|
خانوادة آسماني
|
|
۱۳:۲۰, ۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با توجّه به نصّ قرآن و فرمايشات حضرات معصومان(علیه السلام) انسان برههاي از دوران حيات خود را در عالمي قبل از دنيا به سر برده است. در اين عالم همه داراي يك ريشة اصل و نسب و خانواده بودند و در كنار هم زندگي ميكردند؛ امّا با ورود به عالم طبيعت و دنيا آن زندگي را به دست فراموشي سپرده و گرفتار تعلّقات زميني شدهاند. بنابراين مهمترين هدف و برنامة زندگي انسان يادآوري اين اصل و خانوادة آسماني است؛ زيرا انسان به دنبال كسب سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت است و سعادت دنيوي، يعني داشتن آرامش و شادي حقيقي است.
محمّد شجاعي با توجّه به نصّ قرآن و فرمايشات حضرات معصومان(علیه السلام) انسان برههاي از دوران حيات خود را در عالمي قبل از دنيا به سر برده است. در اين عالم همه داراي يك ريشة اصل و نسب و خانواده بودند و در كنار هم زندگي ميكردند؛ امّا با ورود به عالم طبيعت و دنيا آن زندگي را به دست فراموشي سپرده و گرفتار تعلّقات زميني شدهاند. بنابراين مهمترين هدف و برنامة زندگي انسان يادآوري اين اصل و خانوادة آسماني است؛ زيرا انسان به دنبال كسب سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت است و سعادت دنيوي، يعني داشتن آرامش و شادي حقيقي است. اين جز از طريق شناخت ارزش وجودي و خانوادة حقيقي كه قرار است با آنها زندگي كنيم، حاصل نميشود. در اين نوشتار سعي ميكنيم با شناخت خود حقيقيمان به اين خانواده نزديك شده و آثار اين ارتباط را دريابيم تا در ساية اين پيوند به سعادت دنيوي و اخروي برسيم. آثار ارتباط با خانوادة آسمانی انسان به دلیل رویارویی با نظام ابدی و همچنين بازگشت به این نظام لازم است انسي با خانوادة حقیقی خود داشته باشد تا در ساية اين ارتباط به آنها ملحق شود. بنابراين اگر نتواند اين شرايط و زمينههاي آن را فراهم كند، جدایی ما با آنها در نظام ابدی را در پي خواهد داشت و از طرفی، اگر این ارتباط حاصل شود، شادی و آرامش را به دنبال خواهد داشت. اگر بخواهیم بدانیم عامل غصّه و ناراحتیهايمان چيست، یقیناً بايد گفت علّت آن، دوري از اصل و خانوادة آسمانی است؛ زيرا ميزان نزديكي و تقرّب به اين خانواده در واقع نزديكي به اصل و ریشة خودمان است. در خطاب به این خانواده در فقراتي از زیارت عاشورا آمده است: «أن یجعلنی معکم فی الدّنیا و الآخرة؛ همة آرزو و دغدغهام این است که بتوانم با شما در دنيا و آخرت باشم» و نباید آن را تنها به عنوان یک شعار محسوب کنیم؛ بلکه باید به عنوان دعا و درخواست از خدا بخواهيم؛ یعنی انسان برای پیدا کردن خانوادة آسمانی و رسیدن به این خانواده بايد خودش را به زحمت بیاندازد و تلاش کند تا خود را به این خانواده برساند؛ زيرا منشأ آثار و برکات و خیرات او خواهد شد. ولی در صورت ارتباط ضعیف در معرض انواع حملات شیطان، ناآرامیها، اضطرابها و شکستها و احساس پوچیها قرار خواهد گرفت. بنابراین، ميتوان گفت بزرگترین اشتباه انسان این است که با داشتن امکانات و رفاه زندگی فکر میکند به امنیّت رسیده است؛ در حالی که دل طالب آرامش است و فقط طلب زوج مخصوص به خود را دارد و خواستار آن است و با داشتن این امکانات هيچ وقت به آن آرامش نخواهد رسید. پس این مهم است که بدانيم دل و حقیقتي که از آسمان آوردهايم و در دنيا در قالب زنانه یا مردانه پیوند خورده آن را دوباره به جایگاه و خانوادة اصلیاش برگردانيم. چون در صورت توجّه نكردن به این ارتباط، گمراهی و گرفتاری به دنبال خود خواهد آورد. ملاک تعقّل صحیح امیرالمؤمنین(علیه السلام) در فرمايشي نوراني میفرمایند: «من عرف نفسه عقّل و من جهلها ضلّ؛ هر کس خود را بشناسد میتواند خوب تعقّل کند و کسی که خود را نشناسد حتماً گمراه میشود.» یعنی شناخت صحیح، مبنا و ملاک تعقّل صحیح است. در واقع انتخابها، ارتباطات، افکار و رفتار انسانی که سازندة دنيا و آخرت او هستند میتواند با این مبنا معقول از کار در آید. در همین راستا قرآن کریم دربارة اصحاب جهنّم میفرماید: «لو کنّا نسمع أو نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر؛ اگر ما میشنیدیم یا تعقّل میکردیم از اصحاب سعیر نمیشدیم.» (سعیر از بدترین مکانهای جهنّم است). طبق این آیه میتوان برداشت كرد جهنّم محصول بیعقلی و خوب فکر نکردن انسانهاست. در اینجا به رمزی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند ميتوان اشاره كرد کسی که نفس و ساختار کامل روحی و روانیاش را میشناسد ميتواند اندیشه و تصمیم درست داشته باشد. اگر انسان را جنس مرد یا زن يا از لحظة تولّد تا مرگ معنا کند باز این نوع نگاه، تفکّرات و تصمیمگیریهای غلط به همراه ميآورد و حتّی منجر ميشود که به ابدیّت خود توجّهی كامل نداشته باشيم. بنابراين، زمانی میتوان گفت تفکّر درست داريم که زندگی قبل از دنیا و بعد از دنیا و آن ابدیّتی که قرار است با آن روبهرو شویم، توجّه داشته باشيم. پس لازم است در همة صحنههاي زندگي به این نوع نگاه توجّه کافی داشته باشیم تا بتوانیم انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار درست و صحیحی به دست بياوريم. در واقع کسی که نتواند خود را درست معنا کند، نمیتواند تمام ساختار وجودیاش که به بلندای ابديّت و به آن عالمی که میلیاردها برابر بزرگتر و کاملتر از اینجاست را درک کند. متأسّفانه اکثر انسانها با ایماني تقلیدی كه از پدر و مادرشان به ارث برده و آن را شهود نکردند، گمراه شدند؛ یعنی در هر انتخاب و تصميمي دچار اشتباه ميشوند. رابطة نفس و عالم در اينجا به فرمايش ديگري از امیرالمؤمنین(علیه السلام) اشاره كنيم كه میفرمایند: «لا تجهل نفسک فإنّ الجاهل معرفة نفسه جاهلٌ بکل شیء؛ نسبت به خودت جاهل نباش، چون کسی که خود را نمیشناسد در واقع هیچ چیز را نمیشناسد.» داستان زندگی بشر امروزه این است که با پیشرفتهاي علمی در بدترین شرایط و وضعیت روحی، جسمی، اقتصادی، فرهنگی و ... قرار گرفته است. چون اساساً پیشرفت علم مبتنی بر شناخت نفس نبوده و نیست. در اینجا حضرت تأکید دارد به جای اینکه انسانها وقت زیادی در عبادت داشته باشند، باید حجم تفکّرات و اندیشههای خود را بالا ببرند؛ یعنی باید بتواند آن «من حقیقی» را در خود زنده کنند و بدانند از کجا آمدهاند و در کجا هستند و به کجا خواهند رفت و اگر نتواند اين مسئله را در خود فعّال و زنده کند بايد منتظر هر نوع بلا و گرفتاری و معصیتي باشد؛ زيرا هر نوع انتخاب و تصمیمی از دریچة ناخودآگاه و آن بخش طبیعی صورت گرفته است؛ بنابراين میزان دلشورهها، ناراحتیها و نگرانیها به میزان فاصلهای که از خود داريم نشئت ميگيرد؛ در حالي كه هر چه اين فاصله را نسبت به خود کمتر كنيم به مراتب مشکلاتمان کمتر خواهد شد. اگر بخواهیم زندگی خوشبختي داشته باشیم، اوّلين قدم، آشتي با آن خود حقیقی است و این پیوند قدرتي براي انسان ميآورد که اگر هر مشکلی در زندگی پیش آید، آن را حل خواهد كرد. حتّی نياز به عاطفه، توجّه و محبّت دیگران هم نخواهد داشت. در این راستا در قرآن کریم در مورد انسان آمده است: «هو الّذی سخّر لکم ما فی الأرض جمیعاً؛ همة آنچه که در زمین است را برای شما خلق کردم.» یعنی مقام انسان آنقدر بزرگ است که همه چیز برای او آفريده شده است و حتّی ميتواند به درجه و مقام معصوم برسد. همان طور که در زیارت عاشورا هم اشاره شده است: «و أسئله أن یبلّغنی المقام المحمود لکم عندالله؛ من میخواهم به آن مقامی که تو در آن هستی برسم.» شخصیّت حقیقی انسان شخصيّتي است که میتواند به چنین مقامی برسد؛ بنابراين در هيچ برههاي از زمان احساس پوچی و زودرنجی به انسان دست نمیدهد. بنابراين، با فهم و درك ارزش بالاي خود میتوانیم نگاه درستی داشته باشیم و این نوع نگاه هم میتواند انسان را به كسب فضیلتها و دوري از رذایل دعوت كند. در اينجاست كه انسان ميآموزد چه چیزهای را بايد كسب و از چه چيزهايي بايد دوري كند؛ امّا تا زمانی که گرفتار و اسیر «خود طبیعی و حیوانی» باشد نمیتواند دیگران را آن طور که حقيقتاً هستند، دوست بدارد و به آنها محبّت بورزد و اين را ميتوان از طريق انس به خانوادة آسمانی كه انسان را سرشار از محبّت و عاطفة خود ميکند، درك كرد. منشأ خودخواهی و غفلت انسان در كلام گهربار امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمده است كه میفرمایند: «من شغل نفسه بغیر نفسی تحیّر فی الظلمات و ارتبک الهلکات؛ کسی که خود را به غیر خودش مشغول کند، در تاریکیها متحیّر میماند.» با توجّه به اين كلام نوراني، انسان دائماً در تاریکی است. امّا چه انسانی؟ انساني که خود را با مسائل جانبی همچون سیاسی، اجتماعی، درسی و ... مشغول كرده، موجبات غفلت و جدایی از خود حقیقیاش را فراهم كرده است و وقتی این بیگانگی و غربت ایجاد شود، لزوماً مرتکب کارهای ناشایستي كه در شأن او نيست خواهد شد و همچنين به انواع بدبختیها و هلاکتها گرفتار میشود. انساني كه فقط محتاج توجّه نگاه دیگران است نمیتواند با خود و معشوق حقیقیاش خلوت و انسی داشته باشد ... در حالی که همة عزّتها، شادیها وآرامشها در گروي ارتباط حقيقي به «خود» و «خانواده آسماني» است؛ بنابراين مهمترین گام در پيوند خانوادة آسماني این است تعلّقاتی که به آنها دل بستیم را از خود دور کرده و تعریف درست و جامعي از خود داشته باشيم تا بتوانیم رشد معنوی پیدا کنيم و در ساية اين رشد، سعادت دنيا و آخرت را كسب كنيم. «و الحمدلله ربّ العالمين» ماهنامه موعود شماره |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







