|
(C+)برو بگو مردم مرا فراموش کرده اند!!!!!
|
|
۱۲:۴۶, ۲۲/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۸۹ ۱۸:۴۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
حضرت بقیة الله روحی فداه با حالتی خاص که گویای مظلومیت و سوز دل آن حضرت بود به یکی از طلاب فرمودند:
((چرا به مردم نمی گویی امام زمانم مظلوم است، برو بگو مردم مرا فراموش کرده اند، بگو امام زمانم غریب است، مردم به یاد من نیستند!)) همچنین در حای دیگری فرموده بودند: (( برای فرجم دعا کنید که اگر دعا کنید به اندازه ی چشم بر هم زدنی فرج کم خواهد رسید.)) |
|||
|
|
۲۲:۰۲, ۵/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۸۹ ۱۸:۵۱ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
علی جان اگر منبعی هم برای این مطالب زیبا بیان کنی خیلی عالی است. یاعلی. |
|||
|
|
۱۶:۰۶, ۶/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۸۹ ۱۸:۵۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
در اینکه امام زمان ما مظلوم هست شکی نیست
نشانه ی مظلومیتش هم کارهای ما هست دیگه با منبع کاری نداریم مهم اصل مطلب هست که درسته حالا اون طلبه کاری نداریم |
|||
|
|
۱۸:۴۷, ۶/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۸۹ ۰:۳۵ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
امام زمانمون خیلی مظلومن...
وقتی من ِ دختر شیعه،روسریم کنار بره برام مهم نیس، وقتی جوری لباس می پوشم دو تا تیکه ناجور بشنوم، وقتی برای غیر همسرم ناز می کنم.... اماممون خیلی مظلومن... وقتی من ِ پسر شیعه،افتخار می کنم به این که امار تمام دخترای دانشکده رو دارم، وقتی خجالت می کشم موقع نماز جماعت برم مسجد، وقتی دنبال عکس ها و فیلم های ناجور می رم، وقتی ........................................................................................
|
|||
|
|
۲۰:۱۵, ۶/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۸۹ ۱۸:۵۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
نقل از کتاب کیست مرا یاری کند ، تألیف محمد یوسفی
البته خود ایشون این مطلب رو باز در کتابشون به یه جای دیگه ارجاع داده بودند که الان کتاب پیشم نیست و من شهرستان هستم رفتم خونه منبع اصلیتر رو هم برای دوستان ذکر میکنم اما به قول دوستان مهمترین منبعش اعمال خود ماست یاعلی |
|||
|
|
۹:۰۸, ۲۱/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اسفند/۹۱ ۹:۲۱ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
نقل از یک دوست:
" روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بود و مجلس عزاذاری رفته بودم ..خیلی گریه کردم ..طوریکه وقتی برگشتم چشمام به سختی باز میشد..و ناراحت دراز کشیدم ...همینکه چشمم روی هم رفت در حالتی بین خواب و بیداری صدای زیبا و با صلابتی شنیدم که فرمود: بگو چرا برای فرج دعا نمیکنید؟؟؟ وقتی پریدم خیلی بهت زده بودم...چون خودم هم کم دعا میکردم..از طرفی هم صلابت اون صدا وجودم رو گرفته بود... با بزرگی در میون گذاشتم..ایشون فرمودند:حضرت این پیام رو به خیلی ها دادند... بعد از اون رأس همه دعاهام دعای فرج رو قرار دادم " نقل قول:داستان موجود در پست بالا (پست 6 ) بسیار زیباست و مهم و پر از نکات ارزشمند........ ![]() ![]()
|
|||
|
|
۶:۴۲, ۳۰/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
![]() مهدی جان!بگذار تا نباشد بر من صبحی که بدون تو آغاز شود. در آن پگاهی که نسیم عشق شروع به وزیدن می کند، در آن سکوت صبحگاهی، فقط تویی که می توانی روح سوهان خورده مرا از زخم زمانه التیام بخشی. ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












![[تصویر: 71.gif]](http://s3.picofile.com/file/7425427197/71.gif)
![[تصویر: babolgif-1.gif]](http://falshbaner.persiangig.com/image/allahom%20ajel/babolgif-1.gif)