|
پرتگاههای ازدواج
|
|
۱۷:۱۲, ۱۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
انگیزه هایی که می توانند پرتگاهها ی ازدواج باشند
دلایل نادرست ازدواج عبارتند از: -شورش بر علیه والدین: تعارض با والدین، می تواند یکی از دلایلی باشد که فرد جوان را بسوی ازدواج سوق دهد. وقتی فردی در خانواده ای زندگی می کند که والدین او اهانت کننده و تحقیر کننده هستند، بنظر می رسد که ازدواج انتخاب موجهی باشد. آنهایی که در آتش تعارض های طولانی مدت والدین سوخته اند، آنهایی که قربانی پدر و مادری معتاد بوده اند و آنهایی که قربانی آزارهای جسمانی ، هیجانی و جنسی در خانواده بوده اند، دلایل موجهی دارند تا از خانواده به نحوی بگریزند و از آن دور شوند. اما آیا داشتن دلیل موجه برای ترک خانواده ضرورتا دلیل موجهی برای ازدواج است؟ در اینگونه موارد بهتر است که افراد استقلال شخصی خود را بسط دهند و با خانواده خود روبرو شوند، به روابط خود و خانواده خود بیندیشند و برای مشکلات و مسایل راه حلی بیابند، تا اینکه درگیر ازدواج شوندو یا به فکر ازدواج باشند. با ازدواج می توان از یک شرایط فاجعه بار گریخت اما با چه بهایی؟ تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از افراد که از آزار والدین به ازدواج پناه برنده اند، ازدواج آنها نیز آزار دهنده بوده است. استقلال امری است که فرد، فقط به تنهایی می تواند به آن برسد. با اتکای به همسر، فرد به استقلال نخواهد رسید. بسیاری هستند که ازدواج می کنند تا مستقل شوند، اما مستقل شدن سال ها وقت می برد و امری است وابسته به خود فرد تا هرچه بیشتر، روی پای خود بایستد
- جستجوی استقلال: جوانان به اینکه روی پای خود بایستند و کارهایشان را خودشان انجام دهند و یا مستقل باشند، کشش و علاقه زیادی دارند. اما استقلال امری است که فرد، فقط به تنهایی می تواند به آن برسد. با اتکای به همسر، فرد به استقلال نخواهد رسید. بسیاری هستند که ازدواج می کنند تا مستقل شوند، اما مستقل شدن سال ها وقت می برد و امری است وابسته به خود فرد تا هرچه بیشتر، روی پای خود بایستد. ![]() - التیام یک ارتباط شکست خورده: این مورد، از موضوعاتی است که شناسایی آن در دیگران راحت تر از شناسایی آن در خودمان است. پاسخ رایج به هشدارهای دیگران معمولا این است که " نه! من می فهمم که شما چه می گویید، اما این مورد فرق دارد. " ما تمایل داریم که ارتباط جدید و آمیخته با عشق را تنها از منظر وجوه مثبت بنگریم و از اینکه ممکن است این ارتباط واکنش به یک ارتباط قبلی باشد می پرهیزیم و غفلت می کنیم.فردی که در موقعیت التیام است، ممکن است برای حمایت هیجانی نیاز به یک ارتباط دیگر داشته باشد. ازدواج زمانی موفق تر خواهد بود که دو نفر ((بخواهند)) ازدواج کنند. تا اینکه ((نیاز)) به ازدواج داشته باشند.ارتباطی که براساس التیام یکی از دو نفر شکل گیرد، از همان آغاز در معرض خطر است، چرا که عاطفه بین آن دو نه تنها به دلیل دوستی و عشق، نیست بلکه به خاطر شفا بخشی و التیام زخمها و جراحات ارتباط دیگری است که قبلا رخ داده است. -فشار خانواده یا اجتماع: برخی از خانواده ها مطابق آداب، فرهنگ و عرف خود برای ازدواج به جوانان فشار می آورند. در یک جامعه شهری و تحصیل کرده، این فشار می تواند نامحسوس و ظریف باشد. اما در جامعه ای دیگربا صراحت و به طور مستقیم از جوان می خواهند که ازدواج کند. خانم ها بیشتر درمعرض این استرس هستند. بسیاری از وقتی که شهر خود را ترک می کنند و به دانشگاه می روند،پس از مدتی شاهد ازدواج هم کلاسی های دوره دبیرستان خود خواهند بود. که حتی بچه دار نیز شده اند و همین می تواند بر آنها فشار روانی و استرس وارد کند. در ازدواج نباید عجله کرد. معمولا شتاب در ازدواج به ارتباط شاد و سالمی منجر نمی شود. افرادی که با دلایل درست سعی در انتخاب همسر دارند نباید تسلیم این فشارها شوند. در فرهنگ عامه، به اشتباه ، باور بر این است که عدم ارضای نیاز جنسی سبب برخی بیماری های روانی می شود. مثلا برای بهبود حال بیماران روانی، برخی توصیه به ازدواج می کنند که نه تنها حال بیمار را بهبود نخواهد بخشید، بلکه استرس و فشار روانی بیشتری را ایجاد خواهد کرد
- نیاز جنسی: ازدواج تنها به دلیل رفع نیاز جنسی احتمالا نمی تواند به ازدواج موفقی منجر شود. چرا که دیگر عوامل مرتبط با ازدواج، معمولا از چشم دور می ماند. در این گونه ازدواج، زیبایی های ظاهری همسر بیشتر مد نظر قرار می گیرد و شتاب و عجله نیز عامل تاثیر گذار منفی دیگری است. در فرهنگ عامه، به اشتباه ، باور بر این است که عدم ارضای نیاز جنسی سبب برخی بیماری های روانی می شود. مثلا برای بهبود حال بیماران روانی، برخی توصیه به ازدواج می کنند که نه تنها حال بیمار را بهبود نخواهد بخشید، بلکه استرس و فشار روانی بیشتری را ایجاد خواهد کرد. -احساس کمبود و تهی بودن: گاهی افرادی که هدفی را در زندگی دنبال نمی کنند، نمی دانند که از زندگی چه می خواهند، احساس ناکامی می کنند و از زندگی خود راضی نیستند، برای حل این مشکلات به ازدواج روی می آورند، که قطعا دلیل نادرستی برای ازدواج است. -احساس گناه: گاهی در رابطه با یک نفر احساس گناه می کنیم و به دلیل احساس گناه یا احساس ترحم با او ازدواج می کنیم. احساس گناه یا احساس ترحم به هر دلیلی که ایجاد شده باشد، یک دلیل نادرست برای ازدواج است. mehrabnews.ir
[color=#016a7a][font=Tahoma][size=small] |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۲۹, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
ببخشید یه مطلبی میون بحثتون میندازم:
ازدواج صرفا جهت رفع نیاز جنسی،یه جور نگاه ابزاری به زنه.البته به نظر من یعنی حاضری هرکیو انتخاب کنی تا این نیازو برطرف کنی؟!!! |
|||
|
|
۲:۲۴, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۲۹)فدايي ولايت نوشته است: ببخشید یه مطلبی میون بحثتون میندازم: سلام دوستان نه اصلانم فکر نکنم این طوری باشه بخصوص وقتی تو دستورات دینی هست مهترین و اصلی ترین وظیفه زن برای همسرش ایجاد آسایش در خانه آرایش و زیبایی برای همسرش و برطرف کردن نیاز جنسی مرد هست!!!!!!!!!الکی نیست که میگن هرکی ازدواج کنه نصف دینشو حفظ کرده!!!!! درباره اینکه اگه شما درشرایطی بودی که نیاز به ازدواج داشتی اگه آدم باخدا باشی و همه کارات برای رضای الله باشه با اولین کیس خوبی که(نه 100% اونی که می خواستی) ازدواج می کنی! فقط اینکه تو این وضیعت(بیکاری گرانی....) دختری با خدایی پیدا بشه برای رضای الله و نجات تو و بعد خودش ازین دنیا حاظر شه همه آرزوها شو اون مردسوار بر اسب سفید ذهنشو فراموش کنه دیگه مسئله یه چیزه دیگست!!!اینکه خدا دختری رو برسونه بهت که با این شرایط باهات ازدواج کنه با همه چیتم بسازه دیگه الله اعلم! خدا همه عذب های در عذاب(از جمله خودم) رو نجات بده اینشاالله! |
|||
|
|
۹:۵۲, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۲۹)فدايي ولايت نوشته است: ببخشید یه مطلبی میون بحثتون میندازم:سلام این قانون دو طرفه است ، یعنی اگر خانم هم نیاز داشته باشه باید ازدواج کنه ، اون وقت به این هم می شد با این تفکر گفت استفاده ابزاری از مرد. اما خوب اینجوری نیست در اسلام ، ازدواج یک امر دو طرفه است ، هر دو طرف باید راضی باشند ، پس هر دو طرف می شند ابزاری برای رشد شخصیت مقابل. در واقع تمام ما انسان ها ابزار هستیم ، ابزاری برای بندگی خدا ، و در نتیجه کمک به بندگی دیگران. |
|||
|
|
۱۸:۱۰, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۷/فروردین/۹۱ ۱۳:۴۸)در جستجوی سختی نوشته است: با سلام خدمت رفقا برای من هم سواله ازدواج چه دلیلی داره اگر آدم بدونه که به گناه نمی افته؟!!! طبق حدیث پیامبر نیمی از دین حفظ میشه. حالا سوال من اینه که اگر همون نصفه (یا همون یک هزارم) دینی هم که داریم با ازدواج با یه آدمی که نمیشناسیمش و ممکنه مناسب نباشه از بین بره چی؟ اگر یکی بخواد همون نصفه دینی که داره رو حفظ کنه و ریسک نکنه که از دستش بده چی؟ |
|||
|
|
۱۹:۱۸, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام دوستان منم با اجازه نظمو بگم . اگه هر کسی خودشو نشناسه و با توجه به شناخت غیر حقیقی از خودش , پا در مسیر ازدواج بزاره مطمئن باشید تو پرتگاه رفته . ببینید بنظرم اگر به ترتیب هم بخواهیم پیش بریم پس اول باید دین و اعتقاد و خودمون بشناسیم تا قدم در مسیر الهی بزاریم و بعد مطابق دستور دین ازدواج هم کنیم . تمام مشکلاتی که پیش میاد اینه که ما قبل از خودمون سعی در شناخت دیگران داریم . پستهای همین تاپیک رو بخونید . عموما دارن از مشکلات و سنگ اندازیها و سخت گیریهای طرف مقابل میگیم . خلاصه میخواهیم تمام جوانب رو در نظر بگیریم تا اگه طرف مقابل کاری کرد ما هم بدونیم تکلیف چیه ! هزار تا اما و اگر میزاریم . اما نیم ساعت که سهله اگر 5 دقیقه خودمونو بطور واقعی بشناسیم و بسنجیم اونوقته که مسائل روشن میشه . اگه ما دستور اسلامی برای ازدواج داریم اول باید یکسری قدمها رو برداریم و همه رو در حد توان بکار بریم و سپس به دستور ازدواج برسیم . دور و بر خودمون و نگاه کنیم عموما آدمها با خودشون و نیازهای حقیقی شون بیگانه هستند و بعد نتایج غلطی حاصل میشه که تازه بازم ایراد رو از دیگران میبینیم . امید که منظورم روشن باشه .
|
|||
|
|
۲۲:۵۱, ۲۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۱ ۲۲:۵۳ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۲۰/فروردین/۹۱ ۱۸:۱۰)یا ثارالله نوشته است:سلام(۱۷/فروردین/۹۱ ۱۳:۴۸)در جستجوی سختی نوشته است: با سلام خدمت رفقا اول این که وقتی حدیثی صادر می شه ، با توجه به وسعت دید ائمه علیهم السلام ، همیشگی است و اگر استثنائی لازم داشت حتما ذکر می کردند(یا حداقل در احادیث دیگه). البته نه این که استثنائی نباشه ، اما این استثنائات خیلی خاصل هستند.مثلا حضرت معصومه سلام الله علیها به دلیل نبودن کفوی براشون (به کفته بعضی علما) ازدواج نکردند ،اما مطمئنا چنین شرایطی برای امثال من و شما تقریبا محاله. اگر قرار باشه قشر مذهبی ما هم به دلیل ترس از بین رفتن نصف دینشون (که در حدیث ظاهرا ذکر شده نصف رو خدا کامل می کنه ، نصف رو هم کمک می کنه) ازدواج نکنند ، اون موقع نسل سالم متولد نمی شه ، و یا کم متولد می شه و ما دنیایی وارونه خواهیم داشت. در ضمن در جواب شما بگم که در حدیث گفته نیمی از دین حفظ می شه،پس حتی اگر نیمه دیگه کاملا هم از بین بره ، باز هم نیمی از دین باقی مونده (جدا از تسهیلاتی که خدا برای افراد متاهل کذاشته ، مثل جهاد در راه کسب روزی ، خانه ای در بهشت اگر اشتباه نگم ، فقط برای یک آب آوردن زن برای شوهر ، پاک شدن گناهان به راحتی ، ثواب هفت یا هفتاد برابری برای نماز ، ثواب یک شهید برای به دنیا آوردن کودک برای خانم). اما اگز ازدواج نکرد ، علاوه بر این که مخالف نظر اسلام حرکت کرده ، تمام دینش در معرض خطره. در جواب دوستان دیگه ، باید بگم که ازدواجی که واجب می شه ، شامل ازدواج موقت هم هست. در ثانی ، اسلام نگفته مابقی شرایط رو نداشته باش ، بلکه کسی که در حال حاضر عظم نان آوری رو نداره ، شما فکر می کنید بزرگ تر که بشه خیلی وضعش بهتره ؟ مخصوصا اگر به گناه افتاده باشه؟ داریم که حرمت ازدواج موقت از بدعت های عمر هست.اون وقت به نظر شما ، یک نفر اگر رو به ذنا بیاره بهتره ، یا این که ازدواج موقت داشته باشه ، یا حتی ازدواج کنه؟ دید ائمه علیهم السلام بسیار بالاتر از دید ما است. راستی گفته بودید آدم بدونه که به گناه نمی افته ، این هم خیلی مشکله، گفتم ، مقدس اردبیلی ظاهرا بودند که ازشون در مورد گناهان مختلف سوال می شه ، با این مضمون جواب می دن که انجام نخواهم داد ، از گناه جنسی می پرسند ، می گن به خدا پناه می برم. بالاخره توی شرایط جامعه کنونی ، امکان خطر هست. |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
ازدواج هم مثل بقیه نیازهای بشر مهمه همینطور که نیاز انسان های مختلف به غذا متفاوته این نیاز هم متفاوته اما نه فقط در زمینه جنسی !
یکی از مهمترین نیاز های بشر نیاز به توجه و تعامل با دیگرانه که این نیاز اساسا جسمانی نیست !بله اگر رابطه افراد در ازدواج صرفا بعد شهوانی اون بود خب قطعا حرف دوستمون درست بود و آدم می تونست برای همیشه مجرد بمونه ! اما ازدواج تشکیل زندگیه !با همه جنبه های اون و ارضاء غرایز، بخش بسیار بسیار کوچک اون و دغدغه فرزند و تربیت صحیح اون بخش بسیار بزرگ ازدواج هست ! بعد دیگر و مهمتر اون رسیدن به آرامش هست و این پتانسیل تنها در ازدواج وجود داره ! در ضمن به خواهرا و برادرای عزیزم باید بگم ازدواج توصیه شده و خلقت انسان این جوریه و خالق ما هم که ما رو برنامه ریزی کرده می دونسته که راه کمال ما با ازدواجه! چون از منیت هامون فاصله می گیریم و قطعا تو مسیر زندگی یاد می گیریم از خودمون بگذریم به خاطر خانواده و این طوری فرق ما با بقیه مخلوقات پروردگار آشکار می شه ! اونوقت درسته بگیم نیاز به ازدواج نداریم پس ازدواج نکنیم !!! مثل اینکه بگیم نیاز به اکسیژن نداریم ! آخه ما بهتر می فهمیم چی برامون خوبه چی بده یا اون ذات باری که ما رو برنامه ریزی کرده! بله تقدم و تاخر داره شاید کسی که نیاز به ازدواج حس نمیکنه به بلوغ لازم فکری ،اجتماعی یا جسمی اون نرسیده خب باید صبر کنه نه این که کلا بی خیال ازدواج بشه ! در آخر این که امیدوارم خدا زودتر نسیب همه مجردها بکنه تا معنی حرفهای منو بهتر متوجه بشند !! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 1362491958115011107462481741225617792869.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1390/12/1362491958115011107462481741225617792869.jpg)




