کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: تا چه اندازه در برابر همنوعان خود چه مسلمان و چه غیر مسلمان احساس مسئولیت میکنید ؟
این نظرسنجی بسته شده است.
بسیار زیاد 0% 0 0%
متوسط 100.00% 1 100.00%
بسیار کم 0% 0 0%
اصلا 0% 0 0%
تمام 1 رأی 100%
  اگر در نظرسنجی شرکت کرده باشید، گزینه انتخابی شما با * مشخص شده [نمایش جزئیات آرا]



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اکرام و کمک به مستمندان
۱۴:۳۱, ۹/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۰ ۱۴:۳۵ توسط fatemehsadat.)
شماره ارسال: #1
آواتار
اکرام و کمک به مستضعفان

اکرام محرومان و مستمندان، پيام جاودانه همه اديان توحيدي به ويژه دين مبين اسلام است. آيات و روايات فراواني در زمينه کمک به محرومان و نيکوکاري آمده است که در آن ها پاداش نيکي، خير و جزاي بدي، شر دانسته شده است. انسان‏ هاي نيکوکار و باايمان، خود را در همه حال در محضر الهي مي ‏بينند و کارها و رفتار خود را در راه رضاي خداوند انجام مي‏ دهند. شکرگزار نعمت‏ هاي پروردگار هستند و يکي از نمودهاي سپاس ‏گزاري از نعمت ‏هاي الهي را کمک به محرومان مي‏ دانند.

کمک به محرومان؛ عمل بهشتي

کمک به محرومان و نيکوکاري، پيام جاودانه همه اديان الهي است. در اين ميان، دين اسلام، تنها مکتبي است که به شکلي کاملاً متعادل بر کمک به محرومان و مستضعفان تأکيد دارد. خداوند در قرآن کريم با سفارش مؤمنان به عدل و احسان مي ‏فرمايد: «همانا خداوند، آفريدگان را به عدل و احسان فرمان مي‏ دهد.» کمک به محرومان در سخنان پيشوايان معصوم نيز وظيفه‏اي انساني و ديني دانسته شده است. امام علي(علیه السلام)، نشست و برخاست با فقيران را موجب افزايش روحيه شکر گزاري در انسان مي‏ داند و مي ‏فرمايد: «هم‏نشين نيازمندان باش تا شکرت افزون گردد.» در زندگي امامان، توجه به اصل اخلاقي گره‏گشايي و دست‏گيري از محرومان فراوان به چشم مي‏ خورد و آن بزرگواران با دست گشوده، به بينوايان و نيازمندان بذل و بخشش مي ‏کردند. رسول گرامي اسلام فرموده است: «نيازمندان را دوست بداريد، با آنان هم‏نشين شويد و به ياري‏شان بشتابيد». از ديدگاه اسلام، فقر، چهره‏اي بس زشت و ناخوشايند دارد؛ زيرا زمينه ‏ساز بسياري از ناهنجاري ‏هاي فردي و اجتماعي است. پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي ‏فرمايد: «نزديک است که فقر به کفر انجامد.» بنابراين، کمک به محرومان و نيازمندان، کاري پسنديده و بهشتي است؛ زيرا انساني را که در پرتگاه کفر قرار مي‏ گيرد، نجات مي ‏دهد و او را از خواري در برابر ثروتمندان که به آبرو و دين وي آسيب مي ‏زند، باز مي‏دارد و سبب ايجاد روحيه نشاط و شادابي و حفظ کرامت و آبروي انساني او مي ‏شود.

از آن چه دوست داريد، بگذريد تا به نيکي برسيد

[تصویر: 363f5507-080b-4a7d-94b3-d6aee88b3847.jpg]
«هرگز به نيکي نمي ‏رسيد تا از آن چه خود دوست داريد، انفاق کنيد و هر چه انفاق کنيد، حتما خدواند بدان داناست.» رسيدن به مقام نيکوکاران واقعي، شرايط بسياري دارد. يکي از آن ها، انفاق کردن از اموالي است که انسان به آن علاقه دارد. عشق و علاقه واقعي به خدا و احترام به اصول انساني و اخلاق آن‏ گاه روشن مي‏ شود که انسان بر سر دوراهي قرار مي ‏گيرد: در يک طرف، مال و ثروت يا مقام و منصبي است که مورد علاقه شديد اوست و در طرف ديگر، خدا، انسانيت و نيکوکاري قرار دارد. اين جاست که انسان با انتخاب راه نيکي و نيکوکاري، عشق و علاقه حقيقي خود را به خداوند اثبات مي‏ کند. بعضي افراد عادت کرده‏اند وسايل و اموال دست دوم يا دست چندم خود را انفاق مي ‏کنند. اين انفاق‏ ها، نه موجب تربيت معنوي و پرورش روحي انسان مي ‏شود و نه سودي به حال نيازمندان دارد، بلکه در برخي موارد، اهانت به آن ها و تحقير ايشان نيز شمرده مي ‏شود. پس سزاست در انفاق که گيرنده حقيقي آن خداوند است و طرف ديگر آن، تهي ‏دستان هستند، دقت کنيم تا موجب توهين و تحقير نيازمندان نشويم و به ورطه گناهي ناخواسته نيفتيم.
انفاق امروز، پس ‏اندازي براي فردا

«اي کساني که ايمان آورده‏ايد! از آن چه به شما روزي داده‏ايم، انفاق کنيد، پيش از آن که روزي فرا رسد که در آن نه خريد و فروشي است و نه دوستي و نه شفاعت.» در اين آيه، خداوند به انفاق اشاره مي‏ کند که يکي از وظايف مهم مسلمانان است و سبب ريشه ‏کني فقر در جامعه و برقراري عدالت اجتماعي و اقتصادي مي ‏شود، اشاره مي‏ کند. اين آيه، مفهوم گسترده‏اي دارد و انفاق‏ هاي مالي واجب و مستحب و انفاق ‏هاي معنوي، مانند دانش ‏گستري را در برمي‏گيرد. بخش دوم آيه که مي ‏فرمايد: «امروز که توانايي داريد انفاق کنيد، پيش از آن که روزي فرارسد که نه خريد و فروشي در آن است و نه دوستي و شفاعتي»، اشاره به اين است که راه ‏هاي نجات اين دنيايي، هيچ‏ کدام در جهان آخرت وجود ندارد. نه توان داد و ستدي هست که سعادت و نجات از عذاب را براي خود بخريد و نه دوستي‏ هاي مادي اين جهان که با سرمايه‏ هاي خود به دست مي ‏آوريد، به کارتان مي ‏آيد. بنابراين، تنها انفاق و نيکوکاري امروز، پس‏اندازي براي فرداي آخرت است.

خداوند؛ گيرنده صدقات


خداوند در قرآن مي ‏فرمايد: «آيا نمي ‏دانستند که فقط خداوند است که توبه را از بندگان مي ‏پذيرد و صدقات را مي‏ گيرد. به درستي که خداوند، توبه ‏پذير و مهربان است.» هم چنين در روايات فراواني آمده است که صدقه، به طور مستقيم در دست خداوند قرار مي ‏گيرد. امام صادق(علیه السلام) در اين ‏باره مي ‏فرمايد: «چيزي نيست مگر اين که خداوند براي دريافتن و ثبت آن، مَلِکي را مأمور کرد، جز صدقه که مستقيم در دست خداوند قرار مي‏ گيرد.» اين امر افزون بر اين که سبب تشويق صدقه‏ دهنده است، به او تذکر مي ‏دهد آن کس که صدقه را دريافت مي ‏کند، خداوند است، نه فقير. پس بر فقير منت نگذاريد و ارزش کار خود را از بين نبريد. با اين نگرش که در واقع، خدا، گيرنده صدقات است، فرد، صدقه را با حالت فروتني و ادب مي ‏پردازد. اين عمل، درخت نيکوکاري و توجه به ديگران را در وجود او آبياري مي ‏کند، از فاصله‏ هاي طبقاتي مي ‏کاهد و سبب پيشرفت جامعه اسلامي مي ‏شود.

هر چه کني، به خود کني
گر همه نيک و بد کني

«اگر نيکي کنيد، به خود کرده‏ايد و اگر بدي کنيد، از آن خودتان است». بهترين راه تشويق انسان به کار خير، بهره‏گيري از حس غريزي خوددوستي اوست. قرآن ابتدا مي ‏فرمايد: «هر کس در گرو اعمال خويش است.» آن‏ گاه ادامه مي‏ دهد: «نيکي ‏هايي که مي‏ کنيد، به خود مي‏ کنيد و زيان بدي ‏هاي شما نيز به خودتان برمي ‏گردد.» بدين وسيله، انسان را به خوبي و پرهيز از زشتي دعوت مي ‏کند. امام علي (علیه السلام) در اين باره مي‏ فرمايد: «تو اگر نيکي کني، خودت را گرامي داشته‏اي و به خودت نيکي کرده‏اي و اگر بدي کني، خودت را خوار کرده‏اي و به خودت زيان رسانده‏اي.» اين سنتي هميشگي است و نيکي‏ ها و بدي ‏ها سرانجام به خود انسان بازمي‏ گردد. هر ضربه‏اي که انسان به ديگري مي ‏زند، بر پيکر خويشتن روا داشته و هر خدمتي به ديگري مي‏ کند، در حقيقت به خود خدمت کرده است. در طول تاريخ بسيار بوده‏اند کساني که همواره در پي اجراي عدالت و صلح، نيکوکاري کردند و ثمره‏اش را در اين دنيا يا دنياي ابدي به دست آوردند.

انفاق فقط براي رضاي خدا

«کساني که اموال خود را در راه خدا انفاق مي ‏کنند، سپس در پي آن چه انفاق کرده‏اند، منت و آزاري روا نمي ‏دارند، پاداش آن ها نزد پروردگارشان محفوظ است و نه ترسي دارند و نه اندوهگين مي‏ شوند.» اخلاص در عمل، يکي از مسائل مهم در مورد انفاق کردن است. پيشوايان معصوم(علیه السلام) در روايت‏ هاي بسياري بر اين مطلب تأکيد کرده‏اند. پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي‏ فرمايد: «به يقين، خداوند، صدقه و انفاق کسي را که به فرد باايماني نيکي کند، سپس او را با سخن آزار دهد يا منتي بر او بگذارد، باطل مي ‏کند.» امام علي(علیه السلام) نيز مي ‏فرمايد: «بخشندگي، از بزرگواري طبع است و منت نهادن، خوبي را تباه مي‏ کند.» امام صادق(علیه السلام) هم در اين باره فرموده است: «منت نهادن، خوبي را از ميان مي‏ برد».

برخي از آثار و فوايد صدقه در کلام معصومان(علیه السلام)


پيامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): «صدقه، بلا را دفع مي‏ کند و مؤثرترين داروست. درد و بيماري را چيزي جز دعا و صدقه از بين نمي ‏برد».
پيامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): «صدقه، هفتاد نوع بلا را دفع مي‏کند».
امام علي(علیه السلام): «صدقه، دارويي مؤثر است».
امام محمدباقر(علیه السلام): «احسان و صدقه، فقر را مي‏ زدايد و بر عمر مي ‏افزايد و هفتاد مرگ دل ‏خراش را از صاحب خود دور مي‏ کند».
امام صادق(علیه السلام): «بيماران خود را با صدقه درمان کنيد».

احسان و انفاق در آيات و روايات

خداوند در قرآن مي ‏فرمايد: «به خدا و پيامبر او ايمان آوريد و از آن چه شما را در (استفاده از) آن جانشين کرده است، انفاق کنيد؛ زيرا کساني از شما که ايمان آورند و انفاق کنند، پاداش بزرگي خواهند داشت.» نيز در جايي ديگر مي ‏فرمايد: «در حقيقت، پروردگار است که روزي را براي هر کس از بندگانش که بخواهد، گشايش مي دهد يا بر او تنگ مي‏ گرداند. هر چه انفاق کنيد، عوضش را او مي ‏دهد و او بهترين روزي‏ دهندگان است». هم چنين در روايات متعددي، به لزوم احسان و انفاق به عنوان وظيفه اخلاقي و انساني در جامعه اشاره شده است. براي نمونه، پيامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي‏ فرمايد: «يکي از حقيقت ‏هاي ايمان، انفاق کردن در حال تنگ‏دستي است.» امام علي(علیه السلام) نيز فرموده است: «شما به انفاق کردن آن چه به دست آورده‏ايد، محتاج‏تريد تا به دست آوردن آن چه گرد مي ‏آوريد». ايشان در جايي ديگر مي ‏فرمايد: «خوشا به حال کسي که زيادي مال خويش را انفاق مي ‏کند».

انفاق آشکار و پنهان امام حسن مجتبي(علیه السلام)


امام حسن مجتبي(علیه السلام) در طول عمر خود، دوبار تمام اموال و دارايي خويش را در راه خدا به نيازمندان بخشيد و سه بار ثروت خود را به دو نيم تقسيم کرد؛ نصف آن را براي خود نگه داشت و نصف ديگر را در راه خدا بخشش کرد. روزي مردي نيازمند نزد آن حضرت آمد، ولي از حاضران خجالت مي ‏کشيد نياز خود را به امام بازگو کند. از اين رو، حضرت به او فرمود: نيازت را بر کاغذي بنويس و آن را به ما بده. چون مرد نيازش را نوشت و امام آن را خواند، با فروتني تمام دو برابر آن چه را طلب کرده بود، به وي بخشيد. برخي از کساني که شاهد اين صحنه بودند، گفتند: اي فرزند رسول خدا! اين نوشته چه پربرکت بود. امام حسن(علیه السلام) به آنان فرمود: «برکت اين نامه براي ما بيشتر است؛ زيرا خداوند ما را شايسته انجام کار نيک قرار داده است. کار نيک آن است که بدون درخواست انجام شود».

دولت اسلامي؛ دولت محرومان

مهم ‏ترين هدف تشکيل دولت اسلامي، برپايي عدالت اجتماعي است. عدالت اجتماعي به معناي استقرار عدل و از ميان بردن فاصله و شکاف عميق طبقاتي در جامعه و جلوگيري از برخورداري‏ هاي نابحق از ثروت است. نخستين ارزش در دولت اسلامي، تأمين عدالت اجتماعي است و بدون تأمين عدالت اجتماعي و رسيدگي به حال محرومان و مستضعفان نمي ‏توان جامعه را اسلامي ناميد. با اجراي عدالت، حقوق انسان، کرامت و ارزش ‏هاي بشري هم تأمين مي ‏شود و انسان ‏ها به حقوق خود مي ‏رسند. به عبارتي، عدالت، محور همه چيز است و بي‏عدالتي، ريشه تمامي بدي‏ها و پليدي‏هاست که قربانيان فراواني از ميان افراد جامعه به ويژه طبقه محروم و مستضعف مي ‏گيرد. بنابراين، ضروري است براي رفع محروميت مستضعفان و محرومان که همواره مطمئن‏ ترين و وفادارترين مدافعان انقلاب هستند، حرکتي جدي و صادقانه انجام گيرد؛ زيرا هدف اصلي نظام جمهوري اسلامي اين است که بتواند در ميان مردم، عدالت، اخلاق، معنويت و رفاه مادي به وجود آورد و ثروت ملي را ميان همه افراد جامعه عادلانه تقسيم کند.

اکرام محرومان در نگاه امام خميني(رحمة الله علیه)


يکي از مهم ترين آرمان ‏هاي امام خميني(رحمة الله علیه)، تحقق عدالت اجتماعي، کم شدن فاصله طبقاتي و حمايت از محرومان و فقرستيزي بود. ايشان همواره مستضعفان را صاحبان اصلي انقلاب مي ‏دانست. امام خميني(رحمة الله علیه) در عمل نيز نشان داد که جهت ‏گيري اقتصاد اسلامي در راستاي حفظ منافع محرومان و گسترش مشارکت عمومي آنان است و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگ‏ ترين هديه و بشارت آزادي انسان از اسارت فقر و تهي‏ دستي به شمار مي ‏رود. ايشان به مجلس و دولت سفارش مي ‏کند قدر ملت را بدانند و در خدمت‏گزاري به آنان، به ويژه مستضعفان و محرومان فرو گذاري نکنند. از نظر ايشان، هدف اصلي توسعه پس از حفظ اسلام و کشور اسلامي، محرومان و ستم ‏ديدگان هستند و در اين مورد، سخنان ارزنده‏اي دارند که به برخي از آن ها اشاره مي‏ کنيم: طريق اسلامي اين است که مستضعفين را حمايت کنند. گمان نمي ‏کنم که عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد. به همه در کوشش براي رفاه طبقات محروم وصيت مي ‏کنم که خير دنيا و آخرت شما در رسيدگي به حال محرومان جامعه است.

دست ‏يابي به اتحاد ملي در سايه اکرام محرومان

برپايي عدالت اجتماعي، کمک به محرومان و ياري رساندن به آنان، از عوامل دست ‏يابي به اتحاد ملي است. خداوند در قرآن کريم براي عملي شدن عدالت اجتماعي که ضامن هم ‏بستگي و اتحاد مردم نيز هست، راه‏ کارهاي گوناگوني ارائه مي‏ دهد. تشويق به احسان، انفاق، پرداخت زکات، رسيدگي به حال محرومان و مستضعفان و اطعام، برخي از طرح هاي قرآني براي رفع فقر و بي‏ عدالتي در جامعه است. از اين رو، مسئولان نظام مقدس اسلامي با الگو گرفتن از آموزه‏ هاي قرآن کريم مي ‏کوشند با برنامه ‏ريزي هاي اساسي و معرفي راه‏ کارهاي مفيد و عملي، خدمات خود را به محرومان و نيازمندان جامعه گسترش دهند. رواج ستم و بي ‏عدالتي، استعدادها را سرکوب مي‏ کند و اعتماد مردم را به مسئولان از بين مي ‏برد و در نهايت، هم‏بستگي و اعتماد عمومي به بدبيني بدل مي ‏شود. بنابراين، اگر کارگزاران جامعه خواستار هم‏بستگي و اتحاد مردم باشند، براي رفع فقر و تبعيض به پا مي‏ خيزند و با تمام وجود در برپايي عدل مي‏ کوشند. خدمت به محرومان و مستمندان جامعه، نه تنها بي ‏عدالتي و فقر را ريشه‏کن مي ‏کند، بلکه اتحاد و هم‏بستگي ملي را ميان همه گروه‏ هاي جامعه، اعم از بي ‏نياز و نيازمند به وجود مي ‏آورد.

احسان و نيکوکاري در آثار سعدي


شاعران پارسي‏ زبان با الهام از پيام‏هاي آسماني قرآن کريم و رهنمودهاي پيامبران و امامان معصوم، در اين زمينه سخن‏ سرايي کرده و احسان، نيکي و داد و دهش را يکي از مضمون‏ هاي شعر و سخن خود قرار داده‏اند. در اين ميان، سعدي شيرازي، شاعر بلندآوازه با تيزبيني خود، شعرهاي زيبا و دل‏نشيني در فضيلت احسان و نيکو کاري سروده که از آن جمله چنين است: اگر نيکي کرديد، به خودتان نيکي مي‏کنيد و اگر بدي کرديد، به خودتان بدي کرده‏ايد:

اگر بد کني، چشم نيکي مدار
که هرگز نيارد گز، انگور بار

نپندارم اي در خزانِ، کِشته جو
که گندم ستاني به وقت درو

رطب ناورد چوب خرزهره بار
چو تخم افکني، بر همان چشم دار

نعمت و مال ماندني نيست. بنابراين، اکنون که توان داريم، بايد با نيکي و احسان، پاداش آخرت را براي خود فراهم کنيم:

کسي کوي دولت ز دنيا ببُرد
که با خود نصيبي به عقبا ببرد

درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگي ياد کن
نه خواهنده‏اي بر در ديگران
به شکرانه، خواهنده از در مران

آدمي بايد هنگام توانگري، به فرياد ديگران برسد تا به روز درماندگي، فريادرسي داشته باشد.

تو هرگز رسيدي به فرياد کس
که مي ‏خواهي امروز فرياد رس؟
که بر جان ريشت نهد مرهمي؟
که دل‏ها ز ريشت نبالد همي

سعدي درباره نوع ‏دوستي، نيکي و احسان به يتيمان چه زيبا سروده است:

چو بيني يتيمي سر افکنده پيش
مده بوسه بر روي فرزند خويش
يتيم ار بگريد، که نازش خرد؟
و گر خشم گيرد، که بارش برد؟
به رحمت بکن آبش از ديده، پاک
به شفقت بيفشانش از چهره، خاک
اگر سايه‏اي خود برفت از سرش
تو در سايه خويشتن، پَروَرش
منبع :سایت حوزه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، mohammad790 ، Mohammad Trust ، بیداری اندیشه
۲:۱۵, ۱۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #2

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز :
این متن به نظرم جالب بود . حیفم اومد که بقیه نخوننش . راست یا دروغ بودن مطلب رو خدا میدونه .
نقل قول:[b] شفاف به نقل از مطلب به اشتراک گذاری شده در فیس بوک؛ هیچوقت یادم نمی‌رود بلوار میرداماد را به سمت خیابان شریعتی رانندگی می‌کردم. وقتی به چراغ قرمز ۱۸۰ ثانیه‌ای‌اش برخورد کردم عصبی شدم. تازه از محل کارم تعطیل شده بودم و خیلی خسته بودم.

داشتم دیالوگ‌های معمولم در مورد چراغ قرمز‌ها و ترافیک‌های تهران را زمزمه می‌کردم که کودکی رو به من کرد و گفت: «آقا فال می‌گیری» چند قدم آن طرف‌تر دخترک گلفروش با شاخه‌های لاله صدا زد: «آقا گل بخردیگه... خواهش می‌کنم». جمله‌اش تمام نشده بود که با غرور تمام، شیشه پنجره را بالا دادم تا صدایشان را نشنوم و مزاحم نشوند! وقتی چنین برخوردی را از من دیدند بی‌خیال شدند و رفتند سراغ راننده اتومبیل کناری‌ام.

رنگ قرمز و مدل ماشین سبب شده بود تا از سایر ماشین‌ها متمایز گردد.

پس از چند ثانیه دیدم پسرک فالگیر با صدای بلند گفت: «بچه‌ها... بچه‌ها بیایین علی کریمیه... بازیکن پرسپولیس...» در یک چشم به هم زدن، پنچ شش نفر از کودکان کار، دور ماشینش را گرفتند. من هم بی‌اختیار سرم را چرخاندم تا عکس‌العمل علی کریمی را ببینم. او با لبخندی دنباله‌دار از همه کودکان فال و گل و شکلات گرفت تا آن‌ها را خوشحال کند. چراغ سبز شد و بچه‌ها هنوز بی‌خیال کریمی نشده بودند. علی کریمی که با بوووووق ماشین‌های پشت سرش مواجه شده بود، اتومبیلش را حرکت داد و بعد از چراغ قرمز، ماشینش را نگه داشت. من هم از روی کنجکاوی پشت سر جادوگر ایستادم.

کاپیتان پرسپولیسی‌ها از ماشین پیاده شد و دخترک گلفروش را محکم بوسید و پسری که آدامس می‌فروخت را بغل کرد. امضا داد و تمام گل‌های لاله گلفروش را خرید و چند فال حافظ هم گرفت. برایم عجیب بود. مگر می‌توان باور کرد جادوگر که گاهی حوصله خودش را هم ندارد اینطور برخورد کند؟

دخترک گلفروش از فرط خوشحالی نمی‌دانست چکار کند و بالا و پایین می‌پرید. کریمی که دیگر نمی‌دانست چکار کند، با صدایی خش‌دار گفت: «بچه‌ها باید بروم سر تمرین. دیرم شده.» خداحافظ... خداحافظ» کودکان کار نیز با تشویق چند ثانیه‌ای علی کریمی... کریمی دوستت داریم، او را بدرقه کردند...
در پناه الله
یا مهدی مدد
[b][/font]
[font=B Mitra][/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust
۲:۲۱, ۱۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
من شنیده بودم اقای بهجت هر وقتبه مستمندی برخورد میکرد ، دستشون توی جیبش میکرد و هر چی در میومد رو میداد به اون مستمنده.

واسش مهم نبود که چقدره . ما هم که نگاه میکنم چند تومن اینور اونور نشه. تفاوت را احساس کنیدSmile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، بیداری اندیشه
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا