|
پیمانی نهایی و همیشگی!!!
|
|
۱۵:۵۰, ۱۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بســــم رب الـــمهـــــدی . آنچه می خوانید برگزیده ایست از کتاب "صدایت مى زنم، سلامت مى دهم، دعایت مى كنم" نوشته ی محمد باقر انصارى زنجانى چه خوب است که ما نیز همراه با نویسنده ی این کتاب سطر سطر این جملات را زمزمه کنیم و پیمانی دوباره و همیشگی با امام خود ببندیم. ............................................ . اکنون نوبت آن است که با اراده اى محکم دست خود را پیش آوریم و بیعت پایدار و محکمى با مولایمان نماییم؛ پیمانى که غیبت او و تأخیر در ظهورش خللى به آن وارد نکند. اگر صدها سال هم در فراقش بسوزیم بر سر عهدى که با او بسته ایم استقامت مى کنیم. . این امضاى نهایى بر سلامها و دعاهایى است که تا کنون بر زبان جارى ساخته ایم و مهر صلابت در راهى است که انتخاب کرده ایم: . أَشْهَدُ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ فیکَ حَقٌّ... فَلَوْ تَطاوَلَتِ الدُّهُورُ... لَمْ أَزْدَدْ فیکَ إِلاَّ یَقیناً... . خدایا، من معتقد به بازگشت و حضور در پیشگاه امام زمان هستم. مولاى من، شهادت مى دهم که وعده خدا درباره تو حق است، و به خاطر طول غیبت و دورى زمان شکى درباره آن نخواهم کرد. من با جاهلان حق تو نخواهم بود که متحیرند، بلکه منتظر و متوقع رسیدن روزگارت خواهم ماند. اى امام زمان، اگر روزگار طولانى شود و عمرها زیاد شود یقیینم درباره تو بیشتر خواهد شد و محبتم نسبت به تو افزون مى گردد. . اعتماد و تکیه ام به تو بیشتر، و انتظارم براى ظهورت و جهاد در پیشگاهت زیادتر مى شود، تا جان و مال و فرزندان و خاندان و آنچه پروردگارم به من ارزانى داشته به پاى تو بریزم و آماده امر و نهى تو درباره آنها باشم. . اى صاحب اختیار من، اگر روزگار نورانى تو و پرچمهاى برافراشته ات را درک کنم، من از همینک بنده تو و آماده اجراى امر و نهى توام. آرزویم شهادت در پیشگاه تو و رستگارى نزد توست. . مولاى من، اگر قبل از ظهور تو مرگ من فرا رسد، من بوسیله تو و پدران طاهرینت به درگاه خدا توسل مى جویم و از درگاهش مى خواهم بر محمد و آل محمد درود فرستد و براى من بازگشت در زمان ظهورت و حضور در روزگارت را مقرر کند تا جانانه از تو اطاعت کنم و قلبم را از دشمنانت شفا دهم. . منتظرم... امیدوارم... اى پسر پیامبر، اى یادگار على و فاطمه، اى منتقم خون حسین... اى امید دلهایى که در دوازده قرنِ غیبت، شکستند و رفتند، و چشم انتظارت ماندند... اى بسته به تو قلبهاى سوخته اى که جوانه هاى محبت را در دل شکفته اند و در راه تو چشم مى سایند... . اکنون پیش از همه، خود دعاى فرج مى خوانى؛
و من اى کاش توانسته باشم با ادب صدایت زنم، و پیش از سخن سلامت دهم و درودت فرستم، و قبل از دعاى خود سلامتى تو را بخواهم، و سپس فرج تو را که بیایى، و آنگاه از تو بخواهم که در پیشگاه خدا شفاعتم کنى و با تو بودن را برایم بخواهى، و عهد و پیمان ببندم که براى همیشه با تو باشم. . چشم انتظار دروازه غیبت، آمیخته اى از اعتقاد و محبت و احترام خالصانه را تقدیم مجلس ملکوتیت مى نماید. . و دعایى که تعجیل و رضا را عجین نموده، نثار بیعتى مى نماید که تا قیامت پذیرفته است. . ملتمسانه زار مى زنم: آیا راهى به سوى تو هست؟ . و آنگاه که جوابى به گوش نمى رسد، آه از نهاد برمى آورم: پناهم ده، مرا دریاب، امانم ده، هرچه زودتر! همین امشب! همین ساعت! . اینک از تو مى خواهم سلام مرا سلامى دهى، و مرا به درگاهت بپذیرى، و برایم دعا کنى، و زودتر بیایى و دست گنهکار مرا براى بیعت در دست مبارکت بگیرى؛ و بپذیرى که با تو میثاق وفا ببندم، تا در روز حضورت تحت لواى تو گوش به فرمانت باشم. .
منتظرم... امیدوارم... صدایت مى زنم!!... سلامت مى دهم!!... دعایت مى کنم!! اینک اگر اجازه دهى صدایت مى زنم...!! سلامت مى دهم...!! دعایت مى کنم...!! |
|||
|
|
۱۷:۲۵, ۲۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم رب المهدی
امیدوارم .... به امیدظهور... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| امامزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ازیاران خودچه پیمانی میگیرد | mohammad reza | 0 | 941 |
۳/آذر/۹۱ ۱۶:۰۳ آخرین ارسال: mohammad reza |
|








