|
عاملان تفکر یا حاملان تفکر - جنبش تولید فکر
|
|
۲۳:۵۱, ۱۹/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان آیا دانشگاه های امروز ما دانشجویان مولد فکر و اندیشه پرورش می کنند؟ آیا خود تحصیل کرده ها به دنبال تفکر و خلق و نقد نظریات هستند؟ یا فقط به حفظ کردن چند کتاب و جزوه مشغولند؟ ما فقط حاملان تفرکات دیگران هستیم نه عاملان تفکرات جدید... وکسی هم که اندیشه ها را حمل میکند و در آنها نمی اندیشد به قول قرآن کریم: مثلهم کمثل حمار یحمل اسفارا مستند ظهور چه کرد؟ این مستند شما را در مقابل تفکرات و عادات خودتان قرار داد. شما را از جایی غافلگیر می کند که هرگز تصور نمی کردید. تفرکاتی که با آنها خو گرفته بودید و فقط حاملان آنها بودید و این مستند شما را مجبور به تفکر کرد. اینگونه باید مردم را مجبور به اندیشیدن کرد. ما باید مولد متفکران بیدار باشیم و انسان هایی که اندیشه های آنان به خواب زمستانی رفته است را بیدار کنیم. جنبش تولید فکر... سخنم را با کلامی چند از ائمه اطهار مزین می کنم: * عبادت، به بسیاری نماز و روزه نیست بلکه عبادت، اندیشیدن در کار خداست. امام رضا علیه السلام * بیشترین عبادت ابوذر، اندیشیدن و پند گرفتن بود. امام صادق علیه السلام * هرکه در آنچه آموخته بسیار اندیشه کند، دانش خود را استوار گرداند و آنچه نمی فهمیده بفهمد. امام علی علیه السلام. ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۳:۵۶, ۲۱/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۸۹ ۰:۲۶ توسط آزاد اندیش.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
مرحله اول
تفکر در مسائل روزمره زندگی بسم الله الرحمن الرحیم دوستان سلام برای تولید فکر ابتدا باید از مسائل روزمره و عادی زندگی شروع کرد. کارهایی که هرروز انجام می دهیم و معلوم نمی شود که چه کسی آنها را باب کرده و دلیل ما از انجام آنها چیست. مثلا: - چرا من نوشابه میخورم؟ - چرا من ساندویچ میخورم؟ - چرا من باید فلان لباس را بپوشم؟ - چرا من باید عروسی مفصل بگیرم؟ - چرا من این قدر فیلم و سریال نگاه می کنم؟ - و هزاران سوال دیگر... واقعا چرا؟ چرا ما باید اجازه دهیم تصمیمات عادی روزمره ما را دیگران تعیین کنند؟ چرا ما باید مقلد دیگران در انجام کارهای معمول خود باشیم؟ چرا ما نباید غذا و لباس خود را که اولین و ساده ترین تصمیمات زندگیمان است را خودمان تعیین کنیم؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: " وای بر مردمی که چیزی می پوشند که خود نمی بافند" گاندی رهبر فقید هند در تمام زندگی خود لباسی جز لباس سنتی و ساده هندی نپوشید و هنگامی که برای حضور در سازمان ملل به نیویورک رفته بود بز خود را همراه برد تا در طی مدتی که آنجاست از شیر آن بز بخورد و چون آوردن حیوان اهلی از طریق مسافر به آمرکا ممنوع بود همان موقع کنگره آمریکا تشکیل جلسه داد و در تبصره ای از این قانون نوشته شد " به جز بز گاندی" این جور میشود با دشمن مبارزه کرد. نه با لباس و شلوار و کمربند و کفش مارک دار و موبایل نوکیا و لپتاپ دل ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۲:۲۴, ۲۲/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۸۹ ۲۱:۱۰ توسط آزاد اندیش.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
مرحله دوم
تقلید و تأثیرپذیری از تفکرات دیگران بسم الله الرحمن الرحیم - بچه هرچی بزرگترها میگن بگو چشم!! - جوانان در این مسائل دخالت نکنند!! - لابد مردم بهتر می دونند دیگه!! - خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو !! - هرچی باشه ما یه پیرهن بیشتر پاره کردیم ببین تا کنون سرنگ زبان دیگران چه قدر از این آمپول ها به تو تزریق کرده و مانع کاوش و تحقیق و احیانا اظهار نظر تو شده و ما را در تمام شئونات زندگی مقلد و دور از تحقیق بار آورده اند؟ البته تقصیر خودمان هم هست که هرچه در کله مان کرده اند پذیرفته ایم و حتی اظهار نظری هم نکرده ایم. نکته مهم : بزرگترین مانع تبلیغ پیامبران در تمام اعصار همین تقلید و پیروی نابجای جوامع از پدران و نسل گذشته خویش بوده است. آیه 103 سوره مائده: و چون به اینان گفته شود که بیایید بسوی آنچه خداوند بر رسولش فرستاده، گویند آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم برای ما کافی است، هرچند پدرانشان چیزی ندانند و هدایت نیافته باشند. جانم فدای ابراهیم خلیل (علیه السلام) که از کودکی حجاب ضخیم تقلید را پاره کرد و برابر جهل مردم زمان قیام نمود و سرسخت در برابرشان ایستاد و پرچم توحید را برافراشت. و چه قدر زیباست این آیه که از خواندن آن هیچ گاه سیر نمیشوم، آنگاه که به قول امام صادق (علیه السلام) در زمین جز یک نفر خداپرست نبود چون اگر بود خدا نام او را در این آیه می آورد: إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ همانا ابراهيم [به تنهايى] يك امّت بود، خداى را با فروتنى فرمانبردار و يكتاپرست بود، و از مشركان نبود کمی فکر کن: - برای خوش آمد مردم چه قدر به بیراهه رفته ایم - ناآگاهانه و از روی حرف مردم چه قدر به قضاوت ناحق نشسته ایم - بدون اطلاع و تحقیق و فقط از روی سخن دیگران، عقاید مردم را باطل دانسته ایم - چه قدر حاضرین و غایبین را به خاطر خنده دیگران به باد طنز و سخره گرفته ایم یکبار به کرسی اندیشه بنشین و با احتیاط سخن بگو، حرف مردم را نشنیده بگیر، خودت تفکر کن، خودت تحقیق کن، خودت قضاوت کن و در کل خودت باش خواهی نشوی رسوا همرنگ حقیقت شو
وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ... و در آن روز [معيار] سنجش، حق است... ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۱:۰۹, ۲۳/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۸۹ ۲۱:۱۱ توسط آزاد اندیش.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
مرحله سوم
سکوت بسم الله الرحمن الرحیم (انسان) هيچ سخنى به زبان نمىآورد، مگر آنكه در كنارش (فرشتهاى) نگهبان حاضر و آماده (ثبت) است. ق-18 سلام دوستان بدانید که اگر اندیشیده سخن بگویید، گفتار خواه و ناخواه کوتاه شود و خوبان همیشه کم می گفته اند و از اندکشان هم جهان پر بوده است. کم گوی و گزیده گوی چون در ***** تا زاندک تو جهان شود پر کمی بیاندیش - بسا جمله ای که در جمعی گفتی و روزها دردسر آن داشتی - بسا سخنی گفتی و صدها شنفتی - بسا بعد از جمله ای جمعی را به جنجال کشیدی - بسا کلامی که قوم و خویشان را به جدایی کشانید پس این لب را بر هم گذار و از هزار فتنه در امان بمان! سخن کز دهان ناهمایون جهد ***** چو ماری است کز خانه بیرون جهد نگه دار از او خوشتن چون سزد ***** که نزدیکتر را سبکتر گزد امام صادق (علیه السلام) فرمود که لقمان با پسرش گفت که ای فرزند! اگر پنداری سخن از نقره است، به راستی که خموشی از طلاست. زمانی به دستور استادی نسخه ای برای خود تجویز کردم که بسیار ارزشمند بود. هر زمان که قصد سخن گفتن داشتم با خود گفتم: به تو چه؟ دیدم ای شگفتا! بسیاری از سخنها که تا به حال می گفته ام اصلا به من مربوط نیست! فضولی است، لغو و لهو است. دوستان عزیز، حرف دیگران را رها کنید که خود بس کارها داریم... مسیح علیه السلام فرمود: " جز در ذکر خداوند، سخن بسیار نگویید؛ زیرا آنان که جز در ذکر، سخن بسیار گویند دلهاشان سخت است و خود نمیدانند" این زبان بس فتنه گر است، مواظب او باش که همه اعضای بدن تو از آن در هراسند و گویند که در قیامت همه اعضا به دلیل اینکه به خاطر زبان عذاب می شوند گلایه می کنند. امام رضا (علیه السلام) فرمودند: "هر مردی در بنی اسرائیل می خواست عابد شود بیش از ده سال خاموشی می گزید." عزیزان سخن بسیار است و حوصله ما جوانان امروزه کم، بگذاریم و بگذریم ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۱:۲۷, ۳۰/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام .من فقط مطمئنم که همیشه اقلیت داناو خوب جامعه رو می سازند نه اکثریت غافل و دنباله رو .پس من واقعا امیدوارم
|
|||
|
|
۲۰:۳۴, ۳۰/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
مرحله چهارم
پرهیز از معاشرت بیجا بسم الله الرحمن الرحیم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): المَرءُ عَلَی دین خَلیلِهِ فَلیَنظُر أحَدُکُم مَن یُخالِلُ. آدمی بر آیین دوست خود است پس بنگرید با که دوستی می کنید. بحارالانوار ج71 ص19 بسیاری از تشویش های ذهنی و تزلزل در فکر مربوط به معاشرت های بیجاست. این معاشرتها هستند که وقت گران را می کشد، عمر عزیز را بر باد میدهد و فرصتها را از دست می برند. کمی تفکر کن: - چه بسا معاشرت ها که ساعتها ذهن تو را مشغول لهو و لعب کرده - چه بسا رفت و آمدها که تا هفته ها در فکر آنها بوده ای - چه نشست هایی که در آن جز گناه و معصیت نبوده است - چه دوستی ها که در این مجالس دشمنی شد - چه پاکانی که در معاشرت نااهلان به بیراهه رفتند - چه نمازها که در این مجالس قضا شد یا به ریا کشیده شد!! دیروز فلان مجلس بودیم: فلانی سلامم نکرد! فلانی احترامم نگذاشت! فلانی تحویلم نگرفت! لباس فلانی را دیدی؟! ای دوست تا کی میخواهی عمر عزیز را در این قال و قیل ها تلف کنی؟! به خودت بیا!! کمی بیاندیش: - گه چون قصابان که در گوسفند دمند تورا باد می کنند تا خودبین شوی - گه با شوخی و هزل تو را سرگرم کنند تا غافلت کنند - گه با درشتی و خشونت بر تو می تازند تا غمگینت کنند - گه هم رازت شوند تا با غیبت گناه دیگران را به دوشت اندازند از این معاشرت ها کم کن، به خلوت و اندیشه پرداز. نمی گویم به غار برو و از مردم جدا شو؛ بلکه به کاری پرداز که مثبت باشد عمر کشی نباشد. معاشرت با کسی سودمند است که چیزی به تو بیافزاید، سخن و کلام مفیدی گوید، پندی دهد و پندی بشنود. دوستان؛ من خود را در حدی نمی بینم که نصیحتتان کنم، فقط خواستم کمی در این موضوع اندیشه کنید. ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۰:۰۵, ۱/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۸۹ ۱۰:۱۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوستان عمیقاً به این کلام مولا بیاندیشید
مولا علی علیه السلام: جِمَاعُ الْخَيْرِ فِي الْعَمَلِ بِمَا يَبْقَى وَ الِاسْتِهَانَةِ بِمَا يَفْنَى. "غررالحکم ص 15" همه خوبی ها در این دو جمع شده است: عمل کردن به آنچه ماندنی است و کوچک شمردن آنچه فانی شدنی است. توضیح مختصری میدم در معنای آنچه ماندنی هست در سوره الرحمن داریم كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ (26) وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ (27) یعنی چی؟ یعنی:همه كسانى كه روى آن [زمين] هستند فانى مىشوند، (26) و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مىماند! (27) یعنی همه چیز فانی هست مگر ربطی با خدا داشته باشه و وجهه خدایی پیدا کرده باشه استاد ما یه شاهکلید به ما دادند که بر اساس این آیه هست ایشان میگن هر کار و فعالیتی که خواستی انجام بدی ببین به توصیه کی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه به توصیه خدا (یعنی توصیه شده در قرآن یا کلام 14 معصوم بود) خوبه این وجهه الهی داره و برات میمونه اما اگه به توصیه خدا نیست فانی میشه و روز قیامت جزو هدر رفته های عمرت محسوب میشه و باعث غُبن و حسرت و پشیمانی تو در اون روز میشه بعد ایشان میگن بعد از این که سعی کردی تمام اعمالت رو به توصیه خدا انجام بدی باید ببینی حالا این عمل رو برای کی داری انجام میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینجاش دیگه خوب خیلی سخت میشه!!! داری برای خودت انجام میدی؟ برای خودت و خدا انجام میدی ؟ برای خوشامد مردم و آشنایان انجام میدی؟ یا خدا وکیلی و صادقانه فقط و فقط برای خدا انجام میدی؟ نشانه ی عمل برای خدا این هست که بعد از انجام دادنش اون عملت در نظرت نمیاد و هی بهش فکر نمیکنی!!!!!!! چند تا 90 دقیقه از عمرمون رو تاحالا هدر دادیم؟ چند تا فیلم بی محتوا رو تاحالا دیدیم؟ چند تا....؟ خدا به همه ی ما توفیق بده جوری زندگی کنیم که فردای قیامت حسرت این گرانبها ترین سرمایه مون برای نائل شدن به سعادت ابدی رو نخوریم یا علی |
|||
|
|
۱۵:۲۴, ۱۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
مرحله پنجمخوش خلقی وسازگاری
بسم الله الرحمن الرحیم ((به راستی که تو (پیامبر صلی الله علیه و آله) بر اخلاقی عظیم هستی. )) قلم آیه 4 ((مرحمت و فضل خداوند تو را با خلق مهربان و خوشخو گردانيد و اگر سخت دل و تندخو بودى مردم از گرد تو متفرق مى شدند پس اگر به نادانى به تو بد كردند از آنها درگذر و از خدا براى آنها طلب آمرزش كن، و در كارها با ايشان مشورت كن... )) آل عمران 159[/b] [b]کمی تفکر کن - این بچه مذهبی ها همشون بد اخلاقن ! - اون پسر ریشیه رو دیدی با دو من عسل نمیشد خوردش - بیا بریم مسجد - نمی یام اونجا همه باهام بداخلاق هستن [/b] دوستان ایجاد تفکر جدید در جامعه اخلاق نیکو نیاز دارد. همانگونه خداوند فرموده است اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) خوش اخلاق نبودند مردم از گردشان پراکنده می شدند. امروزه متاسفانه افراد زیادی را می بینیم که با تفکر اصلاح جامعه و ارشاد جوانان دست به امر به معروف و نهی از منکر می زنند ولی به دلیل داشتن اخلاق ناپسند و تندخویی هم سخنشان اثری ندارد و هم جوانان را از دین بیزار تر می کنند. طبق گفته روانشناسان انسان ها به افراد خوش اخلاق ناخودآگاه گرایش نشان می دهند. پس کسی که قصد ایجاد تفکر در جامعه و هدایت فکر جوانان را دارد باید در درجه اول خوش اخلاق باشد و دیگران را هم به خوش اخلاقی دعوت کند. (( به راه پروردگار خویش مردم را با حکمت و اندرز نیک بخوان و از طریق نیک با ایشان مجادله نما)) نحل آیه 125 یا حق. |
|||
|
|
۲۳:۱۷, ۲۷/دی/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
خیلی ممنون بسیار مطلب ارزنده ای بود
متاسفانه نوع غذاهامون و حتی ساختمون و نحوه زندگی مون باعث میشه همش در قبض باشیم کلا انگیزه ای واسه هیچی نداشته باشیم
|
|||
|
۱۹:۳۶, ۱۶/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
هر وقت توانستینم نظرات و تفکرات را در هر نوع و شکل حتی کاملا متغایر با مبانی خود تحمل کرده .و اجازه ی بیان داده شود.آنگاه جامعه مولد تفکر خواهد بود نه حامل آن
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |









