کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علم بهتر است یا عبادت؟
۱۲:۱۸, ۹/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۸۹ ۱۳:۳۵ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


به نظر شما علم بهتر است یا عبادت؟

امام باقر عليه‏السلام :
عالِمٌ يُنتَفَعُ بِعِلمِه ، أفضَلُ مِن سَبعينَ ألفِ عابِدٍ .
عالمى كه از علمش بهره برد، برتر از هفتاد هزار عابد است .
الدعوات : 62 / 153 منتخب ميزان الحكمة : 398

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
قَليلُ العِلمِ خَيرٌ مِن كَثيرِ العِبادَةِ .
انـدكى دانـش ، بهتر از بسيارى عبادت است .
المحجّه البيضاء : 1 / 22 منتخب ميزان الحكمة : 396

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
يُوزَنُ يَومَ القِيامَةِ‏مِدادُ العُلَماءِ ودِماءُ الشُّهَداءِ فيَرجَحُ مِدادُ العُلَماءِ عَلى دِماءِ الشُّهَداءِ .
روز قيامت مركّب عالمان و خون شهيدان با هم وزن مى‏شوند و مركّب عالمان بر خون شهيدان مى‏چربد .
تفسير الدرّ المنثور : 3 / 423 منتخب ميزان الحكمة : 396

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :
وَاعلَم أ نَّهُ لا خَيرَ في عِلمٍ لا يَنفَعُ ، ولا يُنتَفَعُ بِعِلمٍ لا يَحُقُّ تَعَلُّمُهُ .
بـدان كـه در دانـش ناسودمند خيرى نيست و آموختن دانشى كه سزاوار آموختن نيست ، سودى ندهد .
نهج البلاغة : الكتاب 31 منتخب ميزان الحكمة : 404


با توجه با احادیث بالا دانشمندی که سالهای عمر خود را صرف تحصیل علم می کند کار درست تری انجام دادی یا فردی که همان سالها را به عبادت مشغول است؟

یا اینکه به قول یکی از دوستان، اگر ادیسون بجای اختراع برق، دو رکعت نماز می خواند، کدام بهتر بود؟.
حال اگر از ادیسون بگذریم، دانشمندانی مثل ابن سینا که در کار طبابت بودند و برای نجات جان افراد تلاش می کردند و علوم جدید را بوجود می آورند، چطور؟

اصلا این دو، قابل مقایسه در یک سطح می باشند؟
آیا منظور این احادیث درباره علوم، مربوط به فقط علوم دینی است یا سایر علوم؟
آیا اختراع برق کاری سودمند برای تکامل بشر است یا اصلا نیازی به این کار نبود؟
یک سوال مهم، علم نجوم واقعا چه کاربردی برای ما دارد؟
مثلا اینکه ما ستاره ای را رصد کنیم که هیچگاه برآن دست نخواهیم یافت.
یا علومی که محصولات واسطه به صنایع پتروشیمی را به زندگی ما وارد کرده است، آیا مفید است یا نه؟

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
خَيرُ العِلمِ ما نَفَعَ .
بهترين دانش آن است كه سودمند باشد .
أماليالصدوق : 394 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 404

اصلا این مفید و سودمند بودن علم به چه معناست؟
اگه به معنای رشد معنوی ماست که باید همه ی علوم جدید را دور ریخت چون اکثرا برای زندگی دنیوی ما کاربُرد دارند
در ضمن یک سوال دیگر اینکه گفته می شود، اگر علم 28 قسمت باشد 26 قسمت آن در زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدست می آید. (البته اعداد 28 یا 27 می باشد)، منظور کدام علوم است؟
آیا علوم وابسته به اینترنت در رشد و سعادت ما مفید است؟
اگر است پس ما می توانیم با رشد اینترنت به بهشت بریم؟
علوم مربوط به چاپ و نشر کتاب چطور؟

اصلا چرا پیامبر گفته برای کسب دانش حتی به چین (منظور یعنی مکانی دور) بروید.
و چرا کسی که به قصد کسب علم خارج می شود مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند
و آیا این دو عبارت بالا حدیث زیر را نقض نمی کند:

الإمامُ الباقرُ عليه‏السلام
لسَلَمَةَ بنِ كُهَيلٍ والحَكَمِ بنِ عُتَيبَةَ: شَرِّقا وغَرِّبا لَن تَجِدا عِلما صَحيحا إلاّ شَيئا يَخرُجُ مِن عِندِنا أهلَ البَيتِ .
- خطاب به سلمة بن كهيل و حكم بن عتيبه- : اگر به شرق و غرب برويد ، هرگز دانش درستى را نخواهيد يافت ، مگر همان چيزى كه از ما خاندان صادر شود .
بحار الأنوار : 2 / 92 / 20 منتخب ميزان الحكمة : 406

امام صادق عليه‏السلام :
لَيسَ العِلمُ بالتَّعلُّمِ ، إنّما هُو نُورٌ يَقَعُ في قَلبِ مَن يُريدُ اللّه‏ُ تباركَ وتعالى أن يَهدِيَهُ .
علم بــه آموختن نيست ، بلكه در حقيقت نورى است كه در دل هر كس كه خداوند تبارك و تعالى خواهان هدايتش باشد ، مى‏افتد .
بحار الأنوار : 1 / 225 / 17 منتخب ميزان الحكمة : 572

من نتوانستم به جواب درستی برسم و منتظره پاسخ های شما هستم؟

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ارتش1نفره ، bozorgmehr ، MAHDI59 ، mohammad790 ، ganjname ، سید میلاد ، بیداری اندیشه ، bahar2006 ، rastin ، Seyed Mohsen ، پارسه ، parsa ، محب الزهرا ، Ramin_Ghn ، ONLY66 ، antiKabbalah ، dideban ، help me ، ساقی ، عبدالرحمن
۱۴:۵۲, ۹/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۸۹ ۱۵:۲۴ توسط ارتش1نفره.)
شماره ارسال: #2
آواتار
نقل قول:به نظر شما علم بهتر است یا عبادت؟
اصلا" این دو، قابل مقایسه در یک سطح می باشند؟

((علم و دین دو بال پرواز نه دو مقام متناقض))

در جهان امروز گروهی از مردمان ( از جمله مردم ممالك غرب ) با پیشرفت روز افزون و حیرت بر انگیز علوم مختلف و با مشاهده توانایی های بی حد و حصر علم در گره گشایی از مشكلات بشری ،اصالت محض را به ( علم ) داده اند و آن را بعنوان تنها راه نجات خویش برگزیده اند.

در مقابل در طول تاریخ همواره مردمان دیگری نیز وجود داشته اند كه ( دین ) را برای برخوررداری از زندگی سعادتمندانه ، كافی دانسته اند و با بی اهمیت جلوه دادن همه مسائل دنیایی از جمله حتی ( علم ) در اعتقادات خویش اصالت مطلق را به دین بخشیده اند.

از جمله پیروان این عقیده نیز می توان به رهبران مذهبی كلیسای كاتولیك در قرون وسطی ، اشاره نمود .
البته خود تاريخ گواه بر سبقت دين از ايمان است مثلا"حضرت علي(علیه السلام) و خوارج

اما در این میان آیین مقدس اسلام ، ( علم و دین ) را بعنوان دو بال نیرومند برای پرواز انسان ، به سوی كمال مطلق خویش كه همانا نزدیك شدن به مرزهای عصمت و تخلق به اخلاق الهی در سایه قرب به حضرت حق است ، معرفی می كند و پرداختن به هر یك بدون توجه به دیگری را آفتی برای سعادت و نیكبختی انسان ، به حساب می آورد .

به این ترتیب همان قدر كه عالم بی دین مسبب بدبختی خود و دیگران است ، جاهل مقدس مآب نیز موجبات خسارت در دنیا و آخرت را برای خود و اطرافیانش فراهم می آورد.

این سخن مولای متقیان جهان و پیشوای مسلمانان حقیقی ، حضرت علی (علیه السلام) است كه می فرمایند :

العلم و الدین توامان ، اذا افترقا احترقا

( علم و دین پییوسته با یكدیگرند و هر گاه جدای از هم شدند ، آتش افروز خواهند بود).

اما نكته بسیار مهمی كه در این میان هرگز نباید آن را فراموش كرد ، نقصان علم نسبت به دین است ، چرا كه ( دین ) توسط آفرینشگر و خالق توانای هستی وضع شده است كه هم او آگاه و مسلط بر همه جزئیات و ظرایف آفرینش است و همه آنچه كه برای سعادت و نیكبختی انسان در دنیا و آخرت لازم است ، بهتر از هر كس دیگری می داند ، اما ( علم ) حاصل مجاهدات و تلاشهای پی گیر ( انسان ) برای آگاهی یافتن به اسرار آفرینش و ارائه راه حل برای مشكلات و نابسامانیهای زندگی بشری است .

بر این اساس ( علم ) راهی را می پیماید كه در انتهای آن راه ( دین ) قرار گرفته است و هر روز كه جانفشانیهای بشر در راه گشودن اسرار علمی حیات به نتیجه ای جدیدتر می رسد ، صحت و كمال دستورات دین ، آشكار تر می گردد .

بدین ترتیب بشریت وظیفه دارد با " ابزار قدرتمندی" كه ( علم ) در اختیار او قرار می دهد
و در راه روشن و صراط مستقیمی كه ( دین ) فرا راهش گذاشته است
حركت كند و مدارج كمال را مرحله به مرحله طی نماید .

بی شك در این مسیر سرانجام انسان به درجه ای خواهد رسید كه در یك نگاه توحیدی ( علم و دین ) را با یكدیگر ( یكی ) خواهد دید و متوجه خواهد شد كه هر حقیقتی كه ( علم ) به طور مسلم بر آن دست یافته است از جمله همان حقایقی است كه ( دین ) در كاملترین شكل خود یعنی ( اسلام ) از آن سخن گفته است .
Smile

نقل قول:با توجه با احادیث بالا دانشمندی که سالهای عمر خود را صرف تحصیل علم می کند کار درست تری انجام دادی یا فردی که همان سالها را به عبادت مشغول است؟
شهيد مطهري هم در كتاب انسان و ايمان به اين موضوع اشاره ايي داشتند كه علم و ايمان مكمل يكديگرند،
كه بنده قريب به مضمون خدمت شما مثالي عرض ميكنم:

هركدام از دو معقوله اگر به تنهايي رشد و نمو پيدا كنند محكوم به شكست اند،
مثلا" شما برگه ايي رو در نظر بگيريد كه اونو فقط از يك طرف و به صورت عمودي نگه داشتيد؛
اتفاقي كه بعد از چند لحظه مي افته خم شدن برگه هست خب چرا؟؟
چون تكيه گاهي نداشته و بعبارت ديگر فقط در يك جهت رشد داشته!!!
بر عكس اين موضوع هم صحت داره؛
اگر برگه رو از يك طرف و به صورت افقي نگه داريم بازهم به همان دلايل بالا خم ميشود و مي افتد!!!

حالا شما فرض كنيد كه علم و ايمان هر دو در دو مسير( x و y ) با يكديگر رشد كنند آيا اين طور از ثبات بيشتري بر خوردار نيستند؟؟؟
ميشه يه چيزايي مثل كارتن كه از استحكام برخورداره و ما ميتونيم براحتي روي اون چيدمان وسايل كنيم!!!
چون هردو تكيه گاهايي مناسب و متناسب يكديكر دارند.
فك ميكنم تن استاد رو تو گور لرزوندم با اين مثالي كه زدم!!!Blush
روحش شاد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: bozorgmehr ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، bahar2006 ، mohamad ، rastin ، parsa ، Alireza_h ، پارسه ، مسافر ، zarati313 ، محب الزهرا ، Ramin_Ghn ، ONLY66 ، antiKabbalah ، bagheri4 ، help me ، ساقی ، عبدالرحمن
۱۹:۲۶, ۹/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #3
آواتار
نقل قول:یک سوال مهم، علم نجوم واقعا چه کاربردی برای ما دارد؟
مثلا اینکه ما ستاره ای را رصد کنیم که هیچگاه برآن دست نخواهیم یافت.
فواید علم نجوم که زیاد هست ولی من به اندازه سواد خودم می تونم بگم:
1-تفکر در آفرینش خدا و دریافتن این که جهان هستی چه عظمتی دارد.
2-پیدا کردن راه به وسیله ستارگان(البته الآن شاید این طور نباشد)
3-ایجاد تقویم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ارتش1نفره ، محب الزهرا ، ONLY66 ، ساقی ، عبدالرحمن
۲۲:۱۵, ۹/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله
سلام
البته در آغاز بگم که این بحث خیلی خفن هست و در حد من نیست که اظهار نظر کنم ولی خب...

ببینید دوستان این علمی که ما الان داریم ناقص هست به شدّت! چرا ؟ به حدیث زیر دقت کنید:
امام صادق (علیه السلام) : اگر تمام علم را 27 حرف در نظر بگیریم ، تا آن زمان ، دو حرف آن کشف شده است و 25 حرف باقی مانده در زمان حکومت حضرتش کشف خواهد شد.


خب حالا شما فرض کن در مورد یه مسئله ای اطلاعات ناقص به ما بدهند مطمئنّاً ما نتیجه گیری درست نخواهیم کرد مخصوصا اگر تا این حد(باتوجه به حدیث مذکور) اطلاعات ناقص باشد.
و نتیجه گیری غلط مارو گمراه میکنه... شک دارید؟
حالا این علم و تمدن ماهم حاصل نتیجه گیری از یک سری اطلاعات کاملا ناقص هست که نتونستیم تکمیل کنیم این اطلاعات رو و به همین دلیل زیان بار هستند. حاصل این تمدن هم شده یک مشت مرض مانند سرطان و ایدز و انفولانزای خوکی و اسبی و امواج مخرّب و هزاران چیزی که میبینید و هیچ سودی که ندارند هیچ بلکه ضرر هم دارند.


حالا من دیگه در همین حد توان تجزیه تحلیل داشتم اگر اشتباهی در این سخن من بود مطلع کنید بنده رو

یا الله


وقتی اطلاعات ما تکمیل شد نتیجه گیری ماهم درست و سودمند خواهد بود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، bahar2006 ، rastin ، ارتش1نفره ، پارسه ، محب الزهرا ، Ramin_Ghn ، ONLY66 ، help me ، ساقی ، عبدالرحمن
۲۳:۳۵, ۹/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۰ ۲۱:۰۱ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #5
آواتار
چند نکته:
1- درست است که علم فعلی ناقص است و بیشتر ابزار ساز. و درست است که این علم ابزار ساز باعث بوجود آمدن نارسایی هایی شده است، اما آیا هیچ دستاوردی مثبتی نداشته است؟ سطح عمومی رفاه؟! وضعیت مرگ و میر نوزادادن و مادران؟! سهولت آمد و شد و جابجایی؟! سهولت ارتباط و مبادله اطلاعات؟!... باید کمی منصف بود.
2- اگر پاره ای از علوم ابزار ساز، جهت عمران و آبادانی زندگی دنیوی مورد استفاده قرار گرفته اند، بعضی از علوم کلامی که حتی این اثربخشی را هم نداشته اند و صرفا، قیل و قالی بوده اند. حال کسی که عمر در راه چنین علمی گذرانده است، آیا عمر خویش تباه کرده است؟
3- رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انسان بی سواد و امی بود. اما بواسطه نبوت و رسالت، مدینه علم گشت. نعوذ بالله اگر تشبیه نشود، شیخ رجبعلی خیاط نیز آدمی بود که تحصیلات آکادمیک آنچنانی نداشت. اما آدم تحصیل کرده (دکتر) وقتی پیشش می رفت، از ایشان سوالات علمی خود را می پرسید و جواب می گرفت. آیا دین و به بیان بهتر "ایمان" میانبری است که ما را به علم هم نایل می کند؟ و معنای آن این باشد که ما دیگر تحصیلات را رها کنیم و گوشه محراب بنشینیم تا فرمول های ریاضی و فیزیک خود به خود به مغز ما وارد شود و یا اینکه نه! کلا علم لدنی و کارکردش با علم اکتسابی فرق می کند؟
4- اگر علم بد است چرا ساعتی اندیشیدن بهتر از سال ها عبادت است؟ و اگر خوب است آیا هر علمی خوب است؟! آیا علم به خودی خود خوب است یا اینکه صرفا یک امکان است که ما را در درک پدیدها، توجیه عالم و یا طرز استفاده از روابط حاکم بر پدیده ها یاری می رساند؟! که در این صورت میزان خوب یا بد بودن علم به میزان توسعه وجود انسان و معیارهایی که توسط او وجدان و احراز شده است باز خواهد گشت.
5- چرا در قرآن این همه به تدبر در آفرینش آسمان و زمین و خود انسان! دعوت شده است؟ چرا صاحبان خرد و لب مورد ستایش قرآن است و لایعقلون ها اینقدر در قرآن مذمومند؟! در دستگاه معرفت شناسی دینی جایگاه علم و عقل کجاست؟ چرا قرآن ابزار اندیشیدن و عقل ورزی را قلب می داند؟! در حالیکه ما عادت کردیم مغز را ابزار آن بدانیم؟! ( أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ - آيا در زمين گردش نكرده‏اند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏هاست كور است 46 حج)
6- در نهایت اگر بپذیریم پرواز به آسمان از دو بال علم و ایمان مایه می گیرد کدام علم منظور است؟! و اگر بگوئیم خیر این دو بال ایمان و عمل صالح است (در قرآن "آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ" کنار هم آمده) پس معنای قسم اول از 3 قسم از یقین چیست:

علم الیقین
عین الیقین
حق الیقین

و معنای وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ - و بندگی خدایت را کن تا یقین تو را فرارسد - 99 حجر، چیست؟
در آخر اضافه می کنم قصد این جانب پاسخ گویی به این مسائل نبوده و تنها قصد در تبیین ابعاد مختلف این سوال با شکوه را داشته ام. موفق باشید Heart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید میلاد ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، rastin ، bahar2006 ، mohammad790 ، ارتش1نفره ، mohamad ، پارسه ، Ramin_Ghn ، ONLY66 ، عبدالرحمن
۱:۰۹, ۱۰/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #6

بسم الله
سلام
به نظر حقیر علم+ایمان=لیاقت منتظر بودن قائم
هر کدام بدون دیگری به بیراهه میانجامد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ONLY66 ، help me ، عبدالرحمن
۲:۴۱, ۱۰/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #7

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر همگی

به قول استاد ما اینها گه نشد علم مثلا بدانی که دانه اینتوری رشد میکند اسم انگلیسی دانه ها را بدانی بدانی 2*2 چند میشود اینها همش برای دنیا است

در ان دنیا که نمیپرسند چقدر ریاضی یا فیزیک یا شیمی خواندی ازت میپرسند : دینت چه بود - نماز خواندی - صدقه دادی ...

من نمیگویم بد است کافی نیست همهخ برای دنیاست
علم باید علم باشد وقتی به احادیث و روایات و قران واقف شدی کم کم درهایی از علم های دیگر بر تو گشوده میشود .
علم باید معرفتی و آخرتی باشد نه دنیایی

به قول حضرت علی در نهج البلاغه :
هر کس که دنیا را میخواهد خداوند دنیا را به او میدهد و از نعمت آخرت محروم میشود
اگر کسی آخرت را بخواهد خداوند در راستای دنیا به او اخرت را هم میدهد (مثلا کسی که میخواهد به دیگران کمک کند برای صدقه دادن باید پول در آورد و چیزی داشته باشد {هم پول در می اورد(دنیا) هم صدقه میدهد(اخرت)})
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: bahar2006 ، mohamad ، ONLY66 ، help me ، عبدالرحمن
۱۱:۲۴, ۱۰/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #8

علمی که باعبادت تکمیل بشه...وباهدف رضای خدا باشه بدون شک میتونه برای همه مفیدوسودمند باشه...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: bahar2006 ، ارتش1نفره ، محب الزهرا ، ONLY66 ، help me ، عبدالرحمن
۱۳:۱۵, ۱۰/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #9
آواتار
سلام
همه ما اين جمله رو از پيامبر اكرم صل الله عليه وآل رو شنيديم كه مي فرمايند:
«اِنَّما بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاَْخْلاقِ; من تنها براى تكميل فضائل اخلاقى مبعوث شده ام.»
در كتاب اخلاق در قرآن تاليف آيت الله مكارم شيرازي در مورد رابطه علم و اخلاق چنين آمده:
ديگر از زمينه هاى پرورش اخلاق بالا بردن سطح علم و معرفت افراد است، چرا كه هم با دليل منطقى و هم با تجربه هاى فراوان به ثبوت رسيده است كه هر قدر سطح معرفت و دانش الهى انسان بالاتر برود فضائل اخلاقى در او شكوفاتر مى شود; و بعكس، جهل و فقدان معارف الهى ضربه شديد بر پايه ملكات فضيله وارد مى سازد و سطح اخلاق را تنزّل مى دهد.

و بعد به ذكر ده آيه از قرآن در اين رابطه مي پردازد:
1 ـ جهل سرچشمه فساد و انحراف است! در آيه 55 سوره نمل مى خوانيم كه لوط پيامبر بزرگ خدا به قوم منحرفش فرمود: «اِنَّكُمْ لَتَاْتُونَ الِرّجالَ شَهْوَةً مِنْ دوُنِ الِنّساءِ بَلْ اَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ; آيا شما به جاى زنان از روى شهوت به سراغ مردان مى رويد؟! شما قومى نادانيد!»

2 ـ جهل سبب بى بندوبارى جنسى است! در آيه 33 سوره «يوسف» مى خوانيم كه آن حضرت در كلام خودش بى بندوبارى جنسى را همراه با جهل مى شمارد: «قالَ رَبِ السِّجْنُ اَحَبُّ اِلَىَّ مِمّا يَدْعُونَنى اِلَيْهِ وَاِلاّ تَصْرِفْ عَنِىّ كَيْدَهُنَّ اَصْبُ اِلَيْهِنَّ وَ اَكُنْ مِنَ الْجاهِلينَ; او (يوسف) گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اين زنان مرا به سوى آن مى خوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، به آنها متمايل مى شوم و از جاهلان خواهم بود!»

3 ـ جهل يكى از عوامل حسادت است! در آيه 89 سوره يوسف مى خوانيم: (در آن زمان كه او عزيز مصر شد و بر تخت قدرت نشست و بطور ناشناس در برابر برادرانش كه براى تحويل گرفتن گندم از كنعان به مصر آمده بودند، ظاهر شد; ) چنين گفت: «قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ اَخيهِ اِذْاَنْتُمْ جاهِلُونَ; آيا دانستيد با يوسف و برادرش (بنيامين) چه كرديد، آن گاه كه جاهل بوديد!»
يعنى جهل شما سبب آن حسادت شد و آن حسادت سبب شد كه توطئه قتل يوسف را بچينيد و او را شكنجه دهيد و در چاه بيفكنيد!

4 ـ جهل سرچشمه تعصّب و لجاجت است! در آيه 26 سوره فتح تعبيرى به چشم مى خورد كه نشان مى دهد تعصّب كور مشركان عرب در عصر پيامبر از جهل و نادانى آنها سرچشمه مى گرفت: «اِذْ جَعَلَ الَّذينَ كَفَرُوا فى قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ; (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و تعصّب جاهليّت را قرار دادند.»

5 ـ رابطه جهل و بهانه جوئى: تاريخ انبياء پر است از بهانه جوئيهائى كه امّتهاى نادان در برابر آنها داشتند; در قرآن مجيد مكرّر به آن اشاره مى كند و گاه روى رابطه آن با جهل انگشت مى گذارد; از جمله در آيه 118 سوره بقره مى خوانيم: «وَ قالَ الَّذينَ لايَعْلَمونَ لَوْلا يُكَلِّمُنا اللّهُ اَوْ تَأتينا آيَةٌ كَذلِكَ قالَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ; افرادى جاهل و ناآگاه گفتند چرا خدا با ما سخن نمى گويد و چرا آيه و نشانه اى بر خود ما نازل نمى كند! پيشينيان آنها نيز همين گونه سخن مى گفتند; دلها و افكارشان شبيه يكديگر است.»
در اينجا تكيه بر جهل به عنوان زمينه بهانه جويى شده است، و نشان مى دهد كه اين انحراف اخلاقى، رابطه نزديكى با جهل دارد، همان گونه كه تجربيّات فراوان نيز آن را نشان مى دهد.

6 ـ رابطه سوء ظن و بدبينى با جهل: در آيه 154 سوره آل عمران در مورد جنگجويان اُحُد مى خوانيم: «ثُمَّ اَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ اَمَنَةً نُعاساً يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ اَهَمَّتْهُمْ اَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ; سپس به دنبال اين غم و اندوه (كه از شكست اُحُد حاصل شد) خداوند آرامش را به صورت خواب سبكى بر شما فرستاد كه جمعى را فرا گرفت; امّا جمع ديگرى در فكر جان خود بودند (و خواب به چشمانشان نرفت) آنها گمانهاى نادرستى درباره خداوند مانند گمانهاى دورانهاى جاهليّت داشتند!»
بى شك سوء ظن يكى از رذائل اخلاقى است كه سرچشمه مفاسد بسيارى براى فرد و جامعه است ; در اينجا رابطه ميان جهل و سوء ظن به روشنى بيان شده است.

7 ـ بى ادبى از جهل سرچشمه مى گيرد! قرآن مجيد در آيه 4 سوره حجرات، غالب كسانى را كه نسبت به مقام والاى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) احترام لازم را نمى كردند، افراد كم فكر و نادان مى شمرد; مى فرمايد: «اِنَّ الَّذينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ اَكثُرُهُمْ لايَعْقِلُونَ; كسانى كه از پشت حجره ها (ى خانه ات) بلند صدا مى زنند، اكثرشان نمى فهمند
اين آيه اشاره به كسانى است كه وقت و بىوقت، پشت در خانه پيامبر(صلى الله عليه وآله)مى آمدند و بلند صدا مى زدند: «يا مُحَمَّد! يا مُحمَّدُ! اُخْرُجُ اِليْنا!; اى محمّد! اى محمّد! بيرون بيا (با تو كار داريم)!»

8 ـ دوزخيان جاهلانند! بى شك كسانى راهى جهنّم مى شوند كه داراى اعمال زشت و اخلاق رذيله اند; و به تعبير ديگر، صفات اخلاقى و نيز اعمال اخلاقى آنها آلوده است; و با توجّه به اين كه قرآن، دوزخيان را افرادى ناآگاه و جاهل و نادان معرفى مى كند بخوبى روشن مى شود كه رابطه نزديكى در ميان اعمال زشت و جهل و نادانى است.

در آيه 179 سوره اعراف مى خوانيم:

«وَ لَقَدْ ذَرَأنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لايَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ اَعيُنٌ لايُبْصِرُونَ بِها، وَلَهُمْ آذانٌ لايَسْمَعُونَ بِها، اُولـئِكَ كَالاَْنَعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ اوُلـئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ; به يقين گروه بسيارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفريديم; آنها دلها (عقلها)يى دارند كه با آن (انديشه نمى كنند و) نمى فهمند; و چشمانى كه با آن نمى بينند; و گوشهايى كه با آن نمى شنوند; آنها همچون چهارپايانند; بلكه گمراهترند! اينان همان غافلانند!»

9 ـ صبر و شكيبايى از آگاهى سرچشمه مى گيرد! در آيه 65 سوره انفال اين نكته به مسلمانان گوشزد شده است كه در عين نابرابرى سپاه خود با سپاه دشمن مى توانند بهوسيله سپاه ايمان و صبر كه زائيده علم و آگاهى است جبران كنند; مى فرمايد:

«يا اَيُّهَا النّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤمِنينَ عَلَى الْقِتالِ اِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِأَتَيْنِ وَ اِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مَأَةٌ يَغْلِبُوا اَلْفاً مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا بِانَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ; اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشويق كن! هرگاه بيست نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر غلبه مى كنند; و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از كسانى كه كافر شدند، پيروز مى گردند; چرا كه آنها گروهى هستند كه نمى فهمند!»
آرى، ناآگاهى كافران سبب سستى و عدم شكيبايى آنها مى شود; و آگاهى مؤمنان، سبب استقامت و پايمردى مى گردد; تا آنجا كه يك نفر از آنها با ده نفر از سپاه دشمن، مى تواند مقابله كند.

10 ـ نفاق و پراكندگى از جهل سرچشمه مى گيرد! قرآن مجيد در آيه 14 سوره حشر، اشاره به گروهى از يهود مى كند (يهود بنى نضير) كه به سبب اختلاف و پراكندگى (على رغم ظاهر فريبنده آنها) از مقابله با مسلمانان عاجز و ناتوان ماندند; مى فرمايد: « لايُقاتِلوُنَكُمْ جَميعاً اِلاّ فى قُرًى مُحَصَّنَة اَوْ مِنْ وَراءِ جُدُر بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَديدٌ تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلوُبُهُمْ شَتّى ذلِكَ بِاَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ; آنها هرگز به صورت گروهى با شما نمى جنگند جز در دژهاى محكم يا از پشت ديوارها! پيكارشان در ميان خودشان شديد است، (امّا در برابر شما ضعيف!) آنها را متّحد مى پندارى در حالى كه دلهايشان پراكنده است; اين به خاطر آن است كه آنها قومى نادان هستند!»

ناگفته پيدا است كه منظور از علم و آگاهى در اينجا، آگاهى بر فنون صنايع و مسائل مادّى نيست; چرا كه بسيارند كسانى كه از اين مسائل آگاهند و از همه آلودگان آلوده ترند; بلكه منظور علم و آگاهى به ارزشهاى والاى انسانى و تعليمات الهى و مصالح و مفاسد معنوى و معارف الهيّه است.

سپس به ذكر چند حديث از روايات اسلامي مي پردازند:
در ارتباط پاكى عمل بطور كلّى با علم و دانش، على (عليه السلام) در حديثى مى فرمايد: «لَنْ يُزَّكى الْعَمَلُ حتّى يُقارِنَهُ الْعِلْمُ; هرگز اعمال آدمى پاك نمى شود، مگر اين كه قرين با علم و معرفت گردد!»

در همين رابطه، در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «بِالْعِلْمِ يُطاعُ اللّهُ وَ يُعْبَدُ وَ بِالْعِلْمِ يُعرَفُ اللّهُ وَ يُوَحَّدُ وَ بِهِ تُوصَلُ الاَْرْحامُ وَ يُعْرَفُ الْحَلالُ وَ الْحَرامُ، وَ الْعِلْمُ اِمامُ الْعَمَلِ; به وسيله علم و معرفت خداوند اطاعت و عبادت مى شود; و به وسيله علم خدا شناخته و يكتا شمرده مى شود; و نيز به وسيله آن صله رحم، برقرار مى گردد; و حلال و حرام شناخته مى شود; و علم پيشواى عمل است!»

همين معنى با صراحت بيشترى در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على(عليه السلام)آمده است كه فرمود: «ثَمَرَةُ الْعَقْلِ مُداراةُ النّاسِ; ميوه درخت عقل، مدارا و نرمخوئى با مردم است!»

در حديثى از على(عليه السلام) مى خوانيم: «اَلْجَهْلُ اَصْلُ كُلِّ شَرٍّ; جهل و نادانى ريشه هر شرّ و بدى است!»

در حديثى ديگر از همان حضرت مى فرمايد: «اَلْحِرْصُ وَ الشَّرَهُ وَ الْبُخْلُ نَتيجَةُ الْجَهْلِ; حرص و طمع و بخل، نتيجه جهل و نادانى است!»

كوتاه سخن اين كه در مورد رابطه ميان علم و اخلاق حسنه، و جهل و اخلاق سيّئه،آيات و روايات فراوانى وجود دارد، و نشان مى دهد كه يكى از طرق مؤثّر تهذيب نفوس، بالا بردن سطح دانش و معرفت آنها و افزايش آگاهى، و شناخت مبدأ و معاد، و اطّلاع بر آثار و پيامدهاى فضايل و رذايل اخلاقى است.

اين افزايش معرفت، در واقع دو شاخه دارد:

يك شاخه آن افزايش معرفت نسبت به زيانهاى رذائل اخلاقى در مورد فرد و جامعه است; درست مثل اين كه اگر انسان بداند استعمال موادّ مخدّر يا مشروبات الكلى چه زيانهاى غير قابل جبرانى دارد، زمينه ترك آن در وجودش فراهم مى گردد; بنابراين، همان گونه كه براى مبارزه با موادّ مخدّر و مشروبات الكلى، بايد مردم را به زيانهاى اين امور آگاه ساخت; همچنين براى مبارزه با رذائل اخلاقى و پرورش صفات فضائل، بايد عيب و حسن آنها را برشمرد; و افراد را از آن آگاه نمود; هرچند هيچ كدام از اين دو، علّت تامّه نيست ولى بى شك زمينه ها را براى فضائل اخلاقى آماده و راه را همواره مى سازد.

شاخه دوم، بالا بردن سطح معرفت بطور كلّى است; يعنى، هنگامى كه معارف الهيّه نسبت به مبدأ و معاد و احوال اولياء و انبياء، و امور ديگرى از اين قبيل، بالا برود; انسان نسبت به فضائل اخلاقى، علاقه مند و از رذائل، متنفّر مى گردد.

و به تعبير ديگر، پايين بودن سطح معارف و جهل در امور اعتقادى، محيط مناسبى را در فكر و جان انسان براى رويش خارهاى رذائل فراهم مى سازد، در حالى كه افزايش آگاهى، سرزمين روح و جان را براى دميدن گلهاى فضيلت، مهيّا مى كند.

(همانطور كه مشخص هست علمي مورد نظر هست كه باعث ميشه عبادت به حد كمال برسه )
در پناه حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ارتش1نفره ، مسافر ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، معلم313 ، rastin ، پارسه ، zarati313 ، محب الزهرا ، ONLY66 ، عبدالرحمن
۱۴:۵۶, ۱۰/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۸۹ ۱۵:۱۲ توسط ارتش1نفره.)
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام دوست من
نقل قول:این علمی که ما الان داریم ناقص هست به شدّت!
بله حق با شماست اما نه به اون شدتي كه شما گفتيد!!!Smile
ولي به نظر من:
نبايد اين ناقص بودن بهانه ايي بشه براي تنبلي ما كه دنبال حقيقت وجودي هر چيزي نريم!!!
بلكه بايد تلاشمونو دو چندان كه نه بلكه n چندان كنيم تا به حد مطلوبي كه از انسان انتظار ميره برسيم.
نقل قول:شما فرض کن در مورد یه مسئله ای اطلاعات ناقص به ما بدهند مطمئنّاً ما نتیجه گیری درست نخواهیم کرد
و نتیجه گیری غلط مارو گمراه میکنه...
اينكه انسان با اطلاعات ناقص نتيجه گيري درستي نمي گيره هم درسته،
ولي ما همواره براي اينكه راه رو اشتباه نريم يا بعبارت ديگه نتيجه گيري غلط نكنيم دو تا ابزار مهم و اساسي داريم به نام "قرآن و عترت"،

حالا اينجا اين سوالات مطرحه:

كه آيا اين دو ابزار مهم برا ي زندگي _كه مهارت چگونه زيستن و درست زيستن رو به ما مي آموزد_ تا چه اندازه مي تواند پيش برود ؟؟؟

و يا تا چه اندازه ميتواند جوابگوي سوالات انسان باشد؟؟؟

ويا تا چه حد اطلاعاتي كه از آن ميگيريم درست است كه بتوانيم نتيجه گيري درستي بكنيم؟؟؟


كه از شمادوست عزيز و دوستان گرامي ديگه ميخوام كه لطفا" پاسخگوي اين سوالات باشيدHuh

نقل قول:وقتی اطلاعات ما تکمیل شد نتیجه گیری ماهم درست و سودمند خواهد بود.

يه چيز ديگه ايي كه هم وجود داره و اون اينه:
كه همه آدمها تا اطلاع ثانوي _كه قراره علم كامل بشه_صبر كنن تا اطلاعات كاملي رو دريافت كنن بعد شروع به فعاليت و نتيجه گيري كنن !!!Smile
نظرت چيه؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا