|
يادگار ماندگار
|
|
۲۲:۵۷, ۲۴/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم به مناسبت 25 اسفند ماه ، سالروز رحلت یادگار امام ، آقا سَیّد احمد خمینی ![]() يكي از شاخص ترين اين چهره ها، مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد احمدآقا خميني، يادگار ارزنده امام است كه حضور مستمر و تاثيرگذار او، بلا ترديد در تمامي مراحل شكل گيري انقلاب، پيروزي، تثبيت و ادامه آن پس از حضرت امام (رحمة الله علیه)، از وزانت و مرتبت بسيار بالا و والائي برخوردار است. نگاهي به زندگي سراسر تلاش و تكاپو و مبارزه مرحوم حاج سيد احمد خميني، هر انسان منصفي را به اعتراف اين نكته وادار مي سازد كه حضور، پايداري و پايمردي او در مراقبت از حضرت امام و ايفاي نقش بسيار تاثيرگذار رابط بين ايشان و ديگران، در پيشبرد انقلاب، از اهميت ويژه اي برخوردار است. حضور تعيين كننده و موثر وي در سالهاي جواني در ايران و در غيبت خانواده و ايفاي نقش رابط بين حضرت امام (رحمة الله علیه) و مبارزان در داخل كشور، آن هم در سالهائي كه مي توانست در عرصه هاي ديگري كه بسياري از جوانان حسرت حتي يك روز حضور در آنها را داشتند. خوش بدرخشند و از شهرت و اعتباري گسترده برخوردار گردد، اوج ايثار و از خودگذشتگي او را نمايان مي سازد. حاج سيد احمد خميني در سالهائي مسئوليت بسيار سنگين مراقبت از سلامتي و جان حضرت امام (رحمة الله علیه) را در كوران مبارزات سترگ با رژيم ستمشاهي بر عهده گرفت كه خيل همسالان او، معناي زندگي را در عرصه هاي سهل الوصولي مي جستند كه دستيابي به آنها براي جوان مستعد و شايسته اي چون او بسيار آسان مي نمود. وي با هوشي سرشار و دقتي مثال زدني، پس از شهادت برادر به مدد پدر شتافت كه بيش از هر چيز به انساني پاكباخته، مومن، امانتدار، صديق و مهربان نياز داشت تا بي آنكه لب به شكوه بگشايد و يا از رنج ساليان دشوار مبارزه، صبوري را از كف بنهد و يا لحظه اي در درستي راه، ترديد به خود راه دهد، در كنار وي پايداري كند تا به مدد ديگراني كه از جان و مال دريغ نداشتند، نهال كوچك انقلاب را با خون دل آبياري كنند تا به درختي سايه گستر و استوار تبديل شود و به بار بنشيند. نقش درايتمندانه و بي بديل حاج سيد احمدآقا در تمامي مراحل و تمامي جنبه ها قابل بررسي و تاملي گسترده و جامع است. آنگاه كه به سلامتي امام مي انديشد، ازتمامي امکانات موجود بهره مي برد وچنان تمهيدات ارزنده اي را به کار مي گيرد که بي ترديد زندگي حضرت امام(رحمة الله علیه) به ويژه در سالهاي پس از نخستين عارضه جدي قلبي ايشان را مديون دقتها و دغدغه هاي مردي هستيم كه به تنهائي كوله بار نگرانيهاي امام را به دوش كشيد، آن گونه كه خود، سلامتي و جانش را بر اين مسئوليت سنگين نهاد. تشكيل و ايجاد بيمارستاني مجهز در مجاورت بيت امام و انتقال سريع ايشان به يك مركز پزشكي كارآمد، هديه ارزنده اي است كه امت مسلمان از دستهاي مهربان «يادگار امام» گرفته است. او فروتني ملاطفت آميز خود را از مولايش به وديعت گرفته بود كه خان و مان خويش بر سر سوداي عشق نهاد و باز شرمسار از جلال و عظمت آن يار يگانه، جان را مقداري ننهاد و در بوته عشق او گداخت و آهن وجودش به پولادي آبديده بدل گشت. سيداحمدآقا هرگز تصوير پر اعوجاج «من» و «منيت » را در آئينه هستي تجربه نكرد. «من» در مدرسه عشقي كه او از ابتداي حيات در آن ثبت نام كرده بود، هماره «غايب» بود! آنچه بود اداي تكليف بود و رافت نسبت به مردماني كه كمينه ترين ارج و قرب و شايستگان، «مخلوق خدا بودن» بود. او به ديگران چنان مي نگريست كه آفتابي بر كويري و گلستاني. انسانها در نگاه او قدر و منزلتي يكسان داشتند، هر چند با خاكستر نشينان خوش تر و آسوده تر مي نشست كه پيوسته خود را غباري مي ديد كه سالياني در سايه خورشيد زيسته و گلي بوده است همنشين گلي به بختياري روزگار. هرگز كلام يا رفتار آلوده به نيشي يا جوري از او شنيده يا ديده نشد كه نازك طبعي دردآشنا بود و رنج تمامي بيكسان و شكسته دلان را يكتنه بر دوش جان خويش مي نهاد بي انتظار پاسخي. او به دل، خود را «كمينه مي دانست و يكسره فارغ از نان و نام بود كه گر مي خواست هر دو فراهم بود به وفور و رايگان ! هر چه مي كرد در برابر آنچه كه آرزوي انجامش داشت. بهائي نمي يافت، از همين رو، آنگاه كه «پدر» و «مراد» ش رحل اقامت در كوي يار افكند، او نيز خسته از كوشيدنهاي بي شمار، كوله بار خويش بر زمين نهاد و دل در گرو يار، رهسپار دياري شد كه عشق را در، بهائي همپايه بهشت مي نهند و او كه جز رضاي دوست، تمنائي و شوقي به دل نداشت، بي ترديد همنشين محبان اوست. بايد سوگمندانه اذعان كرد كه بخش مهمي از تلاشهاي تاثيرگذار وي ناگفته مانده است و از قضاي روزگار، همين سهل انگاري ها، زمينه را براي تركتازيهاي پاره اي از راهزنان عقيده و اخلاق فراهم آورده است و ديري نپائيده است كه اينان بر بيهودگي تلاشهاي خويش در غبار افكندن بر چهره صديق ترين ياور امام (رحمة الله علیه) واقف گشته و بهاي چنين جفاي دردآلودي را با انزواي دائم التزايد خويش پرداخته اند كه مظلوميت «يادگار امام» نه حديثي است نهان كه دوست و دشمن بر آن گواهانند. منبع: ماهنامه شاهد یاران ش 17 اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۹:۲۹, ۲۵/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم نيم نگاهي به برخي از نامه هاي امام به فرزندشان حاج احمد آقا احمد عزيز، ان شاءالله تعالي سلامت باشيد. حال من بحمدالله خوب است و كسالت مزاجي ندارم، البته كسالت روحي زياد است. لازم است تذكر دهم كه ممكن است در اين اوقات در آنجا مسائلي مربوط به مرجع طرح شود يا خداي نخواسته كشمكش بين جوانها شروع شود. شما و تمام دوستان اينجانب بايد از اين مسائل بركنار باشيد و يك كلمه دخالت نكنيد، چنانچه در اين جا نيز همين امر را سفارش داده ام. البته نفي و اثباتي نبايد داشته باشيد. تأييد و توفيق شما را خواستارم و از اينكه بحمدالله اشتغال داريد، مسرورم و از مدرس شدن شما هم مشعوفم. خوب كاري است. از اول همان طور كه درس مي خواني و مباحثه مي كني، تدريس هم بكن، ولو براي يك نفر، انشاءالله تعالي موفق باشيد. والسلام. پدرت *** احمد عزيزم مرقوم جمع شما واصل، از اينكه دور هم جمع و بحمدالله تعالي سلامت هستيد و خوش و خرم، مسرور هستم. انشاءالله خداوند تعالي به همه شما سلامت و سعادت عنايت فرمايد. اينجانب سلامت هستم بحمدالله تعالي، ولي نگرانيهاي روحي بسيار است. دعا كنيد خداوند اصلاح فرمايد. از سلامت خودتان و ديگران مطلعم نماييد. نمي دانم درس را به كجا رساندي و حالا مشغول چه هستي. از وضع درس و مدرس بنويسيد. از خداوند تبارك و تعالي توفيق و تأييد شما را خواهانم. خدمت حضرت آقاي عم بزرگوارتان سلام برسانيد و نگذاريد به ايشان بد بگذرد. والسلام عليكم. پدرت *** پسر عزيزم ان شاءالله با سلامت و سعادت به سر بريد. ماها بحمدالله تعالي سلامت و از آمدن خانم خوشحاليم. اميد است روزي هم همه باهم باشيم. از سلامت خودتان مطلعم نماييد. ان شاءالله حالا به درس خارج رفته ايد. درسها را برويد و هر كدام را كه به فهم شما نزديك است، انتخاب نماييد. راجع به اسم بچه، من نمي دانم شما چه وسواسي داريد. يك اسمي اختيار كنيد، البته اسماء دور از اذهان نباشد. اگر مايل باشيد،«حسن» بسيار خوب است.در هر صورت اسم را بگذاريد و هر نحو شما و اهل منزل انتخاب كنيد، ما هم قبول داريم. خدمت ايشان هم سلام برسان. نور چشمم را مي بوسم. و السلام. پدرت من شهادت مي دهم كه احمد فرزند اينجانب از موقعي كه در مسائل روز وارد شده و تماس با كارهاي اينجانب داشته است، تا حال تحرير اين كلمات از او خلاف دستورات اينجانب مشاهده نكرده ام و در اعلاميه ها و امثال آنها تصرفي بدون رضاي من نكرده است و چيزي بر خلاف گفته هاي من به من نسبت نداده است و بالجمله خلافي از او مشاهده نكرده ام. لكن بايد احمد بداند كساني، خصوصا مثل او كه در اين امور اجتماعي و سياسي وارد مي شوند، مصون از افترا و ضربه نيستند و بايد او حساب خود را با خداي قادر متعال درست كند و به ذات مقدسش اتكال نمايد و از بشر ضعيف هراس نداشته باشد كه مكايد بشري چون خود بشر زودگذر و فاني هستند و همه به سوي او، جل و علا، خواهيم رفت و اكنون نيز در محضر مبارك او هستيم. و السلام علي من اتبع الهدي. از خداوند تعالي توفيق خدمت به خلق را براي همه دست اندركاران و براي منسوبان به خود خواستارم تاريخ سلخ صفر 1405 روح الله الموسوي الخميني *** كتاب «آداب الصلوه » را كه خود از آن بهره اي نبردم، جز تأسف بر قصور و تقصير بر ايام گذشته كه توانايي بر خودسازي داشتم و حسرت و ندامت در روزگار پيري كه دستم تهي و بارم سنگين و راهم بس دراز و پايم لنگ آواي رحيل در گوش است، هديه كردم به فرزند عزيزم «احمد» كه از قدرت جواني كامياب است، شايد او، ان شاءالله تعالي، از محتويات آن كه از كتاب كريم و سنت شريف و افادات بزرگان فراهم شده است، بهره مند شود و به معراج حقيقي از رهنمايي اهل معرفت راه يابد و دل از اين ظلمتكده بركند و به مقصد اصلي انسانيت كه انبياي عظام و اولياي كرام، عليهم صلوات الله و سلامه، و اهل الله بر آن راه يافتند و ديگران را دعوت فرمودند، توفيق يابد. پسرم ! خود را به فطرت الله تخمير شده اي، درياب و از گرداب ضلالت امواج سهمگين خودبيني و خودخواهي نجات ده و به سفينه نوح كه پرتو ولايت الله است، ركوب كن كه مَن ركبها نَجي وً من تًخَلَف عًنها هًلًكً. فرزندم ! كوشش كن كه در صراط مسقيم كه صراط الله است، ولو لنگان لنگان حركت كني و حركات و سكنات قلبي و قالبي را رنگ معنويت و الوهيت دهي و خدمت به خلق را براي آن كه خلق خدا هستند، بنمايي. انبياي عظام و اولياي خاص خدا در عين حال كه مشابه ديگران اشتغال به كارها داشته اند، هيچ گاه در دنيا وارد نبوده اند ؛ چون اشتغالشان بالحق و للحق بوده است. در عين حال از رسول ختمي مرتبت، صلي الله عليه و آله وسلم، روايت شده كه فرموده اند،«لًيغان عًلي قلبي و اني لاًاستًغفراللهً في كل يوم سًبعيناً مًرهً» شايد رؤيت حق در كثرت را، كدورت حساب مي فرمود. پسرم! خود را مهيا كن كه پس از من بر تو جفاها رود و نگراني ها كه از من دارند و به حساب تو گذارند. اگر حساب خود را با خداي خود صاف كني و پناه به ذكر الله بري، هراسي از خلق به خود راه مده كه حساب خلق زودگذر است و آنچه ازلي است، حساب در پيشگاه حق است. فرزندم! پس از من ممكن است پيشنهاد خدمتي بر تو شود. در صورتي كه قصدت خدمت به جمهوري اسلامي و اسلام عزيز است رد مكن و اگر خداي ناخواسته براي هواهاي نفساني و ارضاي شهوات است، از آن اجتناب كن كه مقامات دنيوي ارزش آن را ندارند كه خود را در راه آنها تباه كني. بارالها! احمد و تبارش و متعلقاتش را كه از بندگان تو و تبار رسول اكرمند، دردنيا و آخرت، سعادتمند فرما و دست شيطان رجيم را از آسيب به آنها كوتاه فرما. خداوندا! ما ضعيف و ناتوانيم و عقب افتاده از قافلة سالكان. تو خود از مادستگيري فرما. ربنا عامنا بفضلك و لا تعاملنا بعدلك. و السلام علي عبادالله الصالحين 23 ربيع الاول 1405/ 25 آذر 1363 روح الله الموسوي الخميني *** فرزند عزيزم، احمد، حفظ الله تعالي و ايده از آنجا كه شما را بحمدالله تعالي در مسايل سياسي و اجتماعي صاحبنظر مي دانم و در تمامي فراز و نشيبها در كنار من بوده اي و هستي و با صداقت و كياست، امور سياسي و اجتماعي اينجانب را متصدي هستي، لهذا شما را براي تنظيم و تدوين كلية مسائل مربوط به خود كه بسا در رسانه هاي گروهي، اختلافات و اشتباهاتي رخ داده است،انتخاب مي نمايم و از خداوند متعال كه حاضر و ناظر است، توفيقات شما را خواستارم. اميد است با صرف وقت و دقت نظر اين امر را به پايان برساني. والسلام عليكم پنجشنبه 17 شهريور 67/ 26 محرم الحرام 1409 روح الله الموسوي الخميني منبع:ماهنامه شاهد یاران ش 17 اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: c5be6328b5f6.jpg]](http://blk.site11.com/photos/c5be6328b5f6.jpg)


