|
محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) الگوی نیکو
|
|
۱۸:۲۰, ۲/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
امروز بیست و هشتم صفر مصادف است با رحلت جانسوز پیامبر گرامی اسلام،به همین مناسبت گوشه ای از خصلت های بیشمار و والای این اسوه اخلاق را که هر کدام از آنها می تواند سرمشق زندگی ما باشد در زیر آورده ایم:
1-هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت. -2در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید. 3-نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود. 4-هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و ... کسی در سلام بر ایشان سبقت نگرفت. 5-وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست ایشان بیرون نمی کشید. 6-با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است. 7-هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه ی چشم نظر نمی کرد. 8-هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد. 9-چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو. 10-سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود. منبع : mouood.org ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۷:۰۵, ۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
11-هرگاه با کسی هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.
12-چون با کسی سخن می گفت کاملا برمیگشت و رو به او می نشست. 13-با هرکه می نشست تا او اراده ی برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست. 14-در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا. 15-هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن. 16-در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد. 17-هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد. 18-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود. 19-اگر در محضر ایشان چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت. 20-اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد. ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۲۳:۱۷, ۱۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
21-کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.
22-هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد. 23-هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید. 24-پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود. 25-چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟» 26-با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد. 27-دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت. 28-هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه ی یک جرعه شیر بود. 29-بیش از همه صله ی رحم به جا می آورد. 30-به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد. 31-کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد. 32-آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند. 33-هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد. 34-هرگز کسی را حقیر نمی شمرد. 35-هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند. 36-هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد. 37-هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد. 38-از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود. 39-هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت. 40-بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد. 41-از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه ی مدینه بود. 42-سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد. 43-اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد. 44-با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود. 45-در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است 46-میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد. 47-وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود. 48-هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی داد. 49-اگر در حال نماز بود و کسی پیش ایشان می امد نمازش را کوتاه می کرد. 50-اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد. 51-عزیزترین افراد نزد ایشان کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید. 52-احدی از محضر ایشان نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند.» 53-هرگاه کسی از ایشان حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد. 54-هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد. 55-پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود. 56-غریبان را خیلی مراعات می نمود. 57-با نیکی به شروران دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد. 58-همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت . 59-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد. 60-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد . 61-مزاح می کرد اما به بهانه ی مزاح و خنداندن حرف لغو و باطل نمی زد. 62-نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت. 63-بردباریش همواره بر خشمش سبقت می گرفت. 64-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد. 65-از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی ایشان را نمی شناخت 66-هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود. 67-هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود. 68-در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت. 69-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد . 70-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت. 71-بر روی خاک می نشست و بر روی خاک غذا می خورد. 72-بر روی زمین می خوابید. 73-کفش و لباس را خودش وصله می کرد. 74-با دست خودش شیر می دوشت و پای شتر ش را خودش می بست. 75-هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد. 76-هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد. 77-اکثر جامه های آن حضرت سفید بود. 78-چون جامه ی نو می پوشید جامه ی قبلی خود را به فقیری می بخشید. 79-جامه ی فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود. 80-در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد. 81-ژولیده مو بودن را کراهت می دانست. 82-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود. 83-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد. 84-نور چشم ایشان در نماز بود و اسایش و آرامش خود را در نماز می یافت. 85-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت. 86-هرگز نعمتی را مذمت نکرد. 87-اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد. 88-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت. 89-موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود. 90-در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود. 91-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شدو از همه دیرتر دست می کشید. 92-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد. 93-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد. 94-در غذا هرگز آروغ نزد. 95-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد. 96-بعد از غذا دستها را می شست و بر روی خود می کشید. 97-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله. 98-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود. 99-چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست. 100-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و نیز بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد. منبع : http://dataa.mihanblog.com ... پایان...
|
|||
|
|
۱۹:۰۶, ۹/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۱ ۱۹:۱۱ توسط azade.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
چند روز پیش ، در سیر مطالعاتی نهج البلاغه، به موضوع بعثت پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدیم، این مطلب پاسخ خوبیست به توهینهای ناشایست و احمقانه و ساده لوحانه کسانی که نمیفهمند هر چه امروز دارند از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله هست ... بخشی از اون رو در اینجا قرار میدم در چنين اوضاع و احوالى پيامبر اکرم ظهور كرد و آفتاب قرآن درخشيدن گرفت. عالى ترين مفاهيم توحيد و دقيق ترين معارف مربوط به خدا و صفات او، به وسيله آن حضرت تعليم داده شد، تاريخ انبيا كه با خرافات وحشتناكى آميخته شده بود به صورت پاك و خالى از هر گونه خرافه بر مردمان عرضه شد. [/font]قوانينى كه حمايت از محرومان و مستضعفان، اساس آن را تشكيل مى داد و پديدآورنده نظم و عدالت بود بيان گرديد و پيامبر اکرم به تعبير خود قرآن، آنها را از ضلال مبين رهايى بخشيد و با تعليم قرآن و معارف اسلام به تهذيب نفوس پرداخت (هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين). آرى با ظهور اين پيامبر بزرگ چهره دين الهى، آشكار گشت و خرافات زدوده شد و فصل تازه اى در تاريخ بشريت گشوده گرديد. اين حقيقتى است كه حتى دورافتادگان از كانون اسلام نيز به آن معترفند. [font=Tahoma](برنارد شاو) نويسنده و فيلسوف معروف انگليسى مى گويد: دين محمد، تنها دينى است كه به نظر مى رسد شايستگى دارد كه با تمام اشكال زندگى انسانها در طول تاريخ بسازد (و آنها را رهبرى كند) به گونه اى كه براى تمام اقوام، جاذبه داشته باشد محمد را بايد نجات دهندى انسانيت خواند و من معتقدم اگر مردى همانند او زعامت و سرپرستى جهان امروز را بر عهده بگيرد در حل مشكلات پيروز مى شود و جهان را به سوى سعادت و صلح مى برد. محمد كاملترين انسان از گذشتگان و انسانهاى امروز بود و مانند او در آينده نيز تصور نمى شود! |
|||
|
|
۱۵:۵۴, ۲۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
برای یاد آوری....................
|
|||
|
|
۱۶:۳۸, ۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «لا يَبلُغُ العَبدُ صَريحَ اليمانِ حَتّى يَدَعَ المِزاحَ وَالكَذِبَ وَيَدَعَ المِراءَ وَإِن كانَ مُحِقّا؛ بنده به ايمان ناب نرسد، مگر آن كه شوخى و دروغ را ترك گويد و مجادله (بگومگو) را رها كند، هر چند حق با او باشد..» الترغيب و الترهيب، ج3، ص594، ح20
|
|||
|
|
۱۸:۵۳, ۲/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
رسول اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله در حدیثی بسیار زیبا فرموده اند: توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر.
مشرق- پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: عدالت نيكو است اما از دولتمردان نيكوتر، سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر؛ تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر؛ صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر. متن حدیث: اَلعَدلُ حَسَنٌ وَلكِن فِى المَراءِ اَحسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الغنياءِ اَحسَنُ، اَلوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِن فِى العُلَماءِ اَحسَنُ، اَلصَّبرُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الفُقَراءِ اَحسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الشَّبابِ اَحسَنُ، اَلحَياءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى النِّساءِ اَحسَنُ؛ «نهج الفصاحه،حدیث2006» alvadossadegh.com |
|||
|
|
۲۳:۲۹, ۵/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
در کتب فرهنگ لغت، واژه «رهبانیت» به «گوشهنشینیوترک دنیا» معنی شده است اما طبق فرمایش نبی مکرم اسلام، حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، رهبانیت در اسلام به معنای جهاد در راه خداست. در جلد سوم کتاب «کنزل العمّال» آمده است :
![]() «پسری از عثمان بن مظعون، از یاران نزدیک رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، در گذشت. این مصیبت عثمان را سخت اندوهناک ساخت و در خانه خود نشست، در گوشه ای محلی را برای نماز خود آماده کرد و در آن جا مشغول عبادت شد. پانزده روز گذشت. پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) احوالش را پرسید. قضیه را برای حضرت گفتند، آن بزرگوار به شخصی فرمود: برو به عثمان بشارت بهشت بده و بگو نزد من بیاید. عثمان بن مظعون (به مجرد شنیدن فرمان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)) به حضور حضرت رسید. پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به او فرمود: عثمان! دوست نداری در روز قیامت به هر در از درهای هشتگانه بهشت که می رسی پسرت را ببینی که دامن تو را گرفته، نزد پروردگارت از تو شفاعت می کند؟! عرض کرد: چرا ای رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)! یاران پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عرض کردند: آیا این پاداش برای ما نیز هست؟ فرمود: آری هرکس از امت من که دچار رنجی شود و بر آن صبر کند این پاداش را خواهد داشت. سپس رو به عثمان کرد و فرمود: ای عثمان! آیا می دانی که رهبانیت در اسلام چیست؟ (رهبانیت در اسلام) جهاد در راه خداست، ای عثمان! هرکه نماز صبح را به جماعت بخواند و سپس به ذکر خدا مشغول شود تا آفتاب طلوع کند، پاداش او به اندازه یک حج و عمره پذیرفته شده است.» از سایت وعده صادق alvadossadegh.com |
|||
|
|
۱۸:۰۵, ۴/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
به گزارش موعود به نقل از افکارنیوز، امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرماید: برای پیامبر (صلی الله علیه واله) غذایی آوردند. آن حضرت چون دید داغ است فرمود بگذارید سرد شود که برکتش بیشتر است؛ خدا غذای داغ به ما نداده است.
امام حسین(علیه السلام) می فرماید: هرگاه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) غذایی می خورد، می گفت: «اللّهُمَّ بارِک لَنَا فِیهِ وَ ارزُقنَا خَیراً مِنهُ؛ خدایا! در آن برای ما برکت قرار ده و بهتر از آن را روزیمان فرما» و هرگاه شیر می نوشید می گفت: «اللَّهُم بارِک لَنَا فِیهِ وَ ارزُقنَا فِیه؛ خدایا! در آن برای ما برکت قرار ده و روزیمان را در آن قرار ده». امام صادق (علیه السلام) می فرماید: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از هنگام بعثت تا پایان عمر خود هرگز در حال تکیه دادن غذا نخورد و پیوسته مانند برده غذا می خورد و مانند برده می نشست و این کار را برای تواضع و فروتنی در برابر خدا انجام می داد. همچنین می فرماید: پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) خوردن و آشامیدن و برداشتن چیزی را با دست چپ نمی پسندید. راوی گوید: رسول خدا (صلی الله علیه واله) برای خوردن، آشامیدن و وضو از دست راست خود استفاده می کرد. انس می گوید: هرگز رسول خدا (صلی الله علیه واله) از غذایی بدگویی نکرد. اگر غذایی را می پسندید آن را می خورد و اگر غذایی را نمی پسندید نمی خورد. از سایت موعود :http://www.mouood.org |
|||
|
۱۴:۴۴, ۲۰/تیر/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
چهل حدیث اخلاقی از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) 1- فضيلت دانش طلبى مَنْ سَلَكَ طَريقًا يَطْلُبُ فيهِ عِلْمًا سَلَكَ اللّهُ بِهِ طَريقًا إِلَى الْجَنَّةِ... وَ فَضْلُ الْعالِمِ عَلَى الْعابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلى سائِرِ النُّجُوم لَيْلَةَالْبَدْرِ : هر كه راهى رود كه در آن دانشى جويد، خداوند او را به راهى كه به سوى بهشت است ببرد، و برترى عالِم بر عابد، مانند برترى ماه در شب چهارده، بر ديگر ستارگان است. 2- دين يابى ايرانيان لَوْ كانَ الدِّينُ عِنْدَ الثُّرَيّا لَذَهَبَ بِهِ رَجُلٌ مِنْ فارْسَ ـ أَوْ قَالَ ـ مِنْ أَبْناءِ فارْسَ حَتّى يَتَناوَلَهُ : اگر دين به ستاره ثريّا رسد، هر آينه مردى از سرزمين پارس ـ يا اين كه فرموده از فرزندان فارس ـ به آن دست خواهند يازيد. 3- ايمان خواهى ايرانيان إِذا نَزَلَتْ عَلَيْهِ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) سُورَةُ الْجُمُعَةِ، فَلَمّا قَرَأَ : وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ. قَالَ رَجُلٌ مَنْ هؤُلاءِ يا رَسُولَ اللّهِ؟ فَلَمْ يُراجِعْهُ النّبِىُّ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، حَتّى سَأَلَهُ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلاثًا. قالَ وَفينا سَلْمانُ الفارْسىُّ قالَ فَوَضَعَ النَّبِىُّ يَدَهُ عَلى سَلْمانَ ثُمَّ قالَ : لَوْ كَانَ الاِْيمانُ عِنْدَ الثُّرَيّا لَنالَهُ رِجالٌ مِنْ هؤُلاءِ : وقتى كه سوره جمعه بر پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نازل گرديد و آن حضرت آيه وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ را خواند. مردى گفت:اى پيامبر خدا! مراد اين آيه چه كسانى است؟ رسول خدا به او چيزى نگفت تا اين كه آن شخص يك بار، دوبار، يا سه بار سؤال كرد. راوى مىگويد : سلمان فارسى در ميان ما بود كه پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) دستش را روى دوش او نهاد، سپس فرمود : اگر ايمان به ستاره ثريّا برسد، هر آينه مردانى از سرزمين اين مرد به آن دست خواهند يافت. 4- مشمولان شفاعت أَرْبَعَةٌ أَنَا الشَّفيعُ لَهُمْ يَوْمَ القِيمَةِ: 1ـ مُعينُ أَهْلِ بَيْتى. 2ـ وَ الْقاضى لَهُمْ حَوائِجَهُمْ عِنْدَ مَا اضْطُرُّوا إِلَيْهِ. 3ـ وَ الُْمحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ. 4ـ وَ الدّافِعُ عَنْهُمْ بِيَدِهِ : چهار دسته اند كه من، روز قيامت، شفيع آنها هستم:1ـ يارى دهنده اهل بيتم،2ـ برآورنده حاجات اهل بيتم به هنگام اضطرار و ناچارى،3ـ دوستدار اهل بيتم به قلب و زبان،4ـ و دفاع كننده از اهل بيتم با دست و عمل. 5- ملاك پذيرش اعمال لا يُقْبَلُ قَوْلٌ إِلاّ بِعَمَل وَ لا يُقْبَلُ قَوْلٌ وَ لا عَمَلٌ إِلاّ بِنِيَّة وَ لا يُقْبَلُ قَوْلٌ وَ لا عَمَلٌ وَ لا نِيَّةٌ إِلاّ بِإِصابَةِ السُّنَّةِ : نزد خداوند سخنى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با عمل باشد، و سخن و عملى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با نيّت خالص باشد، و سخن و عمل و نيّتى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه مطابق سنّت باشد. 6- صفات بهشتى أَلا أُخْبِرُكُمْ بِمَنْ تَحْرُمُ عَلَيْهِ النّارُ غَدًا؟ قيلَ بَلى يا رَسُولَ اللّهِ. فَقالَ : أَلْهَيِّنُ الْقَريبُ اللَّيِّنُ السَّهْلُ : آيا كسى را كه فرداى قيامت، آتش بر او حرام است به شما معرّفى نكنم؟ گفتند : آرى، اى پيامبر خدا. فرمود : كسى كه متين، خونگرم، نرمخو و آسانگير باشد. 7- نشانه هاى ستمكار عَلامَةُ الظّالِم أَرْبَعَةٌ : يَظْلِمُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِيَةِ، وَ يَمْلِكُ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ، وَ يُبْغِضُ الْحَقَّ وَ يُظْهِرُ الظُّلْمَ : نشانه ظالم چهار چيز است :1ـ با نافرمانى به مافوقش ستم مىكند،2ـ به زيردستش با غلبه فرمانروايى مىكند،3ـ حقّ را دشمن مىدارد،4ـ و ستم را آشكار مىكند. 8- شعبه هاى علوم دين إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ : آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَريضَةٌ عادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قائِمَةٌ وَ ما خَلاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ : همانا علم دين سه چيز است، و غير از اينها فضل است:1ـ آيه محكمه ( كه منظور از آن علم اصول عقائد است ) ،2ـ فريضه عادله ( كه منظور از آن علم اخلاق است ) ،3ـ و سنّت قائمه ( كه منظور از آن علم احكام شريعت است ) . 9- فتواى نااهل مَنْ أَفْتى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْم... فَقَدْ هَلَكَ وَ أَهْلَكَ : كسى كه بدون صلاحيّت علمى براى مردم فتوا دهد، خود را هلاك ساخته و ديگران را نيز به هلاكت انداخته است. 10- روزه واقعى أَلصّائِمُ فى عِبادَة وَ إِنْ كانَ فى فِراشِهِ ما لَمْ يَغْتَبْ مُسْلِمًا : روزه دار ـ مادامى كه غيبت مسلمانى را نكرده باشد ـ همواره در عبادت است، اگر چه در رختخواب خود باشد. 11- فضيلت رمضان شَهْرُ رَمضانَ شَهْرُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهْرٌ يُضاعَفُ فيهِ الْحَسَناتُ وَ يَمْحُو فيهِ السَّيِّئاتُ وَ هُوَ شَهْرُ الْبَرَكَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الاِْنابَةِ وَ هُوَ شَهْرُ التَّوبَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ. أَلا فَاجْتَنِبُوا فيهِ كُلَّ حَرام وَ أَكْثِرُوا فيهِ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ... : ماه رمضان، ماه خداوند عزيز و جليل است، و آن ماهى است كه در آن نيكيها دوچندان و بديها محو مىشود، ماه بركت و ماه بازگشت به خدا و توبه از گناه و ماه آمرزش و ماه آزادى از آتش دوزخ و كاميابى به بهشت است. آگاه باشيد! در آن ماه از هر حرامى بپرهيزيد و قرآن را زياد بخوانيد. 12- نشانه هاى شكيبا عَلامَةُ الصّابِرِ فى ثَلاث:أَوَّلُها أَنْ لا يَكْسَلَ،و الثّانِيَةُ أَنْ لا يَضْجَرَ،وَ الثّالِثَةُ أَنْ لا يَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ. لاَِنـَّهُ إِذا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ،وَ إِذا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ،وَ إِذا شَكى مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ عَصاهُ : علامت صابر در سه چيز است:اوّل : آن كه كسل نشود،دوّم : آن كه آزرده خاطر نگردد،سوّم : آن كه از خداوند عزّوجلّ شكوه نكند،زيرا وقتى كه كسل شود، حقّ را ضايع مىكند،و چون آزرده خاطر گردد شكر را به جا نمىآورد،و چون از پروردگارش شكايت كند در واقع او را نافرمانى نموده است. 13- بدترين جهنّمى إِنَّ أَهْلَ النّارِ لَيَتَأَذُّونَ مِنْ ريحِ الْعالِمِ التّارِكِ لِعِلْمِهِ وَ إِنَّ أَشَدَّ أَهْلِ النّارِ نِدامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعا عَبْدًا إِلَى اللّهِ فَاسْتَجابَ لَهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ فَأَطاعَ اللّهَ فَأَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ وَ أَدْخَلَ الدّاعِىَ النّارَ بِتَرْكِهِ عِلْمَهُ : همانا اهل جهنّم از بوى گند عالمى كه به علمش عمل نكرده رنج مىبرند، و از اهل دوزخ پشيمانى و حسرت آن كس سختتر است كه در دنيا بنده اى را به سوى خدا خوانده و او پذيرفته و خدا را اطاعت كرده و خداوند او را به بهشت درآورده، ولى خودِ دعوت كننده را به سبب عمل نكردن به علمش به دوزخ انداخته است. 14- عالمان دنيا طلب أَوْحَى اللّهُ إِلى داوُدَ ( عليه السلام ) لا تَجْعَلْ بَيْنى وَ بَيْنَكَ عالِمًا مَفْتُونًا بِالدُّنْيا فَيَصُدَّكَ عَنْ طَريقِ مَحَبَّتى فَإِنَّ أُولئِكَ قُطّاعُ طَريقِ عِبادِى الْمُريدينَ، إِنَّ أَدْنى ما أَنـَا صانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنـْزَعَ حَلاوَةَ مُناجاتى عَنْ قُلوبِهِمْ : خداوند به داود ( عليه السلام ) وحى فرمود كه : ميان من و خودت، عالِم فريفته دنيا را واسطه قرار مده كه تو را از راه دوستىام بگرداند، زيرا كه آنان، راهزنانِ بندگانِ جوياى مناند، همانا كمتر كارى كه با ايشان كنم اين است كه شيرينى مناجاتم را از دلشان بركنم. 15- نتيجه يقين لَوْ كُنْتُم تُوقِنُونَ بِخَيْرِ الاْخِرَةِ وَ شَرِّها كَما تُوقِنُونَ بِالدُّنيا لاَثَرْتُمْ طَلَبَ الآخِرَةِ : اگر شما مردم يقين به خير و شرّ آخرت مىداشتيد، همان طور كه يقين به دنيا داريد، البته در آن صورت، آخرت را انتخاب مىكرديد. 16- نخستين پرسش هاى قيامت لا تَزُولُ قَدَمَا الْعَبْدِ يَوْمَ القِيمَةِ حَتّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَع : عَنْ عُمْرِهِ فيما أَفـْناهُ، وَ عَنْ شَبابِهِ فيما أَبـْلاهُ، وَ عَنْ عِلْمِهِ كَيْفَ عَمِلَ بِهِ، وَ عَنْ مالِهِ مِنْ أَيـْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فيما أَنـْفَقَهُ، وَ عَنْ حُبِّنا أَهـْلَ الْبَيْتِ : هيچ بنده اى در روز قيامت قدم از قدم برنمىدارد، تا از اين چهار چيز از او پرسيده شود:1ـ از عمرش كه در چه راهى آن را فانى نموده،2ـ و از جوانىاش كه در چه كارى فرسوده اش ساخته،3ـ و از مالش كه از كجا به دست آورده و در چه راهى صرف نموده،4ـ و از دوستىِ ما اهل بيت. 17- محكم كارى وَ لكِنَّ اللّهَ يُحِبُّ عَبْدًا إِذا عَمِلَ عَمَلاً أَحـْكَمَهُ : پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وقتى كه با دقّت قبر سعد بن معاذ را پوشاند فرمود : مىدانم كه قبر سرانجام فرو مىريزد و نظم آن بهم مىخورد، ولى خداوند بندهاى را دوست مىدارد كه چون به كارى پردازد، آن را محكم و استوار انجام دهد. 18- مرگ، بيدارى بزرگ أَلنّاسُ نِيامٌ إِذا ماتُوا انْتَبَهُوا : مردم در خواباند وقتى كه بميرند، بيدار مىشوند. 19- ثواب اعمال كارساز سَبْعَةُ أَسـْباب يُكْسَبُ لِلْعَبْدِ ثَوابُها بَعْدَ وَفاتِهِ:رَجُلٌ غَرَسَ نَخْـلاً أَوْ حَـفَـرَ بِئْـرًا أَوْ أَجْرى نَهْـرًاأَوْ بَنـى مَسْجِـدًا أَوْ كَتَبَ مُصْحَفًا أَوْ وَرَّثَ عِلْمًاأَوْ خَلَّفَ وَلَـدًا صالِحـًا يَسْتَغْفِرُ لَـهُ بَعْـدَ وَفاتِـهِ : هفت چيز است كه اگر كسى يكى از آنها را انجام داده باشد، پس از مرگش پاداش آن هفت چيز به او مىرسد:1ـ كسى كه نخلى را نشانده باشد ( درخت مثمرى را غرس كرده باشد ) ،2ـ يا چاهى را كنده باشد،3ـ يا نهرى را جارى ساخته باشد،4ـ يا مسجدى را بنا نموده باشد،5ـ يا قرآنى را نوشته باشد،6ـ يا علمى را از خود برجاى نهاده باشد،7ـ يا فرزند صالحى را باقى گذاشته باشد كه براى او استغفار نمايد. 20- سعادتمندان طُوبى لِمَنْ مَنَعَهُ عَيـْبـُهُ عَنْ عُيـُوبِ الْمُـؤْمِنينَ مِنْ إِخْوانِهِ طُوبى لِمَنْ أَنـْفَقَ الْقَصْدَ وَ بَذَلَ الفَضْلَ وَ أَمْسَكَ قَولَهُ عَنِ الفُضُولِ وَ قَبيحِ الْفِعْلِ : خوشا به حال كسى كه عيبش او را از عيوب برادران مؤمنش باز دارد، خوشا به حال كسى كه در خرج كردن ميانه روى كند و زياده از خرج را ببخشد و از سخنانِ زائد و زشت خوددارى ورزد. 21- دوستى آل محمّد مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ شَهيـدًا. أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ مَغْفُورًا لَهُ. أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ تائِبـًا. أَلا وَمَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ مُؤْمِنًا مُسْتَكْمِلَ الإِيمانِ. أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى بُغْضِ آلِ مُحَمَّد جاءَ يَوْمَ الْقِيمَةِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَأْيُوسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ. أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى بُغْضِ آلِ مُحَمَّد لَمْ يَشُمَّ رائِحَةَ الْجَنَّةِ : كسى كه با دوستى آل محمّد ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بميرد، شهيد مرده است. آگاه باشيد كسى كه با دوستى آل محمّد ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بميرد، آمرزيده مرده است. آگاه باشيد كسى كه با دوستى آل محمّد ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بميرد، توبه كار مرده است. آگاه باشيد كسى كه با دوستى آل محمّد ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بميرد، باايمان كامل مرده است. آگاه باشيد كسى كه با دشمنى آل محمّد ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بميرد، در حالى به صحراى قيامت مىآيد كه بر پيشانىاش نوشته شده : نااميد از رحمت خدا. آگاه باشيد كسى كه با دشمنى آل محمّد ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بميرد، بوى بهشت به وى نمىرسد. 22- سزاى زن و مرد همسر آزار أَيُّمَا امْرَأَة أَذَتْ زَوْجَها بِلِسانِها لَمْ يَقْبَلِ اللّهُ مِنْها صَرْفًا وَ لا عَدْلاً وَ لا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِها حَتّى تُرْضِيَهُ وَ إِنْ صامَتْ نَهارَها وَ قامَتْ لَيْلَها وَ كانَتْ أَوَّلَ مَنْ يَرِدُ النّارَ وَ كَذلِكَ الرَّجُلُ إِذا كانَ لَها ظالِمًا : هر زنى كه شوهر خود را با زبان بيازارد، خداوند هيچ جبران و عوض و نيكى از كارش را نمىپذيرد تا او را راضى كند، اگرچه روزش را روزه بگيرد و شبش را به عبادت بگذراند، و چنين زنى اوّل كسى است كه داخل جهنّم خواهد شد، و همچنين است اگر مرد به زنش ستم روا دارد. 23- سزاى زن ناسازگار با شوهر أَيُّمَا امْرَأَة لَمْ تَرْفُقْ بِزَوْجِها وَ حَمَلَتْهُ عَلى ما لا يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ ما لا يُطيقُ لَمْ تُقْبَلْ مِنْها حَسَنَةٌ وَ تَلْقَى اللّهَ وَ هُوَ عَلَيْها غَضْبانُ : هر زنى كه با شوهر خود مدارا ننمايد و او را به كارى وادار سازد كه قدرت و طاقت آن را ندارد، از او كار نيكى قبول نمىشود و در روز قيامت، خدا را در حالتى ملاقات خواهد كرد كه بر وى خشمگين باشد. 24- نخستين رسيدگى در قيامت أَوَّلُ ما يُقْضى يَوْمَ القِيمَةِ الدِّماءُ : اوّلين كارى كه در روز قيامت به آن رسيدگى مىشود، خون هاى به ناحقّ ريخته شده است. 25- بى رحمى و ترحّم إِطَّلَعْتُ لَيْلَةَ أَسْرى عَلَى النّارِ فَرَأَيْتُ امْرَأَةً تُعَذَّبُ فَسَأَلْتُ عَنْها فَقيلَ إِنَّها رَبَطَتْ هِرَّةً وَ لَمْ تُطْعِمْها وَ لَمْ تَسْقِها وَ لَمْ تَدَعْها تَأْكُلُ مِنْ خَشاشِ الاَْرْضِ حَتّى ماتَتْ فعَذَّبَها بِذلِكَ وَ اطَّلَعْتُ عَلَى الْجَنَّةِ فَرَأَيْتُ امْرَأَةً مُومِسَةً يَعنى زانِيَةً فَسَأَلْتُ عَنْها فَقيلَ إِنَّها مَرَّتْ بِكَلْب يَلْهَثُ مِنَ الْعَطَشِ فَأَرْسَلَتْ إِزارَها فى بِئْر فَعَصَرَتْهُ فى حَلْقِهِ حَتّى رَوِىَ فَغَفَرَ اللّهُ لَها : در شب معراج از دوزخ آگاهى يافتم، زنى را ديدم كه در عذاب است. از گناهش سؤال كردم. پاسخ داده شد كه او گربه اى را محكم بست، در حالى كه نه به آن حيوان خوراكى داد و نه آبى نوشاند و آزادش هم نكرد تا خود در روى زمين چيزى را بيابد و بخورد و با اين حال ماند تا مُرد. خداوند اين زن را به خاطر آن گناه، عذاب كرده است. و از بهشت آگاهى يافتم، زن آلوده دامنى را ديدم و از وضعش سؤال كردم. پاسخ داده شد اين زن به سگى گذر كرد، در حالى كه از عطش، زبانش را از دهان بيرون آورده بود، او پارچه پيرهنش را در چاهى فرو برد، پس آن پارچه را در دهان سگ چلاند تا آن حيوان سيراب شد، خداوند گناه آن زن را به خاطر اين كار بخشيد. 26- عدم پذيرش اعمال ناخالص إِذا كانَ يَوْمُ الْقِيمَةِ نادى مُناد يَسْمَعُ أَهْلُ الْجَمْعِ أَيْنَ الَّذينَ كانُوا يَعْبُدُونَ النّاسَ قُومُوا خُذُوا أُجُورَكَمْ مِمَّنْ عَمِلْتُمْ لَهُ فَإِنّى لا أَقـْبـَلُ عَمَلاً خالَطَهُ شَىْءٌ مِنَ الدُّنْيا وَ أَهْلِها چون روز قيامت فرا رسد، ندا دهنده اى ندا دهد كه همه مردم مىشنوند، گويد : كجايند آنان كه مردم را مىپرستيدند؟ برخيزيد و پاداشتان را از كسى كه براى او كار كرديد بگيريد! چون من عملى را كه چيزى از دنيا و اهل دنيا با آن مخلوط شده باشد، قبول نمىكنم. 27- دنيا طلبى، عنصرِ حبط اعمال لَيَجيئَنَّ أَقوامٌ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ أَعْمالُهُمْ كَجِبالِ تِهامَة فَيُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَـىالنّارِ قالُوا يا رَسـُولَ اللّهِ مُصَلّينَ؟ قالَ نَعَمْ يُصَلُّونَ وَ يَصُومُونَ وَيَأْخُذُونَ هِنْـأً مِنَ اللَّيْلِ فَـإِذا عَرَضَ لَهُمْ شَىْءٌ مِنَ الـدُّنْيا وَثَبُوا عَلَيْهِ : در روز قيامت گروهى را براى محاسبه مىآورند كه اعمال نيك آنان مانند كوه هاى تهامه بر روى هم انباشته است! امّا فرمان مىرسد كه به آتش برده شوند! صحابه گفتند : يا رسول اللّه! آيا اينان نماز مىخواندند؟ فرمود : بلى نماز مىخواندند و روزه مىگرفتند و قسمتى از شب را در عبادت به سر مىبردند! امّا همين كه چيزى از دنيا به آنها عرضه مىشد، پرش و جهش مىكردند تا خود را به آن برسانند! 28- با هر كهاى با اوستى أَلـْمَرْءُ مَـعَ مَـنْ أَحَـبَّ : آدمى ( در قيامت ) با كسى است كه او را دوست دارد. 29- دوستى اهل بيت مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيى حَياتي وَ يَمُوتَ مَماتي وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْن غَرَسَها رَبّي فَلْيُوالِ عَلِيًّا مِنْ بَعْدي وَلْيُوالِ وَلِيَّهُ وَلْيَقْتَدِ بِالاَْئِمَّةِ مِنْبَعْدي فَإِنَّهُمْ عِتْرَتي وَ خُلِقُوا مِنْ طينَتي رُزِقُوا فَهْمًا وَ عِلْمًا وَوَيْلٌ لِلْمُكَذِّبينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمـَّتي الـْقاطِعينَ فيهمْ صِلَتي لا أَنـَا لَهُمُ اللّهُ شَفاعَتي : هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند و چون من بميرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده جاى بگيرد، بايد بعد از من على را و دوست او را دوست بدارد و به پيشوايان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت من هستند و از طينتم آفريده شدهاند و از درك و دانش برخوردار گرديده اند، و واى بر آن گروه از امّت من كه برترى آنان را انكار كنند و پيوندشان را با من قطع نمايند كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد. 30- ولايت على ( عليه السلام ) شرط قبولى اعمال فَوَ الَّذي بَعَثَني بِالْحَقِّ نَبِيًّا لَوْ جاءَ أَحـَدُكُمْ يَوْمَ الْقِيمَةِ بِأَعْمال كَأَمـْثالِ الْجِبالِ وَ لَمْ يَجىءَ بِوِلايَةِ عَلِىِّ بْنِ أَبيطالب لاََكَبَّهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فِي النّارِ : سوگند به خدايى كه مرا به حقّ برانگيخته، اگر يكى از شما در روز قيامت با اعمالى همانند كوه ها بيايد، امّا فاقد ولايت و قبول حاكميّت على بن ابيطالب باشد، خداوند او را به رو در آتش افكند. 31- پاداش مريض إِذا مَرِضَ الْمُسْلِمُ كَتَبَ اللّهُ لَهُ كَأَحْسَنِ ما كانَ يَعْمَلُ فى صِحَّتِهِ وَ تَساقَطَتْ ذُنُوبُهُ كَما يَتَساقَطُ وَرَقُ الشَّجَرِ : وقتى كه مسلمان، بيمار شود، خداوند همانند بهترين حسناتى كه در حال سلامت انجام مىداده در نامه عملش مىنويسد و گناهانش همچون برگ درخت فرو مىريزد. 32- مسئوليت مسلمانى مَنْ أَصْبَحَ لايَهْتَمُّ بِأمُوُرِالْمُسْلِمينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً يُنادي يالَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم : هر كه صبح كند و به امور مسلمين همّت نگمارد، از آنها نيست; و هر كس بشنود كه شخصى فرياد مىزند : اى مسلمان ها به فريادم برسيد , ولى جوابش نگويد، مسلمان نيست. 33- پيوستگى ايرانيان با اهل بيت قالَتِ الرُّسُلُ مِنَ الْفُرْسِ لِرَسُولِ اللّهِ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) إِلى مَنْ نَحْنُ يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ أَنـْتُمْ مِنّا وَ إِلَيْنا أَهْلَ الْبَيـْتِ : قال ابن هشام : فَبَلَغَنى عَنِ الزُّهْرِىِّ إِنّه قالَ : فَمِنْ ثَمَّ قالَ رَسُولُ اللّهِ : سَلْمانُ مِنّا أَهـْلَ الْبَيْتِ. فرستادگان باذان، پادشاه يمن، تحت الحمايه ايران كه اصالتاً ايرانى بودند به حضور پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) آمدند و گفتند : اى رسول خدا : سرانجامِ ما فارسيان به نزد چه كسى خواهد بود؟حضرت فرمود : شما فارسيان از ما هستيد و سرانجامتان به سوى ما و خاندان ما خواهد بود! ابن هشام از قول زهرى گويد : و از همين جا بود كه پيامبر فرمود : سلمان از اهل بيت ماست. 34- خيانت بزرگ ( تقدّم مفضول ) مَنْ تَقَدَّمَ عَلَى الْمُسْلِمينَ وَ هُوَ يَرى أَنَّ فيهِمْ مَنْ هُوَ أَفـْضَلُ مِنْهُ فَقَدْ خانَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْمُسْلِمينَ : كسى كه بر مسلمانان پيشى گيرد، در حالى كه مىداند در ميان آنها كسى افضل و بهتر از او وجود دارد، چنين كسى به خدا و رسولش و همه مسلمانان خيانت كرده است. 35- ارزش هدايت لأََنْ يَهْدِىَ اللّهُ بِكَ رَجُلاً واحِدًا خَيْرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ : پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) خطاب به حضرت على ( عليه السلام ) فرمود:در صورتى كه خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند، براى تو از حكومت كردن بر آنچه آفتاب بر آن مىتابد بهتر است. 36- مردمان آخرالزّمان يَـأْتى عَلَىالنّاسِ زَمانٌ تَخْبُثُ فيهِ سَرائِرُهُمْ وَ تَحْسُنُ فيهِ عَلانِيَتُهُمْ طَمَعًا فِى الدُّنْيا، لا يُريدُونَ بِهِ ما عِنْدَ رَبِّهِمْ، يَكُونُ دينُهُمْ رِياءً لا يُخالِطُهُمْ خَوْفٌ، يَعُمُّهُمُ اللّهُ بِعِقاب فَيَدْعُونَهُ دُعاءَ الْغَريقِ فَلا يَسْتَجيبُ لَهُمْ! : زمانى بر مردم فرا مىرسد كه براى طمعِ در دنيا، باطنشان پليد و ظاهرشان زيبا باشد، علاقهاى به آنچه نزد پروردگارشان است نشان ندهند، دين آنها ريا شود و خوفى [از خدا[ در دلشان آميخته نشود، خداوند همه آنان را به عذاب سختى گرفتار كند، پس مانند دعاى شخص غريق دعا كنند، ولى دعايشان را اجابت نكند! 37- راستگوترين صحابه ما أَظَلَّتِ الْخَضْراءُ وَ لا أَقَلَّتِ الْغَبْراءُ مِنْ ذى لَهْجَة أَصـْدَقُ مِنْ أَبـىذَرٍّ : آسمان سايه نينداخته و زمين دربرنگرفته، صاحب سخنى راستگوتر از ابوذر را. 38- پرسش از عالمان و همنشينى با فقيران سائِلُوا الْعُلَماءَ وَ خاطِبُوا الْحُكَماءَ وَ جالِسُوا الْفُقَراءَ : از دانشمندان بپرسيد و با فرزانگان سخن بگوييد و با فقيران بنشينيد. 39- دستبوسى نه! هذا تَفْعَلُهُ الأَعاجِمُ بِمُلُوكِها وَ لَسْتُ بِمَلِك إِنَّما أَنـَا رَجُلٌ مِنْكُمْ : مردى خواست تا بر دست رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بوسه زند، پيامبر دست خود را كشيد و فرمود : اين كارى است كه عَجَم ها با پادشاهان خود مىكنند و من شاه نيستم، من مردى از خودتان هستم. 40- مهربانى با همنوعان ما آمَنَ بى مَنْ باتَ شَبْعانَ وَ جارُهُ جائِعٌ، وَ ما مِنْ أَهـْلِ قَرْيَة يَبيتُ وَ فيهِمْ جائِعٌ لا يَنْظُرُ اللّهُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيمَةِ[/b] : به من ايمان نياورده كسى كه سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد، و اهل يك آبادى كه شب را بگذرانند و در ميان ايشان گرسنه اى باشد، خداوند در روز قيامت به آنها نظر رحمت نيفكند. از سایت موعود : http://www.mouood.org |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| زبور آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) - صحیفه سجادیه | محیصا | 44 | 26,488 |
۲۹/آبان/۹۳ ۱۹:۵۰ آخرین ارسال: آفتاب |
|









![[تصویر: IMAGE635022482813061336.jpg]](http://www.shia-leaders.com/wp-content/uploads/2013/04/IMAGE635022482813061336.jpg)