|
دوران كودكی حضرت مهدی ـ علیه السّلام در زمان حیات پدر
|
|
۱:۲۵, ۱۹/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() دوران كودكی حضرت مهدی ـ علیه السّلام در زمان حیات پدر ![]() ![]() از آن جا كه شروع غیبت صغرا را از هنگام تولّد حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ به حساب می آورند ، بد نیست كه نظری گذرا به زندگانی حضرتش در زمان حیات پدر بزرگوارشان بیفكنیم. واضح است كه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در سامراء و تحت سرپرستی پدرشان حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ ـ در حالی كه در طول زندگانیشان مشمول عنایات و عواطف پدر میبودند ـ زندگی میفرمودند. در این مدّت، حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ فرزندشان را برای برخی از افراد مورد اعتماد شیعه ظاهر میفرمودند و حضرتش را به عنوان دوازدهمین امام و پیشوا و مهدی موعود منتظر به آنان معرفی میفرمودند . وقتی كه حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ را زهر خوراندند و آن حضرت لحظات پایانی حیات را میگذراندند ـ و اغیار و جاسوسان پس از اطمینان از تأثیر زهر در جسم ایشان منزل حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ را ترك كرده بودند ـ حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ نزد پدرشان حاضر گردیدند تا ایشان را در نوشیدن دارو كمك نماید و ظرفی را كه در دست گرفته و میخواستند بنوشند نگه دارند؛ زهر فوقالعاده قوی بود و رعشهای در دو دست مبارك حضرتش حادث گردیده بود كه حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ نمیتوانستند ظرف دارو را بنوشند؛ چرا كه ظرف به دندانهایشان میخورد. این ملاقات آخرین دیدار و آخرین عهد بود. حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ پس از آن دنیا را بدرود گفتند و پاك فرزند عزیزشان را در تندباد روزگار و در معرض حوادث و مسائل زندگی یتیم گذاردند؛ در پناه محافظت همیشگی خدا و حمایت حق كه هرگز از بین نمیرود. دسته اوّل: در اینجا به برخی از روایات که دوران کودکی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نقل نموده اند اشاره میکنیم: 1. بانوی بزرگوار حضرت«حكیمه» عمه حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ كه در هنگام تولد حضرت مهدی ـ علیه الصلاه و السلام ـ حاضر بود و پس از آن ماجرا نیز چندین بار حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ را زیارت نمود. 2. نسیم، كنیز حضرت عسكری ـ علیه السّلام ـ ، او میگوید: یك شب (به روایتی ده شب) پس از تولد حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ بر ایشان وارد شدم. درمحضرشان عطسه كردم. به من فرمود: «یَرْحَمُكِ الله» من از این سخن شادمان گردیدم. سپس به من فرمودند: آیا بشارتی در مورد عطسه به تو بدهم؟ عرض كردم: آری ای مولای من. فرمودند: «عطسه » تا سه روز انسان را از مرگ در امان میدارد.»[1] 3. جماعتی از یاران حضرت عسکری ـ علیه السّلام ـ . از ابوغانم خادم روایت شده است كه گفت:امام عسکری ـ علیه السّلام ـ را فرزندی به دنیا آمد كه وی را «محمّد » نامیدند. آن حضرت فرزندشان را در روز سوم به یاران خویش نمایاندند و فرمودند:«این صاحب شما پس از من است و خلیفه من بر شما. او همان قائمی است كه به انتظار او گردن میكشند و هنگامی كه زمین از جور و ظلم آكنده گردد ظهور كرده آن را از عدل و داد پر خواهد ساخت.»[2] 4. تقریباً چهل مرد حضرتش را زیارت نمودند؛ آن هنگام كه پدرش حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ وی را به آنان نشان داده فرمودند: « این، امام شما پس از من است و خلیفه من بر شما.» 5. شیخ بزرگوار«احمدبناسحاققمی اشعری». وی میگوید: «بر حضرت ابومحمد حسنبنعلی ـ علیهماالسّلام ـ وارد شدم. در نظر داشتم از ایشان راجع به جانشینشان سؤال كنم. حضرتش ـ بدون آن كه من سؤالی كرده باشم ـ ابتدا به سخن كرده فرمودند: ای احمدبناسحاق! خدای تبارك و تعالی از زمانی كه حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ را خلق فرمود، زمین را از حجتی كه از سوی خود بر مردم معین میكند، خالی نگذارده است و تا روز قیامت نیز خالی نخواهد گذارد. به وسیله او بلا را از اهل زمین دفع مینماید و به واسطه او باران را فرو میفرستد و به سبب او بركات زمین را خارج میگرداند.» سؤال كردم: ای پسر پیامبر، امام و خلیفه پس از شما كیست؟ حضرت به سرعت برخاسته به اندرون رفتند سپس بیرون آمدند؛ در حالی كه كودكی را كه چهرهاش مانند ماه شب چهارده و سنش در حدود3 سال بود بر دوش گرفته بودند. پس به من فرمودند:«ای احمدبناسحاق، اگر نزد خدا و حجّتهای او گرامی نمیبودی، این فرزندم را به تو نشان نمیدادم. او هم نام رسول خدا و هم كنیه اوست. وی همان كسی است كه زمین را از عدل و داد پر میكند؛ همان گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد. ای احمدبناسحاق، مَثَل او در این امت مثل خضر است و ذوالقرنین. سوگند به خدا كه آن چنان غیبتی خواهد داشت كه در آن غیبت، هیچ كس از هلاكت نجات نیابد؛ مگر آن كس كه خدای عزّوجلّ وی را در اعتقاد به امامت او ثابت دارد و به دعاكردن برای تعجیل در فرجش توفیق دهد.» عرض كردم: مولای من، آیا نشانهای هست ك قلب من با آن آرامش یابد؟ در این هنگام كودك شروع به سخن گفتن به زبان عربیِفصیح نمود و فرمود:«من بازمانده خدا در زمین اویم و انتقام گیرنده از دشمنان او؛ بعد از این دیگر از من اثری مجوی، ای احمدبناسحاق.»[3] احمدبناسحاق گوید: خوشحال و شادمان برگشتم، وقتی فردا شد مجدّداًبه محضر حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ شتافتم و به ایشان عرض كردم: ای فرزند رسول خدا، شادمانی من به خاطر منّتی كه بر من نهادید، زیاد گردید. اما سنت جاریهای كه در او از خضر و ذوالقرنین است، چیست؟ فرمودند:«طولانی شدن غیبت، ای احمد.» عرض كردم: ای فرزند رسول خدا، آیا غیبت وی به طول خواهد انجامید؟ فرمودند:«آری، سوگند به پروردگارم؛ تا آن جا كه بیشتر معتقدان به وی از اعتقاد به او برمیگردند و هیچ كس(بر این امر) باقی نمیماند مگر آن كس كه خدای تعالی از او بر ولایت ما پیمان گرفته و در قلبش ایمان را ثبت نموده و وی را به روحی از سوی خود تأیید فرموده باشد. ای احمدبناسحاق، این امری از امور خداست وسرّی از اسرار او و غیبی از علم غیب خدا؛ آن چه را به تو دادم بگیر و از شكركنندگان باش تا در بالاترین درجات بهشت با ما باشی.»[4] 6. یعقوببنمنقوش. او میگوید:«بر حضرت ابومحمد حسنبنعلی ـ علیهماالسّلام ـ داخل شدم. بر سكویی در منزل نشسته بودند و سمت راستشان اطاقی بود كه پردهای آن را پوشانده بود. از ایشان سؤال كردم: ای آقای من، چه كس صاحب این امر خواهدبود؟ فرمود:«پرده را بردار.» پرده را برداشتم. كودكی را دیدم كه قامتش پنج وجب بود و به نظر میرسید كه حدوداً هشت یا ده ساله باشد. پیشانیای گشاده، صورتی سفید، چشمانی درخشنده داشت. ستبر دست و خمیده زانو بود. خالی بر گونه راستش و موهایی برآمده در جلوی سرش دیده میشد. آن كودك آمد و بر روی پای حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ نشست. حضرت عسكری ـ علیه السّلام ـ فرمودند:«این، صاحب شماست.» آنگاه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ برخاستند كه بروند. حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ فرمودند:«فرزندم، تا زمانی معین شده به داخل برو.» آن حضرت وارد اتاق گردید و من مشغول نظاره او بودم. سپس حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ فرمودند:«ای یعقوب، بنگر چه كسی در داخل اتاق است؟ من داخل شدم ولی كسی را ندیدم.»[5] ------------------------- [1] . كمال الدین، ج2، ص 430؛ غیبت شیخ طوسی ص 139. [2] . كمال الدّین، ج2، ص431. [3] . انسان از اثر تفحص مینماید تا آنكه مؤثّر را بیابد؛ ولی وقتی مؤثّر را یافت، دیگر انگیزهای برای تفحص از اثر نخواهد داشت. ممكن است مراد حضرت از این جمله كه «پس از این، از من اثری مجوی ای احمدبناسحاق» این باشد كه تو امامت را یافتهای و لذا لزومی ندارد كه دنبال علامت و نشانهائی بگردی كه افراد شكّاك به دنبال آنها میگردند. [4] . قبلاً گفتیم كه علم غیب مسألهای است و اطلّاع بر علم غیب مسألهای دیگر. [5] . كمال الدّین، ج2، ص437. |
|||
|
|
۰:۰۹, ۲۶/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
![]() امامت وكودكی ![]() ![]() چگونه ممكن است حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) امام دوازدهم شیعیان كه بعد از وفات پدرش امام حسن عسكرى(علیه السلام) پنج ساله بود امام شود، آیا ممكن است كودكى پنچ ساله پیشوایى مسلمین را داشته باشد؟[/b] اولا: اگر در اخبار اهل بیت (علیهم السلام) تأمل شود معلوم مى گردد كه مقام نبوت و امامت یك مقام ظاهرى ناچیز نیست كه هر كسى صلاحیت آن را داشته باشد بلكه نبوت مقام ارجمندى است كه شخص واجد آن مقام با حق تعالى ارتباط و اتصال داشته از افاضات و علوم عوالم غیبى برخوردار مى شود، احكام و قوانین الهى بر باطن و قلب نورانیش وحى و الهام مى گردد و به طورى آنها را دریافت مى كند كه از هر گونه خطا و اشتباهى معصوم است. همینطور ولایت و امامت مقام بزرگى است كه واجد آن مقام به طورى احكام خدایى و علوم نبوت را تحمل و ضبط مى كند كه خطا و نسیان و عصیان در ساحت وجود مقدسش راه ندارد و همواره با عوالم غیبى مرتبط بوده و از افاضات و اشراقات الهى بهره مند مى گردد. بواسطه علم و عمل پیشوا و امام انسانیت و نمونه و مظهر دین و حجت خداوندى است، معلوم است كه هر كسى قابلیت و استعداد احراز این مقام شامخ را ندارد بلكه باید از حیث روح در مرتبه اعلاى انسانیت باشد تا لیاقت ارتباط با عوالم غیبى و دریافت علوم و ضبط آنها را واجد باشد و از حیث تركیبات جسمانى و قواى دماغى در كمال اعتدال باشد تا بتواند حقایق عالم هستى و افاضات غیبى را بدون خطا و اشتباه به عالم الفاظ و معانى تنزل دهد و به مردم ابلاغ كند پس پیغمبر و امام از حیث آفرینش ممتازند و به واسطه همین استعداد و امتیاز ذاتى است كه خداوند متعال آنان را به مقام شامخ نبوت و امامت انتخاب مى كنند، این امتیاز از همان اوان كودكى در وجود آنهان موجود است لكن هر وقت كه صلاح بود و شرایط موجود شد و مانعى در كار نبود آن افراد برجسته رسماً به مقام و منصب نبوت و امامت معرفى مى شوند این انتخاب و نصب ظاهرى چنانكه گاهى بعد از بلوغ یا در زمان بزرگى انجام مى گیرد ممكن است در ایام كودكى تحقق پذیرد. چنانكه حضرت عیسى (علیه السلام) در گهوراه با مردم سخن گفت و خودش را پیغمبر و صاحب كتاب معرفى نمود. خداوند متعال در سوره مریم مى فرماید: «فاشارت الیه قالوا: كیف نكلم من كان فى المهد صبیاً. قال انى عبدالله آتانى الكتاب و جعلنى نبیاً و جعلنى مباركاً این ما كنت و اوصانى بالصلوه و الزكوه ما دمت حیاً[1]» مریم به عیسى اشاره كرد، گفتند: «چگونه با كودكى كه در گهواره است سخن بگوییم؟! عیسى گفت من بنده خدایم كه مرا كتاب داده و به پیغمبرى برگزیده است و هر كجا باشم مبارك گردانیده و به نماز و زكوه تا زنده باشم سفارش كرده است. از این آیه و آیات دیگر استفاده مى شود كه حضرت عیسى (علیه السلام) از همان كودكى و ایام صغر پیغمبر و صاحب كتاب بوده است. بنابراین هیچ مانعى ندارد كه كودكى در سن پنج سالگى با عوالم غیبى ارتباط داشته باشد و به وظیفه سنگین خزانه داراى و ضبط و تبلیغ احكام منصوب گردد و در انجام وظیفه خویش و اداى این امانت بزرگ كاملا نیرومند و مقتدر باشد[2]. ثانیاً: حضرت امام جواد (علیه السلام) هم در هنگام وفات پدرش نه ساله و یا هفت ساله بوده و امام رضا (علیه السلام) او را به عنوان جانشین خود معرفى نمود[3]، كه سخنان و مناظرات امام جواد (علیه السلام) و حل مشكلات بزرگ علمى و فقهى توسط آن حضرت تحسین و اعجاب دانشمندان اسلامى اعم از شیعه و سنى را بر انگیخته و آنان را به تعظیم در برابر عظمت علمى امام وا داشته است و هر كدام او را به نحوى ستوده اند و به عنوان نمونه: سبط ابن جوزى مى گوید: (اما جواد (علیه السلام)) در علم و تقوا و زهد و بخشش بر روش پدرش بود[4]. ابن حجر هیتمى به اعلمیت امام جواد (علیه السلام) اعتراف نموده مى نویسد: مأمون او را به دامادى انتخاب كرد زیرا با وجود كمى سن از نظر علم و آگاهى وحلم و بر همه دانشمندان برترى داشت[5]. ثالثاً: ائمه اطهار (علیه السلام) هم موضوع صغر سِنّ آن جناب را پیش بینى كرده و اعلام نموده اند تا مورد اعتراض مخالفین و معاندین قرار نگیرد. به عنوان نمونه: قال ابو جعفر (علیه السلام): «صاحب هذالامر اصغرنا سناً و اخملنا شخصاً[6]» حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: حضرت صاحب الامر سن مباركش از ما كمتر و گمنام تر است. رابعاً: با اینكه آفرینش و خلقت ویژه انبیاء و ائمه طورى است كه نمى توان آن را به افراد عادى مقایسه كرد مع الوصف در بین اطفال عادى هم گاهى افراد نادرى دیده مى شوند كه از حیث استعداد و حافظه نابغه عصر خویش بوده و قواى دماغى و ادراكات آنان از مردان چهل ساله هم بهتر است ابو على سینا فیلسوف نامى از این افراد شمرده مى شود از وى نقل شده است كه گفته: چون به حد تمیز رسیدم مرا به معلم قرآن سپردند و پس از آن معلم ادب پس هر چه را شاگردان بر استاد ادیب قرائت مى كردند من همه را حفظ نمودم. بعلاوه آن،استاد مرا به كتابهاى ذیل تكلیف كرد: «الصفات» و «غریب المصنف» و «ادب الكاتب» و «اصلاح المنطق» و «العین» و «شعر و حماسه» و «دیوان رومى» و «تصریف مازنى» و «نحو سیبویه» پس همه را در مدت یك سال و نیم حفظ كردم و اگر تعویق استاد نبود در كمتر از این مدت حفظ مى كردم. پس از آن شروع كردم به یاد گرفتن فقه و چون به دوازده سالگى رسیدم بر طبق مذهب ابى حنیفه فتوى مى دادم پس از آن شروع كردم به علم طب و «قانون» را در سن شانزده سالگى تصنیف نمودم و در سِنّ بیست و چهار سالگى خودم را در تمام علوم متخصص مى دانستم[7]. درباره فاضل هندى گفته شده: «قبل از رسیدن به سن سیزده سالگى تمام علوم معقول و منقول را تكمیل كرده بود و قبل از دوازده سالگى به تصنیف كتاب پرداخت[8] بنابراین در صورتى كه اطفال نابغه، داراى چنان مغز و قوایى باشند كه در سنین خرد سالى از عهده حفظ هزاران مطالب گوناگون و حل مشكلات و غوامض علوم بر آیند و نیروى محیر العقول آنان باعث اعجاب گردد پس چه استبعادى دارد كه خداوند متعال حضرت بقیه الله و حجّت حق و علت مبقیه انسانیت را در سن پنج سالگى به ولایت منصوب گرداند و تحمل و ضبط احكام را به عهده اش واگذار كند[9]. نتیجه آنكه عقلا و وقوعاً هیچ استبعادى ندارد كه حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به اراده و امر الهی در سن پنج سالگى پیشوایى مسلمین را به عهده بگیرد. [b] ----------------------------- [1]ـ مریم/29. [2]ـ ابراهیم امینى، دادگستر جهان (انتشارات شفق، چاپ چهاردهم، ص1373) ص121ـ122. [3]ـ اثبات الوصیه، ص161. [4]ـ سبط بن جوزى، تذكره الخواص، مكتبه الحیدریه، 1383 هـ ق) ص359. [5]ـ ابن حجر هیتمى، صواعق المحرقه (ط 2، قاهره، مكتبه القاهره، 1385 هـ ق) ص205. [6]ـ مجلسى، بحار الانوار، (اسلامیه) ج51، ص38. [7]ـ دادگستر جهان، ابراهیم امینى (انتشارات شفق، چاپ چهاردهم، 1373) ص123ـ124. [8]ـ هدیه الاحباب، ط تهران، 1329، ص228. [9]ـ ابراهیم امینى، دادگستر جهان، (انتشارات شفق، چاپ چهاردهم، 1373) ص123ـ124. [/b] |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| قلب مقدس حضرت مهدی علیهم السلام | قلب | 2 | 1,716 |
۱۵/خرداد/۹۴ ۱۱:۳۲ آخرین ارسال: amirak |
|
| مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام | hadi22 | 0 | 1,601 |
۱۲/دی/۹۳ ۲۳:۱۱ آخرین ارسال: hadi22 |
|
| مهدی و امام زمان شیعه! | مكه ي مكرمه | 17 | 11,502 |
۵/آذر/۹۳ ۲۱:۱۷ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| جایگاه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)در خطبه غدیر | Farzaneh | 0 | 1,643 |
۲۸/شهریور/۹۳ ۱۷:۴۱ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| بشارت نزدیک بودن حضور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از زبان آیت ا..بهجت | یاوران مهدی | 0 | 1,329 |
۲۴/شهریور/۹۳ ۲۲:۵۷ آخرین ارسال: یاوران مهدی |
|
| دلایل طول عمر حضرت مهدی علیه السلام | aboutorab | 1 | 2,228 |
۲۱/تیر/۹۳ ۲:۰۸ آخرین ارسال: aboutorab |
|
| توصیه های موکّد امام زمان علیه السلام چیست؟؟؟؟ | علی 110 | 19 | 22,314 |
۱۱/تیر/۹۳ ۱۴:۴۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|






![[تصویر: 13167101381.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7207149458/13167101381.jpg)
![[تصویر: 08992763738488725281.bmp]](http://www.upload.iranvij.ir/images_bahman/08992763738488725281.bmp)



![[تصویر: 99555750145574018967.jpg]](http://www.upload.iranvij.ir/images_bahman/99555750145574018967.jpg)