|
زیباترین پیامک انتظار!!!
|
|
۱۳:۰۶, ۲۶/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۸۹ ۱۴:۴۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
ایده ی این رو از یه جایی تقلب کردم البته خیلی به دلم نشست زیباترین پیامک ها رو با مهوریت امام زمان و انتظار ارسال کنید در این پست برنده اون پیامکی هست که از همه بیشتر تشکر میشه از اون به 5 نفر اول هم جایزه میدیم البته میدونم اینجا اینقدر رفقا از ته دلشون میان متن پیامک میگذارند که کسی به این جایزه هم کاری نداره اما برای قدردانی خالی از لطف نیست در مورد جایزه هم سوال نفرماید!!!! برای شروع هم خود من اولین پیامک رو میگذارم لطفاً متن پیامک ها طولانی نشه و اگه شد اون رو با فونت با اندازه بزرگ ارسال کنید یا علی پیامک ارسالی من این هست: خدایا مرا زنده نگهدار تا روزی که این پیامک را دریافت کنم: ای اهل عالم ، یوسف زهرا آمد! |
|||
| آغاز صفحه 21 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۲۷, ۱۰/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/تیر/۹۰ ۱۴:۲۸ توسط netlog36.)
شماره ارسال: #201
|
|||
|
|||
|
ای خورشید بی سایه! فصل ها می گذرند؛ همچنان بی نصیب از تماشایت! جاده ها به سوی تو می شتابند و همه صراط های مستقیم، به تو ختم می شوند!
کاش می دانستیم کدام لحظه، حضور مقدّست را حس خواهد کرد؟! |
|||
|
|
۲۱:۳۰, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #202
|
|||
|
|||
(۸/تیر/۹۰ ۱۵:۰۷)هدهد نوشته است: همه به انتظار فرج نشسته ایم باید به انتظار فرج ایستاد... انقدر این متن ساده و کوتاه زیبا بود و چنان زلزله ای تو وجود من ایجاد کرد که نتونستم فقط به فشار دادن دکمه تشکر اکتفا کنم. واقعا ازتون ممنونم.فکر میکنم این جمله بعد از مدت ها ادعای انتظار داشتن بالاخره منو از جام بلند کرد تا یادم باشه به انتظار نشینم بلکه بایستم.بازم ممنون. |
|||
|
|
۲۳:۵۲, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #203
|
|||
|
|||
|
آقاجان کی می آیی تا جان ها را فرش راحت کنیم ....
|
|||
|
|
۱۴:۵۲, ۱۲/تیر/۹۰
شماره ارسال: #204
|
|||
|
|||
|
سلام
جابر جعفی از امام باقر (علیه السلام) سوال کرد: فرج شما کی خواهد بود؟ حضرت فرمودند: هیهات! هیهات! فرج ما تحقق نمی پذیرد تا وقتی شما آزمایش شوید! باز هم آزمایش شوید! باز هم آزمایش شوید! تا آنجا که آلودگی ها برطرف شده و پاکی بماند بحار الانوار، ج 52 ص 113 |
|||
|
|
۲۱:۰۹, ۱۲/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/تیر/۹۰ ۲۱:۱۷ توسط number11.)
شماره ارسال: #205
|
|||
|
|||
|
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی تمام شول هفته را به اتظار جمعه ام دوباره صبح جمعه نه!غروب شد نیامدی از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم گفتند غروب جمعه خواهی آمد آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی / دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی...
|
|||
|
|
۱۳:۲۹, ۱۶/تیر/۹۰
شماره ارسال: #206
|
|||
|
|||
|
در این رسانه ی دنیا میان برفکها
نه مانده از تو صدایی نه تصویری رسیده سن حضرت به سن نوح اما شمار مردم کشتی نکرده تغییری همچون کودک زار گم شدم در بازار تو دست گم شده ی ما رو مگر نمی گیری |
|||
|
|
۱۴:۵۴, ۱۶/تیر/۹۰
شماره ارسال: #207
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
خط بزن "و" را ٬ موع ود ِ من ؛ موعد ِ آمدنت شده… |
|||
|
|
۱۶:۵۲, ۱۶/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۰ ۱۷:۱۰ توسط mohager.)
شماره ارسال: #208
|
|||
|
|||
|
با اشک زچشمانم بيرون شده بينائي اي پادشه خوبان داداز غم تنهائي عشقت چو به دل آمد بي نام ونشانم کرد تير غم هجرانت اي يار کمانم کرد مارا نبود دلبر غير ازتو دگر ياري اين خسته مسکين را از لطف نما ياري ای ماه برآ که راه را گم کردیم حتی سر چشمه هم تیمم کردیم ای وای قرار بود آدم باشیم اما سر راه ، میل گندم کردیم السلام علیک یا اباصالح المهدی |
|||
|
|
۲۰:۱۸, ۱۶/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۰ ۹:۴۲ توسط EMPERATOR.)
شماره ارسال: #209
|
|||
|
|||
|
آقاجان بیا دیگر کافی است مدت حضورت از عمر نوج هم زیاد شده بیا ...
هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به “ســیــنـــه” بی قرار است هنوزم خواب میبینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است همان مردی که جمعه آید روزی … و این پایان خوب انتظار است |
|||
|
|
۲:۴۶, ۱۷/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۰ ۲:۴۶ توسط خادم الرضا.)
شماره ارسال: #210
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
" يا فاطمه الزهرا اشفعي لنا في الجنة " دل خورشید محک داشت؟ نداشت یا به او آئینه شک داشت؟ نداشت آسمانی که فلک می بخشید احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت غیر دیوار و در و آوارش شانه وحی کمک داشت؟ نداشت مردم شهر به هم می گفتند ، در این خانه ترک داشت ؟ نداشت شب شد و آئینه ماه شکست . دست این مرد نمک داشت؟ نداشت تو بپرس از دل پر خون و غمت چهره یاس کتک داشت؟ نداشت
|
|||
|
|
|
|
|
| 2 میهمان |












ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی / دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی...