کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دانشمند برجسته و پارسای بی ادعا،شهید تهرانی مقدم
۱۵:۱۳, ۲۷/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
خاطره شليك اولين موشك توسط شهيد مقدم
به گزارش مشرق به نقل از رجا، محسن رفيقدوست وزير سپاه در دوران دفاع مقدم با درج خاطره اي از شهيد حسن طهراني مقدم در وبلاگ شخصي خود نوشت: ..

با شادروان سرلشگر پاسدار حسن تهرانی مقدم که به حق شایسته ردای زیبای شهادت بود از اوایل جنگ آشنا و رفیق شدم. جز اخلاص و عبودیت و توکل و اعتماد به نفس و ایمان محکم به خداوند متعال و اعتقاد کامل و شامل به ولایت مطلقه فقیه که ابتدا در قامت بی مثال حضرت امام (رحمة الله علیه) متجلی بود و امروز هم به حق تنها به مقام عظمای ولایت می برازد چیزی ندیدم این شهید بزرگوار دائم الذکر بود و نام خدا لحظه ای از زبان او جدا نمی شد.

یگان موشکی سپاه با او ایجاد شد، وقتیکه بنا شد اولین موشک را خود برادران سپاه به سمت بغداد شلیک کنند با هم به کرمانشاه رفتیم مقدمات کار فراهم شد و باشگاه افسران بغداد را هدف گرفتیم، مرحوم شهید مقدم پیشنهاد کرد اول دعای توسل بخوانیم و بعد از دعا به زبان فارسی با خدا صحبت کرد و گفت خدایا ما نمی خواهیم مردم عراق را بکشیم ما می خواهیم نظامیان را از بین ببریم که هم ما و هم عراقی ها را می کشند تو ای خدا این موشک را به باشگاه افسران ببر. ..

موشک شلیک شد و همه پای رادیو نشستیم پس از چند دقیقه رادیو بی بی سی اعلام کرد یک موشک باشگاه افسران بغداد را منهدم کرد و تعداد زیادی از افراد حاضر در آنجا کشته شدند .من پیشانی شهید مقدم را بوسیدم و گفتم این هدف خوردن نتیجه اخلاص و پاکی تو بود.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، saloomeh ، حسن عزتي ، MAHDI59 ، hesam110 ، Abasaleh ، netlog36 ، MohammadSadra ، rastin ، دیدگاه نوین ، عبدالرحمن ، مکیال ، yamin ، بیداری اندیشه
۲۳:۴۴, ۲۵/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۱ ۱۵:۴۸ توسط rastin.)
شماره ارسال: #2
آواتار
این روزها ، خیلی ها در تدارک مراسم اربعین مردی هستند که اصلی ترین صاحب عزای او ، شخص «آقا » هستند. حسن تهرانی مقدم ، هر که بود و هر چه کرد ، این روز ها ، نزدیک به چهل روز است که دیگر در بین ما نیست. اما خداوند جانِ تابناکِ سید شهیدان اهل قلم را غرقه در باران رحمت خود سازد که فرمود:



"پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن ست که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند. آن روزها مانده اند و بادِ زمان ما را با خود برده است. حقیقت همین است"




مزار

دانشمند برجسته و پارسای بی ادعا،

شهید حسن تهرانی مقدم

، در قطعه 24 بهشت زهرای تهران و به فاصله سه ردیف از شهید دکتر مصطفی چمران ، به امانت گذاشته شده است تا روزی که در رکاب مولایش ، به انتقام سیدالشهدا(صلوات الله علیه) برخیزد. انشاءالله



وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا




[تصویر: 117670_493.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، Hadith ، iman-s ، میلاد.م ، rastin ، yamin ، hesam110 ، parisan ، Searcher123 ، بیداری اندیشه
۱۱:۵۸, ۲۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
مردی که آرزوی بزرگش شلیک اولین موشک به نقطه سرطانی جهان اسلام در سرزمین های اشغالی بود و اگرچه مزد این تفکر را بسیار زود گرفت اما مسیری که شروع کرد بدون شک به آروزی بزرگش ختم خواهد شد. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، چهل شب و چهل روز از آشنایی ما با مردی می گذرد که تنها شهادتش، پرده از گمنامی اش کنار زد. "پارسای بی ادعا"یی که تا آخرین روز حیاتش را در همین گمنامی گذراند تا همانطور که می خواست، به دوستان شهیدش ملحق شود. مردی که آرزوی بزرگش شلیک اولین موشک به نقطه سرطانی جهان اسلام در سرزمین های اشغالی بود و اگرچه مزد این تفکر را بسیار زود گرفت اما مسیری که شروع کرد بدون شک به آروزی بزرگش ختم خواهد شد. "حاج حسن تهرانی مقدم" را وقتی شناختیم که دیگر در میان ما نیست و سخت است نوشتن درباره کسی که ندانسته هایمان از او بسیار زیاد است. فردا باید اربعین سربازی را به سوگ بنشینیم که بدون شک صاحب عزای او مقتدای مسلمین جهان است. پس چطور این قلم قاصر از "حاج حسن" بنویسد؟ شاید این تصاویر از نادیده های زندگی او، قدری عقده از قلم قاصرمان باز کند. در روزهای آینده دومین مجموعه از تصاویر منتشر نشده این سردار بی ادعا در مشرق منتشر خواهد شد.
[تصویر: 118992_826.jpg]

[تصویر: 118993_149.jpg]

[تصویر: 118994_589.jpg]

[تصویر: 118995_331.jpg]

[تصویر: 118996_628.jpg]

[تصویر: 118997_576.jpg]

[تصویر: 118998_982.jpg]

[تصویر: 118999_840.jpg]

[تصویر: 119000_213.jpg]

[تصویر: 119001_703.jpg]

[تصویر: 119002_556.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، rastin ، yamin ، hesam110 ، حسن.س. ، parisan ، Searcher123 ، سجاد_ف ، freewish ، دیدگاه نوین ، مکیال ، مجتبی110 ، بیداری اندیشه
۱۴:۳۱, ۲۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #4

سلام..
خوش به حالشون. در باغ شهادت باز باز است..
هر كي لياقتشو داشته باشه ، و بايد بره ، نياز به جنگ و جبهه نيست . ميره....
خدايا به ما هم لياقتشو بده . آمين
[font=B Lotus][/font]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، rastin ، parisan ، saloomeh ، سجاد_ف ، بیداری اندیشه
۰:۳۳, ۴/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۰ ۰:۳۴ توسط سپهسالار.)
شماره ارسال: #5
آواتار
سخنراني منتشر نشده اي از شهيد مقدم:
[B] هر وقت كه مي خواهم جگرم بسوزد اين نامه را مي خوانم

آنچه امروز از سردار شهيد حاج حسن تهراني مقدم بر سر زبان ها و نقل محافل است، حكايت پاسداري و ولايت مداري اوست. او كه به معناي واقعي كلمه ذوب در ولايت بودو جالب اينكه اين رابطه دو طرفه بود و مقام عظماي ولايت و فرمانده كل قوا هم عشق و علاقه خاصي به اين سرباز پاكباز خود داشتند و همين باعث شده بود كه همواره دغدغه پاسداري از انقلاب اسلامي و ولايت را داشته باشد كه اين در صحبت ها و بيانات او روشن و مشخص بود.
با اين مقدمه، شما را به مطالعه بخش هايي از سخنان اين شهيد والامقام كه در جمع فرماندهان نيروي هوايي سپاه در سال 1378 ايراد شده، دعوت مي كنيم:

ابتداي عرايضم را خيلي شايسته است با كلام مولا و فخر عالم اميرالمومنين(علیه السلام) آغاز كنم؛ مي فرمايند: «واعلموا فيما بينكم بالتواضع و التناصف و التباذل و كظم الغيظ، فانها وصيه الله و اياكم و التحاسد و الاحقاد، فانهما من فعل الجاهليه و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوالله ان الله خبير بماتعملون» (تحف العقول، ص 155)

مولا شش خصلت مي فرمايند كه چهار خصلتش مخصوص خداست و دو خصلت، خصلت جاهليت است. چهار خصلتي كه خصلت خداست اينكه نسبت به همديگر تواضع، انصاف، بخشش و كظم غيظ داشته باشيد، سفارش خداوند است كه مبادا به هم حسد ورزيد و كينه ورزيد. زيرا هر دو كار جاهليت است. بايد هر كس بنگرد كه چه پيش مي فرستد براي فرداي قيامت خود. تقواي خدا را پيشه كنيد، زيرا خداوند به آنچه مي كنيد آگاه است.

من خيلي مايل هستم به بحثي بپردازم كه در جامعه ما فراموش شده است و از مد افتاده. بحث شهدا و فرزندان شهدا و خانواده شهدا كه واقعاً هر وقت كه مي خواهم جگر من بسوزد اين متن نامه فرزند شهيد كه پدرش يكي از همكاران ما بود را مي خوانم. چون واقعاً منقلب مي شوم و دوست دارم به عنوان هديه در اين مراسم اين را براي شما قرائت كنم. شايد از عرايض من و گزارشي كه مي خواهم بدهم اين مفيدتر باشد.
نامه «فهيمه عسكري» فرزند شهيد «حسين عسكري».

«بسم الله الرحمن الرحيم گمان نكنيد كه كساني كه در راه خدا كشته شده اند، مرده اند بلكه آنان زنده هستند و نزد پروردگارشان از روزي بهره مندند.باباي عزيزم سلام. دلم برايت تنگ شده است. چند ماهي است كه صداي گرم و دلنشين تو را نشنيده ام. تو كه مي دانستي چقدر براي دخترت سخت است كه بدون تو زندگي كند. چرا سايه ات را از سرم برگرفته اي باباي شهيدم هرگاه كه چهره آرام و نوراني تو را مي ديدم، دلم آرام مي گرفت. باباي مظلومم دلم برايت تنگ شده است.اي دلداده خدايي كه از خود گذشتي و به محبوب خويش پيوستي. اي نام آور دلير در وادي گلوله و خون. وقتي نگاهم به چشم هايت دوخته مي شد، نور عشق از آنها مي جوشيد و سينه ات مالامال از عشق و عاطفه بود. تو باباي خوب نگفتي كه فاطمه و فهيمه ات چگونه داغ تو را تحمل كنند؟ اصلاً به من مي آيد كه براي تو لباس سياه بپوشم؟

حتماً چهره مادرم را مي بيني. ببين با او چه كردي. دلم براي مادرم بيشتر از خودم مي سوزد. اگر دلت براي ما نمي سوخت، لااقل نگاهي به محاسن سفيد پدربزرگم مي كردي. ببين چهره نوراني او در سوگت شكسته شده است. باباي خوبم حتماً و حتماً عشق رسيدن به خدا و امام شهدا آن هم با پهلو و بازوي شكسته تو را غرق در محبت كرده بود كه ما را نديدي و رفتي. باباي عزيزم! به خودم مي گويم: فهيمه! چه رابطه اي بين زهراي پهلوي شكسته و بابايم بود كه يك روز بعد از شهادت بي بي دو عالم، بازو و پهلويش به دست دشمنان فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) شكسته شد و شهيد گشت. مگر غير از اين است كه پهلو شكستگان هم ياران حيدرند. تاريخ چنين است كه زهراييان همه پهلو شكسته اند. باباي عزيزم! آن روز كه لباس سبز و مقدس پاسداري از انقلاب را پوشيدي و كمر همت براي دفاع، محكم بستي و سلاح كوبنده جهاد را بر دوش گرفتي ما بايد مي دانستيم كه همان روز سفر به سوي نور را شروع كردي؛ سفري كه در آن براي تو جز سعادت و خوشبختي و براي ما [جز]دوري و حسرت نداشت، اما پدر اين دوري را به خاطر رضاي خدا تحمل مي كنيم.

باباي مهربانم! اي كاش آن لحظه كه دشمن جنايتكار با گلوله بدنت را مجروح مي كرد، فهيمه هم در كنارت بود. سرت را به دامن مي گرفت، صورت زيبايت را مي بوسيد. اي كاش مي توانستم با مقتلت ... سخن بگويم و از لحظه هاي آخر تو آن هنگام كه تير بر بدنت مي نشست، سوال كنم و از او بپرسم پدر من چگونه با سيدالشهداء(علیه السلام) صحبت كرد كه چنين كربلايي شد؟! باباي شهيدم! تازه فهميدم كه به بچه هاي شهداي كربلا چه گذشت. من كه شهادتت را نديدم. ولي وقتي خبر شهادت تو را شنيدم، دنيا برايم سياه شد، فكر كردم روز آخر زندگي است. فداي بچه هاي حسين بن علي(علیه السلام) چه كشيده اند، آنها كه جلوي چشمان شان، برادرشان علي اكبر(علیه السلام) را قطعه قطعه كردند. گلوي برادر كوچك شان علي اصغر(علیه السلام) را بريدند. دستان ابوالفضل(علیه السلام)را قطع كردند و در پايان، باباي مظلوم شان را لب تشنه و غريب سر بريدند و بعد براي اين كه دل بچه هاي ابي عبدالله(علیه السلام) را بسوزانند، آنها را از كنار جسم مطهر پدرشان عبور دادند. به فداي لب هاي تشنه ات عزيز زهرا...

خداوندا روح پدر شهيد من را ميهمان علي اكبر حسين(علیه السلام) بگردان. رهبر عزيز انقلاب اين فرزند فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را مراقبت فرما. هديه براي شهدا صلوات.»

ما دنبال چه هستيم؟ مايي كه لباس سبز پوشيديم از چه امانتي بايد نگهداري كنيم. فكر كرديم كه كساني كه به دنبال استحاله انقلاب و استحاله فرهنگي هستند، جواب خداوند قاسم الجبارين را مي توانند بدهند؟ اين بار امانت و مسئوليت كه شهدا روي دوش ما گذاشته اند را چگونه بايد حمل كنيم؟ ما بايد دو خلأ را جبران كنيم؛ خلأ اول نبود شهدا و همرزمان مان كه در كنار ما بودند و ما از فيض وجودشان استفاده مي كرديم. دوم مظلوميت رهبر معظم بزرگوارمان، در دوره اي كه هستيم (دولت اصلاحات) و مي بينيم كه چگونه عرصه را بر آرمان هاي انقلاب تنگ كردند.

ما بايد با كار و تلاش خودمان اين خلأها را جبران كنيم. اين كه بياييم صبح سركار و شب برويم منزل، فكر كنيم كه كار كرديم و چيزي از خودمان به يادگار نگذاريم، آيا مي توانيم جواب خون شهدا و آرمان هاي امام و كساني كه تمام هستي شان را در راه دين فدا كردند، بدهيم؟ اين مسئوليت ماست و آنچه كه ما بايد دنبال كنيم، پاسخگويي به اين مسئوليت است. من براي اين كه لب مطلب را عرض كنم، چند جمله را از اين فراز نامه فرزند شهيد مي خواهم نتيجه بگيرم. اول اين كه ما بايد جهان بيني خود را اصلاح كنيم. اين كه ما بياييم سر كار و برويم و اثري از خودمان به جاي نگذاريم، واقعاً فقط يك صندلي و پست را غصب كرديم كه در اين زمينه بايد واقعاً پاسخگو باشيم.برادران من! ما نبايد در حد بودجه اي كه به ما مي دهند كار كنيم. در واقع به اعتقاد من، اين كار آدم هاي كوچك است. در واقع ظرف عمل شان در يك حد كوچكي است و نمي توانند كار بزرگي را انجام دهند. چرا ما نبايد آرماني فكر كنيم؟ چرا نبايد همان پاسدار 57 باشيم كه من يادم است وقتي كه بچه ها مي خواستند وارد سپاه شوند، مداركي كه بايد ارائه مي دادند، مي گفتند، ما كه شش ماه بيشتر زنده نمي مانيم كه حالا مدارك مي گيريد. چه شده كه ما اين قدر تغيير كرديم و چرتكه مي اندازيم؟!

بيش از اين مي توانيم كار كنيم. دشمن، دشمن قداري است. دشمن محكمي است، دشمن با برنامه اي است. دشمن ما آمريكا و صهيونيسم جهاني است. در حد دشمن بزرگ بايد بزرگ كار كنيم. نبايد دل مان خوش باشد به چهار تا عدد و رقم و فكر كنيم كه امكانات مي خواهيم و امكانات به ما نمي دهند و در نهايت باعث شود كه كار را كامل انجام ندهيم و از خود سلب مسئوليت كنيم. اين خصلت پاسدار نيست. خصلت ياوران و همسنگران شهدا نيست. تمام دستاوردهاي ما در حوزه موشكي همين طور به دست آمد. تمام تلاش همكاران ما در يگان موشكي ثمر داد. هر چه بخواهيد جاي كار در جاي جاي سپاه وجود دارد. اين افق باز است.ما كه نتوانسته ايم همسنگران خوبي براي همرزمان شهيدمان باشيم. نشد كه خون مان در سرزمين گرم خوزستان يا جبهه هاي غرب به زمين بريزد. چگونه مي توانيم جبران كنيم. چگونه فرداي قيامت وقتي رو در روي شهدا و امام شهدا مي شويم، خجالت زده نباشيم. با كار و تلاش و ايجاد بستر و عوض كردن محيط نبايد تابع محيطي باشيم كه ما را محاصره مي كند. روي اين زمينه با يك نيت الهي و عمل صالح كه در واقع از نيت ما سرچشمه مي گيرد، خدا راه ها را به سوي ما باز مي كند و دست ما را مي گيرد و هنر ما اين است كه ما فقط چوب لاي چرخ نكنيم. اگر اين قدر درست باشيم كه سد راه نشويم به پيش مي رويم.
گر مرد رهي ميان خون بايد رفت
از پاي فتاده سرنگون بايد رفت
تو پاي به ره در نه و هيچ مپرس
خود راه بگويدت كه چون بايد رفت
«الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا»

منبع: مشرق
[/b]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin ، بیداری اندیشه
۱۰:۴۱, ۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
هشت سال دفاع مقدس عرصه ای بود برای شکوفا شدن جوانانی که لذت بندگی را چشیدند و در اوج آزادگی آن چنان در مقابل عظمت خالق خویش سجده کردند که... به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، هشت سال دفاع مقدس عرصه ای بود برای شکوفا شدن جوانانی که لذت بندگی را چشیدند و در اوج آزادگی آن چنان در مقابل عظمت خالق خویش سجده کردند که امامشان فرمود: اینان ره صد ساله را در یک شب پیمودند. رزمندگان اینگونه رستگار شدند.

[تصویر: 120754_343.jpg]

[تصویر: 120755_666.jpg]

[تصویر: 120756_200.jpg]

[تصویر: 120757_291.jpg]

[تصویر: 120758_933.jpg]

[تصویر: 120759_322.jpg]

[تصویر: 120760_330.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سجاد_ف ، yamin ، مکیال
۱:۴۳, ۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
جوونای دوارن انقلاب که دیگه تحمل ظلم وستم رو نداشتن با درایت یک رهبر شایسته و هوشیار جلوی ظلم ایستادند و جانانه از ناموس و دینشون دفاع کردن.
بیایید هی نگیم جوونای این دوره زمونه دیگه مثل اون دوران نیستن! به خدا قسم با این آگاهی که جوونای الان پیدا کردن خیلی قشنگتر در مواقع بحران خودشونو نشون خواهند داد!
یا صاحب این خانه بیا...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، yamin ، مجنون العباس
۱۷:۰۵, ۱۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #8

بعضي وقتا با خودم فكر ميكنم كه چه جوري ميشه پاسدار خون اين شهدا بود.وصيت نامه هاي هر كدوم از اين شهدا براي هدايت يه نسل كافيه.اصلا كه ميگه اينا مردند خود اون كسي كه ميميرونه (خداوند)ميگه زنده ا ند و نزد پروردگارشون روزي مي خورند.اميدوارم حداقل در قدري از مسير زندگيم جاپاي اين زندگان به ظاهر مرده بگذارم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin ، سجاد_ف
۰:۱۰, ۲۵/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/بهمن/۹۰ ۰:۱۳ توسط mohammad1369.)
شماره ارسال: #9
آواتار
سال گذشته ، در جمع راه پیمایان 22 بهمن ، مردی حضور داشت که شاید ده نفر از راه پیمایان هم او را نشناختند اما امسال ، عطر یاد آن «دانشمند برجسته» و «پارسای بی ادعا» در میان همه حاضرانِ در خیابان های منتهی به میدان آزادی پیچیده بود.
فرزند شهید حسن طهرانی مقدم درباره حضور پدرش در راهپیمایی 22 بهمن می گوید:
دهه فجر مانند همه مردم ایران ما هم جشن داشتیم. اصلا به یاد ندارم که ما در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت نکرده باشیم. یادم میاید من دوران راهنمایی بودم که ۲۲ بهمن افتاد در روز عرفه و ما با زبان روزه رفتیم راهپیمایی و بعد دعای عرفه را خواندیم.
پدرم حتما در راهپیمایی شرکت می کرد یادم می آید در دوسال من و برادرم موقع ۲۲ بهمن در بیمارستان بستری بودیم که پدرم بعد از اهپیمایی می آمد پیش ما و این گونه نبود که حالا بگوید نه الان کار دارم. هیچ عاملی باعث نمی شد ما راهپیمایی را شرکت نکنیم. نماز ظهر را هم به جماعت در مسجد نزدیک میدان آزادی می خواندیم و بعدش هم برای تشویق و تفریح ما می رفتیم بیرون غذا می خوردیم.
عکسی که می بینید ، دانشمند برجسته و پارسای بی ادعا ، شهید حسن طهرانی مقدم را در راه پیمایی 22 بهمن ماه به تصویر کشیده است.
[تصویر: 70569824956927378194.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اکبر.ع ، فاطمه خانم ، a.l.? ، hosein.kh ، Agha sayyed ، خادمة الزهرا ، rastin ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه
۱:۴۰, ۲۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
خیلی تحت تاثیر فرار گرفتم.
ممنون از انعکاس

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، بیداری اندیشه
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  خاطره مشترک و زیبای صیاد شیرازی و تهرانی مقدم سدرة المنتهی 0 1,221 ۱۱/مرداد/۹۵ ۱۳:۱۶
آخرین ارسال: سدرة المنتهی
  ...و این بود قصه ساپورت پوشان بی ادعا... رضوانه 1 1,405 ۵/خرداد/۹۴ ۱۷:۱۶
آخرین ارسال: تسنیـم
  برای کسی که ادعا دارد: شهیدی که بعد از شهادت گوشتش را خوردند خیبر110 0 1,677 ۲۷/مهر/۹۲ ۱۱:۲۳
آخرین ارسال: خیبر110

پرش در بین بخشها:


بالا