|
پاسخی به جرج جرداق
|
|
۲:۲۷, ۳۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/فروردین/۹۲ ۱۲:۱۱ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
پاسخ به جرج جرداق
ما به مناسبت تولد حضرت علی علیه السلام در تهران جشنی داشتیم و در پشت کارت دعوتی که برای این جشن چاپ کرده بودیم این جمله ی زیبا را که که جرج جرداق مسیحی درباره ی حضرت علی علیه السلام گفته است نوشته بودیم فماذا علیک یا دنیا لو حشدت قواک فاعطیت فی کل زمن علیا به فکره و قلبه و لسانه و ذی فقاره یعنی ای دنیا تو را چه میشد که در هر زمان نیروهای خودت را جمع می کردی و به ما یک علی علیه السلام تحویل می دادی با همان فکر علی علیه السلام قلب علی علیه السلام و زبان علی علیه السلام و ذوالفقار علی علیه السلام کمالات علی علیه السلام
شرکت کنندگان در این جلسه بیشتر از دختران دانش آموز بودند وقتی به عنوان سخنران وارد شدم یکی از دختر خانمها گفت من سوالی دارم و من از او خواستم سوالش را مطرح کند دختر خانم گفت جمله ای که جرج جرداق درباره حضرت علی علیه السلام گفته است جوابش چیست؟ گفتم کدام جمله جواب داد همین جمله ای که روی کارت ها نوشته اید من فکر کردم منظور این خانم از این جواب اینست که توضیحی در این مورد داده شود و به همین دلیل هم شروع کردم به بحث جرج جرداق و مقایسه افکار حضرت امیر علیه السلام با منشور سازمان ملل و مطالبی که جرج جرداق می گوید و آخرالامر هم رسیدیم به این جمله که جرج جرداق خطاب به دنیا می گوید
به جای این همه متفکر، فیلسوف، سیاستمدار، نظامی و نیز فیزیکدان و حقوق دان اگر همه ی نیروهای خود را که پراکنده کردید به صورت انیشتین وگالیله و بوعلی سینا و فلان و فلان و فلان اگر این نیروها را جمع می کردی و به صورت یک علی علیه السلام به ما تحویل میدادی وضع ما روبراه می شد دختر خانم گفت آقای .... اینکه جواب نشد من جوابی بر این جمله جرج جرداق نوشته ام اگر اجازه بدهید حاضرم آن را در این اینجا بخوانم با بی اعتنایی گفتم بخوان دختر شروع کرد به خواندن ابتدا با بی توجهی گوش می دادم ولی دو سه خط که خواند دیدم مثل اینکه می خواهد حرف حسابی بزند
در خط چهارم و پنجم متوجه شدم که این خانم دچار تحول روحی شده است و ضمن خواندن مقاله اش گریه می کند در خط هفتم و هشتم نظرم را جلب کرد و دیدم مثل اینکه بقیه را هم به گریه انداخته است و از شما چه پنهان که در خط دهم و دوازدهم مرا هم به گریه واداشت مجموعا مقاله ای بود در حدود بیست خط و پر محتوا که مضمون آن چنین است: جرج جرداق جمله ای درباره علی بن ابیطالب علیه السلام می گوید اما من به او می گویم ای جرج جرداق، تو دروغ می گویی، تو خواهان علی نیستی تو دروغ می گویی، تو خواهان علی علیه السلام نیستی مگر خدای علی به تو علی علیه السلام را نداد که بیست وپنج سال خانه نشین اش کردی و دنبال دیگران رفتی و در جنگ صفین تنهایش گذاشتی
ای جرج جرداق، تو دروغ می گویی، تو خواهان علی علیه السلام نیستی، مگر خدای علی بعد از علی اول به تو علی دومی علیه السلام نداد که با زهر جفا مسمومش ساختی و تسلیم معاویه اش کردی ای جرج جرداق، تو دروغ می گویی، تو خواهان علی علیه السلام نیستی، مگر خدای علی بعد از علی دوم علیه السلام نداد به تو علی سومی علیه السلام نداد که در وسط میدان کربلا فریاد می زد، هل من موحد یخاف الله فینا، هل من مغیث یرجو الله فی اغاثتنا، و تو سرش را بالای نیزه کردی و به دنبال یزید رفتی ای جرج جرداق، تو دروغ می گویی، تو خواهان علی علیه السلام نیستی، مگر خدای علی بعد از علی سوم علیه السلام نداد به تو علی چهارمی علیه السلام نداد که تو در گوشه مسجدالحرام تنهایش گذاشتی و دنبال دیگران رفتی او در مقاله اش اینها را نقل کرده و به اینجا رسیده بود که ای جرج جرداق، اینک علی علیه السلام در بین ماست و در روی زمین است با همان کمالات علی علیه السلام، با همان حلم حسن علیه السلام، و با همان شجاعت حسین علیه السلام، ولی تو دنبال علی علیه السلام نرفتی و به دنبال دیگران رفته ای و او هزار و یکصد و اندی سال است که فریاد می زند هل من ناصر ینصرنی و تو دنبالش نرفتی و باید گفت ای جرج جرداق، اگر حسرت دیدار علی علیه السلام و زانو زدن در مکتب او را بر دل داری بدان این سقیفه بود که علی علیه السلام را از حقش و بشریت را از علی علیه السلام محروم گردانید هنوز سقیفه پا برجاست هنوز حق علی علیه السلام و فدک زهرا علیها سلام در اشغال حرامیان و غاصبان است هنوز نعره های مستانه قنفذ و مغیره و خالد بن ولید لعنه الله آتش در دست و تازیانه بر کف نزدیک خانه شیر خدا به گوش می رسد هنوز دستان علی علیه السلام بسته است و صاحب ذوالفقار مامور به صبر، سکوت و انتظار است هنوز از گوشه بیت الاحزان گریه سوزناک همسر علی علیه السلام از ورای چهارده قرن مظلومیت علی علیه السلام را فریاد می کند هنوز در مصیبت سرور زنان عالم رمق به زانوان علی علیه السلام باز نگشته و نوادگان هند جگر خوار بر منبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بالا و پایین می روند هنوز علی علیه السلام در کوفه غریب است و مظلومانه راز دل خویش را با چاه می گوید و اشک غریبانه اش را به نخل ها نثار می کند هنوز امیر عالم هستی خوار در چشم و استخوان در گلو دارد هنوز حجاج ها خون شیعیان علی را به جرم علی دوستی مباح می شمارند هنوز در جای جای جهان اسلام، به جلد و خط و نقش و نگار قرآن دل خوش کرده اند و قرآن ناطق را به تحریک عمروعاص ها در مظلومیت و غیبت به فراموشی سپرده اند صف آرایی مارقین و قاسطین و ناکثین در برابر علی علیه السلام هنوز که هنوز است ادامه دارد آقای جرج جرداق، تو اگر علی علیه السلام را می خواهی باید از ابتدا تکلیف خویش را با جبهه مخالف علی علیه السلام روشن کنی که تنها خواستن علی علیه السلام، کفایت نمی کند اول باید دیگران را نخواهی، علی ستیزان را نفی کنی، محبت هرکس و هر چیز جز علی علیه السلام را از دل بیرون کنی، آنگاه علی علیه السلام را بخواهی باید در علی دوستی موحد شوی فقط و فقط علی علیه السلام را بخواهی و بس آیینه شو جمال پری طلعتان طلب / جاروب زن خانه و پس میهمان طلب به نقل از قاصدک های ظهور نوشته دکتر علی هراتی تگ ها: جرج جرداق George Gordagh پاسخی به جرج جرداق |
|||
|
|
۱۴:۳۱, ۳۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
خیلی جالب بود
البته این جواب ، نه فقط به جرج جرداق که به همه مدعیانی است که ادعای محبت به امام علی علیه السلام رو دارند اما فقط در حد ادعا! البته شاید جرج جرداق فقط امام علی رو شناخته ما که 12 امام رو میشناسیم چه کردیم و میکنیم؟! |
|||
|
|
۲۰:۰۲, ۳۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۰۳ توسط میعاد.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خیلی قشنگ بود و زیبا
همیشه برام سواله جرج جرداقی که ادعای درک و شناخت علی رو داره چرا هنوز مسیحیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به قول دکتر شریعتی : درد علی دوگونه است: یک درد ، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند . ودرد دیگر دردیست که اورا تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده . . . و به ناله درآورده است. ما تنها بر دردی میگرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند. اما ؛ این درد علی نیست ؛ دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است ، "تنهایی" است ، که ما آن را نمی شناسیم! باید این درد را بشناسیم ، نه آن درد را ؛ که علی درد شمشیر را احساس نمی کند ، و . . . ما درد علی را احساس نمی کنیم . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








