کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امام حسن صلح کرد یا صلح بر ایشان تحمیل شد؟
۲۰:۵۷, ۲۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان.

به نظر شما چرا امام حسن (علیه السلام) با معاویه صلح کرد؟
آیا با رغبت این کارو انجام داد یا مجبور بود؟چرا؟

خوشحال میشم نظرات شمارو بدونم.
با تشکر.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، ABCDE
۱۴:۴۵, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید چندتا مقدمه رو خدمت شما عزیزان عرض کنم:

- صلح همه جا بد نیست.{ وَ الصلْحُ خَيرٌ } نساء/128 پیامبر هم صلح کرد(صلح حدیبیه)

- امام ترسو نبود.(شجاعت و دلاوری های ایشان در جنگ جمل مثال زندی است)

- امام حسن و امام حسین هر دو بیمه هستند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): « الحَسنُ و الحُسَینُ إبناتی،هُما إمامانِ،قائما أو قَعدا »

- شرایط مختلف،تکلیف مختلف دارد.

- امام حسین شب عاشورا به خواهرش زینب فرمود: برادرم از من بهتر بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی ، میم.حسین.الف ، 135 ، ABCDE
۱۵:۱۳, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
(اینا صرفا تحلیل های خودمه ) دلایل دینی : معاویه مثل یزید ، آشکارا گناه نمیکرد. معاویه خودش یک شیخ بود. روزه خواری نمیکرد اگرم میکرد در پشت پرده میکرد که هیشکی نبینه. نماز رو آَشکارا سبک نمیکرد ، صحابه پیامبر بود یا به قولی خال المومنین. حالا امام حسن بر جنگ با معاویه استمرار می ورزیدند ، مردم میگفتند که امام حسن علیه السلام ، علیه اسلام دارند با اسلام مبارزه میکنند. و این متاسفانه از دید سطحی مردم اون زمان هست. جالبه که وقتی امام حسن شهید شد ، کی به خون خواهی امام حسن قیام کرد؟ هیشکی. ولی برای امام حسین همه قیام کردند، چون کفر یزید بر همه آشکار بود و نمونه اش مردم مدینه و کسایی که به دربار یزید رفته بودند. حالا شما فرض کن یزید عین معاویه بود. به نظرتون اون وقت مردم مدینه قیام میکردند؟ 100% خیر. به قول حافظ که میفرماید:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند ... چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
که مصداق کامل معاویه است.
دلایل سیاسی :
اول باید مشخص بشه که ثروت معاویه چقدر بوده. چیزی که معلوم بوده . این بود که خیلی زیاد بوده. تو یک جنگ، برنده کسی که :
1- سربازانش ایمان داشته باشند .
2- پول داشته باشه تا بتونه تفرقه بندازه.
عامل یک مهم تره ولی اگه یک کسی عامل یک رو نداشته باشه هم باز میتونه پیروز شه. سربازان امام حسن از ایمان کافی به امام ، برخوردار نبودند و طرف مقابل میتونست ایمان نصف و کارشون رو به راحتی بخره.
دوما، شکست در جنگ، باعث میشه مردم ناراحت شن و اگه وضع ادامه پیدا کنه امکان شورش از طرف مردم هم میاد. ( دیدید تو امریکا و کشور های دیگه بر ضد جنگ تضاهرات میکنند؟ همینه قضیش )
و امام حسن از همه عاقل تر بودند و میدونستند که آخر این جنگ، باخت هست. (به معنای واقعی باخت) . به طوری که اگه معاویه پیروز میشد یک کاری میکرد که اسمی از امام حسن نمونه.
سخن آخرم اینه که اگه مردم اون زمان لیاقت حضور امام حسن رو داشتند، هیچ وقت صلح به امام حسن تحمیل نمیشد. کاشکی مردم اون زمان میتونستند وجود امام حسن رو درک کنند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، رکن الهدی ، میم.حسین.الف ، ghoran ، 135
۱۵:۴۶, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
امام حسن غریب واقعی بودن...ایشون حتی به اندازه برادرشون یار واقعی نداشتن یارانشون بعد از صلح بهشون می گفتن مضل المومنین بعد امام می گفتن من مضل. المومنیم؟!من که بخاطر شما صلح کردم
یعنی منظورشون این بود که نمی خواستم شما رو رسوا کنم وگرنه همون یاران ظاهری کاری با امام حسن می کردن بدتر از امام حسین درواقع امام حسن حجت رو بر مردم تموم کردن کاری کردن که دقیقا مقدمه قیام باشکوه اباعبدلله شد اگه ایشون صلح نمی کردن همه از امام حسین توقع صلح داشتن..
البته به قول آقای کول معاویه با یزید فرق داشت یاران امام حسن زمان امیرالمونین ثابت کردن مرد جنگیدن با معاویه نیستن ...اول مظلوم عالم رو هم همینجوری تنها گذاشتنSad
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Kol ، میم.حسین.الف ، ghoran ، 135
۱۹:۴۰, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

تفاوت های زمان امام حسن و امام حسین (علیهم السلام)

١- معاویه ظاهر را حفظ می کرد. قیافه اش مذهبی بود. نماز جماعت برگزار می کرد. قرآن دستش می گرفت. علیه چنین آدمی سخت می شود قیام کرد و شورید. ولی یزید علنا فساد و جنایت می کرد.

٢- معاویه سبقه داشت. درخت ریشه دار را نمی توان به راحتی کند. معاویه به خود لقب کاتب وحی داده بود. ولی یزید نه ریشه ای داشت و نه لقبی.

٣- یاران امام حسن بی وفا بودند. امام حسین (علیه السلام) هم لشگرکشی کرد. معاویه برای فرماندهان امام پول فرستاد و وعده بیشتر داد. فرماندهان از امام فاصله گرفتند و سربازان هم به دنبالشان. امام حسن (علیه السلام) هنوز به میدان جنگ نرسیده بود به رانش شمشیر زدند و تا استخوان فرو رفت. با این حال باز هم امام به میدان رفت.

٤- دشمن سومی که نه اسلام حسنی (علیه السلام) را قبول داشت و نه اسلام اموی تا مرزهای اسلام پیش آمده بودند و منتظر جنگ مسلمانان و تضعیف آن ها بودند تا حمله کنند.

فرق معاویه با یزید


- معویه سابقه داشت.
- لقب کاتب وحی داشت.
- برادر زن پیامبر بود.
- حفظ ظاهر را انجام می داد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، ABCDE
۱۹:۰۶, ۲۸/آذر/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

امام حسن صلح کرد یا صلح تحمیل شد؟


اقدامات معاویه
1) نقشه ترور امام حسن
(علیه السلام)
در ساباط به امام سوء قصد شد و پای امام به شدت مجروح شد.

2) فریب دادن فرماندهان نظامی

- عبدالله بن عباس
معاویه او را با 1میلیون درهم خرید.پانصدهزار پیش و بقیه بعد از جنگ

- فرمانده ی کتدی
معاویه به او وعده دار که اگر صلح کند،حکومت برخی از شهر های شام و الجزیره را به وی می دهد،به همراه پانصدهزار دره.او قبول کرد و با 200 نفر به سوی معاویه رفت.

- فرمانده مرادی
بعد از خیانت کندی،او فرمانده شد.معاویه با وعده پانصد هزار درهم و حکومت یکی از شهرهای شام و الجزیره او را فریب داد.

- قیس بن سعد
معاویه سعی کرد با نامه نگاری و فرستادن نماینده او را بفریبد،ولی نتوانست.معاویه کسی را به نزد او فرستاد تا 1میلیون درهم در اختیارش قرار دهد،تا به سوی ار آید.قیس آن مبلغ را برگرداند و گفت: می خواهی مرا از دینم فریب دهی.

3) انتشار شایعه صلح

- شایعه صلح قیس در لشکر امام (علیه السلام)
معاویه کسانی را مخفیانه به لشکر امام فرستاد تا بین نیروها پخش کنند که قیس با معاویه صلح کرد.

- شایعه صلح امام (علیه السلام) در نیروهای قیس
معاویه عده ای را به سوی سپاه قیس فرستاد تا شایعه صلح امام حسن با معویه را پخش کنند.

- پخش شایه توسط چهره های سیاسی
چند نفر از چهره های سیاسی و با سابقه را مرموزانه خدمت امام فرستاد که پس از بیرون آمدن از محضرش چنین وانمود کنند که کار به صلح انجامیده است.آن ها بعد از خارج شدن از چادر امام بلد با یکدیگر سخن می گفتند و به مردم می شنواندند و چنین می گفتند: خدا به وسیله ی فرزند رسول خدا خون ها را از ریخته شدن حفظ کرد و فتنه را به وسیله ی او آرام گرداند،و به صلح تن داد.
در نتیجه،عده ای فرار کرده،عده ای هم به چادر حضرت هجوم برده و عده ای چادر را غارت کردند.

4) پیشنهاد صلح به امام حسن
(علیه السلام)
معاویه چند نفر را در چند نوبت به خدمت امام فرستاد و از حضرتش تقاضای صلح کرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ABCDE
۱۰:۲۷, ۳۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

فرستادن صلح نامه از سوی معاویه

سرانجام معاویه کاغذ سفیدی را که در پایین آن امضاءخودش قرار داشت را به امام تحویل داد.متن نامه به این شرح است:

این نامه ای است برای حسن بن علی از سوی معاویه بن ابی سفیان.من با تو مصالحه کردم به شرط زیر...
و از امام خواست هر شرطی را که می خواهد قرار دهد.

پیشنهادهای معاویه

1. پس از معاویه خلافت از امام باشد. 2. دادن پانصدهزار درهم به امام

3. دادن سالانه پانصد هزار درهم 4. خراج فسا و داراب مال امام باشد
5. بیت المال عراق را به امام واگذار کند.

شروط امام حسن
(علیه السلام)
1. عمل به کتاب و سیره ی رسول خدا 2. بعد از خود جانشین تعیین نکند
3. خلافت را به شورا واگذارد 4. جان،مال،اولاد و زنان مردم ایمن باشند
5. به علی (علیه السلام) دشنام ندهند 6. به اهل بیت آزاری نرساند
7. هرگز خود را امیرالمؤمنین نخواند 8. دست از کشتن شیعیان بردارد
9. دست از تعقیب حجربن عدی بردارد

معاویه و شکستن پیمان ها

معاویه بعد از صلح بر فراز منبر کوفه رفته و اینگونه سخنرانی کرد:
من در این فتنه تعهداتی دادم،هدفم این بود که ایجاد الفت و وحدت کرده و مصلحت امت پدید آید و آتش جنگ را خاموش کنم.اکنون خدا برای ما اتحاد را پدید آورد و خواسته ی ما را برآورد و عزت داد.پس هر پیمانی که با شما بستم مردود و هر وعده ای که به کسی دادم زیر پای من ایت.

در نخیله خطاب به مردم گفت:
به خدا سوگند من با شما جنگ نکردم تا به شما بگویم نماز بخوانید یا روزه بگیرید و یا حج بگذارید و یا زکات بدهید،چرا که همه ی آن ها را انجام می دهید!لیکن جنگ من با شما برای این بوده که بر شما حکومت کنم و خداوند آن را به من داد،در حالی که همه ی شما اکراه داشتید.من به حسن وعده دادم و قول برخی از چیزها را،ولی تمام آن ها زیر پایم می باشد،و به هیچ یک از آن ها وفادار نخواهم کرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ABCDE
۱۹:۴۶, ۲/دی/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

علل پذیرش صلح

1-به اهل کوفه اطمینان نبود
.

2- حفظ شیعیان از نابودی

3- نبود یار
امام حسن (علیه السلام): اگر یارانی داشتم،شبانه روز با معاویه می جنگیدم تا آن که خدا بین من و او داوری کند.

5- حفظ اهل بیت از لکه ی ننگ
بد خواهان قصد داشتن که امام را در آغاز جنگ دستگیر کرده و به معاویه تحویل دهند.سپس یا امام را می کشت و یا منت می گذاشت و آزادش می کرد.

6- یارانم ذلت را پذیرفتند
امام خطاب به مردم کوفه فرمود: اگر شما زندگی دنیا را می خواهید،پیشنهادش را بپذیرم و ای خار در پشم را تحمل کنم.و اگر مرگ را می خواهید آن را در راه خدا ارزانی داریم و او را نزد خدا به داوری بریم.پس همه ی مردم فریاد زدند: البقیّه،البقیّه.ما خواهان زندگی هستیم.

7- دین فریادگر می خواست
امام حسن (علیه السلام): خواستم که برای دین اسلام در روی زمین فریادگری باشد

8- در برابر شامیان ضعیف بودند

9- در پی اصلاح بودم گرچه حق با من بود

10- ملامت بکنید،در این کار مصلحتی بود

11- امت مرا رها کردند

12- مردم طالب صلح بودند
امام حسن (علیه السلام): من دیدم که رأی بیشتر مردم در صلح است،و از جنگ کراهت داشتند.بدین جهت من دوس نداشتم که آن ها را در چیزی که دوست نمی داشتند،وا دارم.

13- خطر حمله رومیان
سپاه روم بعد از آگاهی از جنگ داخلی بین مسلمانان،آماده حمله به سرزمین های مسلمانان شدند و می خواستند اسلام را نابود کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ABCDE
۱۴:۱۰, ۴/دی/۹۳
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشواى دوم، هنگامى که جنگ با معاویه را بر خلاف مصالح عالى جامعه اسلامى و حفظ موجودیت اسلام تشخیص داد و ناگزیر صلح و آتش بس را قبول کرد، فوق العاده کوشش نمود تا هدف هاى عالى و مقدس خود را به قدر امکان از رهگذر صلح و به نحو مسالمت‏ آمیز تامین کند.
از طرف دیگر، چون معاویه به خاطر برقراری صلح و قبضه نمودن قدرت، حاضر به دادن همه گونه امتیاز بود - به طورى که ورقه سفید امضا شده‏ اى براى امام فرستاد و نوشت هر چه در آن ورقه بنویسد مورد قبول وى مى ‏باشد- امام از آمادگى او حداکثر بهره بردارى را نموده و موضوعات مهم و حساس را که در درجه اول اهمیت قرار داشت و از آرمان هاى بزرگ آن حضرت به شمار مى رفت، در پیمان صلح گنجانید و از معاویه تعهد گرفت که به مفاد قرار داد عمل کند.
گر چه متن پیمان صلح در کتب تاریخ، به طور کامل و به ترتیب، ذکر نشده است، بلکه هر کدام از مورخان به چند ماده از آن اشاره نموده‏ اند، ولى با جمع آورى مواد پراکنده آن از کتب مختلف مى‏ توان صورت تقریباً کاملى از آن ترسیم نمود. با یک نظر کوتاه به موضوعاتى که امام در قرار داد قید نموده و براى تحقق آنها پافشارى مى‏ کرد، مى‏ توان به تدبیر فوق العاده ‏اى که حضرت در مقام مبارزه سیاسى براى گرفتن امتیاز از دشمن به کار برده، پى برد.
اینک متن پیمان صلح را که در پنج ماده مى‏ توان خلاصه کرد، ذیلاً از نظر خوانندگان محترم مى‏ گذرانیم:

ماده اول
: حسن بن على(علیهما السلام) حکومت و زمامدارى را به معاویه واگذارى مى‏ کند، مشروط به آنکه معاویه طبق دستور قرآن مجید و روش پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) رفتار کند.

ماده دوم
: بعد از معاویه، خلافت از آن حسن بن على(علیهما السلام) خواهد بود و اگر براى او حادثه‏ اى پیش آید حسین بن على(علیهما السلام) زمام امور مسلمانان را در دست مى‏ گیرد. نیز معاویه حق ندارد کسى را به جانشینى خود انتخاب کند.

ماده سوم
: بدعت ناسزا گویى و اهانت نسبت به امیر مومنان(علیه السلام) و لعن آن حضرت در حال نماز باید متوقف گردد و از على(علیه السلام) جز به نیکى یاد نشود.

ماده چهارم
: مبلغ پنج میلیون درهم که در بیت المال کوفه موجود است از موضوع تسلیم حکومت به معاویه مستثنا است و باید زیر نظر امام مجتبى(علیه السلام) مصرف شود.
نیز معاویه باید در تعیین مقررى و بذل مال، بنى هاشم را بر بنى امیه ترجیح بدهد. همچنین باید معاویه از خراج «دارابگرد» مبلغ یک میلیون درهم در میان بازماندگان شهداى جنگ جمل و صفین که در رکاب امیر مومنان(علیه السلام) کشته شدند، تقسیم کند.

ماده پنجم
: معاویه تعهد مى‏ کند که تمام مردم، اعم از سکنه شام و عراق و حجاز، از هر نژادى که باشند، از تعقیب و آزار وى در امان باشند و از گذشته آنها صرف نظر کند احدى از آنها را به سبب فعالیت هاى گذشته ‏شان بر ضد حکومت معاویه تحت تعقیب قرار ندهد، و مخصوصاً اهل عراق را به خاطر کینه‏ هاى گذشته آزار نکند.
علاوه بر این معاویه تمام یاران على(علیه السلام) را، در هر کجا که هستند، امان مى ‏دهد که هیچ یک از آنها را نیازارد و جان و مال و ناموس شیعیان و پیروان على در امان باشند و به هیچ وجه تحت تعقیب قرار نگیرند و کوچکترین ناراحتى براى آنها ایجاد نشود، حق هر کس به وى برسد و اموالى که از بیت المال در دست شیعیان على(علیه السلام) است از آنها پس گرفته نشود.
نیز نباید هیچ گونه خطرى از ناحیه معاویه متوجه حسن بن على(علیهما السلام) و برادرش حسین بن على(علیهما السلام) و هیچ کدام از افراد خاندان پیامبر(صلی الله علیه وآله) بشود و نباید در هیچ نقطه ‏اى موجبات خوف و ترس آنها را فراهم سازد.

در پایان پیمان، معاویه اکیدا تعهد کرد تمام مواد آن را محترم شمرده دقیقا به مورد اجرا بگذارد. او خدا را بر این مسئله گواه گرفت، و تمام بزرگان و رجال شام نیز گواهى دادند.

بدین ترتیب پیشگویى پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)، در هنگامى که حسن بن على(علیهما السلام) هنوز کودکى بیش نبود، تحقق یافت: پیامبر(صلی الله علیه وآله) روزى برفراز منبر، با مشاهده او فرمود:
«این فرزند من سرور مسلمانان است و خداوند به وسیله او در میان دو گروه از مسلمانان صلح برقرار خواهد ساخت».
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ABCDE
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا