<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگوی بیداری اندیشه - در محضر بزرگان دین و اخلاق]]></title>
		<link>http://forum.bidari-andishe.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگوی بیداری اندیشه - http://forum.bidari-andishe.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 14 May 2026 10:24:15 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[سیری در پیام های تسلیت...]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44379.html</link>
			<pubDate>Mon, 19 Feb 2018 18:46:30 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44379.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
در این تاپیک بصورت کپی پیست وار پیام های تسلیت امام خامنه ای رو مرور میکنیم<br />
<br />
خواهید دید که مفیدند<br />
<br />
<br />
==========================================<br />
<br />
بسم‌ الله الرحمن الرحیم<br />
انا لله و انا الیه راجعون<br />
<br />
با تأسف و تأثر فراوان از ارتحال فقیه مجاهد مرحوم مغفور حضرت آیت‌الله آقای فاضل‌لنکرانی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه اطلاع یافتم.<br />
این ضایعه‌ئی سنگین برای حوزه‌ی علمیه‌ و ملت شریف ایران است.<br />
<br />
حوزه‌ی علمیه یکی از اسطوانه‌های علمی و تحقیقی و یکی از استادان برجسته‌ی خود، و ملت ایران یکی از مراجع تقلید <span style="font-weight: bold;">انقلابی و بیدار و پرتحرک</span> خود را از دست داد. ایشان در سالهای طولانیِ دوران اختناق در شمار برجستگانی از حوزه‌ی علمیه‌ی قم بودند که در میدانهای گوناگون مبارزات حضور داشته و رنج تبعید را به جان خریدند، و پس از پیروزی انقلاب از جمله‌ی روحانیون نامداری بودند که نقشهای مهمی در همه‌ی موارد حساس ایفاء نمودند. رحمت خدا بر ایشان باد.<br />
<br />
اینجانب این مصیبت بزرگ را به <span style="color: #32CD32;"><span style="font-weight: bold;">حضرت بقیه‌الله ارواحنافداه</span></span> و به مراجع عظام و علمای اعلام و فضلاء و طلاب حوزه‌ی مبارکه و به عموم ملت ایران تسلیت میگویم. همچنین به خانواده‌ی مکرّم و آقازادگان ارجمند و دیگر بازماندگان و منسوبان ایشان عرض تسلیت کرده، تسلّا و صبر آنان را از خداوند متعال مسألت مینمایم.<br />
<br />
والسلام علی عبادالله الصالحین<br />
سیّدعلی خامنه‌ای<br />
۲۶ خرداد ۱۳۸۶<br />
<br />
<br />
<a href="http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=254" target="_blank">http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=254</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
در این تاپیک بصورت کپی پیست وار پیام های تسلیت امام خامنه ای رو مرور میکنیم<br />
<br />
خواهید دید که مفیدند<br />
<br />
<br />
==========================================<br />
<br />
بسم‌ الله الرحمن الرحیم<br />
انا لله و انا الیه راجعون<br />
<br />
با تأسف و تأثر فراوان از ارتحال فقیه مجاهد مرحوم مغفور حضرت آیت‌الله آقای فاضل‌لنکرانی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه اطلاع یافتم.<br />
این ضایعه‌ئی سنگین برای حوزه‌ی علمیه‌ و ملت شریف ایران است.<br />
<br />
حوزه‌ی علمیه یکی از اسطوانه‌های علمی و تحقیقی و یکی از استادان برجسته‌ی خود، و ملت ایران یکی از مراجع تقلید <span style="font-weight: bold;">انقلابی و بیدار و پرتحرک</span> خود را از دست داد. ایشان در سالهای طولانیِ دوران اختناق در شمار برجستگانی از حوزه‌ی علمیه‌ی قم بودند که در میدانهای گوناگون مبارزات حضور داشته و رنج تبعید را به جان خریدند، و پس از پیروزی انقلاب از جمله‌ی روحانیون نامداری بودند که نقشهای مهمی در همه‌ی موارد حساس ایفاء نمودند. رحمت خدا بر ایشان باد.<br />
<br />
اینجانب این مصیبت بزرگ را به <span style="color: #32CD32;"><span style="font-weight: bold;">حضرت بقیه‌الله ارواحنافداه</span></span> و به مراجع عظام و علمای اعلام و فضلاء و طلاب حوزه‌ی مبارکه و به عموم ملت ایران تسلیت میگویم. همچنین به خانواده‌ی مکرّم و آقازادگان ارجمند و دیگر بازماندگان و منسوبان ایشان عرض تسلیت کرده، تسلّا و صبر آنان را از خداوند متعال مسألت مینمایم.<br />
<br />
والسلام علی عبادالله الصالحین<br />
سیّدعلی خامنه‌ای<br />
۲۶ خرداد ۱۳۸۶<br />
<br />
<br />
<a href="http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=254" target="_blank">http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=254</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بيانات مهم عالم ربّانی حضرت آيت الله يعقوبی قائنی (رحمة الله علیه)]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44214.html</link>
			<pubDate>Sat, 10 Feb 2018 10:47:33 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44214.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;">بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
«إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ»<br />
<br />
<br />
آیت‌الله <a href="http://sadeghin.net/Main.html" target="_blank">سید حسین یعقوبی قائنی</a> از شاگردان مرحوم آیت‌الله قاضی درگذشت.</span><br />
<br />
<img src="http://s8.picofile.com/file/8319023650/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB%B2_%DB%B0%DB%B9_%DB%B1%DB%B6_%DB%B3%DB%B3_%DB%B2%DB%B6.jpg" border="0" alt="[تصویر: photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB...%DB%B6.jpg]" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، آیت‌الله «سید حسین یعقوبی قائنی» مجتهد و عارف معاصر متولد 1303 بوده  و با عارف مشهور سید علی قاضی دیدار داشته و شاگرد دو عارف مبارز «محمدجواد انصاری همدانی و سید جمال‌الدین گلپایگانی» بوده است. وی همچنین با بزرگانی از جمله سید رضا بهاءالدینی، حسنعلی نجابت شیرازی در ارتباط بوده است. او در جوانی راهی عتبات شده و در حوزه علمیه سامرا، نجف، کربلا و قم تحصیل کرده است. «سفینة الصادقین» و «انیس الصادقین» دو اثر مکتوب وی محسوب می‌شود که کتاب نخست، دربردارندۀ زندگی‌نامه وی با نکات مهم عرفانی اوست.<br />
<br />
<img src="http://s8.picofile.com/file/8319023850/1396112019452514913285894.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1396112019452514913285894.jpg]" /><br />
<br />
<br />
ماجرای ملاقات عارف ربّانی آیت‌الله سیدحسین یعقوبی با رهبر معظّم انقلاب<br />
<span style="font-size: medium;"><br />
<br />
 به گزارش خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام و المسلمین سیّد عباس موسوی مطلق در یادداشتی چنین نوشته است که: «صبح پنجشنبه (30 مرداد 93) به همراه یکی از دوستان عزیزم، جناب آقا سعید اشیری به خوانسار جهت ملاقات عارف فرزانه حضرت استاد آیت الله حاج شیخ عبدالقائم شوشتری رفتیم. معظم له در خلال سخنان ذی قیمت و عرشی خویش علیرغم حال جسمی نامناسب، با یک شور و شعف خاصی از جریان ملاقات عارف ربانی آیت الله سیدحسین یعقوبی با رهبر معظم انقلاب مطلبی را مطرح فرمودند.<br />
<br />
آیت‌الله شوشتری فرمودند: «چند روز پیش از این عارف بزرگوار استاد ارجمند حضرت آیت الله حاج سیّدحسین یعقوبی در مشهد مقدس به دیدن رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای رفته‌اند، و این ملاقات صمیمی به نظرم بسیار حائز اهمیت است و برکات زیادی را داشته است که در آینده معلوم خواهد شد. انصافاً حضرت حاج آقا یعقوبی تا آنجا که یاد دارم همیشه از حضرت آیت الله خامنه‌ای به نیکی یاد کرده‌اند قبل از رهبری ایشان، حتی قبل از انقلاب، زمان امامت جمعه ایشان و زمان ریاست جمهوری و ما بار‌ها و بار‌ها شاهد بوده‌ایم. آنچه خبر دارم ملاقات بسیار صمیمی بوده و بخشی از ساعتی که آقا آنجا بوده‌اند، دو نفر با هم خلوت داشته‌اند، جزئیات این ملاقات با برکت علی القاعده بعداً منتشر خواهد شد.»</span><br />
<br />
او در ابتدای کتاب «سفینة الصادقین» می‌فرماید: درخواست مکرر جمعی از برادران ایمانی مبنی بر آشنا شدن با نحوه سیر و سلوک حقیر و کم‌وکیف آن، بنده را بر آن داشت تا شمه‌ای از یافته‌های خود را در ضمن قضایای متعدده و جریاناتی که در طول زندگی برایم پیش آمده در جلسات معنوی و محافل انس برای آنان بازگو کنم.<br />
<br />
<img src="http://s9.picofile.com/file/8319023900/1396112019442497913285684.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1396112019442497913285684.jpg]" /><br />
<br />
<br />
 در بخشی از زندگی‌نامه خودنوشت وی آمده است:<br />
<br />
    حقیر از طفولیت بسیار اهل عشق و محبت بودم و نیز نسبت به ائمه معصومین(علیه السلام) علاقه زیادی در قلبم مکتوم بود که گاهی ظهور می‌کرد. گاهی در بیابان‌ها در جای خلوت به‌انتظار ظهور گریه می‌کردم. نسبت به پول و ثروت و دنیا بی‌علاقه بودم و اصلاً برای آینده فکر نمی‌کردم. نسبت به قیامت و عوالم آخرت هم به خداوند متعال خوش‌بین بوده و می‌گفتم: خداوند مرا به جهنم نخواهد فرستاد و مضمون این فراز از دعای کمیل «و لأبکین علیک بکاء الفاقدین و لأنادینک أین کنت یا ولی المؤمنین» که در آن وقت اصلاً از آن اطلاعی نداشتم، بیانگر حال درونی‌ام بود. پس از فوت مادر چندین مرتبه از قائن به مشهد رفتم. آخرین بار مدتی در آنجا مانده، سپس عازم تهران شدم. در آن وقت تقریباً پانزده سال داشتم.<br />
<br />
    پس از گذشت حدود 2 سال به ذهنم آمد که از قائن و اقوام خود دیدن کنم، لذا رهسپار قائن شدم. این سفر برایم سفر باخیر و برکتی بود چون کاملاً باعث تنبه حقیر شد و سرعت گذشت عمر را برایم ممثل کرد، زیرا همین که وارد قائن شدم افراد هم‌سن خود را می‌دیدم که قیافه‌های‌شان عوض شده، به‌صورت مرد به‌نظر می‌رسیدند و اشخاص کامل را می‌دیدم که موی سر و صورت‌شان سفید شده است. در اثر این ملاقات‌ها حالت عجیبی پیدا کرده، حالم دگرگون شد و نسبت به زندگی دنیا بی‌میل شدم اما نمی‌دانستم تکلیف چیست و چه باید کرد.<br />
<img src="http://s9.picofile.com/file/8319023942/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB%B2_%DB%B0%DB%B9_%DB%B1%DB%B5_%DB%B4%DB%B4_%DB%B0%DB%B4.jpg" border="0" alt="[تصویر: photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB...%DB%B4.jpg]" /><br />
<br />
<br />
برای شادی روح این عالم ربانی، عارف واصل، فاتحه‌ای قرائت کنیم...<br />
<br />
<br />
<img src="http://s9.picofile.com/file/8319024034/x240px_PD8_PB3_PD9_P88_PD8_PB1_PD9_P87_PD9_P81_PD8_PA7_PD8_PAA_PD8_PAD_PD9_P87_jpg_pagespeed_ic_BPg2&#8203;7uKDaC.jpg" border="0" alt="[تصویر: x240px_PD8_PB3_PD9_P88_PD8_PB1_PD9_P87_P...7uKDaC.jpg]" /><br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;">بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
«إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ»<br />
<br />
<br />
آیت‌الله <a href="http://sadeghin.net/Main.html" target="_blank">سید حسین یعقوبی قائنی</a> از شاگردان مرحوم آیت‌الله قاضی درگذشت.</span><br />
<br />
<img src="http://s8.picofile.com/file/8319023650/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB%B2_%DB%B0%DB%B9_%DB%B1%DB%B6_%DB%B3%DB%B3_%DB%B2%DB%B6.jpg" border="0" alt="[تصویر: photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB...%DB%B6.jpg]" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، آیت‌الله «سید حسین یعقوبی قائنی» مجتهد و عارف معاصر متولد 1303 بوده  و با عارف مشهور سید علی قاضی دیدار داشته و شاگرد دو عارف مبارز «محمدجواد انصاری همدانی و سید جمال‌الدین گلپایگانی» بوده است. وی همچنین با بزرگانی از جمله سید رضا بهاءالدینی، حسنعلی نجابت شیرازی در ارتباط بوده است. او در جوانی راهی عتبات شده و در حوزه علمیه سامرا، نجف، کربلا و قم تحصیل کرده است. «سفینة الصادقین» و «انیس الصادقین» دو اثر مکتوب وی محسوب می‌شود که کتاب نخست، دربردارندۀ زندگی‌نامه وی با نکات مهم عرفانی اوست.<br />
<br />
<img src="http://s8.picofile.com/file/8319023850/1396112019452514913285894.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1396112019452514913285894.jpg]" /><br />
<br />
<br />
ماجرای ملاقات عارف ربّانی آیت‌الله سیدحسین یعقوبی با رهبر معظّم انقلاب<br />
<span style="font-size: medium;"><br />
<br />
 به گزارش خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام و المسلمین سیّد عباس موسوی مطلق در یادداشتی چنین نوشته است که: «صبح پنجشنبه (30 مرداد 93) به همراه یکی از دوستان عزیزم، جناب آقا سعید اشیری به خوانسار جهت ملاقات عارف فرزانه حضرت استاد آیت الله حاج شیخ عبدالقائم شوشتری رفتیم. معظم له در خلال سخنان ذی قیمت و عرشی خویش علیرغم حال جسمی نامناسب، با یک شور و شعف خاصی از جریان ملاقات عارف ربانی آیت الله سیدحسین یعقوبی با رهبر معظم انقلاب مطلبی را مطرح فرمودند.<br />
<br />
آیت‌الله شوشتری فرمودند: «چند روز پیش از این عارف بزرگوار استاد ارجمند حضرت آیت الله حاج سیّدحسین یعقوبی در مشهد مقدس به دیدن رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای رفته‌اند، و این ملاقات صمیمی به نظرم بسیار حائز اهمیت است و برکات زیادی را داشته است که در آینده معلوم خواهد شد. انصافاً حضرت حاج آقا یعقوبی تا آنجا که یاد دارم همیشه از حضرت آیت الله خامنه‌ای به نیکی یاد کرده‌اند قبل از رهبری ایشان، حتی قبل از انقلاب، زمان امامت جمعه ایشان و زمان ریاست جمهوری و ما بار‌ها و بار‌ها شاهد بوده‌ایم. آنچه خبر دارم ملاقات بسیار صمیمی بوده و بخشی از ساعتی که آقا آنجا بوده‌اند، دو نفر با هم خلوت داشته‌اند، جزئیات این ملاقات با برکت علی القاعده بعداً منتشر خواهد شد.»</span><br />
<br />
او در ابتدای کتاب «سفینة الصادقین» می‌فرماید: درخواست مکرر جمعی از برادران ایمانی مبنی بر آشنا شدن با نحوه سیر و سلوک حقیر و کم‌وکیف آن، بنده را بر آن داشت تا شمه‌ای از یافته‌های خود را در ضمن قضایای متعدده و جریاناتی که در طول زندگی برایم پیش آمده در جلسات معنوی و محافل انس برای آنان بازگو کنم.<br />
<br />
<img src="http://s9.picofile.com/file/8319023900/1396112019442497913285684.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1396112019442497913285684.jpg]" /><br />
<br />
<br />
 در بخشی از زندگی‌نامه خودنوشت وی آمده است:<br />
<br />
    حقیر از طفولیت بسیار اهل عشق و محبت بودم و نیز نسبت به ائمه معصومین(علیه السلام) علاقه زیادی در قلبم مکتوم بود که گاهی ظهور می‌کرد. گاهی در بیابان‌ها در جای خلوت به‌انتظار ظهور گریه می‌کردم. نسبت به پول و ثروت و دنیا بی‌علاقه بودم و اصلاً برای آینده فکر نمی‌کردم. نسبت به قیامت و عوالم آخرت هم به خداوند متعال خوش‌بین بوده و می‌گفتم: خداوند مرا به جهنم نخواهد فرستاد و مضمون این فراز از دعای کمیل «و لأبکین علیک بکاء الفاقدین و لأنادینک أین کنت یا ولی المؤمنین» که در آن وقت اصلاً از آن اطلاعی نداشتم، بیانگر حال درونی‌ام بود. پس از فوت مادر چندین مرتبه از قائن به مشهد رفتم. آخرین بار مدتی در آنجا مانده، سپس عازم تهران شدم. در آن وقت تقریباً پانزده سال داشتم.<br />
<br />
    پس از گذشت حدود 2 سال به ذهنم آمد که از قائن و اقوام خود دیدن کنم، لذا رهسپار قائن شدم. این سفر برایم سفر باخیر و برکتی بود چون کاملاً باعث تنبه حقیر شد و سرعت گذشت عمر را برایم ممثل کرد، زیرا همین که وارد قائن شدم افراد هم‌سن خود را می‌دیدم که قیافه‌های‌شان عوض شده، به‌صورت مرد به‌نظر می‌رسیدند و اشخاص کامل را می‌دیدم که موی سر و صورت‌شان سفید شده است. در اثر این ملاقات‌ها حالت عجیبی پیدا کرده، حالم دگرگون شد و نسبت به زندگی دنیا بی‌میل شدم اما نمی‌دانستم تکلیف چیست و چه باید کرد.<br />
<img src="http://s9.picofile.com/file/8319023942/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB%B2_%DB%B0%DB%B9_%DB%B1%DB%B5_%DB%B4%DB%B4_%DB%B0%DB%B4.jpg" border="0" alt="[تصویر: photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB...%DB%B4.jpg]" /><br />
<br />
<br />
برای شادی روح این عالم ربانی، عارف واصل، فاتحه‌ای قرائت کنیم...<br />
<br />
<br />
<img src="http://s9.picofile.com/file/8319024034/x240px_PD8_PB3_PD9_P88_PD8_PB1_PD9_P87_PD9_P81_PD8_PA7_PD8_PAA_PD8_PAD_PD9_P87_jpg_pagespeed_ic_BPg2&#8203;7uKDaC.jpg" border="0" alt="[تصویر: x240px_PD8_PB3_PD9_P88_PD8_PB1_PD9_P87_P...7uKDaC.jpg]" /><br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گزیده سخنان امام موسی صدر]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41458.html</link>
			<pubDate>Tue, 05 Apr 2016 11:53:54 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41458.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام خدا<br />
<br />
در خدمتتون هستیم با گزیده سخنان امام موسی صدر<br />
در ابتدا زندگینامه این بزرگوار رو مطالعه بفرمایید<br />
<br />
<img src="http://imamsadr.ir/images/zendeginame/zen1.jpg" border="0" alt="[تصویر: zen1.jpg]" /><br />
<br />
امام موسي صدر در روز 14 خرداد سال					  1307 هجري شمسي در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پدر ايشان					  مرحوم آيت الله سيد صدرالدين صدر، جانشين مرحوم آيت الله شيخ					  عبدالكريم حائري مؤسس حوزه علميه قم و از مراجع بزرگ زمان خود					  بود. جد پدري ايشان مرحوم آيت الله سيد اسماعيل صدر، جانشين					  مرحوم آيت الله ميرزا حسن شيرازي و مرجع مطلق زمان خود، و جد					  مادري ايشان مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي، جانشين مرحوم					  آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني و رهبر قيام مردم مشهد بر عليه					  رضا خان بود<br />
.<br />
<br />
<img src="http://www.shia-news.com/files/fa/news/1390/8/1/12165_985.jpg" border="0" alt="[تصویر: 12165_985.jpg]" /><br />
<br />
<a href="http://imamsadr.ir/Zendeginame/zendeginame.htm" target="_blank">ادامه زندگینامه این بزرگوار</a><br />
<br />
از مهمترین فعالیت های امام موسی صدر میتوان به صورت تیتروار از عناوین زیر نام برد<br />
<br />
تاسيس					  جامعه مقاوم و مقاومت لبناني در برابر تجاوزات اسرائيل<br />
				پرچمداري حركت					  گفتگوي اديان و تقريب مذاهب در لبنان<br />
				 بازسازي					  هويت، انسجام و عزت تاريخي  شيعیان لبنان<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
پ.ن: امیدوارم مطالعه اثار این بزرگوار گره ای از مشکلات و شبهات این روزهای ما باز کنه. افرادی همچون امام موسی صدر ، استاد مطهری و دکتر شریعتی افرادی بودند که به این انقلاب جان دادند. نگذاریم راهشان نیمه تمام بماند ...<br />
مطالعه تاپیک زیر نیز پیشنهاد میشه<br />
<a href="http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17881.html" target="_blank">گزیده سخنان استاد مطهری و دکتر شریعتی</a><br />
<br />
یا حق<br />
<hr />
<div style="text-align: JUSTIFY;">امام موسی صدر: «هر حقيقتي‌ در جهان‌ هستي‌ از خداوند نشئت‌ گرفته‌ و همان‌طور كه‌ ذات‌ خداوند نه‌ زاده‌ است و نه‌ زاده‌ شده‌، حقيقت‌ نيز نه‌ زاده‌ است و نه‌ زاييده‌ شده‌. عدل‌ نيز همين‌طور است، چون‌ از خداست. اينکه‌ عدل‌ نه‌ زاده‌ است و نه‌ زاده‌ شده،‌ به‌ چه‌ معناست؟ يعني‌ نبايد ملاك‌ قضاوت‌ تو كه‌ قاضي‌ هستي، نسبت به من‌ و ديگري‌ تفاوت‌ داشته‌ باشد. به‌ عبارت‌ ديگر، عدالت‌ نسبت‌ به‌ من‌ و ديگران‌ يكسان‌ است. و به‌ فردي‌ در مقایسه با فردي‌ ديگر نزديك‌تر يا دورتر نيست.‌ آيا صحيح‌ است‌ كه‌ هنگام‌ حل‌ اختلاف‌ ديگران‌ جانب‌ حق‌ را بگيري‌ و باطل‌ را محكوم‌ كني، ولی‌ اگر اين‌ اختلاف‌ ميان‌ تو و ديگري‌ بود، ميزان‌ تفاوت‌ كند و هميشه‌ حق‌ با تو باشد؟»<br />
<br />
کتاب «انسان آسمان»، ص 174</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام خدا<br />
<br />
در خدمتتون هستیم با گزیده سخنان امام موسی صدر<br />
در ابتدا زندگینامه این بزرگوار رو مطالعه بفرمایید<br />
<br />
<img src="http://imamsadr.ir/images/zendeginame/zen1.jpg" border="0" alt="[تصویر: zen1.jpg]" /><br />
<br />
امام موسي صدر در روز 14 خرداد سال					  1307 هجري شمسي در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پدر ايشان					  مرحوم آيت الله سيد صدرالدين صدر، جانشين مرحوم آيت الله شيخ					  عبدالكريم حائري مؤسس حوزه علميه قم و از مراجع بزرگ زمان خود					  بود. جد پدري ايشان مرحوم آيت الله سيد اسماعيل صدر، جانشين					  مرحوم آيت الله ميرزا حسن شيرازي و مرجع مطلق زمان خود، و جد					  مادري ايشان مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي، جانشين مرحوم					  آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني و رهبر قيام مردم مشهد بر عليه					  رضا خان بود<br />
.<br />
<br />
<img src="http://www.shia-news.com/files/fa/news/1390/8/1/12165_985.jpg" border="0" alt="[تصویر: 12165_985.jpg]" /><br />
<br />
<a href="http://imamsadr.ir/Zendeginame/zendeginame.htm" target="_blank">ادامه زندگینامه این بزرگوار</a><br />
<br />
از مهمترین فعالیت های امام موسی صدر میتوان به صورت تیتروار از عناوین زیر نام برد<br />
<br />
تاسيس					  جامعه مقاوم و مقاومت لبناني در برابر تجاوزات اسرائيل<br />
				پرچمداري حركت					  گفتگوي اديان و تقريب مذاهب در لبنان<br />
				 بازسازي					  هويت، انسجام و عزت تاريخي  شيعیان لبنان<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
پ.ن: امیدوارم مطالعه اثار این بزرگوار گره ای از مشکلات و شبهات این روزهای ما باز کنه. افرادی همچون امام موسی صدر ، استاد مطهری و دکتر شریعتی افرادی بودند که به این انقلاب جان دادند. نگذاریم راهشان نیمه تمام بماند ...<br />
مطالعه تاپیک زیر نیز پیشنهاد میشه<br />
<a href="http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17881.html" target="_blank">گزیده سخنان استاد مطهری و دکتر شریعتی</a><br />
<br />
یا حق<br />
<hr />
<div style="text-align: JUSTIFY;">امام موسی صدر: «هر حقيقتي‌ در جهان‌ هستي‌ از خداوند نشئت‌ گرفته‌ و همان‌طور كه‌ ذات‌ خداوند نه‌ زاده‌ است و نه‌ زاده‌ شده‌، حقيقت‌ نيز نه‌ زاده‌ است و نه‌ زاييده‌ شده‌. عدل‌ نيز همين‌طور است، چون‌ از خداست. اينکه‌ عدل‌ نه‌ زاده‌ است و نه‌ زاده‌ شده،‌ به‌ چه‌ معناست؟ يعني‌ نبايد ملاك‌ قضاوت‌ تو كه‌ قاضي‌ هستي، نسبت به من‌ و ديگري‌ تفاوت‌ داشته‌ باشد. به‌ عبارت‌ ديگر، عدالت‌ نسبت‌ به‌ من‌ و ديگران‌ يكسان‌ است. و به‌ فردي‌ در مقایسه با فردي‌ ديگر نزديك‌تر يا دورتر نيست.‌ آيا صحيح‌ است‌ كه‌ هنگام‌ حل‌ اختلاف‌ ديگران‌ جانب‌ حق‌ را بگيري‌ و باطل‌ را محكوم‌ كني، ولی‌ اگر اين‌ اختلاف‌ ميان‌ تو و ديگري‌ بود، ميزان‌ تفاوت‌ كند و هميشه‌ حق‌ با تو باشد؟»<br />
<br />
کتاب «انسان آسمان»، ص 174</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نصیحت یک الاغ به عالم مجتهد]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-40793.html</link>
			<pubDate>Thu, 31 Dec 2015 21:45:35 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-40793.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">نصیحت یک الاغ به عالم مجتهد<br />
<br />
</span><a href="http://danakadeh.ir/1245-2/" target="_blank">برای خواندن این داستان کلیک کنید.</a><br />
<br />
<img src="http://danakadeh.ir/wp-content/uploads/n00033048-b.jpg" border="0" alt="[تصویر: n00033048-b.jpg]" /><br />
<br />
[/b][url=http://danakadeh.ir/1245-2/][/url]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">نصیحت یک الاغ به عالم مجتهد<br />
<br />
</span><a href="http://danakadeh.ir/1245-2/" target="_blank">برای خواندن این داستان کلیک کنید.</a><br />
<br />
<img src="http://danakadeh.ir/wp-content/uploads/n00033048-b.jpg" border="0" alt="[تصویر: n00033048-b.jpg]" /><br />
<br />
[/b][url=http://danakadeh.ir/1245-2/][/url]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[استاد پناهیان | چشمام رو میبندم و میگم حسین ...]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39460.html</link>
			<pubDate>Sat, 20 Jun 2015 00:59:56 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39460.html</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://bayanbox.ir/info/924399590432100164/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9" target="_blank">دریافت </a><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #32cd32;">| کلیپ تصویری زیبا و کوتاه از سخنان استاد پناهیان در مورد زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام</span></div>
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #32cd32;"><br />
</span></div>
<img src="http://bayanbox.ir/view/8728742401841694194/imam-hussein-shaban-By-Shiawallpapers-copy.jpg" border="0" alt="[تصویر: imam-hussein-shaban-By-Shiawallpapers-copy.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://bayanbox.ir/info/924399590432100164/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9" target="_blank">دریافت </a><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #32cd32;">| کلیپ تصویری زیبا و کوتاه از سخنان استاد پناهیان در مورد زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام</span></div>
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #32cd32;"><br />
</span></div>
<img src="http://bayanbox.ir/view/8728742401841694194/imam-hussein-shaban-By-Shiawallpapers-copy.jpg" border="0" alt="[تصویر: imam-hussein-shaban-By-Shiawallpapers-copy.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[استاد پناهیان | علیکم بمجالس الغریب ...]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39459.html</link>
			<pubDate>Sat, 20 Jun 2015 00:58:03 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39459.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: JUSTIFY;"><a href="http://bayanbox.ir/info/5316201201429052207/%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA%DB%8C" target="_blank">دریافت</a><span style="color: #333333;"> </span><span style="color: #ff1493;">| کلیپ صوتی فوق العاده زیبا از سخنان استاد پناهیان در مورد نکاتی پیرامون هیات های مذهبی</span></div><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;">د<img src="http://bayanbox.ir/view/2117520532256281645/panahhhha.jpg" border="0" alt="[تصویر: panahhhha.jpg]" />عا بفرمایید .</div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: JUSTIFY;"><a href="http://bayanbox.ir/info/5316201201429052207/%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA%DB%8C" target="_blank">دریافت</a><span style="color: #333333;"> </span><span style="color: #ff1493;">| کلیپ صوتی فوق العاده زیبا از سخنان استاد پناهیان در مورد نکاتی پیرامون هیات های مذهبی</span></div><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;">د<img src="http://bayanbox.ir/view/2117520532256281645/panahhhha.jpg" border="0" alt="[تصویر: panahhhha.jpg]" />عا بفرمایید .</div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[علامه کاشف‌الغطاء چگونه فرزندش را نماز شب‌ خوان کرد؟]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39008.html</link>
			<pubDate>Tue, 12 May 2015 17:57:51 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39008.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
	 سلام<br />
<span style="font-weight: bold;"><a href="http://www.alvadossadegh.com/fa/news/newss/91557-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%81%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B7%D8%A7%D8%A1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A8%E2%80%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%9F.html" target="_blank">علامه کاشف‌الغطاء چگونه فرزندش را نماز شب‌ خوان کرد؟ </a></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">	 مرحوم کاشف الغطاء فرمود: فرزندم! درست فکر کن و ببین این آدم براى مبلغ  بسیار اندک دنیا در این وقت شب از خواب خود دست برداشته و آمده در این گوشه  نشسته! آیا تو به اندازه این شخص، به وعده‏‌هاى خدا درباره شب‌خیزان  اعتماد ندارى.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">	 <img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/07/10/13910710000355_PhotoA.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13910710000355_PhotoA.jpg]" />عقیق:  22 رجب سال 1228 هجری قمری سالروز وفات بزرگ مردی از تبار ابراهیم پسر  مالک اشتر نخعی، شیخ جعفر بن خضر مالکی، معروف به «شیخ اکبر» و  «کاشف‌الغطاء» یکی از بزرگ‌ترین علما و مراجع اوایل قرن سیزدهم هجری در  جهان تشیع است، وی شاگرد وحید بهبهانی و سید مهدی بحرالعلوم بوده است.<br />
	 این  مجاهد و فقیه نستوه پس از گذراندن عمری سرشار از خدمت به مکتب و امت اسلام  در روز چهارشنبه 22 یا 27 رجب سال 1228 هجری قمری پس از 74 سال زیستن پر  برکت در دنیا، به لقای خدا شتافت و زندگی جاودان خود را آغاز کرد، در ادامه  دو حکایت از زندگانی این مرجع عالیقدر می‌آید:<br />
	 <br />
	 <span style="font-weight: bold;">*چگونه فرزند خویش را نمازشب خوان کرد</span><br />
	 مرحوم  شیخ جعفر کبیر کاشف الغطاء در یکى از شب‏‌ها که براى تهجد برخاست، فرزند  جوانش را از خواب بیدار کرده و گفت: برخیز به حرم مطهر مشرف شده و در آنجا  نماز بخوانیم. فرزند جوان که برخاستن از خواب در آن ساعت شب برایش دشوار  بود، عذر آورد و گفت: من فعلاً مهیا نیستم، شما منتظر من نشوید، بعداً مشرف  مى‏‌شوم.<br />
	 فرمود: نه! من اینجا ایستاده‏‌ام؛ بلند شو و آماده شو که با هم برویم.<br />
	 آقازاده  به ناچار از جا بلند شد، وضو گرفت و همراه پدر راه افتاد، کنار در صحن  مطهر که رسیدند، آنجا مرد فقیرى را دیدند که نشسته و دست نیاز به طرف مردم  دراز کرده بود، آن عالم بزرگوار ایستاد و به<br />
	 فرزندش گفت: این شخص در این وقت شب براى چه اینجا نشسته است؟<br />
	 گفت: براى تکدى از مردم.<br />
	 فرمود: چه مقدار ممکن است از رهگذران عاید او می‌شود؟<br />
	 گفت: احتمالاً یک تومان(به پول آن زمان)<br />
	 مرحوم  کاشف الغطاء فرمود: فرزندم! درست فکر کن و ببین این آدم براى مبلغ بسیار  اندک و کم ارزش دنیا در این وقت شب از خواب و آسایش خود دست برداشته و آمده  در این گوشه نشسته و دست نیاز به سوى مردم دراز کرده است! آیا تو به  اندازه این شخص، به وعده‏‌هاى خدا درباره شب خیزان و متهجدان اعتماد ندارى  که فرموده است: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسَ ما أُخفى لَهُم مِنْ قُرة أَعینُ»،  هیچ کس نمى‏‌داند چه پاداش‏‌هاى مهمى که مایه روشنى چشم‌ است، براى آنها  نهفته شده؟!<br />
	 نقل  کردند آن فرزند جوان از شنیدن این گفتار پدر خود چنان تکان خورد و متنبه  شد که تا آخر عمر از شرف و سعادت بیدارى آخر شب برخوردار بود و نماز شبش  ترک نشد.(1)<br />
	 <br />
	 <span style="font-weight: bold;">*تحمل یک مرجع در برابر همسرش</span><br />
	 اهل  علم و اصحاب سرّش فهمیدند که همسرش در خانه بداخلاقى مى‏‌کند، ولى خیلى هم  خبر از داستان نداشتند، این قدر در مقام جست‏جو برآمدند تا به این نتیجه  رسیدند که این مرد بزرگ الهى، این فقیه عالیقدر گاهى که به داخل خانه  مى‏‌رود، همسرش حسابى او را کتک مى‌‏زند. یک روز چهار پنج نفر جمع شدند و  خدمتش آمدند، گفتند: آقا ما داستانى شنیده‏‌ایم از خودتان باید بپرسیم، آیا  همسر شما گاهى شما را مى‏‌زند؟!<br />
	 فرمود:  بله! عرب است، قدرتمند هم هست، قوى البنیه هم هست، گاهى که عصبانى  مى‏‌شود، حسابى مرا مى‏‌زند. من هم زورم به او نمى‏‌رسد، گفتند: او را طلاق  بدهید، گفت: نمى‏‌دهم، گفتند: اجازه بدهید ما زن‏‌هایمان را بفرستیم، ادبش  کنند.<br />
	 گفت:  این کار را هم اجازه نمى‏‌دهم، گفتند: چرا؟ گفت: این زن در این خانه براى  من از اعظم نعمت‏‌هاى خداست، چون وقتى بیرون مى‏‌آیم و در صحن  امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى‏‌ایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز مى‏‌خوانند، مردم در  برابر من تعظیم مى‏‌کنند، گاهى در برابر این مقاماتى که خدا به من داده،  یک ذرّه هوا مرا برمى‏‌دارد، همان وقت مى‏‌آیم در خانه کتک مى‏‌خورم، هوایم  بیرون مى‏‌رود، این چوب الهى است، این باید باشد.(2)<br />
	 <br />
	  <br />
	 <br />
	 <span style="font-size: x-small;"><span style="font-style: italic;">*پی‌نوشت‌ها:</span></span><br />
	 <span style="font-size: x-small;">1- شب مردان خدا، ص44 – 45؛ داستان‌هاى نماز شب، ص98</span><br />
	 <span style="font-size: x-small;">2-انصاریان، حسین، نفس، ص 328</span><br />
	 <span style="font-style: italic;"><span style="font-size: x-small;">منبع:فارس</span></span></div>اللهم عجل الولیک الفرج حجه ابن الحسن بحق زینب<br />
				صلوات<br />
				    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم<br />
				    یا الله<br />
				    التماس دعا	ی فرج]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
	 سلام<br />
<span style="font-weight: bold;"><a href="http://www.alvadossadegh.com/fa/news/newss/91557-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%81%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B7%D8%A7%D8%A1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A8%E2%80%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%9F.html" target="_blank">علامه کاشف‌الغطاء چگونه فرزندش را نماز شب‌ خوان کرد؟ </a></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">	 مرحوم کاشف الغطاء فرمود: فرزندم! درست فکر کن و ببین این آدم براى مبلغ  بسیار اندک دنیا در این وقت شب از خواب خود دست برداشته و آمده در این گوشه  نشسته! آیا تو به اندازه این شخص، به وعده‏‌هاى خدا درباره شب‌خیزان  اعتماد ندارى.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">	 <img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/07/10/13910710000355_PhotoA.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13910710000355_PhotoA.jpg]" />عقیق:  22 رجب سال 1228 هجری قمری سالروز وفات بزرگ مردی از تبار ابراهیم پسر  مالک اشتر نخعی، شیخ جعفر بن خضر مالکی، معروف به «شیخ اکبر» و  «کاشف‌الغطاء» یکی از بزرگ‌ترین علما و مراجع اوایل قرن سیزدهم هجری در  جهان تشیع است، وی شاگرد وحید بهبهانی و سید مهدی بحرالعلوم بوده است.<br />
	 این  مجاهد و فقیه نستوه پس از گذراندن عمری سرشار از خدمت به مکتب و امت اسلام  در روز چهارشنبه 22 یا 27 رجب سال 1228 هجری قمری پس از 74 سال زیستن پر  برکت در دنیا، به لقای خدا شتافت و زندگی جاودان خود را آغاز کرد، در ادامه  دو حکایت از زندگانی این مرجع عالیقدر می‌آید:<br />
	 <br />
	 <span style="font-weight: bold;">*چگونه فرزند خویش را نمازشب خوان کرد</span><br />
	 مرحوم  شیخ جعفر کبیر کاشف الغطاء در یکى از شب‏‌ها که براى تهجد برخاست، فرزند  جوانش را از خواب بیدار کرده و گفت: برخیز به حرم مطهر مشرف شده و در آنجا  نماز بخوانیم. فرزند جوان که برخاستن از خواب در آن ساعت شب برایش دشوار  بود، عذر آورد و گفت: من فعلاً مهیا نیستم، شما منتظر من نشوید، بعداً مشرف  مى‏‌شوم.<br />
	 فرمود: نه! من اینجا ایستاده‏‌ام؛ بلند شو و آماده شو که با هم برویم.<br />
	 آقازاده  به ناچار از جا بلند شد، وضو گرفت و همراه پدر راه افتاد، کنار در صحن  مطهر که رسیدند، آنجا مرد فقیرى را دیدند که نشسته و دست نیاز به طرف مردم  دراز کرده بود، آن عالم بزرگوار ایستاد و به<br />
	 فرزندش گفت: این شخص در این وقت شب براى چه اینجا نشسته است؟<br />
	 گفت: براى تکدى از مردم.<br />
	 فرمود: چه مقدار ممکن است از رهگذران عاید او می‌شود؟<br />
	 گفت: احتمالاً یک تومان(به پول آن زمان)<br />
	 مرحوم  کاشف الغطاء فرمود: فرزندم! درست فکر کن و ببین این آدم براى مبلغ بسیار  اندک و کم ارزش دنیا در این وقت شب از خواب و آسایش خود دست برداشته و آمده  در این گوشه نشسته و دست نیاز به سوى مردم دراز کرده است! آیا تو به  اندازه این شخص، به وعده‏‌هاى خدا درباره شب خیزان و متهجدان اعتماد ندارى  که فرموده است: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسَ ما أُخفى لَهُم مِنْ قُرة أَعینُ»،  هیچ کس نمى‏‌داند چه پاداش‏‌هاى مهمى که مایه روشنى چشم‌ است، براى آنها  نهفته شده؟!<br />
	 نقل  کردند آن فرزند جوان از شنیدن این گفتار پدر خود چنان تکان خورد و متنبه  شد که تا آخر عمر از شرف و سعادت بیدارى آخر شب برخوردار بود و نماز شبش  ترک نشد.(1)<br />
	 <br />
	 <span style="font-weight: bold;">*تحمل یک مرجع در برابر همسرش</span><br />
	 اهل  علم و اصحاب سرّش فهمیدند که همسرش در خانه بداخلاقى مى‏‌کند، ولى خیلى هم  خبر از داستان نداشتند، این قدر در مقام جست‏جو برآمدند تا به این نتیجه  رسیدند که این مرد بزرگ الهى، این فقیه عالیقدر گاهى که به داخل خانه  مى‏‌رود، همسرش حسابى او را کتک مى‌‏زند. یک روز چهار پنج نفر جمع شدند و  خدمتش آمدند، گفتند: آقا ما داستانى شنیده‏‌ایم از خودتان باید بپرسیم، آیا  همسر شما گاهى شما را مى‏‌زند؟!<br />
	 فرمود:  بله! عرب است، قدرتمند هم هست، قوى البنیه هم هست، گاهى که عصبانى  مى‏‌شود، حسابى مرا مى‏‌زند. من هم زورم به او نمى‏‌رسد، گفتند: او را طلاق  بدهید، گفت: نمى‏‌دهم، گفتند: اجازه بدهید ما زن‏‌هایمان را بفرستیم، ادبش  کنند.<br />
	 گفت:  این کار را هم اجازه نمى‏‌دهم، گفتند: چرا؟ گفت: این زن در این خانه براى  من از اعظم نعمت‏‌هاى خداست، چون وقتى بیرون مى‏‌آیم و در صحن  امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى‏‌ایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز مى‏‌خوانند، مردم در  برابر من تعظیم مى‏‌کنند، گاهى در برابر این مقاماتى که خدا به من داده،  یک ذرّه هوا مرا برمى‏‌دارد، همان وقت مى‏‌آیم در خانه کتک مى‏‌خورم، هوایم  بیرون مى‏‌رود، این چوب الهى است، این باید باشد.(2)<br />
	 <br />
	  <br />
	 <br />
	 <span style="font-size: x-small;"><span style="font-style: italic;">*پی‌نوشت‌ها:</span></span><br />
	 <span style="font-size: x-small;">1- شب مردان خدا، ص44 – 45؛ داستان‌هاى نماز شب، ص98</span><br />
	 <span style="font-size: x-small;">2-انصاریان، حسین، نفس، ص 328</span><br />
	 <span style="font-style: italic;"><span style="font-size: x-small;">منبع:فارس</span></span></div>اللهم عجل الولیک الفرج حجه ابن الحسن بحق زینب<br />
				صلوات<br />
				    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم<br />
				    یا الله<br />
				    التماس دعا	ی فرج]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پروفسور برلون پس از جراحی آیت الله میلانی مسلمان می شود]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39001.html</link>
			<pubDate>Tue, 12 May 2015 00:42:25 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39001.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #330099;"><span style="font-family: Tahoma;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></span></span><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #330099;"><span style="font-family: Tahoma;"><br />
<br />
<span style="font-size: medium;">پروفسور برلون پس از جراحی آیت الله میلانی مسلمان می شود</span></span></span></span></span></div><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #330099;"><span style="font-family: Tahoma;"><br />
</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://alborz.ismc.ir/uploads/milani2_255835.jpg" border="0" alt="[تصویر: milani2_255835.jpg]" /></div><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;"><span style="color: #222222;">تمام  اعمال صالح انسان در لبه پرتگاه ریا قرار دارد، چه بسا کار نیک که از خطر  ریا دور نمانده و حبط شده است، پس چه زیباست انسان با سلاح اخلاص از نابودی  اعمال خویش حفاظت کند. حکایت زیر که از </span></span><span style="font-size: large;">حجت‌الاسلام جواد مروی نقل شده است نمونه ای از حکایات ارزشمند علما در این باب است:</span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;">مرحوم  آیت الله سید محمد هادی میلانی (رحمة الله علیه) دچار بیماری معده شده بودند، پروفسور  برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند، جراح حاذق پس از یک عمل سه  ساعته زمانی که آن مرجع تقلید در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور  داد تمام کلماتی </span><span style="font-size: large;">را</span><span style="font-size: large;"> که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند ترجمه کند.</span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;"> مرحوم  آیت الله میلانی در آن لحظات، فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می  کردند؛ پس از این مساله پروفسور برلون گفت: شهادتین را به من بیاموزید، از  این لحظه می خواهم مسلمان شوم و پیرو مکتب این روحانی باشم! </span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;">وقتی  دلیل این کار را پرسیدند، پروفسور برلون گفت: تنها زمانی که انسان شاکله  وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می دهد،  در حالت به هوش آمدن بعد از عمل است و من دیدم این آقا، تمام وجودش محو خدا  بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین  حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم، دیدم او ترانه های کوچه بازاری  جوانان آن روزگار را زمزمه می کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد  کدام مکتب است.</span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;">بعد  از آن هم وصیت کرد وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند  به خاک بسپارند و اینچنین شد که مزار این پروفسور مسیحی، مسلمان شده در  خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده اند  قرار دارد.</span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;">هیچ کافر را به خواری منگرید <span style="color: #E6E6FA;">--------</span> که مسلمان مردنش باشد امید</span></span></div></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"></span></div></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"></span></div></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><br />
<a href="http://alborz.ismc.ir/news/hawzahqom_15952/359367/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%B3%D9%88%D8%B1+%D8%A8%D8%B1%D9%84%D9%88%D9%86+%D9%BE%D8%B3+%D8%A7%D8%B2+&#8203;%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C+%D8%A2%DB%8C%D8%AA+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%&#8203;D9%86%DB%8C+%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86+%D9%85%DB%8C+%D8%B4%D9%88%D8%AF" target="_blank">http://alborz.ismc.ir/news/hawzahqom_159...9%88%D8%AF</a><br />
</span></div></span></span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #330099;"><span style="font-family: Tahoma;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></span></span><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #330099;"><span style="font-family: Tahoma;"><br />
<br />
<span style="font-size: medium;">پروفسور برلون پس از جراحی آیت الله میلانی مسلمان می شود</span></span></span></span></span></div><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #330099;"><span style="font-family: Tahoma;"><br />
</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://alborz.ismc.ir/uploads/milani2_255835.jpg" border="0" alt="[تصویر: milani2_255835.jpg]" /></div><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;"><span style="color: #222222;">تمام  اعمال صالح انسان در لبه پرتگاه ریا قرار دارد، چه بسا کار نیک که از خطر  ریا دور نمانده و حبط شده است، پس چه زیباست انسان با سلاح اخلاص از نابودی  اعمال خویش حفاظت کند. حکایت زیر که از </span></span><span style="font-size: large;">حجت‌الاسلام جواد مروی نقل شده است نمونه ای از حکایات ارزشمند علما در این باب است:</span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;">مرحوم  آیت الله سید محمد هادی میلانی (رحمة الله علیه) دچار بیماری معده شده بودند، پروفسور  برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند، جراح حاذق پس از یک عمل سه  ساعته زمانی که آن مرجع تقلید در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور  داد تمام کلماتی </span><span style="font-size: large;">را</span><span style="font-size: large;"> که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند ترجمه کند.</span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;"> مرحوم  آیت الله میلانی در آن لحظات، فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می  کردند؛ پس از این مساله پروفسور برلون گفت: شهادتین را به من بیاموزید، از  این لحظه می خواهم مسلمان شوم و پیرو مکتب این روحانی باشم! </span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;">وقتی  دلیل این کار را پرسیدند، پروفسور برلون گفت: تنها زمانی که انسان شاکله  وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می دهد،  در حالت به هوش آمدن بعد از عمل است و من دیدم این آقا، تمام وجودش محو خدا  بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین  حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم، دیدم او ترانه های کوچه بازاری  جوانان آن روزگار را زمزمه می کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد  کدام مکتب است.</span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-size: large;">بعد  از آن هم وصیت کرد وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند  به خاک بسپارند و اینچنین شد که مزار این پروفسور مسیحی، مسلمان شده در  خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده اند  قرار دارد.</span></div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	  </div></span></span> <span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">	 <span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;">هیچ کافر را به خواری منگرید <span style="color: #E6E6FA;">--------</span> که مسلمان مردنش باشد امید</span></span></div></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"></span></div></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"></span></div></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><br />
<a href="http://alborz.ismc.ir/news/hawzahqom_15952/359367/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%B3%D9%88%D8%B1+%D8%A8%D8%B1%D9%84%D9%88%D9%86+%D9%BE%D8%B3+%D8%A7%D8%B2+&#8203;%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C+%D8%A2%DB%8C%D8%AA+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%&#8203;D9%86%DB%8C+%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86+%D9%85%DB%8C+%D8%B4%D9%88%D8%AF" target="_blank">http://alborz.ismc.ir/news/hawzahqom_159...9%88%D8%AF</a><br />
</span></div></span></span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[40 قدم بسوي دوست(2)]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38900.html</link>
			<pubDate>Sat, 02 May 2015 14:14:35 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38900.html</guid>
			<description><![CDATA[9) طلبه شدن :<br />
اما  اين مطلب در مورد سربازي امام زمان و ورود به عالم شيرين و لذت بخش طلبگي است . چقدر شيرين است كه مهر سربازي امام زمان ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) بر پيشاني ما زده بشه وما تمام اوقاتمون رنگ وبوي خدا داشته باشه .<br />
شايد يكي از بالاترين نعمتي كه مي شه تصور كرد همين نعمت طلبگي است . چرا كه ما فقط يكبار تو اين دنيا زندگي خواهيم كرد وقراره با همين يكبار زندگي براي ابد خودمون توشه جمع كنيم . وچه قدر عالي مي شه وقتي كه تو همين زندگي زود گذر دنيا تو مسيري باشيم كه امكان بيشترين استفاده رو از تك تك لحظا تمون براي دوستي وقرب خداي عزيز و نوكري امام زمان ( عليعه السلام ) داشته باشيم . <br />
بنده خودم دانشجو بودم و بعد دانشگاه وارد حوزه علميه شدم . والان خداي مهربان خودم رو شكر مي كنم كه سرباز امام زمان ( عليه السلام ) هستم . ان شا الله .<br />
نمي دانم از دوران شيرين حجره نشيني بگم كه به قول استاد، حجره نشيني مثل اعتكاف مي مونه كه شما بهترين فرصت رو براي بندگي و خود سازي داري . اون رفاقتها و مهربوني طلبه ها . اون نماز شبهاي شيرين . اون سحري هاي دسته جمعي كه طلبه ها برا روزه هاي مستحبي بلند مي شدن . اون دعاهاي آل ياسين كه  شبها تو حجره ها برگزار مي شد . و خيلي از شيرينيهاي حجره نشيني.<br />
طلبگي يك عنايت خدايي است . چرا كه اوقات شما با نيت خالصي كه داشته باشي يكسره عبادت خدا خواهد بود . تحصيل علم دين كه اين همه سفارش اهل بيت ( عليهم السلام ) است . هدايت مردم . دور بودن از بسياري از گناهان و توفيقات بسياري كه در عالم طلبگي وجود داره . وبسياري از عنايات خاص امام زمان كه تا نچشي نداني . لذتهايي كه فقط بايد چشيد . <br />
اي شيعه امام زماني كه اين مطلب رو مي خوني . اي دوست عزيز. اگه واقعا مي خواي تو عالم خودسازي و رفاقت وبندگي خدا باشي بيا و سرباز امام زمان باش بگو پسرفاطمه، امام زمان من امدم نوكر شما باشم اي گل زهرا خودت كه مي دوني من نه دنبال پولم نه دنبال مقام وشهرت ونه هيچ چيز ديگه من مي خوام بنده خدا باشم . لذت دوستي خدا رو مي خوام من شما رو مي خوام . خود شما دست منو بگير . <br />
 دوستان  . ما فقط يكبار تو اين دنيا زندگي خواهيم كرد و فقط با همين يكبار زندگي ابد و زندگي هميشگي خودمون رو خواهيم ساخت . كمي تو همين واژه ابد فكر كنيد .ابد  ابد و براي ابد خودمون بايد اماده باشيم وطلبگي شايد بهترين موقعيت رو براي ساختن ابد فراهم مي كنه . <br />
اگه فقط براي خدا ونه براي چيزهاي ديگه وارد طلبگي بشيد . ان شا الله خداي مهربان يك لذتهايي رو به شما مي چشاند كه نه گفتي است و نه شنيدني . فقط چشيدني است. كه به قول ايت الله بهجت اگه پادشاهان عالم مي دانستند انسان در نماز چه لذتهايي مي برد هيچ وقت دنبال اين لذايذ مادي نمي رفتند .<br />
و اگر خود فعلا به هر دليلي نمي توانيم افتخار سربازي امام زمان ( عليه السلام) را داشته باشيم ، نيتمان باشد كه اولادمان را طوري تربيت كنيم كه علاقه مند به طلبگي و روحانيت باشند و انها را براي سربازي امام زمان ( عليه السلام) تشويق كنيم .<br />
10) سكوت را روش و پيشه خودمون كنيم. (البه در جاي خودش وگرنه گاها امر به معروف ونهي از منكر و.. واجب است).<br />
آقاي جاودان مي فرمايد:<br />
در مورد حاج آقا خوشوقت هم مثلا فرض کنيد اگر ما پنج ساعت کنار ايشان مي نشستيم، ايشان هم همين مدت را مي نشستند و يک کلمه حرف نمي زدند. اگر کسي از ايشان سؤال مي کرد، جواب مي داد. استاد ايشان، مرحوم علامه طباطبايي بود. من خدمت مرحوم علامه طباطبايي متعدد مشرف مي شدم، ايشان هم همين طور مي نشستند و سکوت مي کردند. اگر کسي از ايشان سؤال مي کرد، جواب مي داد. درغير اين صورت جواب نمي داد و باز مي نشست. به مقداري که انسان حواسش به جايي و کسي و چيزي باشد، قيمت دارد. مثلا در اين چند سال هفته اي يکبار من خدمت حاج آقاي خوشوقت مي رسيدم و يک روز ديدم که ايشان خودش شروع به صحبت کرد و يک عالِم ديگري کنارشان نشسته بودند و گفت اين آقاياني که در مقابل شما نشستند، فلان عقيده را دارند که ايشان به ميدان آمد و شروع به صحبت کرد.(<a href="http://www.javedan.ir" target="_blank">www.javedan.ir</a>)<br />
در مورد غيبت بسيار بسيار زياد توجه كنيم واحكام غيبت ر ا حتما ياد بگيريم.<br />
11) قدر وقت را بدانيم وآنرا درست و بجا استفاده كنيم.<br />
رفقا ساعات عمر ما محدود است و روزي عمر ما تمام مي شود . نباشد آن روزي كه حسرت ساعات عمرمان را بخوريم كه در غفلت بسر برديم .<br />
اي آنكه نتيجه چهارو هفتي		   وز هفت وچهار دايم اندر تفتي<br />
كار كن كه هزار بار بيشت گفتم	 باز آمدنت نيست چو رفتي رفتي<br />
عزيزان يك سوال از شما دارم  80 سال بعد من و شما كجاييم. خوب حتما اكثريت ما زير خاكيم وپوسيديم . كمي فكر كنيم صورتي كه تو اين دنيا اين همه بهش مي رسيم .اون موقع چه وضعي داره آيا مي تونيم به صورت خودمان نگاه كنيم . خوب اونهايي كه 80 سال قبل تو اين دنيا بودن و بعضي هاشون براي لذت اين چند روزه دنيا چقدر گناه و معصيت كردن كه مثلا چند روز خوش باشن الان كجان؟ وضعيتشون چه جوريه؟<br />
آيا اين روز براي ما هم نخواهد رسيد؟ <br />
من خودم جواب مي دم . بطور عادي اكثر ما 80 سال بعد مرده ايم و فرصت چند ساله زندگي دنيا براي ساختن ((ابد))تمام شده است. <br />
خوب يك سوال ديگه. ما 800 سال بعد كجاييم؟ 8000 سال بعد كجاييم؟ 80000سال بعد چي؟ و800000000000000000000 سال بعد چي؟وما بالاخره تا بينهايت كجا زندگي خواهيم كرد؟ <br />
خوب حالا كمي فكر كنيم . اين 80 سال در مقايسه با بينهايت اصلا عددي حساب مي شه ؟ يانه؟ وما قراره ابد خودمون رو با همين چند ساله دنيا درست واباد كنيم.<br />
نگه دار فرصت كه عالم دمي است	  دمي پيش دانا به از عالمي است .<br />
نكند اوقات ما صرف تماشاي تلويزيون و مجالس غفلت و .. شود.<br />
در خواب بدم مرا خردمندي گفت	  كز خواب كسي را گل شادي نشكفت<br />
كاري چه كني كه با اجل باشد جفت	كار كن كه به زير خاك بايد خفت.<br />
رفقا سختي هاي زندگي هر چه باشدتمام مي شود . اين جمله هميشه يادمان باشد وتكرار كنيم.<br />
(( چون مي گذرد غمي نيست.)) <br />
اگر چه عشرت وعيش جهان نخواهد ماند		غمين مباش كه غم جاودان نخواهد ماند<br />
حالا بگذريم كه دوستان خدا از اين سختي ها لذت مي برند.<br />
چون آزادي و عشق همي نامد راست		    بنده شدم و ز يك سو نهادم خواست<br />
زين پس چنان كه خواهدم دوست رواست	    گفتار وخصومت ز ميانه برخواست<br />
اي دل غم اين جهان فرسوده مخور		بيهوده نئي غمان بيهوده مخور<br />
چون بوده گذشت ونيست نابوده پديد	 خوش باش غم بوده ونابوده مخور <br />
رفقا بياييد تصميم خودمون رو بگيريم .بياييد مرد مردانه بگيم خدا و استقامت كنيم. قدر لحظه لحظه ي عمرمون رو بدونيم. مبادا عمرمون رو صرف تماشاي سريال و فوتبال و... كنيم. حكايت يك پادشاهي رو مي كنن كه جواهر هاي خودشو توي رودخونه مي ريخت و مي گفت از صداي افتادن اين جواهر به آب خوشم مياد. حال ارزش ثانيه هاي عمر ما بسيار بالاتر از جواهر هست . آيا اين درسته كه ما بشينيم و يك ساعت فيلم ببينيم و بگيم از اين سريال خوشم مياد؟<br />
اي بس نباشيم و جهان خواهد بود	  ني نام ز ما وني نشان خواهد بود<br />
زين پيش نبوديم و نبدهيچ خلل	 زين پس چو نباشيم همان خواهد بود<br />
<br />
بيدار شو اي دل كه جهان مي گذرد	  وين مايه عمر رايگان مي گذرد <br />
در منزل تن مخسب و غافل منشين	  كز منزل عمر كاروان مي گذرد<br />
كمي فكر كنيم انهايي كه عمرشون رو به غفلت ومعصيت صرف كردن الان كجا هستن؟ و چه آرزويي دارن؟آيا نمي خوان همين يكروز از عمري كه ما در اختيارمون هست رو بهشون بدن تا عمل نيكي انجام بدن؟ خوب ما اين عمررو در اختيار داريم . چرا قدر نمي دونيم؟<br />
افسوس كه عمر رفته مي نايد راست	  فرياد كه بر باد شد آن عمر دراز<br />
خدايا دوستان تو با ياد و ذكر تو لذتها بردن و زندگيها كردن ولي من رو سياه اسير لذات و هواي نفسم شدم .خدايا مي شه ما هم لذت عباد ت و بندگي تو رو بچشيم؟ لذت ياد و محبت تو رو بچشيم؟ يكي از ملازمان آيت الله بهجت مي گفت( قريب به مضمون) : برا آيت اله بهجت شيريني آوردن و ايشون به كسي گفتن از اين شيريني بخور . بعد به اون كسي كه شيريني رو خورده بود فرمودن : شيرينه؟ گفت بله آقا. آيت الله بهجت فرمود: شيريني نخوردي.(يعني شيريني ولذت معنوي رو بايد بچشي تا بدوني لذت و شيريني تو چيه.)<br />
عمرمون گذشت ما مثلا خوشحاليم كه عيد آمد در حاليكه:<br />
از آمدن عيد واز رفتن دي	  اوراق وجود ما همي گردد طي<br />
در اخر  دستور العمل آيت الله بهجت رو تقديم مي كنم. باشد كه با توجه بيشتر بخوانيم وعمل كنيم.<br />
بسمه تعالي<br />
همه مي دانيم که رضاي خداوند اجّل، با آنکه غني بالذات [است] و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آنها ندارد، در اين است [ که]: بندگان، هميشه در مقام تقرب به او باشند، پس مي دانيم که براي حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به ياد او و ادامه ياد او دارد. <br />
پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود. <br />
و آنچه مي دانيم که اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ که آنها هر کدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است. <br />
پس بايد بدانيم که هدف بايد اين باشد که تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنکه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد. <br />
وقفنا الله لترک الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين. <br />
الأقل محمد تقي بهجت(سايت شهيد آويني)<br />
خدايا به داد ما برس كه بيدار شويم . از اين غفلتها رها شويم.<br />
اي خفته در اين سراي فاني	  برخيز كه رفت زندگاني <br />
رفقا هميشه يادمون باشه :<br />
(( عنقرب است كه از ما اثري باقي نيست)).<br />
12) تفكر .   ((در مرگ و گذر زمان بسيار فكر كنيم.)) رفقا بايد راحت طلبي را كلا كنار بگذاريم. با لذت طلبي و راحت طلبي سخت است.<br />
13) شبهاي جمعه و عصر جمعه 100 مرتبه سوره قدر را حتما بخوانيم.<br />
14)صبح ها سوره ي يس و وقت خواب 100 مرتبه سوره توحيدبخوانيم.<br />
15) بعد از نماز صبح 11 مرتبه سوره توحيد و 70 مرتبه استغفار.<br />
16) بعد از اتمام هر5 نماز روزانه تسبيحات حضرت زهرا ( سلام الله عليها) حتما گفته شود.قبل از اينكه از حالت نماز خار ج شويم. واينكه بعد از هر نماز حتما سجده ي شكر انجام دهيم.<br />
17) نافله ها را بخوانيم . هر 51 ركعت نماز واجب و مستحبي. مي توان نمازهاي نافله را بعد از نماز جماعت و در طول روز  وحتي در حال راه رفتن و مواقعي كه در مسير كار ومدرسه و... هستيد به نيت ما في الذمه يا  قضا خواند. ( به فتواي مرجع تقليدتان رجوع كنيد.).پس همان مقدار كه مي توانيم نافله ها را در وقت خودشان بجا آوريم . وبقيه را بعد از نماز جماعت به نيت ما في الذمه ( به فتواي برخي مراجع) و يا در طول روز هر موقعي كه امكانش باشد  مثلا در مسير هايي كه پياده مي رويم . يا مواقعي كه سوار اتوبوس و در حال حركت هستيم به نيت ما في الذمه يا به نيت قضا ( بر اساس نظر مرجع تقليدمان) به جا مي آوريم.<br />
18) نسبت به نامحرم و صحبت  ونگاه به نامحرم اشد مراقبت لازم است. بطوريكه در طول روز حتي يكبار نگاهش به نامحرم نيافتد. فلذا نگاه به برنامه هاي غير مفيد تلويزيون قطع شود .  مساله ترك نگاه به نامحرم ولو نگاه حلال بسيار مهم است. بايد با تمام وجودمان از خداي عزيز بخواهيم كه نگاهمان به نامحرم نيافتد. <br />
أقاي جاودان مي فرمايد:<br />
حاج آقاي حق شناس مطلبي را مکرر براي ما مي فرمودند که حاج مقدس مي گفت اگر يک بار، دقت کنيد، يک بار چشم به نامحرم بيفتد ( آت شخص)يک هفته لذت مناجات، نماز و زيارت را نمي برد. نمي گويد نگاه کند، مي گويد چشم به نامحرم بيفتد. اگر چشم به نامحرم افتاد ديگر تا يک هفته لذت نماز و مناجات و دعا را نمي برد. مشخص شد که چرا ما از نمازمان لذت نمي بريم؟ اگر بکوشيم خداي متعال يک راهي باز مي کند. بنده در زمان جواني يک رفيق نوجواني داشتم که مي گفت وقتي من به کوچه مي آيم اين بي حجاب ها را نمي بينم. يک سفيدي رويشان کشيده شده. اگر آدم بکوشد خدا راه حل مي دهد. چون مي بيند که نمي شود. آدم خودش را مي کشد اما يک مرتبه پيش مي آيد. چکار کنم؟ خدا آن چکار کنم را نشان مي دهد. اما اگر من کوشش نکنم و به خواب بسنده کنم هيچ.(<a href="http://www.javedan.ir" target="_blank">www.javedan.ir</a>)<br />
19) نسبت به خيالات خود و اون چيزهايي كه به ذهن مي آيد بايد توجه كرد كه خداوند به اين خيالات آگاه است ونسبت به آگاهي خداوند از خيالات بايد بسيار تلقين وتكرار كرد تا هميشه اين توجه باشدو ان شاالله حيا از خداوند در وجودمان هميشگي باشد. مثلا اين فكر وعمل مرا اگر مثلا مادرم بفهمد آيا خجالت نمي كشم؟ بدانيم كه خدا اين فكر و عمل مرا مي داند . پس از خداي عزيز و مهربان هم حيا كنيم.<br />
20) در تمامي كارها اخلاص داشته باشيم.<br />
 رفقا در مورد اعمالمان بايد اصل پنهان بودن را كاملا رعايت كنيم. بغير از اعمالي كه در شرع نسبت به آشكار بودنش توصيه شده است. يعني بدانيم كه چون خداي عزيز اين عمل مرا مي بيند ومي داند برايم كافيست . وچنين نباشد كه برويم واعمال حسنه خود را براي ديگران تعريف كنيم. كه مثلا من به فلاني كمك كردم . من چنين وچنان هستم. نه  بگذاريم فقط خدا بداند و اولياي خدا.<br />
 چله اخلاص رو حتما انجام بديم.<br />
رفقايي كه مي خوان ان شاالله با خداي عزيز رفيق بشن و بندگي خدا رو بكنن حتما وحتما به اين چله عمل كنند.<br />
از همين الان دوستان نيت بكنند كه تا 40 روز مي خوام فقط وفقط براي خداي عزيزم خالص خالص باشم. و اي  خداي عزيز مي خوام همه ي اعمال ريز ودرشتم و فقط وفقط برا رضايت و دوستي خودت عمل كنم ورضايت بقيه از مردم رو مي خوام بزنم كنار.<br />
 رفقا در مورد اعمالمان بايد اصل پنهان بودن را كاملا رعايت كنيم. بغير از اعمالي كه در شرع نسبت به آشكار بودنش توصيه شده است. يعني بدانيم كه چون خداي عزيز اين عمل مرا مي بيند ومي داند برايم كافيست . وچنين نباشد كه برويم واعمال حسنه خود را براي ديگران تعريف كنيم. كه مثلا من به فلاني كمك كردم . من چنين وچنان هستم. نه  بگذاريم فقط خدا بداند و اولياي خدا.<br />
 مثلا مي خوام درس بخونم نيت خودم رو بررسي مي كنم. من برا چي ميخوام درس بخونم؟<br />
-مثلا برا اينكه نمره ام بالا بياد و پيش بقيه كلاس بذارم.<br />
-برا ينكه مثلا فاميلها بگن فلاني عجب پسر خوب و درس خونيه؟<br />
-برا اينكه مي خوام مهندس و دكتر بشم كه پولدار باشم.<br />
- يا نه اصلا عادت كردم نيت خاصي ندارم و عادت كردم.<br />
خوب يك قسمت عمده ي اعمال ما از روي عادت و هواي نفس هستش كه مي شه اونها رو با قصد قربت انجام داد .مثلا خوابيدن و خوردن و درس خوندن و استراحت كردن و خيلي از اعمال ديگه.<br />
 پس تو اين 40 روز تمام فكر م رو جمع مي كنم كه همه اعمالم رو به خاطر خدا انجام بدم.وهيچ گناهي رو مرتكب نشم.<br />
خدايا من درس مي خونم چون تو خوشت مياد . من كار مي كنم و نون حلال در ميارم چون تو خوشت مياد. چون تو رو دوست دارم. خدايا من حرف پدر ومادرم رو گوش مي دم چون تو رو دوست دارم.خدايا من دست مادرم رو مي بوسم چون تو رو دوست دارم. خدايا من نگاهبه نامحرم نمي كنم چون مي خوام بندگي تو رو بكنم.  <br />
موقعي كه تو خيابون دارم راه مي رم سرم رو مي اندازم پايين و به خدا مي گم خدايا من تو رو دوست دارم .مي شه تو هم نگاه رحمتت رو بهم بندازي؟<br />
پس ان شا الله 40 روز تصميم مي گيرم تمام اعمالم به خاطر خدا باشه. يگ قلم وكاغذ هم هميشه همراهم باشه تا اعمالي كه غافل بودم رو يادداشت كنم. شب به حساب تمام اعمالم مي رسم و خودم رو محاسبه مي كنم.<br />
ونكته ي بعد اينكه تو اين 40 روز با تمام توان سعي كنم كه تمام اوقات به ياد خدا باشم.<br />
آيت الله حق شناس مي فرمود:<br />
دادش جون من چندي پيش داشتم در معناي مراقبه فكر مي كردم . لحظه اي چشمام روي هم رفت وديدم از آسمان باران متصل وبدون انقطاع به سوي من در حال باريدن است . در همان حالت براي يك لحظه كوتاه موضوعي ديگر فكرم رو به خودش جلب كرد . همزمان با آمدن اين خطور بلافاصله آن باران قطع شد . پس صدايي در گوشم گفت : اين است معناي مراقبه . يعني اگر مراقبه باشد باران رحمت ولطف الهي يكسره مي بارد.<br />
(شايد نقل به مضمون :كتاب عبد كريم  . محمد حسن سيف اللهي . انتشارات نبوغ) <br />
آقاي شمس از قول آيت الله بهجت مي فرمايد:<br />
ايشان سفارش اکيد مي‌کرد که سعي کنيد از خدا هيچ وقت غافل نشويد. اگر کسي بخواهد از خدا غافل نشود، درس و مباحثه را چه کار کند؟ محاورات روز مره را چه کار کند؟ اشتغال به امور ديگر را چه کار کند؟ کسي که مي‌رود پاي درس يک عالمي، بايد گوش بدهد که آقا چه دارد مي‌گويد؟ يا اگر درس مي‌خواهد بگويد، بايستي بفهمد که چي دارد مي‌گويد. براي من اين سؤال مطرح بود که اينها چگونه با هم قابل جمع است؟ شيريني مطلب اينجا است. ايامي که چشم آقا را عمل کرده بودند و مسجد تشريف نمي‌بردند، همان شب قرار شد که بنده به ديدن ايشان بروم. هوا خيلي سرد بود. در مسير نابينايي کنار خيابان ايستاده بود. ماشين‌ها به سرعت مي‌رفتند، گفت مي‌خواهم بروم آن طرف خيابان کوچة ارک. دستش را گرفتم بردم به کوچة ارک. بعد از آن او راه خودش را رفت و من هم راه خودم را. لحظات بعد که خدمت آقا رسيدم، عرض کردم آقا! اينکه شما قبلاً فرموديد: هيچ‌گاه از خدا غافل نشويد، حقيقتش اين است که نمي‌شود؛ به خاطر اينکه درس، بحث و يا کارهاي ديگري مانع مي‌شود. آقا فرمود: نه، منافاتي ندارد. اينها «ذکر عملي» است؛ مثل اعمايي که دستش را بگيري از آن طرف خيابان بياوري اين طرف خيابان. اينها ذکر عملي است و منافات با آنچه من گفتم، ندارد.(سايت دوستداران آيت الله بهجت)<br />
استاد تفسير ما مي فرمود(نقل به مضمون):يك لحظه كه انسان از خدا غافل ميشود در قيامت به اندازه يك عالم براي اين يك لحظه غفلت حسرت مي خورد.<br />
دو نفر كه كاملا به يك شكل زندگي كرده اند و تمام اعمالشان عينا مثل هم باشد فقط يكي براي يك لحطه بيشتر به خدا توجه كرده در قيامت جايگاهي پيدا مي كند كه ديگري وقتي انرا مي بيند چنان حسرتي مي خورد كه ...<br />
<br />
21) هميشه تبسمي بر چهره داشته باشيم.<br />
22) با بنده هاي خدا مهربان و خوشرو و متواضع باشيم.<br />
23) احترام وتواضع نسبت به استاد معنوي بسيار لازم است.<br />
24) سعي تمام وبسيار در مورد پرداخت حق الناس هايي كه بر گردن داريم  داشته باشيم. از همه دوستان واشنايان حلاليت كلي بگيريم و بخواهيم كه هر حق و حقوق چه مادي و هر چيز ديگر كه بر گردن داريم رو حلال كنن و البه ازشون بخواهيم كه ما رو بري الذمه كنن. <br />
واگر در گذشته حق مالي كسي رو ضايع كرديم ولو در زمان قبل بلوغ وكودكي ازش حلاليت بگيريم يا به هر نوعي بهش حق ضايع شده رو برسونيم.<br />
و در ضمن همين الان به خدا بگيم: اي خداي عزيز . هر كسي كه من حقي به گردنش دارم. هر حقي باشد من مي بخشمش. خداي عزيز تو هم مرا ببخش. رفقا  بدانيم معمله با خيلي خيلي شيرين و پر سوده . نقل شده كه حسن بن خنيس مي گه : به امام صادق(عليه السلام) عرض كردم: ...از مردي طلبي داشت وآن مرد جان سپرد وما با...گفتگو كرديم كه از طلبش صرفنطر كند ومتوفي را ببخشد. وي امتناع كرد. امام(عليه السلام) فرمود: اي واي مگر نمي داند اگر بر او ببخشد به هر درهمي ده درهم عوض خواهد گرفت و اگر نبخشد در مقابل هر درهم بيش از يك درهم حق او نيست.( من لا يحضره الفقيه. ترجمه غفاري. علي اكبر و محمد جواد بلاغي . صدره / نرم افزار جامع الاحاديث/ موسسه نور).<br />
و حقوق واجب خودمان از قبيل خمس و زكات و رد مظالم و ... را پرداخت كنيم.آيت الله حق شناس مي فرمايد: ((در متن رياض اين روايت نقل شده كه شخصي عرض كرد : يابن رسول الله . چه اشكالي دارد شما حقوق خودتان را به ما ببخشيد ؟ حضرت رضا ( عليه السلام ) فرمودند: اين حقي است كه با اداء آن گناهان شما آمرزيده مي شود و كليد رزق شما اداء حق ما آل محمد است. (( فقال الرضا عليه الصلاه والسلام فان اخراجه مفتاح رزقكم وتمحيص ذنوبكم)).(كتاب زملك تا ملكوت / جلد2/ متن سخنان آيت الله حق شناس))<br />
دوباره آيت الله حق شناس مي فرمايد: يك كوزه فروش براي حساب و كتاب مالش پيش بنده آمد و به من گفت : وقتي با يك مشتري معامله مي كردم وسط كوزه ها چند كوزه شكسته هم بود . حال چه كنم؟ به او گفتم: به اندازه آن كوزه هايي كه شكسته بوده شما بدهكار هستي. اگر آن مشتري را مي شناسي حلاليت بطلب واگر نمي شناسي بايد رد مظالم بدهي. بعد خمس مالش را حساب كرد . به او گفتم من خمس مال شما را تا فردا عصر زير اين نعلبكي مي گذارم اگر خواستي به اهلش مي رسانم والا پولت را بردار و برو.<br />
وقتي كه فردا عصر امد گفت: من ديشب در عالم رويا ديدم كه آقا فرمودند: آي مرد تو تا به حال شير را باآب مي خوردي. يعني معامله ي غش دار مي كردي. .. و از ديشب كه اين كار را كردي شير خالص مي خوري. پس يكي از موانع دعا اين است كه شما حقوق واجب خودتان را نپردازيد .(كتاب زملك تا ملكوت / جلد2/ متن سخنان آيت الله حق شناس))<br />
25) تمامي اعمال حتي اعمال مباح رو با نيت الهي انجام بديم.<br />
در اينجا گفتاري رو از آقاي جاودان تقديم مي كنم.:<br />
-آن احاديثي که درجه بالاتر را نشان مي دهد مي گويد نگاه کند ببيند اگر معصيت است، نکند و اگر طاعت است، بکند. فرق کرد. آنجا مي گفت اگر معصيت است نکند و اگر چيز ديگر است بکند. حرام است، نکند. حلال است بکند. اينجا مي گويد اگر معصيت است، نکند و اگر طاعت است، بکند. خب من تمام روز مراقب گناهان هستم. اما زندگي مي کنم ديگر. زندگي معمولي. راحت مي خوابم. راحت مي خورم. حرف مي زنم. نگاه مي کنم. گوش مي دهم. اما مراقبم همه حلال باشد. مراقبم گناه نکنم. غيبت گوش نمي دهم. غيبت نمي کنم. دروغ نمي گويم اما حرف معمولي مي زنم. اين که طاعت نيست. اين طاعت نيست. خب اين همان مرتبه پايين است. که مواظبتش فقط مواظبت از گناه است. اين مرتبه که ممکن است آدم را به جايي برساند اين است که نگاه مي کند اگر معصيت است، آن کار را نمي کند. اگر طاعت است، مي کند. مثلا غذا خوردنش معصيت که نيست. چون هم پولش حلال است هم پاک است.<br />
خب. اين کاري که مي خواهد انجام دهد بايد طاعت باشد. غذا خوردن ما طاعت است آقا؟ طاعت نيست. گرسنه ام، غذا مي خورم. حکم طبيعت. گرسنه ام غذا مي خورم. خسته ام، مي خوابم. مثلا فرض کن حوصله ام سر رفته، تلويزيون را روشن مي کنم و تماشا مي کنم. يا فرض کن تلفن مي زنم به رفيقم و مي گوييم و مي خنديم. هيچ گناهي هم نمي کنم. اينها هيچ کدام طاعت نيست. همه اعمالي است که مباح است. فرمودند در حلالش و حرامش. اينها حلال است. اما آنجا مي گويد اگر طاعت است. اگر طاعت است مي کند و اگر معصيت است نمي کند. بين طاعت و معصيت. آن وقت اين آدم بايد تمام کارهايش را محاسبه کند ببيند اطاعت خدا هست يا خير. حالا من عبارت را عوض مي کنم. مي بيند اين کار رضاي خدا هست يا نه. اگر رضاي خدا نيست نمي کند. رضاي خدا هست مي کند. اين مي شود طاعت. رضاي خدا نيست، يعني طاعت نيست، نمي کند. اين آدم را به جايي مي رساند<br />
بدون آن مرحله اول آدم هيچ وقت، هيچ چيز نمي شود. و اگر آنجا بلغزد گرفتار خواهد شد. آنجا اگر کسي در بند رضاي خدا باشد، در بند رضاي خدا باشد. البته اين را بدانيد که آدم يک روزه به اين نمي رسد. يک کوششي است. اگر صاحب همتي هست، يک کوششي است که اين دائما مي کوشد يک کار بيشتر براي رضاي خدا انجام دهد. مدام مي کوشد که کار بيشتري براي رضاي خدا انجام دهد. يعني بيست و چهار ساعت مي کوشد. سعي مي کند که مثلا اگر شصت درصد بود حالا شصت و يک درصد بشود. شصت و دو شود. شصت و پنج درصد شود. همينطور بيشتر. اگر آدم توانست همه اعمالي که انجام مي دهد طاعت باشد يا به زبان ديگر بگوييم هرکاري که مي کند، رضاي خدا باشد اين آدم نماز مي خواند. اين آدم نماز مي خواند. هيچ وقت هيچ کس ديگري نمي تواند يک نماز درست بخواند. مگر اينکه بکوشد اينگونه باشد. <br />
بنده امروز عصر که بلند شدم، يک چاي خوردم. خب اين چاي را به چه دليل خوردي؟ به چه دليل خوردي؟ به چه دليل؟ عادت دارم. روز قيامت شما نمي تواني جواب بدهي، من عادت داشتم که عصرها يک چاي بخورم. يا صبح براي صبحانه نان و پنير و چاي مي خوردم. مي گويند چرا؟ مي گويد عادت داشتم. نمي شود عادت را جواب داد. نمي خواستم اين را عرض کنم. مي خواستم عرض کنم که اگر من يک چاي مي خورم و بعد از ظهر استراحت يا کار مي کنم و کارم هرچه مي خواهد باشد، قبلش دارم ناهار مي خورم و قبلش اين کار و آن کار و آن کار را مي کنم، تا صبح، صبح هم صبحانه مي خورم و از خانه بيرون مي آيم و دنبال کار مي روم. خب به چه دليلي دنبال کار رفتم؟ به چه دليل صبحانه خوردم؟ دليل دارد. همينطور قبلش. بيست و چهار ساعت را بگرديد. اگر اينها دليل داشت و دليل درست داشت، خوب است و شما ظهر که نماز مي خوانيد، نماز مي خوانيد. <br />
(<a href="http://www.javedan.ir" target="_blank">www.javedan.ir</a>)<br />
26)رضايت مطلق از خدا<br />
آزادي و عشق چون همي نامد راست		    بنده شدم و ز يك سو نهادم خواست<br />
زين پس چنان كه خواهدم دوست رواست	    گفتار وخصومت از ميانه برخواست<br />
27) هرروز كتاب احاديث معصومين(عليهما السلام) مثل كتاب ترجمه كتاب تحف العقول يا كتاب جهاد با نفس كه ترجمه باب جهاد النفس كتاب وسائل الشيعه است وكتاب حديثي ديگر رو حتماحتما بخوانيم وعمل كنيم.(( با تاكيد بسيار)).<br />
28) كتاب اخلاقي معراج السعاده رو حتما هرروز بخوانيم و لو يك صفحه وتصميم بر عمل كردن آن داشته باشيم . واگر امكانش باشد آنرا نزد يك استاد اخلاق و يا همراه يك طلبه يا هر كسي كه خودش متخلق واهل علم وعمل است مباحثه كنيم.<br />
29) رو به قبله بنشينيم و بخوانيم وغذا بخوريم و درس بخوانيم.<br />
30) هرروزصبح به نيت سلامتي امام زمان( عليه السلام) صدقه بدهيم.<br />
ودر مشكلات زندگي و براي حاجات مشروعه ختم زيارت عاشورا را به نحوي كه از آيت الله حق شناس نقل شده و بسيار تاثير گذار است رو انجام دهيم.( مشروح و نحوه ختم زيارت عاشورا با شرائط وروش و مقدمه خاصش در وبلاگ بنده موجود است.)<br />
31)  سه روز از هر ماه را روزه گرفتن( پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه)<br />
32) نسبت به مستمندان و فقرا وكمك به نيازمندان هر ماه مبلغ معلوم ومشخصي را قرار دهيم و به نيازمندان با حفظ آبروي انها برسانيم.واين را منتي از جانب خدا ي متعال بدانيم. و نسبت به گره گشايي از كار خلق بسيار و بسيار و بسيار اهميت دهيم.<br />
و نسبت به مظلومان عالم خصوصا شيعيان كه در چنگال دشمنان گرفتارند بسيار دعا كنيم.و بغض دشمنان شيعه را داشته باشيم.و از خدا بخواهيم كه توفيق هدايت خلق را به ما عنايت كند . ونسبت به هدايت خانواده و آشنايان و دوستان بسيار تلاش كنيم.و نسبت به سلام دادن هميشه پيشقدم باشيم و جواب سلام رو با صداي رسا بدهيم.<br />
33)برنامه ريزي كنيم كه هر روز رساله مرجع تقليدمان و كتب استفتائات را بخوانيم و احكاممان را حتما ياد بگيريم.وهمچنين برنامه ريزي براي مطالعه كتب مفيد داشته باشيم به طوريكه حتما هر روز مقيد به مطالعه باشيم.<br />
34) تمام علقه ها را سعي كنيم كه از دلمان پاك كنيم . وبه هيچ چيز فاني دلبستگي وعلقه اي نداشته باشيم<br />
وآرزوي شهادت و فدا شدن در راه خدا و اهل بيت (عليهم السلام ) را با تمام وجودمان از خدا بخواهيم.<br />
رفقا فرض كنيد مثلا يك گوشي نو خريده ايد يا يك ماشين صفر كيلومتر آيا امتحان كرده ايد كه به اين گوشي يا ماشين  دلبستگي داريد يا نه؟ راهش اين است فرض كنيد روي صفحه اين گوشي يا روي بدنه ي ماشين  يك خط افتاده باشد آيا ناراحت مي شويد و افسوس مي خوريد كه حيف شد اين اتفاق افتاد . اگر اينطوري باشد پس دلبستگي به اين گوشي پيدا كرده اي.بايد طوري باشد كه همه اينها ذره اي فكر من وشما را مشغول نكند.<br />
35)در هر عملي كه پيش مي آيد حتي كوچكترين عمل مثل اينكه مي خواهم چند كلمه صحبت كنم. يا اينكه مي خواهم چاي بخورم . ببينيم كه آيا خدا راضي است يا نه؟ وبا قصد ونيت خدايي كارم را انجام بدهم.<br />
36)غذا را بعد از گرسنه شدن بخورد و قبل از سيري دست از غذا بكشد. وخود را سنگين نكند.و غسل جمعه را ترك نكند ونسبت به انجام آن بسيار اهميت دهد. <br />
37)در جلسات اخلاق شركت كند ويا حداقل از سايت اساتيد اخلاق مثل آقاي جاودان و... متن جلسات اخلاق را مطالعه كند. و خلاصه برداري هم داشته باشد.<br />
38)در محافل مذهبي واز جمله مجالس اهل بيت عصمت وطهارت ( عليهم السلام) شركت كند. ودر شادي اهل بيت ( عليهم السلام) شاد و در ناراحتي ايشان ناراحت باشد . و حتما سعي كند در خانه خود ولو مختصر مجلس روضه اهل بيت ( عليهم السلام) داشته باشد و يا اگر نشد در مجالس ديگر كمك مالي يا كمك عملي داشته باشد . وافتخارش باشد كه كفش جفت كن عزاداران امام حسين (عليه السلام) باشد.<br />
39)هر شب و روز دقايقي رو براي درد ودل ومناجات با خدا قرار دهيم وبنشينيم و با خدا درد ودل كنيم با زبان مادري خودمون. <br />
40)  هرروز صبح با خودمون يك تصميم محكم براي رعايت نكات بالا وهرآنچه كه مي دانيم مورد رضاي خداست رو بگيريم و در طول روز يك برگه ي كوچك ومدادي همراه داشته باشيم وآخر شب يك محاسبه كامل انجام بديم.<br />
اي آنكه نتيجه چهارو هفتي		   وز هفت وچهار دايم اندر تفتي<br />
كار كن كه هزار بار بيشت گفتم	 باز آمدنت نيست چو رفتي رفتي.<br />
رفقا بايد راحت طلبي را كلاً كنار بگذاريم. با لذت طلبي و راحت طلبي سخت است.<br />
التماس دعا.<br />
 طلبه و نوكر امام زمان( عليه السلام)  <br />
<br />
در ضمن در حد امكان براي ترويج معارف اهل بيت عصمت وطهارت (عليهم السلام) اين نوشته رو تكثير و در وبلاگ خودمون وهر جايي كه تونستيم نشر بديم. اجركم عندالله.<br />
و ان شا الله 40 گام ديگر بسوي خدا در آينده نوشته و جمع آوري خواهد شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[9) طلبه شدن :<br />
اما  اين مطلب در مورد سربازي امام زمان و ورود به عالم شيرين و لذت بخش طلبگي است . چقدر شيرين است كه مهر سربازي امام زمان ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) بر پيشاني ما زده بشه وما تمام اوقاتمون رنگ وبوي خدا داشته باشه .<br />
شايد يكي از بالاترين نعمتي كه مي شه تصور كرد همين نعمت طلبگي است . چرا كه ما فقط يكبار تو اين دنيا زندگي خواهيم كرد وقراره با همين يكبار زندگي براي ابد خودمون توشه جمع كنيم . وچه قدر عالي مي شه وقتي كه تو همين زندگي زود گذر دنيا تو مسيري باشيم كه امكان بيشترين استفاده رو از تك تك لحظا تمون براي دوستي وقرب خداي عزيز و نوكري امام زمان ( عليعه السلام ) داشته باشيم . <br />
بنده خودم دانشجو بودم و بعد دانشگاه وارد حوزه علميه شدم . والان خداي مهربان خودم رو شكر مي كنم كه سرباز امام زمان ( عليه السلام ) هستم . ان شا الله .<br />
نمي دانم از دوران شيرين حجره نشيني بگم كه به قول استاد، حجره نشيني مثل اعتكاف مي مونه كه شما بهترين فرصت رو براي بندگي و خود سازي داري . اون رفاقتها و مهربوني طلبه ها . اون نماز شبهاي شيرين . اون سحري هاي دسته جمعي كه طلبه ها برا روزه هاي مستحبي بلند مي شدن . اون دعاهاي آل ياسين كه  شبها تو حجره ها برگزار مي شد . و خيلي از شيرينيهاي حجره نشيني.<br />
طلبگي يك عنايت خدايي است . چرا كه اوقات شما با نيت خالصي كه داشته باشي يكسره عبادت خدا خواهد بود . تحصيل علم دين كه اين همه سفارش اهل بيت ( عليهم السلام ) است . هدايت مردم . دور بودن از بسياري از گناهان و توفيقات بسياري كه در عالم طلبگي وجود داره . وبسياري از عنايات خاص امام زمان كه تا نچشي نداني . لذتهايي كه فقط بايد چشيد . <br />
اي شيعه امام زماني كه اين مطلب رو مي خوني . اي دوست عزيز. اگه واقعا مي خواي تو عالم خودسازي و رفاقت وبندگي خدا باشي بيا و سرباز امام زمان باش بگو پسرفاطمه، امام زمان من امدم نوكر شما باشم اي گل زهرا خودت كه مي دوني من نه دنبال پولم نه دنبال مقام وشهرت ونه هيچ چيز ديگه من مي خوام بنده خدا باشم . لذت دوستي خدا رو مي خوام من شما رو مي خوام . خود شما دست منو بگير . <br />
 دوستان  . ما فقط يكبار تو اين دنيا زندگي خواهيم كرد و فقط با همين يكبار زندگي ابد و زندگي هميشگي خودمون رو خواهيم ساخت . كمي تو همين واژه ابد فكر كنيد .ابد  ابد و براي ابد خودمون بايد اماده باشيم وطلبگي شايد بهترين موقعيت رو براي ساختن ابد فراهم مي كنه . <br />
اگه فقط براي خدا ونه براي چيزهاي ديگه وارد طلبگي بشيد . ان شا الله خداي مهربان يك لذتهايي رو به شما مي چشاند كه نه گفتي است و نه شنيدني . فقط چشيدني است. كه به قول ايت الله بهجت اگه پادشاهان عالم مي دانستند انسان در نماز چه لذتهايي مي برد هيچ وقت دنبال اين لذايذ مادي نمي رفتند .<br />
و اگر خود فعلا به هر دليلي نمي توانيم افتخار سربازي امام زمان ( عليه السلام) را داشته باشيم ، نيتمان باشد كه اولادمان را طوري تربيت كنيم كه علاقه مند به طلبگي و روحانيت باشند و انها را براي سربازي امام زمان ( عليه السلام) تشويق كنيم .<br />
10) سكوت را روش و پيشه خودمون كنيم. (البه در جاي خودش وگرنه گاها امر به معروف ونهي از منكر و.. واجب است).<br />
آقاي جاودان مي فرمايد:<br />
در مورد حاج آقا خوشوقت هم مثلا فرض کنيد اگر ما پنج ساعت کنار ايشان مي نشستيم، ايشان هم همين مدت را مي نشستند و يک کلمه حرف نمي زدند. اگر کسي از ايشان سؤال مي کرد، جواب مي داد. استاد ايشان، مرحوم علامه طباطبايي بود. من خدمت مرحوم علامه طباطبايي متعدد مشرف مي شدم، ايشان هم همين طور مي نشستند و سکوت مي کردند. اگر کسي از ايشان سؤال مي کرد، جواب مي داد. درغير اين صورت جواب نمي داد و باز مي نشست. به مقداري که انسان حواسش به جايي و کسي و چيزي باشد، قيمت دارد. مثلا در اين چند سال هفته اي يکبار من خدمت حاج آقاي خوشوقت مي رسيدم و يک روز ديدم که ايشان خودش شروع به صحبت کرد و يک عالِم ديگري کنارشان نشسته بودند و گفت اين آقاياني که در مقابل شما نشستند، فلان عقيده را دارند که ايشان به ميدان آمد و شروع به صحبت کرد.(<a href="http://www.javedan.ir" target="_blank">www.javedan.ir</a>)<br />
در مورد غيبت بسيار بسيار زياد توجه كنيم واحكام غيبت ر ا حتما ياد بگيريم.<br />
11) قدر وقت را بدانيم وآنرا درست و بجا استفاده كنيم.<br />
رفقا ساعات عمر ما محدود است و روزي عمر ما تمام مي شود . نباشد آن روزي كه حسرت ساعات عمرمان را بخوريم كه در غفلت بسر برديم .<br />
اي آنكه نتيجه چهارو هفتي		   وز هفت وچهار دايم اندر تفتي<br />
كار كن كه هزار بار بيشت گفتم	 باز آمدنت نيست چو رفتي رفتي<br />
عزيزان يك سوال از شما دارم  80 سال بعد من و شما كجاييم. خوب حتما اكثريت ما زير خاكيم وپوسيديم . كمي فكر كنيم صورتي كه تو اين دنيا اين همه بهش مي رسيم .اون موقع چه وضعي داره آيا مي تونيم به صورت خودمان نگاه كنيم . خوب اونهايي كه 80 سال قبل تو اين دنيا بودن و بعضي هاشون براي لذت اين چند روزه دنيا چقدر گناه و معصيت كردن كه مثلا چند روز خوش باشن الان كجان؟ وضعيتشون چه جوريه؟<br />
آيا اين روز براي ما هم نخواهد رسيد؟ <br />
من خودم جواب مي دم . بطور عادي اكثر ما 80 سال بعد مرده ايم و فرصت چند ساله زندگي دنيا براي ساختن ((ابد))تمام شده است. <br />
خوب يك سوال ديگه. ما 800 سال بعد كجاييم؟ 8000 سال بعد كجاييم؟ 80000سال بعد چي؟ و800000000000000000000 سال بعد چي؟وما بالاخره تا بينهايت كجا زندگي خواهيم كرد؟ <br />
خوب حالا كمي فكر كنيم . اين 80 سال در مقايسه با بينهايت اصلا عددي حساب مي شه ؟ يانه؟ وما قراره ابد خودمون رو با همين چند ساله دنيا درست واباد كنيم.<br />
نگه دار فرصت كه عالم دمي است	  دمي پيش دانا به از عالمي است .<br />
نكند اوقات ما صرف تماشاي تلويزيون و مجالس غفلت و .. شود.<br />
در خواب بدم مرا خردمندي گفت	  كز خواب كسي را گل شادي نشكفت<br />
كاري چه كني كه با اجل باشد جفت	كار كن كه به زير خاك بايد خفت.<br />
رفقا سختي هاي زندگي هر چه باشدتمام مي شود . اين جمله هميشه يادمان باشد وتكرار كنيم.<br />
(( چون مي گذرد غمي نيست.)) <br />
اگر چه عشرت وعيش جهان نخواهد ماند		غمين مباش كه غم جاودان نخواهد ماند<br />
حالا بگذريم كه دوستان خدا از اين سختي ها لذت مي برند.<br />
چون آزادي و عشق همي نامد راست		    بنده شدم و ز يك سو نهادم خواست<br />
زين پس چنان كه خواهدم دوست رواست	    گفتار وخصومت ز ميانه برخواست<br />
اي دل غم اين جهان فرسوده مخور		بيهوده نئي غمان بيهوده مخور<br />
چون بوده گذشت ونيست نابوده پديد	 خوش باش غم بوده ونابوده مخور <br />
رفقا بياييد تصميم خودمون رو بگيريم .بياييد مرد مردانه بگيم خدا و استقامت كنيم. قدر لحظه لحظه ي عمرمون رو بدونيم. مبادا عمرمون رو صرف تماشاي سريال و فوتبال و... كنيم. حكايت يك پادشاهي رو مي كنن كه جواهر هاي خودشو توي رودخونه مي ريخت و مي گفت از صداي افتادن اين جواهر به آب خوشم مياد. حال ارزش ثانيه هاي عمر ما بسيار بالاتر از جواهر هست . آيا اين درسته كه ما بشينيم و يك ساعت فيلم ببينيم و بگيم از اين سريال خوشم مياد؟<br />
اي بس نباشيم و جهان خواهد بود	  ني نام ز ما وني نشان خواهد بود<br />
زين پيش نبوديم و نبدهيچ خلل	 زين پس چو نباشيم همان خواهد بود<br />
<br />
بيدار شو اي دل كه جهان مي گذرد	  وين مايه عمر رايگان مي گذرد <br />
در منزل تن مخسب و غافل منشين	  كز منزل عمر كاروان مي گذرد<br />
كمي فكر كنيم انهايي كه عمرشون رو به غفلت ومعصيت صرف كردن الان كجا هستن؟ و چه آرزويي دارن؟آيا نمي خوان همين يكروز از عمري كه ما در اختيارمون هست رو بهشون بدن تا عمل نيكي انجام بدن؟ خوب ما اين عمررو در اختيار داريم . چرا قدر نمي دونيم؟<br />
افسوس كه عمر رفته مي نايد راست	  فرياد كه بر باد شد آن عمر دراز<br />
خدايا دوستان تو با ياد و ذكر تو لذتها بردن و زندگيها كردن ولي من رو سياه اسير لذات و هواي نفسم شدم .خدايا مي شه ما هم لذت عباد ت و بندگي تو رو بچشيم؟ لذت ياد و محبت تو رو بچشيم؟ يكي از ملازمان آيت الله بهجت مي گفت( قريب به مضمون) : برا آيت اله بهجت شيريني آوردن و ايشون به كسي گفتن از اين شيريني بخور . بعد به اون كسي كه شيريني رو خورده بود فرمودن : شيرينه؟ گفت بله آقا. آيت الله بهجت فرمود: شيريني نخوردي.(يعني شيريني ولذت معنوي رو بايد بچشي تا بدوني لذت و شيريني تو چيه.)<br />
عمرمون گذشت ما مثلا خوشحاليم كه عيد آمد در حاليكه:<br />
از آمدن عيد واز رفتن دي	  اوراق وجود ما همي گردد طي<br />
در اخر  دستور العمل آيت الله بهجت رو تقديم مي كنم. باشد كه با توجه بيشتر بخوانيم وعمل كنيم.<br />
بسمه تعالي<br />
همه مي دانيم که رضاي خداوند اجّل، با آنکه غني بالذات [است] و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آنها ندارد، در اين است [ که]: بندگان، هميشه در مقام تقرب به او باشند، پس مي دانيم که براي حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به ياد او و ادامه ياد او دارد. <br />
پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود. <br />
و آنچه مي دانيم که اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ که آنها هر کدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است. <br />
پس بايد بدانيم که هدف بايد اين باشد که تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنکه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد. <br />
وقفنا الله لترک الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين. <br />
الأقل محمد تقي بهجت(سايت شهيد آويني)<br />
خدايا به داد ما برس كه بيدار شويم . از اين غفلتها رها شويم.<br />
اي خفته در اين سراي فاني	  برخيز كه رفت زندگاني <br />
رفقا هميشه يادمون باشه :<br />
(( عنقرب است كه از ما اثري باقي نيست)).<br />
12) تفكر .   ((در مرگ و گذر زمان بسيار فكر كنيم.)) رفقا بايد راحت طلبي را كلا كنار بگذاريم. با لذت طلبي و راحت طلبي سخت است.<br />
13) شبهاي جمعه و عصر جمعه 100 مرتبه سوره قدر را حتما بخوانيم.<br />
14)صبح ها سوره ي يس و وقت خواب 100 مرتبه سوره توحيدبخوانيم.<br />
15) بعد از نماز صبح 11 مرتبه سوره توحيد و 70 مرتبه استغفار.<br />
16) بعد از اتمام هر5 نماز روزانه تسبيحات حضرت زهرا ( سلام الله عليها) حتما گفته شود.قبل از اينكه از حالت نماز خار ج شويم. واينكه بعد از هر نماز حتما سجده ي شكر انجام دهيم.<br />
17) نافله ها را بخوانيم . هر 51 ركعت نماز واجب و مستحبي. مي توان نمازهاي نافله را بعد از نماز جماعت و در طول روز  وحتي در حال راه رفتن و مواقعي كه در مسير كار ومدرسه و... هستيد به نيت ما في الذمه يا  قضا خواند. ( به فتواي مرجع تقليدتان رجوع كنيد.).پس همان مقدار كه مي توانيم نافله ها را در وقت خودشان بجا آوريم . وبقيه را بعد از نماز جماعت به نيت ما في الذمه ( به فتواي برخي مراجع) و يا در طول روز هر موقعي كه امكانش باشد  مثلا در مسير هايي كه پياده مي رويم . يا مواقعي كه سوار اتوبوس و در حال حركت هستيم به نيت ما في الذمه يا به نيت قضا ( بر اساس نظر مرجع تقليدمان) به جا مي آوريم.<br />
18) نسبت به نامحرم و صحبت  ونگاه به نامحرم اشد مراقبت لازم است. بطوريكه در طول روز حتي يكبار نگاهش به نامحرم نيافتد. فلذا نگاه به برنامه هاي غير مفيد تلويزيون قطع شود .  مساله ترك نگاه به نامحرم ولو نگاه حلال بسيار مهم است. بايد با تمام وجودمان از خداي عزيز بخواهيم كه نگاهمان به نامحرم نيافتد. <br />
أقاي جاودان مي فرمايد:<br />
حاج آقاي حق شناس مطلبي را مکرر براي ما مي فرمودند که حاج مقدس مي گفت اگر يک بار، دقت کنيد، يک بار چشم به نامحرم بيفتد ( آت شخص)يک هفته لذت مناجات، نماز و زيارت را نمي برد. نمي گويد نگاه کند، مي گويد چشم به نامحرم بيفتد. اگر چشم به نامحرم افتاد ديگر تا يک هفته لذت نماز و مناجات و دعا را نمي برد. مشخص شد که چرا ما از نمازمان لذت نمي بريم؟ اگر بکوشيم خداي متعال يک راهي باز مي کند. بنده در زمان جواني يک رفيق نوجواني داشتم که مي گفت وقتي من به کوچه مي آيم اين بي حجاب ها را نمي بينم. يک سفيدي رويشان کشيده شده. اگر آدم بکوشد خدا راه حل مي دهد. چون مي بيند که نمي شود. آدم خودش را مي کشد اما يک مرتبه پيش مي آيد. چکار کنم؟ خدا آن چکار کنم را نشان مي دهد. اما اگر من کوشش نکنم و به خواب بسنده کنم هيچ.(<a href="http://www.javedan.ir" target="_blank">www.javedan.ir</a>)<br />
19) نسبت به خيالات خود و اون چيزهايي كه به ذهن مي آيد بايد توجه كرد كه خداوند به اين خيالات آگاه است ونسبت به آگاهي خداوند از خيالات بايد بسيار تلقين وتكرار كرد تا هميشه اين توجه باشدو ان شاالله حيا از خداوند در وجودمان هميشگي باشد. مثلا اين فكر وعمل مرا اگر مثلا مادرم بفهمد آيا خجالت نمي كشم؟ بدانيم كه خدا اين فكر و عمل مرا مي داند . پس از خداي عزيز و مهربان هم حيا كنيم.<br />
20) در تمامي كارها اخلاص داشته باشيم.<br />
 رفقا در مورد اعمالمان بايد اصل پنهان بودن را كاملا رعايت كنيم. بغير از اعمالي كه در شرع نسبت به آشكار بودنش توصيه شده است. يعني بدانيم كه چون خداي عزيز اين عمل مرا مي بيند ومي داند برايم كافيست . وچنين نباشد كه برويم واعمال حسنه خود را براي ديگران تعريف كنيم. كه مثلا من به فلاني كمك كردم . من چنين وچنان هستم. نه  بگذاريم فقط خدا بداند و اولياي خدا.<br />
 چله اخلاص رو حتما انجام بديم.<br />
رفقايي كه مي خوان ان شاالله با خداي عزيز رفيق بشن و بندگي خدا رو بكنن حتما وحتما به اين چله عمل كنند.<br />
از همين الان دوستان نيت بكنند كه تا 40 روز مي خوام فقط وفقط براي خداي عزيزم خالص خالص باشم. و اي  خداي عزيز مي خوام همه ي اعمال ريز ودرشتم و فقط وفقط برا رضايت و دوستي خودت عمل كنم ورضايت بقيه از مردم رو مي خوام بزنم كنار.<br />
 رفقا در مورد اعمالمان بايد اصل پنهان بودن را كاملا رعايت كنيم. بغير از اعمالي كه در شرع نسبت به آشكار بودنش توصيه شده است. يعني بدانيم كه چون خداي عزيز اين عمل مرا مي بيند ومي داند برايم كافيست . وچنين نباشد كه برويم واعمال حسنه خود را براي ديگران تعريف كنيم. كه مثلا من به فلاني كمك كردم . من چنين وچنان هستم. نه  بگذاريم فقط خدا بداند و اولياي خدا.<br />
 مثلا مي خوام درس بخونم نيت خودم رو بررسي مي كنم. من برا چي ميخوام درس بخونم؟<br />
-مثلا برا اينكه نمره ام بالا بياد و پيش بقيه كلاس بذارم.<br />
-برا ينكه مثلا فاميلها بگن فلاني عجب پسر خوب و درس خونيه؟<br />
-برا اينكه مي خوام مهندس و دكتر بشم كه پولدار باشم.<br />
- يا نه اصلا عادت كردم نيت خاصي ندارم و عادت كردم.<br />
خوب يك قسمت عمده ي اعمال ما از روي عادت و هواي نفس هستش كه مي شه اونها رو با قصد قربت انجام داد .مثلا خوابيدن و خوردن و درس خوندن و استراحت كردن و خيلي از اعمال ديگه.<br />
 پس تو اين 40 روز تمام فكر م رو جمع مي كنم كه همه اعمالم رو به خاطر خدا انجام بدم.وهيچ گناهي رو مرتكب نشم.<br />
خدايا من درس مي خونم چون تو خوشت مياد . من كار مي كنم و نون حلال در ميارم چون تو خوشت مياد. چون تو رو دوست دارم. خدايا من حرف پدر ومادرم رو گوش مي دم چون تو رو دوست دارم.خدايا من دست مادرم رو مي بوسم چون تو رو دوست دارم. خدايا من نگاهبه نامحرم نمي كنم چون مي خوام بندگي تو رو بكنم.  <br />
موقعي كه تو خيابون دارم راه مي رم سرم رو مي اندازم پايين و به خدا مي گم خدايا من تو رو دوست دارم .مي شه تو هم نگاه رحمتت رو بهم بندازي؟<br />
پس ان شا الله 40 روز تصميم مي گيرم تمام اعمالم به خاطر خدا باشه. يگ قلم وكاغذ هم هميشه همراهم باشه تا اعمالي كه غافل بودم رو يادداشت كنم. شب به حساب تمام اعمالم مي رسم و خودم رو محاسبه مي كنم.<br />
ونكته ي بعد اينكه تو اين 40 روز با تمام توان سعي كنم كه تمام اوقات به ياد خدا باشم.<br />
آيت الله حق شناس مي فرمود:<br />
دادش جون من چندي پيش داشتم در معناي مراقبه فكر مي كردم . لحظه اي چشمام روي هم رفت وديدم از آسمان باران متصل وبدون انقطاع به سوي من در حال باريدن است . در همان حالت براي يك لحظه كوتاه موضوعي ديگر فكرم رو به خودش جلب كرد . همزمان با آمدن اين خطور بلافاصله آن باران قطع شد . پس صدايي در گوشم گفت : اين است معناي مراقبه . يعني اگر مراقبه باشد باران رحمت ولطف الهي يكسره مي بارد.<br />
(شايد نقل به مضمون :كتاب عبد كريم  . محمد حسن سيف اللهي . انتشارات نبوغ) <br />
آقاي شمس از قول آيت الله بهجت مي فرمايد:<br />
ايشان سفارش اکيد مي‌کرد که سعي کنيد از خدا هيچ وقت غافل نشويد. اگر کسي بخواهد از خدا غافل نشود، درس و مباحثه را چه کار کند؟ محاورات روز مره را چه کار کند؟ اشتغال به امور ديگر را چه کار کند؟ کسي که مي‌رود پاي درس يک عالمي، بايد گوش بدهد که آقا چه دارد مي‌گويد؟ يا اگر درس مي‌خواهد بگويد، بايستي بفهمد که چي دارد مي‌گويد. براي من اين سؤال مطرح بود که اينها چگونه با هم قابل جمع است؟ شيريني مطلب اينجا است. ايامي که چشم آقا را عمل کرده بودند و مسجد تشريف نمي‌بردند، همان شب قرار شد که بنده به ديدن ايشان بروم. هوا خيلي سرد بود. در مسير نابينايي کنار خيابان ايستاده بود. ماشين‌ها به سرعت مي‌رفتند، گفت مي‌خواهم بروم آن طرف خيابان کوچة ارک. دستش را گرفتم بردم به کوچة ارک. بعد از آن او راه خودش را رفت و من هم راه خودم را. لحظات بعد که خدمت آقا رسيدم، عرض کردم آقا! اينکه شما قبلاً فرموديد: هيچ‌گاه از خدا غافل نشويد، حقيقتش اين است که نمي‌شود؛ به خاطر اينکه درس، بحث و يا کارهاي ديگري مانع مي‌شود. آقا فرمود: نه، منافاتي ندارد. اينها «ذکر عملي» است؛ مثل اعمايي که دستش را بگيري از آن طرف خيابان بياوري اين طرف خيابان. اينها ذکر عملي است و منافات با آنچه من گفتم، ندارد.(سايت دوستداران آيت الله بهجت)<br />
استاد تفسير ما مي فرمود(نقل به مضمون):يك لحظه كه انسان از خدا غافل ميشود در قيامت به اندازه يك عالم براي اين يك لحظه غفلت حسرت مي خورد.<br />
دو نفر كه كاملا به يك شكل زندگي كرده اند و تمام اعمالشان عينا مثل هم باشد فقط يكي براي يك لحطه بيشتر به خدا توجه كرده در قيامت جايگاهي پيدا مي كند كه ديگري وقتي انرا مي بيند چنان حسرتي مي خورد كه ...<br />
<br />
21) هميشه تبسمي بر چهره داشته باشيم.<br />
22) با بنده هاي خدا مهربان و خوشرو و متواضع باشيم.<br />
23) احترام وتواضع نسبت به استاد معنوي بسيار لازم است.<br />
24) سعي تمام وبسيار در مورد پرداخت حق الناس هايي كه بر گردن داريم  داشته باشيم. از همه دوستان واشنايان حلاليت كلي بگيريم و بخواهيم كه هر حق و حقوق چه مادي و هر چيز ديگر كه بر گردن داريم رو حلال كنن و البه ازشون بخواهيم كه ما رو بري الذمه كنن. <br />
واگر در گذشته حق مالي كسي رو ضايع كرديم ولو در زمان قبل بلوغ وكودكي ازش حلاليت بگيريم يا به هر نوعي بهش حق ضايع شده رو برسونيم.<br />
و در ضمن همين الان به خدا بگيم: اي خداي عزيز . هر كسي كه من حقي به گردنش دارم. هر حقي باشد من مي بخشمش. خداي عزيز تو هم مرا ببخش. رفقا  بدانيم معمله با خيلي خيلي شيرين و پر سوده . نقل شده كه حسن بن خنيس مي گه : به امام صادق(عليه السلام) عرض كردم: ...از مردي طلبي داشت وآن مرد جان سپرد وما با...گفتگو كرديم كه از طلبش صرفنطر كند ومتوفي را ببخشد. وي امتناع كرد. امام(عليه السلام) فرمود: اي واي مگر نمي داند اگر بر او ببخشد به هر درهمي ده درهم عوض خواهد گرفت و اگر نبخشد در مقابل هر درهم بيش از يك درهم حق او نيست.( من لا يحضره الفقيه. ترجمه غفاري. علي اكبر و محمد جواد بلاغي . صدره / نرم افزار جامع الاحاديث/ موسسه نور).<br />
و حقوق واجب خودمان از قبيل خمس و زكات و رد مظالم و ... را پرداخت كنيم.آيت الله حق شناس مي فرمايد: ((در متن رياض اين روايت نقل شده كه شخصي عرض كرد : يابن رسول الله . چه اشكالي دارد شما حقوق خودتان را به ما ببخشيد ؟ حضرت رضا ( عليه السلام ) فرمودند: اين حقي است كه با اداء آن گناهان شما آمرزيده مي شود و كليد رزق شما اداء حق ما آل محمد است. (( فقال الرضا عليه الصلاه والسلام فان اخراجه مفتاح رزقكم وتمحيص ذنوبكم)).(كتاب زملك تا ملكوت / جلد2/ متن سخنان آيت الله حق شناس))<br />
دوباره آيت الله حق شناس مي فرمايد: يك كوزه فروش براي حساب و كتاب مالش پيش بنده آمد و به من گفت : وقتي با يك مشتري معامله مي كردم وسط كوزه ها چند كوزه شكسته هم بود . حال چه كنم؟ به او گفتم: به اندازه آن كوزه هايي كه شكسته بوده شما بدهكار هستي. اگر آن مشتري را مي شناسي حلاليت بطلب واگر نمي شناسي بايد رد مظالم بدهي. بعد خمس مالش را حساب كرد . به او گفتم من خمس مال شما را تا فردا عصر زير اين نعلبكي مي گذارم اگر خواستي به اهلش مي رسانم والا پولت را بردار و برو.<br />
وقتي كه فردا عصر امد گفت: من ديشب در عالم رويا ديدم كه آقا فرمودند: آي مرد تو تا به حال شير را باآب مي خوردي. يعني معامله ي غش دار مي كردي. .. و از ديشب كه اين كار را كردي شير خالص مي خوري. پس يكي از موانع دعا اين است كه شما حقوق واجب خودتان را نپردازيد .(كتاب زملك تا ملكوت / جلد2/ متن سخنان آيت الله حق شناس))<br />
25) تمامي اعمال حتي اعمال مباح رو با نيت الهي انجام بديم.<br />
در اينجا گفتاري رو از آقاي جاودان تقديم مي كنم.:<br />
-آن احاديثي که درجه بالاتر را نشان مي دهد مي گويد نگاه کند ببيند اگر معصيت است، نکند و اگر طاعت است، بکند. فرق کرد. آنجا مي گفت اگر معصيت است نکند و اگر چيز ديگر است بکند. حرام است، نکند. حلال است بکند. اينجا مي گويد اگر معصيت است، نکند و اگر طاعت است، بکند. خب من تمام روز مراقب گناهان هستم. اما زندگي مي کنم ديگر. زندگي معمولي. راحت مي خوابم. راحت مي خورم. حرف مي زنم. نگاه مي کنم. گوش مي دهم. اما مراقبم همه حلال باشد. مراقبم گناه نکنم. غيبت گوش نمي دهم. غيبت نمي کنم. دروغ نمي گويم اما حرف معمولي مي زنم. اين که طاعت نيست. اين طاعت نيست. خب اين همان مرتبه پايين است. که مواظبتش فقط مواظبت از گناه است. اين مرتبه که ممکن است آدم را به جايي برساند اين است که نگاه مي کند اگر معصيت است، آن کار را نمي کند. اگر طاعت است، مي کند. مثلا غذا خوردنش معصيت که نيست. چون هم پولش حلال است هم پاک است.<br />
خب. اين کاري که مي خواهد انجام دهد بايد طاعت باشد. غذا خوردن ما طاعت است آقا؟ طاعت نيست. گرسنه ام، غذا مي خورم. حکم طبيعت. گرسنه ام غذا مي خورم. خسته ام، مي خوابم. مثلا فرض کن حوصله ام سر رفته، تلويزيون را روشن مي کنم و تماشا مي کنم. يا فرض کن تلفن مي زنم به رفيقم و مي گوييم و مي خنديم. هيچ گناهي هم نمي کنم. اينها هيچ کدام طاعت نيست. همه اعمالي است که مباح است. فرمودند در حلالش و حرامش. اينها حلال است. اما آنجا مي گويد اگر طاعت است. اگر طاعت است مي کند و اگر معصيت است نمي کند. بين طاعت و معصيت. آن وقت اين آدم بايد تمام کارهايش را محاسبه کند ببيند اطاعت خدا هست يا خير. حالا من عبارت را عوض مي کنم. مي بيند اين کار رضاي خدا هست يا نه. اگر رضاي خدا نيست نمي کند. رضاي خدا هست مي کند. اين مي شود طاعت. رضاي خدا نيست، يعني طاعت نيست، نمي کند. اين آدم را به جايي مي رساند<br />
بدون آن مرحله اول آدم هيچ وقت، هيچ چيز نمي شود. و اگر آنجا بلغزد گرفتار خواهد شد. آنجا اگر کسي در بند رضاي خدا باشد، در بند رضاي خدا باشد. البته اين را بدانيد که آدم يک روزه به اين نمي رسد. يک کوششي است. اگر صاحب همتي هست، يک کوششي است که اين دائما مي کوشد يک کار بيشتر براي رضاي خدا انجام دهد. مدام مي کوشد که کار بيشتري براي رضاي خدا انجام دهد. يعني بيست و چهار ساعت مي کوشد. سعي مي کند که مثلا اگر شصت درصد بود حالا شصت و يک درصد بشود. شصت و دو شود. شصت و پنج درصد شود. همينطور بيشتر. اگر آدم توانست همه اعمالي که انجام مي دهد طاعت باشد يا به زبان ديگر بگوييم هرکاري که مي کند، رضاي خدا باشد اين آدم نماز مي خواند. اين آدم نماز مي خواند. هيچ وقت هيچ کس ديگري نمي تواند يک نماز درست بخواند. مگر اينکه بکوشد اينگونه باشد. <br />
بنده امروز عصر که بلند شدم، يک چاي خوردم. خب اين چاي را به چه دليل خوردي؟ به چه دليل خوردي؟ به چه دليل؟ عادت دارم. روز قيامت شما نمي تواني جواب بدهي، من عادت داشتم که عصرها يک چاي بخورم. يا صبح براي صبحانه نان و پنير و چاي مي خوردم. مي گويند چرا؟ مي گويد عادت داشتم. نمي شود عادت را جواب داد. نمي خواستم اين را عرض کنم. مي خواستم عرض کنم که اگر من يک چاي مي خورم و بعد از ظهر استراحت يا کار مي کنم و کارم هرچه مي خواهد باشد، قبلش دارم ناهار مي خورم و قبلش اين کار و آن کار و آن کار را مي کنم، تا صبح، صبح هم صبحانه مي خورم و از خانه بيرون مي آيم و دنبال کار مي روم. خب به چه دليلي دنبال کار رفتم؟ به چه دليل صبحانه خوردم؟ دليل دارد. همينطور قبلش. بيست و چهار ساعت را بگرديد. اگر اينها دليل داشت و دليل درست داشت، خوب است و شما ظهر که نماز مي خوانيد، نماز مي خوانيد. <br />
(<a href="http://www.javedan.ir" target="_blank">www.javedan.ir</a>)<br />
26)رضايت مطلق از خدا<br />
آزادي و عشق چون همي نامد راست		    بنده شدم و ز يك سو نهادم خواست<br />
زين پس چنان كه خواهدم دوست رواست	    گفتار وخصومت از ميانه برخواست<br />
27) هرروز كتاب احاديث معصومين(عليهما السلام) مثل كتاب ترجمه كتاب تحف العقول يا كتاب جهاد با نفس كه ترجمه باب جهاد النفس كتاب وسائل الشيعه است وكتاب حديثي ديگر رو حتماحتما بخوانيم وعمل كنيم.(( با تاكيد بسيار)).<br />
28) كتاب اخلاقي معراج السعاده رو حتما هرروز بخوانيم و لو يك صفحه وتصميم بر عمل كردن آن داشته باشيم . واگر امكانش باشد آنرا نزد يك استاد اخلاق و يا همراه يك طلبه يا هر كسي كه خودش متخلق واهل علم وعمل است مباحثه كنيم.<br />
29) رو به قبله بنشينيم و بخوانيم وغذا بخوريم و درس بخوانيم.<br />
30) هرروزصبح به نيت سلامتي امام زمان( عليه السلام) صدقه بدهيم.<br />
ودر مشكلات زندگي و براي حاجات مشروعه ختم زيارت عاشورا را به نحوي كه از آيت الله حق شناس نقل شده و بسيار تاثير گذار است رو انجام دهيم.( مشروح و نحوه ختم زيارت عاشورا با شرائط وروش و مقدمه خاصش در وبلاگ بنده موجود است.)<br />
31)  سه روز از هر ماه را روزه گرفتن( پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه)<br />
32) نسبت به مستمندان و فقرا وكمك به نيازمندان هر ماه مبلغ معلوم ومشخصي را قرار دهيم و به نيازمندان با حفظ آبروي انها برسانيم.واين را منتي از جانب خدا ي متعال بدانيم. و نسبت به گره گشايي از كار خلق بسيار و بسيار و بسيار اهميت دهيم.<br />
و نسبت به مظلومان عالم خصوصا شيعيان كه در چنگال دشمنان گرفتارند بسيار دعا كنيم.و بغض دشمنان شيعه را داشته باشيم.و از خدا بخواهيم كه توفيق هدايت خلق را به ما عنايت كند . ونسبت به هدايت خانواده و آشنايان و دوستان بسيار تلاش كنيم.و نسبت به سلام دادن هميشه پيشقدم باشيم و جواب سلام رو با صداي رسا بدهيم.<br />
33)برنامه ريزي كنيم كه هر روز رساله مرجع تقليدمان و كتب استفتائات را بخوانيم و احكاممان را حتما ياد بگيريم.وهمچنين برنامه ريزي براي مطالعه كتب مفيد داشته باشيم به طوريكه حتما هر روز مقيد به مطالعه باشيم.<br />
34) تمام علقه ها را سعي كنيم كه از دلمان پاك كنيم . وبه هيچ چيز فاني دلبستگي وعلقه اي نداشته باشيم<br />
وآرزوي شهادت و فدا شدن در راه خدا و اهل بيت (عليهم السلام ) را با تمام وجودمان از خدا بخواهيم.<br />
رفقا فرض كنيد مثلا يك گوشي نو خريده ايد يا يك ماشين صفر كيلومتر آيا امتحان كرده ايد كه به اين گوشي يا ماشين  دلبستگي داريد يا نه؟ راهش اين است فرض كنيد روي صفحه اين گوشي يا روي بدنه ي ماشين  يك خط افتاده باشد آيا ناراحت مي شويد و افسوس مي خوريد كه حيف شد اين اتفاق افتاد . اگر اينطوري باشد پس دلبستگي به اين گوشي پيدا كرده اي.بايد طوري باشد كه همه اينها ذره اي فكر من وشما را مشغول نكند.<br />
35)در هر عملي كه پيش مي آيد حتي كوچكترين عمل مثل اينكه مي خواهم چند كلمه صحبت كنم. يا اينكه مي خواهم چاي بخورم . ببينيم كه آيا خدا راضي است يا نه؟ وبا قصد ونيت خدايي كارم را انجام بدهم.<br />
36)غذا را بعد از گرسنه شدن بخورد و قبل از سيري دست از غذا بكشد. وخود را سنگين نكند.و غسل جمعه را ترك نكند ونسبت به انجام آن بسيار اهميت دهد. <br />
37)در جلسات اخلاق شركت كند ويا حداقل از سايت اساتيد اخلاق مثل آقاي جاودان و... متن جلسات اخلاق را مطالعه كند. و خلاصه برداري هم داشته باشد.<br />
38)در محافل مذهبي واز جمله مجالس اهل بيت عصمت وطهارت ( عليهم السلام) شركت كند. ودر شادي اهل بيت ( عليهم السلام) شاد و در ناراحتي ايشان ناراحت باشد . و حتما سعي كند در خانه خود ولو مختصر مجلس روضه اهل بيت ( عليهم السلام) داشته باشد و يا اگر نشد در مجالس ديگر كمك مالي يا كمك عملي داشته باشد . وافتخارش باشد كه كفش جفت كن عزاداران امام حسين (عليه السلام) باشد.<br />
39)هر شب و روز دقايقي رو براي درد ودل ومناجات با خدا قرار دهيم وبنشينيم و با خدا درد ودل كنيم با زبان مادري خودمون. <br />
40)  هرروز صبح با خودمون يك تصميم محكم براي رعايت نكات بالا وهرآنچه كه مي دانيم مورد رضاي خداست رو بگيريم و در طول روز يك برگه ي كوچك ومدادي همراه داشته باشيم وآخر شب يك محاسبه كامل انجام بديم.<br />
اي آنكه نتيجه چهارو هفتي		   وز هفت وچهار دايم اندر تفتي<br />
كار كن كه هزار بار بيشت گفتم	 باز آمدنت نيست چو رفتي رفتي.<br />
رفقا بايد راحت طلبي را كلاً كنار بگذاريم. با لذت طلبي و راحت طلبي سخت است.<br />
التماس دعا.<br />
 طلبه و نوكر امام زمان( عليه السلام)  <br />
<br />
در ضمن در حد امكان براي ترويج معارف اهل بيت عصمت وطهارت (عليهم السلام) اين نوشته رو تكثير و در وبلاگ خودمون وهر جايي كه تونستيم نشر بديم. اجركم عندالله.<br />
و ان شا الله 40 گام ديگر بسوي خدا در آينده نوشته و جمع آوري خواهد شد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[40 قدم بسوي دوست]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38899.html</link>
			<pubDate>Sat, 02 May 2015 14:13:20 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38899.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحيم<br />
(( با قرار دادن اين مطلب در وبلاگ خودتان در ثواب عمل كنندگان به آن شريك باشيد.))<br />
سلام رفقا .<br />
ان شاالله رفقايي كه مي خوان سير الي الله رو شروع كنن اين پست رو كه حاصل استفاده از اساتيد عرفان واخلاق وتجربيات شخصي خود و... هستش رو با توجه و دقت كامل مطالعه كنن وحتي مي تونن آنرا چاپ ياروي برگه اي بنويسن و دقيقا بهش عمل كنن كه ان شاالله تاثيرش رو در زندگي معنوي شان خواهند ديد . ان شالله.<br />
1) اهم امور ترك محرمات وانجام واجبات است . با تمام وجود وبا تمام توان وبا عزم جدي تصميم بگيريم كه حتي اگر تمام دنيا را بدهند حاظر نيستيم حتي كوچكترين معصيتي رو انجام بديم. ( هر روز صبح با خودمون شرط كنيم و هرروز مرور كنيم و عزم وتصميم رو جدي تر دنبال كنيم.) كتابهاي گناهان كبيره وقلب سليم آيت الله شهيد دستغيب و واجبات ومحرمات مرحوم مشكيني و البة قسمت دوم رساله آيت الله مظاهري كه مسائل مربوط به اخلاقيات است( قابل استفاده از سايت معظلم له) رو بخوانيم.<br />
پس ابتدا حال توبه رو حاصل كنيم و با تمام وجود توبه كاملي رو انجام بديم و نماز يكشنبه ماه ذي القعده را انجام دهيم.<br />
رفقا بدانيم با معصيت خدا نمي شه رفيق خدا شد.<br />
2) هرروز قرآن با تفكر بخوانيم.حداقل 50 آيه.<br />
در مورد اهميت قرائت قران همين بس كه استاد بزرگوار ما مي فرمود(نقل به مضمون) : 1)كنار بزرگي بودم به ذهنم آمد كه ايشان چه گونه به اين مقام رسيده اند . اون بزرگ از اين نيت دروني من با خبر شدند و فرمودند قران بخوانيد و اولين دستورالعملي كه مربوط به شماست رو عمل كنيد.<br />
 - مي فرمود: خدا بر من رحم كند اگر يك روز بدون قرآن باشم. <br />
-هميشان مي فرمود : چرا تاريكيم چون بين الطلوعين قرآن نمي خوانيم .چون وقت خواب قرآن نمي خوانيم.باز ايشان مي فرمود : روزي كه قرآن بخواني با روزهاي ديگه فرق مي كنه.<br />
مي فرمود حتي اگر صبح ها وقت قرآن خواندن هم نداشته باشيد موقع بيرون امدن از خانه قرآن را باز كنيد و به قرآن نگاه كنيد.<br />
يكروز ايشان دستور العملي رو براي قرائت آيات خاصي رو دادند كه ما عمل كنيم . ولي ما سستي كرديم .  ايشان كه وارد مجلس شدند فرمودند چرا به دستورم عمل نكرديد . من كه وارد شدم نور قران رو در چهره شما نديدم . <br />
پس در مرحله اول سعي كنيم هرروز قرآن بخوانيم.<br />
3) دائم متوسل به ائمه اطهار باشيم . ونسبت به امام زمان (عليه السلام) حال توجه و دعا داشته باشيم. <br />
آيت الله ري شهري مي فرمايد از آيت الله بهجت پرسيدم (1382/10/4)كه راه رسيدن به محضر امام زمان چيست؟ <br />
تاكيد كردند كه (( مومن بايد خود را در همه حال در محضر آن حضرت ببيند توجه داشته باشيد كه هر كاري مي كنيد در محضر اوست او حتي از خيال شنا آگاه است .))<br />
(تاريخ  1387/7/23) گفتم از فرج خبري نداريد؟<br />
فرمودند: (( چرا. معرفت وعلم به اينكه( حضرت ) سخن مرا پيش از شما مي شنود. ...اگر كسي به چنين اعتقادي برسد ديگر امام نسبت به او غايب نيست.<br />
(زمزم عزفان/ محمدي ري شهري)<br />
 با ائمه معصومين(عليهم السلام) به خصوص با مولاي موحدان امير مومنان (عليه السلام)  ارتباط روحي وقلبي داشته باشيم.واز خداي متعال با تمام وجود بخواهيم كه محبت مولا را در جانمان حس كنيم وبا محبت وعشق مولا علي در هر دو جهان زندگي ولايي داشته باشيم.<br />
نسبت به امام حسين (عليه السلام) بسيار حالت توسل داشته باشيم .ومحبت ايشان و اهل بيت عصمت و طهارت را بسيار شاكر باشيم  . و از خدا بخواهيم كه ما هم فداي  پسر فاطمه شويم . وجان ومال وبود و نبود خود را فداي محمد (صلي الله عليه واله)وآل محمد( عليهم السلام) كنيم.وسعي كنيم هرشب وروز براي امام حسين(عليه السلام)  به تاسي از امام زمان (عليه السلام)قطره اشكي بريزيم.<br />
 ونسبت به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) بسيار تلاش كنيم.<br />
 دستور عملي:<br />
امام زمان حرفهاي ما را مي شنود . پس هر شب حداقل 5 دقيقه در جاي خلوتي با امام زمان( عليه السلام) بشينيم و صحبت كنيم.<br />
4) مراقبه تام. يعني اينكه بدانيم در حضور ومحضر كسي هستيم كه عليم بذات الصدور است. يعني خدا هميشه ما رو مي بيند و از اون فكر وخيالي كه داريم آگاه است . پس بايد از خدا حيا كنيم نسبت به خيلي چيزها .<br />
هميشه سعي كنيم و هميشه اين حالت توجه رو داشته باشيم كه خدا نزديك ماست و ما هيچ وقت وهيچ كجا تنها نيستيم. پس با خدا رفيق بشيم و هميشه با عزيز عزيزها صحبت كنيم و البه خيلي به خدا بگيم<img src="images/smilies/sad.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />( خداي عزيزم دوست دارم . دوست دارم. دوست دارم.)) <br />
آيت الله بهجت مي فرمايد: براي موعظه يك كلمه كافيست وآن توجه به اين است كه خداوند متعال در هر حال شما رامي بيند.(زمزم عرفان / محمدي ري شهري)<br />
هميشان مي فرمايد: اقرب از هر چيز خداست انسان بايد تلاش كند همه جا با خدا باشد . توجه به خدا بايد شاغل باشد او را از همه امور .(زمزم عرفان / محمدي ري شهري)<br />
بسيار سعي كنيم هميشه فكرمون پيش محبوب ومعبود باشه.<br />
سيد حسين يعقوبي نسبت به استادشان عارف بزرگ آيت الله انصاري همداني مي گويد:<br />
آنچه كه بيش از هر چيز توجه مرا نسبت به ايشان جلب مي كرد و در نظرم بسيار مهم بود ،حال مراقبه دائمي آ ن بزرگوار بود .<br />
اگر انسان اندكي باآن جناب معاشرت مي نمود بالحس در مي يافت كه ايشان دائما خود را همچون  بنده اي در حضور مولا مي بيند . وبا اينكه هيچ وقت دوست نمي داشتند خود را ظاهر كنند، لكن خداي متعال به بنده لطفي كرده بود كه حس مي كردم كه گويا قلب ايشان به جايي مرتبط است . واين بسيار مهم مي باشد .( كتاب سفينة الصالحين)<br />
آيت الله مصباح در توصيف استادشون علامه طباطبايي مي فرمايد <img src="images/smilies/sad.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />( مرحوم علامه طباطبايى(رحمه الله) نمونه بارز و برجسته كسانى بود كه اهل ذكر و خلوت با خدا بودند و لحظه اى توجهشان از خداوند قطع نمى‌شد. حالات و رفتار ايشان نشان مى‌داد كه توجهشان به جاى ديگر است و چندان مايل نبود با كسى سخن بگويد و گفتگو كند، چون از توجه ايشان به خدا كاسته مى‌شد. در جلسه درس، معمولاً به شاگردان نگاه نمى‌كرد و بيشتر نگاهش را به سقف مى‌دوخت، و اگر كسى رو در رو با آن بزرگوار گفتگو مى‌كرد مرحوم علامه به چشمانش نگاه نمى‌كرد. اين رفتارها براى اين بود كه توجهش به خداوند باقى بماند. حتى گاهى به ايشان سلام مى‌كردند، اما ايشان در عالم خود بودند و متوجه نمى‌شدند. ايشان خيلى كم و مختصر حرف مى‌زدند و همواره در حال ذكر و توجّه بودند.))( كتاب ياد او /تاليف ايت الله مصباح/ پايگاه اطلاع رساني ايت الله مصباح)<br />
أيت الله بهجت مي فرمايد:<br />
پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود. <br />
و آنچه مي دانيم که اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ که آنها هر کدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است. <br />
پس بايد بدانيم که هدف بايد اين باشد که تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنکه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد. <br />
وقفنا الله لترک الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين. <br />
الأقل محمد تقي بهجة( سايت شهيد آويني)<br />
آيت الله بهجت خودشون نمونه كامل انسان مراقب بودند به طوري كه سعي مي كردند لحظه اي از ياد خدا غافل نشوند .ايشون مي فرمايد<img src="images/smilies/sad.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />(ترك معصيت دائمي و علي الدوام متوقف بر مراقبه و تذ كر علي الدوام است و مراقبه و تذكر هم ملازم است با وصول به اعلي المقاصد الممكنه .<br />
توجه به خداوند متعال كليد وصول به مقامات معنوي وشهود حق تعالي است  راه رسيدن به شهود مراقبت بر ياد خدا واز دست ندادن اختياري توجهاتي است كه احيانا براي انسان حاصل مي شود غفلت غير اختياري اهميتي ندارد واضحات را از دست ندادن موجب وصول به شهود تام است .<br />
از ايشان درباره راه تداوم ذكر پرسيدم فرمودند: توجه به نماز اگر نماز درست شد همه چيز درست مي شود  واعلم ان كل شي ء من عملك تبع لصلاتك  ميزان الحراره نماز است . ))(زمزم عرفان/ محمدي ري شهري)<br />
در كتاب (( العبد / موسسه شمس الشموش )) در مورد آيت الله بهجت  آمده :<br />
 يكي از شاگردان : ((يكبار سر درس احساس كردم كه آيت الله بهجت دو تا شد يك بهجت نشسته بود و دائما به ياد خدا بود . يك بهجت هم نشسته بود و درس مي داد . يعني اين درس وبحث وغيره هيچ موقع از توجهشان به خدا نمي كا ست واين يك مقام بالايي است كه شخص هيچ موقع از ياد خدا غافل نشود . اگر كسي دقت مي كرد اين امر در زندگي ايشان كاملا مشخص بود . ظاهرش رفت وآمد و صحبت ودرس دادن بود وباطنش يك بهجت ديگر بود كه هميشه به ياد خدا بود.ايشان به ما آموخت كه مي شود انسان با اينكه اشتغال علمي وفكري صد در صدي داشته باشد يك ذره توجهش از خداي متعال قطع نشود .))<br />
((آقاي بهجت بي ياد خدا مي ميرد آقاي بهجت با ياد خدا زنده است . او با هر كسي صحبت هم مي كرد احساس مي كرد انگار دارد مي ميرد و زود بر مي گشت ان طرف .))<br />
اي كاش ما هم مثل اين مرد بزرگ هميشه با خداي خودمون خوش باشيم كه بالاترين لذتها دوستي وبندگي خداست.<br />
سيد ابو ترابي مي فرمود: ( قريب به مضمون) افتخار آيت الله بهجت اين نيست كه در عمرشان گناه نكردند. بلكه افتخارشان اين است كه مراقب بوده اند لحظه اي وآني از ياد خدا غافل نشوند و با تمام وجود مراقب بودند كه حتي براي لحظه اي و ثانيه اي از ياد خدا غافل نشوند .<br />
آيت الله ري شهري مي فرمايد:<br />
مهمترين ويژگي عملي ايشون(آيت الله بهجت) دوام ذكر بود. ايشون معتقد بود كه با دوام ذكر وتوجه به خدا مي توان به تمام كمالات انساني دست يافت . مبدا تمام كمالات انساني تدا وم ذكر است  وتداوم ذكر هم وقتي من از ايشون سوال كردم . توجه به نماز است .<br />
آيت الله حق شناس مي فرمايد:<br />
دادش جون من چندي پيش داشتم در معناي مراقبه فكر مي كردم . لحظه اي چشمام روي هم رفت وديدم از آسمان باران متصل وبدون انقطاع به سوي من در حال باريدن است . در همان حالت براي يك لحظه كوتاه موضوعي ديگر فكرم رو به خودش جلب كرد . همزمان با آمدن اين خطور بلافاصله آن باران قطع شد . پس صدايي در گوشم گفت : اين است معناي مراقبه . يعني اگر مراقبه باشد باران رحمت ولطف الهي يكسره مي بارد.<br />
(شايد نقل به مضمون :كتاب عبد كريم  . محمد حسن سيف اللهي . انتشارات نبوغ) .( حضور قلب كلي / ترك غفلت كلي)<br />
علامه طباطبايي در دستورالعملي مي فرمايد:<br />
(( براي موفق شدن و رسيدن به منظوري که در پشت ورقه مرقوم داشته ايد لازم است همتي بر آورده، توبه اي نموده، به مراقبه و محاسبه پردازيد. به اين نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بيدار مي شويد قصد جدي کنيد که در هر عملي که پيش آيد، رضاي خدا - عزاسمه- را مراعات خواهم کرد. آن وقت در سر هر کاري که مي خواهيد انجام دهيد. نفع آخرت را منظور خواهيد داشت، به طوري که اگر نفع اخروي نداشته باشد انجام نخواهيد داد. هرچه باشد. <br />
همين حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهيد داد و وقت خواب، چهار پنج دقيقه اي درکارهايي روز انجام داده ايد فکر کرده، يکي يکي از نظر خواهيد گذرانيد. <br />
هر کدام مطابق رضاي خدا انجام يافته شکري بکنيد و هر کدام تخلف شده استغفاري بکنيد. اين رويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش اگر چه کليد نجات و رستگاري است و هر شب پيش از خواب اگر توانستيد سور مسبحات يعني سوره حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانيد و اگر نتوانستيد تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از بيست روز از حال اشتغال ، حالات خود را براي بنده در نامه بنويسيد.<br />
 ان شاء الله موفق خواهيد بود. والسلام عليکم. محمد حسين طباطبايي. ))وبلاگ منبرك<br />
پس شخص مراقب بايد سعي وقصد تمام كند تا مرتكب گناهي نشود ودر درجات بعدي سعي ميكند هيچ كار  خلاف رضاي الهي از او سر نزند .<br />
دوستان عزيز سعي كنند هر روز صبح قصد جدي كنند كه امروز هيچ گناهي از من سر نخواهد زد حتي اگر تمام دنيا را به من بدهند حتي يك گناه هم از من سر نخواهد زد .<br />
شخص مراقب از صبح زود كه براي تهجد بر مي خيزد تا موقع خواب به ياد محبوب و معبود خود هست .خدايي كه هميشه وهمه جا با اوست (هو معكم اينما كنتم) خدايي كه بالا ترين محبتها را به او دارد . پس واقعا حيف نيست خدايي كه اين قدر ما رو دوست داره وهميشه با ماست رو فراموش كنيم .<br />
علامه طباطبايي در معناي مراقبه مي فرمايد: معناي مراقبه؟مراقبه يعني توجه باطني انسان به خدا و روي نگرداندن از ان در همه ي احوال است مراقبه كمالي است كه انسان را به مقصد مي رساند مراقبه اين است كه انسان از اول صبح تا هنگام خواب از ياد خدا غافل نباشد وتمام گفتار وكردارش براي خدا باشد واو را همه جا حاضر وبر كارهاي خود ناضر ببيند وخويشتن را در محضر او بيابد كليد اشيا در مراقبه است .( كتاب در محضر علامه طبا طبايي/محمد حسين رخشاد)<br />
(((  دوستاني كه نيت قرب به سوي محبوب رو دارند از امشب حتما اين برنامه رو انجام بدهند :  هر شب حتما حتما و در هر شرايط وهر حالتي تصميم قطعي و جدي بگيرند كه به مدت حداقل پنج دقيقه در مكان خلوتي حالا مثلا تو اتاق خونشون تو حياط خونشون يا مثلا تو اتوبوس كه نشستن توجهشون از همه جا قطع كنند و اين پنج دقيقه رو با محبوب ومعبود خودشون خلوت كنند و عرضه بدارن خدايا (( ما در اغيار به روي خود ببستيم	 از همه باز آمديم وبا تونشستيم)) واين چند دقيقه رو با خداي عزيز درد دل كنن . با خدا صحبت كنند .تا ان شا الله  هميشه و همه جا با خدا باشن .)))<br />
خوب اين مطالب رو خدمت شما دوباره تكرار كردم تا بسيار روي اين مطالب فكر كنيم. وان شاالله بهشون عمل كنيم . كه كليد سعادت در مراقبه است.<br />
5) نماز شب <br />
رفقا بزرگان مي فرمايند: بدون سحر وبدون تهجد نمي شه سير الي الله كرد. <br />
مضمون نوشته يكي از بزرگان است كه: ما كسي رو از اهل معرفت سراغ نداريم كه اهل تهجد نباشد.<br />
پس بايد هميشه و در هر شرايطي وبا عزم تمام تصميم بگيريم كه قبل از نمازصبح بلند شويم و با محبوب و معبود خودمون راز ونياز و مناجات كنيم. بعد از نماز شب چند دقيقه ي روي سجاده بشينيم و با زبان مادريمون با خدا صحبت كنيم.<br />
استاد اخلاق ما سر كلاس مي فرمود ( قريب به مضمون): برخي چهره ها مشخص است كه نماز شب مي خوانند . مثلا برخي چند دقيقه قبل از اذان صبح بيدار شده ا ند. <br />
6) نماز اول وقت<br />
آيت الله ري شهري مي نويسد در تاريخ 1370/9/1 آيت الله بهجت در ديداري از آيت الله قاضي نقل فرمودندكه:<br />
((هركس نمازهاي واجب يوميه را اول وقت بخواند .به همه مقامات معنوي خواهد رسيد .اگر نرسيد مرا لعنت كند.)) <br />
هميشان مي نويسد :پرسيدم راه رسيدن به حضور قلب چيست؟<br />
فرمودند دو كار كنارهم.<br />
1.(نمازگذار) به وسوسه هاي شيطاني كه غير اختياري پيش مي آيد كاري نداشته باشد.<br />
2. هر وقت در نماز توجه پيدا كرد اختيارا به غير خدا توجه نكند .<br />
هميشان مي نويسد (در تاريخ 1374/9/14)  از ايشان در مورد حضورقلب در نماز پرسيدم مجددا همان پاسخ پيشين را تكرار كردند كه (( هر كس نماز مي خواند هر چند به اندازه يك لحظه به ياد خدا مي افتد اگر تلاش كند ان لحظه را اختيارا از دست ندهد مشكل حل مي شود.))<br />
مي نويسد( تاريخ 1376/6/28) از ايشان تقاضا كردم كه دعا كنند كه بتوانم در نماز حضور قلب داشته باشم.<br />
فرمودند: (( دوايي است . دعايي نيست.))<br />
فرمودند<img src="images/smilies/sad.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /> 1379/11/21)  : ((از خدا مي خواهيم كه از خدا اختيارا برنگرديم.))<br />
فرمودند: (1380): ... همين كه انسان توجه پيدا كند كه(خداوند) محيط بر همه چيز است كافي است. اولم يكف بربك انه علي كل شيء  شهيد ...<br />
مطلب تا اين حد سهل آسان است : وهو معكم اين ما كنتم.<br />
(تاريخ 1384/9/10) پرسيدم  برخي سوال مي كنند كه براي حال خشوع پيدا كردن در حرمين چه كنيم؟<br />
فرمودند: نماز خودتان را اصلاح كنيد  (( واعلم ان كل شي ء من عملك تبع لصلاتك . ))آقاي قاضي مي فرمود اگر كسي نمازهاي پنجگانه را اول وقت بخواند به مقامات عاليه مي رسد وگرنه مرا لعنت كند.<br />
فرمودند براي حضور قلب در نماز عمدا واختيارا روي (دل) خود را برنگرداند . بالاخره يك آن متوجه مي شود كه براي خدا نماز مي خواند وآنرا اختيارا از دست ندهد . اين خيلي آسان است .برهان اين مطلب را كسي مي داند كه عمل كند ونتيجه بگيرد.<br />
 فرمودند : راه خدا آسان است.<br />
(زمزم عزفان/ محمدي ري شهري)<br />
حال تعابيري كه از آيت الله بهجت در(( سايت آيت الله بهجت ودر كتاب صداي سخن عشق)) در مورد نماز دارن رو با دقت بخوانيم و روش فكر كنيم.<br />
	تمام لذّتها روحى است و آن چه از لذّات كه در طيب و يا از راه نساء، به صورت حلال تكوينا مطلوب است، بيش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است تَنَعَّمُوا بِعِبادَتِى فِى الدُّنْيا، فَإِنَّكُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِها فِى الاْآخِرَةِ.»<br />
فرمودند: <br />
اگر کسي بخواهد حضور قلب تحصيل کند، لحظه اي که درنماز، توجه پيدا مي کند، اختيارا قلب خود را منصرف {به غير} نکند. <br />
    همين اقدام، سبب دوام حضور مي شود.{ تا }عمل نکند، نمي فهمد.<br />
شايد اين كرامتى باشد براى خصوص مسلمان‏ها كه به آن‏ها اجازه داده شده است هر جا و هر وقت كه خواستند بدون هيچ رادع و مانع و حاجز و حاجب و بدون اجازه از هيچ دربان و نگهبان، به حضور خداوند كه پادشاه پادشاهان است بار داده شوند.<br />
همه چيزتابع نماز است. وقتي نماز با حال گشت انسان آدم شده است. بالاخره محك نماز است .<br />
نماز بالا ترين وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خداست .<br />
اگر سلا طين عالم مي دانستند كه انسان در حال عبادت چه لذتهايي را ميبرد هيچ گاه دنبال مسايل مادي نمي رفتند .<br />
قرب مراتبي دارد وبالاترين آن لقاء است وهر مرتبه از مراتب قرب را مقربي است كه بالاترين آنها نماز است.<br />
نماز عروج مؤمن است وعروج مستلزم قرب ولقاءاست.<br />
كساني كه ملتزم به نماز در اول وقتش هستند وملتزم به صلات كامله هستند .اگر مقداري مواظب خودشان باشند وببينند حال بعد از نمازشان با حال بعد از صلاتشان فرق كرد واين فرق را اختيارا از دست ندهند اميد است به اين كه از الذين هم علي صلاتهم دائمون باشند. هميشه مصلي باشند هميشه متذكر باشند . نمازي را كه براي تذكر خوانده است تذكر در او ايجاد يك روحيه قوي مي كند كه هميشه به ياد خدا باشد و هميشه اين قوت خودش را حفظ كند.<br />
بالاترين مرحله اصلاح نماز روي آوردن وتوجه با تمام وجود در نماز به خداوند متعال است.<br />
كسي كه در عبادات قلب را از غير خدا خالي نمايد وفارغ القلب نماز را كه همه چيز تابع آن است انجام دهد هيچ كمالي را فاقد نخواهد انسان بايد فكرش را از غير خدا منصرف كند وتوجهش به غير خدا مشغول نشود. البه اگر بصورت غير اختياري توجهش به جايي رفت كه هيچ ، اما به محض التفات پيدا كردن بايستي قلبش را از غير خدا منصرف كند.<br />
در عبادات وتمامي كارها اختيارا غير از خدا و غير از ياد او را راه ندهيد وهمين راه منحصر در سعادت است.<br />
اين از امتيازات ومختصات انسان كامل است كه از نمازلذات مي برد.<br />
پس رفقا با تمام وجود  نسبت به نماز بسيار بسيا ر و بسيار سعي كنند كه  نمازشان را اول وقت وبا توجه بخوانند كه تاثير شگرفي رو  ان شاالله خواهند ديد. خلاصه اينكه اگر نماز درست شد همه چيز درست مي شود.<br />
7) هميشه با طهارت باشيم. بلافاصله بعد از ابطال وضو  تجديد وضو كنيم كه ان شاالله هميشه با نور وضو باشيم.<br />
وحتما شب را با وضو بخوابيم . تا ان شا الله ثواب عبادت خدا را عنايت كنند. <br />
8)احترام به والدين<br />
يادم نمي ره خدمت استاد رسيدم وگفتم حاج آقا چي كار كنم آدم بشم :  فرمود شما سه كار انجام بده ( ترتيب فرمايش ايشون يادم نيست) 1-رساله 2-نماز اول وقت 3- پدر ومادر  <br />
هروقت كه مي خواهيد قدمي بسوي خدا برداريد برويد كنار مادرتان وبوسه اي بر دستان پر مهر مادر  بزنيد و با نگاه خندانتان خنده اي بر چهره مادر بنشانيد .واو را از صميم دل خوشحال كنيد و بگوييد كه مادرم عزيز من از من راضي باش كه ان شاالله خدا هم از شما راضي خواهد شد.<br />
در كتاب مستدرك الوسائل حديثي نقل ميكند كه شخصي امد خدمت رسول خدا( صلي الله عليه واله) وگفت : قسم خورده ام درب بهشت را ببوسم چه كاري كنم كه مساوي ان باشد ؟ حضرت فرمودند پاي مادر وپيشاني پدر خود را ببوس مثل ان است كه درب بهشت را بوسيده اي.( كتاب مقام محبت)<br />
روي عن رسول الله : نظر الولد الي والديه حبا لهما عباده ( بحار الانوار .ج74.ص84)( كتاب مقام محبت)<br />
نگاه فرزند به صورت والدينش از روي محبت عبادت است.<br />
عزيزان اگر بتوانيد هر روز مقيد باشيد كه پدر ومادر رو خوشحال كنيد و انها رو از خود راضي كنيد وهر روز بوسه اي بر دستان مادر بزنيد به توفيق بزرگي رسيديد .هر كاره اي هم باشيم دانشجو مهندس دكتر و... هر چي كه باشيم بايد همه رو بريزيم دور و پيش پدر ومادرمون تواضع كنيم . از ته دل خوشحالشون كنيم و ازشون بخوايم برامون دعا كنند .<br />
يكي از ارادتنمدان آيت الله بها الديني مي فرمود : در بين سخناني كه با ايشان رد وبدل شد نام حاج آقا فخر تهراني به ميان آمد ...معظم له فرمودند: در جلسه اي كه حضرت ولي عصر( عجل الله تعالي فرجه الشريف) در مكه داشتند نام چندين نفر برده شد كه يكي از آنها حاج آقا فخر بوده است ...<br />
رو به آقا كردم و گفتم آقا اجازه مي فرماييد اين مطلب را به حاج آقا فخر عرض كنم . فرمودند مانعي ندارد .چون سخن ايشان را به حاج آقا فخر گفتم شروع به گريه كردند از ايشان پيرامون اين توفيق بزرگ سوال كردم .<br />
فرمود: نمي دانم ولي شايد به خاطر خدمتي باشد كه به مادرم كرده ام .زيرا ايشان به خاطر كسالتي كه داشت مدتي بستري گرديد وخانه نشين شد از اين رو تمام كارهايم را تعطيل كردم ومشغول خدمتكاري اوشدم . علي الخصوص كه ايشان علويه بود.( كتاب آيت بصيرت)<br />
پس عزيزان حيف نيست كه ما ازاين عنايتي كه بهمون شده ومي تونيم با كسب رضايت پدر و مادرمون اوج بگيريم خداي نكرده كوتاهي كنيم و دستمون خالي باشه .امروز استاد اخلاق از فرزند يكي از اولياي خدا مطلبي رو عرض كردند كه مضمونش اينه كه پدرشون حالا تو عالم كشف (ويا  غيره) بهشون فرمودن كه اونهايي كه پدر ومادراشون ازشون راضي اند خدا از برزخ اجازه مي ده مي يام اينجا اونها رو نمي گذارم تو ابتلا ئات  بيفتن تو گناه بيفتن . ( حالا طبق فرموده استاد اين يك مكاشفه بوده ) .<br />
در آخر مضمون يك خاطره اي كه استاد اخلاق ما نقل كردن رو عرض كنم : ايشون فرمودن مدتي بود كه اون حال معنوي رو نداشتم . برا نماز شب بلند مي شدم ولي اون حال معنوي نبود . ناراحت بودم كه چرا اون حال معنوي رو ندارم . رفتم جمكران اعمالم رو مرور كردم . نگاه . نه خدا رو شكر نگاهم كنترل شده است . زبانم . نه مراقب اون هم هستم ...  خدايا من كه مراقبه رو دارم .پس خدايا چرا اون حال رو ندارم . مي فرمود : يه دفعه يه دستي رو شونم اومد ( يكي از اولياي خدا بود) كه آقا شيخ يه هفته است تلفن خونه پدرت يك طرفه است نمي تونن بهت زنگ بزنن . يه هفته به مادرت زنگ نزدي .با اين وضع مي خواي حال معنوي هم داشته باشي ؟<br />
 دستور عملي : خجالت نكشيم برا اولين بار هم كه شده همين الان  از پشت كامپيوتر پاشين و بريم پيش مادرمون و بوسه اي بر دستان مهربان مادر بزنيم و خنده بر لبان مادر بنشانيم يا اگه از مادر دوريم بهش زنگ بزنيم واز پشت تلفن بگيم كه مادر جان از همين راه دور دستت رو مي بوسم.<br />
 به هر حال اگه بتونيم دل پدر ومادر مون رو هميشه از خودمون راضي نگه داريم و هرروز مقيد بشيم كه حتما بوسه اي بر دست مادر مون بزنيم و  بهش بگيم كه مادر جانم من خاك پاي تو هستم . من پاي تو را مي بوسم كه تو از من راضي باشي ( كه در روايتي مي فرمايد : الجنه تحت اقدام الامهات - بهشت زير قدمهاي مادر است ) مادرجان من رو دعا كن كه با دعاي تو خداي مهربونم از من راضي باشه.بعد تو دلتون به امام زمان (عليه السلام) بگيد پسر فاطمه آقا جانم مادرم از من راضيه شما هم از من راضي باشيد گل فاطمه . جانم به فداي شما .<br />
دستور عملي : خجالت نكشيم برا اولين بار هم كه شده همين الان  از پشت كامپيوتر پاشيم و بريم پيش مادرمون و بوسه اي بر دستان مهربان مادر بزنيم و خنده بر لبان مادر بنشانيم يا اگه از مادر دوريم بهش زنگ بزنيم واز پشت تلفن بگيم كه مادر جان از همين راه دور دستت رو مي بوسم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحيم<br />
(( با قرار دادن اين مطلب در وبلاگ خودتان در ثواب عمل كنندگان به آن شريك باشيد.))<br />
سلام رفقا .<br />
ان شاالله رفقايي كه مي خوان سير الي الله رو شروع كنن اين پست رو كه حاصل استفاده از اساتيد عرفان واخلاق وتجربيات شخصي خود و... هستش رو با توجه و دقت كامل مطالعه كنن وحتي مي تونن آنرا چاپ ياروي برگه اي بنويسن و دقيقا بهش عمل كنن كه ان شاالله تاثيرش رو در زندگي معنوي شان خواهند ديد . ان شالله.<br />
1) اهم امور ترك محرمات وانجام واجبات است . با تمام وجود وبا تمام توان وبا عزم جدي تصميم بگيريم كه حتي اگر تمام دنيا را بدهند حاظر نيستيم حتي كوچكترين معصيتي رو انجام بديم. ( هر روز صبح با خودمون شرط كنيم و هرروز مرور كنيم و عزم وتصميم رو جدي تر دنبال كنيم.) كتابهاي گناهان كبيره وقلب سليم آيت الله شهيد دستغيب و واجبات ومحرمات مرحوم مشكيني و البة قسمت دوم رساله آيت الله مظاهري كه مسائل مربوط به اخلاقيات است( قابل استفاده از سايت معظلم له) رو بخوانيم.<br />
پس ابتدا حال توبه رو حاصل كنيم و با تمام وجود توبه كاملي رو انجام بديم و نماز يكشنبه ماه ذي القعده را انجام دهيم.<br />
رفقا بدانيم با معصيت خدا نمي شه رفيق خدا شد.<br />
2) هرروز قرآن با تفكر بخوانيم.حداقل 50 آيه.<br />
در مورد اهميت قرائت قران همين بس كه استاد بزرگوار ما مي فرمود(نقل به مضمون) : 1)كنار بزرگي بودم به ذهنم آمد كه ايشان چه گونه به اين مقام رسيده اند . اون بزرگ از اين نيت دروني من با خبر شدند و فرمودند قران بخوانيد و اولين دستورالعملي كه مربوط به شماست رو عمل كنيد.<br />
 - مي فرمود: خدا بر من رحم كند اگر يك روز بدون قرآن باشم. <br />
-هميشان مي فرمود : چرا تاريكيم چون بين الطلوعين قرآن نمي خوانيم .چون وقت خواب قرآن نمي خوانيم.باز ايشان مي فرمود : روزي كه قرآن بخواني با روزهاي ديگه فرق مي كنه.<br />
مي فرمود حتي اگر صبح ها وقت قرآن خواندن هم نداشته باشيد موقع بيرون امدن از خانه قرآن را باز كنيد و به قرآن نگاه كنيد.<br />
يكروز ايشان دستور العملي رو براي قرائت آيات خاصي رو دادند كه ما عمل كنيم . ولي ما سستي كرديم .  ايشان كه وارد مجلس شدند فرمودند چرا به دستورم عمل نكرديد . من كه وارد شدم نور قران رو در چهره شما نديدم . <br />
پس در مرحله اول سعي كنيم هرروز قرآن بخوانيم.<br />
3) دائم متوسل به ائمه اطهار باشيم . ونسبت به امام زمان (عليه السلام) حال توجه و دعا داشته باشيم. <br />
آيت الله ري شهري مي فرمايد از آيت الله بهجت پرسيدم (1382/10/4)كه راه رسيدن به محضر امام زمان چيست؟ <br />
تاكيد كردند كه (( مومن بايد خود را در همه حال در محضر آن حضرت ببيند توجه داشته باشيد كه هر كاري مي كنيد در محضر اوست او حتي از خيال شنا آگاه است .))<br />
(تاريخ  1387/7/23) گفتم از فرج خبري نداريد؟<br />
فرمودند: (( چرا. معرفت وعلم به اينكه( حضرت ) سخن مرا پيش از شما مي شنود. ...اگر كسي به چنين اعتقادي برسد ديگر امام نسبت به او غايب نيست.<br />
(زمزم عزفان/ محمدي ري شهري)<br />
 با ائمه معصومين(عليهم السلام) به خصوص با مولاي موحدان امير مومنان (عليه السلام)  ارتباط روحي وقلبي داشته باشيم.واز خداي متعال با تمام وجود بخواهيم كه محبت مولا را در جانمان حس كنيم وبا محبت وعشق مولا علي در هر دو جهان زندگي ولايي داشته باشيم.<br />
نسبت به امام حسين (عليه السلام) بسيار حالت توسل داشته باشيم .ومحبت ايشان و اهل بيت عصمت و طهارت را بسيار شاكر باشيم  . و از خدا بخواهيم كه ما هم فداي  پسر فاطمه شويم . وجان ومال وبود و نبود خود را فداي محمد (صلي الله عليه واله)وآل محمد( عليهم السلام) كنيم.وسعي كنيم هرشب وروز براي امام حسين(عليه السلام)  به تاسي از امام زمان (عليه السلام)قطره اشكي بريزيم.<br />
 ونسبت به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) بسيار تلاش كنيم.<br />
 دستور عملي:<br />
امام زمان حرفهاي ما را مي شنود . پس هر شب حداقل 5 دقيقه در جاي خلوتي با امام زمان( عليه السلام) بشينيم و صحبت كنيم.<br />
4) مراقبه تام. يعني اينكه بدانيم در حضور ومحضر كسي هستيم كه عليم بذات الصدور است. يعني خدا هميشه ما رو مي بيند و از اون فكر وخيالي كه داريم آگاه است . پس بايد از خدا حيا كنيم نسبت به خيلي چيزها .<br />
هميشه سعي كنيم و هميشه اين حالت توجه رو داشته باشيم كه خدا نزديك ماست و ما هيچ وقت وهيچ كجا تنها نيستيم. پس با خدا رفيق بشيم و هميشه با عزيز عزيزها صحبت كنيم و البه خيلي به خدا بگيم<img src="images/smilies/sad.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />( خداي عزيزم دوست دارم . دوست دارم. دوست دارم.)) <br />
آيت الله بهجت مي فرمايد: براي موعظه يك كلمه كافيست وآن توجه به اين است كه خداوند متعال در هر حال شما رامي بيند.(زمزم عرفان / محمدي ري شهري)<br />
هميشان مي فرمايد: اقرب از هر چيز خداست انسان بايد تلاش كند همه جا با خدا باشد . توجه به خدا بايد شاغل باشد او را از همه امور .(زمزم عرفان / محمدي ري شهري)<br />
بسيار سعي كنيم هميشه فكرمون پيش محبوب ومعبود باشه.<br />
سيد حسين يعقوبي نسبت به استادشان عارف بزرگ آيت الله انصاري همداني مي گويد:<br />
آنچه كه بيش از هر چيز توجه مرا نسبت به ايشان جلب مي كرد و در نظرم بسيار مهم بود ،حال مراقبه دائمي آ ن بزرگوار بود .<br />
اگر انسان اندكي باآن جناب معاشرت مي نمود بالحس در مي يافت كه ايشان دائما خود را همچون  بنده اي در حضور مولا مي بيند . وبا اينكه هيچ وقت دوست نمي داشتند خود را ظاهر كنند، لكن خداي متعال به بنده لطفي كرده بود كه حس مي كردم كه گويا قلب ايشان به جايي مرتبط است . واين بسيار مهم مي باشد .( كتاب سفينة الصالحين)<br />
آيت الله مصباح در توصيف استادشون علامه طباطبايي مي فرمايد <img src="images/smilies/sad.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />( مرحوم علامه طباطبايى(رحمه الله) نمونه بارز و برجسته كسانى بود كه اهل ذكر و خلوت با خدا بودند و لحظه اى توجهشان از خداوند قطع نمى‌شد. حالات و رفتار ايشان نشان مى‌داد كه توجهشان به جاى ديگر است و چندان مايل نبود با كسى سخن بگويد و گفتگو كند، چون از توجه ايشان به خدا كاسته مى‌شد. در جلسه درس، معمولاً به شاگردان نگاه نمى‌كرد و بيشتر نگاهش را به سقف مى‌دوخت، و اگر كسى رو در رو با آن بزرگوار گفتگو مى‌كرد مرحوم علامه به چشمانش نگاه نمى‌كرد. اين رفتارها براى اين بود كه توجهش به خداوند باقى بماند. حتى گاهى به ايشان سلام مى‌كردند، اما ايشان در عالم خود بودند و متوجه نمى‌شدند. ايشان خيلى كم و مختصر حرف مى‌زدند و همواره در حال ذكر و توجّه بودند.))( كتاب ياد او /تاليف ايت الله مصباح/ پايگاه اطلاع رساني ايت الله مصباح)<br />
أيت الله بهجت مي فرمايد:<br />
پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود. <br />
و آنچه مي دانيم که اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ که آنها هر کدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است. <br />
پس بايد بدانيم که هدف بايد اين باشد که تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنکه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد. <br />
وقفنا الله لترک الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين. <br />
الأقل محمد تقي بهجة( سايت شهيد آويني)<br />
آيت الله بهجت خودشون نمونه كامل انسان مراقب بودند به طوري كه سعي مي كردند لحظه اي از ياد خدا غافل نشوند .ايشون مي فرمايد<img src="images/smilies/sad.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />(ترك معصيت دائمي و علي الدوام متوقف بر مراقبه و تذ كر علي الدوام است و مراقبه و تذكر هم ملازم است با وصول به اعلي المقاصد الممكنه .<br />
توجه به خداوند متعال كليد وصول به مقامات معنوي وشهود حق تعالي است  راه رسيدن به شهود مراقبت بر ياد خدا واز دست ندادن اختياري توجهاتي است كه احيانا براي انسان حاصل مي شود غفلت غير اختياري اهميتي ندارد واضحات را از دست ندادن موجب وصول به شهود تام است .<br />
از ايشان درباره راه تداوم ذكر پرسيدم فرمودند: توجه به نماز اگر نماز درست شد همه چيز درست مي شود  واعلم ان كل شي ء من عملك تبع لصلاتك  ميزان الحراره نماز است . ))(زمزم عرفان/ محمدي ري شهري)<br />
در كتاب (( العبد / موسسه شمس الشموش )) در مورد آيت الله بهجت  آمده :<br />
 يكي از شاگردان : ((يكبار سر درس احساس كردم كه آيت الله بهجت دو تا شد يك بهجت نشسته بود و دائما به ياد خدا بود . يك بهجت هم نشسته بود و درس مي داد . يعني اين درس وبحث وغيره هيچ موقع از توجهشان به خدا نمي كا ست واين يك مقام بالايي است كه شخص هيچ موقع از ياد خدا غافل نشود . اگر كسي دقت مي كرد اين امر در زندگي ايشان كاملا مشخص بود . ظاهرش رفت وآمد و صحبت ودرس دادن بود وباطنش يك بهجت ديگر بود كه هميشه به ياد خدا بود.ايشان به ما آموخت كه مي شود انسان با اينكه اشتغال علمي وفكري صد در صدي داشته باشد يك ذره توجهش از خداي متعال قطع نشود .))<br />
((آقاي بهجت بي ياد خدا مي ميرد آقاي بهجت با ياد خدا زنده است . او با هر كسي صحبت هم مي كرد احساس مي كرد انگار دارد مي ميرد و زود بر مي گشت ان طرف .))<br />
اي كاش ما هم مثل اين مرد بزرگ هميشه با خداي خودمون خوش باشيم كه بالاترين لذتها دوستي وبندگي خداست.<br />
سيد ابو ترابي مي فرمود: ( قريب به مضمون) افتخار آيت الله بهجت اين نيست كه در عمرشان گناه نكردند. بلكه افتخارشان اين است كه مراقب بوده اند لحظه اي وآني از ياد خدا غافل نشوند و با تمام وجود مراقب بودند كه حتي براي لحظه اي و ثانيه اي از ياد خدا غافل نشوند .<br />
آيت الله ري شهري مي فرمايد:<br />
مهمترين ويژگي عملي ايشون(آيت الله بهجت) دوام ذكر بود. ايشون معتقد بود كه با دوام ذكر وتوجه به خدا مي توان به تمام كمالات انساني دست يافت . مبدا تمام كمالات انساني تدا وم ذكر است  وتداوم ذكر هم وقتي من از ايشون سوال كردم . توجه به نماز است .<br />
آيت الله حق شناس مي فرمايد:<br />
دادش جون من چندي پيش داشتم در معناي مراقبه فكر مي كردم . لحظه اي چشمام روي هم رفت وديدم از آسمان باران متصل وبدون انقطاع به سوي من در حال باريدن است . در همان حالت براي يك لحظه كوتاه موضوعي ديگر فكرم رو به خودش جلب كرد . همزمان با آمدن اين خطور بلافاصله آن باران قطع شد . پس صدايي در گوشم گفت : اين است معناي مراقبه . يعني اگر مراقبه باشد باران رحمت ولطف الهي يكسره مي بارد.<br />
(شايد نقل به مضمون :كتاب عبد كريم  . محمد حسن سيف اللهي . انتشارات نبوغ) .( حضور قلب كلي / ترك غفلت كلي)<br />
علامه طباطبايي در دستورالعملي مي فرمايد:<br />
(( براي موفق شدن و رسيدن به منظوري که در پشت ورقه مرقوم داشته ايد لازم است همتي بر آورده، توبه اي نموده، به مراقبه و محاسبه پردازيد. به اين نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بيدار مي شويد قصد جدي کنيد که در هر عملي که پيش آيد، رضاي خدا - عزاسمه- را مراعات خواهم کرد. آن وقت در سر هر کاري که مي خواهيد انجام دهيد. نفع آخرت را منظور خواهيد داشت، به طوري که اگر نفع اخروي نداشته باشد انجام نخواهيد داد. هرچه باشد. <br />
همين حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهيد داد و وقت خواب، چهار پنج دقيقه اي درکارهايي روز انجام داده ايد فکر کرده، يکي يکي از نظر خواهيد گذرانيد. <br />
هر کدام مطابق رضاي خدا انجام يافته شکري بکنيد و هر کدام تخلف شده استغفاري بکنيد. اين رويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش اگر چه کليد نجات و رستگاري است و هر شب پيش از خواب اگر توانستيد سور مسبحات يعني سوره حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانيد و اگر نتوانستيد تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از بيست روز از حال اشتغال ، حالات خود را براي بنده در نامه بنويسيد.<br />
 ان شاء الله موفق خواهيد بود. والسلام عليکم. محمد حسين طباطبايي. ))وبلاگ منبرك<br />
پس شخص مراقب بايد سعي وقصد تمام كند تا مرتكب گناهي نشود ودر درجات بعدي سعي ميكند هيچ كار  خلاف رضاي الهي از او سر نزند .<br />
دوستان عزيز سعي كنند هر روز صبح قصد جدي كنند كه امروز هيچ گناهي از من سر نخواهد زد حتي اگر تمام دنيا را به من بدهند حتي يك گناه هم از من سر نخواهد زد .<br />
شخص مراقب از صبح زود كه براي تهجد بر مي خيزد تا موقع خواب به ياد محبوب و معبود خود هست .خدايي كه هميشه وهمه جا با اوست (هو معكم اينما كنتم) خدايي كه بالا ترين محبتها را به او دارد . پس واقعا حيف نيست خدايي كه اين قدر ما رو دوست داره وهميشه با ماست رو فراموش كنيم .<br />
علامه طباطبايي در معناي مراقبه مي فرمايد: معناي مراقبه؟مراقبه يعني توجه باطني انسان به خدا و روي نگرداندن از ان در همه ي احوال است مراقبه كمالي است كه انسان را به مقصد مي رساند مراقبه اين است كه انسان از اول صبح تا هنگام خواب از ياد خدا غافل نباشد وتمام گفتار وكردارش براي خدا باشد واو را همه جا حاضر وبر كارهاي خود ناضر ببيند وخويشتن را در محضر او بيابد كليد اشيا در مراقبه است .( كتاب در محضر علامه طبا طبايي/محمد حسين رخشاد)<br />
(((  دوستاني كه نيت قرب به سوي محبوب رو دارند از امشب حتما اين برنامه رو انجام بدهند :  هر شب حتما حتما و در هر شرايط وهر حالتي تصميم قطعي و جدي بگيرند كه به مدت حداقل پنج دقيقه در مكان خلوتي حالا مثلا تو اتاق خونشون تو حياط خونشون يا مثلا تو اتوبوس كه نشستن توجهشون از همه جا قطع كنند و اين پنج دقيقه رو با محبوب ومعبود خودشون خلوت كنند و عرضه بدارن خدايا (( ما در اغيار به روي خود ببستيم	 از همه باز آمديم وبا تونشستيم)) واين چند دقيقه رو با خداي عزيز درد دل كنن . با خدا صحبت كنند .تا ان شا الله  هميشه و همه جا با خدا باشن .)))<br />
خوب اين مطالب رو خدمت شما دوباره تكرار كردم تا بسيار روي اين مطالب فكر كنيم. وان شاالله بهشون عمل كنيم . كه كليد سعادت در مراقبه است.<br />
5) نماز شب <br />
رفقا بزرگان مي فرمايند: بدون سحر وبدون تهجد نمي شه سير الي الله كرد. <br />
مضمون نوشته يكي از بزرگان است كه: ما كسي رو از اهل معرفت سراغ نداريم كه اهل تهجد نباشد.<br />
پس بايد هميشه و در هر شرايطي وبا عزم تمام تصميم بگيريم كه قبل از نمازصبح بلند شويم و با محبوب و معبود خودمون راز ونياز و مناجات كنيم. بعد از نماز شب چند دقيقه ي روي سجاده بشينيم و با زبان مادريمون با خدا صحبت كنيم.<br />
استاد اخلاق ما سر كلاس مي فرمود ( قريب به مضمون): برخي چهره ها مشخص است كه نماز شب مي خوانند . مثلا برخي چند دقيقه قبل از اذان صبح بيدار شده ا ند. <br />
6) نماز اول وقت<br />
آيت الله ري شهري مي نويسد در تاريخ 1370/9/1 آيت الله بهجت در ديداري از آيت الله قاضي نقل فرمودندكه:<br />
((هركس نمازهاي واجب يوميه را اول وقت بخواند .به همه مقامات معنوي خواهد رسيد .اگر نرسيد مرا لعنت كند.)) <br />
هميشان مي نويسد :پرسيدم راه رسيدن به حضور قلب چيست؟<br />
فرمودند دو كار كنارهم.<br />
1.(نمازگذار) به وسوسه هاي شيطاني كه غير اختياري پيش مي آيد كاري نداشته باشد.<br />
2. هر وقت در نماز توجه پيدا كرد اختيارا به غير خدا توجه نكند .<br />
هميشان مي نويسد (در تاريخ 1374/9/14)  از ايشان در مورد حضورقلب در نماز پرسيدم مجددا همان پاسخ پيشين را تكرار كردند كه (( هر كس نماز مي خواند هر چند به اندازه يك لحظه به ياد خدا مي افتد اگر تلاش كند ان لحظه را اختيارا از دست ندهد مشكل حل مي شود.))<br />
مي نويسد( تاريخ 1376/6/28) از ايشان تقاضا كردم كه دعا كنند كه بتوانم در نماز حضور قلب داشته باشم.<br />
فرمودند: (( دوايي است . دعايي نيست.))<br />
فرمودند<img src="images/smilies/sad.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /> 1379/11/21)  : ((از خدا مي خواهيم كه از خدا اختيارا برنگرديم.))<br />
فرمودند: (1380): ... همين كه انسان توجه پيدا كند كه(خداوند) محيط بر همه چيز است كافي است. اولم يكف بربك انه علي كل شيء  شهيد ...<br />
مطلب تا اين حد سهل آسان است : وهو معكم اين ما كنتم.<br />
(تاريخ 1384/9/10) پرسيدم  برخي سوال مي كنند كه براي حال خشوع پيدا كردن در حرمين چه كنيم؟<br />
فرمودند: نماز خودتان را اصلاح كنيد  (( واعلم ان كل شي ء من عملك تبع لصلاتك . ))آقاي قاضي مي فرمود اگر كسي نمازهاي پنجگانه را اول وقت بخواند به مقامات عاليه مي رسد وگرنه مرا لعنت كند.<br />
فرمودند براي حضور قلب در نماز عمدا واختيارا روي (دل) خود را برنگرداند . بالاخره يك آن متوجه مي شود كه براي خدا نماز مي خواند وآنرا اختيارا از دست ندهد . اين خيلي آسان است .برهان اين مطلب را كسي مي داند كه عمل كند ونتيجه بگيرد.<br />
 فرمودند : راه خدا آسان است.<br />
(زمزم عزفان/ محمدي ري شهري)<br />
حال تعابيري كه از آيت الله بهجت در(( سايت آيت الله بهجت ودر كتاب صداي سخن عشق)) در مورد نماز دارن رو با دقت بخوانيم و روش فكر كنيم.<br />
	تمام لذّتها روحى است و آن چه از لذّات كه در طيب و يا از راه نساء، به صورت حلال تكوينا مطلوب است، بيش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است تَنَعَّمُوا بِعِبادَتِى فِى الدُّنْيا، فَإِنَّكُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِها فِى الاْآخِرَةِ.»<br />
فرمودند: <br />
اگر کسي بخواهد حضور قلب تحصيل کند، لحظه اي که درنماز، توجه پيدا مي کند، اختيارا قلب خود را منصرف {به غير} نکند. <br />
    همين اقدام، سبب دوام حضور مي شود.{ تا }عمل نکند، نمي فهمد.<br />
شايد اين كرامتى باشد براى خصوص مسلمان‏ها كه به آن‏ها اجازه داده شده است هر جا و هر وقت كه خواستند بدون هيچ رادع و مانع و حاجز و حاجب و بدون اجازه از هيچ دربان و نگهبان، به حضور خداوند كه پادشاه پادشاهان است بار داده شوند.<br />
همه چيزتابع نماز است. وقتي نماز با حال گشت انسان آدم شده است. بالاخره محك نماز است .<br />
نماز بالا ترين وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خداست .<br />
اگر سلا طين عالم مي دانستند كه انسان در حال عبادت چه لذتهايي را ميبرد هيچ گاه دنبال مسايل مادي نمي رفتند .<br />
قرب مراتبي دارد وبالاترين آن لقاء است وهر مرتبه از مراتب قرب را مقربي است كه بالاترين آنها نماز است.<br />
نماز عروج مؤمن است وعروج مستلزم قرب ولقاءاست.<br />
كساني كه ملتزم به نماز در اول وقتش هستند وملتزم به صلات كامله هستند .اگر مقداري مواظب خودشان باشند وببينند حال بعد از نمازشان با حال بعد از صلاتشان فرق كرد واين فرق را اختيارا از دست ندهند اميد است به اين كه از الذين هم علي صلاتهم دائمون باشند. هميشه مصلي باشند هميشه متذكر باشند . نمازي را كه براي تذكر خوانده است تذكر در او ايجاد يك روحيه قوي مي كند كه هميشه به ياد خدا باشد و هميشه اين قوت خودش را حفظ كند.<br />
بالاترين مرحله اصلاح نماز روي آوردن وتوجه با تمام وجود در نماز به خداوند متعال است.<br />
كسي كه در عبادات قلب را از غير خدا خالي نمايد وفارغ القلب نماز را كه همه چيز تابع آن است انجام دهد هيچ كمالي را فاقد نخواهد انسان بايد فكرش را از غير خدا منصرف كند وتوجهش به غير خدا مشغول نشود. البه اگر بصورت غير اختياري توجهش به جايي رفت كه هيچ ، اما به محض التفات پيدا كردن بايستي قلبش را از غير خدا منصرف كند.<br />
در عبادات وتمامي كارها اختيارا غير از خدا و غير از ياد او را راه ندهيد وهمين راه منحصر در سعادت است.<br />
اين از امتيازات ومختصات انسان كامل است كه از نمازلذات مي برد.<br />
پس رفقا با تمام وجود  نسبت به نماز بسيار بسيا ر و بسيار سعي كنند كه  نمازشان را اول وقت وبا توجه بخوانند كه تاثير شگرفي رو  ان شاالله خواهند ديد. خلاصه اينكه اگر نماز درست شد همه چيز درست مي شود.<br />
7) هميشه با طهارت باشيم. بلافاصله بعد از ابطال وضو  تجديد وضو كنيم كه ان شاالله هميشه با نور وضو باشيم.<br />
وحتما شب را با وضو بخوابيم . تا ان شا الله ثواب عبادت خدا را عنايت كنند. <br />
8)احترام به والدين<br />
يادم نمي ره خدمت استاد رسيدم وگفتم حاج آقا چي كار كنم آدم بشم :  فرمود شما سه كار انجام بده ( ترتيب فرمايش ايشون يادم نيست) 1-رساله 2-نماز اول وقت 3- پدر ومادر  <br />
هروقت كه مي خواهيد قدمي بسوي خدا برداريد برويد كنار مادرتان وبوسه اي بر دستان پر مهر مادر  بزنيد و با نگاه خندانتان خنده اي بر چهره مادر بنشانيد .واو را از صميم دل خوشحال كنيد و بگوييد كه مادرم عزيز من از من راضي باش كه ان شاالله خدا هم از شما راضي خواهد شد.<br />
در كتاب مستدرك الوسائل حديثي نقل ميكند كه شخصي امد خدمت رسول خدا( صلي الله عليه واله) وگفت : قسم خورده ام درب بهشت را ببوسم چه كاري كنم كه مساوي ان باشد ؟ حضرت فرمودند پاي مادر وپيشاني پدر خود را ببوس مثل ان است كه درب بهشت را بوسيده اي.( كتاب مقام محبت)<br />
روي عن رسول الله : نظر الولد الي والديه حبا لهما عباده ( بحار الانوار .ج74.ص84)( كتاب مقام محبت)<br />
نگاه فرزند به صورت والدينش از روي محبت عبادت است.<br />
عزيزان اگر بتوانيد هر روز مقيد باشيد كه پدر ومادر رو خوشحال كنيد و انها رو از خود راضي كنيد وهر روز بوسه اي بر دستان مادر بزنيد به توفيق بزرگي رسيديد .هر كاره اي هم باشيم دانشجو مهندس دكتر و... هر چي كه باشيم بايد همه رو بريزيم دور و پيش پدر ومادرمون تواضع كنيم . از ته دل خوشحالشون كنيم و ازشون بخوايم برامون دعا كنند .<br />
يكي از ارادتنمدان آيت الله بها الديني مي فرمود : در بين سخناني كه با ايشان رد وبدل شد نام حاج آقا فخر تهراني به ميان آمد ...معظم له فرمودند: در جلسه اي كه حضرت ولي عصر( عجل الله تعالي فرجه الشريف) در مكه داشتند نام چندين نفر برده شد كه يكي از آنها حاج آقا فخر بوده است ...<br />
رو به آقا كردم و گفتم آقا اجازه مي فرماييد اين مطلب را به حاج آقا فخر عرض كنم . فرمودند مانعي ندارد .چون سخن ايشان را به حاج آقا فخر گفتم شروع به گريه كردند از ايشان پيرامون اين توفيق بزرگ سوال كردم .<br />
فرمود: نمي دانم ولي شايد به خاطر خدمتي باشد كه به مادرم كرده ام .زيرا ايشان به خاطر كسالتي كه داشت مدتي بستري گرديد وخانه نشين شد از اين رو تمام كارهايم را تعطيل كردم ومشغول خدمتكاري اوشدم . علي الخصوص كه ايشان علويه بود.( كتاب آيت بصيرت)<br />
پس عزيزان حيف نيست كه ما ازاين عنايتي كه بهمون شده ومي تونيم با كسب رضايت پدر و مادرمون اوج بگيريم خداي نكرده كوتاهي كنيم و دستمون خالي باشه .امروز استاد اخلاق از فرزند يكي از اولياي خدا مطلبي رو عرض كردند كه مضمونش اينه كه پدرشون حالا تو عالم كشف (ويا  غيره) بهشون فرمودن كه اونهايي كه پدر ومادراشون ازشون راضي اند خدا از برزخ اجازه مي ده مي يام اينجا اونها رو نمي گذارم تو ابتلا ئات  بيفتن تو گناه بيفتن . ( حالا طبق فرموده استاد اين يك مكاشفه بوده ) .<br />
در آخر مضمون يك خاطره اي كه استاد اخلاق ما نقل كردن رو عرض كنم : ايشون فرمودن مدتي بود كه اون حال معنوي رو نداشتم . برا نماز شب بلند مي شدم ولي اون حال معنوي نبود . ناراحت بودم كه چرا اون حال معنوي رو ندارم . رفتم جمكران اعمالم رو مرور كردم . نگاه . نه خدا رو شكر نگاهم كنترل شده است . زبانم . نه مراقب اون هم هستم ...  خدايا من كه مراقبه رو دارم .پس خدايا چرا اون حال رو ندارم . مي فرمود : يه دفعه يه دستي رو شونم اومد ( يكي از اولياي خدا بود) كه آقا شيخ يه هفته است تلفن خونه پدرت يك طرفه است نمي تونن بهت زنگ بزنن . يه هفته به مادرت زنگ نزدي .با اين وضع مي خواي حال معنوي هم داشته باشي ؟<br />
 دستور عملي : خجالت نكشيم برا اولين بار هم كه شده همين الان  از پشت كامپيوتر پاشين و بريم پيش مادرمون و بوسه اي بر دستان مهربان مادر بزنيم و خنده بر لبان مادر بنشانيم يا اگه از مادر دوريم بهش زنگ بزنيم واز پشت تلفن بگيم كه مادر جان از همين راه دور دستت رو مي بوسم.<br />
 به هر حال اگه بتونيم دل پدر ومادر مون رو هميشه از خودمون راضي نگه داريم و هرروز مقيد بشيم كه حتما بوسه اي بر دست مادر مون بزنيم و  بهش بگيم كه مادر جانم من خاك پاي تو هستم . من پاي تو را مي بوسم كه تو از من راضي باشي ( كه در روايتي مي فرمايد : الجنه تحت اقدام الامهات - بهشت زير قدمهاي مادر است ) مادرجان من رو دعا كن كه با دعاي تو خداي مهربونم از من راضي باشه.بعد تو دلتون به امام زمان (عليه السلام) بگيد پسر فاطمه آقا جانم مادرم از من راضيه شما هم از من راضي باشيد گل فاطمه . جانم به فداي شما .<br />
دستور عملي : خجالت نكشيم برا اولين بار هم كه شده همين الان  از پشت كامپيوتر پاشيم و بريم پيش مادرمون و بوسه اي بر دستان مهربان مادر بزنيم و خنده بر لبان مادر بنشانيم يا اگه از مادر دوريم بهش زنگ بزنيم واز پشت تلفن بگيم كه مادر جان از همين راه دور دستت رو مي بوسم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زندگانی آیت الله سید علی قاضی رحمه الله علیه]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38952.html</link>
			<pubDate>Thu, 23 Apr 2015 18:24:30 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38952.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000080;">بسم الله الرحمن الرحیم</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">&gt;&gt;&gt; آیت الله سید علی قاضی &lt;&lt;&lt;</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">سید علی قاضی طباطبایی معروف به علامه قاضی (متولد ۹ اردیبهشت ۱۲۴۵ در تبریز - درگذشته ۱۶ بهمن ۱۳۲۵). پدر او، سید حسین قاضی از شاگردان میرزا محمدحسن شیرازی بود. سید علی قاضی از شخصیت‌های کم‌نظیر معاصر عرفان و شیعه است. او همچنین استاد علامه طباطبایی و محمدتقی بهجت بوده‌است. </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند. </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">√پدر：</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت.</span><br />
<span style="color: #000080;"> درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار. یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند؛ وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا می شود، می گویند: « یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند. » </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">√ تحصیلات：</span><br />
<span style="color: #000080;"> </span><br />
<span style="color: #000080;">سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار سید حسین قاضی و میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی آغاز کرد. پدرش به علم تفسیر علاقه و رغبت خاص و ید طولایی داشته است، چنانکه سید علی آقا خودش تصریح کرده که تفسیر کشاف را خدمت پدرش خوانده است.</span><br />
<span style="color: #000080;"> همچنین ایشان ادبیات عربی و فارسی را پیش شاعر نامی و دانشمند معروف میرزا محمد تقی تبریزی معروف به «حجة الاسلام» و متخلص به « نیر» خوانده و از ایشان اشعار زیادی به فارسی و عربی نقل می کرد و شعر طنز ایشان را که هزار بیت بود از بر کرده بود و می خواند. ایشان در سال 1308هـ.ق. در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.</span><br />
<span style="color: #000080;">آیت الله سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران بازگشت و مدت کوتاهی در شهرری در جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید. </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">√ اساتید：</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">ایشان در نجف نزد مرحوم فاضل شرابیانی، شیخ محمد حسن مامقانی، شیخ فتح الله شریعت، آخوند خراسانی، عارف کامل حاج امامقلی نخجوانی و حاجی میرزا حسین خلیلی درس خواند و مخصوصاً از بهترین شاگردان این استاد اخیر به شمار می آمد که در خدمت وی تهذیب اخلاق را تحصیل کرد. </span><br />
<span style="color: #000080;">آقازاده سید علی آقا قاضی نقل می کند: « ... میرزا علی آقا قاضی بسیار از استادش میرزا حسین خلیلی یاد می کرد و او را به نیکی نام می برد و من ندیدم کسی مثل این استادش او را در شگفتی اندازد و هر وقت نام این استاد نزدش برده می شد به او حالت بهت و سکوت دست می داد و غرق تأملات و تفکرات می شد! » </span><br />
<span style="color: #000080;">ایشان از سن نوجوانی تحت تربیت والد گرامی، آقا سید حسین قاضی بود و جوهره حرکت و سلوک ایشان از پدر بزرگوارشان می باشد و بعد از آن که به نجف اشرف مشرف شدند، نزد آیت الله شیخ محمد بهاری و آیت الله سید احمد کربلایی معروف به واحد العین و به کسب مکارم اخلاقی و عرفانی پرداخت و این دو نیز از مبرزترین شاگردان ملاحسینقلی همدانی(رحمة الله علیه) بودند.</span><br />
<span style="color: #000080;"> </span><br />
<span style="color: #000080;">درباره ملاحسینقلی همدانی حکایات های بس شگفت آوری نقل شده، که گویای عظمت، روح بلند و نفوذ معنوی ایشان می باشد. او با عشق و همت بی نظیر زمان زیادی از عمرش را به تربیت مستعدین سپری کرد تا این که توانست 300 نفر را تربیت کند که هر یک از آنها یکی از اولیای الهی شدند، مانند شیخ محمد بهاری، مرحوم سید احمد کربلایی، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و ... . </span><br />
<span style="color: #000080;">سلسه اساتید ملاحسینقلی همدانی به حاج سید علی شوشتری و سپس به شخصی به نام ملاقلی جولا می رسد. آقا سید علی قاضی در عراق به خدمت جمعی از اکابر اولیاء رسید و از آن جمله سالهایی چند در تحت تربیت مرحوم آقا سید احمد کربلایی معروف به واحدالعین، قرار گرفت و از صحبت آن بزرگوار به درجات اولیاء أبرار ارتقاء گزید، چندان که در تهذیب اخلاق شاگردان و مریدان و ملازمان چندی را تربیت کرد. </span><br />
<span style="color: #000080;">آقا سید علی آقای قاضی درباره این استادش می فرماید: </span><br />
<span style="color: #000080;">« شبی از شبها را به مسجد سهله می گذارنیدم- زاده الله شرفاً- به تنهایی به نیمه شب یکی در آمد و به مقام ابراهیم علیه السلام مقام کرد و از پی فریضه صبح در سجده شد تا طلوع خورشید. آنگاه برفتم و دیدم عین الانسان و الانسان العین آقا سید احمد کربلایی بکاء است، و از شدت گریه، خاک سجده گاه گل کرده است! و صبح برفت و در حجره نشست و چنان می خندید که صدای او به بیرون مسجد می رسید. » </span><br />
<span style="color: #000080;">آیت الله شیخ علی سعادت پرور نقل می کند: </span><br />
<span style="color: #000080;">« وقتی مرحوم آقا سید علی قاضی جوانی بیش نبود، پدر مرحومش آقا سید حسین قاضی که خود از دست پروردگان مرحوم عارف کامل حاج امامقلی نخجوانی بود به آقای قاضی سفارش کرده بود که هر روز به محضر استاد مشرف شده و چند ساعتی در محضرش بنشیند، اگر صحبت و کلامی شد که بهره گیرد و گرنه به صورت و هیئت استاد نظاره نماید. در آن روزها، مرض وبا در نجف غوغا می کرد، فرزندان مرحوم آقا امامقلی نخجوانی یکی پس از دیگری در اثر مرض وبا رحلت می کردند و ایشان بدون هیچ ناراحتی و انزجار قلبی به شکرگزاری مشغول بود. وقتی از وی علت این عمل را جویا شدند فرمود: قباله های زمین را دیده اید که وقتی کسی صاحب یکی از آنها شد، هر کاری که دلش خواست با زمین اش انجام می دهد؛ حالا هم خدای سبحان صاحب و مالک اصلی این فرزندان و همه چیز من است و هر کاری که بخواهد با آنان انجام می دهد و کسی را حق سوال و اعتراض نیست! » </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">ان شاءالله ادامه دارد...</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000080;">بسم الله الرحمن الرحیم</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">&gt;&gt;&gt; آیت الله سید علی قاضی &lt;&lt;&lt;</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">سید علی قاضی طباطبایی معروف به علامه قاضی (متولد ۹ اردیبهشت ۱۲۴۵ در تبریز - درگذشته ۱۶ بهمن ۱۳۲۵). پدر او، سید حسین قاضی از شاگردان میرزا محمدحسن شیرازی بود. سید علی قاضی از شخصیت‌های کم‌نظیر معاصر عرفان و شیعه است. او همچنین استاد علامه طباطبایی و محمدتقی بهجت بوده‌است. </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند. </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">√پدر：</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت.</span><br />
<span style="color: #000080;"> درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار. یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند؛ وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا می شود، می گویند: « یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند. » </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">√ تحصیلات：</span><br />
<span style="color: #000080;"> </span><br />
<span style="color: #000080;">سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار سید حسین قاضی و میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی آغاز کرد. پدرش به علم تفسیر علاقه و رغبت خاص و ید طولایی داشته است، چنانکه سید علی آقا خودش تصریح کرده که تفسیر کشاف را خدمت پدرش خوانده است.</span><br />
<span style="color: #000080;"> همچنین ایشان ادبیات عربی و فارسی را پیش شاعر نامی و دانشمند معروف میرزا محمد تقی تبریزی معروف به «حجة الاسلام» و متخلص به « نیر» خوانده و از ایشان اشعار زیادی به فارسی و عربی نقل می کرد و شعر طنز ایشان را که هزار بیت بود از بر کرده بود و می خواند. ایشان در سال 1308هـ.ق. در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.</span><br />
<span style="color: #000080;">آیت الله سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران بازگشت و مدت کوتاهی در شهرری در جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید. </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">√ اساتید：</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">ایشان در نجف نزد مرحوم فاضل شرابیانی، شیخ محمد حسن مامقانی، شیخ فتح الله شریعت، آخوند خراسانی، عارف کامل حاج امامقلی نخجوانی و حاجی میرزا حسین خلیلی درس خواند و مخصوصاً از بهترین شاگردان این استاد اخیر به شمار می آمد که در خدمت وی تهذیب اخلاق را تحصیل کرد. </span><br />
<span style="color: #000080;">آقازاده سید علی آقا قاضی نقل می کند: « ... میرزا علی آقا قاضی بسیار از استادش میرزا حسین خلیلی یاد می کرد و او را به نیکی نام می برد و من ندیدم کسی مثل این استادش او را در شگفتی اندازد و هر وقت نام این استاد نزدش برده می شد به او حالت بهت و سکوت دست می داد و غرق تأملات و تفکرات می شد! » </span><br />
<span style="color: #000080;">ایشان از سن نوجوانی تحت تربیت والد گرامی، آقا سید حسین قاضی بود و جوهره حرکت و سلوک ایشان از پدر بزرگوارشان می باشد و بعد از آن که به نجف اشرف مشرف شدند، نزد آیت الله شیخ محمد بهاری و آیت الله سید احمد کربلایی معروف به واحد العین و به کسب مکارم اخلاقی و عرفانی پرداخت و این دو نیز از مبرزترین شاگردان ملاحسینقلی همدانی(رحمة الله علیه) بودند.</span><br />
<span style="color: #000080;"> </span><br />
<span style="color: #000080;">درباره ملاحسینقلی همدانی حکایات های بس شگفت آوری نقل شده، که گویای عظمت، روح بلند و نفوذ معنوی ایشان می باشد. او با عشق و همت بی نظیر زمان زیادی از عمرش را به تربیت مستعدین سپری کرد تا این که توانست 300 نفر را تربیت کند که هر یک از آنها یکی از اولیای الهی شدند، مانند شیخ محمد بهاری، مرحوم سید احمد کربلایی، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و ... . </span><br />
<span style="color: #000080;">سلسه اساتید ملاحسینقلی همدانی به حاج سید علی شوشتری و سپس به شخصی به نام ملاقلی جولا می رسد. آقا سید علی قاضی در عراق به خدمت جمعی از اکابر اولیاء رسید و از آن جمله سالهایی چند در تحت تربیت مرحوم آقا سید احمد کربلایی معروف به واحدالعین، قرار گرفت و از صحبت آن بزرگوار به درجات اولیاء أبرار ارتقاء گزید، چندان که در تهذیب اخلاق شاگردان و مریدان و ملازمان چندی را تربیت کرد. </span><br />
<span style="color: #000080;">آقا سید علی آقای قاضی درباره این استادش می فرماید: </span><br />
<span style="color: #000080;">« شبی از شبها را به مسجد سهله می گذارنیدم- زاده الله شرفاً- به تنهایی به نیمه شب یکی در آمد و به مقام ابراهیم علیه السلام مقام کرد و از پی فریضه صبح در سجده شد تا طلوع خورشید. آنگاه برفتم و دیدم عین الانسان و الانسان العین آقا سید احمد کربلایی بکاء است، و از شدت گریه، خاک سجده گاه گل کرده است! و صبح برفت و در حجره نشست و چنان می خندید که صدای او به بیرون مسجد می رسید. » </span><br />
<span style="color: #000080;">آیت الله شیخ علی سعادت پرور نقل می کند: </span><br />
<span style="color: #000080;">« وقتی مرحوم آقا سید علی قاضی جوانی بیش نبود، پدر مرحومش آقا سید حسین قاضی که خود از دست پروردگان مرحوم عارف کامل حاج امامقلی نخجوانی بود به آقای قاضی سفارش کرده بود که هر روز به محضر استاد مشرف شده و چند ساعتی در محضرش بنشیند، اگر صحبت و کلامی شد که بهره گیرد و گرنه به صورت و هیئت استاد نظاره نماید. در آن روزها، مرض وبا در نجف غوغا می کرد، فرزندان مرحوم آقا امامقلی نخجوانی یکی پس از دیگری در اثر مرض وبا رحلت می کردند و ایشان بدون هیچ ناراحتی و انزجار قلبی به شکرگزاری مشغول بود. وقتی از وی علت این عمل را جویا شدند فرمود: قباله های زمین را دیده اید که وقتی کسی صاحب یکی از آنها شد، هر کاری که دلش خواست با زمین اش انجام می دهد؛ حالا هم خدای سبحان صاحب و مالک اصلی این فرزندان و همه چیز من است و هر کاری که بخواهد با آنان انجام می دهد و کسی را حق سوال و اعتراض نیست! » </span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span><br />
<span style="color: #000080;">ان شاءالله ادامه دارد...</span><br />
<span style="color: #000080;"><br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رم افزار منشور روحانیت عرضه شد + دانلود]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38727.html</link>
			<pubDate>Wed, 15 Apr 2015 18:13:02 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38727.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">اسفندماه سال 1367 و با گذشت یک دهه از عمر با برکت انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) در پیامی تاریخی و مهم که به منشور روحانیت شهرت یافت، ضمن تجلیل از خدمات و جایگاه رفیع و برجسته علمای دین، حوزه های علمیه و مراجع تقلید، به تبیین بایدها و نبایدهای جریان مهم روحانیت پرداختند.</div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">بنیانگذار کبیر انقلاب در این پیام تاریخی نکات بسیار مهم دیگری را نیز درباره خطر جریان های تحجر، التقاط و روشنفکران غربزده بیان کردند.</div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در منشور روحانیت همچنین فرصت بی بدیل نظام مقدس جمهوری اسلامی را برای روحانیت فرصت طلایی و گرانبها دانسته و تاکید فرمودند «ما اگر امروز به نظام خدمت نکنیم و استقبال بی نظیر مردم از روحانیت را نادیده بگیریم هرگز فرصت و شرایط بهتر از این را نخواهیم داشت»</div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;"> خبرگزاری رسا محورهای مهم پیام تاریخی حضرت امام(رحمة الله علیه) را در قالب یک نرم افزار طراحی و تدوین کرده است که تقدیم خوانندگان عزیز می شود.</div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;">برای دریافت این نرم افزار بر روی عکس زیر کلیک کنید</span></div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">		 <a href="http://ferghenews.com/files/358555Manshoor_Rohaniat.rar" target="_blank"><img src="http://ferghenews.com/files/914209IMAGE635614387262088225.jpg" border="0" alt="[تصویر: 914209IMAGE635614387262088225.jpg]" /></a></div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;"> </div></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">اسفندماه سال 1367 و با گذشت یک دهه از عمر با برکت انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) در پیامی تاریخی و مهم که به منشور روحانیت شهرت یافت، ضمن تجلیل از خدمات و جایگاه رفیع و برجسته علمای دین، حوزه های علمیه و مراجع تقلید، به تبیین بایدها و نبایدهای جریان مهم روحانیت پرداختند.</div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">بنیانگذار کبیر انقلاب در این پیام تاریخی نکات بسیار مهم دیگری را نیز درباره خطر جریان های تحجر، التقاط و روشنفکران غربزده بیان کردند.</div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در منشور روحانیت همچنین فرصت بی بدیل نظام مقدس جمهوری اسلامی را برای روحانیت فرصت طلایی و گرانبها دانسته و تاکید فرمودند «ما اگر امروز به نظام خدمت نکنیم و استقبال بی نظیر مردم از روحانیت را نادیده بگیریم هرگز فرصت و شرایط بهتر از این را نخواهیم داشت»</div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;"> خبرگزاری رسا محورهای مهم پیام تاریخی حضرت امام(رحمة الله علیه) را در قالب یک نرم افزار طراحی و تدوین کرده است که تقدیم خوانندگان عزیز می شود.</div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;">برای دریافت این نرم افزار بر روی عکس زیر کلیک کنید</span></div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">		 <a href="http://ferghenews.com/files/358555Manshoor_Rohaniat.rar" target="_blank"><img src="http://ferghenews.com/files/914209IMAGE635614387262088225.jpg" border="0" alt="[تصویر: 914209IMAGE635614387262088225.jpg]" /></a></div></span></span><br />
<span style="color: #000033;"><span style="font-family: Tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;"> </div></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مهمترین و به یاد ماندنی ترین جمله امام خامنه ای در سال 1393]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38369.html</link>
			<pubDate>Sun, 08 Mar 2015 23:12:11 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38369.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی رهبر انقلاب در سال ۹۳ کدام است؟</span><br />
 <br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">به نظر شما مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای  در سال ۱۳۹۳ کدام جمله است؟ لطفاً نظرات خود را از طریق <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=29084&amp;mode=3" target="_blank">همین صفحه</a> ارسال یا آن را به شماره‌ی ۲۰۱۱۰ پیامک کنید تا در ذیل همین نوشته منتشر شود.<br />
برای سهولت در انتخاب می‌توانید از جملات برگزیده که در <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=29084&amp;mode=3" target="_blank">این صفحه</a> منتشر شده و یا صفحات «<a href="http://farsi.khamenei.ir/speech" target="_blank">بیانات</a>»، «<a href="http://farsi.khamenei.ir/speech?nt=4" target="_blank">پیام‌ها</a>» و <a href="http://farsi.khamenei.ir/search" target="_blank">جستجو</a>، عبارت مورد نظر خود را بیابید. این نظرسنجی تا بیست و چهارم اسفندماه سال جاری ادامه خواهد داشت.<br />
<br />
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">فروردین</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/13930101214850402.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13930101214850402.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">اردیبهشت</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139302312240ead60.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139302312240ead60.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">خرداد</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/1393031613446229a.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1393031613446229a.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">تیر</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/13930417356ff33b.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13930417356ff33b.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">مرداد</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139305022332ed4b.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139305022332ed4b.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">شهریور</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139306062010e2979.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139306062010e2979.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">مهر</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139307270241990c.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139307270241990c.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">آبان</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139308271455e6e22.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139308271455e6e22.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">آذر</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/0-titr1.jpg" border="0" alt="[تصویر: 0-titr1.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">دی</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/13931022212dc4cc.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931022212dc4cc.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">بهمن</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139311021843d276a.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139311021843d276a.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">اسفند</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1393/139312171344c9e23.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139312171344c9e23.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<br />
<br />
	<br />
 در سال‌های گذشته نیز مخاطبان KHAMENEI.IR مهم‌ترین جمله‌ی سال را انتخاب کردند که شما می‌توانید آن را در سال‌های <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=11638" target="_blank">۸۹</a> و <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=19359" target="_blank">۹۰</a> و <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=22272" target="_blank">۹۱</a> و <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=25478" target="_blank">۹۲</a> مشاهده کنید.</div>
<br />
<br />
<span style="color: #FF4500;"><span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><div style="text-align: center;">لطفا در نظرسنجی نیز شرکت نمائید.</div></span></span></span></span><br />
با سپاس فراوان<br />
یا علی مدد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی رهبر انقلاب در سال ۹۳ کدام است؟</span><br />
 <br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">به نظر شما مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای  در سال ۱۳۹۳ کدام جمله است؟ لطفاً نظرات خود را از طریق <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=29084&amp;mode=3" target="_blank">همین صفحه</a> ارسال یا آن را به شماره‌ی ۲۰۱۱۰ پیامک کنید تا در ذیل همین نوشته منتشر شود.<br />
برای سهولت در انتخاب می‌توانید از جملات برگزیده که در <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=29084&amp;mode=3" target="_blank">این صفحه</a> منتشر شده و یا صفحات «<a href="http://farsi.khamenei.ir/speech" target="_blank">بیانات</a>»، «<a href="http://farsi.khamenei.ir/speech?nt=4" target="_blank">پیام‌ها</a>» و <a href="http://farsi.khamenei.ir/search" target="_blank">جستجو</a>، عبارت مورد نظر خود را بیابید. این نظرسنجی تا بیست و چهارم اسفندماه سال جاری ادامه خواهد داشت.<br />
<br />
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">فروردین</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/13930101214850402.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13930101214850402.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">اردیبهشت</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139302312240ead60.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139302312240ead60.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">خرداد</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/1393031613446229a.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1393031613446229a.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">تیر</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/13930417356ff33b.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13930417356ff33b.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">مرداد</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139305022332ed4b.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139305022332ed4b.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">شهریور</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139306062010e2979.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139306062010e2979.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">مهر</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139307270241990c.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139307270241990c.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">آبان</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139308271455e6e22.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139308271455e6e22.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">آذر</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/0-titr1.jpg" border="0" alt="[تصویر: 0-titr1.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">دی</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/13931022212dc4cc.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931022212dc4cc.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">بهمن</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29084/139311021843d276a.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139311021843d276a.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;">اسفند</span></span></span>:<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1393/139312171344c9e23.jpg" border="0" alt="[تصویر: 139312171344c9e23.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<br />
<br />
	<br />
 در سال‌های گذشته نیز مخاطبان KHAMENEI.IR مهم‌ترین جمله‌ی سال را انتخاب کردند که شما می‌توانید آن را در سال‌های <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=11638" target="_blank">۸۹</a> و <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=19359" target="_blank">۹۰</a> و <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=22272" target="_blank">۹۱</a> و <a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=25478" target="_blank">۹۲</a> مشاهده کنید.</div>
<br />
<br />
<span style="color: #FF4500;"><span style="font-size: xx-large;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><div style="text-align: center;">لطفا در نظرسنجی نیز شرکت نمائید.</div></span></span></span></span><br />
با سپاس فراوان<br />
یا علی مدد]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[>>>> تحولات روحی مرحوم دولابی از چه زمان آغاز شد؟]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38267.html</link>
			<pubDate>Sat, 28 Feb 2015 14:32:04 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38267.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام حق<br />
<br />
&gt;&gt;&gt;&gt;  تحولات روحی مرحوم دولابی از چه زمان آغاز شد؟<br />
<br />
<br />
ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺪ ﻛﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻭﻟﯽ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ<br />
ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘــﻢ ﺑــﺮﺩ ﺑﯿـــﺮﻭﻥ ﺑﺴﺘــﻪ ﺟﺎﻧﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ<br />
 <br />
ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻓــﺮﺩﻭﺱ ﺑﯿﺮﻭﻧـــﻢ ﻛﻨــﺪ ﺧـــﻮﺍﺭﻡ ﻛﻨﺪ<br />
ﻋﺸﻖ ﭘﯿﺪﺍ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣُﻠﻚ ﻭ ﻣَﻠَﻚ ﭘﺮّﺍﻥ ﻧﻤﻮد<br />
 <br />
«ﺣﺎﺝ ﻣﺤﻤﺪﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺩﻭﻻ‌ﺑﯽ» ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺧﻮﺩﺵ «ﻛﻞ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ»، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺍﺯ ﻋﻠﻢ ﺩﯾﻦ ﺑﯽ ﺑﻬﺮﻩ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﻣﺮﻛﺒﯽ ﺭﻫﻮﺍﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﻋﻠﻮﻡ ﺭﺳﻤﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻨﺰﻝ ﻛﻤﺎﻝ ﺭﻩ ﻣﯽ‏ﺳﭙﺮﺩ. ﻣﺮﻛﺐ ﺳﯿﺮ ﺍﻭ ﺟﺬﺑﻪ‏ﺍﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺠﺮﺍﯼ ﻓﯿﻮﺿﺎﺕ ﻗﺪﺳﯿﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠَّﻪ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻋﻄﺎ ﺷﺪ. ﻫﻤﺎﻥ ﻃﺮﯾﻖ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﺮﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺮﻓﺎﻥ ﻋﻼ‌ﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻗﺎﺿﯽ، ﺍﺯ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺁﻥ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ‏ﺍﻧﺪ:<br />
«ﺳَﺮَﯾﺎﻥ ﻓﯿﻮﺿﺎﺕ ﻭ ﺧﯿﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺸﻜﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻫﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﻗﻤﺮ ﺑﻨﯽ ﻫﺎﺷﻢ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺍﺳﺖ.<br />
ﻭ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﻼ‌ﻣﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ‏ﺍﻧﺪ ﻛﻪ: «ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﺯ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ: ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﯾﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ»<br />
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺗﺤﻮﻝ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺣﺎﺝ ﻣﺤﻤﺪﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺩﻭﻻ‌ﺑﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﯽ‏ﮔﻮﯾﺪ:<br />
<br />
«ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﺘﺒﺎﺕ ﻋﺎﻟﯿﺎﺕ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﺪﻡ. ﺁﻧﺠﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻃﻠﺒﻪ‏ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ‏ﺩﯾﺪﻡ. ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻋﻼ‌ﻗﻤﻨﺪﺷﺎﻥ ﺷﺪﻡ. ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯽ‏ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺷﻮﻡ ﻭﻟﯽ ﻣﺸﻜﻼ‌ﺕ ﻣﺎﻧﻊ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺯﺧﻢ ﺑﺪﻧﻢ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ‏ﺩﺍﺩ.<br />
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻣﯽ‏ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯽ‏ﺷﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻭﺩﺍﻉ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﺣﺮﻡ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺷﺪﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺏ ﺷﺪﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﯾﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﺸﺮﻑ، ﺷﯿﺨﯽ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺵ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻗﺎﺩﺭﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﯽ‏ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻨﺪ.<br />
ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﺖ ﻛﺮﺩﻡ... ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺯﺍﺋﺮ ﻋﺘﺒﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺁﻗﺎ ﺳﯿﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻛﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺭﻓﺘﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺮﻣﯽ‏ﮔﺸﺘﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﭘﺮﺩﻩ‏ﻫﺎ ﻛﻨﺎﺭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻜﺎﺷﻔﻪ‏ﺍﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺳﻔﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻮﺩ ﺣﺪﻭﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﺎﻧﺪﻡ.<br />
ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﺳﺮ ﺿﺮﯾﺢ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻫﺴﺘﻢ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﯽ‏ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻻ‌ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﮕﯿﺮ. ﺁﻥ ﺩﻭ ﺁﻗﺎ ﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﻜﺪﯾﮕﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ‏ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ‏ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻠﺴﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ. ﺁﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﺷﺪ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﺳﺮ ﺿﺮﯾﺢ ﺣﻀﺮﺕ ﻭ ﺗﺎ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﻋﺰﺍﺧﺎﻧﻪ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠَّﻪ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺷﺨﺎﺻﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽ‏ﺁﻣﺪﻧﺪ ﺑﯽ ﺁﻧﻜﻪ ﻻ‌ﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﺴﯽ ﺫﻛﺮ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﻜﻨﺪ ﻣﯽ‏ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ.<br />
ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻋﻨﺎﯾﺎﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠَّﻪ‏ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‏ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺣﺎﺝ ﻣﻼ‌ ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ ﺯﻧﺠﺎﻧﯽ، ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﯾﺖ‏ﺍﻟﻠَّﻪ ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻓﻘﯽ ﻭ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﯾﺖ‏ﺍﻟﻠَّﻪ ﺷﺎﻩ‏ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ‏ﻫﺎ ﺑﺮﻭﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻨﻢ ﺑﺎ ﻋﻼ‌ﻗﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽ‏ﺁﻣﺪﻧﺪ.»<br />
<br />
منابع:<br />
<br />
 ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻋﺮﻓﺎﻥ، ﺷﺮﺡ ﺣﺎﻝ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠَّﻪ ﻗﺎﺿﯽ.<br />
<br />
<br />
«ﻣﺼﺒﺎﺡ ﺍﻟﻬﺪﯼ»، ﺹ 15 ﻭ ﺩﺭ «ﻛﻮﭼﻪ‏ﻫﺎﯼ ﻋﺸﻖ»، ﺹ 45...<br />
<br />
---------------------]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام حق<br />
<br />
&gt;&gt;&gt;&gt;  تحولات روحی مرحوم دولابی از چه زمان آغاز شد؟<br />
<br />
<br />
ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺪ ﻛﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻭﻟﯽ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ<br />
ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘــﻢ ﺑــﺮﺩ ﺑﯿـــﺮﻭﻥ ﺑﺴﺘــﻪ ﺟﺎﻧﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ<br />
 <br />
ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻓــﺮﺩﻭﺱ ﺑﯿﺮﻭﻧـــﻢ ﻛﻨــﺪ ﺧـــﻮﺍﺭﻡ ﻛﻨﺪ<br />
ﻋﺸﻖ ﭘﯿﺪﺍ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣُﻠﻚ ﻭ ﻣَﻠَﻚ ﭘﺮّﺍﻥ ﻧﻤﻮد<br />
 <br />
«ﺣﺎﺝ ﻣﺤﻤﺪﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺩﻭﻻ‌ﺑﯽ» ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺧﻮﺩﺵ «ﻛﻞ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ»، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺍﺯ ﻋﻠﻢ ﺩﯾﻦ ﺑﯽ ﺑﻬﺮﻩ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﻣﺮﻛﺒﯽ ﺭﻫﻮﺍﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﻋﻠﻮﻡ ﺭﺳﻤﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻨﺰﻝ ﻛﻤﺎﻝ ﺭﻩ ﻣﯽ‏ﺳﭙﺮﺩ. ﻣﺮﻛﺐ ﺳﯿﺮ ﺍﻭ ﺟﺬﺑﻪ‏ﺍﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺠﺮﺍﯼ ﻓﯿﻮﺿﺎﺕ ﻗﺪﺳﯿﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠَّﻪ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻋﻄﺎ ﺷﺪ. ﻫﻤﺎﻥ ﻃﺮﯾﻖ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﺮﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺮﻓﺎﻥ ﻋﻼ‌ﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻗﺎﺿﯽ، ﺍﺯ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺁﻥ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ‏ﺍﻧﺪ:<br />
«ﺳَﺮَﯾﺎﻥ ﻓﯿﻮﺿﺎﺕ ﻭ ﺧﯿﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺸﻜﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻫﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﻗﻤﺮ ﺑﻨﯽ ﻫﺎﺷﻢ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺍﺳﺖ.<br />
ﻭ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﻼ‌ﻣﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ‏ﺍﻧﺪ ﻛﻪ: «ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﺯ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ: ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﯾﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ»<br />
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺗﺤﻮﻝ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺣﺎﺝ ﻣﺤﻤﺪﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺩﻭﻻ‌ﺑﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﯽ‏ﮔﻮﯾﺪ:<br />
<br />
«ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﺘﺒﺎﺕ ﻋﺎﻟﯿﺎﺕ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﺪﻡ. ﺁﻧﺠﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻃﻠﺒﻪ‏ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ‏ﺩﯾﺪﻡ. ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻋﻼ‌ﻗﻤﻨﺪﺷﺎﻥ ﺷﺪﻡ. ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯽ‏ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺷﻮﻡ ﻭﻟﯽ ﻣﺸﻜﻼ‌ﺕ ﻣﺎﻧﻊ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺯﺧﻢ ﺑﺪﻧﻢ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ‏ﺩﺍﺩ.<br />
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻣﯽ‏ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯽ‏ﺷﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻭﺩﺍﻉ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﺣﺮﻡ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺷﺪﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺏ ﺷﺪﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﯾﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﺸﺮﻑ، ﺷﯿﺨﯽ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺵ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻗﺎﺩﺭﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﯽ‏ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻨﺪ.<br />
ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﺖ ﻛﺮﺩﻡ... ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺯﺍﺋﺮ ﻋﺘﺒﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺁﻗﺎ ﺳﯿﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻛﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺭﻓﺘﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺮﻣﯽ‏ﮔﺸﺘﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﭘﺮﺩﻩ‏ﻫﺎ ﻛﻨﺎﺭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻜﺎﺷﻔﻪ‏ﺍﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺳﻔﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻮﺩ ﺣﺪﻭﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﺎﻧﺪﻡ.<br />
ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﺳﺮ ﺿﺮﯾﺢ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻫﺴﺘﻢ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﯽ‏ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻻ‌ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﮕﯿﺮ. ﺁﻥ ﺩﻭ ﺁﻗﺎ ﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﻜﺪﯾﮕﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ‏ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ‏ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻠﺴﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ. ﺁﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﺷﺪ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﺳﺮ ﺿﺮﯾﺢ ﺣﻀﺮﺕ ﻭ ﺗﺎ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﻋﺰﺍﺧﺎﻧﻪ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠَّﻪ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺷﺨﺎﺻﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽ‏ﺁﻣﺪﻧﺪ ﺑﯽ ﺁﻧﻜﻪ ﻻ‌ﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﺴﯽ ﺫﻛﺮ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﻜﻨﺪ ﻣﯽ‏ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ.<br />
ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻋﻨﺎﯾﺎﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠَّﻪ‏ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‏ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺣﺎﺝ ﻣﻼ‌ ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ ﺯﻧﺠﺎﻧﯽ، ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﯾﺖ‏ﺍﻟﻠَّﻪ ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻓﻘﯽ ﻭ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﯾﺖ‏ﺍﻟﻠَّﻪ ﺷﺎﻩ‏ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ‏ﻫﺎ ﺑﺮﻭﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻨﻢ ﺑﺎ ﻋﻼ‌ﻗﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽ‏ﺁﻣﺪﻧﺪ.»<br />
<br />
منابع:<br />
<br />
 ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻋﺮﻓﺎﻥ، ﺷﺮﺡ ﺣﺎﻝ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠَّﻪ ﻗﺎﺿﯽ.<br />
<br />
<br />
«ﻣﺼﺒﺎﺡ ﺍﻟﻬﺪﯼ»، ﺹ 15 ﻭ ﺩﺭ «ﻛﻮﭼﻪ‏ﻫﺎﯼ ﻋﺸﻖ»، ﺹ 45...<br />
<br />
---------------------]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[استاد پناهیان | کیف می کنی چه رهبری داری؟]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38201.html</link>
			<pubDate>Mon, 23 Feb 2015 10:46:15 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38201.html</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://bayanbox.ir/info/4052784495329040022/lezat-hai-enghlabi" target="_blank">دریافت </a>| کلیپ صوتی فوق العاده زیبا از سخنان استاد پناهیان در مورد لذت های برتر و انقلابی<br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: red;">کیف می کنی آقات یک نهیب می زنه آمریکاییها رو بد بخت می کنه؟ کیف میکنی چه رهبری داری؟</span><br />
</span><br />
<br />
<img src="http://s4.picofile.com/file/8172821742/27_.JPG" border="0" alt="[تصویر: 27_.JPG]" /><br />
<br />
<br />
پ ن : صوت مرجع این کلیپ مربوط میشه به قسمت پنچم مبحث تنها مسیر جلسه 5 که از <a href="http://bayanmanavi.ir/post/1863" target="_blank">اینجا</a> میتونید دریافت کنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://bayanbox.ir/info/4052784495329040022/lezat-hai-enghlabi" target="_blank">دریافت </a>| کلیپ صوتی فوق العاده زیبا از سخنان استاد پناهیان در مورد لذت های برتر و انقلابی<br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: red;">کیف می کنی آقات یک نهیب می زنه آمریکاییها رو بد بخت می کنه؟ کیف میکنی چه رهبری داری؟</span><br />
</span><br />
<br />
<img src="http://s4.picofile.com/file/8172821742/27_.JPG" border="0" alt="[تصویر: 27_.JPG]" /><br />
<br />
<br />
پ ن : صوت مرجع این کلیپ مربوط میشه به قسمت پنچم مبحث تنها مسیر جلسه 5 که از <a href="http://bayanmanavi.ir/post/1863" target="_blank">اینجا</a> میتونید دریافت کنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سفارش عجیب علامه امینی به فرزندش/ مزار مؤلف «الغدیر»+تصاویر]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38123.html</link>
			<pubDate>Wed, 18 Feb 2015 10:03:04 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-38123.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله<br />
<br />
<br />
به نقل از خبرگزاری فارس: <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931128001286" target="_blank">http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931128001286</a><br />
<br />
<br />
<span style="color: #1E90FF;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: x-large;">سفارش عجیب علامه امینی به فرزندش/ مزار مؤلف «الغدیر»+تصاویر</span></span></span></span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">محمدهادی امینی فرزند علامه امینی می‌نویسد: پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعه‌ای قبل از اذان صبح ایشان را در خواب دیدم، بسیار شاداب و خرسند بود. جلو رفتم و پس از سلام گفتم: در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟</span><br />
<br />
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، علامه عبدالحسین امینی روز جمعه 28 ربیع‌الثانی 1390 هجری در نجف اشرف دیده از جهان فرو بست و پیکر مطهرش در جوار کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نجف اشرف آرام گرفت. بیشترین شهرت این عالم ربانی به اثر جاویدان الغدیر مرتبط است که یاد او را در خاطره‌ها زنده نگه داشته است، او در این مجموعه 110 تن از اصحاب رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و 874 نفر تابعی را نام می‌برد که حدیث غدیر را روایت کرده‌اند، همچنین طبقات راویان حدیث غدیر را از قرن دوم هجری تا قرن چهاردهم در قالب 3360 تن ذکر می‌کند. (<a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930223000111" target="_blank">اطلاعات بیشتر</a>)<br />
<br />
محمدهادی امینی فرزند علامه امینی می‌نویسد: پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعه‌ای قبل از اذان صبح، پدرم را در خواب دیدم،‌او بسیار شاداب و خرسند بود، جلو رفتم و پس از سلام و دست‌بوسی گفتم: پدر جان! در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟<br />
<br />
پدرم گفت: چه می‌گویی؟<br />
<br />
دوباره عرض کردم:آقاجان! در آنجا که اقامت دارید، کدام یک از اعمالتان موجب نجات شما شد؟ کتاب الغدیر یا سایر تألیفات شما یا تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام)؟!<br />
<br />
او اندک تأملی کرد و سپس فرمود: فقط زیارت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)!<br />
<br />
عرض کردم: شما می‌دانید اکنون روابط ایران و عراق تیره شده و راه کربلا بسته است، برای زیارت چه کنیم؟<br />
<br />
فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین(علیه السلام) بر پا می‌شود، شرکت کنید تا ثواب زیارت امام حسین(علیه السلام) را به شما بدهند.<br />
<br />
سپس فرمود: پسرجان! در گذشته بارها به تو یادآور شدم و اکنون نیز توصیه می‌کنم که زیارت عاشورا را به هیچ عنوان ترک مکن، زیارت عاشورا بخوان و آن را وظیفه خودت بدان، این زیارت دارای آثار، برکات و فواید بسیاری  است که موجب نجات و سعادتمندی تو در دنیا و آخرت می‌شود.<br />
<br />
به مناسبت سالروز وفات علامه امینی تصاویری از کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) و نمایی از مصحف منسوب به امام علی(علیه السلام) همراه با تصاویری از مزار مؤلف «الغدیر» می‌آید:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000604_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000604_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000613_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000613_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000614_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000614_PhotoL.jpg]" /><br />
 نمایی از مصحف منسوب به خط امام علی(علیه السلام)<br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000616_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000616_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000617_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000617_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000619_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000619_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000620_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000620_PhotoL.jpg]" /></div>
<br />
با سپاس<br />
یا علی مدد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله<br />
<br />
<br />
به نقل از خبرگزاری فارس: <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931128001286" target="_blank">http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931128001286</a><br />
<br />
<br />
<span style="color: #1E90FF;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: x-large;">سفارش عجیب علامه امینی به فرزندش/ مزار مؤلف «الغدیر»+تصاویر</span></span></span></span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">محمدهادی امینی فرزند علامه امینی می‌نویسد: پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعه‌ای قبل از اذان صبح ایشان را در خواب دیدم، بسیار شاداب و خرسند بود. جلو رفتم و پس از سلام گفتم: در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟</span><br />
<br />
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، علامه عبدالحسین امینی روز جمعه 28 ربیع‌الثانی 1390 هجری در نجف اشرف دیده از جهان فرو بست و پیکر مطهرش در جوار کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نجف اشرف آرام گرفت. بیشترین شهرت این عالم ربانی به اثر جاویدان الغدیر مرتبط است که یاد او را در خاطره‌ها زنده نگه داشته است، او در این مجموعه 110 تن از اصحاب رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و 874 نفر تابعی را نام می‌برد که حدیث غدیر را روایت کرده‌اند، همچنین طبقات راویان حدیث غدیر را از قرن دوم هجری تا قرن چهاردهم در قالب 3360 تن ذکر می‌کند. (<a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930223000111" target="_blank">اطلاعات بیشتر</a>)<br />
<br />
محمدهادی امینی فرزند علامه امینی می‌نویسد: پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعه‌ای قبل از اذان صبح، پدرم را در خواب دیدم،‌او بسیار شاداب و خرسند بود، جلو رفتم و پس از سلام و دست‌بوسی گفتم: پدر جان! در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟<br />
<br />
پدرم گفت: چه می‌گویی؟<br />
<br />
دوباره عرض کردم:آقاجان! در آنجا که اقامت دارید، کدام یک از اعمالتان موجب نجات شما شد؟ کتاب الغدیر یا سایر تألیفات شما یا تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام)؟!<br />
<br />
او اندک تأملی کرد و سپس فرمود: فقط زیارت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)!<br />
<br />
عرض کردم: شما می‌دانید اکنون روابط ایران و عراق تیره شده و راه کربلا بسته است، برای زیارت چه کنیم؟<br />
<br />
فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین(علیه السلام) بر پا می‌شود، شرکت کنید تا ثواب زیارت امام حسین(علیه السلام) را به شما بدهند.<br />
<br />
سپس فرمود: پسرجان! در گذشته بارها به تو یادآور شدم و اکنون نیز توصیه می‌کنم که زیارت عاشورا را به هیچ عنوان ترک مکن، زیارت عاشورا بخوان و آن را وظیفه خودت بدان، این زیارت دارای آثار، برکات و فواید بسیاری  است که موجب نجات و سعادتمندی تو در دنیا و آخرت می‌شود.<br />
<br />
به مناسبت سالروز وفات علامه امینی تصاویری از کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) و نمایی از مصحف منسوب به امام علی(علیه السلام) همراه با تصاویری از مزار مؤلف «الغدیر» می‌آید:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000604_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000604_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000613_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000613_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000614_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000614_PhotoL.jpg]" /><br />
 نمایی از مصحف منسوب به خط امام علی(علیه السلام)<br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000616_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000616_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000617_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000617_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000619_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000619_PhotoL.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/28/13931128000620_PhotoL.jpg" border="0" alt="[تصویر: 13931128000620_PhotoL.jpg]" /></div>
<br />
با سپاس<br />
یا علی مدد]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چه زمانی تایر انسان درمیرود!؟]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37938.html</link>
			<pubDate>Wed, 04 Feb 2015 09:21:33 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37938.html</guid>
			<description><![CDATA[++ در کلام امام خامنه‌ای:<br />
 <br />
چه زمانی تایر انسان در میرود؟!<br />
 <br />
<br />
 <br />
 انس با قرآن و تدبر در قرآن، همچنین تدبر در ادعیه‏ ی مأثوره ‏ای که اعتبار دارد- مثل صحیفه‏ ی سجادیه و بسیاری از دعاها- در تعمیق معرفت دینی خیلی نقش دارد.<br />
<br />
 تعمیق معرفت دینی خیلی مهم است.<br />
<br />
 یک‏وقت یک کسی همین‏طور روی احساسات، در نماز جماعت هم ممکن است شرکت کند، <br />
در اعتکاف هم شرکت کند،<br />
 در مجلس عزای حسینی هم شرکت کند،<br />
 در فلان تظاهرات دینی هم شرکت کند،<br />
 اما این معرفت در عمق جان او وجود نداشته باشد؛ <br />
لذا سر یک پیچی، سر یک دست ‏اندازی، یکهو می‏بینید که از جا در می‏رود؛ این به خاطر این است. ما نظائرش را زیاد دیدیم.<br />
<br />
 توی همین مجموعه‏ های انقلاب، اوائل انقلاب کسانی بودند که از ماها که ریش داشتیم و عمامه داشتیم و این‏ها، به نظر می‏رسید که این‏ها متدین‏ تر و مقیدتر و پابندتر و نسبت به دین متعصب‏ ترند؛ بعد یک‏وقت- همان طوری که عرض کردم- یک دست‏ اندازی پیش آمد، یکهو دیدیم تایرش در رفت! <br />
خوب، پیداست که چفت‏ و بست محکمی نداشته. <br />
<br />
√√ بنابراین تعمیق معرفت دینی، خیلی مهم است؛ انس با معارف اسلامی، خیلی مهم است. √√<br />
<br />
این هم یک بخش کار فرهنگی است که باید ترویج شود.<br />
<br />
 این‏ها متولی می‏خواهد، متولی‏اش هم شمائید؛ هیچ‏کس دیگر نیست. <br />
<br />
یعنی شما مدیران و رؤسای گروه‏های تحقیقی، متولی این کار هستید. این کار را نمی‏شود به شکل اداری درست کرد و مثلًا تزریق کرد به یک مرکز علمی و محیط علمی؛ این را باید بنشینید برایش فکر کنید؛ این‏ها خیلی مهم است.<br />
<br />
بیانات در دیدار وزیر علوم و استادان دانشگاه تهران‌1388/11/13]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[++ در کلام امام خامنه‌ای:<br />
 <br />
چه زمانی تایر انسان در میرود؟!<br />
 <br />
<br />
 <br />
 انس با قرآن و تدبر در قرآن، همچنین تدبر در ادعیه‏ ی مأثوره ‏ای که اعتبار دارد- مثل صحیفه‏ ی سجادیه و بسیاری از دعاها- در تعمیق معرفت دینی خیلی نقش دارد.<br />
<br />
 تعمیق معرفت دینی خیلی مهم است.<br />
<br />
 یک‏وقت یک کسی همین‏طور روی احساسات، در نماز جماعت هم ممکن است شرکت کند، <br />
در اعتکاف هم شرکت کند،<br />
 در مجلس عزای حسینی هم شرکت کند،<br />
 در فلان تظاهرات دینی هم شرکت کند،<br />
 اما این معرفت در عمق جان او وجود نداشته باشد؛ <br />
لذا سر یک پیچی، سر یک دست ‏اندازی، یکهو می‏بینید که از جا در می‏رود؛ این به خاطر این است. ما نظائرش را زیاد دیدیم.<br />
<br />
 توی همین مجموعه‏ های انقلاب، اوائل انقلاب کسانی بودند که از ماها که ریش داشتیم و عمامه داشتیم و این‏ها، به نظر می‏رسید که این‏ها متدین‏ تر و مقیدتر و پابندتر و نسبت به دین متعصب‏ ترند؛ بعد یک‏وقت- همان طوری که عرض کردم- یک دست‏ اندازی پیش آمد، یکهو دیدیم تایرش در رفت! <br />
خوب، پیداست که چفت‏ و بست محکمی نداشته. <br />
<br />
√√ بنابراین تعمیق معرفت دینی، خیلی مهم است؛ انس با معارف اسلامی، خیلی مهم است. √√<br />
<br />
این هم یک بخش کار فرهنگی است که باید ترویج شود.<br />
<br />
 این‏ها متولی می‏خواهد، متولی‏اش هم شمائید؛ هیچ‏کس دیگر نیست. <br />
<br />
یعنی شما مدیران و رؤسای گروه‏های تحقیقی، متولی این کار هستید. این کار را نمی‏شود به شکل اداری درست کرد و مثلًا تزریق کرد به یک مرکز علمی و محیط علمی؛ این را باید بنشینید برایش فکر کنید؛ این‏ها خیلی مهم است.<br />
<br />
بیانات در دیدار وزیر علوم و استادان دانشگاه تهران‌1388/11/13]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[از کجا معلوم در آخرالزمان هستیم!؟(پاسخ استاد پناهیان)]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37780.html</link>
			<pubDate>Sat, 24 Jan 2015 10:34:21 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37780.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
حتما بخونید جالبه：<br />
<br />
<br />
پاسخ استاد پناهیان به اینکه از کجا معلوم در آخرالزمان هستیم و تطبیق دادن نشانه های ظهور <br />
اولا این که ما از کجا معلوم هست در آخرالزمان هستیم دو نوع علت میشه براش ذکر کرد.<br />
بعضیا میگن آقا این حوادث ممکنه هزار مرتبه دیگه هم شبیهش رو داشته باشیم؛ مثلا شما تطبیق میدید که بیرون شهر کوفه 70 نفر به شهادت برسن یکجا، ممکنه آقای حکیم و نمازگزاران نمازجمعه نجف اشرف باشه... ممکنه.<br />
میگه نه آقا، ممکنه هزار بار دیگه 70 نفر 70 نفر کشته بشن، معلوم نیست که این قصه همون قصه باشه!<br />
<br />
یا میگی آقا، یه کسی به نام عبدلله در یه جایی حاکمه، اگر ایشون فوت بکنه بعد از او یه حکومت بی ثباتی در منطقه حجاز پیش میاد و بعد از اون ظهور رخ خواهد داد...<br />
<br />
میگه آقا ممکنه هزار تا عبدلله دیگه بیاد و فوت کنه و بعدشم دچار بی ثباتی بشه اون منطقه.<br />
<br />
سفیانی ظهور بکنه، باید بیاد نقشه منطقه خاورمیانه رو بهم بریزه، و الان حداقل ده سالی هست دست استکبار جهانی تو پوست گردو مونده، خودشونم صد مرتبه اعلام کردن ما چاره ای نداریم جز اینکه نقشه خاورمیانه رو بهم بریزیم...<br />
با این ترکیب دیگه نمیتونن مدیریت کنن منطقه رو...<br />
شاید اون سفیانی که در روایات آمده و مسیر حرکتشم مشخصه، و هیچ کاری هم نمیکنه جز نقشه خاورمیانه رو بهم زدن، نقشه ای که استکبار برای خاورمیانه زده همون باشه!!! شاید؛<br />
میگه آقا، ممکنه نقشه خاورمیانه هزار مرتبه دیگه، دویست هزار سال دیگه هم هی همینجور تغییر کنه، بالا بشه، پائین بشه، ظهور رخ نده!<br />
در مقابل اینجور برخورد با اخبار ظهور، باید گفتش که اهل بیت عصمت و طهارت که بیکار نبودن که علامتی رو بگن که علامت نیست!<br />
اگه بنا باشه هزار تا عبدلله دیگه بیاد فوت بکنه و شرایط بی ثباتی اونجا پیش بیاد، این چه علامتیه؟!<br />
شما آدم عاقل باشی میتونی اینجوری علامت بدی مردمو بذاری سر کار؟!<br />
آقا، اگه بنا باشه که خاورمیانه نقشه ش 200 هزار مرتبه دیگر تغییر پیدا بکنه با حرکتهایی شبیه حرکت سفیانی، و این همانی نباشه! احتمالش بالا نباشه و تا 200 هزار سال دیگه قصه تأخیر بیفته! خب این چه طرز علامت دادنه توسط اهل بیت عصمت و طهارت؟!<br />
<br />
شما زحمت بکشید یه مرتبه بفرمائید چهارده معصوم اشتباه کردن علامت دادن! چرا به ما میگید تطبیق نده؟!<br />
به اهل بیت بفرمائید این چه علامت دادنیه؟ اصلا علامت ندید!<br />
وقتی که درباره ی اخبار مربوط به حوادث ظهور روایاتی رو آدم میشنوه، نباید باهاش انقدر بی اعتنا و بی احترام برخورد بکنه؛<br />
<br />
یه دفعه ای به برخی روایات مربوط به اخبار حوادث ظهور که میرسن، یه جوری بعضیا گیر به سند روایت میدن، که تو مسائل فقهی اونجوری گیر نمیدن به سند! تو مسائل تاریخی اونجور گیر نمیدن به سند؛<br />
<br />
کتابی ست به نام بیان الائمه، من این کتاب رو کامل بررسی نکردم میزان اِتقانش رو ببینم، لذا به عنوان یه کتاب مرجع(به طور قطعی خودم حداقل) معرفی نمیکنم، شاید خیلی هم زحمت کشیده نویسنده محترم؛<br />
<br />
نوشته بود که کشورهای غربی میان اسلحه هاشون رو میگذارن در کشورهای منطقه و بعدشم به عراق حمله میکنن، از راه جنوب حمله میکنن، تا بغداد رو با نبرد نظامی پیش میرن، بغداد رو عفواً وارد میشن! لِأنَّ اُمرائُهم من عُمَلائِهم؛ چون رؤسای بغداد عملاءِ خودشونن.<br />
حالا اینو قبل از اینکه صدام بیاد رو کار، نوشته؛ بعدشم آدم میبینه نعل به نعل اتفاق میفته!!<br />
صدام که از امراء اونها هست... نه آقا معلوم نیست! معلوم نیست! هیچی معلوم نیست! آقا نگو! آقا نبین! آقا...<br />
این چه طرز برخورده؟! بالاخره ائمه هدی علائم ذکر کردن؛ این در حالیه که ائمه هدی علیهم السلام وقتی که خبر میدن یه جوری دقیق خبر میدن.<br />
اومد پرسید، آقا امام صادق از سفیانی برامون بگو؛ آقا فرمود کدوم سفیانی؟ سفیانی اول یا سفیانی دوم؟<br />
<br />
گفت آقا مگه دو تا سفیانی هستن؟<br />
فرمودند بله؛ سفیانی اول این جنایت رو میکنه تو منطقه عراق، سفیانی دومه که شش ماه قبل از ظهوره؛<br />
اینجوری آدرس میدن... که شما سَرسَری نگیرید... معلومه ائمه هدی علیهم السلام قصد جدی داشتن برای اخبار آخرالزمان دادن<br />
<br />
یه دفعه ای ما نمیدونم چطور بزرگوار میشیم؟<br />
میگیم نه حالا اینا رو بذاریم کنار...<br />
شما احتمال نمیدید که ائمه هدی علیهم السلام برای هوشیاری ما اینا رو فرمودن؟<br />
<br />
کار تطبیقش سخته؛ بله... بله سخته...<br />
<br />
ممکنه آدم اشتباه بکنه؛ بله... ممکنه آدم اشتباه بکنه...<br />
یقینی نباید تطبیق بدیم؛ باشه... ولی 200 هزار سال دیگه هم توپو پرت نکن پشت بوم!!<br />
ارزش اخبار مربوط به حوادث پایانی رو نباید تو کم بکنی...<br />
آقا معلوم نیست ممکنه هزار تا دیگه عبدلله بیاد... اگه بگی هزار تا دیگه عبدلله بیاد و فوت بکنه و ال بشه و بل بشه، پس من به اون گوینده خبر شک میکنم؛ آقا بالاخره گوینده خبر میخواسته خبر بده یا میخواسته ما رو بذاره سر کار؟! قصد داشته معمای سرگرم کننده مطرح کنه ما سرگرم بشیم؟ یا نه، واقعا یه خبر خاصیه؟<br />
آقا این حکوت معلومه، از سراپاش میریزه که این عبدلله بره بی ثباتی میشه؛ تو روایت هم همینو گفتن...<br />
<br />
استکبار چاره ای نداره جز اینکه نقشه خاورمیانه رو بهم بریزه... بهم بریزه هم باید کشتار بکنه، راه دیگه ای نداره برا نجات... و اونا جنایتکار هستن که این کارو بکنن؛<br />
<br />
این چرا نباید اون سفیانی باشه؟<br />
<br />
تو باید دلیل بیاری که اون نیست... تو باید دلیل بیاری!<br />
رسول خدا دارن کلماتی رو... امیرالمومنین دارن کلماتی رو... تا برسه اوجش امام صادق علیه السلام... بعد از امام صادق علیه السلام هم.... با همه ی احتیاط کاری ها و مخفی کاری هایی که صورت میگرفت...<br />
<br />
انقدر اخبار مربوط به حوادث ظهور رو میدادن که بعضی ها از بنی العباس طمع میکردن برای این که، این اخبار رو به خودشون منصوب بکنن؛ اِسمای خودشون رو تغییر میدادن که متناسب اون اخبار، مردم رو به اشتباه بندازن... انقدر خبر دادن جدی بوده...<br />
البته چند تا نکته رو باید رعایت کرد... نباید الکی تطبیق داد، نباید عجولانه قضاوت کرد، نباید بی احتیاطی کرد، نباید قطعی نظر داد؛ ولی احتمالات درجاتش رو که کنار هم میذارید، این قطعات پازل داره یه نقشه ای رو به ما نشون میده؛ همه شو که نمیتونی انکار کنی که...<br />
آقا کسی هست که از قم قیام میکنه، اسم او اسم یکی از انبیاء عظامه... خب اسم آقا روح للهه و حضرت عیسی بن مریمم که هست... همون میشه دیگه...<br />
معلوم نیست... ممکنه هزاران سال دیگه، هزاران نفر دیگه قیام بکنن...<br />
دوباره یه روایت دیگه میاری، میگی آقا در روایت نوشته که اسم او روح لله است... حالا چی میگی؟!<br />
ممکنه حالا مثلا! روح لله های دیگه قیام بکنن!<br />
شما هم خیلی بیکاری ها...! ائمه معصومین علیهم السلام خبر نداشتن که کسی به نام آسید روح لله نازنین ما قیام میکنه؟<br />
پس یا به اخبار آخرالزمان هم خبر داشتن، هم اگر یه روح لله دیگه باشه باید اعلام میکردن که روح لله اولی که قیام میکنه نه، یکی دیگه... کما اینکه مشابهش رو تو موارد دیگه اعلام فرمودن...<br />
<br />
<br />
بعضیا علاقه دارن اینا رو انکار کنن... چرا آخه؟!<br />
<br />
این یه برخورد...<br />
<br />
برخورد دومی که بده صورت بگیره، این هستش که آدم عجولانه و بد قضاوت بکنه... حالا همینجوری هر یک از اون شخصیت های ناشناخته رو که دقیق مختصاتش در نیومده، هی به این تطبیق بدیم، هی به اون تطبیق بدیم؛ هی اعلام کنیم، هی مردمو تو هول و ولا بندازیم و هی سبک کنیم اصلا کار تطبیق دادن و کار تحلیل کردن اخبار آخرالزمان رو؛ اینم کار خوبی نیست...<br />
ولی باید اینا رو جدی گرفت... آقا پیچیدگی هایی هم داره ها... شاید همه بررسی کردن بحث دجال رو هنوز نفهمیده باشن شخصه یا شخصیته؟<br />
ولی آخه یه حرفایی هست نمیشه از کنارش ساده رد شد؛<br />
اما گروه دوم دلایل مربوط به آخرالزمان چه دلایلی هستن؟<br />
گروه دوم دلایلی که دلالت میکنن ما در آخرالزمانیم، و یا میتوانند دلالت بکنند، قواعد ظهور هستن، نه حوادث ظهور؛<br />
<br />
قواعد ظهور چیه؟<br />
<br />
میفرماید ظهور مهدی ما بعد از یأس رخ می دهد. یا اینکه میفرماید ظهور مهدی ما بعد از اینکه هر کسی ادعا داره تئوری برای اداره حیات بشر داره تئوریش زمین میخوره، یه خلأ تئوریک در جهان پدید میاد بعد ظهور رخ میده....<br />
حوادث ظهور تکلیف ساز نیستن؛ آقا یه عبدللهی از دنیا میره؛ خب ما کاری نمیتونیم بکنیم... باید صبر کنیم بره دیگه، ما که نمیتونیم بکشیمش که!!<br />
ولی قواعد ظهور تکلیف ساز هستن؛ میفرماید ظهور بعد از کِی رخ میده؟ بعد از اینکه هیچ کسی تئوری ای نداشته باشه برای عالم...<br />
من الان از شما میپرسم؛ آیا تئوری ای برای اداره حیات بشر موجوده که امتحان نشده باشه<br />
تو کدوم رشته علوم انسانی ادعا شده که تئوری جدیدی به بازار اومده؟<br />
بعد عقلتو قاضی کن؛ امکان آمدن تئوری جدیدی هست؟!<br />
در حالی که تئوری اسلامی ما داره پا میگیره و به عنوان یگانه تئوری خودشو داره معرفی میکنه؛<br />
آقا دموکراسی که اونا میگفتن پایان تاریخه، مغز حمار که نخورده بودن که اینو گفته بودن، بررسی کرده بودن برای خودشون؛ دکترا که بگیرین باید بری حرفای اونا رو امتحان بدی بهت دکترا بدن؛ یه دفعه اینجا که میرسه بی اعتبار میشن؟!<br />
تق دموکراسی هم که در اومد! <br />
یکی از قواعد ظهور، که من مایلم اینو جزء قواعد ظهور بگذارم، نه از حوادث ظهور... یه قومی قبل از ظهور قیام میکنن یُوَطِّئونَ لِلمهدی سُلطاناً... مقدمه ساز ظهور حضرت میشن... خب همه ی مفسرین آیات قرآن و روایات میفرمایند اون قوم ایرانیان هستند؛ المیزان علامه طباطبایی رو ببینید؛ ذیل اون آیه سوره مائده "یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه"؛ علامه میفرمایند این آیه مال ایرانیای آخرالزمانه که قیام میکنن و مردانه قیام میکنن مختصاتش اینه؛ مختصاتشم تو روایات اومده؛ اینا باید بلند شن، قیام بکنن؛ شهید بهشتی تعبیر زیبایی داشت، من اصلا ارادات پیدا کردم به شهید بهشتی که فرمودن هیچ چیزی ظهور آقا رو نزدیک نمیکنه، مثل اینکه ما بلند شیم یه جامعه نمونه بسازیم و به جهانیان ارائه بدیم؛ این ظهور حضرت رو نزدیک میکنه... اینو بذار کنار اون نظریه که فساد باید عالم رو بگیره!! نکنه ما هم باید کمک کنیم به فساد؟!<br />
فساد که عالمو میگیره! مقدمه سازه باشیم...<br />
ما باید گروه مقاوم باشیم که حق رو ازش دفاع میکنن؛<br />
مثلا یکی از قواعد ظهور تبیینه، تمهیزه... باید روشن بشه حق از باطل؛ این کاروان غزه میبینید راه افتاده؟ یکی از قواعد ظهور آقاست...<br />
کنفرانس دوربان وقتی همه ی کشورها جز آمریکای جنایتکار گفتن که اسرائیل نژادپرسته، این یکی از تحقق قواعد ظهوره...<br />
حق شما فکر میکنید چقدر باید آشکار بشه تا آقا بیان؟ چرا شما این همه حرف رو از قواعد ظهور، از اخبار ظهور بذار کنار یکی دو تا روایت دیگه؛<br />
1. میفرماید هر کی ظهور رو نزدیک ندونه قسی القلب میشه<br />
2. میفرماید وقتی ظهور رخ میده منتظران حضرت میگن ما انتظار نداشتیم انقدر یکدفعه ای رخ بده!<br />
3. میفرماید خدا امر فرج رو یک شبه اصلاح میکنه، زیاد منتظر مقدمات طولانی نباشید!<br />
در کنار این سه تا روایت شما واقعیت های جهان رو نگاه کن؛ کی فکر میکرد فروپاشی شوروی در عرض کمتر از یک ماه صورت بگیره؟<br />
کی نمیبینه که الان حرکت های بین المللی، اتفاقات جهانی سرعت پیدا کرده؟<br />
در اخبار آخرالزمان هست که قم مرجعیت علمی پیدا میکنه برای جهان اسلام و جهان بشریت، و از قم به اقصی نقاط عالم علوم اهل بیت نشر پیدا میکنه.<br />
من چند هزار تا طلبه، از چند کشور جهان الان تو قم دارن درس میخونن آمارشو نگم؛<br />
بعد در روایت تاکید شده، میفرماید از نجف، از کوفه علم میاد تو قم متمرکز میشه، به همه ی عالم منتشر میشه؛ و بعد صریحا میفرماید که این وضعیت باقی میمونه تا ظهور...<br />
این دفعه اومدی، این ایندفعه اون آخریه نباشه؛ دوباره بره دوباره برگرده!<br />
تو میخوای به هر قیمتی شده بگی فعلا ظهور رخ نمیده؟ میخوای این کارو بکنی؟ حالا ما در آخرالزمان هستیم یا نه، خودتان محاسبه بفرمائید...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
حتما بخونید جالبه：<br />
<br />
<br />
پاسخ استاد پناهیان به اینکه از کجا معلوم در آخرالزمان هستیم و تطبیق دادن نشانه های ظهور <br />
اولا این که ما از کجا معلوم هست در آخرالزمان هستیم دو نوع علت میشه براش ذکر کرد.<br />
بعضیا میگن آقا این حوادث ممکنه هزار مرتبه دیگه هم شبیهش رو داشته باشیم؛ مثلا شما تطبیق میدید که بیرون شهر کوفه 70 نفر به شهادت برسن یکجا، ممکنه آقای حکیم و نمازگزاران نمازجمعه نجف اشرف باشه... ممکنه.<br />
میگه نه آقا، ممکنه هزار بار دیگه 70 نفر 70 نفر کشته بشن، معلوم نیست که این قصه همون قصه باشه!<br />
<br />
یا میگی آقا، یه کسی به نام عبدلله در یه جایی حاکمه، اگر ایشون فوت بکنه بعد از او یه حکومت بی ثباتی در منطقه حجاز پیش میاد و بعد از اون ظهور رخ خواهد داد...<br />
<br />
میگه آقا ممکنه هزار تا عبدلله دیگه بیاد و فوت کنه و بعدشم دچار بی ثباتی بشه اون منطقه.<br />
<br />
سفیانی ظهور بکنه، باید بیاد نقشه منطقه خاورمیانه رو بهم بریزه، و الان حداقل ده سالی هست دست استکبار جهانی تو پوست گردو مونده، خودشونم صد مرتبه اعلام کردن ما چاره ای نداریم جز اینکه نقشه خاورمیانه رو بهم بریزیم...<br />
با این ترکیب دیگه نمیتونن مدیریت کنن منطقه رو...<br />
شاید اون سفیانی که در روایات آمده و مسیر حرکتشم مشخصه، و هیچ کاری هم نمیکنه جز نقشه خاورمیانه رو بهم زدن، نقشه ای که استکبار برای خاورمیانه زده همون باشه!!! شاید؛<br />
میگه آقا، ممکنه نقشه خاورمیانه هزار مرتبه دیگه، دویست هزار سال دیگه هم هی همینجور تغییر کنه، بالا بشه، پائین بشه، ظهور رخ نده!<br />
در مقابل اینجور برخورد با اخبار ظهور، باید گفتش که اهل بیت عصمت و طهارت که بیکار نبودن که علامتی رو بگن که علامت نیست!<br />
اگه بنا باشه هزار تا عبدلله دیگه بیاد فوت بکنه و شرایط بی ثباتی اونجا پیش بیاد، این چه علامتیه؟!<br />
شما آدم عاقل باشی میتونی اینجوری علامت بدی مردمو بذاری سر کار؟!<br />
آقا، اگه بنا باشه که خاورمیانه نقشه ش 200 هزار مرتبه دیگر تغییر پیدا بکنه با حرکتهایی شبیه حرکت سفیانی، و این همانی نباشه! احتمالش بالا نباشه و تا 200 هزار سال دیگه قصه تأخیر بیفته! خب این چه طرز علامت دادنه توسط اهل بیت عصمت و طهارت؟!<br />
<br />
شما زحمت بکشید یه مرتبه بفرمائید چهارده معصوم اشتباه کردن علامت دادن! چرا به ما میگید تطبیق نده؟!<br />
به اهل بیت بفرمائید این چه علامت دادنیه؟ اصلا علامت ندید!<br />
وقتی که درباره ی اخبار مربوط به حوادث ظهور روایاتی رو آدم میشنوه، نباید باهاش انقدر بی اعتنا و بی احترام برخورد بکنه؛<br />
<br />
یه دفعه ای به برخی روایات مربوط به اخبار حوادث ظهور که میرسن، یه جوری بعضیا گیر به سند روایت میدن، که تو مسائل فقهی اونجوری گیر نمیدن به سند! تو مسائل تاریخی اونجور گیر نمیدن به سند؛<br />
<br />
کتابی ست به نام بیان الائمه، من این کتاب رو کامل بررسی نکردم میزان اِتقانش رو ببینم، لذا به عنوان یه کتاب مرجع(به طور قطعی خودم حداقل) معرفی نمیکنم، شاید خیلی هم زحمت کشیده نویسنده محترم؛<br />
<br />
نوشته بود که کشورهای غربی میان اسلحه هاشون رو میگذارن در کشورهای منطقه و بعدشم به عراق حمله میکنن، از راه جنوب حمله میکنن، تا بغداد رو با نبرد نظامی پیش میرن، بغداد رو عفواً وارد میشن! لِأنَّ اُمرائُهم من عُمَلائِهم؛ چون رؤسای بغداد عملاءِ خودشونن.<br />
حالا اینو قبل از اینکه صدام بیاد رو کار، نوشته؛ بعدشم آدم میبینه نعل به نعل اتفاق میفته!!<br />
صدام که از امراء اونها هست... نه آقا معلوم نیست! معلوم نیست! هیچی معلوم نیست! آقا نگو! آقا نبین! آقا...<br />
این چه طرز برخورده؟! بالاخره ائمه هدی علائم ذکر کردن؛ این در حالیه که ائمه هدی علیهم السلام وقتی که خبر میدن یه جوری دقیق خبر میدن.<br />
اومد پرسید، آقا امام صادق از سفیانی برامون بگو؛ آقا فرمود کدوم سفیانی؟ سفیانی اول یا سفیانی دوم؟<br />
<br />
گفت آقا مگه دو تا سفیانی هستن؟<br />
فرمودند بله؛ سفیانی اول این جنایت رو میکنه تو منطقه عراق، سفیانی دومه که شش ماه قبل از ظهوره؛<br />
اینجوری آدرس میدن... که شما سَرسَری نگیرید... معلومه ائمه هدی علیهم السلام قصد جدی داشتن برای اخبار آخرالزمان دادن<br />
<br />
یه دفعه ای ما نمیدونم چطور بزرگوار میشیم؟<br />
میگیم نه حالا اینا رو بذاریم کنار...<br />
شما احتمال نمیدید که ائمه هدی علیهم السلام برای هوشیاری ما اینا رو فرمودن؟<br />
<br />
کار تطبیقش سخته؛ بله... بله سخته...<br />
<br />
ممکنه آدم اشتباه بکنه؛ بله... ممکنه آدم اشتباه بکنه...<br />
یقینی نباید تطبیق بدیم؛ باشه... ولی 200 هزار سال دیگه هم توپو پرت نکن پشت بوم!!<br />
ارزش اخبار مربوط به حوادث پایانی رو نباید تو کم بکنی...<br />
آقا معلوم نیست ممکنه هزار تا دیگه عبدلله بیاد... اگه بگی هزار تا دیگه عبدلله بیاد و فوت بکنه و ال بشه و بل بشه، پس من به اون گوینده خبر شک میکنم؛ آقا بالاخره گوینده خبر میخواسته خبر بده یا میخواسته ما رو بذاره سر کار؟! قصد داشته معمای سرگرم کننده مطرح کنه ما سرگرم بشیم؟ یا نه، واقعا یه خبر خاصیه؟<br />
آقا این حکوت معلومه، از سراپاش میریزه که این عبدلله بره بی ثباتی میشه؛ تو روایت هم همینو گفتن...<br />
<br />
استکبار چاره ای نداره جز اینکه نقشه خاورمیانه رو بهم بریزه... بهم بریزه هم باید کشتار بکنه، راه دیگه ای نداره برا نجات... و اونا جنایتکار هستن که این کارو بکنن؛<br />
<br />
این چرا نباید اون سفیانی باشه؟<br />
<br />
تو باید دلیل بیاری که اون نیست... تو باید دلیل بیاری!<br />
رسول خدا دارن کلماتی رو... امیرالمومنین دارن کلماتی رو... تا برسه اوجش امام صادق علیه السلام... بعد از امام صادق علیه السلام هم.... با همه ی احتیاط کاری ها و مخفی کاری هایی که صورت میگرفت...<br />
<br />
انقدر اخبار مربوط به حوادث ظهور رو میدادن که بعضی ها از بنی العباس طمع میکردن برای این که، این اخبار رو به خودشون منصوب بکنن؛ اِسمای خودشون رو تغییر میدادن که متناسب اون اخبار، مردم رو به اشتباه بندازن... انقدر خبر دادن جدی بوده...<br />
البته چند تا نکته رو باید رعایت کرد... نباید الکی تطبیق داد، نباید عجولانه قضاوت کرد، نباید بی احتیاطی کرد، نباید قطعی نظر داد؛ ولی احتمالات درجاتش رو که کنار هم میذارید، این قطعات پازل داره یه نقشه ای رو به ما نشون میده؛ همه شو که نمیتونی انکار کنی که...<br />
آقا کسی هست که از قم قیام میکنه، اسم او اسم یکی از انبیاء عظامه... خب اسم آقا روح للهه و حضرت عیسی بن مریمم که هست... همون میشه دیگه...<br />
معلوم نیست... ممکنه هزاران سال دیگه، هزاران نفر دیگه قیام بکنن...<br />
دوباره یه روایت دیگه میاری، میگی آقا در روایت نوشته که اسم او روح لله است... حالا چی میگی؟!<br />
ممکنه حالا مثلا! روح لله های دیگه قیام بکنن!<br />
شما هم خیلی بیکاری ها...! ائمه معصومین علیهم السلام خبر نداشتن که کسی به نام آسید روح لله نازنین ما قیام میکنه؟<br />
پس یا به اخبار آخرالزمان هم خبر داشتن، هم اگر یه روح لله دیگه باشه باید اعلام میکردن که روح لله اولی که قیام میکنه نه، یکی دیگه... کما اینکه مشابهش رو تو موارد دیگه اعلام فرمودن...<br />
<br />
<br />
بعضیا علاقه دارن اینا رو انکار کنن... چرا آخه؟!<br />
<br />
این یه برخورد...<br />
<br />
برخورد دومی که بده صورت بگیره، این هستش که آدم عجولانه و بد قضاوت بکنه... حالا همینجوری هر یک از اون شخصیت های ناشناخته رو که دقیق مختصاتش در نیومده، هی به این تطبیق بدیم، هی به اون تطبیق بدیم؛ هی اعلام کنیم، هی مردمو تو هول و ولا بندازیم و هی سبک کنیم اصلا کار تطبیق دادن و کار تحلیل کردن اخبار آخرالزمان رو؛ اینم کار خوبی نیست...<br />
ولی باید اینا رو جدی گرفت... آقا پیچیدگی هایی هم داره ها... شاید همه بررسی کردن بحث دجال رو هنوز نفهمیده باشن شخصه یا شخصیته؟<br />
ولی آخه یه حرفایی هست نمیشه از کنارش ساده رد شد؛<br />
اما گروه دوم دلایل مربوط به آخرالزمان چه دلایلی هستن؟<br />
گروه دوم دلایلی که دلالت میکنن ما در آخرالزمانیم، و یا میتوانند دلالت بکنند، قواعد ظهور هستن، نه حوادث ظهور؛<br />
<br />
قواعد ظهور چیه؟<br />
<br />
میفرماید ظهور مهدی ما بعد از یأس رخ می دهد. یا اینکه میفرماید ظهور مهدی ما بعد از اینکه هر کسی ادعا داره تئوری برای اداره حیات بشر داره تئوریش زمین میخوره، یه خلأ تئوریک در جهان پدید میاد بعد ظهور رخ میده....<br />
حوادث ظهور تکلیف ساز نیستن؛ آقا یه عبدللهی از دنیا میره؛ خب ما کاری نمیتونیم بکنیم... باید صبر کنیم بره دیگه، ما که نمیتونیم بکشیمش که!!<br />
ولی قواعد ظهور تکلیف ساز هستن؛ میفرماید ظهور بعد از کِی رخ میده؟ بعد از اینکه هیچ کسی تئوری ای نداشته باشه برای عالم...<br />
من الان از شما میپرسم؛ آیا تئوری ای برای اداره حیات بشر موجوده که امتحان نشده باشه<br />
تو کدوم رشته علوم انسانی ادعا شده که تئوری جدیدی به بازار اومده؟<br />
بعد عقلتو قاضی کن؛ امکان آمدن تئوری جدیدی هست؟!<br />
در حالی که تئوری اسلامی ما داره پا میگیره و به عنوان یگانه تئوری خودشو داره معرفی میکنه؛<br />
آقا دموکراسی که اونا میگفتن پایان تاریخه، مغز حمار که نخورده بودن که اینو گفته بودن، بررسی کرده بودن برای خودشون؛ دکترا که بگیرین باید بری حرفای اونا رو امتحان بدی بهت دکترا بدن؛ یه دفعه اینجا که میرسه بی اعتبار میشن؟!<br />
تق دموکراسی هم که در اومد! <br />
یکی از قواعد ظهور، که من مایلم اینو جزء قواعد ظهور بگذارم، نه از حوادث ظهور... یه قومی قبل از ظهور قیام میکنن یُوَطِّئونَ لِلمهدی سُلطاناً... مقدمه ساز ظهور حضرت میشن... خب همه ی مفسرین آیات قرآن و روایات میفرمایند اون قوم ایرانیان هستند؛ المیزان علامه طباطبایی رو ببینید؛ ذیل اون آیه سوره مائده "یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه"؛ علامه میفرمایند این آیه مال ایرانیای آخرالزمانه که قیام میکنن و مردانه قیام میکنن مختصاتش اینه؛ مختصاتشم تو روایات اومده؛ اینا باید بلند شن، قیام بکنن؛ شهید بهشتی تعبیر زیبایی داشت، من اصلا ارادات پیدا کردم به شهید بهشتی که فرمودن هیچ چیزی ظهور آقا رو نزدیک نمیکنه، مثل اینکه ما بلند شیم یه جامعه نمونه بسازیم و به جهانیان ارائه بدیم؛ این ظهور حضرت رو نزدیک میکنه... اینو بذار کنار اون نظریه که فساد باید عالم رو بگیره!! نکنه ما هم باید کمک کنیم به فساد؟!<br />
فساد که عالمو میگیره! مقدمه سازه باشیم...<br />
ما باید گروه مقاوم باشیم که حق رو ازش دفاع میکنن؛<br />
مثلا یکی از قواعد ظهور تبیینه، تمهیزه... باید روشن بشه حق از باطل؛ این کاروان غزه میبینید راه افتاده؟ یکی از قواعد ظهور آقاست...<br />
کنفرانس دوربان وقتی همه ی کشورها جز آمریکای جنایتکار گفتن که اسرائیل نژادپرسته، این یکی از تحقق قواعد ظهوره...<br />
حق شما فکر میکنید چقدر باید آشکار بشه تا آقا بیان؟ چرا شما این همه حرف رو از قواعد ظهور، از اخبار ظهور بذار کنار یکی دو تا روایت دیگه؛<br />
1. میفرماید هر کی ظهور رو نزدیک ندونه قسی القلب میشه<br />
2. میفرماید وقتی ظهور رخ میده منتظران حضرت میگن ما انتظار نداشتیم انقدر یکدفعه ای رخ بده!<br />
3. میفرماید خدا امر فرج رو یک شبه اصلاح میکنه، زیاد منتظر مقدمات طولانی نباشید!<br />
در کنار این سه تا روایت شما واقعیت های جهان رو نگاه کن؛ کی فکر میکرد فروپاشی شوروی در عرض کمتر از یک ماه صورت بگیره؟<br />
کی نمیبینه که الان حرکت های بین المللی، اتفاقات جهانی سرعت پیدا کرده؟<br />
در اخبار آخرالزمان هست که قم مرجعیت علمی پیدا میکنه برای جهان اسلام و جهان بشریت، و از قم به اقصی نقاط عالم علوم اهل بیت نشر پیدا میکنه.<br />
من چند هزار تا طلبه، از چند کشور جهان الان تو قم دارن درس میخونن آمارشو نگم؛<br />
بعد در روایت تاکید شده، میفرماید از نجف، از کوفه علم میاد تو قم متمرکز میشه، به همه ی عالم منتشر میشه؛ و بعد صریحا میفرماید که این وضعیت باقی میمونه تا ظهور...<br />
این دفعه اومدی، این ایندفعه اون آخریه نباشه؛ دوباره بره دوباره برگرده!<br />
تو میخوای به هر قیمتی شده بگی فعلا ظهور رخ نمیده؟ میخوای این کارو بکنی؟ حالا ما در آخرالزمان هستیم یا نه، خودتان محاسبه بفرمائید...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خاطرات اخلاقی امام خمینی(رحمة الله علیه)]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37718.html</link>
			<pubDate>Wed, 21 Jan 2015 00:55:09 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37718.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: large;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"> </div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">باسلام </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">دوستان دراین تاپیک سعی براین است  تا خاطرات اخلاقی </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">که از امام خمینی (رحمة الله علیه) را برایتان قراردهم </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">ان شاالله مورد استفاده همگان قرار گیرد </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"></span> </div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"></span> </div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">"خودتان رابه عبادت عادت دهید"</span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: large;">یکی ازروزها امام به طلاب فرمودند:</span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">سعی کنیدتاجوان هستید خصلت های بد دروجودتان ریشه </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">نداوند زیرا باگذشت عمر این خصلت ها راسخ میشوند</span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">وانسان به حالی می رسد که رهایی ازدست این خصلت ها</span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">امکان پذیرنیست تاجوان هستید به عبادت وخصلت های خوب </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">خودتان راعادت دهید.</span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"></span> </div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: large;">"</span>برداشت هایی ازسیره امام خمینی ج 5-ص189"</span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: large;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"> </div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">باسلام </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">دوستان دراین تاپیک سعی براین است  تا خاطرات اخلاقی </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">که از امام خمینی (رحمة الله علیه) را برایتان قراردهم </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">ان شاالله مورد استفاده همگان قرار گیرد </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"></span> </div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"></span> </div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">"خودتان رابه عبادت عادت دهید"</span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: large;">یکی ازروزها امام به طلاب فرمودند:</span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">سعی کنیدتاجوان هستید خصلت های بد دروجودتان ریشه </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">نداوند زیرا باگذشت عمر این خصلت ها راسخ میشوند</span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">وانسان به حالی می رسد که رهایی ازدست این خصلت ها</span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">امکان پذیرنیست تاجوان هستید به عبادت وخصلت های خوب </span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;">خودتان راعادت دهید.</span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"></span> </div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: large;">"</span>برداشت هایی ازسیره امام خمینی ج 5-ص189"</span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چند کلامی از سید نورالدین نعمت الله ولی]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37619.html</link>
			<pubDate>Tue, 13 Jan 2015 13:54:10 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37619.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">شاه نعمت الله ولی شاعر معروف و عارف ربانی را همه کس می شناسند. مدفن این عارف وارسته در ماهان کرمان است.</span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">شاه نعمت الله معاصر شاهرخ میرزا دومین امیر گورکانی بود ولی در محضر ارباب مال و قدرت کمتر حاضر میشد.</span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"> روزی شاهرخ از او پرسید: سبب چیست که به ضیافت اغنیاء نمیروی و از خوان بیدریغ آنان تناول نمیکنی؟ سید به مضمون حدیث: <span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="color: #006400;">«ولو کانت الدنیا دماً عبیطاً لایکون قوت المؤمنین الاحلالاً» </span></span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">اشاره و اضافه کرد که جز لقمه حلال از گلویش پائین نمیرود. </span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">شاهرخ را این سخن خوش نیامد و در نهان به خوانسالار خویش فرمان داد از ممر حرام غذائی برای سید تدارک نماید. </span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">خوانسالار به دروازه شهر هرات رفت و بره پیرزنی را بعنف ستاند و از آن طعام مأکولی تدارک دید. شاهرخ چون مقصود را حاصل دید شاه نعمت الله را بر سر سفره طلبید و متفقاً به تناول پرداختند.</span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"></span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">در اثناء صرف غذا شاهرخ پرسید: این طعام حلال است یا حرام؟ سید گفت «بر من حلال است و بر شما حرام». امیر در غضب شد و شاه نعمت الله همچنانکه به غذا خوردن مشغول بود ادامه داد که اگر امیر باور ندارد بهتر است در این باره تحقیق کنند تا حقیقت مطلب روشن گردد.</span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">مقارن این احوال پیرزن موصوفه به شکایت و داوری پیش شاهرخ آمد و عرض کرد: پسر من به سرخس رفته بود، مدتها از تاریخ مراجعتش گذشت و خبری از او نداشتم.</span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">غمناک و مشوش بودم، شنیدم سید نعمت الله به هرات آمده است. نذر کردم که اگر فرزندم به سلامت بازگردد بره ای هدیه سید کنم. همان روز پسر من باز آمد و من برای ادای نذر خود بره ای را به خانه اش میبردم که غلامان عمال خوانسالار آن را از من به زور بستاندند. شاهرخ را حال ندامت و انفعال دست داد و شاه نعمت الله ولی را بیشتر از پیشتر مورد تفقد و نوازش قرار داد.</span></span></span></span></span></span></span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #000000;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">شاه نعمت الله ولی شاعر معروف و عارف ربانی را همه کس می شناسند. مدفن این عارف وارسته در ماهان کرمان است.</span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">شاه نعمت الله معاصر شاهرخ میرزا دومین امیر گورکانی بود ولی در محضر ارباب مال و قدرت کمتر حاضر میشد.</span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"> روزی شاهرخ از او پرسید: سبب چیست که به ضیافت اغنیاء نمیروی و از خوان بیدریغ آنان تناول نمیکنی؟ سید به مضمون حدیث: <span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="color: #006400;">«ولو کانت الدنیا دماً عبیطاً لایکون قوت المؤمنین الاحلالاً» </span></span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">اشاره و اضافه کرد که جز لقمه حلال از گلویش پائین نمیرود. </span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">شاهرخ را این سخن خوش نیامد و در نهان به خوانسالار خویش فرمان داد از ممر حرام غذائی برای سید تدارک نماید. </span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">خوانسالار به دروازه شهر هرات رفت و بره پیرزنی را بعنف ستاند و از آن طعام مأکولی تدارک دید. شاهرخ چون مقصود را حاصل دید شاه نعمت الله را بر سر سفره طلبید و متفقاً به تناول پرداختند.</span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"></span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">در اثناء صرف غذا شاهرخ پرسید: این طعام حلال است یا حرام؟ سید گفت «بر من حلال است و بر شما حرام». امیر در غضب شد و شاه نعمت الله همچنانکه به غذا خوردن مشغول بود ادامه داد که اگر امیر باور ندارد بهتر است در این باره تحقیق کنند تا حقیقت مطلب روشن گردد.</span></span></span></span></span><br />
<span style="color: #333333;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">مقارن این احوال پیرزن موصوفه به شکایت و داوری پیش شاهرخ آمد و عرض کرد: پسر من به سرخس رفته بود، مدتها از تاریخ مراجعتش گذشت و خبری از او نداشتم.</span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Homa;">غمناک و مشوش بودم، شنیدم سید نعمت الله به هرات آمده است. نذر کردم که اگر فرزندم به سلامت بازگردد بره ای هدیه سید کنم. همان روز پسر من باز آمد و من برای ادای نذر خود بره ای را به خانه اش میبردم که غلامان عمال خوانسالار آن را از من به زور بستاندند. شاهرخ را حال ندامت و انفعال دست داد و شاه نعمت الله ولی را بیشتر از پیشتر مورد تفقد و نوازش قرار داد.</span></span></span></span></span></span></span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>