|
سینمای علمی و تکنیک های ویژه(مقاله های مفید)
|
|
۱۴:۴۷, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۱ ۱:۱۱ توسط خاک.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
من به خاطر فعالیت ها و مطالعاتی که در زمینه ی تکنیک ی خاص فیلم سازی و جلوه های ویژه دارم گاهی با مقالات جالب و مفیدی مواجه می شوم که اگر خدا بخواهد نسخه هایی را در تالار برای استفاده شما دوستان عزیز خواهم گذاشت ================================== مقاله اول تنظیم درجه رنگ فیلم Color Grading تالیف آقای بابک جعفرقلیان .سایت پرو پرشیا حتما تا این لحظه برای شما هم اتفاق افتاده که موضوع و ماجرایی برای شما رخ داده و بر این باور بودید که همه آن اتفاق ها، اتفاقی بوده اند، اما بعد از گذشت زمانی متوجه شده اید که همه آن اتفاق ها نه تنها اتفاقی نبوده اند بلکه فرد یا گروهی برای لحظه لحظه آن اتفاق برنامه ریزی کرده اند! چه حالی به شما دست می دهد وقتی این موضوع را متوجه می شوید؟ شخصا احساس به بازی گرفته شدن می کنم و حس می کنم فکر و دستانی قدرتمند مرا همچون یک عروسک خیمه شب بازی کنترل کرده اند. بدون کوچکترین تعارفی، مشاهده آثار تعداد معدودی از کارگردانان چنین احساسی را در بنده بوجود می آورد و پس از بارها و بارها دیدن فیلمهایشان تازه متوجه می شوم که تا چه حد با ظرافت و دقت، صحنه به صحنه فیلمهایشان را برنامه ریزی کرده اند. رویکرد بنده در این مقاله، رویکردی آموزشیست و همانطور که ده ها بار در مطالب پیشین نیز عنوان کرده ام در PRO PERSIA به هیچ وجه به نقد فیلم های سینمایی نخواهیم پرداخت. از این رو یکی از شاهکارهای سینمایی ساخته شده با نام "سقوط شاهین سیاه" یا "Black Hawk Down" فیلمی از رایدلی اسکات را برای این مطلب انتخاب کرده ام تا به اتفاق به آنالیز توانمندی کارگردان این فیلم در استفاده از رنگ ها و حال و هوای رنگی ایجاد شده در این فیلم بپردازیم. قبل از هر چیز از همه عزیزان استدعا دارم تا اگر این فیلم را ندیده اند حتما ببینند و در عین حال به موارد ذیل هم توجه بفرمایند:
![]() و اما بپردازیم به محور اصلی این مقاله یعنی تئوری رنگ در فضای سینماتیک یا سینمایی. Color Grading یا تغییر محتوا یا ماهیت رنگی فیلم اتفاق جدیدی نیست. در گذشته یا نگاتیوها به مایه رنگی تمایل داشتند و یا در لابراتوار با تغییرات شیمیایی و در فرآیند ظهور، مایه رنگ فیلم به طیفی متمایل می شد فیلم های وسترن با آن رنگ مایه گرم و قهوه ای نمونه بارز این اتفاق بودند. در حین فیلمبرداری نیز می توان با استفاده از فی*ل*ترهای مختلف رنگی، ماهیت رنگی فیلم را تغییر داد و امروز در صنعت دیجیتال نیز علاوه بر همه کارهای پیشین، با استفاده از فرآیندهای نرم افزاری می توان ماهیت فیلم را به راحتی تغییر داد. ماجرا، صرفا ماجرای تغییر رنگ فیلم نیست. متاسفانه بسیاری از فیلمسازان آماتور و بخصوص فیلمسازان نسل جدید ایران، از این تغییر رنگ فقط آنقدر بلدند که مثلا کل فضای فیلم را آبی کنند یا کل فضای فیلم را کم رنگ کنند و ... کسی نمی تواند بگوید که این شکل کار، اشتباه است! فقط می توان گفت که در بسیاری از موارد می توان از تغییرات ماهیت رنگی فیلم، استفاده و بهره بیشتری برد.در ساده ترین شکل کار و البته آماتورترین حالت کار، مفاهیم ابتدایی و ساده ای همچون استفاده از رنگ های گرم برای نشان دادن فضاهای پرحرارت نظیر کویرها و استفاده از رنگ مایه های سرد و آبی رنگ برای فضاها و محیط سرد و کم حرارت نظیر شرایط برفی و ... جزو بیسیک ترین سیستم های تغییر محتوای رنگی فیلم به حساب می آیند که صد البته جایگاه خود را دارند و کماکان جزو اصول درک بصری بیننده در فیلم ها بحساب می آیند. اما شکل تخصصی تر و حرفه ای تر بکارگیری تئوری رنگ توسط کارگردانان پرآوازه و حرفه ای تر، شکلی دیگر است! استفاده از ساختارهای متعدد رنگی برای القای دقیق شرایط و فضای حاکم بر هر پلان فیلم، یکی از توانمندی هاییست که کمتر کارگردانی از آن بهرمند است. تولید فضاهایی که بیننده در آن احساس می کند که گرمای عشق وجود دارد یا سردی جدایی! منطقه ای که در حال جنگ است و منطقه ای که در صلح و صفا قرار گرفته! فضایی متشنج یا فضایی آرام اما با حسی که هر فردی احساس می کند هر لحظه خطری سوژه های فیلم را تهدید می کند و مثال هایی از این دست جزو تخصصی ترین شکل بکارگیری تئوری رنگ در فضای سینماتیک بشمار می آید. اگر با چرخه رنگ آشنا باشید و با آن کار کرده باشید بخوبی می دانید که طیف رنگ های گرم در این چرخه از ارغوانی و سرخ شروع می شوند و تا انتهای رنگ زرد عملا جزو طیف گرم بشمار می آیند. در سینما برخی از جلوه های رنگی مشهور و شناخته شده اند و به عنوان مثال برای فضای گرم، ماهیت رنگی Golden Sahara را بارها در فیلم هایی که فضایی خشک و صحرایی دارند یا مربوط به تمدن هایی نظیر مصر هستند مشاهده کرده اید. این ماهیت رنگی یکی از شناخته شده ترین تغییر رنگ های فیلم است که تا کنون آنقدر تکرار شده که حتی بینندگان فیلم ها نیز در مواجه شدن با این ماهیت رنگی بصورت ناخودآگاه، واکنش گرمایی و حرارتی خواهند داشت. Golden Sahara یک ماهیت رنگی بیسیک با جلوه ای طلایی، تمیز و گرم است.![]() اما در چرخه رنگ علاوه بر رنگ مایه های زرد و طلایی، طیف های دیگری نیز محیط گرم را تداعی می کنند و این طیف تا قرمز اصلی ادامه دارد. پس دامنه بازی ما در تغییر رنگ در محیط گرم دامنه وسیعی است که هر یک برای خود مفاهیمی را در بر دارند به عنوان مثال یک شرایط جنگی را در یک منطقه کویری و صحرایی در نظر بگیرید، سکانسی را تصور کنید که سربازان وسط میدان جنگ هستند و زیر آتش دشمن و دائما سربازان در حال مجروح شدن و کشته شدن هستند و همین شرایط را در نظر بگیرید که همین سربازان در سکانسی دیگر در همان فضا حضور دارند اما در شرایطی با آرامشی نسبی اما پر خطر و تهدید آمیز به سر می برند. می توان یک تئوری رنگ ساده را در نظر گرفت بگونه ای که در شرایطی با آرامش نسبی در این فضا از رنگ مایه ای سبز زرد و نارنجی کمرنگ شروع کرد و هر چه تشنج فضا و درگیری بالا می گیرد محتوای قرمز کار، بیشتر و حرارت فضا بیشتر شود. ![]() اگر بخواهیم یک گام دیگر جلوتر برویم باید مفاهیم رنگی را با جنس تصویر ترکیب کنیم تا به مفاهیمی جزئی تر و حساس تر دست یابیم. به عنوان مثال همیشه یک جنگ، جنگی پیروزمندانه از سوی مخاطب تلقی نمی شود. مثال را اینگونه مطرح می کنم که ماهیت رنگی در فیلمی که سناریویی همچون فیلم "رامبو" دارد که در آن بیننده از پیروزی شخصیت فیلم لذت می برد و از کشته شدن دشمنان شخصیت اول داستان خشنود است خیلی متفاوت خواهد بود از نبردی که در آن بیننده طرفدار یکی از جبهه های جنگ است اما از کشته شدن دشمنان نیز خیلی خوشحال نمی شود! ![]() در فیلم سقوط شاهین سیاه، عملا با چنین سناریوی پیچیده ای طرف هستیم. در یک طرف کشور سومالی با مردمانی بیچاره قرار دارد که خود درگیر دیکتاتوری و جنگ های داخلی هستند و در حد زیادی از بدبختی و گرسنگی رنج می برند و در طرف دیگر ارتش آمریکا قرار گرفته که عملا مخاطب این فیلم همراه این ارتش خواهد بود و طرف این سربازان را خواهد گرفت اما واکنش مثبتی نیز به کشته شدن مردم سومالی نخواهد داشت! ![]() در یک چنین فیلمنامه هایی است که قدرت کارگردانی به یکباره پدیدار می شود و توانمندی کارگردان در پرداخت این صحنه ها سبب می شود که فردی همچون رایدلی اسکات تبدیل به رایدلی اسکات شود. در هیچ جای این فیلم فضای پیروز شدگی یا افتخار وجود ندارد. در تمام سکانس های فیلم تئوری رنگی آنچنان به دقت طراحی شده که همیشه فضاهای فیلم آغشته به تردید هستند و هیچگاه بیننده از فضای موجود احساس رضایت نخواهد کرد. دو دلی، شک و تردید در متشنج ترین سکانس ها و در مقابل کم حرارت ترین فضاها موجود است. زمانی که خدمت همراهان پروپرشیا عرض می کنم که برای ایجاد ارتباط بصری دقیق تر در مفاهیم پیچیده، علاوه بر تغییر محتوای رنگی باید جنس تصویر نیز مورد نظر قرار گیرد، در حقیقت منظور بنده از این صحبت، تلفیق محتوای رنگی با محتوای بصری فیلم است. به این مفهوم که سایه ها می توانند تیز یا لطیف باشند، فضای کار می تواند کم کنتراست یا پر کنتراست باشد، جنس فیلم می تواند خراب یا سالم باشد، قدیمی یا مدرن باشد، نویز دار یا فاقد نویز باشد و ... هر یک از این موارد خود گویای یک حال و هوا هستند و ترکیب آنها با یکدیگر و ترکیب این ترکیب با محتوای رنگی فیلم، شاهکاری را پدید می آورد که اسلحه ای قدرتمند برای بازی حرفه ای های سینما با مغز بنده و شما خواهد بود. حال در نظر بگیرید همه اینها را با موسیقی متنی برجسته و تدوینی به حق فنی و دقیق و بازی هنرمندانه بازیگران ترکیب کنیم! هر بیننده ای که پای این فیلم بنشیند از تک تک صحنه های این فیلم همان برداشتی را خواهد داشت که دقیقا مد نظر کارگردان بوده است. ![]() ترکیب جنس تصویر با محتوای رنگی فیلم، یک بازی بدون مرز است که می توان در میلیون ها ترکیب آنها را بکار گرفت. به عنوان مثال حالات تصاویر زیر را با یکدیگر مقایسه کنید:
معمولا اتفاق ناخوشایندی که در استفاده نادرست از تئوری رنگ در فضای سینمایی می افتد، پدیده ای به نام پرش رنگی است. پلان ها و سکانس های یک فیلم را می توان بسته به فیلمنامه و فضای مورد درخواست به مایه های رنگی متفاوتی متمایل کرد اما عدم ارتباط صحیح بین این تغییر محتوای رنگی خود عاملی مخرب برای یک فیلم محسوب می شود و شکل نادرست اسفاده از این تکنیک بصری، پرش رنگی و محسوس بودن تغییرات محتوایی فیلم را به همراه خواهد داشت و دست فیلمساز را رو خواهد کرد. ظرافت در تغییر این محتوای رنگی، یکی از توانمندیهاییست که بسیاری بر این باورند که با تجربه و خطا بدست می آید اما بنده در اینجا اصرار دارم تا خدمت دوستان یک واقعیت بی چون و چرا را مطرح نمایم: تئوری رنگ در فیلم های سینمایی، قبل از تولید و همراه با بازخوانی فیلمنامه، تعیین محتوا می شود، نه بصورت اتفاقی و از روی احساسات کارگردان بعد از فیلمبرداری. تفاوت بسیار زیادی وجود دارد بین فیلمی که از ابتدا، استراتژی رنگی آن طراحی شده، با فیلمی که پس از فیلمبرداری به زور قصد تولید و تغییر محتوای رنگی آن را دارند! اصل دلیل این تفاوت در شکل به کارگیری نورها و فی*ل*ترهای رنگی در حین فیلمبرداری است که حال و هوای فیلم خام را به کل دستخوش تغییر خواهد کرد. ![]() در فیلم سقوط شاهین سیاه شاهد یکی از زیباترین، دقیق ترین و کنترل شده ترین تئوری ها و سیاست های رنگی در طول فیلم هستیم و آنچه مسلم است ردپای فکر و سیاست گذاری از قبل تعیین شده و در هنگام پیش تولید این فیلم در بکارگیری هویت رنگی بر مبنای فیلمنامه بوده و زیباتر از آن ارتباط سکانس ها و ظرافت این تغییر ماهیت رنگ در طول پلان های مختلف فیلم است. تصویر زیر بخوبی بیانگر این ظرافت و چارت رنگی این فیلم است. ![]() همانطور که مشاهده می کنید محدوده تغییرات رنگ، محدوده ای تعریف شده است و در عین حال محتوای رنگی فیلم نسبت به فضاهای مختلف فیلمنامه تغییر می کند. در نگاهی دیگر، تغییر این محتوای رنگی فیلم، آنچنان با ملایمت و ظرافت صورت می گیرد که بیننده دچار شک نخواهد شد و پرش رنگی یا غافل گیری تغییر فضا را لمس نخواهد کرد. ![]() از سویی دیگر، ماهیت رنگی، در ابتدای فیلم با انتهای فیلم یکسان است! و این دقیقا همان منظور و منطق فیلمنامه این فیلم قدرتمند است. بیننده این فیلم در ابتدا بر این باور است که سربازان امریکایی قرار است این مردمان بدبخت را از این فلاکت نجات دهند و در طول فیلم می بینیم که جنگی بزرگ در می گیرد و هزاران کشته بر جای می ماند و در نهایت هیچ اتفاق خاصی نمی افتد! فقط تعداد زیادی انسان در هر دو جبهه کشته می شوند! یکسانی ماهیت رنگی فیلم در ابتدا و انتها بدون شک ترفندی آگاهانه برای القای بیشتر این موضوع بوده و به زیبایی به خدمت گرفته شده است. ![]() آنچه در این مطلب گفتنی است، و آنچه من وظیفه دارم در اینجا خدمت دوستان مطرح کنم، تفاوت بین سطحی نگری استفاده از چارت رنگی در فیلمها با نگاهی دقیق و حرفه ای به آن است. همیشه یک فضا با رنگ مایه آبی نشانگر یک فضای سرد نیست، بلکه در بسیاری از موارد می توان به کمک این مایه رنگی، مفاهیمی همچون مرموز بودن، تهدید شدن، آرامش قبل از طوفان و ... را به تصویر کشید و همانطور که قبلا نیز اشاره کردم، تلفیق چارت رنگی فیلم با جنس تصویر، کوهی از مفاهیم بصری را بوجود خواهد آورد. شکی نیست مطلبی که در اینجا به آن پرداخته ایم مربوط به سطحی بالا در فیلمسازی خواهد بود چون، فیلمسازی در کشور ما و فیلمسازان جوان کشور ما هنوز در قاب بندی دوربین و شکل نورپردازی دچار مشکل هستند و چنین استراتژی هایی قطعا در طول کار از دست آنها خارج خواهد شد اما دانستن نقطه ضعف های فیلمسازی یا حتی انیمیشن سازی، از نظر بنده شروعیست برای برخورد دقیق تر و آگاهانه تر با فیلم و صنعت سینما و نقطه ایست برای یافتن دلیل تمایز آثار فاخر با آثاری کم توان و کم پرداخت. آنچه مسلم است آن است که طراحی چارت رنگی سال هاست در سینمای حرفه ای انجام می شود و تقریبا تمامی فیلم های قابل توجه و صاحب نام از آن بهره گرفته اند. اینکه ما کی شروع به استفاده از این تکنیک ها و دانش ها می کنیم موضوعیست که بطور مستقیم مربوط به خود ما می شود. شاید برای شروع، امروز هم دیر باشد! منبع :سایت پرو پرشیا ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ دوستان عزیز مقصود من از گذاشتن این مطلب این بود که با یکی از عناصر مهم و تاثیر گذار یک فیلم و دقتی که در اجرای آن در طی پروسه ساخت فیلم به کار می رود آشنا شویم در قسمت های بعد انشا الله به عناصر دیگر خواهیم پرداخت.... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





قبل از هر چیز از همه عزیزان استدعا دارم تا اگر این فیلم را ندیده اند حتما ببینند و در عین حال به موارد ذیل هم توجه بفرمایند:![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-3.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-3.jpg)
![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-4.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-4.jpg)
اگر با چرخه رنگ آشنا باشید و با آن کار کرده باشید بخوبی می دانید که طیف رنگ های گرم در این چرخه از ارغوانی و سرخ شروع می شوند و تا انتهای رنگ زرد عملا جزو طیف گرم بشمار می آیند. در سینما برخی از جلوه های رنگی مشهور و شناخته شده اند و به عنوان مثال برای فضای گرم، ماهیت رنگی Golden Sahara را بارها در فیلم هایی که فضایی خشک و صحرایی دارند یا مربوط به تمدن هایی نظیر مصر هستند مشاهده کرده اید. این ماهیت رنگی یکی از شناخته شده ترین تغییر رنگ های فیلم است که تا کنون آنقدر تکرار شده که حتی بینندگان فیلم ها نیز در مواجه شدن با این ماهیت رنگی بصورت ناخودآگاه، واکنش گرمایی و حرارتی خواهند داشت. Golden Sahara یک ماهیت رنگی بیسیک با جلوه ای طلایی، تمیز و گرم است.![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-6.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-6.jpg)
![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-7.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-7.jpg)
![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-8.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-8.jpg)
![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-9.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-9.jpg)
![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-10.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-10.jpg)
![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-11.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-11.jpg)
![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-12.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-12.jpg)
![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-13.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-13.jpg)
![[تصویر: PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-14.jpg]](http://www.propersia.com/images/CINEMATIC-COLOR/PROPERSIA-CINEMATIC-COLOR-14.jpg)


