی‌اش را در می‌یافتند </span>[و چنانچه به مصلحت جامعه بود،  انتشارش را اجازه می‌دادند و اگر نبود، از انتشارش منع می‌کردند] و <span style="color: #0000CD;">اگر  فضل و رحمت خدا بر شما نبود</span>،</span> یقیناً <span style="font-weight: bold;">همه شما</span> <span style="color: #FF0000;">جز اندکی از شیطان پیروی می‌کردید!</span><br />
<br />
<br />
اين آيه شريفه حاوی نكات بسيار مهمی است به ويژه در هنگامه فتنه‌ها:<br />
<br />
1) <span style="font-weight: bold;">انتشار شايعات</span> <span style="color: #FF0000;">از مهم‌ترين حربه‌های منافقان است!</span><br />
2)<span style="font-weight: bold;"> انتشار بی‌محابا و بدون تحقيق</span> اخباری كه به ما می‌رسد، به ويژه در هنگام فتنه‌‌ها در حقيقت<span style="font-weight: bold;"> پيروی كردن از ابليس است!</span><br />
3) در هنگام فتنه و شيوع بی‌محاباي شايعات بايد <span style="color: #FF0000;">قبل از هر چيز</span> <span style="color: #800080;">صحت اخبار </span>را از <span style="font-weight: bold;">مرجعی خبير و مؤمن و بصير </span>جويا شد.<br />
4) در هنگام فتنه‌ها گاهی <span style="font-weight: bold;">حتی نبايد برخی اخبار را ولو حقيقت هم داشته باشد منتشر ساخت</span>، چرا كه می‌تواند مورد سوء استفاده دشمنان خدا و اوليای خدا قرار گيرد و به ضربه زدن به جبهه حق منجر شود .<br />
(يعني همان گفته معروف:<br />
جز راست نبايد گفت ... هر راست نشايد گفتن) <br />
اين مطلب مورد تأكيد شديد اهل بيت بوده است كه به ذكر يك حديث از مولاي متقيان اميرالمؤمنين علي عليه السلام اكتفا می‌شود:<br />
<br />
«لا تقل ما لا تعلم بل لا تقل كل ما تعلم»؛<br />
<br />
آنچه را نمی‌دانی نگو، <span style="color: #C71585;"><span style="font-weight: bold;">بلكه همه‌ی آنچه را هم می‌دانی نگو» </span></span><br />
<br />
(نهج البلاغه،حکمت382)  <br />
<br />
<br />
و  اينكه ما هم ب<span style="font-weight: bold;">دون صحت‌سنجي و <span style="color: #C71585;">رجوع </span></span>به انسان‌هاي <span style="font-weight: bold;">مؤمن و خبير و بصير، سيل شايعات و اخباری را كه در ايام فتنه منتشر مي‌شود را <span style="color: #0000CD;">انتشار  دهيم،</span> يعني <span style="color: #FF0000;">در حقيقت در زمين ابليس و به عنوان يكي از ياران تيم شياطين  مشغول كار شده‌ايم!</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اعوذ بالله من الشيطان الرجيم<br />
بسم الله الرحمن الرحيم<br />
<br />
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا  بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَي الرَّسُولِ وَ إِلي‏ أُولِي الْأَمْرِ  مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا  فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ  إِلاَّ قَليلاً (سوره نساء - آيه 83)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">و هنگامی که خبری از ایمنی و ترس</span> [چون پیروزی و شکست] به آنان [که مردمی نفاق‌پيشه و يا  سست ایمان‌اند] می‌رسد، <br />
[بدون بررسی در درستی و نادرستی‌اش] <span style="font-weight: bold;">آن را منتشر  می‌کنند</span>، <br />
و [در صورتی که] اگر آن خبر را به پیامبر و اولیای امورشان [که به سبب بینش و بصیرتْ دارای قدرت تشخیص و اهل تحقیق‌اند] ارجاع می‌‌دادند،<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #483D8B;"> درستی و نادرستی‌اش را در می‌یافتند </span>[و چنانچه به مصلحت جامعه بود،  انتشارش را اجازه می‌دادند و اگر نبود، از انتشارش منع می‌کردند] و <span style="color: #0000CD;">اگر  فضل و رحمت خدا بر شما نبود</span>،</span> یقیناً <span style="font-weight: bold;">همه شما</span> <span style="color: #FF0000;">جز اندکی از شیطان پیروی می‌کردید!</span><br />
<br />
<br />
اين آيه شريفه حاوی نكات بسيار مهمی است به ويژه در هنگامه فتنه‌ها:<br />
<br />
1) <span style="font-weight: bold;">انتشار شايعات</span> <span style="color: #FF0000;">از مهم‌ترين حربه‌های منافقان است!</span><br />
2)<span style="font-weight: bold;"> انتشار بی‌محابا و بدون تحقيق</span> اخباری كه به ما می‌رسد، به ويژه در هنگام فتنه‌‌ها در حقيقت<span style="font-weight: bold;"> پيروی كردن از ابليس است!</span><br />
3) در هنگام فتنه و شيوع بی‌محاباي شايعات بايد <span style="color: #FF0000;">قبل از هر چيز</span> <span style="color: #800080;">صحت اخبار </span>را از <span style="font-weight: bold;">مرجعی خبير و مؤمن و بصير </span>جويا شد.<br />
4) در هنگام فتنه‌ها گاهی <span style="font-weight: bold;">حتی نبايد برخی اخبار را ولو حقيقت هم داشته باشد منتشر ساخت</span>، چرا كه می‌تواند مورد سوء استفاده دشمنان خدا و اوليای خدا قرار گيرد و به ضربه زدن به جبهه حق منجر شود .<br />
(يعني همان گفته معروف:<br />
جز راست نبايد گفت ... هر راست نشايد گفتن) <br />
اين مطلب مورد تأكيد شديد اهل بيت بوده است كه به ذكر يك حديث از مولاي متقيان اميرالمؤمنين علي عليه السلام اكتفا می‌شود:<br />
<br />
«لا تقل ما لا تعلم بل لا تقل كل ما تعلم»؛<br />
<br />
آنچه را نمی‌دانی نگو، <span style="color: #C71585;"><span style="font-weight: bold;">بلكه همه‌ی آنچه را هم می‌دانی نگو» </span></span><br />
<br />
(نهج البلاغه،حکمت382)  <br />
<br />
<br />
و  اينكه ما هم ب<span style="font-weight: bold;">دون صحت‌سنجي و <span style="color: #C71585;">رجوع </span></span>به انسان‌هاي <span style="font-weight: bold;">مؤمن و خبير و بصير، سيل شايعات و اخباری را كه در ايام فتنه منتشر مي‌شود را <span style="color: #0000CD;">انتشار  دهيم،</span> يعني <span style="color: #FF0000;">در حقيقت در زمين ابليس و به عنوان يكي از ياران تيم شياطين  مشغول كار شده‌ايم!</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ملتی که برای نهم دی کتاب نخواند باید تمام تاریخ را تجربه کند]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44071.html</link>
			<pubDate>Sat, 30 Dec 2017 04:29:45 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44071.html</guid>
			<description><![CDATA[[b]<span style="font-family: Tahoma;">نه دى ، روز حس وظیفه شناسی و موقعیت شناسی مردم ایران است</span>[/u]<br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;"> </span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">روز نهم دی ماه سال 1388 روزی ماندگار در صفحات تاریخ زرین انقلاب اسلامی ایران است، در نهم دی ماه آن سال نقطه عطفی در روند تکامل انقلاب اسلامی و نقطه پایانی بر سهمگین ترین و پیچیده ترین جنگ نرم نظام سلطه و ایادی داخلی آنان، علیه موجودیت و ارکان اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید، نهم دی حماسه ای بود که در تاریخ ایران آفریده شد،جهانی را در حیرت فرو برد و در همان روز کمر فتنه را شکست.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">سران فتنه و یارانشان بعد از نهم دی ماه، تمام قوای خود را جمع کردند، از طریق ده ها و صدها سایت و رسانه خبری و اینترنتی در داخل و خارج بیانیه ها و فراخوان های بسیاری سر دادند، به غرب رفتند و و از آنها تقاضا کردند تحریم های فلج کننده ایران را زیاد کنند، دست به دامان رادیوها و شبکه های فارسی غربی، عبری و عربی شدند، 14ماه بعد از نهم دی و هشت ماه قبل از نهم دی شمشیر را از رو کشیده بودند تا جائی که وقتی از نخبگان جامعه و و اساتید دانشگاهها ناامید شدند، با عضویت در ایمیل های گروهی از مردم عادی می خواستند به خیابان ها بیایند، ولی مردم آگاه ایران به این فتنه گران روسیاه نه بزرگ گفتند، مردم به خیابان ها نیامدند، همه مردم و نخبگان و فرهیختگان و سیاستمداران و کاسبان و تجار و روستائیان و نویسندگان و آحاد ملت ایران ، سران فتنه و یاران شان را که در بند گره های روحی خود بودند را در همان باورهای کور و خجالت های ابدی خودشان تنها گذاشتند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">نهم دی ماه نقطه عطفی در روند تکامل انقلاب اسلامی و نقطه پایانی بر سهمگین ترین و پیچیده ترین جنگ نرم نظام سلطه ایران اسلامی بود.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">در حماسه نهم دی روح دیانت حاکم بر دلهای مردم مومن و آزاده ایران که به عشق به آقا امام حسین علیه السلام معطر گشته بود به جهانیان نشان داده شد، روز نهم دى ثابت کرد که ملت ایران دشمنانی در داخل و خارج دارند که فقط به مرگ کامل و نیستی ایران و ایرانی و به نابودی و حذف کامل اسلام ناب و اصیل شیعهِ دوستدار خاندان اهل بیت عصمت و طهارت پیامبر خاتم(صلوات اله علیه) رضایت می دهند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">حالا با این وضع چطور می توانیم از فراموشی و بخشش سران فتنه سخن بگویم که عده ای فتنه گر که از فتنه88 قِصِر در رفته اند و هم اینک بعضی پست های اجرایی کشور را در دست گرفته اند از عفو و بخشش سران فتنه سخن می گویند، سران فتنه ای که هنوز هم مثل سال88 معتقدند و اعلام می کنند که مبارزه ما با نظام و مقام رهبری در سال88 ، اجر و ثوابش از مبارزه ما در قبل از انقلاب و با شاه بیشتر است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">سران فتنه ساز و فتنه گر و خونریز سال88 یعنی آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی همین الان هم در حصر اعلام می کنند که بر مواضع قبلی خودمان پایبند هستیم و باید در تلویزیون از حق خود دفاع کنیم، این مفسدان حتی برای خود حق هم قائل هستند، انسان هر کسی را فریب بدهد خودش را نمی تواند فریب بدهد، اینها می خواستند با گذشتن از جنازه های افتاده در کف خیابانهای تهران بزرگ به خواسته های متحجرانه و کینه توزانه و خیانت کارانه خود برسند، و دوستان و هم فکران سران فتنه که الان در بیرون از حصر هستند این واقعیت ها را به مردم نمی گویند، و فقط یک طرفه از رحمانیت دین اسلام سخن می گویند، حتما می خواهند احساسات مردم را به بازی بگیرند، ولی این حامیان فتنه88 اول باید جواب بازماندگان چهل تا پنجاه شهید و کشته و زخمی و حق قصاص آنها را بدهند و رضایت آنها را بگیرند؟. </span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">هر ساله روز نهم دى ماه یادآور بصیرت و دشمن‌‌‌‌‌ شناسى مردم بیدار و غیور ایران و حضور مجاهدانه آنها در صحنه است برای کوبیدن همین فتنه سازان تاریخ در هر مدل دولتی آن.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">روز نهم دى تور ماهیگیری بزرگی بود که پهن شد تا همه دشمنان ریز و درشت نظام مقدس جمهوری اسلامی از افراد، گروهها و جریاناتی که سی سال در گوشه ها، پستوها، سوراخ ها، زاویه ها و انزواها که مثل موش های ترسو منتظر مترصد بودند بیرون بیایند و ذات واقعی شان روشن شود تا برای همیشه روسیاه شوند و به قول مقام معظم رهبری(حفظ اله) نظام واکسینه شود.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">عده ای از این فتنه گران از روی انتقام گیری، گروهی برای خیانت، عده ای برای قدرت طلبی و کسانی برای کارشکنی و خلاصه همه براندازان نظام از همه نوع آن از گوگوش تا سروش همه آمدند و فتنه موسوی و کروبی را به رسمیت شناختند و از آن حمایت کردند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">ملت ایران هرگز زخمهای فتنه88 را فراموش نخواهد کرد و دیگر اجازه چنین کاری را به آنها نمی دهند، تمام افرادی که با نظام و انقلاب زاویه داشتند و اکثرا در همین دولت آقای روحانی هستند از جریان فتنه حمایت کردند، عده ای از اینها متهم به حمایت از فتنه شدند، و برخی دیگر متهم به سکوت در فتنه شدند، عدم اعلام موضع از طرف همین خواص بی بصیرت، خود تایید فتنه بود، این فتنه سازان و جریان انحرافی هنوز هم اقدامات آن سالهای خود را اشتباه نمی دانند، برای همین هم به سران فتنه می گویند هرگز اشتباه خود را نپذیرید ما شما را از حصر بیرون می آوریم.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">این افراد کاسه از آش داغ تر اگر واقعا خواستار رفع حصر سران فتنه هستند چرا حاضر نیستند خودشان و سران فتنه اعتراف کنند که تقلبی در کار نبوده تا به آغوش مردم بازگردند، اینها حتی یک بار هم به قتل ها و آشوبهای خیابانی سال88 فتنه اطلاق نمی کنند، ماموریت امروزه این افراد، حساسیت زدایی از فتنه سال88 است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">نهم دی88 تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی شد و تعجب جهانیان را برانگیخت، حتی کمر کودتاهای مخملی و رنگی جهان را هم برای همیشه در هم شکست، به طوری که مردم ترکیه هم برای اولین بار به خیابان آمدند و با الگو گیری از مردم ایران کمر کودتا را شکستند، روز نهم دى روز بزرگی است، روز حس وظیفه شناسی و موقعیت شاسی ملت ایران است که نباید هرگز فراموش شود، باید همه زوایا، ابعاد و شکل گیری این فتنه خطرناک مورد نقد و واکاوی جامعه شناسان و مسئولان مربوطه قرار بگیرد و در مدارس کشور برای درس ها و کتاب های مربوط برای سواد رسانه ای دانش آموزان ایران مورد بهره برداری قرار بگیرد.</span><br />
  <br />
<a href="https://up.hammihan.com/img/userupload_2017_14238768221514586724.5721.jpg" target="_blank">https://up.hammihan.com/img/userupload_2...4.5721.jpg</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[[b]<span style="font-family: Tahoma;">نه دى ، روز حس وظیفه شناسی و موقعیت شناسی مردم ایران است</span>[/u]<br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;"> </span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">روز نهم دی ماه سال 1388 روزی ماندگار در صفحات تاریخ زرین انقلاب اسلامی ایران است، در نهم دی ماه آن سال نقطه عطفی در روند تکامل انقلاب اسلامی و نقطه پایانی بر سهمگین ترین و پیچیده ترین جنگ نرم نظام سلطه و ایادی داخلی آنان، علیه موجودیت و ارکان اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید، نهم دی حماسه ای بود که در تاریخ ایران آفریده شد،جهانی را در حیرت فرو برد و در همان روز کمر فتنه را شکست.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">سران فتنه و یارانشان بعد از نهم دی ماه، تمام قوای خود را جمع کردند، از طریق ده ها و صدها سایت و رسانه خبری و اینترنتی در داخل و خارج بیانیه ها و فراخوان های بسیاری سر دادند، به غرب رفتند و و از آنها تقاضا کردند تحریم های فلج کننده ایران را زیاد کنند، دست به دامان رادیوها و شبکه های فارسی غربی، عبری و عربی شدند، 14ماه بعد از نهم دی و هشت ماه قبل از نهم دی شمشیر را از رو کشیده بودند تا جائی که وقتی از نخبگان جامعه و و اساتید دانشگاهها ناامید شدند، با عضویت در ایمیل های گروهی از مردم عادی می خواستند به خیابان ها بیایند، ولی مردم آگاه ایران به این فتنه گران روسیاه نه بزرگ گفتند، مردم به خیابان ها نیامدند، همه مردم و نخبگان و فرهیختگان و سیاستمداران و کاسبان و تجار و روستائیان و نویسندگان و آحاد ملت ایران ، سران فتنه و یاران شان را که در بند گره های روحی خود بودند را در همان باورهای کور و خجالت های ابدی خودشان تنها گذاشتند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">نهم دی ماه نقطه عطفی در روند تکامل انقلاب اسلامی و نقطه پایانی بر سهمگین ترین و پیچیده ترین جنگ نرم نظام سلطه ایران اسلامی بود.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">در حماسه نهم دی روح دیانت حاکم بر دلهای مردم مومن و آزاده ایران که به عشق به آقا امام حسین علیه السلام معطر گشته بود به جهانیان نشان داده شد، روز نهم دى ثابت کرد که ملت ایران دشمنانی در داخل و خارج دارند که فقط به مرگ کامل و نیستی ایران و ایرانی و به نابودی و حذف کامل اسلام ناب و اصیل شیعهِ دوستدار خاندان اهل بیت عصمت و طهارت پیامبر خاتم(صلوات اله علیه) رضایت می دهند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">حالا با این وضع چطور می توانیم از فراموشی و بخشش سران فتنه سخن بگویم که عده ای فتنه گر که از فتنه88 قِصِر در رفته اند و هم اینک بعضی پست های اجرایی کشور را در دست گرفته اند از عفو و بخشش سران فتنه سخن می گویند، سران فتنه ای که هنوز هم مثل سال88 معتقدند و اعلام می کنند که مبارزه ما با نظام و مقام رهبری در سال88 ، اجر و ثوابش از مبارزه ما در قبل از انقلاب و با شاه بیشتر است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">سران فتنه ساز و فتنه گر و خونریز سال88 یعنی آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی همین الان هم در حصر اعلام می کنند که بر مواضع قبلی خودمان پایبند هستیم و باید در تلویزیون از حق خود دفاع کنیم، این مفسدان حتی برای خود حق هم قائل هستند، انسان هر کسی را فریب بدهد خودش را نمی تواند فریب بدهد، اینها می خواستند با گذشتن از جنازه های افتاده در کف خیابانهای تهران بزرگ به خواسته های متحجرانه و کینه توزانه و خیانت کارانه خود برسند، و دوستان و هم فکران سران فتنه که الان در بیرون از حصر هستند این واقعیت ها را به مردم نمی گویند، و فقط یک طرفه از رحمانیت دین اسلام سخن می گویند، حتما می خواهند احساسات مردم را به بازی بگیرند، ولی این حامیان فتنه88 اول باید جواب بازماندگان چهل تا پنجاه شهید و کشته و زخمی و حق قصاص آنها را بدهند و رضایت آنها را بگیرند؟. </span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">هر ساله روز نهم دى ماه یادآور بصیرت و دشمن‌‌‌‌‌ شناسى مردم بیدار و غیور ایران و حضور مجاهدانه آنها در صحنه است برای کوبیدن همین فتنه سازان تاریخ در هر مدل دولتی آن.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">روز نهم دى تور ماهیگیری بزرگی بود که پهن شد تا همه دشمنان ریز و درشت نظام مقدس جمهوری اسلامی از افراد، گروهها و جریاناتی که سی سال در گوشه ها، پستوها، سوراخ ها، زاویه ها و انزواها که مثل موش های ترسو منتظر مترصد بودند بیرون بیایند و ذات واقعی شان روشن شود تا برای همیشه روسیاه شوند و به قول مقام معظم رهبری(حفظ اله) نظام واکسینه شود.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">عده ای از این فتنه گران از روی انتقام گیری، گروهی برای خیانت، عده ای برای قدرت طلبی و کسانی برای کارشکنی و خلاصه همه براندازان نظام از همه نوع آن از گوگوش تا سروش همه آمدند و فتنه موسوی و کروبی را به رسمیت شناختند و از آن حمایت کردند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">ملت ایران هرگز زخمهای فتنه88 را فراموش نخواهد کرد و دیگر اجازه چنین کاری را به آنها نمی دهند، تمام افرادی که با نظام و انقلاب زاویه داشتند و اکثرا در همین دولت آقای روحانی هستند از جریان فتنه حمایت کردند، عده ای از اینها متهم به حمایت از فتنه شدند، و برخی دیگر متهم به سکوت در فتنه شدند، عدم اعلام موضع از طرف همین خواص بی بصیرت، خود تایید فتنه بود، این فتنه سازان و جریان انحرافی هنوز هم اقدامات آن سالهای خود را اشتباه نمی دانند، برای همین هم به سران فتنه می گویند هرگز اشتباه خود را نپذیرید ما شما را از حصر بیرون می آوریم.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">این افراد کاسه از آش داغ تر اگر واقعا خواستار رفع حصر سران فتنه هستند چرا حاضر نیستند خودشان و سران فتنه اعتراف کنند که تقلبی در کار نبوده تا به آغوش مردم بازگردند، اینها حتی یک بار هم به قتل ها و آشوبهای خیابانی سال88 فتنه اطلاق نمی کنند، ماموریت امروزه این افراد، حساسیت زدایی از فتنه سال88 است.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">نهم دی88 تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی شد و تعجب جهانیان را برانگیخت، حتی کمر کودتاهای مخملی و رنگی جهان را هم برای همیشه در هم شکست، به طوری که مردم ترکیه هم برای اولین بار به خیابان آمدند و با الگو گیری از مردم ایران کمر کودتا را شکستند، روز نهم دى روز بزرگی است، روز حس وظیفه شناسی و موقعیت شاسی ملت ایران است که نباید هرگز فراموش شود، باید همه زوایا، ابعاد و شکل گیری این فتنه خطرناک مورد نقد و واکاوی جامعه شناسان و مسئولان مربوطه قرار بگیرد و در مدارس کشور برای درس ها و کتاب های مربوط برای سواد رسانه ای دانش آموزان ایران مورد بهره برداری قرار بگیرد.</span><br />
  <br />
<a href="https://up.hammihan.com/img/userupload_2017_14238768221514586724.5721.jpg" target="_blank">https://up.hammihan.com/img/userupload_2...4.5721.jpg</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کف خیابون(آگه میخواید بدونید معنی غریب یعنی چی بخونید)]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44066.html</link>
			<pubDate>Tue, 26 Dec 2017 12:51:16 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44066.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم....<br />
<br />
شاید اسم کتاب کف خیابون به گوشتون خورده باشه یا اصلا خونده باشید و مطمئنا عده زیادی هم نخوندنش ...میخوام براتون داستانش رو بذارم...بذارید یکم بیشتر توضیح بدم.نویسنده این کتاب آقای حدادپور جهرمی هست...<br />
ایشون یسری پرونده های وزارت اطلاعات به صورت کتاب نوشته( با تغیراتی که به شک ل داستان در آوردن)حالا اینکه چطور به این پرونده ها دسترسی داشتند رو کار ندارم...ولی قطعا برای افزایش بصیرت مردم نوشته شده..و بعد از خوندنش حتما خیلی از چیزا براتون روشن میشه...این روایت صد و یک قسمت هست...و چون کتابش رو به خاطر مسائل سیاسی سانسور کردن من مطالبش رو از خود کانالشون میذارم که کامله....و ازتون عاجزانه التماس دارم که بخونیدش...<br />
<hr />
????????????<br />
بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
«کف خیابون»<br />
<br />
نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی<br />
<br />
#کف_خیابون_1<br />
<br />
دلیل این همه حساسیت را میتونستم درک کنم. به قول قدیمیا: «بچه دیشب که نیستم!» میتونستم بفهمم که داره اتفاقاتی میفته که نمیشه چندان پرس و جو کرد. چون هنوز هیچی معلوم نبود و مدرک مستدلی در دست نبود و بولتن های خبری اداره هم خیلی کلی مینوشتند و نمیشد ازش چیز دندون گیری درآورد.<br />
<br />
تا اینکه روز 8 فروردین 88 ... اولین روز کاری من در سال جدید... توی راه آیت الکرسی خوندم و یه کمی هم صدقه دادم ... رفتم اداره... بعد از دیده بوسی ها و سلام و علیک های معمولی، رفتم توی اتاقم و سیستمم را روشن کردم... نامه ای روی کارتابلم ظاهر شد که ازم خواسته شده بود، صبح شنبه راس ساعت 8 در جلسه ستادی اداره حتما شرکت کنم... بدون هیچ توضیحی!<br />
<br />
به ساعتم نگاه کردم... ساعت 7:58 بود... ینی فقط دو دقیقه وقت داشتم تا سه طبقه برم بالا و بشینم رو به روی کسی که همیشه آنتایم هست و نمیشه باهاش شوخی کرد... فقط یادمه پاشدم کتم را برداشتم و حتی منتظر آسانسور هم نشدم و مثل جت خودمو به طبقه سوم رسوندم...<br />
<br />
تا هماهنگ کردن و رفتم داخل، دیدم 6 نفر دیگه هم هستند و فقط من سه چهار دقیقه در روبوسی با همکاراها وقت تلف کردم و... حالا ولش کن... خلاصه تا نشستم، دیدم همشون دارن میخندن... خب شما جای من... وقتی نشستین توی جلسه ای که تا وارد شدی و نشستی، همه نگات کنن و خنده بکنن، چه حالی بهتون دست میده؟! با اینکه نه میدونین موضوع چیه و نه میدونین چجوری باید جمعش کرد؟!<br />
<br />
گرفتم داشتن به چی میخندیدن! دقیقا از وقتی کارتابلم را چک کردم تا وقتی رسیدم پشت در اتاق جلسات رییس، هفتاشون داشتن از طریق مانیتور دوربین منو میدیدن و با هم شرط بندی میکردن ببینن میرسم یا نه؟! خداوکیلی بچه های ما را باش! فقط یکی از بچه ها تونسته بود درست حدس بزنه که من سر ساعت 8 و 20 ثانیه میرسم پشت اتاق جلسات!! اینم از شیوه شادی بچه های ما! خدا این شادی را ازشون نگیره! راستی اسم سازمانی همین کسی که درست حدس زده بود داوود هست و بچه اقلید فارس... یا بهتره بگم داوود بود...<br />
<br />
خلاصه... وقتی جلسه به حالت جدی تر برگشت، رئیس شروع کرد به تشریح موضوع جلسه... بذارین یه کم از شیوه اداره کردن جلسات توسط این آقاهه واستون بگم یه کم کفتون ببره تا بعد... گفت:<br />
<br />
«با سلام و صبح بخیر! خدا کنه سال خوبی داشته باشیم. جلسه را شروع میکنم.<br />
<br />
موضوع: ابلاغ ماموریت!<br />
<br />
زمان: 21 دقیقه که هر کدومتون 2 دقیقه برای سوالات جانبی فرصت دارین که با 7 دقیقه من میشه 21 دقیقه.»<br />
<br />
بعدش هم شروع کرد به تشریح ابلاغ ماموریت های ما هفت نفر... گفت : «شما هفت نفر که از رده های درون و برون مرزی هستید، تمام ماموریت های سال 88 شما حداقل به مدت شش ماه کان لم یکن هست و باید به ابلاغ جدید عمل کنیم. فکر نکنین شما تنها و در استان فارس اینطوری هستید. بلکه طبق اولین ابلاغیه سال جاری، همه استان ها موظف به چینش در جدول ارسالی هستند و به استان های مختلف اعزام دارند.»<br />
<br />
این ینی ماموریت ترکیه من پرید... خب الهی شکر... خیلی هم خوشم نمیومد برم ترکیه... ذاتا از ترکیه خوشم نمیاد... حالا اگر کشورهای عربی مثل عربستان و امارات و بحرین بود یه چیزی...<br />
<br />
ادامه داد و گفت: «قرار شده نیروهای استان ها به خاطر اهمیت موضوع با استان های دیگر تبادل بشن و احکام ماموریت دریافت کنند.»<br />
بعد دونه دونه اسم بچه ها را خوند و اسم شهر مدنظر برای ماموریتشون را بهشون گفت... تبریز... گرگان... قائم شهر... خمینی شهر... بندر عسلویه... زابل... تا رسید به من... گفت: «و محمد! تهران!»<br />
<br />
بعدش دونه دونه ماموریتمون را تشریح کرد... تا رسید به من! گفت: «محمد تو باید بری تهران! حکم 4 ماهه برات تعیین شده. اگه تونستی زودتر تمومش کنی که هیچ! اما اگه تا چهار ماه تموم نشد تمدید میشه. مجرد و با میزان دسترسی 50 درصد با اداره کل...»<br />
من فقط پرسیدم: «از کی شروع میشه! تاریخ و ساعت معرفیم کی هست؟»<br />
<br />
نگاه به ساعت دیواری دفترش کرد و گفت: «ساعت 11 پرواز چارتر از شیراز به تهران دارن. بلیطش را از دفترم بگیر. به نام خودت صادر شده. تو همین پاشو برو! پاشو که دیرت میشه. بالاخره تا بری وسایلت را جمع کنی و بری فرودگاه، دیرت میشه ها!»<br />
<br />
ادامه دارد...<br />
<br />
کانال دلنوشته های یک طلبه<br />
@mohamadrezahadadpour]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم....<br />
<br />
شاید اسم کتاب کف خیابون به گوشتون خورده باشه یا اصلا خونده باشید و مطمئنا عده زیادی هم نخوندنش ...میخوام براتون داستانش رو بذارم...بذارید یکم بیشتر توضیح بدم.نویسنده این کتاب آقای حدادپور جهرمی هست...<br />
ایشون یسری پرونده های وزارت اطلاعات به صورت کتاب نوشته( با تغیراتی که به شک ل داستان در آوردن)حالا اینکه چطور به این پرونده ها دسترسی داشتند رو کار ندارم...ولی قطعا برای افزایش بصیرت مردم نوشته شده..و بعد از خوندنش حتما خیلی از چیزا براتون روشن میشه...این روایت صد و یک قسمت هست...و چون کتابش رو به خاطر مسائل سیاسی سانسور کردن من مطالبش رو از خود کانالشون میذارم که کامله....و ازتون عاجزانه التماس دارم که بخونیدش...<br />
<hr />
????????????<br />
بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
«کف خیابون»<br />
<br />
نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی<br />
<br />
#کف_خیابون_1<br />
<br />
دلیل این همه حساسیت را میتونستم درک کنم. به قول قدیمیا: «بچه دیشب که نیستم!» میتونستم بفهمم که داره اتفاقاتی میفته که نمیشه چندان پرس و جو کرد. چون هنوز هیچی معلوم نبود و مدرک مستدلی در دست نبود و بولتن های خبری اداره هم خیلی کلی مینوشتند و نمیشد ازش چیز دندون گیری درآورد.<br />
<br />
تا اینکه روز 8 فروردین 88 ... اولین روز کاری من در سال جدید... توی راه آیت الکرسی خوندم و یه کمی هم صدقه دادم ... رفتم اداره... بعد از دیده بوسی ها و سلام و علیک های معمولی، رفتم توی اتاقم و سیستمم را روشن کردم... نامه ای روی کارتابلم ظاهر شد که ازم خواسته شده بود، صبح شنبه راس ساعت 8 در جلسه ستادی اداره حتما شرکت کنم... بدون هیچ توضیحی!<br />
<br />
به ساعتم نگاه کردم... ساعت 7:58 بود... ینی فقط دو دقیقه وقت داشتم تا سه طبقه برم بالا و بشینم رو به روی کسی که همیشه آنتایم هست و نمیشه باهاش شوخی کرد... فقط یادمه پاشدم کتم را برداشتم و حتی منتظر آسانسور هم نشدم و مثل جت خودمو به طبقه سوم رسوندم...<br />
<br />
تا هماهنگ کردن و رفتم داخل، دیدم 6 نفر دیگه هم هستند و فقط من سه چهار دقیقه در روبوسی با همکاراها وقت تلف کردم و... حالا ولش کن... خلاصه تا نشستم، دیدم همشون دارن میخندن... خب شما جای من... وقتی نشستین توی جلسه ای که تا وارد شدی و نشستی، همه نگات کنن و خنده بکنن، چه حالی بهتون دست میده؟! با اینکه نه میدونین موضوع چیه و نه میدونین چجوری باید جمعش کرد؟!<br />
<br />
گرفتم داشتن به چی میخندیدن! دقیقا از وقتی کارتابلم را چک کردم تا وقتی رسیدم پشت در اتاق جلسات رییس، هفتاشون داشتن از طریق مانیتور دوربین منو میدیدن و با هم شرط بندی میکردن ببینن میرسم یا نه؟! خداوکیلی بچه های ما را باش! فقط یکی از بچه ها تونسته بود درست حدس بزنه که من سر ساعت 8 و 20 ثانیه میرسم پشت اتاق جلسات!! اینم از شیوه شادی بچه های ما! خدا این شادی را ازشون نگیره! راستی اسم سازمانی همین کسی که درست حدس زده بود داوود هست و بچه اقلید فارس... یا بهتره بگم داوود بود...<br />
<br />
خلاصه... وقتی جلسه به حالت جدی تر برگشت، رئیس شروع کرد به تشریح موضوع جلسه... بذارین یه کم از شیوه اداره کردن جلسات توسط این آقاهه واستون بگم یه کم کفتون ببره تا بعد... گفت:<br />
<br />
«با سلام و صبح بخیر! خدا کنه سال خوبی داشته باشیم. جلسه را شروع میکنم.<br />
<br />
موضوع: ابلاغ ماموریت!<br />
<br />
زمان: 21 دقیقه که هر کدومتون 2 دقیقه برای سوالات جانبی فرصت دارین که با 7 دقیقه من میشه 21 دقیقه.»<br />
<br />
بعدش هم شروع کرد به تشریح ابلاغ ماموریت های ما هفت نفر... گفت : «شما هفت نفر که از رده های درون و برون مرزی هستید، تمام ماموریت های سال 88 شما حداقل به مدت شش ماه کان لم یکن هست و باید به ابلاغ جدید عمل کنیم. فکر نکنین شما تنها و در استان فارس اینطوری هستید. بلکه طبق اولین ابلاغیه سال جاری، همه استان ها موظف به چینش در جدول ارسالی هستند و به استان های مختلف اعزام دارند.»<br />
<br />
این ینی ماموریت ترکیه من پرید... خب الهی شکر... خیلی هم خوشم نمیومد برم ترکیه... ذاتا از ترکیه خوشم نمیاد... حالا اگر کشورهای عربی مثل عربستان و امارات و بحرین بود یه چیزی...<br />
<br />
ادامه داد و گفت: «قرار شده نیروهای استان ها به خاطر اهمیت موضوع با استان های دیگر تبادل بشن و احکام ماموریت دریافت کنند.»<br />
بعد دونه دونه اسم بچه ها را خوند و اسم شهر مدنظر برای ماموریتشون را بهشون گفت... تبریز... گرگان... قائم شهر... خمینی شهر... بندر عسلویه... زابل... تا رسید به من... گفت: «و محمد! تهران!»<br />
<br />
بعدش دونه دونه ماموریتمون را تشریح کرد... تا رسید به من! گفت: «محمد تو باید بری تهران! حکم 4 ماهه برات تعیین شده. اگه تونستی زودتر تمومش کنی که هیچ! اما اگه تا چهار ماه تموم نشد تمدید میشه. مجرد و با میزان دسترسی 50 درصد با اداره کل...»<br />
من فقط پرسیدم: «از کی شروع میشه! تاریخ و ساعت معرفیم کی هست؟»<br />
<br />
نگاه به ساعت دیواری دفترش کرد و گفت: «ساعت 11 پرواز چارتر از شیراز به تهران دارن. بلیطش را از دفترم بگیر. به نام خودت صادر شده. تو همین پاشو برو! پاشو که دیرت میشه. بالاخره تا بری وسایلت را جمع کنی و بری فرودگاه، دیرت میشه ها!»<br />
<br />
ادامه دارد...<br />
<br />
کانال دلنوشته های یک طلبه<br />
@mohamadrezahadadpour]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ارباب وعده ها]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44040.html</link>
			<pubDate>Fri, 15 Dec 2017 12:48:41 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44040.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;">ارباب وعده ها بدون شرح</span></span><span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;"><br />
</span></span><br />
<span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;">https://www.aparat.com/result/%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D9%88%D8%B9%D8%AF%D9%87_%D9%87%D8%A7</span></span><br />
<span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;"><br />
</span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;"><br />
</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;"><br />
</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;"><br />
</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><img src="http://forum.bidari-andishe.ir/https://cdn.mashreghnews.ir/d/2017/05/14/2/1937433.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1937433.jpg]" /></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;"><img src="http://forum.bidari-andishe.ir/https://cdn.mashreghnews.ir/d/2017/05/14/2/1937433.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1937433.jpg]" /></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;">ارباب وعده ها بدون شرح</span></span><span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;"><br />
</span></span><br />
<span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;">https://www.aparat.com/result/%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D9%88%D8%B9%D8%AF%D9%87_%D9%87%D8%A7</span></span><br />
<span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;"><br />
</span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;"><br />
</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;"><br />
</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;"><br />
</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><img src="http://forum.bidari-andishe.ir/https://cdn.mashreghnews.ir/d/2017/05/14/2/1937433.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1937433.jpg]" /></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #006400;"><img src="http://forum.bidari-andishe.ir/https://cdn.mashreghnews.ir/d/2017/05/14/2/1937433.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1937433.jpg]" /></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تفکر انقلابی و غیر انقلابی]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43965.html</link>
			<pubDate>Sun, 19 Nov 2017 02:40:20 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43965.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Tahoma;">اگر بخواهیم بیهوده از بچه های انقلابی تعریف کنیم ریاکاری کرده ایم، چون هم تعریف کردن بی جهت و هم بیهوده بد گفتن ناشایست هستند، در تحلیل یک مسئله اولین کاری که انسان می کند باید ریاکاری را کنار بگذارد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">انقلابی بودن یعنی کسی که به طور منطقی مطابق ضمیر ناخودآگاهش آتش به اختیار عمل می کند، کارهائی که یک انقلابی انجام می دهد معمولا ناخودآگاه و شاید هم غیر معمول باشد و نشانه ای از محافظه کاری در آن دیده نمی شود، آنها معمولا در انتخاب مسیر زندگی و اهداف شان، گاها از شیوه های غیر معمول ولی مطابق با منطق و ضمیر ناخودآگاهشون استفاده می کنند و به سطحی می رسند که غیر انقلابیون قادر به رسیدن به آن نیستند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تفکر انقلابی در برگيرنده کلي از مفاهيم است، این تفکر که مقابل تفکر استعماری در دنیای امروز ما قرار گرفته، در واقع تداعي کننده دو نیروی متقابل خیر و شر هستند که وقتي يکی از آنها صعود مي کند با نزول ديگري همراه است، به عنوان مثال تخاصم چهل ساله جريانات استعماری با انقلاب اسلامي دو نیروی متقابل حق و باطل هستند که هميشه در تاریخ با هم درگیر هستند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تفکر انقلابی داری اهداف، ابعاد و ویژگی های خاصی است، انقلابی بودن و آتش به اختیار بودن مکمل هم هستند و ‌پایه ها و ستون فقرات انقلاب و نظام را شکل می دهند، انقلابی بودن و آتش به اختیار بودن فقط یک وظيفه نیستند، در این زمانه پر از ظلم و نفاق ما، شاید به نوعی یک تکليف هم به حساب بیایند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">بچه های انقلابي ذاتا آتش به اختیار عمل می کنند، آنها به رفتار خود مسلط هستند و به موقع مي توانند از موقعيت ها بهره برداري کنند، و چون موقعيت ها همواره در تغيير هستند این انقلابيون واقعي هستند که مي توانند با مديريت درست اين تغييرات را به دست گیرند و از آنها بهره برداری کنند، آنها با تمرکز روی اقدامات دشمن به دنبال فرصتی برای موقعیت های بهتر هستند و در نهایت همیشه پیروزند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">انقلابی بودن دانشی است که می تواند قوه تعقل هر فردی را افزایش دهد، انقلابیون واقعی به قدری از تبحر می رسند که به خوبی می توانند از قدرت دشمن در زمان حمله، برای حمله متقابل علیه خود آنها استفاده کنند و برای ادامه راه انقلاب از همان روش های غیر معمول ولی مطابق با منطق، همراه با ضمیر ناخود آگاه خود استفاده می کنند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">به عنوان مثال کار دشمنان ایران این است که با دروغ و ریاکاری مسائل ساده هسته ای و موشکی و منطقه ای ایران را به مسئله ای پیچیده در جهان تبدیل کنند تا از آن سو استفاده کنند و در این میان افرادی غیر انقلابی را در مذاکرات به بازی می گیرند، اما یک انقلابی واقعی برعکس تلاش می کند تا مسائل پیچیده و دشوار را به مفاهیم ساده و قابل فهم تبدیل کند، آن قدر ساده که تبدیل آنها به ساده تر از آن امکان نداشته باشد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">چون انقلاب اسلامی بر اساس استعدادهای فردی شکل گرفته، لذا منطق بچه های انقلابی منحصر به فرد است و برداشت و درکی که عده ای از انقلاب دارند به اندازه فهم خودشان از زندگی است، بچه های انقلابی با توانائی خاص خودشان، قدرتِ خلاقیت و پشت کار خودشان را مثال زدنی کرده اند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">کارهایی که بچه های انقلابی انجام می دهند نشانه ای از تفکر لیبرال محافظه کاری در آن دیده نمی شود، آنها هیچوقت خود را در فرهنگ مبتذل غربی و واقعیت های کاذبی که در اطراف زندگی آنها اتفاق می افتد درگیر نمی کنند، آنها اول به غرور خود غلبه می کنند چون می دانند بزرگترین دشمن هر کسی نفس اوست، آنها از طریق مبارزه با نفس شان می توانند ایمان خود را تقویت کنند، چون پایه و اسلاس تفکر بچه های انقلابی رسیدن به رضای خدا و به دست آوردن دعای خیر بندگان خداست.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">هر چه که توی فکر یک آدم باشد توی عمل و سخنان او نشان داده می شود، و این فقط انسان‌های ضعیف هستند که به اندازه امکاناتشان کار می ‌کنند، ولی انقلابی بودن یعنی مسئولیتِ انقلابی داشتن و ایران ما امروز مسئولانی انقلابی می خواهد تا به مردم جرات و جسارت ببخشند نه ترس و وحشت از سایه جنگ.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">انقلابی بودن محافظت از خود و یاران خودی هم است، حتی اگر با آنان هم سلیقه نباشند، مثلا زمانی که لیبرال ها آن طور مذاکره می کردند، این انقلابیون بودند که نگران می شدند، الان هم که آمریکا دولت را به بازی گرفته این انقلابیون هستند که ناراحت می شوند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">بچه های انقلابی روحیه مستحکم تری نسبت به لیبرال ها دارند، آنها قدرت طلب نیستند لذا همیشه نوآوری و خلاقیت دارند و اصلا از خصلت های تعارف کردن خوششان نمی آید، انقلابیون آتش به اختیار، تاثیر بسیار زیادی در تحقق آرمان های امام راحل و شهدا دارند، در ایران بچه های انقلابی کم نیستند، فقط باید آنها را پیدا کرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">سردمداران کاخ سفید هم که تا حالا ناراحتی های خود را با قدرت خود می شُستند، اینک در مقابل تفکر انقلابی ایران ذلیل و درمانده شده اند، آنها از طرفی از این تفکر می ترسند و از طرف دیگر نمی خواهند ترس خود را علنی کنند، آنها مجبورند این ترس را در پشت تهدیدات تو خالی خود پنهان کنند، این میمون های مقلد صهیونیستی بعد از چهل سال دشمنی با تفکر انقلابی، هیچ فرقی نکرده اند، آنها هنوز هم احمق های ترحم انگیزی هستند که فکر می کنند می توانند ناراحتی های خود را با قدرت شان از بین ببرند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;"> </span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Tahoma;">اگر بخواهیم بیهوده از بچه های انقلابی تعریف کنیم ریاکاری کرده ایم، چون هم تعریف کردن بی جهت و هم بیهوده بد گفتن ناشایست هستند، در تحلیل یک مسئله اولین کاری که انسان می کند باید ریاکاری را کنار بگذارد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">انقلابی بودن یعنی کسی که به طور منطقی مطابق ضمیر ناخودآگاهش آتش به اختیار عمل می کند، کارهائی که یک انقلابی انجام می دهد معمولا ناخودآگاه و شاید هم غیر معمول باشد و نشانه ای از محافظه کاری در آن دیده نمی شود، آنها معمولا در انتخاب مسیر زندگی و اهداف شان، گاها از شیوه های غیر معمول ولی مطابق با منطق و ضمیر ناخودآگاهشون استفاده می کنند و به سطحی می رسند که غیر انقلابیون قادر به رسیدن به آن نیستند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تفکر انقلابی در برگيرنده کلي از مفاهيم است، این تفکر که مقابل تفکر استعماری در دنیای امروز ما قرار گرفته، در واقع تداعي کننده دو نیروی متقابل خیر و شر هستند که وقتي يکی از آنها صعود مي کند با نزول ديگري همراه است، به عنوان مثال تخاصم چهل ساله جريانات استعماری با انقلاب اسلامي دو نیروی متقابل حق و باطل هستند که هميشه در تاریخ با هم درگیر هستند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">تفکر انقلابی داری اهداف، ابعاد و ویژگی های خاصی است، انقلابی بودن و آتش به اختیار بودن مکمل هم هستند و ‌پایه ها و ستون فقرات انقلاب و نظام را شکل می دهند، انقلابی بودن و آتش به اختیار بودن فقط یک وظيفه نیستند، در این زمانه پر از ظلم و نفاق ما، شاید به نوعی یک تکليف هم به حساب بیایند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">بچه های انقلابي ذاتا آتش به اختیار عمل می کنند، آنها به رفتار خود مسلط هستند و به موقع مي توانند از موقعيت ها بهره برداري کنند، و چون موقعيت ها همواره در تغيير هستند این انقلابيون واقعي هستند که مي توانند با مديريت درست اين تغييرات را به دست گیرند و از آنها بهره برداری کنند، آنها با تمرکز روی اقدامات دشمن به دنبال فرصتی برای موقعیت های بهتر هستند و در نهایت همیشه پیروزند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">انقلابی بودن دانشی است که می تواند قوه تعقل هر فردی را افزایش دهد، انقلابیون واقعی به قدری از تبحر می رسند که به خوبی می توانند از قدرت دشمن در زمان حمله، برای حمله متقابل علیه خود آنها استفاده کنند و برای ادامه راه انقلاب از همان روش های غیر معمول ولی مطابق با منطق، همراه با ضمیر ناخود آگاه خود استفاده می کنند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">به عنوان مثال کار دشمنان ایران این است که با دروغ و ریاکاری مسائل ساده هسته ای و موشکی و منطقه ای ایران را به مسئله ای پیچیده در جهان تبدیل کنند تا از آن سو استفاده کنند و در این میان افرادی غیر انقلابی را در مذاکرات به بازی می گیرند، اما یک انقلابی واقعی برعکس تلاش می کند تا مسائل پیچیده و دشوار را به مفاهیم ساده و قابل فهم تبدیل کند، آن قدر ساده که تبدیل آنها به ساده تر از آن امکان نداشته باشد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">چون انقلاب اسلامی بر اساس استعدادهای فردی شکل گرفته، لذا منطق بچه های انقلابی منحصر به فرد است و برداشت و درکی که عده ای از انقلاب دارند به اندازه فهم خودشان از زندگی است، بچه های انقلابی با توانائی خاص خودشان، قدرتِ خلاقیت و پشت کار خودشان را مثال زدنی کرده اند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">کارهایی که بچه های انقلابی انجام می دهند نشانه ای از تفکر لیبرال محافظه کاری در آن دیده نمی شود، آنها هیچوقت خود را در فرهنگ مبتذل غربی و واقعیت های کاذبی که در اطراف زندگی آنها اتفاق می افتد درگیر نمی کنند، آنها اول به غرور خود غلبه می کنند چون می دانند بزرگترین دشمن هر کسی نفس اوست، آنها از طریق مبارزه با نفس شان می توانند ایمان خود را تقویت کنند، چون پایه و اسلاس تفکر بچه های انقلابی رسیدن به رضای خدا و به دست آوردن دعای خیر بندگان خداست.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">هر چه که توی فکر یک آدم باشد توی عمل و سخنان او نشان داده می شود، و این فقط انسان‌های ضعیف هستند که به اندازه امکاناتشان کار می ‌کنند، ولی انقلابی بودن یعنی مسئولیتِ انقلابی داشتن و ایران ما امروز مسئولانی انقلابی می خواهد تا به مردم جرات و جسارت ببخشند نه ترس و وحشت از سایه جنگ.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">انقلابی بودن محافظت از خود و یاران خودی هم است، حتی اگر با آنان هم سلیقه نباشند، مثلا زمانی که لیبرال ها آن طور مذاکره می کردند، این انقلابیون بودند که نگران می شدند، الان هم که آمریکا دولت را به بازی گرفته این انقلابیون هستند که ناراحت می شوند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">بچه های انقلابی روحیه مستحکم تری نسبت به لیبرال ها دارند، آنها قدرت طلب نیستند لذا همیشه نوآوری و خلاقیت دارند و اصلا از خصلت های تعارف کردن خوششان نمی آید، انقلابیون آتش به اختیار، تاثیر بسیار زیادی در تحقق آرمان های امام راحل و شهدا دارند، در ایران بچه های انقلابی کم نیستند، فقط باید آنها را پیدا کرد.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;">سردمداران کاخ سفید هم که تا حالا ناراحتی های خود را با قدرت خود می شُستند، اینک در مقابل تفکر انقلابی ایران ذلیل و درمانده شده اند، آنها از طرفی از این تفکر می ترسند و از طرف دیگر نمی خواهند ترس خود را علنی کنند، آنها مجبورند این ترس را در پشت تهدیدات تو خالی خود پنهان کنند، این میمون های مقلد صهیونیستی بعد از چهل سال دشمنی با تفکر انقلابی، هیچ فرقی نکرده اند، آنها هنوز هم احمق های ترحم انگیزی هستند که فکر می کنند می توانند ناراحتی های خود را با قدرت شان از بین ببرند.</span><br />
  <br />
<span style="font-family: Tahoma;"> </span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ارزش های انقلاب اسلامی]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43946.html</link>
			<pubDate>Mon, 13 Nov 2017 12:30:23 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43946.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">انقلاب اسلامی فجر جدیدی در تاریخ بشریت گشوده و یکی از شاهکارهای بزرگ تاریخ بشر است که به دست مردان بزرگ با عشق، ایمان، عقل و شجاعت بوجود آمده است، انقلابی که جلوه گاه کرامت مردم ایران و بلندای مقام جمهوری اسلامی ایران است، و در برازندگی اش همین بس که پایبند به اصول خود است، صلح را مقدم بر جنگ می داند چون با این همه بیداد علیه آن هنوز سلاح اش در غلاف است، انقلاب اسلامی عهده دار منزلتی در جهان است که یکه و بی همتاست، انقلابی که مبنا و مقصد دارد، افق و حرکت دارد، تنها انقلاب منطقی جهان که از اسلامِ ناب نشات گرفته و توانسته ثمره اصلی خود را که اسلام انقلابی ست را به یک ضرورت طبیعی و تاریخی، و بر اساس سنت های الهی، به عنوان نمادِ حق در دوران معاصر جلوه گر کند، انقلابی که به مردم ایران آموخت از نداشته های خود شروع کنند، انقلاب اسلامی سرنوشت کمال انسان را در امتداد راه آن قرار داده و انسان هائی که به شناخت انقلاب نائل نشده باشند، در تاریک ترین مراحل نادانی خود قرار دارند.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">کسانی که سر سفره انقلاب اسلامی نشسته اند باید به قدرِ لیاقتشان بخورند نه به اندازه اشتهایشان، اینان اصلا معنی و مفهوم مذاکره را نمی دانند، برای همین هم بود که در برجام سر به آسمان داشتند ولی در چاه افتادند، ، مردان سیاست اگر انقلابی نباشند، زحمات و کفایت شان به حاشیه میرود. </div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">مسئولان این دولت اگر می خواستند در مذاکرات، منافع ملت ایران را از آمریکائیان بگیرند، باید جسارت و درایت انقلابی می داشتند، نه غرور و خود سری، آقای روحانی اگر رو به خدا می کرد و پشت به کدخدا، یقینا از تعهدات و وعده های آمریکا همچون آتش دوزخ می گریخت و عنانِ دولت خود را به امید وعده های دولت خیانتکار آمریکا نمی سپرد.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">کسی که ارزش های انقلاب اسلامی را در دل دارد، دل به وعده های دولت خائن و جنایتکار آمریکا نمی سپارد، مسئولانی که پاسخگوئی در برابر خدا، ثمره خون شهدا و احترام به مادر شهید را در دل باور داشته باشند، تعهدات و وعده های آمریکا را جز لهیب آتش و دلواپس شدن چیز دیگری نمی بینند.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">یک روز مسئولیت در بندگی خدا، اگر به درستی در خدمت به مردم و اهداف انقلاب بگذرد، از هزار سال عمر در مسئولیت های بی ثمر و خسارت بار بهتر است، هر دولتی جدا از هر سلیقه ای که دارد، تکلیفی دارد که باید خدمت به مردم را در راه اهداف انقلاب جلو ببرد، و چه پیروز بشود یا نشود، مکلف است مقابل ظلمی که به انقلاب و ایران عزیز می زنند بایستد، چرا که انقلاب برای برداشتن ظلم آمده، نه قبول ظلم، این سنت و قانون بچه های انقلابی ست، و کسانی که با قانون انقلاب زندگی نکنند، طبق همان قانون منفور مردم و خدا خواهند شد. </div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">امروز مردم باید هم کینه ورزی دشمنان شان را ببینند و هم لجاجت و گاها خیانت ورزی بعضی از مسئولان دولت روحانی را ، باید ریشه های این نفاق را در جای جای سرزمین ایران فاش کرد، باید سنت انقلابی امام راحل را در بین مردم زنده کرد، سنت هایی که این دولت در پی نابودی آن است. </div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">اینها برجام را برای اقتصاد و پیشرفت کشور، بخشي از مشکل کرده اند، نه بخشي از راه حل، کسانی که نه انقلابی اند و نه راستگو ، لیبرال هائی که مصلحت خود را تشخیص نمی دهند چطور می خواهند مصلحت مردم را تشخیص بدهند.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">خدا را سپاس که انقلاب در سایه رهبریِ مقتدرانهِ مقام عظمای ولایت، امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) قرار گرفته، و خسارت برجام نمی تواند از ادامه راه انقلاب جلوگیری کند.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">اینک تنها قدرت آمریکا علیه ایران مانع ‌تراشی در مبادلات بانکی و تجارت با تهران، برای مهار قدرت و پیشرفت ایران است، آنها در مقابل قدرت روز افزون ایران، هیچ سحر و معجزه دیگری ندارند، آنها زمانی می اندیشیدند که خاور میانه ای نوین خواهند داشت با حکومت های وابسته و کوچک، اما اینک آنقدر درمانده شده اند که دست به دامان، حکومت های خائن و مرتجع منطقه، و عده ای تروریست جانی و جاهل و پست تر از خود شده اند، تقدیر این صهیونیست مسیحیان شیطانی، همچون ستاره ای، در روز روشن در حال افول است.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">مردم ایران ماهیت دولت استکباری آمریکا را فراموش نمی کنند، آنها شیاطینی مستکبرند و هرچه تحقیرتر شوند شکسته تر شده، و هرچه باج بگیرند گستاخ تر می شوند، و بهترین شیوه برای برخورد با این شیاطین، قدرتمند شدن ایران و به رخ کشیدن این توانمندی به آنهاست، تا پیش جهانیان روز به روز از توانمندتر شدن ایران احساس حقارت بیشتری کنند، این باید سلاح فعلی ایران در پسا برجامی باشد که این دولت به نظام تحمیل کرده، باید روز به روز بر تعداد و آزمایش موشک ها، قدرت دریایی و هوایی ایران به نمایش گذاشته شود، تا با این قدرت دوباره به آمریکا و عمله و اکره های داخلی و خارجی اش گفته شود، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.</div></span><br />
<img src="http://up.hammihan.com/img/userupload_2016_14543194341510563130.907.jpg" border="0" alt="[تصویر: userupload_2016_14543194341510563130.907.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">انقلاب اسلامی فجر جدیدی در تاریخ بشریت گشوده و یکی از شاهکارهای بزرگ تاریخ بشر است که به دست مردان بزرگ با عشق، ایمان، عقل و شجاعت بوجود آمده است، انقلابی که جلوه گاه کرامت مردم ایران و بلندای مقام جمهوری اسلامی ایران است، و در برازندگی اش همین بس که پایبند به اصول خود است، صلح را مقدم بر جنگ می داند چون با این همه بیداد علیه آن هنوز سلاح اش در غلاف است، انقلاب اسلامی عهده دار منزلتی در جهان است که یکه و بی همتاست، انقلابی که مبنا و مقصد دارد، افق و حرکت دارد، تنها انقلاب منطقی جهان که از اسلامِ ناب نشات گرفته و توانسته ثمره اصلی خود را که اسلام انقلابی ست را به یک ضرورت طبیعی و تاریخی، و بر اساس سنت های الهی، به عنوان نمادِ حق در دوران معاصر جلوه گر کند، انقلابی که به مردم ایران آموخت از نداشته های خود شروع کنند، انقلاب اسلامی سرنوشت کمال انسان را در امتداد راه آن قرار داده و انسان هائی که به شناخت انقلاب نائل نشده باشند، در تاریک ترین مراحل نادانی خود قرار دارند.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">کسانی که سر سفره انقلاب اسلامی نشسته اند باید به قدرِ لیاقتشان بخورند نه به اندازه اشتهایشان، اینان اصلا معنی و مفهوم مذاکره را نمی دانند، برای همین هم بود که در برجام سر به آسمان داشتند ولی در چاه افتادند، ، مردان سیاست اگر انقلابی نباشند، زحمات و کفایت شان به حاشیه میرود. </div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">مسئولان این دولت اگر می خواستند در مذاکرات، منافع ملت ایران را از آمریکائیان بگیرند، باید جسارت و درایت انقلابی می داشتند، نه غرور و خود سری، آقای روحانی اگر رو به خدا می کرد و پشت به کدخدا، یقینا از تعهدات و وعده های آمریکا همچون آتش دوزخ می گریخت و عنانِ دولت خود را به امید وعده های دولت خیانتکار آمریکا نمی سپرد.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">کسی که ارزش های انقلاب اسلامی را در دل دارد، دل به وعده های دولت خائن و جنایتکار آمریکا نمی سپارد، مسئولانی که پاسخگوئی در برابر خدا، ثمره خون شهدا و احترام به مادر شهید را در دل باور داشته باشند، تعهدات و وعده های آمریکا را جز لهیب آتش و دلواپس شدن چیز دیگری نمی بینند.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">یک روز مسئولیت در بندگی خدا، اگر به درستی در خدمت به مردم و اهداف انقلاب بگذرد، از هزار سال عمر در مسئولیت های بی ثمر و خسارت بار بهتر است، هر دولتی جدا از هر سلیقه ای که دارد، تکلیفی دارد که باید خدمت به مردم را در راه اهداف انقلاب جلو ببرد، و چه پیروز بشود یا نشود، مکلف است مقابل ظلمی که به انقلاب و ایران عزیز می زنند بایستد، چرا که انقلاب برای برداشتن ظلم آمده، نه قبول ظلم، این سنت و قانون بچه های انقلابی ست، و کسانی که با قانون انقلاب زندگی نکنند، طبق همان قانون منفور مردم و خدا خواهند شد. </div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">امروز مردم باید هم کینه ورزی دشمنان شان را ببینند و هم لجاجت و گاها خیانت ورزی بعضی از مسئولان دولت روحانی را ، باید ریشه های این نفاق را در جای جای سرزمین ایران فاش کرد، باید سنت انقلابی امام راحل را در بین مردم زنده کرد، سنت هایی که این دولت در پی نابودی آن است. </div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">اینها برجام را برای اقتصاد و پیشرفت کشور، بخشي از مشکل کرده اند، نه بخشي از راه حل، کسانی که نه انقلابی اند و نه راستگو ، لیبرال هائی که مصلحت خود را تشخیص نمی دهند چطور می خواهند مصلحت مردم را تشخیص بدهند.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">خدا را سپاس که انقلاب در سایه رهبریِ مقتدرانهِ مقام عظمای ولایت، امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) قرار گرفته، و خسارت برجام نمی تواند از ادامه راه انقلاب جلوگیری کند.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">اینک تنها قدرت آمریکا علیه ایران مانع ‌تراشی در مبادلات بانکی و تجارت با تهران، برای مهار قدرت و پیشرفت ایران است، آنها در مقابل قدرت روز افزون ایران، هیچ سحر و معجزه دیگری ندارند، آنها زمانی می اندیشیدند که خاور میانه ای نوین خواهند داشت با حکومت های وابسته و کوچک، اما اینک آنقدر درمانده شده اند که دست به دامان، حکومت های خائن و مرتجع منطقه، و عده ای تروریست جانی و جاهل و پست تر از خود شده اند، تقدیر این صهیونیست مسیحیان شیطانی، همچون ستاره ای، در روز روشن در حال افول است.</div></span><br />
<span style="font-size: large;"><div style="text-align: JUSTIFY;">مردم ایران ماهیت دولت استکباری آمریکا را فراموش نمی کنند، آنها شیاطینی مستکبرند و هرچه تحقیرتر شوند شکسته تر شده، و هرچه باج بگیرند گستاخ تر می شوند، و بهترین شیوه برای برخورد با این شیاطین، قدرتمند شدن ایران و به رخ کشیدن این توانمندی به آنهاست، تا پیش جهانیان روز به روز از توانمندتر شدن ایران احساس حقارت بیشتری کنند، این باید سلاح فعلی ایران در پسا برجامی باشد که این دولت به نظام تحمیل کرده، باید روز به روز بر تعداد و آزمایش موشک ها، قدرت دریایی و هوایی ایران به نمایش گذاشته شود، تا با این قدرت دوباره به آمریکا و عمله و اکره های داخلی و خارجی اش گفته شود، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.</div></span><br />
<img src="http://up.hammihan.com/img/userupload_2016_14543194341510563130.907.jpg" border="0" alt="[تصویر: userupload_2016_14543194341510563130.907.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>