کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
احادیثی از معصومین در مذمت و مضرات ریش تراشی
۱۹:۱۵, ۱/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/بهمن/۹۰ ۱۹:۳۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مشکلاتی که در بین مردم ایران وجود داره مسئله تراشیدن ریش هستش.

خیلی ها هستند که متأسفانه گذاشتن محاسن (ریش) رو به یک سری مسائل ربط میدن و به افرادی که عمل به حکم اسلام و خدا می کنند القاب زشتی رو نسبت میدهند .

به نظر شما چرا مردم این ذهنیت رو درمورد افرادی که محاسن خود را بلند میکنند دارند ؟

- دستور خداوند حکيم


رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نامه هايي براي پادشاهان کشورها از جمله ((خسرو پرويز )) شاه ايران براي پذيرش اسلام فرستاد. شاه مغرور و فاسد نامه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را پاره کرد و دستور دستگيري آن حضرت را صادر کرد . ماموارن شاه ايران در حالي به محضر مبارک آن حضرت مشرف شدند که ريش خود را تراشيده و از سبيل هاي بلند برخوردار بودند .
رسول گرامي اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تا نگاه به آنها نمود ناراحت شدند و فرمودند : واي بر شما !
چه کسي به شما گفته ريش خود را بتراشيد و سبيل خود را بلند نگه داريد . آنها گفتند :
پادشاه ايران دستور داده است .
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود :
(( وَ لکن رَبّي اَ مَرَني باعفاء لـِحيَتي وَ قَصِّ شارِبي ))
اما پروردگار من دستور به گذاشتن ريش و کوتاه کردن سبيل ها داده است .
((بحار الانوار ، ج20 ،ص 389 )

2- تشبيه به مجوسيان و يهوديان
از روايات استفاده مي شود که يهوديان و مجوسيان بر خلاف دستور خداوند و پيامبران (علیه السلام)
ريش خود را مي تراشيدند . اسلام براي حفظ هويت فرهنگي ، به مسلمانان دستور داد ضمن
عمل به احکام اسلام ، ظاهر خود را شبيه بيگانگان نکنند. زيرا اگر ملتي مانند مسلمانان که
داراي فرهنگ غني و کاملي هستند ، در فرهنگ از ديگران تقليد کردند ، به تدريج اصالت و هويت و فرهنگ ديني و ملي خود را از دست خواهند داد. همانطوري که در طول اين چند قرن بالاخص در اين عصر از دست دادن هويت فرهنگي در عده اي مشهود است.
بر همين اساس رسول گرامي اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
((حَفو الشََّوارِبَ وَ اعفُوا الُحي و لا تَشَبَّهوا بِاِليَهُودِ ))
سبيل هايتان را کوتاه نماييد و محاسن (ريش ها ) خودتان را بلند نگه داريد و خود را شبيه يهوديان مگردانيد : (البته محاسن ، نبايد از يک قبضه دست بلندتر باشد )
(وسائل الشيعه: ج 1 ص 423 ، مکارم الاخلاق ص 67 )

و همچنين آن حضرت فرمودند :
اِنَّ المَجَوسَ جَزَّوُا لُحاهُم وَ وَفَّرُوا شَوارِبَهُم وَ اِنَّا نَحنُ نَجِزُّ الشَّوارِبَ وُ نَعفي اللُحي وَ هِيَ
الفطرةُ))
مجوسيان ريش هاي خود را ميتراشيدند و سبييل هاي را بلند نگه مي دارند . ولي ما مسلمين
(عکس آنها ) سبيل هاي خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه مي داريم ، و ريش داشتن و کوتاه
کردن سبيل مطابقت فطرت انساني است
(وسائل الشيعه ، ج 1، ص 423 – مکارم الخلاق ص 67 )
و نيز رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند :
((لَيسَ مِنا مَن تَشَيبَّهَ بِغَيرِنا ))
کسي که خود را شبيه غير مسلمانان در آورد از ما نيست
و همچنين فرموده ملمان واقعي نيست کسي که به دستور و رسوم و آداب بيگانه عمل کند .
(کنز العمال : ج 1 ، ص 219)

امام صادق (علیه السلام) فرمودند :
خداوند به يکي از پيامبران وحي کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم
دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهيد که اگر چنين کنيد شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب
مي گرديد .
( بهشت جوانان ، ص 477 .وسائل : ج 3 ص 279 و ج 11 ، ص 111 )

3- عظمت و نشانگي مردانگي
ريش از نشانه هاي مرد بودن است و عظمت و ابهت او را نشان مي دهد و ريش در آوردن در مرد علامت آن است که ديگر او جزء بچه ها و زنان نيست ، کسي که ريش خود را مي تراشد ، اين نشانه و ابهت مردي را از بين مي برد و خود را شبيه زنان مي گرداند مفضل يکي از ياران امام صادق (علیه السلام) درباره علت ريش سوال کرد .
آن حضرت (علیه السلام) در جواب فرمود:
هنگامي که انسان مو و ريش در صورتش مي رويد، اين کار علامت و نشان مرد بودن و عظمت و ابهت او را مي رساند و او را از حد و مرز بچه ها و شبيه زنان بودن خارج ميسازد بعد آن حضرت (علیه السلام) فرمود : اگر فرزندي که متولد مي شود ، مونث و دختر باشد، صورت او به خاطر نروئيدن يش صاف و پاکيزه مي ماند تا اين پاکيزگي و شادابي و طراوت در صورت زن سبب تحريک و جلب مردان و زمينه را براي ازدواج با يکديگر فراهم سازد که ازدواج هم براي باقي ماندن نسل بشر مي باشد (بحار . ج 3 ، ص 62 و 75 )
4- زينت مردان
از امام رضا (علیه السلام) سوال شد : چه امتياز و ارزشي در ريش است که مردان دارند ولاي زنان
ندارند ؟
امام (علیه السلام) فرمودند : خداوند مردان را به وسيله محاسن زينت داده است و فضيلتي براي مردان
است و به وسيله ريش مردان از زنان شناخته مي شوند .
(سفينة البحار ، ج 2 ، ص 508 )

- باعث رساندن آسيب به صورت
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:
محاسن (ريش) را از ته زدن يک نوع مثله ( شکنجه و آزار جسم و روح ) است و کسي که خود را از شکنجه و اذيت کند لعنت خداوند بر او باد .
مستدرک الوسائل : ج 1 ص 406 – سفينة البحار : ج 2 ص 508 )

6- عمل قوم لوط
قوم لوط مردمي آلوده و ناپاک بودند که خداوند سبحان در اثر عمل شنيع لواط ، انها را نابود ساخت و يکي از اعمالي که سبب نازل شدن عذاب بر آنها شد ، تراشيدن ريش بود .
رسول گرامي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود :
ده عمل زشت و گناه ، باعث نابودي قوم لوط شد. يکي عمل لواط و آن حضرت بقيه اعمال آنها را شمرد و تا اينکه فرمود :و تراشيدن ريش و بلند کردن سبيل دو عمل و گناهي بود که سبب از بين رفتن قوم لوط شد
( مستدرک الوسائل ، ج 1 ، ص 407 )

در اسلام کوتاه کردن سبيل و گذاشتن ريش در حد متعارف و آن گونه که شرع مقدس تعيين نموده ، مورد تشويق قرار گرفته است . و در مقابل آن تراشيدن ريش و بلند نمودن سبيل و خود را شبيه بيگانگان نمودن بسيار مذمت شده است .

فلسفه حرام بودن تراشيدن ريش :
همه مراجع عاليقدر فتوي به حرمت ريش تراشي داده اند و فرقي در حرام بودن بين تراشيدن
تمام صورت و يا قسمتي از صورت نگذاشته اند. در عين حال عده اي سوال مي کنند که علت
حرام بودن ريش تراشي چيست ؟
در اين بحث به صورت فهرست وار ضررهاي جسمي و روحي آن گفته خواهد شد و قبل از
آن تاريخچه اي از ريش گذاشتن و تراشيدن آن بيان خواهد شد.

تاريخچه اي از ريش گذاشتن:
وقتي تاريخ ريش گذاشن بررسي مي شود ، يک نوع افراط و تفريط در آن بوده به طوري که عده اي ريش خود را آنقدر بلند مي کردند که به زمين کشيده مي شده و افرادي را اسير جمع آوري آن از زير دست و پا مي کردند . در مقابل برخي ريش خود را از ته مي زدند ،

ريش در شريعت حضرت موسي (علیه السلام) :
عبرانيان از زمان هاي بسيار قديم ريش مي گذاشتند و بر طبق شريعت حضرت موسي (علیه السلام) مجاز به تراشيدن ريش نبودند و کندن ريش نزد آنان علامت تحقير و بي احترامي بود.
حضرت موسي (علیه السلام) با مرداني از بني اسرائيل به کوه طور رفت ودستور فرمود که بعد از دعاي من آمين بگوييد . از جمله دعاهاي حضرت نفرين بر کساني که ريش خود را مي تراشيدند.
(برگرفته از اولين دانشگاه و آخرين پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، ج 15 ، ص 243 ، 263 )

سلاطين و علماء
سلاطيني از بابل ، آشور، ايران و يونان قديم ريش خود را فرمي دادند و در مجسمه هاي داريوش بزرگ و حکمائي مانند افلاطون ، ارسطو و سقراط اين موضوع مشهود است .
برخي فراعنه مصر سنگ هاي قيمتي و مرواريد به ريش خود مي آويختند و آن سنگ ها ريش ها را اصلاح مي کردند.
معروف است که ريش سلطان سنجر آنقدر طول وعرض داشت که زمان شکار و تيراندازي غلامان مي دويدند و ريش شاه را که به زمين مي رسيد با پارچه اي بسته و به پشتش گره ميزدند.
ريش فتحعلي شاه قاجار و دربانيانش آنقدر بزرگ بود که در زمان تيراندازي آن را مي بستند.
زماني ريش ها را شکل خاصي مانند توپي ، دم کبوتري ، مربع و مستطيل مي دادند .
((عباد)) برادر عبيدالله بن زياد )) ريش طويلي داشته و ((ضياءالدين قزويني )) استاد
((سعد الدين تفتازاني )) ريشش آنقدر طولاني بود که به کفش هايش مي رسيد و در خواب آن
را کيسه مي کرد و چون بر مرکب سوار مي شد ، انرا متفرق مي نمود و مردم را متوجه خود مي ساخت .
مردم يونان و روم قديم هم ريش داشتند، اما کم کم در ايام شادي ريش تراشي معمول گرديد .
اما در نزد ايرانيان ريش مرسوم بوده است.
اولين کسي که فرمان ريش تراشي را دسته جمعي صادر کرد ((اسکندر مقدوني )) بود و دومين نفر که اين دستور را داد ((فيليپ هفتم )) در اسپانيا و سومين نفر ((پطر کبير))در روسيه بود و او چنان سخت گرفت که کساني را که داراي ريش بودند ، جريمه مي کرد و چهارمين نفر ((شاه عباس صفوي )) در ايران بود.

احترام ريش نزد درويشان
قلندران و درويشان در عراق موي سر و ابرو را مي تراشيدند و در ايران تاري از موي ريش و سبيل را به عنوان ارادت و دوستي و مردي و يا براي شرط نذر براي يکديگر ارسال مي کردند و يا گرو مي گذاشتند.
در يک دوره طولاني اگر ريش کسي را مي کندند ، آنقدر توهين آميز بود که مرگ را بر آن ترجيح مي داد و ريش داشتن را مورد احترام قرار مي دادند ، و چه بسا بعضي دولت ها ريش انسان هاي مجرم را مي تراشيدند و تبعيدش مي کردند و با پياده و سواره در شهر در معرض تماشاي عموم قرار مي دادند .

داشتن ريش سيره انبياء (علیه السلام) و دانشمندان اروپايی
سيره انبياء و ائمه اطهار (علیه السلام) و اولياء الهي و علماء گذاشتن ريش بود و از تراشيدن آن نفرت
داشتند و در بين دانشمندان جهان از جمله اروپا و سلاطين بسياري از آنها به پيامبران در ريش
گذاشتن اقتدا مي کردند. از جمله دانشمندان اروپايي که ريش داشته اند و عکسهايشان در کتابها
و موزه ها موجود است ، عبارتند از : پاستور فرانسوي ، ماريوني (مخترع ماشين چاپ ) کوري پير (فيزيک و شيميدان فرانسوي کاشف راديوم ) ، تارنيه (بزرگترين استاد معالجه امراض) لوکاس شامپيو نبر (نخستين کسي که عمل فتق را انجام داد ) دکتر پرفسور اميل
و.....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، EMPERATOR ، MohammadSadra ، yamin ، Aleyasin ، انصارالمهدی ، zarati313 ، خادمة الزهرا ، vahrakan ، Ramin_Ghn ، حسن.س. ، Agha sayyed ، أین المنتظر ، وحید110 ، montazer ، ali.khm ، mhvvhm ، تازه مسلمان ، ساقی ، Tolou

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۳۸, ۲/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
(۲/بهمن/۹۰ ۱۹:۳۶)stranger00 نوشته است:  چرا سنی ها ریش رو بلند و سیبیل رو کوتاه می کنند یا از ته می تراشند؟

دوست من این سفارش اسلام هست . سوال من این هست که چرا شیعیان این کار رو انجام نمیدن ؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۲۱:۵۱, ۲/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #12

(۲/بهمن/۹۰ ۲۱:۳۸)سید احمد نوشته است:  
(۲/بهمن/۹۰ ۱۹:۳۶)stranger00 نوشته است:  چرا سنی ها ریش رو بلند و سیبیل رو کوتاه می کنند یا از ته می تراشند؟

دوست من این سفارش اسلام هست . سوال من این هست که چرا شیعیان این کار رو انجام نمیدن ؟؟؟

این سفارش (در مورد سبیل)واجب است؟باید بین واجب و مستحب فرق گذاشت.در هر حال ،نظر مرجع تقلید باید پرسیده بشه.
ما که نباید کاسه داغتر از آش باشیم.نه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۴, ۲/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۰ ۰:۳۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #13
آواتار
دوست عزیز لطفا با دقت این متن رو بخونید.خودتون متوجه میشید


از روايات استفاده مي شود که يهوديان و مجوسيان بر خلاف دستور خداوند و پيامبران (علیه السلام)
ريش خود را مي تراشيدند . اسلام براي حفظ هويت فرهنگي ، به مسلمانان دستور داد ضمن
عمل به احکام اسلام ، ظاهر خود را شبيه بيگانگان نکنند. زيرا اگر ملتي مانند مسلمانان که
داراي فرهنگ غني و کاملي هستند ، در فرهنگ از ديگران تقليد کردند ، به تدريج اصالت و هويت و فرهنگ ديني و ملي خود را از دست خواهند داد. همانطوري که در طول اين چند قرن بالاخص در اين عصر از دست دادن هويت فرهنگي در عده اي مشهود است.
بر همين اساس رسول گرامي اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
((حَفو الشََّوارِبَ وَ اعفُوا الُحي و لا تَشَبَّهوا بِاِليَهُودِ ))
سبيل هايتان را کوتاه نماييد و محاسن (ريش ها ) خودتان را بلند نگه داريد و خود را شبيه يهوديان مگردانيد : (البته محاسن ، نبايد از يک قبضه دست بلندتر باشد )
(وسائل الشيعه: ج 1 ص 423 ، مکارم الاخلاق ص 67 )

و همچنين آن حضرت فرمودند :
اِنَّ المَجَوسَ جَزَّوُا لُحاهُم وَ وَفَّرُوا شَوارِبَهُم وَ اِنَّا نَحنُ نَجِزُّ الشَّوارِبَ وُ نَعفي اللُحي وَ هِيَ
الفطرةُ))
مجوسيان ريش هاي خود را ميتراشيدند و سبييل هاي را بلند نگه مي دارند . ولي ما مسلمين
(عکس آنها ) سبيل هاي خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه مي داريم ، و ريش داشتن و کوتاه
کردن سبيل مطابقت فطرت انساني است
(وسائل الشيعه ، ج 1، ص 423 – مکارم الخلاق ص 67 )
و نيز رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند :
((لَيسَ مِنا مَن تَشَيبَّهَ بِغَيرِنا ))
کسي که خود را شبيه غير مسلمانان در آورد از ما نيست
و همچنين فرموده ملمان واقعي نيست کسي که به دستور و رسوم و آداب بيگانه عمل کند .
(کنز العمال : ج 1 ، ص 219)

امام صادق (علیه السلام) فرمودند :
خداوند به يکي از پيامبران وحي کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم
دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهيد که اگر چنين کنيد شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب
مي گرديد .
( بهشت جوانان ، ص 477 .وسائل : ج 3 ص 279 و ج 11 ، ص 111 )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۲۳:۰۰, ۲/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #14

(۲/بهمن/۹۰ ۲۱:۳۸)سید احمد نوشته است:  
(۲/بهمن/۹۰ ۱۹:۳۶)stranger00 نوشته است:  چرا سنی ها ریش رو بلند و سیبیل رو کوتاه می کنند یا از ته می تراشند؟

دوست من این سفارش اسلام هست . سوال من این هست که چرا شیعیان این کار رو انجام نمیدن ؟؟؟
منظور علمای شیعه و سنی هست. چرا علمای سنی سیبیل رو میزنند اما شیعیان نه. این اختلاف از کجا ناشی شده؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۱, ۴/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۰ ۳:۰۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #15
آواتار
ما در جامعه حداقل 4 نوع ریش داریم
1- ریش زینتی (میگذارم چون من زیباتر میشوم)
2- ریش سیاسی(میگذارم چون باید نون را به نرخ روز خورد)
3- ریش حزب اللهی (البته حزب اللهی به معنای عرفی و نه آن حزب الله که مد نظر خداوند است)(میگذاریم به دلایل مختلف من جمله این که ثواب دارد)
4- ریش توحیدی (میگذارم چون خدا دوست دارد)

اما از کجا معلوم که خدا دوستدارد
بر طبق آیات قرآن پیامبر هیچ فعل و عملی را از روی هوای نفس خویش انجام نمیدهند و هر فعل و قول و عمل ایشان مطابق خواست و رضای خداست و خدا در قرآن ایشان را اسوه ی حسنه و الگوی نمونه معرفی کرده و اطاعت و تبعیت ازایشان را در همه ی امور بر مسلمین واجب کرده
و بعد از ایشان هم اطاعت از جانشینان بر حق تعیین شده توسط خدا و معرفی شده توسط رسول خدا یعنی 12 امام معصوممان را واجب کرده و آنها هم در این مورد که بر طبق هوای نفس نه سخن میگویند و نه فعلی انجام میدهند با پیغمبر اکرم مشترک هستند و در سیره ی تمام این 13 معصوم ریش گذاشتن آمده است
و حتی در سیره ی پیروان راستین این بزرگواران
از علامت های حب حقیقی این است که انسان خواه نا خواه کم کم به وسیله ی اکسیر حب شبیه محبوبش میشود

خود حقیر زمانی سه تیغ بودم
یک بار در کتاب اسرار الصلاة میرزا جواد آقا خوندم که مومن باید ریش بگذارد البته دلایل زیادی رو برای این امر بیان کرده بودند اما حقیر در آن زمان با خود گفتم اگه خدا قراره برای یه ریش منو ببره جهنم بگذار ببره که البته حرف غلطی بود و به قول دوستان از عقاید دوران جاهلی حقیر بود

اصل قضیه این هست که امروز خیلی ها توجیهات بعضاً علمی هم در محاسن نتراشیدن ریش مطرح میکنند اما اگه کسی به خاطر این محاسن ریشش را نتراشد بندگی خدا را نکرده و بندگی نفس کرده و در تقرب به درگاه خدا چندان اثری ندارد مگر اینکه در نظر بگیرد چون خدا امر کرده به خود ضرر نزنید من برای اطاعت این حکم کلی خدا این کار رو انجام میدم

ببینید اگه کسی هدفش بندگی خدا باشه ، و با عقلش به حقانیت خدا و آخرت و نبوت و اسلام و تشیع 12 امامی رسیده باشه باید طبق سیره اهل بیت که انجام نمیدهند مگر آنچه خدا میپسندد اعمالش را تنظیم کند

اما یه بحث دیگه ای هم هست
یکی از علمای ربانی در مکاشفه ای در روز حساب میبینه کسی که ریشش از ته تراشیده شده مجوز میگیره و میره ولی کس دیگه ای نه که به ظاهر اوضاعش درست تر بوده
اعتراض میکنه و جواب میدن فلانی فقط همین مشکل رو داشته و تازه در آخر عمرش هم توبه کرده اما اون یکی مشکلات زیربنایی تری داشته
البته قضیه ی حساب وکتاب منحصراً در اختیار اوست کریم هست و کسی اجازه ی دخالت نداره و ذکر این مطلب هم به هیچ وجه نشان مجوز دادن به انجام یک فعل حرام نیست نعوذاً بالله ، اما حرف سر این هست که موارد بسیار بسیار مهمتری نسبت به قضیه ی ریش در اعتقادات و اخلاقیات و اعمال ما مسلمانان هست که هم در قرآن به آن بسیار تأکید شده و هم توسط 14 معصوم بسیار به آن تأکید شده که متأسفانه چندان مورد توجه نیست
به طور مثال روزی در پیش یکی از ائمه ذکر خیر میکنند از مرد عابدی که بسیار اهل نماز و روزه و ... بوده بعد که ذکر فضایل مردم از این شخص در پیش امام معصوم خاتمه میابد ایشان عرض میکنند
اینها چیز مهمی نیست
برایم از عقل این شخص بگویید!!!!!!!!
یعنی تا عقل و معرفت در کار نباشد اینکارها خیلی برای ما گره گشا نیست
لطفاً بد برداشت نشود و خدایی نکرده روزه گرفتن و نماز خواندن و سایر عبادات را نگید پس اهمیت ندارد
اینها بسیار بسیار مهم هستند و از شعون بندگی و بدون انجام این واجبات حرف از بندگی خدا زدن قصه پردازی است اما به صرف اینها رستگاری حاصل نمیشه

بر طبق آیات قرآن رستگاری محصول دو چیز است
ایمان و عمل صالح
و مهمترین مباحث مربوط به ایمان تحصیل اعتقادات درست و وارد کردن این اعتقادات درست در قلب است

در پایان مجدداً یاد آور میشوم که برایند حرف حقیر این است که بله باید ریش داشت، چون خواست خداست و همه ی محبوبین خدا که از روی هوای نفس عمل نمیکردند و جز خواست محبوب عمل نمیکردند این سنت را داشته اند و بعلاوه از نشانه های مومنین است

روزی از یک بزرگواری پرسیدم از کجا بفهمم از لحاظ ایمان در حال رشد هستم یا نه
گفتند: در امتحانات معلوم میشه که ما برای چه چیز بیشتر ارزش قائلیم ، خواست خدا و یا خواسته خودمان

و این هم یکی از همون جا هاست
یا علی
التماس دعای فراوان
خدا نگهدارمان
یه نکته رو فراموش کردم
تفاوت است بین عمل برای ثواب و عمل برای رضای خدا

یه مثال میزنم اول
یه روز جمعه حضرت امام داشتن ناخوناشون رو میگرفتند ، یکی از خانومهای خونه (دخترشون یا عروسشون) میگن آقاجون چرا دارید روز جمعه ناخون میگیرید
امام بیدرنگ میفرمایند چون خدا دوست داره!!!!
معمولاً ممکنه این جواب بیشتر تداعی بشه که مثلاً امام بگن چون مستحب هست
مستحب معمولاً وقتی گفته میشه آدم ذهنش میره به سمت واژه ثواب

مولا علی میفرمایند آدما 3 جور عبادت میکنند
عده ای تاجرانه (به طمع بهشت، به قول امام خمینی : ما ترک شهوت برای شهوت بزرگتر میکنیم، که ریشه اش میشه حب نفس ، خودشو دوستداره دلش میخواد به لذت برسه)
عده ای خائفانه (از ترس جهنم و عذاب نشدن، بازم ریشه اش میشه حب نفس ، خودش دوست داره نمیخواد عذاب ببینه)
یه عده هم عبادت احرار و آزادگان (قوماً عَبَدُ الله حُبً) عده ای خدا را از روی حب عبادت میکنند
یعنی چه بهشت باشه و چه نباشه چون خدا رو شایسته ی عبادت یافتن خدارو از روی محبت عبادت میکنند
ریشه ی این عبادت میشه حب خدا

حالا حزب اللهی که میگیم برای ثواب ریشش رو میتراشه و موحد که میگیم چون خدا دوست داره ریشش رو میتراشه منظور این دو سبک عبادت هست
البته خدا به فضل خودش عبادت هر سه دسته رو پاداش میده اما خوب مراتبش بسیار متفاوت هست
یا علی

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تازه مسلمان ، أین المنتظر ، freewish ، SARV ، vahrakan ، در جستجوی سختی ، Agha sayyed ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا