|
سران تاریکی/شوقی افندی زنی در کالبد مرد
|
|
۱۹:۱۶, ۴/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۹:۲۴ توسط منتظران موعود.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
پس از تقلب آشکار و بزرگ عبدالبها در انتخاب جانشین بهاالله ، پسر عبدالبها ( شوقی افندی ) به جانشینی پدر بزرگش رسید و به خیال پدرش این سلسله در خاندان وی باقی خواهد ماند اما غافل از اینکه …
![]() شوقی افندی شوقی افندی مقطوع النسل بود اما چرا ؟ شوقی نازا بود ؟ یا از بیماری خاصی رنج می برد ؟ طبق اسناد معتبر شوقی گرایش های همجنسگرانه ای داشت و بیشتر تمایلات همجنسگرانه در وی دیده می شد برای اثبات این ادعا نظر شما را به نوشته ای از صبحی ( که در مقالات بعدی توضیح خواهم داد که صبحی که بود ولی همین کافی است که بدانید صبحی یکی از نزدیک ترین افراد به خاندان بهائیت بوده است ) جلب می نمایم ![]() صبحی ” در میان نوادگان عبدالبها در روزهای نخست من با شوقی آشنا شدم و او دارای سرشت و نهاد ویژه ای بود که نمی توانم درست برای شما بیان کنم خوی مردی کم داشت و پیوسته می خواست با مردان و جوانان نیرومند دوستی و آمیزش کند ! ” همانطور که در متن فوق می خوانید دقیقاً به مسئله متفاوت بودن شوقی افندی از لحاظ فکری و رفتاری اشاره شده که این تفاوت های رفتاری و فکری به حدی بوده است که صبحی ( نمونه ای از جنس مذکر ) او را ویژه می خواند . در ادامه می خوانید که صبحی متوجه شده بود ( حتماً دیگر نزدیگران هم با این رفتارهای آشکار فهمیده بودند ) که شوقی گرایش های مردانه ندارد و حتی اشاره به پسندها و تفکرات و اعمال زنانه ی شوقی شده است و در قسمت دیگری از خاطرات صبحی به داستان واضح و روشن تری از اعمال شوقی افندی بر خواهیم خورد که بسیار جالب است ” شبی با او ( شوقی افندی ) و دکتر ضیاء بغدادی [۱] برای دیدن عبدالبها به حنیفا آمده بود در عکا گرد هم آمده بودیم و شوخی هایی را که جوانان یکه می کردند می کردیم ، در میان کار من برای کاری از اطاق به بیرون رفتم و بازگشتم در بازگشت دیدم دکتر ضیاء کار ناشایستی کرده … ! بر آشفتم و گفتم دکتر این چه کاری است که می کنی ؟ شوقی رو به من کرد و گفت : اگر تو هم مردی داری نشان بده !!!! این خاطرات و سند از صبحی دیگر جای هیچ شبهه ای را باقی نمی گذارد که حتی شوقی افندی از بروز این فساد اخلاقی واهمه ای نداشت ، صبحی در ادامه ی خاطراتش باز خاطرنشان می شود که این اولین باری نبوده که از شوقی چنین رفتار و حرکاتی را می بیند صبحی در ادامه گفته هایش را تکمیل می کند و می گوید : ” بدانید همانندهای این گونه مردمان کم و کاستی دارند چنانچه نمی شود اینها را نه در رج مردان گذاشت و نه از زنان به شمار آورد نه بویه و دلبستگی و مهرورزی زنان را دارند و نه خرد و هوشیاری و مهربانی مردان را . در اینگونه آدم ها دلبندی های ویژه ای که دشوار است انسان به آن پی ببرد ، نمیدانم شنیده اید که گاهی کرت پزشکی مردی را روی تخت می خواباند و با کنش پزشکی او را زن می کند و یا زنی را مرد می کند و هم آدمی که پیکره ی مردی دارد و نارس و دارای خوی زنان است می شود که بر نیروی مردیش افزود ” صبحی به خوبی متوجه شده بود که در شوقی خوی زنانه ای نهفته است و شوقی تنها دارای پیکره ای مردانه است و حتی این تفاوت ها و احساسات تا جایی بود که صبحی در گفته هایش ذکر می کند که شوقی را نمی توان مرد تصور کرد و او را در گروه مذکر دانست و از طرفی دیگر هم طبق اسناد و حکایات شوقی انسانی خنثی نبوده و بیشتر تمایلات زنانه داشته تا مردانه از همین رو است که صبحی آرزو می کند ای کاش پزشکی در زمان حیات شوقی افندی پیشرفته تر می بود . طبق اسناد می توان چنین اثبات کرد که شوقی افندی فردی تراجنس [۲] بوده است ، و این را هم بدانید که این افراد اخلاق و خصوصیات مربوط به خود را دارا هستند و این خصوصیات مبنای تصمیم گیری ها و هدف های آنها خواهد شد در مورد همین تصمیم گیری ها است که صبحی در توصیف حال شوقی افندی اینچنین بیان می کند ” نه دلبستگی بپدر دارد نه اندوه برادر و خواهر می خورد ، نه رنج مادر را در پرورش و نگهبانی خویش بیاد می آورد و نه دوستان جانفشان را سپاسگزار است ؛ فرمان ها می دهد که کار مرد خردمند نیست ، بهانه ها می گیرد که از هوشیاری به دور است همه از آنجا سرچشمه می گیرد ” حال قضاوت با شما است ، بنده از شما می پرسم آیا چنین فردی با این خصوصیات سزاوار رهبری دینی است ؟ [۳] آیا چنین شخصی می تواند به عنوان الگوی جامعه و افراد مختلف باشد ؟ با منتظران موعود در مقالات بعدی از سری مقالات سران تاریکی همراه باشید و تا به حقیقت این فرقه ی پلید پی ببرید پی نوشت ها : ۱٫ دکتر ضیاء فرزند یکی از نامداران بهائی ساکن در آمریکا بود که در این کشور به پزشکی می پرداخت ۲٫ تراجنس transsexual به افرادی گفته می شود که دارای راوحیات و رفتاری متضاد با کالبد جنسیتی خود هستند ۳٫ البته این سوالات بدون در نظر گرفتن منحرف بودن این فرقه است که جز ادیان الهی نیست منابع : تاریخ جامع بهائیت عالم بهائی نویسنده : مرتضی بابائی منبع : منتظران موعود
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: face.jpg]](http://besoyezohor.ir/uploads//2012/04/face.jpg)
![[تصویر: 632874055631406250_165645_mehtady.jpg]](http://besoyezohor.ir/uploads//2012/04/632874055631406250_165645_mehtady.jpg)
نویسنده : مرتضی بابائی![[تصویر: info-file.gif]](http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2011/12/info-file.gif)

