|
یعنی بازم می تونم برگردم؟؟؟؟
|
|
۰:۲۳, ۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
***به نام خدای دوست دار توبه کنندگان***
سلام . . . این یک داستان واقعی است!! بلد نیستم نقل قول های سنگین بیارم! بلد نیستم حرف های فلسفی بزنم! بلد نیستم مقدمه چینی کنم! بلد نیستم حرف دلم را رک بزنم! و از طرفی هم بلد نیستم خودم رو گول بزنم! پس می نویسم هر آنچه از دلم بر می آید . . . خدایا!! همیشه وقتی می خوام با تو صحبت کنم همه چی از یادم میره! نمی دونم باید از کجا شروع کنم؟! همیشه به خودم میگم تو که وضع من رو می دونی! تو که می دونی این بار هم عهد شکستم! این بار هم زیر قولم زدم! این بار هم نشد که آدم بشم! رفتم و رفتم . . . ادامه دادم . . . توجیه کردم . . . از واقعیت فرار کردم . . . تا این که دوباره مثل چند ده یا شایدم چند صد بار قبل به بن بست رسیدم! و دیدم هیچ کس رو ندارم . . . چه سکوت عجیبی . . . !!!!! چقدر تنها شدم . . . !!!!! هیچ راهی نیست!! باز هم بازگشتم به تو باید باشد!!!! و چه قشنگ می گویی که ""انا لله و انا الیه راجعون"" اما مشکل اینه که دیگه خیلی پر رو شدم!! خیلی کارام تکراری شده!! دیگه روم نمیشه بگم غلط کردم!! دیگه حال و حوصله ندارم قول الکی بدم و زیرش بزنم!! دیگه نمی تونم فیلم بازی کنم که موقتا گره از کارام باز کنی و بعد بشم همون آدم قبل!! دیگه خسته شدم از بس این سناریوی تکراری رو بازی کردم!! خدایا واقعا نمی دونم دوباره می تونم برگردم پیشت یا نه؟؟ همینطور دارم می چرخم و گشت می زنم که به یک باره چشمم به لیست گناهان کبیره می خوره!! همینطور دارم چشمی از روی مواردش رد میشم که یه دفعه می بینم واویلا!!! اصلا چقدر من خاک بر سر حقیر به برخی از این ها عادت کردم : ریا، دروغ، اسراف، تکبر، عهد شکنی، غیبت، سرزنش به مومن، استهزا، خوار کردن مومن، اذیت مومن، مکر زدن به مومن، دورویی،حسد، دشمنی با مومن، سوءظن و خیلی دیگه اصلا روم نمیشه به زبون بیارم!!!!!!!!!!!!!!! چقدر تو روزایی که ازت دور شدم غرق گناه شده ام!! اونم کبیره!! چند لحظه همینطور خشکم زده و یه صدایی بهم میگه : داری با خودت چی کار می کنی آخه؟ تا کی می خوای بری و ادامه بدی و آخرش قراره به کجا برسی؟ وقتش نشده که راهت رو خدایی کنی؟ وقتش نشده که معیار و محکت رو ابدی_ازلی کنی که لایتغیر باشه؟ وقتش نشده که دست از این زندگی نامعلوم پر از گناه بکشی؟ وقتش نشده که برای همیشه برگردی به سمت خدا؟ ولی آیا این دفعه میشه که برای همیشه باشه؟؟ این سواله که داره خیلی اذیتم می کنه!!!!!!!!! یعنی این دفعه میشه بعد از این که کارم راه افتاد و رفتم و خوش شدم به یاد تو باقی بمونم؟؟ یعنی این بار میشه خط کشت رو بذارم و یه خط صاف صاف بکشم و تا ابد روی همون خط حرکت کنم؟؟ یعنی این بار میشه معیار و محکت رو بذارم تو جیبم و هر جا و همیشه و در هر شرایطی به هر کاری که رسیدم درش بیارم و اول ببینم که انجامش خواست تو هست یا نه؟ به قول شاعر اگر صد بار توبه شکستی باز آی! اما خدای من، کار من از صد بار گذشته!!!!!!!!!!! یعنی بازم میتونم برگردم؟؟؟؟؟
فقط یه چیز خیلی آرومم می کنه و اونم این حدیث قدسیه : **نین المذنبین احب الی من تسبیح المسبحی**
**ناله گنهکاران در نزد من محبوبتر است از تسبیح تسبیح کنندگان**
پ.ن : لطف می کنید که خط خطی های حقیر رو می خونید. می بخشید اگر ادبیاتم ضعیف است. می خواستم حقا همانطور که با خدا حرف می زنم، قلم بزنم. اگر قصوری از کلام بنده به بزرگواری خودتون ببخشید . . . محمد یا علی |
|||
|
|
۸:۵۸, ۱/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آذر/۹۰ ۹:۰۰ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
آفرین محمد جان.
خیلی خوب قلم زدی ما همه تغریباً و کم یا بیش تو یه حدی هستیم. هممون از گذشتمون راضی نیستیم. هممون وقتی برمی گردیم و نگاه می کنیم می بینیم پل های پشت سرمون رو خراب کردیم. در تکمیل مطالب زیباتون می خواستم یاد آوری کنم این آیه رو: « ان الله یحب التّوابین» هممون می دونیم معنیش چی می شه اما خیلی کم به این دقت می کنیم که تشدید روی واو به این معنی است که تاکیدی است. یعنی معنیش این هست که خداوند کسانی را که خیلی زیاد توبه می کنند رو دوست داره. خداییش نمی خوام بهانه تراشی کنم اما همه ما انسانیم و همه در این دنیای پر فریب زندگی می کنیم. و یه دشمن قسم خورده داریم به نام شیطان که لحظه ای دست از سرمون بر نمی داره. طبیعتاً کم و زیاد زمین می خوریم. مهم اینه که پاشیم و توبه کنیم و آنقدر بر این کار تداوم بورزیم تا بشیم همونی که خدا دوست داره. (یحب التوابین) برای هم دیگه دعا کنیم یا علی |
|||
|
|
۹:۱۸, ۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام آقا محمد برادر حرف دلت رو زدی و چقدر قشنگ گفتی. نگران خدا نباش از صد هم بگذره باز هم می تونی برگردی، دوباره پاک می کنه. خیلی گله، خیلی نازه، شما راست بگو، با یه ببخشید دلش نرم میشه. اینقدر راحت بی خیال میشه که نگو و نپرس. برادرم کوی میشینی دیگه (امیرآباد)؟ ببخشیدها من این حرف رو میزنم آخه این روزها هرجا میگی آیت الله امجد همه میگن سیسسسس ساکت فلان، ببین من اینها رو بلد نیستم این آدم گل توی کوی بود یکی از بچه ها اومد گفت: "حاج آقا من استمن.. می کنم. چیکار کنم خلاص بشم؟" آقای امجد گفت: "توبه کن." پسره گفت: "توبه کردم ولی بازهم این کار رو می کنم." حاج آقا هم گفت: "باز هم توبه کن." حالا برادر ترس نداره، "دوباره توبه کن."
|
|||
|
|
۲۱:۲۱, ۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
از دوستان گلم ممنونم که نظر دادن!
شاید بهتر بود که حقیر اصلا این قضیه رو علنی نمی کردم و جستاری که ایجاد کردم بیشتر یه درد و دل شخصی برای یه آدم خیلی گنه کار بود که دیگه شرم داره دوباره بره پیش خدا و بگه غلط کرده . . . . می بخشید که دیر جواب دادم چون حقیقتا حالم خوب نبود و اشک اجازه نمی داد که وارد این جستار بشم!!! شماها همه به حقیر خیلی لطف داری و از همتون ممنونم! ![]() در ارتباط با سوال محمدصدار باید بگم که البته ایشون رو نمی شناسم و این رو هم بگم که ما توی کوی زندگی نمی کنیم و البته دانشکده فنی توی امیرآباده که بنده مسیرم به اونجا نزدیکه!! و در ضمن داستان جالبی هم تعریف کردید!!! فقط امروز به دو تا مورد بر خوردم که خیلی مشغول شدم : 1. والعصر! ان الانسان لفی خسر! - - - - > قسم به زمان! همانا تو ای انسان همواره در ضرری! 2. یک بیت از حافظ که قبلا با یه دید دیگه بهش نگاه می کردم ولی الان نظرم عوض شده نسبت بهش : ای دل گر از آن چاه زنخدان به در آیی . . . . هر جا که روی زود پشیمان به در آیی امیدوارم به حرمت این قولی که اینجا و مکتوب به خدا دادم دیگه هیچ گاه زیرش نزنم! موفق بمانید و یا علی |
|||
|
|
۱۸:۰۴, ۵/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/آذر/۹۰ ۱۸:۰۶ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱/آذر/۹۰ ۲۱:۲۱)mamad90 نوشته است: از دوستان گلم ممنونم که نظر دادن!
برادر اصلاً از این حرفا نزن. شما با خودت و خدا رو راست باش. به خودت و خدا دروغ نگو، منظورم اینه که دو ساعت زور نزن که توجیهش کنی و از زیر باز عذاب وجدان در بیای اگر گناه کردی راحت برو پیشش بگو گناه کردم. باور کن اینقدر گله که نگو و نپرس، راست و حسینی بهش بگی گناه کردم ببخشید، کارنامه اعمالتو زیر و رو می کنه. به حضرت عباس یکی یدونه است، دومی نداره.
|
|||
|
|
۱۹:۰۴, ۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
«قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسم لاتقنطوا من رحمت الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هوالغفور الرحیم»..زمر/53 «بگو: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مىآمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است».
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| می خواهم برگردم خدایا! (دلو به دریا زدم هر هفتاد بند استغفار مولا علی) | علی 110 | 41 | 39,992 |
۲۴/تیر/۹۳ ۵:۲۱ آخرین ارسال: تازه مسلمان |
|











