کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خدا را شکر مقدس اردبیلی نشدم ....
۲:۰۵, ۱۰/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۳ ۳:۵۹ توسط کربلا.)
شماره ارسال: #1

[size=medium]
در حالات مقدس اردبیلی رحمة الله علیهنقل کرده اند کهمقدس اردبیلی
یک شب سحر بلند شد دلو را داخل چاه می اندازد و بالا می کشد می بیند پر از طلا است.


خداوند می خواست او را امتحان بکند. مقدس طلاها را داخل چاه برمی گرداند و رو به آسمان می کند که خدایا احمد از تو آب می خواهد نه طلا. من آب می خواهم که وضو بگیرم و با تو راز و نیاز بکنم.


دوباره سطل را بالا می کشد می بیند طلاست. می گوید خدایا من طلا نمی خواهم،من آب می خواهم. بار چهارم آب در می آید وضو می گیرد و برای مناجات می رود. برای او طلا قیمت نداشت.


در جریان دیگریمقدس اردبیلیآخر شب از کنار حمامی رد می شد دید این حمام دار آتش و هیزم را داغ کرده و نشسته با خدا دارد مناجات و درد دل می کند.


خدایا تو را شکر می کنم که سلطان نشدم اگر سلطان می شدم می دانم مسئولیتم زیاد می شد و ظلم می کردم. خدایا تو را شکر که ریاست به من ندادی.


خدایا تو را شکر که ثروتمند نشدم. چون من گول می خوردم و مال مردم را می خوردم. خدایا شکر که من وزیر نشدم خدایا تو را شکر که من استاندار نشدم. خدایا شکر که مقدس اردبیلی نشدم.


مقدس اردبیلی تا این را شنید تکان خورد. (راه یافتن شرک به دل انسان از راه رفتن مورچه سیاهی بر روی یک سنگ سیاه در دل یک شب تاریک پنهان تر است.[1])

مقدس اردبیلی داخل می رود و سلام می کند و گرم می گیرد او هم نمی شناخت که این مقدس اردبیلی است.


مقدس می گوید از چند دقیقه ی قبل اینجا بودم صدای مناجات شما را می شنیدم که دعای می کردی خدایا شکر که سلطان و وزیر و این ها نشدم این دعاهایت خوب بود اما یکی هم گفتی خدا را شکر که
مقدس اردبیلینشدم.

می خواهم ببینم که مقدس اردبیلی چه جنایتی انجام داده که شما گفتی الحمدالله که مقدس اردبیلی نشدم. حمامچی گفت: مقدس اردبیلی هم کارش درست نیست.


مقدسگفت: چطور؟ گفت: این هم یک چیزی قاطی دارد شرک و ریا دارد. گفت: یک داستانی برایمقدس اردبیلینقل می کنند می گویند یک شب نصف شب بلند شد می خواست نماز شب بخواند دلو را داخل چاه انداخت طلا درآمد سه بار طلا در آمد داخل چاه سرازیر کرد گفت خدایا من از تو آب می خواهم من با این چیزها گول نمی خورم.

این طور چیزی می گویند درست است؟
مقدسگفت: درست است. (حمام چی نمی دانست این خودمقدساست.) حمامچی گفت: آن وقتی که این جریان برای او پیش آمد تنها بود یا کسی هم با او بود؟
مقدس گفت: تنها بود. گفت: اگر تنها بود چرا فردای آن روز این داستان در نجف پخش شد.
حتما نشسته یک جا خودش تعریف کرده است..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، help me ، السا ، zahra11 ، bi-ehsaas ، لبخند خدا ، قلب ، حضرت عشق

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱:۵۰, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
(۱۰/فروردین/۹۳ ۲۱:۰۴)عبدالرحمن نوشته است:  جناب کربلا میشه منبع این نوشتتون رو بگید؟

اصلا به جناب مقدس اردبیلی چنین چیزی نمیچسبه

و در شان ایشون نیست چنین چیزی

ولی اون داستان چاه و سطل رو من در مورد امام خمینی با یک واسطه از قول شهید مطهری* شنیدم چند سال پیش

موثق هم هست


*شهید مطهری ناظر اون صحنه بودند در شب برای نماز شب که امام میخواستن بین راه نماز بخونن


به نام الله

میشه شما منبعتون رو بگید؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، عبدالرحمن ، قلب
۱۱:۵۰, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
(۱۱/فروردین/۹۳ ۱:۵۰)neyestan23 نوشته است:  به نام الله

میشه شما منبعتون رو بگید؟؟؟


من از قول یکی از افراد معتبر شنیدم با یک واسطه

شما اصلا حرف من رو قبول نکنید چون در بحثم ازش استفاده نکردم


و.............
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا