|
عصر ظهور
|
|
۲۲:۲۸, ۱۳/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۰ ۱۵:۴۴ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام به تمامی برادران و خواهران مسلمانم
ان شاءالله در این تاپیک سعی خواهد شد به تدریج مطالبی در مورد عصر ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با کمک شما عزیزان درج شود. پایتخت حکومت جهانی امام عصر(علیه السلام) مسجد کوفه خواهد بود امّا این امر باعث كاستن از رونق حج نخواهد شد. در منابع روایی دربارة کراهت سکونت در شهر مکّه گفتوگو به میان آمده که علل متعددی برای آن میتوان برشمرد، اما از همه مهمتر و قابل فهم تر برای مردم زمانی خواهد بود که طیّ الارض، طیّ الهواء و طیّ الماء یک اتفاق عادی خواهد شد و بسیاری از مردم جهان با استفاده از این تواناییها ميتوانند مسافتهای طولانی را طی کنند. از همینرو امام عصر(علیه السلام) قوانین خاصی را برای زوّار و حجّاج وضع میکنند که از آن جمله میتوان به ممنوعیت خواندن نماز مستحبی در مسجد الحرام اشاره کرد تا بقیه بتوانند به اعمال واجب خود برسند. [b]اشاره: شبه جزیرة حجاز و کشور عربستان افتخار ظهور اسلام را قرنها پیش یافت و از همین رو، در سالهای متمادی پس از آن، همواره مورد توجه مسلمانان بوده است. سالانه در ایام حج مسمانان جهان، از هر رنگ و زبانی، چند روزی را کنار هم گرد آمده، به انجام مناسک حج ميپردازند. با توجه به روایاتی که در دست داریم، در آستانة ظهور و پس از آن، این کشور به جهت اتفاقاتی که در آن رخ ميدهد توجه بیشتری را به خویش معطوف خواهد ساخت و نقش قابل توجهی خواهد يافت. در این نوشتار به بررسی این موضوع ميپردازيم. [b] 1. پیش از ظهور بخشی از تحولات و اتفاقاتی که در عربستان رخ میدهد، ناشی از حوادث اجتماعی و طبیعی داخلی است و بخشی متأثر از حملات و هجوم بیگانگان، به ويژه سفیانی است که مجموعاً شرایط ملتهب و کاملاً بیثباتی را در عربستان به وجود ميآورند و این دیار را مهیّای ظهور امام عصر(علیه السلام) میکنند. 1ـ 1. تحولات داخلی عربستان: روايات منابع شيعه و سني در مورد طليعة ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) در حجاز، بر پيدايش خلأ سياسي و کشمکش بين قبائل بر سر فرمانروايي همداستانند. اين حادثه در پي مرگ پادشاه يا خليفهاي رخ ميدهد که با مردن او گشايش و توسعه در امور به وجود ميآيد. نام وي در برخي روايات، «عبدالله» ذكر شده است. بعضي از روايات مرگ او را در روز عرفه تعيين ميکنند، که حوادثي پياپي آن، در حجاز تا خروج سفياني، نداي آسماني، درخواست نيرو از سوريه از جانب حجاز و سرانجام ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) به وقوع ميپيوندد.1 از اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(علیه السلام) نقل شده است، که فرمود: «سه پرچم به مخالفت با يکديگر برافراشته ميشود؛ پرچمي در مغرب، پرچمي در عربستان و پرچمي در شام. فتنه و جنگ بين آنها يک سال طول ميکشد»2 امام صادق(علیه السلام) در اين زمينه ميفرمايد: «هرکس مرگ عبدالله را براي من تضمين کند، من ظهور قائم(علیه السلام) را براي او ضمانت ميکنم»، سپس فرمود: «وقتي عبدالله درگذشت، مردم بعد از او با کسي براي حکومت توافق نميکنند. و اين اختلاف و درگيري به خواست خدا تا ظهور صاحبالامر(علیه السلام) ادامه مييابد و فرمانرواييهاي چند ساله پايان يافته و حکومت چند ماهه و چندين روزه فرا ميرسد»، سؤال کردم: آيا اين ماجرا بهطول ميانجامد؟ فرمود: «هرگز».3 نيز فرمود: «زمانيکه مردم در سرزمين عرفات در حال وقوف ميباشند، سواري بر شتري سبک سير به آنجا وارد ميشود و مرگ خليفه را خبر ميدهد؛ با مرگ او فرج آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و گشايش کار تمام مردم فرا ميرسد».4 رواياتي که درگيري بر سر تاج و تخت در حجاز را بعد از کشته شدن اين فرمانروا توصيف ميکند فراوان است. اينک نمونههايي از آن را يادآور ميشويم. حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: «از جمله نشانههاي فرج، حادثه اي است که بين حرم مکه و مدينه رخ ميدهد»، پرسيدم: آن حادثه چيست؟ فرمود: «تعصّب قبيلهاي بين دو حرم به وجود ميآيد و فلاني از خاندان فلان، پانزده رئيس قبيله را به قتل ميرساند».5 احاديث شريف ما از آشوبي كه در ميان حاجيان طيّ مراسم حج رخ خواهد داد، خبر ميدهند كه در واقع دنبالة اختلافات اهالي حجاز بر سر پادشاهي آن ديار است. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «مردم با هم حج ميكنند و وقوف در عرفاتشان را هم با همديگر و بدون امام انجام ميدهند. هنگامي كه در منا هستند، فتنة سختي برميخيزد و همة قبايل برهم ميشورند. جمرة عقبه از خون رنگين ميشود. مردم وحشتزده گشته، به كعبه پناهنده ميشوند».6 از اين حديث ميتوان فهميد كه مردم در آن زمان چندان روابط صميمانهاي با هم ندارند كه بلافاصله پس از انجام مناسك حج يا حتي پيش از اتمام آنها طيّ انجام «رمي جمرات در منا» كه بخشي از مناسك حج است، دسته دسته شده و شورشها شكل ميگيرد. حاجيان غارت ميشوند، اموالشان به تاراج ميرود و خودشان هم كشته ميشوند و پردههاي نواميس مردم دريده ميشود. سهل بن حوشب از رسول مكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل كرده است كه: «در ماه رمضان صدايي خواهد بود و در ماه شوال درگيري و در ذيقعده قبايل با هم به جنگ ميپردازند و نشانة آن تاراج (در) حج است. جنگي در منا به پا ميشود و كشتار زيادي طيّ آن رخ ميدهد و چنان خوني به جريان ميافتد كه به جزيره (جمره) ميرسد».7 عبدالله بن سنان هم از امام صادق(علیه السلام) روايت كرده است: «مردم چنان دچار مرگ و كشتار ميشوند كه به حرم پناه ميبرند پس (از آن) منادي راستگويي ندا در ميدهد كه براي چه جنگ و كشتار به پا كردهايد؟ سرور شما فلاني است».8 1ـ2. حملة اجانب و بیگانگان به عربستان: علاوه بر آشوبهای داخلی، اتفاقی که تحولات عربستان را جدیتر ميکند حملة بیگانگان است که در دو قالب سپاه خیر و شر به این کشور روانه ميشوند. بخشی از سپاه سفیانی، پس از جنایاتی که از شام تا عراق انجام دادهاند،9 به شبه جزیرة عربستان و به خصوص شهر مدینه رو ميکنند. در نسخة خطي «فتن» ابن حماد، از ابي قبيل نقل شده است که گفت: «سفياني، سپاه خود را به مدينه، ميفرستد و به آنها دستور ميدهد، هر کس از بنيهاشم در آنجاست، حتي زنان باردار را بکشند! و اين کشتار در برابر عملکرد شخصيهاشمي است که با ياران خود از مشرق خروج کرده است. سفياني ميگويد: تمام اين بلاها و کشته شدن ياران من فقط از ناحية بنيهاشم است. پس فرمان به کشتار آنان ميدهد به طوريکه ديگر کسي از آنها در مدينه شناخته نميشود، آنان و حتي زنانشان سر به بيابانها و کوهها ميگذراند و به سوي مکه ميگريزند. چند روزي دست به کشتار آنها ميزند سپس دست نگه ميدارد و هر کس از آنان يافت شود وحشت زده است تا اينکه نهضت مهدي(علیه السلام) در مکه آشکار شود و هر کس که به آنجا آمده گرد آن حضرت جمع ميشود».10 هتّاکی سفیانی به مسجد النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز کشیده میشود.11 امام صادق(علیه السلام) در جاي ديگر فرمودند: «سفياني لشكري را به مدينه گسيل ميدارد كه آنجا را خراب و قبر مطهر [حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)] را منهدم ميكنند و استران و چهارپايان آنها در مسجدالنبي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مدفوع خود را ميريزند».12 سپاه سفیانی به دنبال خبر ظهور امام عصر(علیه السلام) روانة مدینه شده بود و به دنبال ایشان میگشتند. در ادامه بیشتر به موضوع خواهیم پرداخت. 1. ر. ك: كوراني، عصر ظهور، ص293. 2. ص84، باب 1، 33. 3. بحارالانوار، ج52، ص210. 4. همان، ج52، ص240. 5. همان، ج52، ص210. 6. الممهدون للمهدي(علیه السلام)، ص60؛ يومالخلاص، ص570. 7. منتخبالاثر، ص451؛ بشارةالاسلام، ص34، يومالخلاص، ص532؛ بيانالائمّه(علیه السلام)، ج1، ص433 و ج2، ص355. 8. الغيبـ[ نعماني، ص178؛ در اين زمينه ر. ك: عصر ظهور، ص293. 9. تفصيل اين مطلب و جنايات و كشتارگاههايي را كه سفياني در شهرهاي مختلف عراق از خون شيعيان به راه مياندازد در كتاب شش ماه پاياني، نوشتة استاد مجتبي الساده مطالعه نماييد. 10. نسخة خطي، فتن، ابن حماد، ص89، به نقل از: عصر ظهور، ص 145. 11. تفصيل بيشتر اين مطلب را در ضمن حوادث ماه محرم كتاب شش ماه پاياني مطالعه نماييد. 12. الزام الناصب، ج2، ص166؛ يوم الخلاص، ص701. منبع : سایت موعود http://www.mouood.org/ ادامه دارد ان شاءالله ... |
|||
|
|
۱۴:۵۰, ۱۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۰ ۱۵:۴۸ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
... ادامه مطلب قبل
2. ظهور امام عصر(علیه السلام): مهمترین حادثه ای که در این ایام اتفاق ميافتد ظهور امام عصر(علیه السلام) است. 2ـ 1. صیحة آسمانی و ظهور اصغر: پیش از این، در مقالة «از ظهور تا قیامت» به تفصیل دربارة آغاز و زمان ظهور امام عصر(علیه السلام) سخن گفتهایم. در اینجا به اجمال یادآور ميشويم كه، ظهور امام(علیه السلام) با صیحة آسمانی جناب جبرئیل، فرشتة آسماني در بامدادان بیست و سوم ماه مبارک آغاز شده و عدهای محدود از یاران و اطرافیان حضرت از این موضوع با خبر میشوند و نام و یاد ایشان بر زبانها جاری شده، مردم از این موضوع با هم به گفتوگو ميپردازند. دربارة مکان و مسکن امام عصر(علیه السلام) در این روزها، روایات سخنی نگفتهاند اما با توجه به آنکه پس از اطلاع سفیانی از اینکه ایشان در مدینه هستند و به این شهر حملهور میشوند، میتوان گفت: این روزها امام(علیه السلام) در مدینهاند و به برقراری رابطه و مذاکره با اطرافیان و آشنایان میپردازند و پردة حجاب را از رخسار خویش و چشم دیگران برداشتهاند. [/b] به تصریح برخي از محققان، در شرايطي که به سر ميبریم، پروندة کاملی از امام عصر(علیه السلام) نزد سیستمهای اطلاعاتی جهان وجود دارد.13 با توجه به روایاتی که بیان کنندة شباهت آن حضرت(علیه السلام) به رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستند14و اوصافی که به زیبایی و دقت دربارة این دو معصوم(علیه السلام) در روایات بیان شده است15 ميتوان تصویری دقیق از امام عصر(علیه السلام) را ترسیم نمود و به دنبال ایشان به جستوجو پرداخت. 2ـ 2. وهابیت و تشیع: نکتة بسیار مهمی که پس از ظهور اصغر امام عصر(علیه السلام) از روایات ميتوان برداشت نمود، موضوع تقابل جهانی و گفتمانی تشیع و وهابیت است. محتوای صیحة آسمانی و جهانی جناب جبرئیل در بامدادان ظهور، به دفاع از امام عصر(علیه السلام) و تشیع و همچنین ندای ابلیس در شامگاه همان روز در دفاع از سفیانی و جریان مشابه وهابیت، میتواند این احتمال را به طور جدی به ذهن متبادر ميکند که در آن هنگام جریانهای مختلف فکری شرق و غرب جایگاه چندانی نزد مردم جهان نخواهند داشت و اذهان عمومی مردم به اسلام و دو گرایش غالب شیعی و وهابی معطوف خواهد بود. ابوحمزه ميگويد: از امام باقر(علیه السلام) پرسيدم: آيا شورش سفياني از علايم حتمي ظهور است؟ حضرت فرمودند: «آري، ندا هم حتمي است... از حضرت پرسيدم: اين ندا چگونه خواهد بود؟ فرمودند: «يك منادي اول روز ندا ميدهد كه حق با آل علي(علیه السلام) و شيعيان اوست و در انتهاي روز شيطان ندا ميدهد كه حق با عثمان و شيعيان اوست و در اين زمان ياوهگويان (باطلگرايان) دچار ترديد ميشوند».16 2ـ3. شهادت نفس زکیه اول و خروج امام از مدینه: از روايات چنين بر ميآید که حکومت رو به زوال حجاز در تعقيب بنيهاشم و پيروانشان در حجاز و به ويژه در مدينه، دست به تلاش و کوشش ميزند و جواني را که به عنوان نفس زکيه ميباشد تنها به جرم اينکه نامش «محمد بن حسن» است و حضرت مهدي(علیه السلام) نزد مردم به اين نام مشهور است، ميکشد يا بدين جهت که وي از مؤمنان شايستهاي است که با حضرت مهدي(علیه السلام) ارتباط دارد: «سپاه سفیانی، مردي را که نامش محمد و خواهرش فاطمه است، تنها به دليل اينکه نام او محمد و نام پدرش حسن است به قتل ميرساند»!
در چنين موقعيتي بحراني، امام مهدي ـ روحي فداه ـ مانند حضرت موسي(علیه السلام) بيمناک و نگران از مدينه خارج ميشود و طبق روايات رسيده، يکي از يارانش آن حضرت را همراهي ميکند که نام او در روايتی «منصور» و در روايتي ديگر «منتصر» آمده است. روايتي نیز ميگويد: «حضرت مهدي(علیه السلام) با ميراث رسول الله، در حاليکه شمشير او را در دست و زره وي را بر تن و پرچم در دست ديگر و عمامة پيامبر را بر سر و رداي او را در بردارد، از مدينه خارج ميگردد».17 13. برای نمونه ر.ک: عصر ظهور،ص17. 14. براي نمونه ر. ك: إعلام الوري بأعلام الهدي، ص398. 15. ر. ك: فصلنامة انتظار، شمارة پنجم. 16. الارشاد، ج2، ص371؛ الغيبـة، شيخ طوسي، ص266؛ إعلام الوري، ص 429. 17. تفصيل اين مطلب را در كتاب عصر ظهور، ص300 به بعد مطالعه كنيد. منبع: http://www.mouood.org/ ادامه دارد ان شاءالله .. . . .
|
|||
|
|
۱۱:۴۲, ۱۶/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آذر/۹۰ ۱۱:۴۹ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
2ـ4. ظهور اکبر و قیام الف ـ ورود امام(علیه السلام) به مکه: امام(علیه السلام) پس از خروج از مدینه به مکه وارد ميشوند. مفضل بن عمر در روايت طولاني، از امام صادق(علیه السلام) نقل كرده است که فرمود: «سوگند به خدا اي مفضل، گويا اکنون او ـ حضرت مهدي(علیه السلام) ـ را ميبينيم که وارد مکه ميشود، در حاليکه عمامهاي زرد فام بر سر نهاده، کفش مخصوص پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را پوشيده، چوبدستي او را در دست گرفته و چندين بزغالة لاغر را پيشاپيش خود ميبرد تا آنها را به خانة خدا ميرساند، اما هيچکس او را در آنجا نميشناسد».18 سند اين روايت ضعيف است، مگر اينکه بسيج شدن تجهيزات و عوامل دشمنان جهت جستجوي آن حضرت و در حالت اختفا و پنهاني به سربردن وي، که شباهت به غيبت صغرا و پنهاني آن دارد، بتواند دلالت اين روايت و مانند آن را جبران کند.19 در جایی دیگر آمده: «وقتي بازار تجارت کساد، راهها ناامن و فتنهها زياد شود، هفت تن از علماي مناطق مختلف که با هر يک از آنان بيش از سيصد و اندي نفر، دست بيعت دادهاند، بدون قرار قبلي رهسپار مکه ميشوند و در آنجا يکديگر را ملاقات کرده، از هم ميپرسند: انگيزة آمدن شما به مکه چيست؟ ميگويند: به جستوجوي اين مرد آمديم که اميد است اين فتنهها به دست با کفايت او آرام گيرد و خداوند قسطنطنيه را به دست او آزاد نمايد، ما او را با نام خود و نام پدر و مادرش و ويژگيهايش ميشناسيم. اين هفت دانشمند بر سر اين گفته با يکديگر توافق ميکنند و به جستجوي آن حضرت در مکه ميپردازند. (او را ديده) از او ميپرسند: آيا شما فلاني پسر فلان هستي؟ ميگويد: «نه، بلکه من مردي از انصار هستم» تا آنکه از آنها جدا ميشود. اوصاف او را براي اهل اطلاع برميشمرند و ميگويند: او همان دوست و محبوب شماست که در جستجويش هستيد و اکنون رهسپار مدينه گشته است، در پي او به مدينه ميروند ولي او به مکه باز ميگردد، به دنبال او به مکه ميآيند و او را در مکه مييابند و ميپرسند: شما فلاني فرزند فلان هستي و مادر تو فلاني دختر فلان است و دربارة شما اين نشانهها آمده است و شما را يک بار از دست داديم، اکنون دستتان را بدهيد تا با شما بيعت کنيم. ميگويد: «من صاحب الأمر شما نيستم، من فلاني فرزند فلان انصاري هستم با ما بياييد تا شما را به دوست و محبوبتان راهنمايي کنم»، آنگاه از ايشان جدا ميشود و آنها او را در مدينه ميجويند ولي او بر عکس خواستة آنها به مکه رفته است. از اين رو به مکه ميآيند و حضرت را در کنار رکن مييابند و ميگويند: گناه ما و خونهاي ما به گردن توست اگر دستت را ندهي که با تو بيعت کنيم، زيرا ارتش سفياني در تعقيب ماست و مردي حرام زاده بر آنها فرمانروايي دارد، آنگاه حضرت بين رکن و مقام مينشيند و دست خود را جهت بيعت به آنان ميدهد و با وي بيعت ميکنند و خداوند محبت و عشق او را در دل مردم ميافکند و با گروهي که شيران روز و زاهدان شب اند به حرکت خود ادامه ميدهد».20 18. بشارةالاسلام ص267، به نقل از: بحارالانوار. 19. عصر ظهور، ص301. 20. عصر ظهور، ص302 به نقل از: نسخه خطي ابن حماد، ص95 منبع: http://www.mouood.org ادامه دارد ان شاء الله . . . خطبه تاریخی و تکان دهنده امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در هنگام ظهور صبح شنبة عاشوراي موعود كه بناست حضرت ظهور كنند، وارد مسجدالحرام ميشوند و دو ركعت نماز، رو به كعبه و پشت به مقام به جا ميآورند و پس از دعا به درگاه الهي، نزديك كعبه رفته، با تكيه بر حجرالاسود، رو به جهانيان كرده، اولين خطبة تاريخي خويش را چنين انشاء ميكنند: پس از حمد خداوند و سلام و صلوات بر آستان با عظمت پيامبر اكرم و خاندان بزرگوارشان ـ سلامالله عليهم اجمعين ـ ايشان چنين ميفرمايند: « اي مردم! ما براي خداوند [از شما] ياري ميطلبيم و كيست كه ما را ياري كند؟ آري، ما خاندان پيامبرتان محمد مصطفي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستيم و سزاوارترين [و نزديكترين] مردم نسبت به خدا و ايشان. هر كس با من در رابطه با آدم محاجّه كند، من سزاوارترين [و نزديكترين] مردم نسبت به اويم و همينطور راجع به نوح، ابراهيم، محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ديگر پيامبران و كتاب خداوند كه به هر كدام از ديگر مردم اولي هستم. مگر خداوند متعال در كتابش نفرموده است:«به درستي كه خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد؛ خانداني كه برخي از آنها از بعضي ديگرند و خداوند شنوا و داناست».30 من بازماندة آدم و ذخيرة نوح و برگزيدة ابراهيم و عصارة وجود محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستم. ... هر كس دربارة سنت رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با من محاجه كند، من سزاوارترين مردم نسبت به آن هستم.
هر كس را كه امروز كلام مرا ميشنود، به خداوند متعال قسم ميدهم كه به غايبان [اين سخنان را] برساند، به حقّ خداوند متعال و رسول گرامياش و حقّ خودم، از شما ميخواهم [به ما رو كنيد] كه من حقّ قرابت و خويشاوندي رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بر گردن شما دارم كه شما ما را ياري كنيد و در مقابل آنها كه به ما ظلم ميكنند، حمايت كنيد كه اهل باطل به ما دروغ بستند. ... از خدا بترسيد و خدا را دربارة ما در نظر داشته باشيد، ما را خوار نكنيد و ياريمان كنيد تا خداوند متعال شما را ياري كند».31
سپس حضرت دستهايشان را به آسمان بلند كرده، با دعا و تضرع اين آيه را به درگاه الهي عرضه ميدارند: «أمّن يجيب المضطرّ إذا دعاه ويكشف السّوء؛ كيست آنكه وقتي شخص مضطر دعايش كند، او را پاسخ داده و بدي را از او برطرف كند؟ این خطبه در ادامه مطالب عصر ظهور خواهد آمد ادامه دارد ان شاءالله . . . |
|||
|
|
۲۳:۲۶, ۱۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ب ـ شهادت نفس زکیه (دوم): طبق روايات و وضع اجتماعي و روند آن، هنگام ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) نيروهاي فعال و مؤثري بدين ترتيب در مکه وجود دارد: 1. حکومت حجاز؛ با وجود ضعفي که دارد نيروهاي خود را جهت روياروئي با ظهور احتمالي آن حضرت بسيج ميکند، ظهوري که مسلمانان چشم انتظار آن از مکه هستند و فعاليتهاي خود را بدين جهت در موسم حج افزايش ميدهند. 2. شبکههاي امنيتي ابر قدرتها؛ که در راستاي تأييد و پشتيباني از حکومت حجاز و نيروهاي سفياني فعاليت ميکنند يا به صورت مستقل اوضاع حجاز، به ويژه مکه را مراقباند. 3. نيروهاي امنيتي سفياني؛ که در تعقيب فراريان مدينه از چنگال حکومت وي ميباشد و پيوسته اوضاع را جهت ورود لشکر سفياني در موقعيت مناسب، زير نظر داشته تا هرگونه قيام و نهضت امام مهدي(علیه السلام) را از ناحية مکه، سرکوب نمايد. در برابر اين تحرکات مخالف، ناگزير يمنيها در مکه و حجاز داراي نقش خواهند بود، به ويژه از آن رو که حکومت زمينه ساز آنها، چند ماه قبل از ظهور تأسيس ميشود، همچنانکه ياران ايراني امام(علیه السلام) نيز در مکه حاضر ميشوند، بلکه حضرت داراي ياراني از خود مردم حجاز و مکه و حتي بين نيروهاي رژيم حجاز ميباشد. در چنين فضاي موافق و مخالف، امام مهدي ـ ارواحناه فداه ـ برنامة نهضت خويش را از حرم شريف اعلان نموده، بر مکه استيلا پيدا ميکند. البته طبيعي است که روايات، جزئيات اين برنامه را مشروحاً بيان نميکند، مگر آن مقدار که در پيروزي انقلاب مقدس، سودمند و مؤثر است يا لااقل ضرر و زياني به بار نياورد. بارزترين حادثهاي که روايات آن را بيان ميکند، اين است که حضرت مهدي(علیه السلام) در 24 يا 23 ذيحجه يعني پانزده شب پيش از ظهور خويش جواني از ياران و خويشان را جهت ايراد بيانية خود به سوي اهل مکه اعزام ميدارد، اما طولي نميکشد بعد از نماز در حالي که پيام حضرت مهدي(علیه السلام) يا فرازهايي از آن را براي مردم خوانده، دشمنان به او حملهور شده و به طرز وحشيانهاي وي را در داخل مسجد الحرام بين رکن و مقام به قتل ميرسانند و اين شهادت فجيع در آسمان و زمين اثر ميگذارد.
اين واقعه حرکتي آزمايشي است که فايدههاي بسياري را در بر دارد از جمله چهرة درنده خوئي حکّام حجاز و نيروهاي کافر حامي وي را براي مسلمانان آشکار ميسازد و نيز اين حادثة تلخ، زمينه را براي نهضت حضرت مهدي(علیه السلام) که بيش از دو هفته بعد از آن حادثه طول نخواهد کشيد فراهم ميسازد و در اثر اين جنايت وحشيانه و شتابزده، پشيماني و ضعف بر تمام تشکيلات حکومتي آن سامان، سايه ميافکند. ادامه دارد انشاءالله. . . منبع: http://www.mouood.org/
|
|||
|
|
۲۳:۰۸, ۱۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
خبرهاي مربوط به شهادت اين جوان نيک سرشت در مکه، در منابع شيعه و سني به طور متعدد و در منابع شيعه بيشتر است که نام او را غلام (نوجوان) و نفس زکيه ناميده است و برخي روايات نام وي را محمد بن حسن ذکر کرده.21 در روايتي مرفوع22 و طولاني که آن را ابوبصير از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده، آمده است که فرمود: «قائم به ياران خود ميفرمايد: اي دوستان من، اهل مکه مرا نميخواهند ولي من براي اتمام حجت، نمايندة خود را به سوي آنان ميفرستم تا آنگونه که شايستة من است، حجت را بر آنها تمام کند... از اينرو يکي از ياران خود را فرا خوانده، بدو ميگويد به مکه برو و اين پيغام را به مردم آن سامان برسان و بگو: اي مردم مکه من پيامآور فلاني به سوي شما هستم، که چنين ميگويد: ما خاندان رحمت و کانون رسالت و خلافت الهي و از سلالة محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و از تبار انبيا ميباشيم. از آن زمان که پيامبر ما به ملکوت اعلا پيوست تا امروز در حقّ ما ظلم شد و بر ما ستمها رفت و حقوق مسلم ما پايمال گرديد اينک ما از شما ياري ميخواهيم و شما ما را ياري نماييد. وقتي آن جوان اين سخنان را ابلاغ ميکند، بر او هجوم ميآورند و او را بين رکن و مقام به شهادت ميرسانند، او همان «نفس زکيه» است. چون اين خبر به اطلاع امام ميرسد به ياران خود ميفرمايد: نگفتم به شما که اهل مکه ما را نميخواهند؟ ياران، حضرت را رها نميکنند تا آنکه قيام مينمايد و از کوه طوي با سيصد و سيزده نفر به تعداد رزمندگان جنگ بدر، فرود ميآيد تا آنکه وارد مسجدالحرام شده، در مقام ابراهيم چهار رکعت نماز ميگزارد و آنگاه به حجرالاسود تکيه ميدهد و پس از حمد و ستايش خدا و ذکر نام و ياد پيامبر و درود بر او، لب به سخن ميگشايد، به گونهاي که کسي از مردم چنين سخن نگفته باشد».23 21. عصر ظهور، ص311.
22. روايتي است كه از بين سلسله سند و يا آخر آن يك يا چند نفر راوي حذف شده باشد. 23. نسخه خطي ابن حماد، ص91 بنابر نقل عصر ظهور، ص312. منبع: http://www.mouood.org/ ادامه دارد انشاءالله. . . |
|||
|
|
۰:۰۹, ۲۵/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۰ ۰:۱۰ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ج ـ سرآغاز قیام: با شهادت نفس زکیه و پیامی که او ابلاغ کرده بود، موضوع ظهور اهمیت و جایگاه بالاتری نسبت به قبل نزد مردم منطقه و جهان پیدا میکند. در پی آن، فراخوان گردهمآیی سیصد و سیزده یار اصلی و ممتاز امام عصر(علیه السلام) داده میشود. يونسبن ظبيان نقل ميكند كه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «شب جمعه، خداوند متعال مَلَكي را به آسمان دنيا ميفرستد. وقتي كه فجر طلوع كرد، آن ملك بر عرش خدا كه بالاي بيت المعمور قرار گرفته، مينشيند و براي هر كدام از پيامبر، حضرت علي، امام حسن و امام حسين(علیه السلام) يك منبر نوراني ميگذارد و ايشان هم از آنها بالا ميروند و ملائكه و پيامبران و مؤمنان هم در مقابل ايشان جمع ميگردند و به دنبال آن درهاي آسمان گشوده ميشود و پس از زوال خورشيد (هنگام ظهر) پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمايند: بار پروردگارا! اين وعدهاي است كه در كتاب خويش دادي وگفتي: «خداوند به آن دسته از شما كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند وعده داده است كه آنها را همانند پيشينيان حاكمان زمين و دين مرضيّ خويش كند».24 پس از ايشان، ملائكه و پيامبران هم، چنان ميگويند. آن چهار نور مقدس به سجده ميافتند و رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمايند: پروردگارا غضب نما كه حريمت دريده شد و برگزيدگانت شهيد و بندگان صالحت خوار گشتند. پس خداوند آنچه را كه بخواهد ميكند كه آن روز معلوم است.25
24. اشاره به آية نازل شده در روز غدير: «اليوم أكملت لكم دينكم و أتميت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام ديناً» يعني اسلام را مسلط و خوف آنها به آرامش تبديل كند. 25. الغيبـة نعماني، ص184؛ بحارالانوار، ج52، ص297. منبع:http://www.mouood.org ادامه دارد انشاءالله. . . |
|||
|
|
۲۲:۴۷, ۲۶/آذر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
د ـ اجتماع لایة اصلی یاران امام(علیه السلام): امام علي(علیه السلام)در اين زمينه تعبير جالبي دارند که به ما در درک چگونگي اجتماع ياران قائم(علیه السلام) ياري ميکند. ايشان ميفرمايند: «چون وقت آن برسد، آقاي بزرگوار و پيشواي دين مستقر و پا برجا گردد. پس [ياران] نزد آن بزرگوار گرد آيند، چنانکه پارههاي ابر در فصل پاييز گرد آمده و به هم ميپيوندند». 26 تشبيه جمع شدن ياران آن حضرت به جمع شدن ابرهاي پاييزي، نشان از سرعت اجتماع و به هم پيوستن آنها دارد؛ چنانکه در روايتي که در همين زمينه از امام باقر(علیه السلام) نقل شده، آمده است: «ياران قائم(علیه السلام) سيصد و سيزده مرد از فرزندان عجم (غير عرب) هستند. گروهي از آنان به هنگام روز به وسيلة ابر حرکت ميکنند و با نام خود و نام پدر و خصوصيات نسبشان شناخته ميشوند. گروهي ديگر از آنها در حاليکه در بستر خود آرميدهاند، بدون قرار قبلي در مکه بر آن حضرت وارد ميشوند».27 |
|||
|
|
۲۳:۰۹, ۲۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
ه ـ گونه شناسی یاران امام(علیه السلام) از حیث عرب و عجم: به تصریح روایات، اکثر یاران امام عصر(علیه السلام) عجم و غیر عرب هستند و یکی از مشکلات جدی امام(علیه السلام) در نبردها با اعراب خواهد بود تا جایی که از ایشان با تعبیر شمشیر برّان عرب یاد شده است.28
و ـ اعلان جهانی: مفضل بن عمر از امام صادق(علیه السلام) در اين رابطه، روايت كرده است: «در آن روز (عاشورا) وقتي خورشيد طلوع كرد و نورافشاني نمود، كسي از قرص خورشيد به زبان عربي فصيح، خطاب به مردم فريادي ميكشد كه تمام آنها كه در آسمانها و زمينها هستند، ميشنوند: «تمامي مخلوقات! اين مهدي آل محمد(علیه السلام) است» و او را به نام و كنية جدش رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و نسبش ميخواند و گوش هر زندهاي اين صدا را ميشنود. تمام مخلوقات در بيابانها، شهرها، درياها و خشكيها بدان روي ميكنند و با هم در اين رابطه گفتوگو ميكنند و از هم دربارة آنچه شنيدهاند ميپرسند». |
|||
|
|
۲۳:۰۰, ۳۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
خطبه امام در روز ظهور صبح شنبة عاشوراي موعود كه بناست حضرت ظهور كنند، وارد مسجدالحرام ميشوند و دو ركعت نماز، رو به كعبه و پشت به مقام به جا ميآورند و پس از دعا به درگاه الهي، نزديك كعبه رفته، با تكيه بر حجرالاسود، رو به جهانيان كرده، اولين خطبة تاريخي خويش را چنين انشاء ميكنند: پس از حمد خداوند و سلام و صلوات بر آستان با عظمت پيامبر اكرم و خاندان بزرگوارشان ـ سلامالله عليهم اجمعين ـ ايشان چنين ميفرمايند: « اي مردم! ما براي خداوند [از شما] ياري ميطلبيم و كيست كه ما را ياري كند؟ آري، ما خاندان پيامبرتان محمد مصطفي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستيم و سزاوارترين [و نزديكترين] مردم نسبت به خدا و ايشان. هر كس با من در رابطه با آدم محاجّه كند، من سزاوارترين [و نزديكترين] مردم نسبت به اويم و همينطور راجع به نوح، ابراهيم، محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ديگر پيامبران و كتاب خداوند كه به هر كدام از ديگر مردم اولي هستم. مگر خداوند متعال در كتابش نفرموده است:«به درستي كه خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد؛ خانداني كه برخي از آنها از بعضي ديگرند و خداوند شنوا و داناست».30 من بازماندة آدم و ذخيرة نوح و برگزيدة ابراهيم و عصارة وجود محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستم. ... هر كس دربارة سنت رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با من محاجه كند، من سزاوارترين مردم نسبت به آن هستم. هر كس را كه امروز كلام مرا ميشنود، به خداوند متعال قسم ميدهم كه به غايبان [اين سخنان را] برساند، به حقّ خداوند متعال و رسول گرامياش و حقّ خودم، از شما ميخواهم [به ما رو كنيد] كه من حقّ قرابت و خويشاوندي رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بر گردن شما دارم كه شما ما را ياري كنيد و در مقابل آنها كه به ما ظلم ميكنند، حمايت كنيد كه اهل باطل به ما دروغ بستند. ... از خدا بترسيد و خدا را دربارة ما در نظر داشته باشيد، ما را خوار نكنيد و ياريمان كنيد تا خداوند متعال شما را ياري كند».31 سپس حضرت دستهايشان را به آسمان بلند كرده، با دعا و تضرع اين آيه را به درگاه الهي عرضه ميدارند: «أمّن يجيب المضطرّ إذا دعاه ويكشف السّوء؛ كيست آنكه وقتي شخص مضطر دعايش كند، او را پاسخ داده و بدي را از او برطرف كند؟32 |
|||
|
|
۱۲:۱۵, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
3. پس از ظهور 3ـ1. بیعت یاران پس از آنكه حضرت گفتار خويش را به پايان ميبرند، شرطههاي حرم تلاش ميكنند كه ايشان را همانند نفس زكيه به شهادت برسانند يا حداقل اسير كنند كه اصحاب حضرت، قدم پيش نهاده، شرّ آنها را از امام(علیه السلام) دفع ميكنند. جناب جبرئيل هم پشت به كعبه به عنوان اولين نفر با امام(علیه السلام) بيعت ميكند و پس از او، سيصدوسيزده تن يار حضرت و ديگر ياوران با ايشان عهد و پيمان ميبندند. امام صادق(علیه السلام) به مفضلبن عمر فرمودند: «اي مفضل! حضرت مهدي(علیه السلام) پشتش را به حرم ميكند و دستش را كه سفيدي خيره كنندهاي دارد، جهت بيعت دراز ميكند و ميفرمايد: اين دست خدا و از سوي خدا و به فرمان خداست و سپس اين آيه را تلاوت ميكنند: «آنها كه با تو بيعت ميكنند، در حقيقت با خدا بيعت كردهاند، دست قدرت الهي مافوق قدرت آنهاست و هر كه بيعتش را بشكند به ضرر خودش است».33 اوّلين كسي كه دست حضرت(علیه السلام) را ميبوسد، جبرئيل است و به دنبال او، ملائكه و نجباي اجنّه و سپس برگزيدگان. مردم هنگام صبح در مكه ميپرسند: اين مردي كه اطراف كعبه است، كيست؟ و اين جمعيتي كه با او هستند كيانند و آن نشانة بيسابقهاي كه ديشب ديديم چه بود؟ كه اين جريان حوالي طلوع آفتاب اتفاق ميافتد». |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







