|
زنان و نقش های پیدا و پنهان در کربلا...
|
|
۲۱:۰۵, ۱۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۰ ۲۱:۳۰ توسط jkb.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در طول تاریخ بشری، نقش های برجسته زنان، در بردارنده برگ های زرینی از تاریخ بوده است . همواره چشم و دست و دامان زنان فرهیخته و بزرگ ، نگهبان ارزش ها و آرمان های بلند بشر بوده و هست و هرگز نمی توان این واقعیت را انکار کرد و یا به دیده ای ناچیز از آن یاد نمود . البته همان گونه که زنان مثبت و بزرگ در تعالی و رشد جامعه نقش داشته اند، در برابر آنها، زنانی بوده اند که با مکر و پلیدی فکر خویش، زمینه های انحطاط و سقوط معنوی بشر را فراهم نموده اند . در قرآن کریم از یک سو، زنان برجسته ای چون همسر فرعون و حضرت مریم (علیهاالسلام) را الگو و آموزگار مثبت برای رهیافتگان و یا رهپویان معنویت و انسانیت، اعم از مرد و زن اعلام می کند و از سوی دیگر، زنان ناصالح و منفی، همچون همسران نوح و لوط نبی را به عنوان الگوی ناصحیح و منفی جهت کافران معرفی می نماید . بنابراین نقش زنان در هر گروه و با هر اندیشه ای، مهم و قابل بررسی است . به یقین در مقاطع حساس و مهم تاریخی و وقایع ماندگار، این نقش ها بیش از پیش نمایان می شود، از این رو، برآن شدیم که نقش زنان در کربلا و عاشورا، این قطعه جانسوز از تاریخ بشریت را بررسی کنیم، تا گواهی برای عظمت و شرافت زنان وارسته باشد و نام بلند آنان، بر تارک تاریخ جاودانه بماند . به نظر می رسد، نقش آفرینی زنان در واقعه کربلا را می توان در چهار مقطع زمانی و به عبارتی، از چهار منظر، مورد بحث و بررسی قرار داد تا این گونه حق مطلب بهتر ادا شود: الف) زنان نقش آفرین قبل از وقوع حادثه کربلا و به عبارتی، زمینه سازان این پدیده عظیم; ب) نقش آفرینان در واقعه کربلا و حضور مستقیم زنان در میدان مبارزه; ج) زنان اثرگذار در دوران اسارت، قبل از رسیدن به مدینه منوره; د) زنان نقش آفرین پس از اتمام واقعه کربلا و اسارت عزیزان ابا عبدالله الحسین (علیه السلام). زنان نقش آفرین قبل از وقوع حادثه کربلا به نظر می رسد، بررسی این گروه زنان باید قبل از خروج امام حسین (علیه السلام) از مدینه به سوی مکه مکرمه آغاز شود . در یک نگاه کلی، بانوان بزرگواری که به علت ولایت مداری و عشق به امام زمان خویش، حضرت را همراهی کرده و لحظه ای، آن بزرگ مرد عشق و حماسه را تنها نگذاشتند، از جمله این نقش آفرینان هستند . ما معتقدیم که ورای هر حرکتی، اندیشه ای بزرگ نهفته است و حتی دختران کوچک امام حسین (علیه السلام) بر اساس باورهای بزرگ خویش، این سفر را آغاز کردند; همان گونه که حضرت زینب (علیهاالسلام) با یک اعتقاد ساختمند این سفر را برگزیدند، اما بنای این مقاله بر جزئی نگری و پرداخت به وجهه شخصی افراد می باشد . پیش از پرداختن به مبحث اصلی به عنوان مقدمه یادآور می شویم که به طور کلی، نقش های زنان در هر مقطع ذکر شده، به دو صورت قابل طرح است: الف) نقش غیر مستقیم که زنان با تربیت صحیح فرزندان و پرورش نسل خودساخته، شجاع و ولایت مدار، نقش خویش را ایفاء می کنند . لیلی، (مادر علی اکبر (علیه السلام))، ام البنین، (مادر حضرت ابوالفضل (علیه السلام)) و مادران دیگر شهدا و جانبازان نیز این نقش غیر مستقیم را ایفاء می کنند . بدیهی است که همسران و خواهران نیز با اثرگذاری عمیق خویش غیر مستقیم، در حرکت ها نقش دارند و به عبارتی، تاریخ ساز هستند . ب) نقش مستقیم و حضور اجتماعی و به عبارتی، حضور فیزیکی در حرکت انقلابی و بزرگ کربلا که در آینده، به این نقش بانوان خواهیم پرداخت . آمار زنان رزمنده چون ام وهب، و بانوان شهید و امدادگر در واقعه کربلا نمایانگر پررنگ بودن این نقش است . اکنون پس از مقدمه مذکور، به بررسی برخی از بانوان اثرگذار در زمینه سازی مقدمات سعادت دنیوی و اخروی مردان در رابطه با واقعه عاشورا می پردازیم . از جمله نقش آفرینان پیش از واقعه عاشورا، می توان به ماریه بنت سعد، طوعه، دلهم و بانویی از قبیله بکر بن وائل اشاره نمود; اگر چه بانوان دیگری در این زمینه حضور داشته اند . ماریه بنت سعد بانویی شجاع و فداکار و از شیعیان مخلص بصره بود . منزل این بانوی با شهامت، محل تجمع شیعیان بصره بود و به عنوان یک پایگاه فرهنگی برای انتشار فرهنگ شیعی و مناقب و فضایل اهل بیت (علیهم السلام) از آن استفاده می شد . در جریان کربلا بسیاری از افرادی که در این منزل رفت و آمد داشتند، به یاری امام حسین (علیه السلام) شتافته و به سوی کوفه رهسپار شدند . از آن جا که قیام امام حسین یک حرکت فرهنگی بود و برای احیای سنت خدا و رسول گرامی او صورت گرفت و تنها یک حماسه احساسی و سیاسی نبود، می توان به نقش مهم چنین پایگاه های مردمی پی برد; زیرا همیشه بسترسازی فرهنگی و پی ریزی مبانی و اصول، جهت قیام های جهانی، از مکان های کوچک آغاز می شود; همان گونه که نقطه آغازین اسلام از منزل زیدبن ارقم بود و بعدها گسترش جهانی یافت . طوعه[sup] [/sup]از دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) و بانویی متدین در کوفه بود . او همسر اسید حضرمی بود و آن هنگام که سفیر و پسرعموی امام حسین (علیه السلام)، مسلم بن عقیل، در کوفه تنها و بی پناه مانده بود، وی را به خانه خود برد و با احترام و اکرام از او پذیرایی کرد تا ارادت خویش را به خاندان عصمت و طهارت نشان دهد . در کتب تاریخی آمده است که اسید حضرمی و پسرش بلال، از حضور مسلم بن عقیل آگاه شدند و به ماموران ابن زیاد اطلاع دادند و او سرانجام در روز هشتم ذی الحجه، همراه با هانی بن عروه که از یاران مخلص امام حسین (علیه السلام) بود، به شهادت رسید . دلهم [sup] [/sup]دختر عمرو، همسر زهیر بن قین که از شخصیت های برجسته کوفه بود، با سخنان منطقی و تاثیر گذار خود، همسر خویش را به یاری امام حسین (علیه السلام) تشویق کرده و در واقع، زمینه سعادت در سایه شهادت را برای او فراهم نمود . بنابر آن چه تاریخ نگاران نگاشته اند، زهیر و همسرش و چند تن از خویشان او، هنگام بازگشت از مکه و مراسم حج، به گونه ای حرکت می کردند که همیشه یک منزل از کاروان امام (علیه السلام) عقب تر بودند . در آخرین منزل به علت نیافتن آب، ناچار شدند در همان منزلی که حضرت خیمه زده بودند، با فاصله اندک، شب را به سر برند . امام (علیه السلام) پیکی به سوی زهیر فرستاد و او را به یاری طلبید، اما زهیر نپذیرفت و از این دعوت آشفته و نگران شد . دلهم که بانویی با درایت و وارسته بود، نزد همسر خود رفت و گفت: «آیا فرزند دختر رسول خدا تو را می خواند و پاسخ نمی دهی؟ بهتر نیست نزد او بروی و بعد از دیدار و ملاقاتش تصمیم بگیری؟» سخنان او در زهیر اثر کرد و به همراه پیک امام به سوی خیمه ابا عبدالله (علیه السلام) حرکت کرد . هنگام بازگشت، نور ولایت قلب او را روشن نمود و نام او در بین یاران عاشورایی امام حسین (علیه السلام) ثبت شد . زهیر پس از بازگشت به خیمه خود، همسرش، دلهم را طلاق داد تا از همان جا نزد خویشان خود بازگردد . این بانوی وارسته و تقوا پیشه در آخرین لحظات گفت: «همسرم! از تو یک تقاضا دارم و آن این است که روز قیامت در پیشگاه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) ، جد بزرگوار امام حسین (علیه السلام)، از من یاد کنی .» زهیر پذیرفت و از او جدا شده و به خیل جاودانگان تاریخ و شهدای کربلا پیوست . اثر گذاری و بینش بلند و همت والای این بانوی بزرگ را در کلام و رفتار او می توان مشاهده نمود; آن گاه که برای قیامت خود، شفاعت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) را درخواست می کند . |
|||
|
|
۲:۵۶, ۱۵/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۰ ۳:۲۷ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
نقش زنان در نهضت عاشورا ![]() واقعه عاشورا گرچه حقيقتاً تلخ و جانسوز است اما در درون خود تابلوي زيبايي است از آزادگي و شناخت انسانها و همچنين بزرگي مقام زن، دوشادوش زن و مرد را ميتوان به شكل كامل در حادثه كربلا مشاهده كرد. مردان در صحنه نبرد جنگيدند به شهادت رسيدند و زنان پيام ايشان را شهر به شهر ابلاغ كردند و به اسيري رفتند. نميتوان بدون تعمق اين جمله را بر زبان جاري ساخت بي آنكه مفهوم عميقاش را دريافت. وقتي مطرح ميشود كه «كربلا ميمرد اگر زينب نبود» در اين كلام رازي نهفته است كه نياز به شناخت مكتب عظيم عاشورا دارد. براي شيعيان عاشورا روز حزن و ماتم زمين و آسمان است. اما براي عاشورائيان (شيعيان آگاه بر مكتب عاشورا) عاشورا روز عمل است، روزي كه هر آنچه در دين اسلام عنوان شده است در صحنه عمل اجرا ميشود و شكل كاربردي مييابد. يكي از جريانهاي مؤثر در پيشرفت نهضت عاشوار حضور قوي و مؤثر زنان بود كه به گونهاي قلم بطلان بر كجانديشيهاي جامعه آن روزگار درباره زنان كشيده شد. در كربلا هر آنچه كه مورد تقاضاي يك زن است ديده ميشود. 1- حق انتخاب 2- آزادي بيان و عقيده 3- آزادي عمل 4- حضور (آنچنان كه خود ميخواهند) در كربلا زن و مقامش رنگ و بويي از ضعف و پژمردگي ندارد. زن ناآگاه در صحنه كربلا حضور ندارد، ميداند كجاست و چه ميخواهد و به كجا ميرود، هر زني كه در آن صحنه حاضر است در معني حقيقي كلام زن است مصمم و آگاه و صاحب آگاهي متفاوتي نسبت به ساير زنان جامانده از مكتب عاشورا است. زن صرفاً موجودي نيست كه به واسطه ضعف متكي بر مرد باشد بلكه با تفكرات خويش ميتواند در مقام يك شريك زندگي، همسرش را از ترديدهاي زندگي برهاند. همسر زهير بن قين نمونهاي عالي است از يك زن كه با كلام بهموقع خويش همسرش را به جانب امام حسين(عليهالسلام) رهسپار نمود. آنگاه كه زهير مردد بود كه در جواب فرستاده امام كه او را به حضور ميطلبيد چه بگويد. همسرش دختر عمرو با ناراحتي به او گفت «سبحان الله! پسر پيغمبر تو را به حضور ميطلبد و تو نميروي؟!...» همسر زهير با درايت خويش و با اصرار در مجاب نمودن شوي خويش او را به حضور امام روانه ساخت. در كربلا تابلوي ديگري نيز وجود دارد و آن تأثير تربيت زنان بر مردان است كه در روز عاشورا تربيت شدگان در دامان مادراني آگاه، پاسدار آنچه كه آموخته بودند شدند و اين امر بيانگر جامعهساز بودن زنان است. مادر وهب بن جناح دانشآموخته مكتب اسلام فرزندش را در چنين مكتبي پرورش داد. روز عاشورا وهب به ميدان رزم رفت و پس از نبردي مردانه به سوي مادر آمد و از او پرسيد «آيا از من راضي نشدي؟!» و مادر وهب در پاسخ گفت: از تو راضي و خشنود نميشوم مگر آنكه در ياري حسين(علیه السلام) كشته شوي. شايد نگاه ناآشنا با مكتب اسلام و عاشورا نتواند اين رفتار را درك كند اما واقعيت چيز ديگري است. زنان فرزندانشان را پرورش ميدهند كه از ارزشها دفاع نمايند و شجاعت و ايمان و شهادت را از بدو كودكي به كودكانشان ميآموزند. واقعه عاشورا، مصيبتي بود براي اهل حرم و زنان كاروان، گر چه زنان را داغدار نموده بود و اينك به اسيري ميرفتند اما به آن معنا نبود كه به دليل فشارهاي رواني از خويشتن غافل شوند و خود را به دست مصائب بسپارند. متانت و وقار اسرا حاكي از تسلط ايشان به خويشتن است كه در بحرانيترين شرايط حافظ ارزشهايشان باشند. حميدبن مسلم از راويان كربلا ميگويد: «در غارت خيمهها ميديدم زنان و دختران حسين در ندادن روپوشهاي خود سخت پافشاري ميكردند و نميگذاشتند بهسادگي چادر و معجرشان را از سربربايند...» چنان اين امر بر ايشان مهم است كه در اولين فرصت از عمروبنسعد هيچ خواسته ديگري ندارند جز بازگرداندن چادر و روپوشهاي به غارترفتهشان. حفظ حجاب به عنوان يك ارزش اسلامي، زنان عاشورا را مأمور كرد تا رسالت خويش را در دفاع از حريم خويش به پايان برند. جالب است كه بدانيم جامعه آن روز با توجه به دعوت اسلام و ارزشگذاري عظيم براي زنان همچنان زن را به مانند موجودي ضعيف و قابل ترحم مشاهده ميكرد و زنان حرم امام حسين(علیه السلام) اين تفكرات را به يكباره در هم شكستند و با قاطعيت و صلابت خويش حضور مقتدر زن در عرصه اجتماعي را به نمايش گذاشتند. به نوعي عصر عاشورا صحنه نمايش قدرت زنان بود. در جامعهاي كه حتي مردانش از شرايط زمان ناآگاه بودند و جرأت بر زبان آوردن كوچكترين حقي را نداشتند حرم امام حسين با آگاهي خويش از اوضاع سياسي و اجتماعي به مقابله با افكار نادان زمانه پرداخت، عزت نفسي كه در سختترين لحظات از خاندان پيغمبر مشاهده شد. به راستي وجود چنان عزت نفسي است كه ميتواند ميل سركشي انسان را مهار سازد. آن هنگام كه يكي از تماشاچيان كوفه دلش به حال اسرا به رحم آمد و مقداري طعام برايشان آورد كلثوم با اقتدار و كلامي محكم فرمود: ما از خانواده پيغمبر هستيم و صدقه شامل حال ما نميشود و كودكان را دستور به بازگرداندن هر آنچه گرفته بودند، نمود و سپس فرمود: مردانتان مردان ما ميكشند و زنانتان بر ما گريه ميكنند. آن گاه امكلثوم پيام خويش را ابلاغ ميكند و از پشت پرده خطبهاي را براي مردم كوفه ميخواند: «اي اهل كوفه واي به حال شما، چرا حسين را كوچك شمرده و او را كشتيد و اموالش را به غارت برديد و زنان او را اسير نموديد و آنگاه بر او گريه ميكنيد؟ واي بر شما! هلاكت و بدبختي بر شما !...» و اما حضرت زينب اسوه صبر و مقاومت، تكميل كننده قيام عاشورا و يگانه بانوي قهرمان كربلا در ارسال پيام عاشورا بود. وي كه پاسدار ارزشهاي اسلام به شمار ميآمد با وجود آنكه داغ عزيزترين بندگان خدا را در دل داشت سربلند و با اقتدار در مواجهه با شهادت خاندانش برخورد نمود. آنگاه كه در كنار پيكر مطهر امام حسين(عليهالسلام) قرار ميگيرد حضرت را قرباني اندكي در پيشگاه خداوند ميداند و از خداي خويش ميخواهد كه پذيراي اين قرباني باشد و در پاسخ ياوهگويان كه به تمسخر از آن اسوه صبر و مقاومت پرسيدند چه ميبينيد؟ حضرت زينب حقيقتي را كه نهفته در واقعه عاشورا است بيان ميكند و به راحتي ميگويد كه: «چيزي نميبينم جز زيبايي.» در نگاه حضرت زينب دفاع از ارزش شهادت در راه خدا زيبايي است. سخنراني اين بانوي بزرگوار در مجلس يزيد ماهيت حكومت ظلم را آشكار ساخت و راه مبارزه را بر ديگران نمايان كرد: «هان اي يزيد آيا گمان ميكني كه چون زمين و آسمان را بر ما تنگ كردي و ما را شهر تا شهر مانند اسيران كوچ دادي از منزلت ما كاستي و بر حشمت و كرامت خود افزودي و قرب خود را نزد حضرت يزدان به زيادت كردي... فراموش كردي فرمايش خدا را كه فرموده البته گمان نكنند آنانكه كفر ورزيدند كه مهلت دادن ما ايشان را بهتر است از براي ايشان. همانا مهلت داديم ايشان را تا بر گناه خود بيفزايند و از براي ايشان است عذابي مهين. آيا از طريق عدالت است اي پسر آزادشدگان كه زنان و كنيزان خود را در پس پرده بداري و دختران رسول خدا را چون اسيران شهر به شهر بگرداني؟! همانا پرده حشمت و حرمت ايشان را هتك كردي... . بدون آنكه جرمي بر خود داني... با چوبي كه در دست داري به دندانهاي ابيعبدالله سيد جوانان بهشت ميزني... اي يزيد! قسم به خدا كه نشكافتي مگر پوست خود را و نبريدي مگر گوشت خود را.... و كافي است ترا خداوند از جهت داوري... . يزيد در مقابل سخنان قاطع حضرت زينب خاموش مانده بود و حضرت زينب حقيقت ماجرا را كه همانا استواري حكومت وي بر پايههاي ظلم است آشكار ساخت. به راستي بانوي بزرگ اسلام وجدانهاي خفته و خموش را بيدار ساخت و روح مرده مقاومت را در مردم زنده نمود و ترسي را كه بر جان مردم مستولي گرديده بود از ميان برد و از آن پس است كه ما شاهد قيامهاي مختلف عليه ظلم هستيم. زيرا اينك مردم الگويي براي حقگويي و حقطلبي يافته بودند. حقيقتي ژرف است اين كلام «كربلا ميمرد اگر زينب نبود» و حضور زنان در به ثمر رسيدن اين نهضت غيرقابل ترديد ميباشد. منابع: 1- منتهي الامال- شيخ عباس قمي- خطبه حضرت زينب در مجلس يزيد 2- اللهوف سيدبنطاووس ترجمه بخشايش 3- امام حسين(علیه السلام) و ايران- ماركودرت فشيلر- نشر جاويدان شيدا بهارلويي كارشناس ارشد تاريخ |
|||
|
|
۱۹:۳۳, ۱۵/آذر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
نقش آفرینان در صحنه کربلا هنگامی که از زنان و حضور مستقیم آنان در صحنه های حساس عاشورا و کربلا سخن به میان می آید، نام بلند حضرت زینب (علیه السلام) در ابتدا به ذهن ها متبادر می شود . نقش این بانوی بزرگ، چنان برجسته و فراگیر است که پرداختن به آن مجال زیادی می طلبد، از این رو، اشاره ای به برخی از جانبازی های این بانوی حماسه و عرفان و عاطفه خواهیم داشت .
حضرت زینب (علیه السلام) در رابطه با امام حسین (علیه السلام) نقش یک همراه، همدل و همراز صمیمی را داشت و پیوسته با جمله های زیبا و علی گونه خویش، حقانیت قیام امام را متذکر می شد و هر گاه در بخشی از سپاه، تزلزل و یا تردید و تحیر ایجاد می شد، با پیام های وحدت آفرین خویش، یکدلی را در محیط حاکم می کرد . مراقبت از کودکان، ایجاد روحیه مقاومت در برابر شهادت عزیزان، در جمع زنان، مدیریت بانوان مضطرب و نگران و محافظت از جان امام سجاد (علیه السلام) و دیگر بیماران و جانبازان کربلا و ایجاد آرامش روانی در بین بازماندگان و . . . از جمله نقش های مهم حضرت زینب (علیه السلام) است . از جمله زنانی که در میدان کارزار به نوعی حضور داشته و شجاعانه با دشمن جنگیدند، همسر مسلم بن عوسجه، ام وهب (که توسط امام حسین (علیه السلام) مسلمان شد)، مادر عبدالله کلبی، مادر عمرو بن جناده و مادر عبدالله بن عمر را می توان نام برد . در تاریخ از دو زن به عنوان شهیدان کربلا و عاشورا یاد شده است که عبارتند از: هانیه (همسر وهب) و بانوی نمیریه قاسطیه یعنی همسر عبدالله بن عمیرکلبی (ام وهب . |
|||
|
|
۲۲:۳۹, ۱۵/آذر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سرنی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ
در گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود
|
|||
|
|
۱۶:۴۵, ۱۶/آذر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
ام وهب و هانیه دو شمع فروزان کربلا ام وهب و پسر و عروسش بر آیین مسیحیت بودند . کمتر از بیست روز از عروسی این دو جوان، وهب و هانیه، می گذشت که در صحرای سر سبز «ثعلبیه » در نزدیکی کربلا خیمه زدند . در تاریخ آمده است که امام حسین (علیه السلام) هنگام حرکت به سوی کوفه، به سرزمین «ثعلبیه » رسید و بر اساس کرامت و بزرگواری خود از اهل خیمه سراغی گرفته و احوالپرسی نمود . ام وهب از بی آبی و مشکلات مربوط به کمبود آب گفت و امام (علیه السلام) که مصداق بارز «و عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم » بود، با نیزه خود قسمتی از خاک زمین را کنار زد . ناگهان آب از دل زمین جوشید و ام وهب و عروسش متعجبانه به این اعجاز نگریستند . امام (علیه السلام)، سپس به این بانو فرمود: «اگر پسرت آمد، به او بگو که اگر بخواهد، می تواند ما را یاری کند .»
امام به حرکت خویش ادامه داد و وهب هنگام بازگشت، با دیدن معجزه پسر رسول خدا، مشتاق دیدار او شد و با مادر و نوعروس خود نزد امام رفته و به اسلام گرویدند و این گونه وهب به خیل سربازان سعادت پیوست . ماجرای جانسوز و اندوهناک این داماد تازه مسلمان، در کتب تاریخی به تفصیل آمده است . وهب به میدان رفت و با دشمن جنگید تا به فیض شهادت رسید . همسرش بر بالین او نشست . پیکر به خون نشسته او را نزد عمر سعد بردند و سر از تن او جدا کردند . همسر او بار دیگر خود را نزد پیکر مطهر شهید رساند و سر بر سینه او نهاده، گریست . در این هنگام، دشمن با عمود آهنین بر فرق این نوعروس زد و او را به وصال محبوب واقعی و فوز شهادت نائل کرد . از سوی دیگر، دشمنان سر وهب را برای شکنجه مادر، به سوی آن پیرزن شجاع پرتاب کردند . این مادر صبر و ایثار، سر جوانش را بوسید و گفت: «سپاس خداوندی را که با شهادت تو در رکاب امام حسین (علیه السلام) مرا روسپید کرد» . سپس سر وهب را به سوی دشمن پرتاب کرد و گفت: «آن سر را که برای دوست داده ایم، باز نمی ستانیم .» و ستون خیمه را برداشت و به دشمن حمله کرد و دو نفر از سپاه سیاه سعد را به هلاکت رساند . امام (علیه السلام) او را به خیمه برگرداند و برای او دعا کرد و مژده بهشت داد . ام وهب با شادی تمام از امر امام خویش اطاعت کرد و هنگام بازگشت گفت: «خدایا! امید بهشت را از من مگیر .» نکته قابل توجه این است که حمله به سوی دشمن، با عمود خیمه در مورد مادر عبدالله بن عمر نیز نقل شده است و به نقل تاریخ، حضرت اباعبدالله (علیه السلام) او را به سوی خیمه اش بازگرداند . همچنین در مورد مادر عمرو بن جناده نیز گفته شده است که همچون ام وهب، سر فرزند شهیدش را گرفته و به وسیله آن، یکی از سپاهیان عمر سعد را به هلاکت رساند و سپس شمشیری گرفت و با رجزخوانی به میدان رفت، اما امام حسین (علیه السلام) با امر ولایی خویش او را به خیمه ها بازگرداند .[sup] [/sup]البته بانوی دیگری به نام ام خلف نیز در برخی از کتب ذکر شده است، با جریانی مشابه ام وهب و مادر عمرو بن جناده . |
|||
|
|
۱۴:۱۶, ۱۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
شهیده ای دیگر از تبار عاشوراییان
همسر عبدالله بن عمیر کلبی که از اولین شهدای کربلاست، نیز از جمله بانوانی بود که عشق و وفای خویش را در صفحات تاریخ به اثبات رساند . «ام وهب » کنیه این بانوی گرانقدر بود . لازم به ذکر است که ام وهب، همسر عبدالله کلبی با ام وهب که در بحث پیشین داشتیم، تفاوت دارد و این دو بانو شباهت اسمی با یکدیگر داشته اند و از نظر نسبی و سببی ارتباطی بین آن دو نیست . در کتب تاریخی آمده است که عبدالله بن عمیر کلبی و همسرش، در شب هشتم محرم، شبانه از کوفه بیرون رفته و به کاروان امام (علیه السلام) پیوستند . پس از شهادت عبدالله، در روز عاشورا، همسر وفادارش خود را به بالین او رساند و خاک را از چهره او پاک کرد . در این هنگام به دستور شمر، یکی از غلامان، گرزی بر سر این بانوی داغدیده فرود آورد و او را به شهادت رساند . شهادت این بانوی ولایت مدار، مهری بود برحقانیت این حرکت بزرگ تاریخی; همان گونه که بانوان دیگر در نمایاندن عظمت این قیام و مسائل مربوط به آن بسیار مؤثر بوده اند . |
|||
|
|
۲۰:۵۶, ۲۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوران اسارت و بانوان نقش آفرین
در مبحث پیشین بیان کردیم که حضور مستقیم حضرت زینب (علیه السلام) در واقعه عاشورا، نقش آن پاک بانو را بسیار پر رنگ کرده بود . در این بخش نیز آن گاه که سخن از وقایع پس از عاشورا به میان می آید، شخصیت حضرت زینب (علیه السلام) و سرپرستی و مدیریت کاروان اسرا و خطبه های آگاهی بخش و ویران کننده کاخ نشین های رفاه طلب، بیش از پیش در ذهن آشکار می شود . مضمون خطبه های این پاک بانوی حرم اهل بیت (علیه السلام) نمایانگر دانش و بینش بلند اوست; بانویی که مصیبت های جانکاه بر او وارد شده است، اما چنان در برابر ستم و ستمگر سخن می گوید که یادآور خطبه ها و سخنان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است . افزون بر پیام رسانی، افشاگری و پرستاری های حضرت زینب (علیه السلام) از کودکان می توان به نقش ام کلثوم خواهر بزرگوار او نیز اشاره نمود . لازم به ذکر است، ام کلثوم مذکور، فرزند حضرت علی (علیه السلام) از یکی دیگر از همسران ایشان است; نه از فاطمه زهرا (علیه السلام). زیرا ام کلثوم، دختر حضرت زهرا (علیه السلام) در دوران امامت امام حسن مجتبی (علیه السلام) دار فانی را وداع گفت . به هر حال، ام کلثوم دختر علی ابن ابیطالب (علیه السلام) است و هنگامی که بی بند و باری و نگاه های مردم ناپاک کوفه به زنان و دختران اسیر را می بیند، با شجاعت فریاد می کشد: آیا شرم نمی کنید که برای تماشای اهل بیت پیامبر جمع شده اید؟ و نیز کودکان را از گرفتن صدقات مردم باز می دارد، تا شان و منزلت خاندان رسول خدا را بر همه نمایان سازد . |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| کربلا چگونه کربلا شد؟(لهوف نامه) | صبح صادق | 4 | 2,187 |
۱۲/آذر/۹۲ ۱۹:۱۳ آخرین ارسال: صبح صادق |
|









![[تصویر: 13861026221.jpg]](http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m10/13861026221.jpg)