کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ملاحظاتی درباب ماهیت ماهواره
۱۶:۲۱, ۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
ما مي توانيم درباره ماهواره تحقيق كنيم و از ابتذال و دروغ هايش بگوييم يا به نظرسنجي ها مراجعه كنيم كه مثلا چرا در ايران عرب ها از كردها و كردها از فارس ها بيشتر ماهواره مي بينند؟ چرا سني ها از شيعه ها و تحصيلكرده ها از كم سوادها بيشتر مخاطب ماهواره اند؟ و اساساً علت رشد اين دايره زنگي در بين مردم چيست؟ اما به نظر من پرسش اصلي پرسش از ماهيت ماهواره است.
ماهواره در عرف جامعه ما تلويزيون بيگانه است. جدا از اين تعريف ماهواره همان تلويزيون است و حتي تلويزيون ملي ما هم سالهاست ماهواره اي شده است. پس از لحاظ ماهيت اصلي تلويزيون و ماهواره هيچ تفاوتي با هم ندارند! از لحاظي ديگر تلويزيون با سينما و نيز با اينترنت و بازي هاي كامپيوتري همه ذيل عنوان «رسانه» جمع مي شوند. رسانه البته واژه جعلي و جديدي در زبان ماست كه در زبان قديم به عنوان تأسف و حسرت استعمال مي شده و اكنون چون معناي رساندن از آن تلقي شده براي وسايل ارتباط جمعي استعمال مي شود. اما نام رسانه گوياي ماهيت آن نيست. رسانه دنياي مجازي است و به تعبيري تكنولوژي اطلاعات.

در عصر مدرن جریان انسانها پادرهوا شده اند و از آسمان بریده اند و در زمین هم نمانده اند. ، «تن» فراموش شده و اینگونه است که دنیای مجازی کم کم ما رافراگرفته است. تکنولوژی اطلاعات در خطی افتاده که تن را از ما می گیرد. ما به تصاویر تبدیل می شویم و با تصاویر سر و کار پیدا می کنیم. جهان علم و تکنیک چندان انتزاعی می شود که تن را در عین تن پروری فراموش می کند. این فراموشی در تکنولوژی اطلاعات صورت صریح پیدا می کند. شاید ذم این جدایی عجیب بنماید. اما فراموش نکنیم که در اسلام دنیا و آخرت ، جسم و روح ، آسمان و زمین، ظاهر و باطن با هم در نظر گرفته می شوند. دکتر داوری اردکانی می گوید: «وقتی خودآگاهی بصورت جهان اطلاعات مجازی در می آید آدمی از وجود و تن خود و از زندگی طبیعی رها می شود و یکسره به عالم وهم و مجاز می پیوندد. اگر فرهنگ فضایی است که بشر در آن می تواند با آسمان و زمین پیوند و ارتباط داشته باشد در عالم مجازی اثر فرهنگ کم و کمتر می شود یا فرهنگی مناسب جهان مجازی قوام می یابد. با پدید آمدن این فرهنگ نسبتی که تاکنون میان تفکر و فرهنگ و معاش وجود داشت معکوس می شود. از این پس فرهنگ و تفکر تابع عادات زیستن در عالم مجازی است».

تلویزیون و اینترنت دو شاخص اصلی دنیای مجازی هستند. در عصر مدرن با تلویزیون فضای زندگی مصنوعی شده است و فهم بشر محدود و سطحی گردیده و شرایط برای تبلیغات و تسلط دیکتاتوروار اقلیت بر مردم به وجود آمده است (به کتاب کندوکاوی در ماهیت و کارکرد تلویزیون از انتشارات صبح مراجعه نمایید). اینترنت هم همین طور است در فضای سایبروقتی بدن ازمیان برود ربط ، مهارت ، واقعیت ومعنا هم از میان می رود. تمام روشهای جست وجوی وب چون مبتنی بر بدن داشتن و در نتیجه فهم مشترک بشری نبوده اند، در شبیه سازی درک مبتنی بر بدن بشر از معنا وارتباط شکست خورده اند (به کتاب اینترنت، نشر ساقی، مراجعه نمایید).

يك مثال: آيا تا به حال فكر كرده ايم چرا تبليغات در تلويزيون اينقدر جايگاه دارد؟ البته شايد بشود تبلغات را از تلويزيون حذف كرد اما علت رشد پخش تبليغات و پيام هاي بازرگاني از تلويزيون چيست؟ اين مسئله به ماهيت تلويزيون برمي گردد: تبلیغات به منظور فراهم کردن آنچه مردم به آن نیاز ندارند وجود دارد. مردم آنچه مورد نیاز است را بدون تبلیغات هم می خواهند. تبليغات در دنياي مجازي اثر گذار است نه در دنياي حقيقي. ممكن است بگوييم تبليغ در همه جا ضروري است و در دين هم توصيه شده است. اما تبليغ يعني رساندن، رساندن يك حقيقت. نه اينكه با جلوه گري و اغواگري و تكرار حسن چيزي را در ذهن مخاطب القا كنيم بدون انكه واقعاً حسن آن را تبيين كنيم. تبليغات مجازي نياز ايجاد كردن است و تبليغ حقيق پاسخ به طلب فطري بشر. جالب است كه مهمترين اركان پيام هاي بازرگاني بانك ها هستند و خود بانك ها مظهري از مجازي شدن معاملات بشري!

يك مثال ديگر: ورزش مدرن بدون رسانه جذابيتي ندارد. خصوصيت مشترك رسانه و ورزش مدرن در توهم زايي آن است. آيا تا به حال فكر كرده ايم چرا برد و باخت يك تيم خارجي براي كما اينقدر مهم است؟ ما چه سودي از اين بازي مي بريم؟ جز اينكه ارزش سازي براي ما صورت گرفته است؟ اين ارزش سازي با كمك رسانه ممكن است. و رسانه هم اگر اخبار ورزشي و پخش مستقيم و حاشيه پردازي براي ورزش نداشته باشد بخش اصلي مخاطبين خودش را از دست مي دهد.

اكنون مي توانيم ببينيم چرا ماهواره در بين مردم رشد كرده است. اول اينكه تلويزيون به عنوان يك عضو خانواده بين همگان ضرورت پيدا كرده است. طبق آمارها بيش از 90درصد مردم تلويزيون نگاه مي كنند. وقتي تلويزيون ما – با همان اصول دنياي مجازي- اينقدر در بين مردم مؤثر است طبيعي است كه روان مردم آمادگي پذيرش تلويزيون هاي ديگر را داشته باشد. تلويزيون نبايد جايگزين روابط انسانها شود. ما وقتي تنها مي شويم آمادگي شكست در مقابل ماهواره را داريم. دوم اينكه تلويزيون ما – به جز در عرصه جهت گيري هاي سياسي- در زمين بيگانه بازي مي كند. بسياري برنامه هاي ما تقليدي از برنامه هاي خارجي است. طبيعي است كه مردم اصل را بهتر از كپي بدانند! برنامه هاي ما اگر تقليدي هم نباشند از همان اصول و ابزارهاي تبليغاتي بيگانه استفاده مي كنند وقتي اين ابزارها در تلويزيون بيگانه _ همان ماهواره- بدون مصلحت سنجي ها راحت تر عرضه مي شوند طبيعي است كه گرايش ناخواسته مردم به ماهواره بيشتر مي شود. براي اين كار بايد آثاري را كه بيشتر رنگ بومي دارند تبليغ كنيم و درباره آن حرف بزنيم.

چند كتاب درباره تأثير نقش رسانه :

- نقش رسانه هاي تصويري در زوال دوران كودكي،‌نيل پستمن، انتشارات اطلاعات

- كندوكاري در ماهيت تلويزيون، انتشارات صبح

- اينترنت، هيوبرت دريفوس، نشر ساقي

- غفلت و رسانه هاي فراگير، يوسفعلي ميرشكاك، سوره مهر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، mohammad790 ، مجید املشی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا