|
چند سوال حقوقي!
|
|
۱۵:۱۰, ۲۷/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خداوندي كه منبع واقعي عشق و عقل است!
با عرض سلام و ادب با اجازتون من از حضور دكترين حقوق تالار چند تا سوال حقوقي داشتم كه اگر محبت بنمايند و پاسخ دهند بسيار ممنون ميشوم. 1- چرا حق طلاق واسه آقايونه واسه خانمها نيست.؟؟!!! باتشكر مبينا
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۴۳, ۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
دیه زن نصف مرد هست دلیلش آیه قرآنه نه مسائلی که ذکر میکنن به عنوان دلیل
اینا که ذکر میشه برای حکمت است نه دلیل مرد کسی است که جهاد گردنشه مرد کسی است که نفقه گردنشه مرد کسی است که میتواند با چهار زن ازدواج کند و تولید نسلش بسیار باشد مرد ....... بدانید که تعیین دیه برای کارهای جسمی است که مرد میتواند انجام دهد نه روح!! چون از لحاظ روحی زن و مرد برابرند و نزدیکترین اونا به خدا با تقواترین اوناست |
|||
|
|
۱۹:۱۶, ۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
به نام خداوندي كه منبع واقعي عشق و عقل است.
آقاي عباس زاده عالي بود لطفا جاي اون چند تا نقطه اگه بازم دلايلي وجود داره بگيد من بي صبرانه دوست دارم اينجوري پاسخ بگيرم. دلايلتون واقعا قانع كننده بود لطفا ادامه بديد. |
|||
|
|
۱۲:۱۶, ۳/آذر/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
سلام علیکم
اول آیه رو ذکر میکنم تا شک ها از دلها زدوده بشه: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَىٰ بِالْأُنْثَىٰ (178بقره) ای کسانی که ایمان آوردند نوشته شده است بر شما قصاص(خود قصاص خیلی معنای کاملی دارد فارسی قاصر است از بیان آن ولی این مفهوم برایش مناسب است که بگوییم قصاص یعنی انتقامگیری به صورت برابر با عمل انجام شده شاید هم این درست نباشه ولی وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ این هم در واقع دارد تایید میکند معنایی که کردیم) در کشتارها(خواه کشتار یک سلول باشد خواه کشتار یک دست باشد خواه کشتار یک انسان باشد) آزاد مرد در مقابل آزاد مرد و برده مرد در مقابل برده مرد و زن در مقابل زن پس این آیه به خوبی نا برابری دیه مرد را نسبت به زن نشان میدهد که این نابرابری در روایات به نصف ببخشید بنده الآن وقت ندارم بیشتر بشمرم شدید کار برام پیش اومده از مبینا خانوم عذر میخوام |
|||
|
|
۱۹:۳۱, ۵/آذر/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
سلام علیکم
یکی از دلایل مهم تشریع دیه طبق آیه و لکم فی القصاص حیاة یا اولی الالباب لعلکم تتقون یعنی قصاص را برای تقوا و پرهیز از کشت و کشتار میداند همان پرهیز از کشت و کشتار است چرا که دیه در واقع جایگزین قصاص است برای کسی که عفو میشود توسط یکی از صاحبان دم خوب این که دیه مرد دو برابر زن است برای این است که به کشتن مرد کمتر جرئت شود زیرا جامعه به مرد بیشتر نیاز دارد وقتی ما میگوییم که جهاد باعث میشود که دیه زن نصف مرد باشد زیرا مرد وظیفه جهاد را گردن دارد منظور ما این است که دیه بیشتر نقش بازدارندگی بیشتری رو ایفاء میکند پس کسی کمتر جرئت کشتن مرد را به خودش میدهد چون دیه اش دوبرابر زن است پس احتیاطش هنگام مشاجره با مردان بیشتر میشود پس به طور کلی برای تمام نقشهای اجتماعی ای که مرد میتواند ایفاء کند اعم از جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ و رهبری جامعه و ...(تمام نقشهایی که مرد میتواند ایفاء کند و زن نمیتواند مثل قضاوت) این دیه نقش بازدارندگی این اهرم اجتماعی را خواهد داشت اما در مورد نفقه دیه خود نوعی مال است که بین وراث تقسیم میشود و مقدار زیاد بودن آن باعث میشود که اولا زن یا زنهایش مقداری تحت این دارای بی نیاز بشوند و از اعمال منافی عفت دور شوند و هزینه اینان بر گردن بیت المال مسلمین نیفتد و از این فوایدی که این ارث دارا است اگر فرض کنیم که او چهار همسر داشته باشد و فرزند هم داشته باشد باز هم به هرکدام از همسرانش از 1000 شتر تقریبا 31 شتر میرسد و این بسیار زیاد است اگر فقط شیر ماده های آن را بفروشد خرج زندگی اش تامین است و نیاز به غیر(حتی فرزندانش) پیدا نمیکند اما گذشته از نقش اجتماعی ای که مرد دارد و زن ندارد زن شرعا کسی را تحت نفقه خود ندارد مگر آن که او بی نیاز و دیگران محتاج باشند مثل فرزندانش و پدر و مادر محتاجش و.... گذشته از این فرض هم بگیریم که زنی با کار کردنش برای 4 بچه وسیله روزی رسانی حق بوده باز هم اگر هر سه پسر باشند باز هم به هرکدام تقریبا 83 شتر میرسد ببخشید فکر میکنم کامل شده است اگر باز هم سوالی هست بفرمایید |
|||
|
|
۲۲:۱۶, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
به نام خداوند مهربانيها.
3-ما تو فقه و اسلام براي مجازات مجرمين كيفري مثل زندان داريم؟ |
|||
|
|
۲۲:۲۹, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
تا اونجا که من می دونم تعزیر داریم که مصداقش به عهده حاکم شرع ه . الان شده زندان.
|
|||
|
۲۲:۳۸, ۱۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۰ ۲۲:۴۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
ـ بنای زندان
در منابع مختلف حدیث و تاریخ، ثبت شده است که امیر المؤمنین برای اولین بار، ساختمانی به عنوان زندان بنا کرد. سیوطی گفته است که پیش از آن، خلفا، زندانیان را در چاه، حبس میکردند، مقصود از چاه، زیر زمینهای تاریک و وحشتناک با ورودیهای بسیار تنگ و باریک بوده است.(التراتیب الاداریه، ج۱، ص۲۹۷)، با این حساب، ساختن زندان را یکی از اقدامات افتخارآفرین حضرت باید دانست که در شیوهی در بند نگهداشتن محکومین، تحولی به وجود آورده و زجر و شکنجه حبس در سیاه چال را از بین برد. تعزیر به هر جرمی که میزان ان دقیقا بیان نشده و کمتر از حد باشه گفته میشه اعم از جریمه زندان شلاق و ... =================================================== تعزير در لغت به معناي تعظيم، تأديب، نصرت و منع، و در اصطلاح عقوبتي است كه مقدار آن در شرع معين شده است. مهمترين تفاوت تعزير با حد در همان «عدم مقدّر بودن» است. جواب تفصيلي: پاسخ، بحث تعزيرات از مباحث مهم حقوق كيفري اسلام است. در كتابهاي معتبر فقهي به طور مشروح مورد بحث قرار گرفته است، و امروزه تحت عنوان «مجازاتهاي نامعين» در نظامهاي حقوقي جايگاه خاصي دارد. در اين جا به طور گذرا به آن اشاره خواهيم كرد: تعزير در لغت به معناي تعظيم، تأديب، منع و نصرت آمده، ريشه اصلي آن همان منع و ردّ است. نصرت نيز به اين معناست كه انسان دشمن را از كسي ردّ ميكند و مانع اذيت او توسط دشمن ميشود و به تأديب هم تعزير اطلاق ميشود، چون جاني را از تكرار گناه باز ميدارد.[1] در اصطلاح، تعزير عقوبتي است كه مقدار آن در شرع معين نشده،[2] و اين «عدم مقدر بودن» ركن اصلي تعزير است كه بر آن ادعاي اجماع شده است.[3] فقيهان اهل سنت نيز همانند فقيهان اماميه معتقدند كه قاضي ميتواند با در نظر گرفتن «ميزان جرم» و «مقدار تحمل مجرم» كيفر تعزير را معين و اجرا كنند.[4] در قانون مجازات اسلامي نيز شبيه اين تبيين آمده.[5] بر اساس تعريف مزبور، تفاوت حد و تعزير در يك نگاه كلي مشخص ميشود. امّا در منابع فقهي اين تفاوتها به صورت جزئيتر مورد توجه قرار گرفته كه به آنها اشاره ميكنيم:[6] 1. تعزيرات كيفرهاي نامعين هستند، امّا حدود مجازات معين و منصوص بر اساس كتاب و سنت مي باشند. 2. ملاك اصلي تعزير كمتر بودن آن نسبت به حد است؛ 3. مقدار وكيفيت تعزير در صلاحديد حاكم شرع است، به خلاف حد؛ 4. در تعزير شخصيت مجرم، وضع روحي و جسمي و زمان و مكان دخالت دارد، در صورتي كه حد تابع صدق عنوان است؛ 5. در تعزير، اميد به اصلاح و تأديب مجرم شرط است، امّا فلسفه اجراي حد دفاع از مصالح بنيادين جامعه است. 6. تعزير با توبه ساقط ميشود، در حدود اختلاف نظر است، ظاهر سقوط آن است در اثر توبه قبل از رسيدن نزد حاكم و قيام بينه؛ 7. تعزير قابل شفاعت است، امّا در حد واسطه و شفاعت ممنوع است؛ 8. در تعزير، حاكم حق عفو دارد، بخلاف حدود؛ 9. تعزيرات احصائي نيستند، امّا در حدود اصل احصائي بودن است، در موارد مشكوك مجازات غير حدي جاري ميشود. منابع جهت مطالعه بيشتر: 1. عليرضا فيض، مقارنه و تطبيق در حقوق جزاي عمومي اسلام، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ 5، 1379. 2. عباس زراعت، شرح قانون مجازات اسلامي، تهران، ققنوس، 1379. 3. يحيي الطائي، التعزير في الفقه الاسلامي، قم، بوستان كتاب، 1381. |
|||
|
|
۱۲:۱۵, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
به نام خداوندي كه منبع واقعي عشق و عقل است.
تو مبحث قتل، اگه يه آقا بزنه خانمي رو بكشه اولي دم براي اين كه بتونن اونو قصاص كنن بايد نصف ديه رو بپردازند. اون وقت اين به نظر تون عادلانه است؟! بندگان خدا بچشونو زدن كشتن بعد تازه بايد نصف ديه روهم بدن.؟! بعد اون وقت اگه دو نفر مباشر قتل محسوب بشن بعد يكيش خانم باشه يكيش آقا چه جوري اينا رو مجازات ميكنن؟ |
|||
|
۱۳:۳۴, ۲۰/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اسفند/۹۰ ۲۰:۳۱ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست عزیز هر وقت به ما میگن قاتل ،یه قاتل بافطره یه ادم زشت و قصی القلب و .... میاد تو ذهنمون و یه مقتول بیچاره که این تصویر باعث میشه در تفکر و تصمیم گیری احساساتمون از عقلمون پیشی بگیره! فکر کنید در یک درگیری ، حوادث رانندگی(مثلا طرف گواهی نامه نداره و...) و ...حالا به قول مثال شما یه اقایی زده یه خانومی رو کشته ، اصل این مسئله بر پایه اونه که حالا زن و بچه اون قاتل که از قضا قراره بی سرپرست هم شوند ،چه گناهی کردند ، اگر اون مرد کشته شه در واقع اونها از نظر اقتصادی در مضیقه قرار میگرند، قاتل و مقتول هم در وقتش خودش در محکمه الهی قرار میگیرند. چند نکته: اسلام مثل پازل میمونه که اگر قرار باشه به صورت دین برتر کاربری داشته باشه باید همه جنبه هاش رعایت شه، وقتی یه جاش رو عمل نمیکنیم(یا فردی یا اجتماعی یا حکومتی) باید منتظر یه همچین فید بک هایی هم باشیم، مثلا قرار بود مرد اورنده رزق دنیوی به خانه باشه و زن رزق معنوی ، حالا همه چی قاطی شده جامعه پیچیده شده و این رو منکر نمیشم که در اینجا کار مجتهدین سخت میشه که در جامعه پیچیده فعلی ما به تولید استفتائات بیشتری نیاز داریم که در واقع حق کسی ضایع نشه، اما در کل اوون چیزی که بالا گفتم یکی از پایه های این قانونه. نکته بعد در مورد نقش اجتماعی زن و مرد در قران از زن مثلا با چند واژه بیان شده،نساء، امراة ،.....من اینو قبلا شنیدم راستش خیلی دقیقش یادم نیس یخوام بگم اما شما بدونید یه همچین چیزی هست، اومدن هر کدوم از این واژه ها در جای مخصوصش مهمه، یعنی اگر نساء(شایدم برعکس) اومد داره به نقش اجتماعی اقتصادی زن توجه میکنه نه خود زن،که از قضا نسبت به مرد نقش اجتماعی اقتصادی کمتری داره و در معادل این برای اقایون هم واژه های مختلفی داره،وگرنه زن و مرد از نفس واحدی افریده شدند و تقوای الهی قفط مهمه. علاوه بر افراد جامعه که در اسلا م مهمه(یعنی فردیت) خدا برای خود جامعه هم هویت جدا قائله،یعنی سلامت اون جامعه در رشد افراد جامعه تاثیر میذاره، حالا یه سری احکام هستند که در ظاهر در ابعاد میکروسکوپیک یا همون جزیی نگری شاید غیر عادلانه به نظر بیاد اما در ابعاد کلان و تبعاتی که هر فرد رو جامعه و بالعکسش میذاره عین عدالته. دیگه فکر کنم از حوصله بحث خارج شه، اما اگه جایی اش ابهام داشت بپرسید سوال اخرتون هم رو هم نمیدونم فی امان الله |
|||
|
|
۱۶:۰۱, ۲۶/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اسفند/۹۰ ۱۶:۰۲ توسط مبينا.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
به نام خداوندي كه منبع واقعي عشق و عقل است.
سلام دوست گرامي . خب قبول مي كنيم كه خانواده ي قاتل بي گناهن . ولي سوالي كه پيش مياد اينه خانواده مقتول چه گناهي كردن كه علاوه بر اين كه يكي از عزيزانشونو از دست دادن براي اينكه بتونن طرف مقابل رو قصاص كنن بايد قسمتي از سر مايه خودشون رو هم بدن خانواده قاتل!!!! |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










