|
همه چیز در مورد سایلنت هیل...
|
|
۱:۰۳, ۲۹/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۰ ۱:۵۳ توسط alipc9000.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
قبل از هر چیز میخوام سایتی رو معرفی کنم که نماد بازی سایلنت هیل رو بررسی کرده روی هر سمبلی که کلیک کنید توضیح داده click here ![]() داستان بازی سايلنت هيل سايلنت هيل ، اسم يک شهر توريستي ، جايي در امريکاست. اين شهر تاريخچه اي سياه دارد و در سالهاي جنگ داخلي ، برده هاي زيادي در اين شهر اعدام شده اند.
سالها مکان هاي قديمي آن محل بازديد گردشگرها بوده ، ولي حالا شهر وضعيت ديگري پيدا کرده است. ديگر کسي در آن ساکن نيست و شهر به يک مکان جن زده بدل شده است. اين اطلاعات اوايل شماره دوم به شما داده مي شود; اما دليل اين ماجراها چه بوده است؟ از شماره اول شروع مي کنيم. هري ، نقش اول ماجرا، دختر 7 ساله اش رادر يک تصادف گم مي کند و در سراسر بازي به دنبال اوست. از طرفي يک پيرزن جادوگر به نام داليلا نيز به دنبال دختر هري مي گردد. در شماره سوم بازي متوجه مي شويم او وابسته به يگ گروه شيطان پرستي بوده که براي احضار خداي خود، سامائل ، اعتقاد به رسوم عجيبي دارند. يکي از اين مراسم به دنيا آوردن فرزندي از يک مادر وابسته به اين فرقه است که طبق پيش بيني قرار بوده حامل روح سامائل باشد; ولي از بخت بد آنها مادر، 2دختر دوقلو به دنيا مي آورد. شريل يکي از اين دخترهاست که پس از رها شدن در خيابان به عنوان فرزند خوانده هري بزرگ مي شود. اليسا دختر ديگر است که به خدمت داليلا در مي آيد. داليلا براي اين که نيمه ديگر روح او را که در بدن شريل است احضار کند، دست به شکنجه اليسا مي زند. به همين علت اليسا که داراي روح شيطاني ساموئل و قدرت هاي تاريک اوست شهر را به مکاني نفرين شده تبديل مي کند. در پايان ماجراي شماره اول ، هري با موجودي که از ملاقات شريل و اليسا شکل مي گيرد مبارزه مي کند و پس از شکست دادن او نوزادي را مي يابد که در حقيقت همان روح واحد شريل و اليساست و در قالب يک نوزاد دوباره به دنيا آمده است. اگر به جزييات بيشتر اين ماجرا علاقه داريد فايلي را که داگلاس در نيمه بازي سايلنت هيل 3به شما مي دهد، کامل بخوانيد. اين دختر هدر ناميده مي شود و 17 سال ، بعد در سايلنت 3با سرنوشت او آشنا مي شويم. هدر همان قهرمان شماره سوم است که دوباره به وسيله اعضاي فرقه شيطان پرستان مورد تعقيب قرار مي گيرد. اين بار زني به نام کلاديا در جستجوي هدر است. کلاديا تصميم دارد دوباره مراسم احضار سامائل را اجرا کند و براي اين کار به هدر احتياج دارد. همان طور که در پايان بازي ديده ايد، اين مراسم با شکست مواجه مي شود و هدر در پايان کلاديا را از ميان مي برد. اما شماره دوم داستاني کاملا مستقل دارد. ما در شماره دوم بيشتر با تاريخچه شهر آشنا مي شويم و مکان هاي بيشتري را مي بينيم. اطلاعات کامل راجع به فرقه سامائل را مي توانيد در يک کتاب زير بازي Born From a Wish در سايلنت هيل 2 بيابيد. درياچه شهر سايلنت هيل مکاني است که يک کشتي مسافربري با تمام مسافرانش در آن غرق شده اند و جسد آنها هيچ وقت پيدا نشده است. همچنين در زير زمين موزه شهر، سياهچال هايي پيدا مي کنيد که محل نگهداري و شکنجه برده ها زمان جنگ بوده است. در آن زمان کساني به عنوان مامور اعدام برده ها وجود داشتند که صورت خود را با يک نوع ماسک هرمي شکل مي پوشانده اند. اين اطلاعات را مي توانيد از بريده روزنامه هايي که در موزه هستند به دست بياوريد.همچنين در سايلنت هيل 2به راز شهر پي مي بريم. سايلنت هيل مکاني است که وقتي شخصي وارد آن مي شود همه گناهان و پشيماني هاي گذشته اش به صورت هيولاها و موجودات جهنمي به او حمله مي کنند. به اين ترتيب معلوم مي شود که چرا لارا که دختر کوچک و معصومي است مي تواند بدون ديدن هيولا در شهر رفت و آمد کند يا وقتي جيمز از کابوس هاي خود براي ديگران صحبت مي کند آنها حرفش را قبول نمي کنند. شخصيت ديگر بازي ، مارياست که شبيه همسر مرده جيمز است. ماريا در حقيقت بزرگترين مجازات سايلنت هيل براي جيمز به شمار مي آيد. ماريا انسان نيست ، بلکه يک نوع توهم است (اگر دقت کنيد اين موضوع را در زير بازي Born from a wish متوجه خواهيد شد) به همين علت بسيار شبيه همسر جيمز است و مرتب در طول داستان جلوي چشم جيمز کشته مي شود تا خاطره مرگ همسرش را براي او زنده کند. همسري که خود جيمز قاتلش بوده است. شيوه پايان بازي همان طور که مي دانيد به انتخاب شما بستگي دارد. البته اگر در شماره اول داستان جانبي دکتر کافمن و بيمارستان عجيب و غريبش را دنبال کنيد متوجه وجود داروي هاي توهم زاي عجيبي به نام کلادياي سفيد (به تشابه اسمي آن با شخصيت منفي شماره سوم توجه کنيد) خواهيد شد که ظاهرا دکتر کافمن روي بيماران خود استفاده مي کرده و شايد به اين معنا که باشد همه جريانات سايلنت هيل يک نوع توهم ناشي از داروست. به هر حال ماجراهاي سايلنت هيل همچنان ادامه دارند و هر شماره همان قدر معماهاي گذشته را پاسخ مي دهد که نقاط مبهم جديد به آن اضافه مي کند. مقاله از روزنامه جام جم ![]() ![]() در دموی اول بازی شما هری میسن را میبینید که همراه دختر خود شرل عازم شهری بنام سایلنت هیل است . هری به خاطر جشن تولد دختر خود که تازه هفت سالش شده به او قول داده که او را به تعطلات ببرد و همین کار را هم میکند . باید اضافه کنم که همسر هری از دنیا رفته است که در این بازی به مرگ همسرش پرداخته نمی شود . ناگهان در جلوی هری زنی در جاده قرار می گیرد(آلیسا) و هری برای اینکه به ان زن برخورد نکند سبب سقوط خود به پایین جاده میشو د ووقتی که بهوش می اید دخترش شرل را در کنار خود نمی یابد و بازی شما از اینجا شروع میشود . با قدم گذاشتن در شهر سایلنت هیل هری متوجه سکوت بیش از حد شهر و مه غیر عادی ان می گرددو بطور اسرار امیزو هول برانگیزی ردپاهای خونی رو مشاهد می کند و بر ترس او و جزم او برای زودتر پیدا کردن تنها دخترش و یادگار همسرش بیشتر میشود . اگه یادتان باشد قبلا گفته بودم که شرل دختر واقعی هری نیست و زمانی که هری به اتفاق همسرش در حال رانندگی کردن بوده اند شرل را کنار اتوبانی پیدا می کنن و از انجایی که خود بچه دار نمی شدن او را همانند فرزند خود با عشق بزرگ کردن در این راه زمانی که شرل 4 سال بیشتر نداشت همسر هری وفات می یابد و پدر و فرزند را تنها می گذارد . زمانی که هری به دنبال پیدا کردن تنها دختر خود توسط مو جوداتی بیهوش شده و توسط تنها پلیس شهر خانوم سیبل بنن از مرگ حتمی نجات پیدا می کند تازه می فهمد اوضاع از چه قرار است وا ین یک کابوس نیست وسایل ار تباط ی مخابراتی از قبیل تلفن و بیسم کار نمی کنند . ماشینها رو شن نمیشوند و جادههی ارتباطی یا همگی خرابن یا شکسته شده اند بطوری که به هیچ عنوان امکان خرو ج و جود ندارد تا اینکه با فرد جدیدی اشنا می شود به نام دالیا می شود که او یک زن پیشگو و دیوانه است از نظر مردم و ساکنان شهر و مردم می گفتند که از زمانی که تنها دختر او الیسا در سن 7 سالگی از دنیا رفت او بدین وضع فلاکت بار افتاد و از ان زمان به بعد حرفهایی می زند که با عث خنده ی مردم عادی میود دالیا می گوید که دختر من نمرده است . و لی او در حال تحمل دردی بیشتر از مرگ است و در میانهی مرگو زندگی است و او بین دو جهان گرفتار شده است . زمانی خواهد رسید که نیرو های اهریمنی به شهر سایلنت هیل خواهند امد و همه جیز عو ض خواهد شد و در این بین تنها این دختر او آلیساست که می تواند همه را به بهشت رهنمون سازد . این مطالب تو سط پرستاری در بیمارستان به او گفته می شود که شما بعدا با او ملا قات خواهید کرد.سیبل به هری می گوید من شرل را دیدم اما هر چه صدایش کردم جوابم را نمی داد و دیدم که در هوا راه می رفت . این مسعله ی گیج کننده ای است . ایا من بدرستی شرل را دیدم و یا اینکه تنها تصور کردم که او را دیدم . در ادامه ی ما جرا و قتی که پای شما به بیمارستان باز می شود در همان قدم اول صدای تیری را میشنوید و بدنبال ان اتاقی را که در ان مردی در کنار مو جودی عجیب الخقه قرار گرفته مشاهده می کنید . این مرد ریس بیمارستان سایلنت هیل است بنام دکتر کافمن . دکتر کافمن مردی عجیب است و شما نمی توانید اطللا عات زیادی از او بدست اورید.... این داستان ادامه دارد ( دستم درد گرفت از بس نوشتم دو باره همینم پست رو ویرایش می کنم و بقی ه ی داستان رو می نویسم .) شما در حال جسنجو در بیمارستان هستید که در یکی از اتاقها مایع قرمز رنگی را در کف اتاق می یابید . این مایع 2 کاربرد دارد که از هم برای جلوگیری از ترنسفر افراد به حالت حیوانی ان است و هم اگر بر روی کسی که تغییر کرده است استفاده شود به حالت عادی خود باز می گردد.عمده استفاده ی این ماده برای مقاصد شیطانی طرح ریزی شده است . باید اذعان کنم که از این مایع به خصوص تنها مقدار کمی وجود داشت که توسط دالیا شیشه ی حاوی این مایع شکسته شد .اما دکتر کافمن شیشه ی دیگه ای از مایع را برای روز مبدا نزد خود نگه داشته بود . دکتر کافمن و دالیا و 2 دکتر دیگر از تمامی و قایع مو جود در سایلنت هیل اطلاع داشته و در این بین قصد سود بردن و منفعت هنگفتی از این راه بودند . که در این میانه دالیا تا حدودی با کار هایی که انجام داد و می داد باعث خراب تر کردن او ضاع شهر و مساعل پیشبینی شده میشد البته از نظر افرادی از قبیل دکتر کافمن و اطرافیان او .موضوع از این قرار بود که دکتر کافمن و همکاران او پی به این قدرت دالیا برده بودند و با سعی در زمینه سازی در این بخش سعی در هر چه زودتر اتفاق افتادن اتفاق عظیم کردن تا بوسیله ی ان از دختر دالیا ( الیسا ) به عنوان اهرم قدرتی در جهان استفاه کنند و به قدرت و شوکت فراوانی برسند و این در حالی بود که دالیا تنها به فکر دختر خود و قدرتی که بواسطه ی ان می توانست بدست اورد بود و سعی در به اصطلاح دور زدن دیگران داشت . فرق بین دالیا و دکتر کافمن در این بود که کافمن و دیگران سعی در بروز هرج ومرج و القای ترس بینهایت در دل مردم بودند در حالی که دالیا در فکر اینکه دختر او مادر خدا خواهد بود و همگی را به بهشت رهنمون خواهد ساخت بود و او می شد صاحب شو کت . و قدرت و به عقاید ( پو چ و بی پایه و اساس خود ) جامه ی عمل بپوشاند . در بیمارستان شما با دختری پرستار بر خورد می کنید که از این وقایع تا اینجا جان سالم به در برده است . او اطلا عات زیادی در این رابطه به شما می دهد ( اطلا عات فوق ) .؟؟؟؟؟؟ دختری است بشدت به شما وابسطه به این شکل که بسیار از وقایع اطراف خود هراس دارد و همیشه از شما می خواهد که با او باشید و او را تنها نگذارید .اما در عین ناباوری هر زمان که شما می خواهید در کنار او باشید . مکان اطراف تا غییر می کند و شما از همدیگر دور می افتید . در گوشه ای از بیمارستان بزرگ سایلنت هیل شما به نوار ویدویی بر خورد می کنید که در ان دکتر بسیار هیجان زده در مورد بیماری جدیدی سخن به میان می اورد که که تا به ان زمان ندیدنه است از علا عم بیماری تب بسیار شدید . خونریزی تقریبا از همه جای بدن بطوری که به هیچ عنوان نمی توان جلوی خونری زی را گرفت و تعداد افراد مبتلا هر بار در حال افزایش است . دکتر دیگر مستعسعل شده است و..... نوارویدویی قطع می شود حال هری میسن بدنبال یافتن دختر خود در بیمارستان با صحنهی عجیب و ناراحت کننده ای موا جه میشود ؟؟؟؟؟ که قرار بود هری از او مواظبت کند همکنون به همان بیماری مبتلا شده خونریزی شدیدی دارد و هری در حالی که او با چشمانی پر از امید به سوی او می رود او را پس می زند و از او فرار می کند و در را بروی او می بندد . ووقتی که دو باره به اتاق بر می گردد اثری از او نمی یابد جز دفتر چه ی خاطراتی که هری را بشدت متا ثر می کند او در دفتر چه ی خاطراتش اورده است که تازه به ابن بیمارستان امده و کار خود را شرو ع کرده و دلش می خواهد تا انجا یی که می تواند به دیگران کمک کند و پله های ترقی را بپیماید اما در هفته ی دوم با صحنه ی عجیبی موا جه میشود . نو عی بیماری همه گیر ( که در بالا گفته شد ) ... در قسمت دیگری از دفتر چه ی خاطرات او امده است " من به قسمت زیر زمین رفتم جایی که در حالت عدی اجاز هی ورود به ان را نداشتم و مانع من می شدن د و لی من امروز به انجا رفتم .. . اوه خدای من انجا بیسار وحشتناک است اجساد همه در خون غلطیته اند و انجا صدا های شنید ه میشود که مو را بر بدن ادم سیخ می کند بدتر از همه ی اینها مو جوداتی هستند.... " امید وارم که من به این بیماری مبتلا نشوم اگه بشو م کاری برای درمان کردن نیست که بتوانم انجام دهم "سرم درد می کند . احساس کوفتگی خاصی در تنم احساس می کنم " " امروز با هری اشنا شدم خدا را شکر او به من قول داده است که از من مواظبت کند . " امروز ناگهان هری نا پدید شد او رفته بود تا بیمارستان را بگردد تا ببیند می تواند دختر خود "شرل " را پیدا کند یا نه اما او در بیمارستان نبود ... جند ساعت بعد ائو را در حالی که روی تختی دراز کشیده بود پیدا کردم . هنوز گیچ بود و نمی دانست چه اتفاقی برایش افتاده تنها چیزی که مهم است این است که او الان اینجاست کنار من و از من مواظبت می کند " احساس می کنم من هم به بیماری مبتلا شدم . تب دارم .لی اجازه نمی دهم که مرا از پای در اورد(هری می توانست با ان ماده ی قرمز رنگی که در اختیار داشت او را نجات دهد اما این کار را نکرد و در شهر بازی این حق را برای سیبل گذاشت تا حد اقل او زنده بماند ....) هری در یکی از اتاقهای زیر زمین تصویری از یک زن می بیند "الیسا " امکان ندارد ولی او در 7 سالگی مرده است ... چگونه ممکن است . هی این همان زنی است که من باعث تصادف ما شد .... درست است خودش است .هری بدنبال ان به اتاقی و سپس به منطقه ی بزرگ زیر بیماریتان می رسد که در ان دالیا به همراه شرل . دکتر کافمن حضور دارند . هری از دالیا می خواهد که بگذارد شرل پیش او برگرد و دالیا می خندد و می گوید این فرزند تو نیست و انگار تو تنها فردی هستی که از هیچ چیز اطلا ع نداری . این دختر من الیسا ست و ناگهان شرل یا بهتر بگویم الیسا بزرگ ( بالغ ) میشود . دختری زیبا با لباسی سفید که به گفته ی دالیا تمامی غم و رنج دنیا را از بین خواهد برد و همگی به ارامش خواهند رسید . در این حین اما کافمن که فکر این حق هی دالیا را می کرد شیشه ی حاوی ماده ی قرمز رنگ را در می اورد . دالیا ناگهان شو که شده و می گوید من فکر کردم که این مایع را نابود کرده ام اما کافمن ابتدا با شلیک گلوله ای سعی در خاتمه دادن به زندگی دالیا وصاحب قدرت شن به تنهایی می کند اما نمی داند که تنها این دالیا بو ده که می توانست با دنیای خارج ارتباط بر قرار کند . و بطری حاوی مایع قر مز رنگ را به طرف الیسا پرت کرده و سبب تغییر شکل او می گردد . حال الیسا از دختری زیبا و پاک که قرار بود به بشریت کمک کند و همگی را به بهشت رهنمون سازد تبدیل به مو جودی بس زشت و هول انگیز شده که قصد جان همگی را کرده بعد از این که هری با شلیک های پیا پی گلو له ان مو جود را از پای درمی اورد دوباره الیسا به شکل او لیه ی خود باز می گردد و در حالی که خون زیادی از او رفته دختری را به دنیا می اورد و ان را به هری می سپارد که این دختر هماه هدر است . و سپس راه خرو ج را به هری نشان داده و این در حالی است که از اسمان اتش می بارد .و الیسا با قدرت خود جلوی این اتش ها ( گلو له های اتشین ) را گرفته تا هری و دخترک نوزاد او به سلا مت از این مهلکه فرار کنند و وقتی که مطمعن شد هری و هدر در امان اند به ارامی تسلیم سر نوشت شد . در این بین کافمن که قصذد فرار داشت تو سط همان پرستار گرفته شد و ؟؟؟؟ مانع فرار کافمن گردید .و بدین صورت بازی سایلنت هیل به پایان می رسد . البته همونطور که قبلا گفتم ان بازی 4 پایان متفاوت داره که تمام داستان بازی به یک صورت است اما پایانها متفاوت . داستان SILENT HILL 2 ![]() Neely?s Bar, Alternate ================================================== ========== Ja......I’m....e. James, I?m Here... Come to .......s.... Come to RoseWater!!! ..........ting f........ Waiting for You... .......id you k........ Why Did you kill me Jam...... James... معرفي شخصيت اصلی شما James Sunderland توی كابوسی گرفتار ميشه كه در اون همسرش كه ۳ سال پيش مرده نامه ايی رو برای ملاقات دوباره با James به اون ميفرسته :" در خوابهای آشفته ام من اون شهرو ميبينم...سايلنت هيل...به من قول دادی كه منو يه روزی به اونجا خواهی برد , ولی هيچوقت اين كارو نكردي...خب , من الان اونجا تنهام...در مكان مخصوصمون...منتظر توام..." جيمز تصميم ميگيره كه به اون شهر بره و به دنبال سر نخهايی از زن مرده اش بگرده...عشق اون برای همسر مرده اش اونو به كابوسی بی پايان ميكشونه...جايی كه با بدترين ترسش مواجه ميشه : عشق خب ! چه طوری عشق جيمز رو معنی كنيم ؟! در اين نوشته من به شما ميگم كه چرا James Sunderland همسرش رو ميكشه...من ميخوام بهتون نشون بدم كه يك شخصيت كاملا خودخواه در درون جيمز وجود داره و قسمت خوبی كه جيمز در طول داستان سعی در نشون دادنش داره چيزی جز "شخصيت پردازی دروغين" اين فرد نيست. اين تئوری نشون خواهد داد كه عشق جيمز برای مری وجود خارجی نداشت... روانشناسي سياه با توجه به اون چيزهايی كه من توی كتابهاي روانشناسی سعی در فهميدنش داشتم به يك موضوع كلی رسيدم : يك انسان عادی در طول زندگيش به ۴ نياز فيزيكی اصلی نياز داره : ۱.نياز به خوردن ۲.نياز به خوابيدن ۳.نياز به پناهگاه ۴.نياز به لذت نياز در اينجا به اين معنيه كه اگر اون رو از يك فرد بگيريم زندگی براش شاد نيست يا اينكه اصلا قادر به ادامه زندگی نخواهد بود.با توجه به اين موارد ميتونيم به بحث جيمز برگرديم : ما مطمئنيم كه جيمز گشنش نيست...همينطور هم ميتونيم به جرات بگيم كه اون يه خونه قشنگ با امكانات خوب زندگی و يه حموم عالی داره ! حالا به نياز چهارم ميرسيم : نياز چهارم لذت بودش...جيمز ما اين موضوع رو خيلی جدی گرفته..اين موضوع اصلی نوشته من هست : برای اون لذت چيزی نيست جز لذت فيزيكی.برای چی ؟! به خاطر تك تك اعمالی كه در بازی انجام ميگيره و من سعی دارم به تمامشون اشاره كنم. تمامش توی ذهن جيمز هستش ! يه چيزه ديگه كه ما بايد به عنوان اصل در اينجا در نظر بگيريم اينه كه تمام اتفاقات بازی چيزی جز تنبيه درونی جيمز بخاطر كشتن همسرش نيست : " I Was Weak...I Needed Someone To Punish Me For My Sins..." ما نميتونيم به طور حتم بگيم كه تمام اون اتفاقات واقعا برای جيمز افتادن يا اينكه اون روی يه تخت توی يه بيمارستان خوابيده و تمام اينا رو بصورت يك كابوس (يا رويا !) ميينه...ولی كاملا روشنه كه ذهن مغشوش اون باعث و بانی تمام اتفاقاتی هست كه در طول يازی اتفاق ميافتن... اگه مشكلی با اين دارين فقط منطقی فكر كنين : James يك مانكن در Woodside Apt پيدا ميكنه كه يه چراغ قوه به لباسشه و موضوع مهم اينه كه اين لباس لباسی هستش كه Mary در Silent Hill ميپوشيده...ما ميتونيم به جرات بگيم كه ذهن James همراه با كمك Silent Hill اون مانكن رو اونجا ساخته مگه اينكه شخصی همچنين لباسی رو دقيقا مانند Mary ميپوشيده و ازش استفاده ميكرده (غير ممكن !) چند مثال ديگر هم هست که در ادامه با آنها روبرو خواهيد شد... بعد از مرتب کردن اين قراردادها به موضوع اصلی ميرسيم...اگر نياز اصلی جيمز نيازهای فيزيکی وی هستند , كدامشان مهمترين نياز وی در Silent Hill 2 است ؟! برای رسيدن به بنيان اين بحث و نياز جيمز (نياز جنسي) بايد هيولاهای بازی را مورد بررسی قرار بدهيم...هر چی باشه اين هيولاها ساخته و پرداخته ذهن خود جيمز هستند!!! هيولاها حالا به يك قسمت مهم رسيديم ! فقط يادتون باشه كه من سوسكهای حمام رو كه در يك قسمت كوتاه با آنها روبرو ميشيد مورد بررسی قرار نميدم چونكه ربطی به بحث ما نخواهد داشت... Pyramid Head پادشاه هيولاهای معروف اين سری بازي...Pyramid Head با قيافه عجيبش يه تفاوت بارز با ديگران داره...يك پوشش آهنی هرمی شكل بر روی سرشه و با يك حالت مسخره راه ميره (مثل آدمهای مست).اين طرز پوشش و راه رفتن براي كسانی هست كه در حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ سال قبل افراد رو اعدام ميكردند: اونا هيچوقت سرشونو نشون نميدادن, طوری كه انگار ميخواستن بگن هيچ ربطی به اين اعدام و كار گناهكار ندارند, اونا فقط نامه رسونهايی بودن كه پيام (مرگ) رو ميرسوندند... عجيبترين چيز در مورد Pyramid Head اينه كه اون بايد به معرفی يك شخصيت بپردازه :James Sunderland PH هميشه در حال انجام دادن يك كار خلاف نشون داده ميشه: كشتن Maria (نمادی از Mary) و انجام اعمال جدی و خلاف جنسی در بيشتر اوقات....هرم آهنی سر وی ميتونه نمادی از شرم و گناه جيمز هم باشه...به طور كلی و در يك جمله ميشه گفت كه PH نمادی اغراق آميز از شخصيت اصلی و درونی جيمز هست... Demon Patient Demon Patient يا Lying Creature يا Straight-Jacket اسمها و القاب اين هيولا هستند.Demon Patient به سادگی نمادی از يك تله و زندان است (برای James يا Mary)...اونا ميتونن شرايط بيماری Mary رو به نمايش بگذارند چونكه حالت بسته و زندان مانند بدن اونها نمايی از بيماران روانی و غير قابل كنترل هست... اونها همچنين ميتونن حالت روحی جيمز رو هم به نمايش بگذارند : يك زندان فكری و روانی كه موجب تحليل رفتن قوای فكری و جسمی وی ميشود. همچنين من اونها رو به عنوان يك جنس مونث در نظر ميگيرم...چونكه در جايی مشاهده ميكنيم كه Pyramid Head داره به اونا تجاوز ميكنه. Mannequin به طور حتم واضح ترين مرجع جنسی در بازی اين هيولا هست.Mannequin ها در اينجا به طور ساده دو پای زنانه هستند كه با چسب يا چيزی ديگر به دو پای زنانه ديگر متصل شده اند...اينجاست كه برای اولين بار نشون ميدم چطور نيازهای جنسی جيمز نسبت به عشقش برای Mary پيشی ميگيره... جايی كه شما برای اولين بار Flash Light رو ميگيرين , برای انجام اين كار با يك Mannequin مواجه ميشويد كه فقط دارای يك بدن زنانه بوده و سری ندارد...يك بدن زنانه بی سر ! اين به روشنی اشاره به خواسته های جنسی جيمز در رسيدن به Mary دارد.اين Mannequin يكی ديگر از قربانيان Pyramid Head است كه باعث ميشود تا طبيعت سركش جيمز قويتر و قويتر شود. Nurse Nurse ها يك سنت در Silent Hill هستند هر چند كه The Room كاملا قيافه اونا رو به يك طنز و جوك تبديل كرد...در 2 Silent Hill اونا با حالتی جديد پيش شما ميان: بدون صورت و فقط بدن...يك بدن زنانه....مثل اين است كه كسی صورت آنها را نابود كرده تا فقط بدن آنها خودنمايی كند...يك مرجع زنانه ديگر! Mandarin Mandarin ها يا Closer های Silent hill 3 تعقيب كننده های زمينی در قسمت دوم اين بازی هستند.اونها ميتونند نشون دهنده يكی ديگه از روحيات جيمز باشن: استقامت برای رسيدن به هدف! هدف Mandarin ها كشتنه ولی در اينجا استقامت اونها قابل تحسينه كه چطور در قسمت دوم بازی از جايی آويزون ميمونند تا كسی رو به چنگ بيارند و در مقابل هدف آنها نيز هدف Jamesاست : پيدا كردن Mary موضوع مهم در مورد اونها اينه كه هميشه در يك سطح باقی موندن (زمين) و هيچوقت قادر نيستند به هدفشون (چه انسان چه موجودات ديگر) دسترسی پيدا كنند : دقيقا مانند جيمز ! Door Men ميدونم كه همه از گفتن و شنيدن اين خسته شدن ولی بايد گفت كه بابا جون Angela نشان دهنده يك عقده جنسی در طول بازی هست.سعی نكنين كه به اطراف اين هيولا خيره بشين ! سعی كنين كه زيرشو ببينين : يك در! حالا تصور كنين كه Angela داره به اون نگاه ميكنه : اون يه دره ! يك در مستطيلی شكل كه ساخته شده تا Angela باباشو نبينه ولی باز هم مورد تجاوز قرار بگيره...اين نشون دهنده دردی هست كه با سوء استفاده قرار گرفتن توسط يك عزيز بوجود مياد...حالا اين چه ربطی به ذهنيت James داره ؟! ربطش اينه كه با توجه به ادراك كلی اين تئوری جيمز دقيقا مانند پدر Angela هستش(Angela حتی اينو به جيمز هم ميگه)تنها تفاوت James با باباي Angela اينه كه در طول بازي جيمز به Angela زور نكرد.اون دقيقا مثل پدر Angela يك تجاوز كننده جنسی نيست....ولی جيمز به خاطر اين نياز به اينجا اومده...اين نياز هنوز هم در وجودشه... تحليل كاراكترها شما در اينجا خواهيد ديد كه هر كاراكتري در بازي يك قسمت جنسي , خودخواه يا كم ژرفا در پشت نقابش داره , حتي Laura , ولي اين كاملا تقصير خودش نيست...لطفا توجه كنيد كه من هنوز هيچ چيزي رو به اثبات نرسوندم , اين قسمت رو به عنوان يك مقدمه براي تحليل داستان بازي در نظر بگيرين.... يادتون باشه كه اين قسمت خيلي مهمه و بعدا (احتمالا) مجبور ميشين كه هي دوباره به بالا برگردين و بعدش دوباره پايين برين ! پس خوب دقت كنين... James Sunderland اون كيه ؟! = يك مرد ميانسال كه زنش رو با خودخواهي كشته تا بتونه زندگي از دست رفته اش رو بدست بياره...اون نميتونست با اين واقعيت روبرو بشه كه زنش مريضه و اين به پايان خوشبختيش ميتونه منجر بشه ( كه در اين بازي اين خوشبختي براي James چيزي جز نياز جنسي و لبخندهاي گذرا نيست...)… اون يه فرد دو شخصيتي يا قاتل سريالي و يك تجاوز كننده جنسي نيست...به طور ساده ميشه گفت كه اون فقط خودخواهه , اون بهترين چيزها رو براي خودش ميخواد...اون يه بار كسي رو كشت (Eddie رو يادتون نره !) براي دلايل شخصي خودش كه ما كاره ايي نيستيم كه بخواهيم در اين باره قضاوت كنيم ولي كار ما اينه كه بفهميم...اون با زنش به عنوان يك وسيله رفتار ميكرد ولي تا وقتي كه همسرش بيمار و مريض شد اين موضوع رو درك نكرد...اون متوجه شده بود كه Mary اونقدرها هم كه ازش انتظار داشت عالي نبود و بعد از كشتنش اين شخصيت مخوف رو در پشت نقابي پنهان كرد طوري كه فكر ميكرد ميتونه با اين كار به گذشتش پشت كنه...اون تبديل به مردي شدش كه با انجام عملي بنام "سركوبي حافظه" به طور ناخودآگاه و بعد از سه سال هر كاري ميكنه تا بتونه دوباره به همسرش برسه... براي چي توي اين شهره ؟! = اون براي اين توي Silent Hill هست تا تنبيه دروني شه و يا به عبارتي حقيقتو به ياد بياره و سعي در باور كردنش داشته باشه... Jamesبصورت تصادفي و ناخودآگاه يك شخصيت دروغين از خود ساخت, شخصيتي كه مهربان و بفكر ديگران است و فقط ميخواهد كه زنش را پيدا كند و Silent Hill اين شخصيت دروغين رو برملا ميكنه...هر چقدر كه بيشتر در بازي جلو ميرويد بيشتر با اين حقيقت آشنا ميشويد كه James در حال آشنايي دوباره با اين درون مخوف و نفرت انگيزش است... Mary كيه ؟! = همسري دوست داشتني كه مريض شد و سه سال پيش مرد ( و يا حتي يك هفته پيش مرد ! اين طرز انتخاب به شيوه دريافت داستان توسط شما بستگي داره...) اون دقيقا به خاطر يك مرض نمرد بلكه توسط شوهرش به قتل رسيد.اون متوجه شده بود كه در هفته هاي آخر شوهرش رفتار عجيبي از خودش نشون ميده.Mary يك زن شاد بود كه اصلا نميخواست بميره (اگه مشكلي با اين دارين ميتونين صحبت James با Mary رو در راهرويي كه به مرحله آخر بازي منتهي ميشه دوباره گوش كنين...) چرا ؟! = اون توي Silent Hill هست تا به James ثابت كنه كه عملي كه انجام داده درست نبوده و با Mary درست برخورد نكرده...از طرف ديگه علت از دست دادن Mary اين بود كهJames بزرگترين اشتباه زندگيش را انجام داد : تقسيم كردن همسرش به دو شخصيت جداگانه ( Maria & Laura) و اهميت دادن فقط به يكي از آنها : Maria ...... Maria شخصيتي هست كه قسمت جذاب و دوست داشتني James رو تشكيل ميده و در طرف ديگر Laura هست كه قسمت پاك, بيگناه و صد البته آزار دهنده را در بر دارد. Maria اونجاست تا به James شخصيت اصلي و قاتل اونو معرفي كنه و Laura اونجاست تا با James بدرفتاري كنه, تا به James بگه كه شوهر خوبي نبوده... Maria كيه ؟! = Maria نسخه عالي همسر James هست...Maria تمام چيزيه كه James ميخواسته داشته باشه: زيبا, شيفته, شيطون و شاد, و صد البته فقط براي خود جیمز...اون لباسها و موهاي متفاوتي نسبت به Mary داره (دليلي براي اثبات اينكه James كم ژرفا است و بيشتر به ظاهرموارد اهميت ميده...) و يك شخصيت كاملا جداگانه نسبت به اون (Mary) داره...(Maria واقعا وجود داشت ؟!Silent Hill خواسته بود تا از ميان هزاران فرد كه در Silent Hill بودند فقط Maria در شهر باقي بماند , همانطور كه در ابتداي Born From A Wish ديديم...در اينجا Wish به معناي آرزوي James در رسيدن به همسرش Mary است و Maria به خاطر اين Wish توسط Silent Hill انتخاب شده تا در شهر باقي بماند و بعد از آن از يادها محو گردد).... چرا ؟! = اون توي Silent Hill هست تا به James ثابت كنه كه اون يه قاتله و هيچوقت Mary رو بطور كامل دوست نداشته...James فقط يك طرف Mary رو دوست داشت, طرفي كه بتونه باهاش تفريح كنه و شاد بشه : Maria ......جيمزي كه در Silent Hill هستش (جيمز دروغين : جيمزدروغيني كه شخصيت اصلي درست كرده تا بتونه به خاطرات گذشتش پشت كنه...) به ياد نمياره كه Mary رو كشته باشه يا اينكه فقط قسمت مفرح اونو دوست داشته...Maria اونجاست تا James رو وادار به يادآوري اين موارد بكنه و اين كار رو با اغوا و فريب دادن جيمز و با كشته شدن (البته !!!) توسط PH (كه معرفي كننده شخصيت اصلي , خودخواه و ظالم جيمز هست...) انجام ميده...حالا تنها چيزي كه James بايد ياد بگيره اينه كه : اون Maria و Laura رو ساخت تا بين دو شخصيت دروني Mary تفاوت بگذاره...Maria قسمتي هست كه جيمز ميخواد باهاش باشه : اون هميشه جيمز رو به ياد دوران خوب و خوش مياندازه (Remember That Time In The Hotel !You Said You Took Everything But You Forgot That Video Tape! I Wonder If It?s Still There!) و دوست داره كه جيمز رو لمس كنه...تنها مشكل جيمز اينه كه انتظار نداشت اون قسمتي كه فكر ميكنه قسمت Fun ماجراست مريض بشه در حاليكه قسمت ديگه (Laura) مريض نشد...اين Maria است كه در ميانه ماجرا شروع به سرفه كردن و احساس ناراحتي ميكنه (Brookhaven Hospital ) نه Laura كه اشاره به اين داره كه James هيچوقت نميتونه يك Mary كامل داشته باشه...اون فقط مجبوره كه Mary رو همونطور كه هست بپذيره (همونطوري كه در Maria Ending ديديم)... Maria به James ياد ميده كه بله! اون يك آدم سطح گراست ولي يك انسان عالي اونطور كه James ميخواد هيچوقت وجود نخواهد داشت... Laura كيه ؟! = Luara دختری بدون پدر و مادر هست...ولی چه طوری ؟! ما عکس Laura رو توی هتل میبینیم و این عکس بدین معنی هست که Laura قبلا اینجا بوده....درست قبل از وقایع سایلنت هیل 2 شهر آتش میگیره و درست 1 سال قبل از وقایع سایلنت هیل 2 Laura به بیمارستان St.Jerome منتقل میشه و در اونجا Mary رو میبینه....این وسط پدر و مادر Laura چی شدن ؟! معلومه : مردن....بعد اون Mary رو میبینه که حدود 2 سال بوده که در اونجا بوده...اونها زمان زیادی رو درباره تپه خاموش صحبت میکنن : "من و ماری یه عالمه درباره سایلنت هیل صحبت کرده بودیم"...پس از مدتی که این دو شخصیت به هم عادت کرده بودند یک دفعه ماری غیبش میزنه ! در نامه ایی که به Laura مینویسه این موضوع که "من به یه جای زیبا و آرام رفته ام" خوب خودنمایی میکنه...صد در صد ماری تا این موقع کشته شده...Laura نامه های بیماران رو از صندوق Rachel میدزده : "ولی به راشل نگیها ! اینو از توی صندوقش برداشتم"...بعد از خوندن نامه Laura احساس میکنه که حال Mary خوب شده (که بخاطر پاکی و بچگی این شخصیت هست) پس از بیمارستان فرار میکنه...چرا ؟! برای اینکه اگه توی اونجا میموند مطمئنا به یتیم خونه فرستاده میشد....سر راهش یک فرد مهربون دیگه رو میبینه که قبول میکنه با Safari ش این دختر رو به سایلنت هیل برسونه....حالا این شخص کی هست ؟! اگه کاملا به دموهای E3 سایلنت هیل که توی خود بازی هم قابل نمایشه دقت کرده باشین صحنه ایی رو میبینین که ادی همراه با Laura کنار یک ماشین روی زمین نشسته و Laura داره تکونش میده تا راه بیافتن!!! حالا فهمیدین که Laura چطوری به سایلنت هیل اومده ؟! و به احتمال زیاد این دو نفر برای خونه اجاره کردن به Woodside Apt میرن و در اونجا به جیمز برخورد میکنن.... چرا ؟! = اون توي Silent Hill هست تا نشون بده كه جيمز همسر خوبي نبوده...در يكي از نامه هاي Mary اون به عنوان دختري نشون داده شده كه جيمز رو اصلا دوست نداره...اون بدون اينكه شناختي از جيمز داشته باشه نسبت به وي بي ادبانه برخورد ميكنه...اون به جيمز اعتماد نداره...Laura اونجاست تا باعث شه كه قسمت گناهكار جيمز معلوم بشه...اون توي Silent Hill هست تا جيمز رو به تنبيه درونيش هدايت كنه درست مثل Maria...فقط توجه داشته باشيد كه Laura بر خلاف Maria جيمز رو به حقيقت هدايت نميكنه...اون همچنين توي اين شهره تا Mary رو پيدا كنه... Maria مرتبا به جيمز حقيقت رو نشون ميده ولي هيچوقت دخالت جدي در عملكرد فكري جيمز نداره تا اونو وادار به قبول حقيقت كنه... (اون فقط كشته ميشه و يك حالت شيطون بودن در وجودشه!)...Laura دخالت جدي در فكر جيمز داره : با نامه اش و جاهايي كه ميره و مهمترين آنها Hotel هست...Laura هيولاها رو نميبينه براي اينكه اون از هر خطري مبراست چونكه اون بيگناه هست و خطري انسانهاي بيگناه را در Silent Hill تهديد نميكنه...اين حقيقت (بيگناه بودن Laura) براي اين اينجاست تا به جيمز ثابت كنه كه اگر اون Mary رو واقعا ميخواد اون هيچوقت نميتونه كه فقط Maria رو داشته باشه , اون بايد Laura رو هم با خودش ببره....در كل بايد گفت كه Laura درSilent Hill هست تا از طرز برخورد جيمز با Mary انتقام بگيره و اين كار را با بد برخورد كردن با جيمز و كلك زدن و اذيت كردن وي در تمام اوقات انجام ميده...همچنين پاكي اون باعث شد تا شخصيت درونيش به شخصيت دروغين جيمز اجازه بده كه اعتمادشو جلب كنه و اينگونه Laura در نزديكيهاي پايان بازي نسبت به جيمز رفتار بهتري از خود نشون ميده... Eddie Dombrowski كيه ؟! = ادي يك مرد چاقه كه در تمام طول عمرش مورد استهزاء مردم اطرافش قرار گرفته...اونا هميشه به ادي چاقالو ميگفتن و ادي اين موضوع رو حل نشده در خودش سركوب كرده بود...مشكل اصلي وقتي بوجود مياد كه اون پاش رو توي Silent Hill ميگذاره...اون شروع ميكنه كه هر فردي رو كه سعي در مسخره كردنش داره رو بكشه كه شامل جيمز هم ميشه : _"از اين به بعد هر كسي كه بخواد منو مسخره كنه ميكشمش ! همينطوري " _"ادي ؟! تو ديوونه شدي ؟!" بعد از اینکه ادی به شهر میرسه به Woodside Apt برای اجاره یک خونه میره....و اگه شما به اتاقی در طبقه سوم توجه کرده باشین میبینین که دیوارهای این اتاق گلوله باران شده...حالا ادی گناهکار رو تصور کنین که وارد اتاق شده ( ادی قبلا یک خلاف بزرگ انجام داده و پلیسها دنبالش هستند , پس چه جایی بهتر از سایلنت هیل برای مجازات ادی ؟! توجه داشته باشین که طبق صحبتهای ادی اون همه چی رو در حالی میبینه که دارن مسخره اش میکنن...) و یک دفعه دیوارها شروع به مسخره کردن ادی میکنن...فقط دیوارهایی رو در نظر بگیرین که دارن ادی رو مسخره میکنن , سرش فریاد میکشن و میترسوننش...این کار هر کسی رو دیوونه میکنه...بعدش هم که تابلو هست : ادی اسلحه رو بر میداره و شروع به تیر اندازی به طرف دیوارها میکنه...بعد از یک مدتی که خسته میشه اسلحه باقیمونده اش رو برمیداره و سپس از اتاق فرار میکنه و در طبقه پایین بعد از وارد شدن به یک اتاق که شخصی در اونجا هست و بعد از کشتن این فرد , شروع میکنه به استفراغ توی توالت.....تا اینکه جیمز میبینتش.... چرا ؟! = ادي چاقه براي اين توي Silent Hill هست تا به جيمز شخصيت مستعارشو توي زندگي واقعي نشون بده : در طرز برخورد و طرز پشت كردن به حقايق (I didn’t do anything…I, I swear! He was like this when I got here) همونطور كه ادي به جيمز گفت اونا هر دو تاشون مثل هم هستند , اونا هر دوتاشون به اين شهر فراخونده شدن به خاطر گناه , و در اينجا بخاطر گناه قتل...اون يكي از 3 نفر انسان زنده و واقعي در اين شهره (همراه با James و Angela)...دليل ادي ساده سادست , و اين فقط به خاطر اينه كه جيمز رو به حقيقت برسونه...ادي براي يك دليل احمقانه فردي رو ميكشه و جيمز در Prison به اين كار وي اعتراض ميكنه در حاليكه بعد از ديدن فيلم ويدئويي در Hotel جيمز به اين نتيجه ميرسه كه اون و ادي هر دو مثل هم بودن... Angela Orosco كيه ؟! = به نظر من آنجلا بايد بهتر از اين توي بازي استفاده ميشد...آنجلا اين پتانسيل رو داشت كه بتونه شخصيتي غني تر حتي از James يا Mary داشته باشه...آنجلا زنيه كه هم فيزيكي و هم جنسي مورد تجاوز پدرش قرار گرفته ,احتمالا در تمام طول زندگي...اين باعث شد تا نظر اون نسبت به زندگي و صدالبته مردها كاملا عوض بشه...آنجلا از جيمز ميترسه چونكه دقيقا همون تصويري رو كه از پدرش در ذهنش داشته در جيمز هم ميبينه...آنجلا فقط جيمز رو به عنوان يك عوضي منحرف ميشناسه... چرا ؟! = اون توي Silent Hill هست تا همراه با ادي نمونه كامل زجر كشيدن رو به جيمز نشون بده...بذارين دوباره يك يادآوري داشته باشيم...جيمز در Silent Hill متوجه 2 چيز ميشه : 1.اينكه اون يك انسان رو به قتل رسونده (و سعي در از ياد بردن اين عمل داشته...) 2.اينكه اون خواسته هاي كم ژرفاي خودش رو خيلي جدي ميگرفته و اينو حتي تا زندگي زناشوييش ادامه داده... در حاليكه كار ادي اثبات شماره 1 به جيمز هست , كار آنجلا اثبات شماره 2 به اون هستش...همچنين بايد اشاره بشه كه اون هيچ زندگي نداره و براي همين آزاده كه انتخابي بكنه و خودكشي كنه...من عقيده دارم كه آنجلا براي اين در Silent Hill هست تا از راه خودش اجازه نهايي رو كسب كنه و در نهايت خودكشي كرده و به آرامش برسه...طريقه زندگي اون طوري هست كه به جيمز نشون ميده Mary اصلا نميخواسته كه بميره...اينكه اون قبل از بيماري خوشحال بوده و جيمز نبايد كار همسرشو اونطوري تموم ميكرده...ارتباط اين دو به اندازه كافي ساده هست : آنجلا دلايل خودشو براي پايان گرفتن زندگيش داره , Mary خوشحال بود و بيماريش به معناي تمام زندگيش نبود , پس اگر آنجلا با زندگي رقت بارش حق خودكشي و رسيدن با آرامش را دارد در طرف ديگر Mary است كه هيچوقت لايق مرگي نبوده چونكه زندگي هردوي آنها 180 درجه با هم فرق دارد و هرچه كه آنجلا بيشتر نزديك به مرگ ميشود در طرف ديگر Mary بايد مبرا از كشته شدن ميشد...شما چاقوي آنجلا رو ميگيريد تا اونو مورد بررسي قرار بدين و Ending بازي رو تعيين كنيد : اگه شما خيلي اون رو مورد بررسي قرار بدين بدون شك "In Water" Ending رو دريافت ميكنيد كه در انتهاي آن متوجه ميشويد كه جيمز خودكشي ميكند و در نتيجه جواب شما معلوم خواهد شد...در كل آنجلا براي اين در Silent Hill است تا به جيمز نشان دهد كه Mary نميخواسته بميرد , چرا ؟! براي اينكه جيمز بايد آنجلا را با همسرش مقايسه ميكرد : Angela مرگ را ميخواسته و اين از رفتار وي در طول بازي قابل استنباط است در حاليكه با مقايسه Angela با Mary متوجه ميشويم كه همسر جيمز با توجه به زندگي كه داشته هيچوقت لايق كشته شدن نبوده... حالا كه با شخصيتها آشنايي نسبي پيدا كرديد بايد متوجه 2 چيز شده باشيد : تمام شخصيتهاي اين بازي فقط به 2 دليل در Silent Hill حضور پيدا كرده اند : 1.تا به James نشان دهند كه وي يك قاتل است... 2.تا نشان دهند كه شخصيت جديد James غير واقعي و دروغين ميباشد , تا نشان دهند كه وي فردي خودخواه است و از همسرش بيشتر به عنوان يك وسيله استفاده ميكرده , تا ثابت كنند كه عشقي كه جيمز براي خود معني كرده و با كمك آن به دنبال همسرش ميگردد وجود خارجي نداشته... اين 2 مورد را حتما به ياد داشته باشيد چونكه كل تحليل بر اساس اين 2 مورد بنا شده است... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۴۲, ۲۰/آذر/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
متشکرم.
![]() یک سری نماد تو بازی هست که من هیچ وقت نفهمیدم چیه. مثلا خرگوش. بالن. یا مه که تو سراسر بازی هستش. یا خیلی چیزای دیگه که الان یادم نیست. اون سایتی هم که ادرسشو گذاشتید باز نمیشه متاسفانه بازم ممنون. |
|||
|
|
۱۰:۰۰, ۱۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۰/آذر/۹۱ ۲۱:۴۲)العبد نوشته است: متشکرم. جناب alipc9000 باسلام و خدا قوت ، وقتي يك تاپيك ايجاد ميكنيد صد سال يكبار هم كه شده سري بزنين ... جواب پست ها رو بدين .... نسبت به تاپيكتون غيرت و علاقه نشون بدين يا حق |
|||
|
|
۱۳:۵۳, ۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱۹/آذر/۹۱ ۱۵:۰۵)mehrdad_libra نوشته است: من بیشتر بازی های ترسناک بازی میکنم ، این بازی رو از 1 تا 5 رفتم تموم کردم ولی اون موقع آشنایی نداشتم با نمادها دقیقا منم مثل تو تو مدرسه تو فکر این بودم معماهاشو چجوری رد کنم سخت ترینش اون معمای پیانو تو 1 هستش ورژن 6 هم اومده downpour که متاسفانه برای کامپیوتر منتشر نمیشه فقط xbox و ps3
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: n1ivpebuen0kz66bt1.png]](http://up3.iranblog.com/images/n1ivpebuen0kz66bt1.png)
![[تصویر: PS1-Silent-Hill1.jpg]](http://www.fabbl.de/Bilder/Nintendo/PS1-Silent-Hill1.jpg)
![[تصویر: sh1frontcover_2.jpg]](http://ui17.gamespot.com/2384/sh1frontcover_2.jpg)
![[تصویر: 29089_silent_hill_2-v2.png]](http://www.vgboxart.com/boxes/PS2/29089_silent_hill_2-v2.png)





