|
بزرگداشت علامه اي بزرگوار "
|
|
۱۸:۲۹, ۲۲/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۹۱ ۱۲:۰۸ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
باسلام
28 ربيع الثاني سالگرد علامه بزرگوار اميني ره صاحب كتاب گرانقدر الغدير بود . [b]شادي روح آن مدافع ولايت صلوات و حمد وسوره اي هديه بفرماييد .
اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم موفق باشيد يا علي عليه السلام ![]() وفات علامه امینی از زبان علامه حکیمی علامه امینی صاحب الغدیر پس از اینکه از پرکاری بی امان خویش دچار فتور جسمی شد و بیمار گشت، تا حدود 4 سال مانده به درگذشت، به بیماری توجه چندان نمی کرد و از کار باز نمی نشست. تا اندک اندک، کار آسیب وی بالا گرفت و او را از کار بازداشت، کتاب از جلو دیدگان وی دور کرد و خامه از دست وی بستاند. جنازه ی «صاحب الغدیر» را می دیدم که زیر رواق تاریخ عبور میدهند. میدان ها و خیابان ها پر است از جمعیت، همه سیاهپوش و غرق در تجلیل از علم. آفتاب سوگمند و تیره می تابد. درفشهای سیاه همه جا در حرکت است و ابرهای سیاه بر فراز سرها در تلاطم. آسمان غبارآلود است و افق تیره و تار. صوت قرآن، از هر سوی بلند است، و قاریان با لحن خوش و غمناک، آیات قرآن را می خوانند:این بود که معالجه را رخت به تهران کشید. در این شهر با رسیدگی خویشان و ارادتمندان به معالجه پرداخت تا روزی که به بیمارستان منتقل شد. بیماری و بستری شدن وی حدود دو سال به طول انجامید. چون نزدیکان وی از معالجات تهران مأیوس شدند، با هزینه ی خویش او را به خارج فرستادند. این سفر درمانی 29 روز طول کشید. و از آن بدون معالجه ی قطعی همراه یکی دو تن که در خدمتش بودند به تهران بازگشت. و همین سان حال وی به سختی گرایید، در سن 68 سالگی (به سال هجری شمسی)، و 70 سالگی (به سال هجری قمری) بدرود جهان گفت- در تهران، خیابان شاهپور، کوی نیشابور. در دوران بیماری گاه به عیادتش می رفتم. و از جمله در آخرین دقایق عمرش یکبار دیگر به دیدار او موفق شدم، و حالت خاصی را در لحظات احتضار او مشاهده کردم. همین اندازه می توانم گفت، ایمان واقعی و محبت علی و خدمت به علم و هدایت خلق، در آن لحظات –لحظات نزع و به تعبیر سعدی: «رفتن جان از بدن» که تنها بر مؤمنان و پاکان و پایداران و شکیبابان فرخنده است- به صورت چگونگی ویژه تجسم یافته بود، و حالت روحانیی غیر قابل وصف در آن اتاق و در گرداگرد بستر وی پدید آورده بود، چنانکه می گفتی هرچه مادی و از عالم ماده و کدورت است از آنجا رانده اند و به جای آن، قطعه هایی از فضاهای روشن و عطرآگین جهان مینویان و سپیده دمان پاک و روانبخش بهشتهای جاودان پراکنده اند و ارواح مکرم به دیدار او و پیشباز روح او آمده اند. خداوند همواره روان او را شادمان سازد و جان او را بر روی بال فرشتگان در زلالهای رحمت خویش تا جاودان، به پرواز دارد. سپس به روز شنبه، بامداد، جنازه ی وی از همان خیابان، تا سه راه ابوذر جمهوری و از آنجا تا مسجد ارگ تشییع شد. آنگاه پس از چند روز، به سرزمین علم و آستانه ی عشق جاودان، نجف اشرف حمل گردید. در عراق نیز از جنازه ی وی تجلیل کردند. در نجف پس از ادای مراسم و طواف در حرم دوست او را در کنار کتابخانه ای که تأسیس کرده بود (مکتبة الامام امیرالمؤمنین الهامه) به خاک سپردند،- «دو کتابخانه در پهلوی هم» تا تربت او نیز چونان کتابخانه، مطاف دل مشتاقان علم و کتاب باشد، و هر محققی، به هنگام ورود به کتابخانه، از آن روح بلند و عاشق بی قرار کتاب الهام گیرد، و هر طالب علم و دانشجو، زندگی، زهد، امانت، اخلاص، استغنا، پایداری، اصلاح طلبی، و چگونگی کار وی را و عشق همواره سوز او را به کتاب و خواندن سرمشق خویش سازد. پس از رحلت «علامه امینی»، در نجف، از سوی عالمان و فقها و مرجع اعظم، و همینگونه در سایر شهرها و اماکن مختلف ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی، مجالس ترحیم و تجلیل برای او برپا گشت. دیگر «الغدیر» در میان ما، ماند اما «صاحب الغدیر» نه. من درباره ی تشییع جنازه ای که تهران از «صاحب الغدیر» کرد، سخنی نمی گویم. شاید بیش از آنچه کرد نمی توانست. چنانکه از مجلات و روزنامه ها و خبرگزاری های ایران در مورد انعکاس کردن این مصیبت بزرگ و تجلیل از شخصیت و خدمات «علامه ی فقید» نیز ذکری به میان نمی آورم. ولی هنگامی که خود در آن مراسم شرکت کردم، آنچه را مناسب با خویشتن می پنداشتم: می پنداشتم که این عالم بزرگ اسلامی شیعی و حجت آل محمد «ص» -و با کاربرد درست کلمه «حجة الاسلام» - که درگذشته است، معلم امت، شیخ مفید، محمدبن محمدبن نعمان است و این جنازه، جنازه ی اوست. آری میان مردان بزرگ همواره شباهتهای چندی است، بویژه آنان که در یک راه گام گذارده اند و برای نشان دادن یک حقیقت فدا شده اند و از شعله ی یک عشق سوخته اند، همانسان که اقیانوس ها به هم مرتبط اند و قله های رفیع همنواخت و هامونهای بزرگ در پهناوری و عمق همگونه و جنگلهای کهن در رازوری چونان هم و رودهای عظیم در بسترهای پرصخره ی خویش همسان. باری، من می پنداشتم که: مرید که پس از چهل سال دفاع مقدس و اصلاح ژرف و نشر علم و زنده کردن سنت و پاک ساختن حدیث و پیراستن تاریخ و استوار سازی تفسیر و نشان دادن حجت ارائه ی مدرک و احیای ارواح و استحکام بخشیدن به حقایق ایمانی جامعه و برتافتن سخت ترین مجاهدت در راه احیای اسلام و رهایی امت و شناساندن فلسفه ی سیاسی و اجتماعی قرآن هم اکنون درگذشته است. همرسالت دیگر خویش، در قرن پنجم، معلم امت، محمدبن محمدبن نعمان مفید است، و این جنازه، جنازه ی اوست بر سر دستها و دوشها. و این مدت میدان اشنان بغداد است که با 80000 تن بر او نماز می گذارد... «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون»، (زمر- آیه ی 9) - بگو، آیا همسان باشند آنان که بدانند و آنان که ندانند؟ «و فضل الله المجاهدین علی القاعدین أجرا عظیما»، (نساء- آیه ی 95) - خدای افزونی داد مجاهدان را بر نشستگان مزدی بزرگ. «یرفع الله الذین آمنوا والذین أوتوا العلم درجات». (مجادله- آیه ی 11) - تا خدای برتری دهد درجات آنان را که گرویدند، از میان شما، و آنان را که دانش دادند... «إنما یخشى الله من عباده العلماء» (فاطر- آیه ی 28) -از خدای ترسند (و او را شناسند و رعایت دستورات او کنند) عالمان و دانایان. «قل لا أسئلکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی» (شوری- آیه ی 23) - بگوی، نمی خواهم از شما بر این (پیغام رسانیدن) هیچ مزدی، لیکن از شما خواهم دوست داشتن خاندانم را. «شهدالله أنه لا إلـه إلا هو والملائکة و أولوا العلم قائما بالقسط» (آل عمران- آیه ی 18) -گواهی داد خدای که نیست خدایی جز او، و گواهی دادند فرشتگان و خداوندان دانش (خدای) ایستاده است به داد و عدل. «و جعلنا بینهم و بین القرى التی بارکنا فیها قرى ظاهرة و قدرنا فیها السیر سیروا فیها لیالی و أیاما آمنین» (سبأ- آیه ی 18) http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=11611 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ***چهارمین بزرگداشت حماسه 9 دی....*** | عبدالرحیم | 54 | 21,334 |
۱۴/دی/۹۲ ۱۵:۲۸ آخرین ارسال: t.kam67 |
|
| برگزاری مراسم بزرگداشت شهید انتظار شیخ حسن شحاتة | ELENOR | 2 | 2,574 |
۸/تیر/۹۲ ۱۴:۰۸ آخرین ارسال: مرغ باغ ملکوت |
|





![[تصویر: im20c.gif]](http://www.tahoorkotob.com/images/im20c.gif)

