|
<<ویل للمصلّین>> ---> "ویل" بر چه کسانی است؟
|
|
۰:۴۱, ۲۰/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اسفند/۹۰ ۱:۱۴ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
چند شب پیش توجهّم به تفاسیر مختلفی از سوره مبارکه ماعون جلب شد،
خدا در قرآن می فرماید: بسم الله الرحمن الرحيم أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ (1) فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ (2) وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (3)فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ [b](4) الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ (5) الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ (6) وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ (7) ویل" شوخی بردار نیست!!!!!! خداوند هرجائی نمی فرماید "ویل" تفسیر آیه مبارکه 4 سوره ماعون را که مربوط به همین کلمه است را از چند منبع تفسیری مختلف و کتاب،مطالعه کردم و به این نتایج رسیدم: تفسیر نمونه: " واى بر نمازگزاران" (فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ) " همان نمازگزارانى كه نماز خود را به دست فراموشى مىسپرند" (الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ) نه ارزشى براى آن قائلند، و نه به اوقاتش اهميتى مىدهند، و نه اركان و شرائط و آدابش را رعايت مىكنند. " ساهون" از ماده" سهو" در اصل به معنى خطايى كه از روى غفلت سرزند، خواه در فراهم كردن مقدماتش مقصر باشد يا نه، البته در صورت اول معذور نيست، و در صورت دوم معذور است، ولى در اينجا منظور سهو توأم با تقصير است. بايد توجه داشت كه نمىفرمايد" در نمازشان سهو مىكنند" چون سهو در نماز به هر حال براى هر كس واقع مىشود، بلكه مىفرمايد" از اصل نماز سهو مىكنند" و كل آن را به دست فراموشى مىسپرند. روشن است اين مطلب اگر يك يا چند بار اتفاق بيفتد ممكن است از قصور باشد، اما كسى كه پيوسته نماز را فراموش مىكند و آن را به دست فراموشى مىسپارد، پيدا است كه براى آن اهميتى قائل نيست، و يا اصلا به آن ايمان ندارد، و اگر گهگاه نماز مىخواند از ترس زبان مردم و مانند آن است. در اين كه منظور از" ساهون" در اينجا چيست؟ علاوه بر آنچه در بالا گفتيم تفسيرهاى ديگرى نيز كردهاند، از جمله اينكه منظور تاخير انداختن نماز از وقت فضيلت است. و يا اينكه منظور اشاره به منافقانى است كه نه براى نماز ثوابى معتقد بودند و نه براى ترك آن عقاب. يا اينكه منظور كسانى است كه در نمازهاى خود ريا مىكنند (در حالى كه اين معنى در آيه بعد مىآيد). البته جمع ميان اين معانى ممكن است هر چند تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد. به هر حال وقتى فراموش كنندگان نماز شايسته ويل هستند آنها كه به كلى ترك نماز گفته و تارك الصلاة هستند چه حالى خواهند داشت؟! ![]() ![]() ![]() ![]() ------------------------------------------------- تفسیر هدایت: «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ- پس واى بر (آن) نمازگزاران،» كه آن را وسيلهاى براى دنيا سازند- در صورتى كه نماز معراج آخرت است- و در آن سهل انگارى كنند. پس آنان را مىبينى كه در حضور ديگران با نشاط به نماز گزاردن مىپردازند، و در خلوت آن را فراموش مىكنند، در صورتى كه نماز حقا وسيلهاى است كه تو را از خلق مىبرد و به آفريدگارت پيوند مىدهد، و از دنيا به آخرت و از تن به روان متوجهت مىسازد، و مؤمن در خلوتهاى خود و در زهدان تاريكى، در آن هنگام كه طبيعت به خواب رفته است، و انس گرفتن با بهترين ياد آورندههاى شيرين لذتبخش دارد، به مناجات كردن با پروردگار جهانيان مىپردازد، در صورتى كه منافق در اين هنگام آن را از ياد مىبرد و به غفلت و كسب لذت و وسوسههاى شيطانى مىپردازد. «الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ- كه از نماز خويش غفلت مىكنند.» از ابعاد غفلت كردن و از ياد بردن نماز عقب انداختن آن از وقتش بدون عذر است، چنان كه از امام جعفر صادق- عليه السلام- روايت شده است كه گفت: «عقب انداختن نماز از اول وقت آن بدون عذر». از امام امير المؤمنين- عليه السلام- چنين روايت شده است: «هيچ عملى در نزد خداى عز و جل محبوبتر از گزاردن نماز نيست، پس مبادا كه كارى از كارهاى دنيا شما را از آن مشغول كند، كه خداى- عز و جل- كسانى را نكوهش كرد و گفت: الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ يعنى كسانى كه نسبت به آن غفلت مىورزند و در گزاردن آن در وقت خود سستى مىنمايند». نماز با فراهم آوردن توشه ايمان كه آدمى در همه امور زندگى به آن نيازمند است، به او مدد مىرساند، و هر كس آن را سرسرى بگيرد يا در آن ريا كارى كند، زاد و توشه خود را از دست داده و هلاك شده است. ------------------------------------------------- تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين: فَوَيْلٌ پس سختى عذاب لِلْمُصَلِّينَ براى نماز گذارندگان ريائيست يعنى ابن ابى و اصحاب او، يا همه منافقان: الَّذِينَ هُمْ آنان كه ايشان عَنْ صَلاتِهِمْ از نماز خود ساهُونَ غافلان و بيخبرانند و آن را وقعى نمينهند و حسابي برنميگيرند بجهت عدم اعتقاد ايشان بثواب آن و عدم خوف عقاب بترك آن و اينكه در ظاهر اقدام بر آن مينمايد بجهت دفع ضرر اهل اسلام است از خود و لهذا در خلوت و خفيه ترك آن ميكنند و چون بمجالس جماعت حاضر مىشوند در نظر مردمان بشروط و آداب ميگذارند. {چطور میشود ارزش واقعی نماز را فهمید؟؟؟ ![]() }------------------------------------------------- تفسیر عاملی: «فَوَيْلٌ» 4 طبرى: ويل يعنى درّهاى كه چرك تن دوزخيان در آن روان است. «عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» 5 طبرى: در مقصود از اين جمله اختلافست: 1- يعنى از وقت آن مىگذرانند و در خارج از وقت مىخوانند. 2- يعنى آنها كه منافق هستند و به ريا جلو مسلمانان نماز مىخوانند و گر نه به نمازسر و كار ندارند. 3- به نماز تنبل هستند و باك ندارند كه بخوانند يا نه. نيشابورى: وابستگى اين آيه به جلو اين است كه با محروم كردن يتيم و خوددارى از وادار كردن به نيكى از نماز بىخبرند و رياكارند و زكات مال خود نمىدهند و معنى چنين است: چون بدكارند پس واى بر ايشان كه از نماز نيز در سهو هستند و به جاى ضمير «هم» كه گفته شود «ويل لهم» صفت آنها گفته شده است «المصلين- الخ». و مقصود از سهو بىباكى است در نماز كه نخواند و يا بهر گونه شد ارزشى ندهد. ولى سهو به معنى فراموشى چون اختيارى نيست جاى سخن در آن نيست. و انس مالك گفت: الحمد للّه كه در آيه «عَنْ صَلاتِهِمْ» گفته شده است نه «في صلاتهم» تا فراموشى در نماز مقصود باشد و بر كار غير اختيارى مسئول باشيم. ------------------------------------------------- تفسیر شریف لاهیجی: فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ پس واى بر نماز گذارندگان را آن چنان نماز گذارندگانى را كه از نماز خود سهو كنندگانند على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه مراد از ساهون آن جماعتند كه تأخير نماز كنند از اول وقت بدون عذرى . محمد بن مسعود عياشى از يونس بن عمار روايت كرده كه من از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم كه مراد از ساهون آن جماعتند كه شيطان آنها را در نماز وسوسه كند؟ حضرت فرمود مراد از ساهون اين معنى نيست زيرا كه هيچ احدى نيست كه شيطان او را وسوسه نكند و گرفتار وسوسه آن ملعون نباشد بلكه مراد از ساهون آن جماعتند كه از نماز غافل شوند و آن را واگذارند تا آخر وقت و در كتاب خصال از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه «ليس عمل احب الى اللَّه عز و جل من الصلاة فلا يشعلنكم عن اوقاتها شىء من امور الدنيا فان اللَّه عز و جل ذم أقواما فقال الذينهم عن صلوتهم ساهون يعنى انهم غافلون استهانوا باوقاتها» استهان به اى اذل به. يعنى مراد از ساهون آن جماعتند كه غافل باشند از نماز و خوار و حقير شمارند اوقات نماز را و نماز را در وقت مقرر بجا نيارند و در كافى از عبد صالح عليه السّلام روايت كرده كه مراد از ساهون آن جماعتند كه نماز را ضايع كنند و اتيان بر شروط و اركان آن ننمايندو از بعضى مستفاد شد كه مراد از ساهون آن جماعتىاند كه نماز را ضايع كنند و باركان و شروط بجا نيارند پس از مجموع احاديث معلوم شد كه هر كدام ازين امور ما صدق اين آيه كريمه اند --------------------------------------------------- تفسیر روان جاوید: پس واى بحال كسانيكه سهل انگار و بىباك و غافل از نمازشانند اگر چه نماز هم ميخوانند چون كار آنها بيشتر كاشف از بىاعتقادى است و مسلّما مراد سهو در نماز نيست و الّا بايد بفرمايد في صلاتهم و آن براى هر كس روى ميدهد بلكه مراد از ياد بردن نماز است چنانچه قمى ره نقل نموده كه مراد ترك كنندگان نمازند چون هر كس در نماز سهو ميكند و در روايات ائمه اطهار بغفلت از نماز و تأخير آن از اوّل وقت بدون عذر و ترك نماز و كوتاهى نمودن و تضييع آن تفسير شده و آنكه مراد وسوسه شيطان كه هر كس مبتلا بآن ميشود نيست و محتمل است قويّا كه مراد كسانى باشند كه از نماز غافلند براى بىاعتقادى و با مسلمانان نماز ميخوانند براى ريا كارى مانند اهل نفاق در صدر اسلام و لذا خداوند بيان فرموده كه آنها كسانى هستند كه ريا مينمايند و نمايش ميدهند نماز خودشان را و اگر كسى نباشد نميخوانند و اين معنى را در مجمع از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده ------------------------------------------------- تفسیر آسان: يعنى واى بر نمازگذاران. يا دوزخ و هلاكت براى نمازگذاران است. ولى نه هر نمازگزارى. بلكه آن نماز گزارانى كه مشخصات آنان در آيه (6 و 7) خواهد آمد- 5- الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ- يعنى نه هر نمازگزارى، بلكه آن دسته از نمازگزارانى كه بعلت اهميت ندادن به نماز از آن غفلت ميكنند. در تفسير: نور الثقلين اخبارى وارد شده كه معناى كلمه (ساهُونَ) اين است كه نماز را اول وقت نخوانند.- 6- الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ- يعنى نه هر نمازگزارى، بلكه آن نمازگزارانى كه در حال نماز به رياكارى و خودنمائى مىپردازند- به عبارت ديگر: نماز را براى خدا نميخوانند. بلكه براى رياكارى و مردم فريبى ميخوانند. ترديدى نيست كه اين وصف و مشخصات به منافقين اختصاص دارد. زيرا منافقين در عين حال كه بخدا و آنچه خدا گفته ايمان ندارند ميخواهند خويشتن را به وسيله نماز و ديگر عبادات مصنوعى در انظار مردم افرادى مؤمن جلوه دهند- ولى موحدين واقعى اينطور نيستند- 7- وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ- معناى كلمه (ماعون) را در مبحث لغت معنى نوشتيم. يعنى يكى ديگر از اوصاف و مشخصات منافقين نمازگزار اين است كه از رسيد خير و منفعتى به مسلمانان ممانعت و جلوگيرى مينمايند ------------------------------------------------ تفسیر مجمع البيان في تفسير القرآن: (فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ) پس واى بر نماز خوانهايى كه از نمازشان غفلت ميكنند، ابن عبّاس و مسروق گويند: ايشان آنهايى هستند كه نمازشان را از اوقات خودش به تأخير مياندازند، و اين تفسير هم مرفوعا روايت شده است. على عليه السلام و ابن عبّاس گويند: مراد از اين آيه منافقين هستند- آنهايى كه اميد ثواب ندارند اگر نماز خواندند و اگر هم نخواندند ترس عقاب ندارند، پس ايشانند كه از نماز غافلند تا وقت آن بگذرد، آنها هر گاه با مؤمنين باشند از روى رياء و تظاهر ميخوانند، و اگر تنها و يا با غير مؤمنين باشند نميخوانند، و اين قول خداست، الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ (الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ) انس گويد، الحمد للَّه كه فرمود از نمازشان، و نفرمود در نمازشان اراده فرموده باين مطلب سهوى كه براى انسانى در نمازش بدون عمد روى ميدهد عقابى براى آن نيست. قتاده گويد: غافل از آن ميشوند پروا ندارند خوانده باشند و يا نخوانده باشند، از نظرشان بىتفاوت است. ضحاك گويد: ايشان افراد تارك الصلاتند كه (مانند ماركسيستها، و كمونيستها نماز نميخوانند). حسن گويد: آنها افرادى هستند كه اگر بخوانند از روى رياء و تظاهر ميخوانند و اگر هم از آنها فوت شود ابدا پشيمان نميشوند. ابى العاليه گويد: ايشان آنهايى هستند كه نماز را در وقتش نميخوانند و ركوع و سجود آن را كامل انجام نميدهند. و نيز از اوست كه گويد: او آنست كه هر گاه سجده كند سرش را حركت داده و باين طرف و آن طرف توجّه نمايد. عيّاشى باسنادش از يونس بن عمّار از حضرت ابى عبد اللَّه (علیه السلام) روايت نموده گويد، از آن حضرت پرسيدم از قول خدا الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ آيا آن وسوسه شيطانست فرمود نه هر كس اين حالت را پيدا ميكند و ليكن ساهون افرادى هستند كه غفلت از آن ميكنند و آن را در اوّل وقت انجام نميدهند، و از ابى اسامه زيد شحام روايت كرده كه گفت از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام از قول خدا الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ پرسيدم فرمود، آن ترك نماز و سستى و تكاهل در نماز است. و از محمد بن فضيل از حضرت ابى الحسن عليه السلام روايت نموده كه فرمودند آن ضايع كردن نماز است. و بعضى گفتهاند: ايشان كسانى هستند (يراءون) ريا ميكنند مردم را در تمام اعمالشان و بقصد خلوص و اخلاص براى خداى تعالى انجام نميدهند تفسیر جوامع الجامع فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ گويى فرموده است: هر گاه كار چنان باشد پس واى بر نمازگزاران كه از نماز غفلت مىكنند و غفلتشان براى اين است كه به نماز اهميّت نمىدهند تا نمازشان فوت شده يا وقتش مىگذرد يا افعال نماز را سبك مىشمارند و آن گونه كه امر شدهاند نماز نمىگزارند يعنى اركان آن را ادا نكرده و به حدود و حقوق نماز اقدام نمىكنند و همچون كلاغ كه نوك بر زمين مىزند بدون خشوع نماز مىگزارند و از مكروهات مانند بازى كردن با مو (ى سر و صورت) و لباس و بسيار خميازه كشيدن و كشيدن سينه و شانه و توجه (به اين سو و آن سو) نمىپرهيزند نمازگزارانى كه عادت كردهاند در اعمالشان سمعه و ريا كنند و تنها قصدشان اخلاص و نزديكى به خدا نيست و حقوقى را كه خدا در اموالشان دارد نمىپردازند --------------------------------- تفسیر المیزان: " [/b]فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ" يعنى آنهايى كه از نمازشان غافلند اهتمامى به امر نماز ندارند، و از فوت شدنش باكى ندارند چه اينكه به كلى فوت شود و چه اينكه بعضى از اوقات فوت گردد، و چه اينكه وقت فضيلتش از دست برود و چه اينكه اركان و شرايطش و احكام و مسائلش را ندانسته نمازى باطل بخوانند در آيه شريفه تكذيبگر روز جزا به چنين نمازگزارانى تطبيق شده، چون حرف" فاء" كه بر سر جمله آمده مىفهماند جمله مزبور نتيجه تكذيب روز جزا است و مىرساند چنين نمازگزارانى خالى از نفاق نيستند، چون تكذيب روز جزا تنها به اين نيست كه به كلى آن را منكر شود، كسى هم كه تظاهر به ايمان مىكند و نماز مسلمانان را مىخواند، اما طورى مىخواند كه عملا نشان مىدهد باكى از روز جزا ندارد، او نيز روز جزا را تكذيب كرده. فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ واى بر آنان و لذا عطف با فا كرد، ولى اسم ظاهر به جاى ضمير آورد تا اشعار به اين باشد كه اگر نماز هم بخوانند نمازشان نماز نيست بلكه نماز آنها وبال و گناهى بر آنانست و معصيت مىباشد -------------------------------------------------------------[/font][font=B Nazanin] ترجمه مجمع البیان: الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ نماز را به آنان اضافه كرد تا اشعار به اين باشد كه هر انسانى داراى نماز مخصوصى است كه نماز قالبى تذكره و يادآور آن است و كسى كه نماز قالبى را مىخواند بايد متذكّر نماز مخصوص خودش باشد و گر نه با نمازى كه مىخواند مستحقّ ويل مىشود كه جز براى كفّار نيست پس نماز مخصوص هر انسان محقّق نمىشود مگر با ولايت تكوينى يا تكليفى يا ذكرى كه از ولىّ امرش گرفته يا از صورت ولىّ امرش اخذ شده و در قلب او داخل گشته در او مخفى يا ظاهر است، يا مقصود توجّه به خداست و ممكن است معناى آيه چنين باشد: واى بر نمازگزارى كه در نماز قالبى خود سستى مىكنند، يعنى حدود و مواقيت آن را حفظ نمىكنند. يا از اوّل وقتش به تأخير مىاندازند و لكن خداى تعالى: الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ معناى اوّل را تأييد مىكند، زيرا كسى كه به جهت ريا و مردم نماز مىخواند، نماز را كامل مىخواند و حدودش را تامّ و صحيح مراعات مىكند و در اوّل وقت انجام مىدهد و گر نه نمىتواند ريا كند و خود را به مردم نشان دهد و اين معنا از رذيلتهاى قوّهى علّامه و شهويّه است ان شاءالله که هیچ کدام از ما مشمول این آیه شریفه نشویم...الهی امین.. |
|||
|
|
۱:۰۹, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
با توجه به این تفاسیر ،اینطور جمع بندی کردم که:
1-همان نمازگزارانى كه نماز خود را به دست فراموشى مىیسپرند 2- نه ارزشى براى آن قائلند، و نه به اوقاتش اهميتى مىدهند، و نه اركان و شرائط و آدابش را رعايت مىكنند. 3-نماز از اول وقت آنرا بدون عذر عقب می اندازند. 4-از نماز خود غافلان و بيخبرانند و آن را وقعى نمينهند و حسابي برنميگيرند بجهت عدم اعتقاد ايشان بثواب آن و عدم خوف عقاب بترك آن. 5-ارزش واقعی نماز را نمی فهمند. 6-- يعنى از وقت آن مىگذرانند و در خارج از وقت مىخوانند. 7- يعنى آنها كه منافق هستند و به ريا جلو مسلمانان نماز مىخوانند و گر نه به نمازسر و كار ندارند. 8- به نماز تنبل هستند و باك ندارند كه بخوانند يا نه. 9-از "اصل نماز سهو مىكنند" و كل آن را به دست فراموشى مىسپرند. 10-نه براى نماز ثوابى معتقد بودند و نه براى ترك آن عقاب. 11-در نمازهاى خود ريا مىكنندكه آن را وسيلهاى براى دنيا سازند- در صورتى كه نماز معراج آخرت است- و در آن سهل انگارى كنند. 12-با محروم كردن يتيم و خوددارى از وادار كردن به نيكى از نماز بىخبرند و رياكارند و زكات مال خود نمىدهند 13-از نماز غافل شوند و آن را واگذارند تا آخر وقت 14-نماز را ضايع كنند و باركان و شروط بجا نيارند 15-ترك كنندگان نمازند 16-در حال نماز به رياكارى و خودنمائى مىپردازند 17-نماز را براى خدا نميخوانند 18-براى رياكارى و مردم فريبى ميخوانند 19-از ویژگی های منافقين نمازگزار اين است كه از رسيدن خير و منفعتى به مسلمانان ممانعت و جلوگيرى مينمايند 20-اگر بخوانند از روى رياء و تظاهر ميخوانند و اگر هم از آنها فوت شود ابدا پشيمان نميشوند. 21-ايشان آنهايى هستند كه نماز را در وقتش نميخوانند و ركوع و سجود آن را كامل انجام نميدهند. 22-آنست كه هر گاه سجده كند سرش را حركت داده و باين طرف و آن طرف توجّه نمايد. 23-تارك نماز و سست و كاهل در نماز است [b]24-همچون كلاغ كه نوك بر زمين مىزند بدون خشوع نماز مىگزارند و از مكروهات مانند بازى كردن با مو (ى سر و صورت) و لباس و بسيار خميازه كشيدن و كشيدن سينه و شانه و توجه (به اين سو و آن سو) نمىپرهيزند 25-نمازگزارانى كه عادت كردهاند در اعمالشان سمعه و ريا كنند و تنها قصدشان اخلاص و نزديكى به خدا نيست و حقوقى را كه خدا در اموالشان دارد نمىپردازند 26-در نماز قالبى خود سستى مىكنند، يعنى حدود و مواقيت آن را حفظ نمىكنند. |
|||
|
|
۱۴:۵۴, ۱۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۱ ۱۴:۵۵ توسط yashar1374.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
خيلي ممنون واقعا از اين مطالب بسيار استفاده كردم . با كمك شما تونستم مشكل يكي از اقوام 9 ساله رو حل كنم اجرتون با خدا
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










