|
نقد آثار مولوی
|
|
۱:۵۵, ۶/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۰ ۲:۰۲ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
اول از همه بگم که من نه با اشعار مولوی مشکلی دارم ، نه با ادبیات غریبه هستم، بلکه از خواندن بسیار از اشعار مولوی شیفته هم می شدم ، اما خوب مدتی که گذشت ، نقدهای بسیار زیادی به مولوی شنیدم ، گفتم بیام اینجا و در موردشون بنویسم. البته من نظرات مختلف و متضادی از علما دیدم (که واقعا گیج کننده است!) که در نهایت فکر می کنم در این تضادیک چیز اهمیت پیدا می کنه : - احتیاط ، چون مثل یک غذایی می مونه که چند تا دکتر می گن بخور عالیه ، یک سری دکتر دیگه می گن نخور سمه.این وسط فکر می کنم بهترین راه احتیاطه. اما نظرات مخالف : آیت الله نوری همدانی ، که از علمای برجسته انقلاب اسلامی هستند : آیتاللهالعظمی نوری همدانی: کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد. نقل قول: منبع : http://www.ebnearabi.com/?p=819اما نظر مرجع گرانقدر و عالیقدر آیت الله صافی گلپایگانی : آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی: افرادی که کنگره بزرگداشت مولوی را در ایران برگزار کردهاند ، باید از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خجالت بکشند نقل قول: منبع : http://www.ebnearabi.com/?p=810 فقط لطفا به من توهین نکنید که این مطالب رو آوردم ، بیاید بحث معقول ، منطقی و بدون توهینی داشته باشیم. |
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۴۹, ۱۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
سلام
ممنون از نظرات شما. خوب شما یا دوستان دیگر اگر نکات مثبتی را می شناسید اینجا بازگو کنید ، البته رفته رفته نکات مثبت تا به حال مشخص شده اند (مثل قدرت تمثیل ، وجود نکات مثبت عرفانی و چیزهای دیگر) ، بنده خوشحال می شوم. از نظر دانش باید گفت که غیر از معصوم علیه السلام هیچ کس دانای کل نیست ، ما هر کدام بخشی از دانش را به امانت داریم و به واقع حتی بزرگ ترین دانشمندان نیز نمی توانند بگویند در زمینه دانش خود بر کسی دیگر سر هستند (به قول معروف ، همه چیز را همه کس دانند) ، پس ما هر کدام می توانیم با توجه به مقدار دانش خود و با توکل بر خداوند متعال ، عنصری مفید باشیم ، در هر حوزه ای ، می خواهد ادبیات باشد یا علوم دینی.همچنین هدف نهایی ما باید رسیدن به معصوم باشد (حتی با این که ناممکن است) و به واقع امثال ملای رومی یا هر علامه دیگری نیز علمشان قابل در نوردیدن است. قضیه مثال موسی را گفتید ، اول باید بگویم که اشتباهات هر کسی با توجه به مقام او اهمیت بیشتری پیدا می کنند ، مثلا اگر رهبر انقلاب در سخنرانی خود یک اشتباه داشته باشند ، زشتی آن اشتباه بسیار بیشتر از اشتباه یک معلم ابتدایی است.البته بنده با وجود اشتباهات شعری (همچون ضعف وزن شعر) در آثار مولوی ، این اشتباهات را مهم نمی دانم ، و بیشتر بحث من در مورد این است که آیا این امر (استفاده از پیامبر خدا برای تمثیل) کار درستی هست یا نه؟ این قضیه از چند جهت حائز اهمیت است: - این که آیا نسبت دادن داستانی ساختگی (حتی در مقام تمثیل) به پیامبر الهی نوعی دروغ بستن به خدا و پیغمبر محسوب می شود؟ - آیا عموم مردم که به مطالعه این داستان می پردازند ، متوجه تمثیلی بودن صرف این داستان هستند؟و آیا عدم توجه به این مهم ممکن است باعث ایجاد گمراهی در آنان شود؟ - آیا بیان این داستان در مقام تمثیل نیز صحیح است؟یعنی القای مفهوم آزادی در نوع تکلم با خداوند متعال مثبت است یا نه؟ - این داستان باعث نمی شود که مخاطب حس کند حضرت موسی (به عنوان یک پیامبر الهی)ممکن است اشتباهاتی در این سطح نیز داشته باشند؟و آیا این القاء باعث ایجاد تبعات منفی بعد نمی شود؟ |
|||
|
|
۲۲:۲۸, ۱۹/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۱ ۲۲:۴۴ توسط سجاد313.)
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
آه در آن شمع منور چه بود / کآتش زد در دل و دل را ربود ای زده اندر دل من آتشی / سوختم ای دوست بیا زود زود صورت دل صورت مخلوق نیست / کز رخ دل حسن خدا رو نمود جز شکرش نیست مرا چاره ای / جز لب او نیست مرا هیچ سود یاد کن آن را که یکی صبحدم / این دلم از زلف تو بندی گشود جان من اول که بدیدم تو را / جان من از جان تو چیزی شنود چون دلم از چشمه تو آب خورد / غرقه شد اندر تو و سیلم ربود مولانا . سوال کردن خلیفه از لیلی و جواب دادن لیلی او را 17.1 گفت لیلی را خلیفه: كان توئی؟ كز تو مجنون شد پریشان و غوی ؟ 17.2 از دگر خوبان تو افزون نیستی گفت: خامش، چون تو مجنون نیستی 17.3 دیده ی مجنون اگر بودی تو را هر دو عالم بی خطر بودی تو را * 17.4 باخودی تو، لیک مجنون بیخود است در طریق عشق بیداری بد است * 17.5 هر كه بیدار است او در خواب تر هست بیداریش از خوابش بتر 17.6 هر که در خواب است، بیداریش به مست غفلت، عین هشیاریش به 17.7 چون به حق بیدار نبود جان ما هست بیداری چو دربندان ما 17.8 جان همه روز از لگدكوب خیال واز زیان و، سود و، از خوفِ زوال 17.9 نی صفا میماندش، نی لطف و فر نی به سوی آسمان راه سفر 17.10 خفته آن باشد كه او از هر خیال دارد اومید و، كند با او مقال 17.11 نی چنانکه از خیال آید بحال آنخیالش گردد او را صد وبال * 17.12 دیو را چون حور بیند او به خواب پس ز شهوت ریزد او با دیو آب 17.13 چون كه تخم نسل را در شوره ریخت او به خویش آمد، خیال از وی گریخت 17.14 ضعف سر بیند از آن و، تن پلید آه از آن نقش پدید ناپدید 17.15 مرغ بر بالا پران و سایه اش میدود بر خاك، پران مرغ وش 17.16 ابلهی صیاد آن سایه شود میدود چندان كه بی مایه شود 17.17 بی خبر كان عكس آن مرغ هواست بی خبر كه اصل آن سایه كجاست 17.18 تیر اندازد به سوی سایه او تركشش خالی شود در جست و جو 17.19 تركش عمرش تهی شد، عمر رفت از دویدن در شكار سایه، تفت 17.20 سایه ی یزدان چو باشد دایه اش وارهاند از خیال و سایه اش 17.21 سایه ی یزدان بود بنده ی خدا مرده ی این عالم و، زنده ی خدا [color=maroon dir=RTL]مولانا
[/color] |
|||
|
|
۸:۳۴, ۲۵/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۱ ۹:۰۵ توسط ایرانی.)
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
|
فعلا که با این سخنان باعث شده اند که به راحتی کشورهای دیگر مولوی و سایر دستاوردها و مفاخر فرهنگی و ملی مان را به نام کشور خودشان ثبت کنند یا در تلاش برای ثبت آنها باشند .... مولوی را از دست دادیم (به وسیله ترکها) تار را از دست دادیم (به وسیله آذربایجانیها) سنتور (به وسیله چینیها) نوروز (دولت باکو، هند، قزاقستان، ازبكستان، پاكستان، تركيه و ايران. مشترکا !) ابن سینا (ترکیه) موسیقی عاشیقلار(باکو) هنر سنتي فرش بافي آذربايجان (باکو) آيين سماع مولانا (ترکیه) هنر سنتي فرش بافي (باکو) آيين سماع در مراسم مولانا و مثنوي خواني (ترکيه) آيين مذهبي شيعيان علوي ايراني تبار بکتاشي (ترکيه) موسيقي مقامي ايراني (عراق) موسيقي مقامي ايراني را با نام شش مقام (ازبکستان و تاجيکستان) نظامي گنجوي(آذربایجان) دزدي نام تاريخي آذربايجان و تغيير نام آران اشغالي (باکو) تلاش برای: کمانچه، سنتور، ني ، دوتار، تنبور، قانون، سه تار، دف و دايره ايراني (باکو) بابک خرمدين و منظومه "حيدربابايه سلام" استاد شهريار (آذربایجان)
خودمان, هویت و مفاخرمان را اینقدر بکوبیم تا دیگر چیزی نداشته باشیم و تمامی داشته هایمان در جهان به نام سایر کشورها ثبت شود.
![]() |
|||
|
|
۲۳:۳۶, ۲۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
(۲۵/دی/۹۱ ۸:۳۴)ایرانی نوشته است:سلام بیشتر از این که این قدر جوش مفاخری چون تار و سنتور رو بزنید ، جوش این رو بزنید که تنها شریعت الهی داره سر یک سری تعصبات بیهوده نژاد پرستانه ، جنسیتی و .... تحریف می شه. بحث مولوی و .... نیاز به بررسی و پیگیری داره و ... ، اما اگر تار و سنتور مفاخر کشور من هستند ، همون بهتر که مصادره بشند. نمی دونم ، شما رساله بزرگان دین رو خوندید؟شکستن آلات مخصوص لهو و لعب که مال شخص دیگری هست ، نه تنها اشکال نداره ، بلکه کار پسندیده ای هست.یعنی اگر من برم داخل یک مغازه ساز فروشی ، تمام آلات مخصوص لهو و لعب مثل تار در اون مغازه رو بشکنم ، از لحاظ شرعی ، یک ریال نیازی نیست غرامت بپردازم،کسی هم حق شکایت نداره (البته با این شرط که ورود من به اون ملک با اجازه بوده باشه ، یا مثلا ملک عام باشه ، همچون پارک ها و ...) |
|||
|
۲:۰۸, ۲۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
(۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۳۶)دل خسته نوشته است: ... اگر من برم داخل یک مغازه ساز فروشی ، تمام آلات مخصوص لهو و لعب مثل تار در اون مغازه رو بشکنم ، از لحاظ شرعی ، یک ریال نیازی نیست غرامت بپردازم،کسی هم حق شکایت نداره (البته با این شرط که ورود من به اون ملک با اجازه بوده باشه ، یا مثلا ملک عام باشه ، همچون پارک ها و ...)به نظر شما چرا وقتی ارکستر ارتش و یا سایر گروهها در حسینیه جماران موسیقی اجرا می کردند ( در مناسبت ها ) ، حضرت امام دستور شکستن سازهایشان را که نداد هیچ ، اجازه اجرای برنامه را هم داد ؟ و همچنین اجرای موسیقی در حسینیه امام خمینی در حضور حضرت آیت الله خامنه ای ؟ |
|||
|
|
۹:۵۳, ۲۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۱ ۱۰:۰۲ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
(۲۷/دی/۹۱ ۲:۰۸)مجید121 نوشته است: به نظر شما چرا وقتی ارکستر ارتش و یا سایر گروهها در حسینیه جماران موسیقی اجرا می کردند ( در مناسبت ها ) ، حضرت امام دستور شکستن سازهایشان را که نداد هیچ ، اجازه اجرای برنامه را هم داد ؟سلام دارید می گید ارکستر ارتش ، ارکستر ارتش از سازهایی مثل ترومپت،طبل،و ..... استفاده می کنند که این ها آلات مخصوص موسیقی مناسب با مجالس لهو و لعب نیستند.اگر غیر از این هم می بود چون خود موسیقی مناسب لهو و لعب نبوده ، ایشان برائت نجستند.شکستن ساز هم واجب نیست ، جایزه ، لذا الاهم فالاهم ، و اگر با این کار یک مشکل بزرگتر ایجاد بشه مناسب نیست انجامش. جالا من یک سوال می کنم ، تا به حال کجا شنیدید یا دیدید که یک عالم بزرگ یا مرجع تقلید ، اهل شنیدن موسیقی ، حتی از نوع حرام باشه؟کجا دیدید به جوانان توصیه کنند از موسیقی آرام برای آرامش استفاده کنید؟اتفاقا بر روی جلد کتاب خواندم(شاید عکسش رو داشته باشم) که مرحوم امام رضوان الله تعالی علیه ، از موسیقی ، چه از نوع حلالش نهی می کردند.موسیقی حتی اگر حلال هم باشه ، آثار مخربی داره.این رو میشه از کسانی که اهل موسیقی بودند و بعد رجوع کردند هم شنید. در ضمن در همین صدا و سیمای خودمون،تا زمانی که فسادش کمتر بود،وقتی موسیقی پخش می شد،به هیچ وجه خود آلت موسیقی رو نشان نمی دادند،چون می گفتند نشان دادنش هم کار ناشایستی هست.می بینید که در گذشته هم رعایت هایی بین مردم بوده.نوع موسیقی های اول انقلاب رو با الآن هم یک مقایسه ای داشته باشید یک سری مسائل مشخص می شه.امی چیزی که پر واضحه ، علمای اسلام،حتی آنهایی که موسیقی رو در شرایطی حلال می دونند،به مضر بودن و نامناسب بودن اون اذعان دارند. |
|||
|
۱۵:۱۸, ۲۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
نقل قول:این ها آلات مخصوص موسیقی مناسب با مجالس لهو و لعب نیستند.تشخیص اینکه یک ساز مناسب مجالس لهو و لعب هست یا نه با کیه؟ باید یه دوره بریم مجالس لهو و لعب شرکت کنیم باد بگیریم :دی البته با این حساب CD Player پرکاربرد ترین دستگاه توی مجالس لهو و لعب هست ، بزنیم خوردش کنیم :دی الان مثلا برای من سواله که ویولون جزو این سازها هست یا نه؟ «ویولون سل» چطور؟ (از این ویولون بزرگها) |
|||
|
۱۶:۲۲, ۲۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۱ ۱۶:۲۴ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
|
سلام
بعضی سازها عینا در روایات آمده،این سازها که تا از این حالت در نیاند نمی تونند ساز عادی محسوب بشند.اما شناخت ساز مناسب مجالس لهو و لعب.ببینید ، اول باید بدونم شما با شناخت خود موسیقی مناسب مجالس لهو و لعب آشنا هستید یا نه (خوب تاپیک رو آف تاپیک کرد رفتا)؟ اگر آشنا هستید ، سازهایی که عمدتا در این موسیقی ها به کار می ره میشه آلت مناسب این موسیقی ها.اما خوب مثلا یکی می آد وسط موسیقیش برای تنوع طبل هم می زنه! این دیگه نمی شه بهش گفت آلت مناسب با اون موسیقی. اما اگر آشنا نیستید ، چیزی که بنده دستگیرم شده ، این هست که ، موسیقی مناسب مجالس لهو و لعب به موسیقی گفته می شه که اگر در یک مجلس لهو و لعب پخش بشه ، کسانی که این کاره هستند ، نگند موسیقی رو عوض کن ، این مناسب این مجلس نیست.مثلا شما فکر کنید برای رقصیدن آهنگ موتزارت و بتهون و ... پخش کنند ، به نظر شما تناسب داره؟اعتراض نمیشه از طرف اون ها؟اما مثلا یک موسیقی با تنبک و ریتم خاص اگر پخش بشه همون ها خوششون می آد و تاییدش می کنند. راستی ، cd player ابزار موسیقی نیست ، ابزار پخش صدا است.حالا صدا هر چی باشه.اما خوب با مثلا تار کسی غیر موسیقی نمی زنه. |
|||
|
۰:۱۹, ۱/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
(۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۳۶)دل خسته نوشته است: سلام به نام خدا سلام علیکم دلخسته ی عزیز آیا شما می دانید که از ساز های آن مغازه در جهت غنا استفاده می شود؟؟؟ آیا یقین دارید که از انان در جهت مجالس لهو و لعب استفاده میشود؟؟؟ هر نوایی غناست؟؟؟ هر سازی حرام است؟؟؟ روزی طلبه در محضر مبارک حضرت شیخ بهایی(قدس الله روحه)پرسشی کرد که آیا خواندن قرآن با مقامات موسیقی و دستگاه های آواز حرام است؟؟؟ ایشان فرمودند نه تنها حرام نیست بلکه شایسته است.و در ادامه فرمودند اگر همه ی مقامات 12گانه موسیقی حرام باشد پس گوش کردن به اواهای طبیعت نیز حرام است بدان جهت که هر یک از این مقام ها از نوای طبیعت گرفته شده است. آقای دلخسته بیایید کاری نکنیم که جوانان از دین زده بشوند. بهتر است کاسه ی داغتر از آش نشویم. همین سنتور و تار در تلویزیون پخش می شود.و انواع ساز های دیگر. آهنگ های آقایان شهرام ناظری و افتخاری و ... در تلویزیون پخش می شود. جوانان امروز نمی توانند یک دفعه در آن ایده آلی که ما تعریف می کنیم قرار بگیرند.جوانان امروز بدلیل فقر فرهنگی که محصول همین بی توجهی ها به هنر و ... می باشد،به شدت تحت تاثیر غرب هستند.همین چند نفری که گاه گاهی به این طرف می آیند را پر ندهید که پشیمان شوند از اینکه چرا یک سری زدند. قدم به قدم پیش بروید. فی امان الله |
|||
|
۱:۵۲, ۱/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
من کلا تصمیم گرفته ام برخی را ندیده بگیرم و اصولا پاسخی به این افراد ندهم.
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |













