|
تفسیر اسما الله الحسنی$
|
|
۲۰:۰۰, ۶/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۱ ۹:۵۸ توسط fatemehsadat.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مفهوم اسماء حسنی
" برای خداست تمامی اسمایی كه بهترین اسماء است پس او را عبادت كنید و با آنها به سویش توجه نمایید."( سوره اعراف، آیه 80) توصیف اسماء خدا به وصف " حسنی " دلالت می كند بر این كه مراد به این اسماء، اسمایی است كه در آنها معنای وصفی بوده باشد، مانند آن اسمایی كه جز بر ذات خدای تعالی دلالت ندارد، اگر چنین اسمایی درمیان اسماء خدا وجود داشته باشد، آن هم نه هر اسم دارای معنای وصفی، بلكه اسمی كه در معنای وصفی اش حسنی هم داشته باشد، باز هم نه هر اسمی كه در معنای وصفی اش حسن و كمال خوابیده باشد، بلكه آن اسمایی كه معنای وصفی اش وقتی با ذات خدای تعالی اعتبار شود به غیر خود احسن هم باشد، بنابر این شجاع وعفیف هرچند از اسمایی هستند كه دارای معنای وصفی اند و هر چند در معنای وصفی آنها حسن خوابیده لكن لایق به ساحت قدس خدا نیستند برای این كه از یك خصوصیت جسمانی خبر می دهند. لازمه این كه اسمی از اسماء خدا بهترین اسم باشد این است كه بریك معنای كمالی دلالت كند، آن هم كمالی كه مخلوط با نفس و یا عدم نباشد، واگر هم هست تفكیك معنای كمالی از آن معنای نقصی و عدمی ممكن باشد. " تنها برای خداست اسماء حسنی"، هر اسمی كه احسن در وجود باشد برای خدا بوده و احدی درآن با خدا شریك نیست. تنها برای خدا بودن آنها معنایش این است كه حقیقت این معانی فقط و فقط برای خداست و كسی در آنها با خدا شركت ندارد، مگر به همان مقداری كه او تملیك به اراده و مشیت خود كند.نفی حد دراسماء و صفات الهی ما جهات نقص و حاجتی را كه در اجزای عالم مشاهده می كنیم از خدای تعالی نفی می نماییم، مانند مرگ و فقر. وصفات كمال برای او اثبات می كنیم از قبیل حیات، قدرت، علم و امثال آن. این صفات در دار وجود ملازم با جهاتی از نقص و حاجت است وما آن را از خدای تعالی نفی می كنیم. از طرف دیگر وقتی بنا شد تمامی نقایص و حوایج را از او سلب كنیم برمی خوریم به این كه داشتن حد هم از نقایص است، برای این كه، چیزی كه محدود بود به طور مسلم خودش خود را محدود نكرده، و موجود دیگری بزرگتر از آن و مسلط بر آن بوده كه برایش حد تعیین كرده، لذا همه انحاء حد و نهایت را از خدای سبحان نفی می كنیم، و می گوییم: خدای تعالی در ذاتش و همچنین درصفاتش به هیچ حدی محدود نیست، پس او وحدتی را داراست كه آن وحدت برهر چیزی قادر است، و چون قادر است احاطه به آن هم دارد. این جاست كه قدم دیگری پیش رفته و حكم می كنیم به این كه صفات خدای تعالی عین ذات اوست، و همچنین هریك از صفاتش عین صفت دیگر اوست، و هیچ تمایزی میان آنها نیست. مگر به حسب مفهوم – معنای كلمه – برای این كه فكر می كنیم اگر علم او مثلاً غیر قدرتش باشد و علم و قدرتش غیر ذاتش بوده باشد، همانطور كه درما آدمیان این طور است، باید صفاتش هریك آن دیگری را تحدید كند و آن دیگری منتهی به آن شود، پس باز پای حد و انتها و تناهی به میان می آید. و همین است معنای صفت احدیت او كه از هیچ جهتی ازجهات منقسم نمی شود و نه درخارج و نه در ذهن متكثر نمی گردد. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۴۹, ۸/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۰ ۲۰:۳۹ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۷/اسفند/۹۰ ۲۱:۰۲)حسن.س. نوشته است: نکته: مطالعه و اندیشه و در نتیجه محبت به عوالم بالاتر(از جمله عالم اسماء و صفات و عالم مقام جامعیت اسماء که عالم غیبیه محمدی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)است) می تواند میانبری باشد برای حصول به این درجات ان شاء الله. این نکته را درباره ی خواندن و مطالعه ی مقامات پیش رو قبلا عرض کردم برای تاکید بیشتر از حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) نوشته ای در تایید این کلام می آورم بلکه موثر واقع شود: ایشان در کتاب شریف و عظیم آداب الصلاه در فصل آداب استعاذه مقداری پیرامون مقام اصفیاء و کملین بحث می کنند و ذکر می فرمایند به این مضمون: با آنکه این مقامات از حال ما دور است اما ذکر آن ها رجائی است از این رو که ان شاء الله بابی باشد برای شفاعت توسط ائمه معصومین(علیه السلام) و رسیدن از مسیر محبت به این درجات.در ادامه عین سخن می آید: "و ما نيز كه ذكرى از اين مقامات، كه فى الحقيقه مقام كمّل است، پيش مىآوريم نه براى آن است كه خود حظّى از آن داشته يا چشم طمعى به آن دوختهايم، بلكه براى آن است كه انكار مقامات را نيز روا نداريم و ذكر اولياء و مقامات آنها را نيز در تصفيه قلوب و تخليص و تعمير آن دخيل دانيم؛ زيرا كه ذكر خير اصحاب ولايت و معرفت موجب محبّت و تواصل و تناسب شود؛ و اين تناسب باعث تجاذب شود؛ و اين تجاذب باعث تشافع شود كه ظاهرش اخراج از ظلمتهاى جهل به انوار هدايت و علم است، و باطنش ظهور به شفاعت است در عالم آخرت؛ چه كه شفاعت شفعاء بىتناسب و تجاذب باطنى صورت نگيرد و از روى جزاف و باطل نخواهد بود." استاد صمدی آملی(حفظه الله) هم تعدادی جلسه ی سخنرانی درباره ی علم الاسماء دارند که بسیار راهگشاست ان شاء الله. http://www.azha.ir/showthread.php?tid=1623 ![]() یک شرح معتبر هم از بانو مجتهده ی امین(رحمة الله علیه) دیدم که قرار می دهم : http://www.banooyeirani.ir/index.php?opt...Itemid=490 استاد طاهرزاده(حفظه الله) هم کتابی مختصر در این باره دارند که بسیار عالی است: http://lobolmizan.ir/?action=show_news&news_id=446 التماس دعا
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: 009.jpg]](http://www.azha.ir/image/samadi/009.jpg)