|
اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری!
|
|
۲۰:۰۰, ۲۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۹۰ ۲۰:۳۱ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بــــــه نــــام خـــالـــــق بــی همـــتــا ............................................................... آن هنگام که حضرت حق، روح اشرف مخلوقات را در کالبد این آفریدهی شگرف میدمید، به هر نیم موهبتهایی بخشید و هر کدام را نسبت به دیگری نیازمند نمود. فرشتگان درگاه الهی مأمور شدند به اینکه خاک خلقت زن را بیشتر غربال کنند تا نرمی وجود او بیشتر شود. اما برای مرد اینچنین نبود، چون مرد باید با زبری روزگار روبرو میشد و اندکی ضمختی در وجودش لازم بود. ...............................................................
باری تعالی زن را ریحانه خلق کرد و مرد را عماد. زن را گلی برای مرد و مرد را ساقهای برای زن آفرید. زن به مرد جلال و شکوه بخشید و مرد به زن راستقامتی و ایستادگی؛ و هر دو مایهی آرامش هم شدند. زن رنگ شد و عطر شد تا مرد خواستنی و دیدنی شود و مرد خار شد و ریشه شد تا زن از گزند باد و بید در امان باشد. زن جلوهی احساس شد و مرد نماد اقتدار. ............................................................... آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسهی دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد. محبت، عشق، دلدادگی، وفاداری، زیبادوستی و پاکدامنی نیز بین هر دو نیمه وجود بشر به یکسان تقسیم شد ............................................................... زن در کلاس صبر و ناز و انتظار شاگرد اول شد و مرد در کلاس تمنّا و نیاز و تلاش برای وصال. زن آموخت که چگونه دل برباید و مرد آموخت که چگونه دل به دست آرد. بشر موجود شریفی بود. رشد و تربیت این شرافت به زن سپرده شد و صیانت و حمایت از آن به مرد. انسان معصوم بود. عصمت در درون زن رشد یافت و مرد نگهبان خدا برای حفظ این معصومیت گماشته شد. ............................................................... پس از خلق بشر، هر آنچه که رحمان آفرید از جنس محبت بود. از جنس عشق، از جنس زیبایی. آدمی آموخت که نیم خود را با این محبت و مهر میتواند به نیم دیگر پیوند زند. بشر فهمید که کمال از جنس مهربانی است و کامل بودن جز با عشق حاصل نمیشود. اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد. زن نیز چون لطیف بود و زیبا، میل به خودآرایی و نمایانگری داشت. پس حجاب تن بر او واجب شد تا گرفتار تبرج نشود. این شد که خداوند اول بار حجاب چشم را به سوی مرد نازل کرد و سپس حجاب تن را برای زن آفرید. ............................................................... حجاب نیز آفرینشی از جنس محبت بود، چون با حجاب تمنای مرد از زن بیش از پیش شد. مرد خواهان آن چیزی بود که سهلالوصول نباشد و پوشیدگی زن را دوست میداشت. برای مرد آن چیزی ارزشمند بود که با تلاش و کوشش به دست آید. ............................................................... با حجاب، متانت زن نیز بیش از پیش شد. چون زن خواهان خواهش مرد بود و حجاب باعث میشد که زن خواستگار پیدا کند و خواستنی شود. زن دانست که رمز برتری جسم ظریف او بر درشتی هیبت مرد، نگاه متین است و اخم ابرو و کلام با صلابت. مرد نیز پی برد که راه ورود به قلب صاحب این متانت و سرسنگینی و صلابت، کرنش است و محبت و خواهش. ............................................................... زن آموخت که باید به راحتی دستیافتنی نباشد، همچون مروارید درون صدف؛ و مرد فهمید که برای وصال به گوهر وجود محبوب، دستدرازی بیفایده است و اجازه و مراعات و طلب لازم است. زن فهمید که سر سرکش مرد را با حجب میتوان به سوی خود گرداند و مرد فهمید که حجاب نشانه علاقه و مهر و وفای زن به اوست. حجاب اینگونه رمز شکلگیری محبت بین زن و مرد شد. ............................................................... با حجاب، زن فهمید که جایگاه او در نظام هستی، مطلوب و محبوب و معشوق است و مرد فهمید که آفرینش برای او حکم طالب و مایل و عاشق رقم زده است. اینگونه بود که در جنتالمأوی زن ارزشمند شد و مرد قدردان. اینگونه بود که در بهشت عدن، زن لایق مادر شدن گشت و امالبشر نامگرفت و مرد سعادت حامیبودن، پشتوانه بودن و تکیهگاه بودن پیدا کرد تا از مادرانگیهای زن مراقبت نماید.
حجاب بود که مرد را از تعهد زن به زندگی آگاه نمود، زن را از وفاداری مرد به عهد خود مطمئن ساخت و پیوند زن و مرد را محکم کرد.
|
|||
|
|
۲۲:۱۳, ۲۱/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/فروردین/۹۱ ۲۲:۱۵ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بـــــه نـــــام خــــالــــق یــکــــتـــــا وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی همه قهقهه می زدن و شوهراشون هم بی خیال نشسته بودن و تماشا می کردن وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن ؛ آروم تو گوشم گفتی: «مواظب وقار و متانتت باش عزیزم » اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری .................. وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیز خورده بود و موهام دیده می شد با لبخند گفتی: «موهات بیرونه ها خانومی!» درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای اطرافم تو خیابون انداختم. شرم آور بود. شوهراشون چه بی خیال... اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری .................. وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و فعالیت در دانشگاه تشویق می کردی؛ هرازچندگاهی یادآوری می کردی که: «غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه» اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری .................. وقتی اون روز آقای .... همسایمون اومده بود دم در. چادر سر کردم و رفتم قبض ها رو ازش گرفتم .برگشتم دیدم با لبخند بهم خیره شدی گفتی: «خوشم اومدچه مردونه برخورد کردی, بدون عشوه و طنازی» اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری .................. وقتی اون روز تو مجلس عروسی یهو همه رو جو گرفت و زن و مرد قاطی شدن و... مردهای دیگه با چه لذتی به تماشا نشسته بودن. تو مثل برق از جا پریدی و زدی بیرون. پشت سرت اومدم . گفتی: «متشکرم که اونجا نموندی» اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری
چنان نشسته ای به دل که باورم نمی شود از آسمان رسیده ای نگو زمین ؛ که باورم نمی شود.... برگرفته از: نورآسمان
|
|||
|
|
۲۲:۲۶, ۲۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی زیبا بود خیلی
ممنون. |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۲۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
خیلی زیبا و به در بگو و دیوار بشنوه بود!!!
![]() ![]() ممنون |
|||
|
|
۰:۰۸, ۲۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
خيلي زيبا بود ، واقعا لذت بردم .
اگه واقعا همه اين جوري بودن دنيا گلستون ميشد. |
|||
|
|
۰:۲۰, ۲۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
راست ميگن خيلي قشنگ بود.
كاش همه ي اونايي كه بايد ببينن و بدونن ، ببينن و بخونن و بدونن. |
|||
|
|
۰:۴۸, ۲۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
الله اکبر که خداوند در مورد بندگانش هیچ چیز را فرونگذارده است
و به حق خود را احسن الخالقین خوانده |
|||
|
|
۱:۲۳, ۲۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
با تشکر و قدردانی از شما بانوی خداشناس.
خیلی مطالب زیبایی بود و جمله بندی زیبایی داشت ، بی شک این بهترین روش برای ترویج فرهنگ حجاب است ، با اجازتون چند جا میگذارم بیشتر مطالعه شود. |
|||
|
|
۲۰:۳۲, ۳۰/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
فوق العاده بود واقعا تشکر
|
|||
|
|
۱۶:۲۲, ۲۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
![]() خدا کند که روز به روز به تعداد مردانی با این تفاوت زیبا وزنانی اینچنین متفاوت اضافه شود ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |















