کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فقط دخترها بخوانند/دوست پسر آری یا خیر؟!
۱۵:۰۳, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: za4-665.jpg]

غیر از فرهنگ منحرف غرب آن هم در دهه های اخیر، در تمامی فرهنگ ها و ملت ها، ارتباط میان زن و مرد بیگانه کم وبیش نابهنجار و غیرمتعارف شمرده می شود. از اقوام باستانی گرفته تا ادیان گوناگون و جوامع بشری امروزی، هرکدام قوانین و ضوابطی را برای ارتباط بین زن و مرد درنظر می گیرند و تعامل خارج از آن ضوابط را ممنوع می دانند. دین زندگی آموز اسلام نیز در این زمینه احکام و مرزهای ویژه ای ترسیم کرده است. اسلام روابط بین دوجنس مخالف را در چارچوب خانواده جایز و خارج از آن را سبب انحراف اخلاقی و فساد فردی و اجتماعی می داند. البته این سخن به معنای عدم حضور اجتماعی زنان و ارتباط های متعارف و ضروری کاری، علمی، فرهنگی و... نیست. بلکه در مواردی است که رابطه زن و مرد بیگانه از روابط عادی خارج شده و به سوی دوستی و گفت وگوهای طولانی کشیده شود.
آرمان ها و انگیزه ها
آمارها همگی از فرجام ناخوب دوستی های میان دختر و پسر خبر می دهند؛ بیشتر دختران، با هزاران احساس و آرزو و امید با پسری دوست می شوند و با خود می اندیشند که این جوان عاشق مرا خوشبخت خواهد کرد یا می پندارند پسری که به آن ها ابراز علاقه کرده همان فرد ایده آل و رویایی آرزوهای آن هاست؛ غافل از این که در بیشتر پسران انگیزه دوستی و ارتباط، حس کنجکاوی، رقابت جویی، فخرفروشی در میان دوستان، ارضای شهوات و خوش گذرانی است. چه بسا اگر پسری هم از روی صداقت با دختری دوست شود، معلوم نیست ایا ویژگی های اخلاقی و دینی و خانوادگی مناسبی داشته باشد یا نه.
واقعیت و حقیقت
طبق آمارهای به دست آمده فقط چهاردرصد دوستی های میان دختر و پسر به ازدواج منتهی می شود. که البته بیش تر همین چهاردرصد هم به طلاق می انجامد. تعداد اندکی که بر پایه دوستی های خیابانی زندگی مشترک تشکیل داده اند، تا یکی دو سال احساس خوشبخت کرده اند، ولی در نهایت، در پیچ و خم زندگی به کاستی های یکدیگر پی برده و این نکته را دریافته اند که ازدواج بر پایه عشقی گذرا و هیجانی چنین پیامدهایی دارد؛ در حقیقت علاقه شدید ابتدایی در آغاز دوستی به آنان اجازه نمی دهد تا عیب های یکدیگر ببینند.
دختران غافل
بررسی ها نشان می دهد یکی از مهم ترین عوامل فرار دختران از خانه، دوستی و ارتباط با جنس مخالف است. تحقیقات نشان می دهد که بیش از شصت درصد دختران فراری پیش از فرار، دوست پسر داشته اند و بیش تر این دختران به وسیله همین دوستان اغفال شده اند شگفت این جاست که دختران فراری و گرفتار، یا نام واقعی دوست پسر خود را نمی دانند یا اگر هم می دانند به خیال خود برای وفاداری نام او را فاش نمی کنند و در خیال واهی خود، بر این باورند که دوست پسرشان به سراغ آنان خواهد آمد.
پسران بد!
شاید به طور کلی بتوان گفت این پسران هستند که برای نخستین بار به صورت مستقیم با دخترها ارتباط برقرار می کنند، اما روش های این ارتباط متفاوت است روش هایی هم چون:
1. آشنایی به وسیله یکی از دوستان هم جنس
2. آشنایی اتفاقی از طریق تلفن، پارک،...
3. زیر فشار تحقیر دوستان بر ناتوانی در جلب نظر یک پسر و همسان سازی با همسالان
4. ...
بنابراین تحریک و ترغیب هم سالان را می توان یکی از عوامل مهم این ارتباط ها دانست. در ادامه به چند نمونه حقیقی از این ارتباط ها اشاره می کنیم:
نمونه اول
رؤیا دختری شانزده ساله است که به همراه دوست پسر خود از یکی از شهرستان ها به تهران آمده، و در ترمینال جنوب تنها و بی سرپناه دستگیر شده است.
از او می پرسم که برای چه به تهران آمدی؟
می گوید: با نامزدم! آمدیم تهران عقد کنیم و با هم کار کنیم و زندگی خوبی را درست کنیم. می گویم: از نامزدت خبر داری؟ می دونی الان کجاست؟
درحالی که گریه می کند و اشک هایش آرام و قطره قطره روی گونه هایش می ریزد، می گوید: چند روز پیش که با دوستم تلفنی صحبت می کردم، می گفت که با دخترخاله اش عقد کرده و قرار است چندماه دیگر عروسی کنند. می گویم: پس معلوم می شود که چندان هم به تو علاقه نداشته. شانه هایش را بالا می اندازد و پاسخی نمی دهد.
می گویم: چطور با هم آشنا شدید؟
می گوید: یک بار که به خانه دوستم رفته بودم با او آشنا شدم و پس از چندبار که او را دیدم، مرا به خانه اش دعوت کرد و به هم علاقه مند شدیم و قرار فرار و ازدواج گذاشتیم.
نمونه دوم
فریبا با وجود آن که به عقد پسرخاله اش درآمده، به هنگام گردش با چند پسر دستگیر شده است. او با یکی از این پسرها ارتباط داشته است. وقتی به او می گویم تو که عقد کرده بودی، چرا با دیگران دوست شدی و چرا دست به این اعمال خلاف زدی؟ می گوید: پسرخاله ام به درد نمی خورد. می گویم: از کجا می دانی؟ می گوید: او فقط سرگرم کار است. از دنیا و لذت هایش چیزی سرش نمی شود.
می گویم: خوب از اول با اون عقد نمی کردی یا وقتی فهمیدی طلاق می گرفتی. دیگر چرا تن به این ارتباط ها دادی؟ می گوید: اولش نمی فهمیدم توی دنیا چه می گذرد. خر بودم. بعد که توسط سمانه با افشین آشنا شدم، فهمیدم تو دنیا چه خبره و من چقدر احمق بودم که با یک پسر پاپتی عقد کرده ام، با این کارم می خواستم پسرخاله ام من را طلاق بده تا با افشین ازدواج کنم!
می گویم: افشین الآن کجاست از اون خبر داری؟ می گوید: زرنگی! می خواهی جایش را بفهمید تا دستگیرش کنید. می گویم: من که پلیس نیستم. راستش را بگو اصلا می دونی کجاست یا نه؟
گریه اش می گیرد و می گوید: نمی دونم. مخفی شده، فرار کرده، نمی دونم کدوم گوریه و... تازه بغضش می ترکه و دست هایش را روی صورتش می گذارد و شروع می کنه های های گریه کردن. وقتی کمی آرام می شود، می گوید: سمانه چندبار رفته در خانه شان، من هم دو بار زنگ زده ام که پدرم و بهزیستی موافقت کرده اند که مرا به عقد او در آورند، ولی افشین خودش را آفتابی نمی کند و اصلا از او خبری ندارم.
یک کلمه حرف حساب
شما دختر جوان! ایا می توان به پسری که در خیابان و کوچه یا در جشن و مهمانی با چشم چرانی فراوان شما را پیدا کرده، و با نامه یا تلفن با شما ارتباط برقرار نموده، اعتماد و اطمینان کرد؟ ایا باید فریب چرب زبانی ها و وعده های پوچ او را خورد؟
چه تضمینی برای این نوع ازدواج ها وجود دارد؟ بر فرض که این روابط و آشنایی ها زمینه ای برای ازدواج باشد، از کجا می توان یقین کرد که بعدها با ده ها نفر دیگر رابطه ای برقرار نکند؟ و صدها پرسش دیگر...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، فاطمه خانم ، در جستجوی سختی ، Mitsonary ، abas_341 ، andishe ، Havbb 110 ، N.Mahdavian ، خادم الامام ، خادمة الزهرا ، sadegh-a ، yamin ، carol ، Patriot ، peimane ، حقیر ، hajiali.m ، mosalman14 ، Ahmad-A.R.M ، zahra11 ، black ، saloomeh ، Behnam-Az ، Farzaneh ، امیرحسن ، vahrakan ، taleb ، netlog36 ، یوسف خان ، mhvvhm ، A L I ، maryam 135 ، MohammadSadra ، دوست خدا ، Mohammad Trust ، بچه شیعه ، راحیل ، بیداری اندیشه ، amir11 ، حوریه سادات ، rahgozar.f ، persia ، s.majid hashemi ، ضحی ، مفقود الاثر ، somayeh ، لبخند خدا ، صهبا ، حضرت عشق

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۵۹, ۲۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #51
آواتار
ببین شما هم میگی نهی شده ، نفی که نشده .

نمیدونم چرا اینقدر بزرگش میکنید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حوریه سادات ، amir11 ، medad.sefid
۱۹:۴۸, ۲۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #52
آواتار
(۲۱/مرداد/۹۱ ۱۷:۵۹)Mohammad Trust نوشته است:  ببین شما هم میگی نهی شده ، نفی که نشده .

نمیدونم چرا اینقدر بزرگش میکنید


اینا عادت دارن حرفشون رو به هر طریقی ثابت کنن.
ولی ایندفعه فرق داره.
meshkat
برای بار صدم/شما نمیتونی نفس خودت رو کنترل کنی شاید من بتونم.
با علمت حرف نزن با عقلت حرف بزن.
نه تنها من بلکه اکثریت دارن میگن از نظر عقلانی وقتی با هم دوست باشن و اتفاقی بینشون رخ نده چه گناهی داره؟
شما مشکلت اینه که فقط داری فکر میکنی باید اتفاق بدی بینشون رخ بده...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۲۶, ۲۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #53
آواتار
خیلی از دوستان شاید راس بگن اگر اتفاق بدی
بینشون رخ نده
شاید مشکلی نداشته باشه
اما
مشکل این جاست
که هوا گرگ و میش شده نمیشه آدم ها رو از هم تشخیص داد
همه اولش پاک و معصومانه برخورد می کنن برای جلب اطمینان
همه مث شما فکرای پاک تو سرشون نیس
ابدا
ببخشیدا ولی بالخص پسرااااا
راستی یه نکته :
آدم نباید خودشون در معرض گناه قرار بده
ما همیشه پاک نمی مونیم
زمان
خیلی چیزا رو تغییر میده
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aleerz ، meshkat ، azade ، medad.sefid ، saloomeh ، Farzaneh ، حوریه سادات
۲۲:۱۱, ۲۱/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مرداد/۹۱ ۲۲:۱۹ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #54
آواتار
من با عقل خودم و عقل شما هيچ كاري ندارم.
ملاك من دينمه و مسلما قرآن.
در ضمن من به عنوان يه خانم هيچوقت كاري كه قرآن صراحتا باهاش مخالفه رو انجام نميدم .به عنوان ناظر اين بخش وظيفه م بود از نظر ديني مساله رو تبيين كنم.
مشكل من اتفاقي كه بينشون رخ ميده نيست.مشكل من اينه كه دين من از اين كار نهي كرده و من حرف دين رو از عقل خودم و شما بيشتر قبول دارم.
علم رو كه بذاريم كنار.دين رو هم كه به همين ترتيب.پس چه جوري جلو بريم؟

من نظر دين اسلام در اين مورد رو با آيات قرآن بيان كردم.
خوب برخي نظرات خودشون رو بيش از كلام خدا قبول دارن.

در ضمن در بحث علمي لج و لجبازي نداريم.
طيعني چي كه ميفرماييد اينا ميخوان حرف خودشونو ثابت كنن ولي اين دفعه فرق داره.من حرفي از خودم ندارم.اكه دلتون خواست آيات رو رد كنيد.با دليل ديني با عقل و با علم.بدون اينها همه حرف ها باد هواست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faateme-313 ، azade ، aleerz ، علمدار133 ، Agha sayyed ، medad.sefid ، saloomeh ، abas_341 ، عبدالرحیم ، zahra.shakiba ، شیدا ، Farzaneh
۳:۴۸, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #55
آواتار
بحث علم رو قبول ندارم چون علم چیزی هست که از راه عقل بدست میاد پس حرف عقلانی از حرف علمی مهمتره.البته حرفی که درست باشه.
ولی از نظر دینی موافقم ولی شما با عقل خودتون فکر کنید وقتی رابطه باشه و هردو نفر سالم باشن و بتونن بر نفس خودشون تسلط داشته باشن چه گناهی داره؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، حوریه سادات
۱۱:۳۹, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #56
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة
السلام علیکَ یا مولانا یا امیر المؤمنین (علیه السلام)

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الهَمَزاتِ الشَّیطان

در اینجا آیا مراد از شیطان همان موجود رانده شده است یا
چیزی دیگر غیر او را نیز شامل میشود ؟؟
در این ماه طبق روایات محکم دستان ابلیس بسته است و خداوند بندگان عاصی خود را به توبه و انابه دعوت مینماید .
چرا با اینکه دستان ابلیس ، دشمن آشکار آدمی بسته است ، بازهم گناه و معصیت در بین فرزندان آدمی وجود دارد؟؟

پس قطعا چیزی قدرتمندتر از وسوسه های شیطانی وجود دارد و آن نیست به غیر نفس .
نفس آدمی دائم در حال کار است و یا بسوی خوبی ها شما را رهنمون میکند و این در حالیست که خود را فارغ از گناه نموده ایم (مطمئنه) و یا ما را بلحاظ معاصی و خطاهامان ملامت مینماید تا بازگردیم (لوامه) و یا ما را بسوی گناه میکشاند (اماره) .
ابلیس با استفاده از ضعفهای فرزندان آدم در مرتبه نازله آن (اماره) ، دائم در حال وسوسه است و تا سقوط آدمی دست بردار نخواهد بود چرا که قسم خورده که فرزندان آدم را بنابودی بکشاند .
پس میل این مرتبه از نفس به ارتکاب زشتیها با وسوسه های ابلیس و یارانش جمع میشود و سیلی از خواهشهای نفسانی را بر پیکره آدمی روان مینماید .

در نهان آدمی میل به ارتباط با غیر همجنس از طرف خداوند برای بقای نسل آدمی قرار داده شده است . اما همین میل که باید در مسیر سازنده باشد ، با وسوسه های ابلیس بسمت ارتباطات ناسالم کشانده میشود .

در داستان حضرت یوسف نبی (سلام الله علیه) ، همه چیز به یکباره اتفاق نمی افتد . بلکه بمرور زمان و به آرامی و با وسوسه های ابلیس و خواهشهای نفسانی ، میل زلیخا به ارتباط پنهانی بوجود می آید . یعنی این ارتباط بمانند آتش گرفتن یک انبار مواد سوختنیست که ابتدا جرقه ای زده میشود و شعله کوچکی بوجود می آید و اگر جلوی آن گرفته نشود تمام انبار را شعله ور کرده و تماما میسوزاند .

دقیقا ابلیس و شیاطین برای آنانی که هدف خدایی در زندگیشان دارند این مصاحبت را طبیعی جلوه میدهد و با توجیحهاتی اینچنینی که

"من بر نفسم مسط هستم "

ویا

"فقط در حد دوستی است و لاغیر و من هیچ فکر ناپاکی ندارم "

آنان را یواش یواش بدام می اندازد ، چراکه ابلیس بسیار صبور است و بسیار جدی در کار خود ؛

و تا چشم باز میکنیم میبینیم که در دریای معصیت غرق شده ایم و پشیمان و نادم از عمل خود گشته ایم .

این توجیهات هم که عقل گفته و خود باید بیاندیشیم هم از همان دسته وسوسه های شیطانی است ، چرا که عقل در ابتدا میگوید که کاری نکنیم که باز آرد پشیمانی ، اما ابلیس این قسمت را برای ما حذف نموده تا بتواند با تکیه بر این توجیهات بظاهر عقلانی ، هدف خود ، که نابودی اخلاق در بین فرزندان آدم است را بثمر بنشاند .

اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .

امضای Agha sayyed
صِبغَةَ اللهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً
رنگ خدایی بپذیرید ! رنگ ایمان و توحید و اسلام و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است ؟!
بقره -138
اين است نگارگرى الهى؛ و كيست ‏خوش‏نگارتر از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: medad.sefid ، Mohammad Trust ، aleerz ، meshkat ، علمدار133 ، zahra.shakiba ، شیدا
۲۰:۱۶, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #57
آواتار
(۲۲/مرداد/۹۱ ۳:۴۸)amir11 نوشته است:  بحث علم رو قبول ندارم چون علم چیزی هست که از راه عقل بدست میاد پس حرف عقلانی از حرف علمی مهمتره.البته حرفی که درست باشه.
ولی از نظر دینی موافقم ولی شما با عقل خودتون فکر کنید وقتی رابطه باشه و هردو نفر سالم باشن و بتونن بر نفس خودشون تسلط داشته باشن چه گناهی داره؟

ببینید ما در روش عمل به احکام دینمون اسلام موظف به تبعیت از معصوم علیه السلام هستیم زیرا مجرای انجام صحیح اعمال هستند.
در روایت داریم امیر المومنین علی علیه السلام که این شبها عزا دار این پدر مهربان هستیم به یک خانم جوان سلام نمیکردند مبادا مفسده ای داشته باشد این عمل معصومه که امکان خطا و گناه در ذات معصوم متصور نیست پس مولا با کارشون به من و شما درس داده . درسته ؟
مولا علی با مقام عصمت می ترسند مفسده ای داشته باشد . آن وقت ما این قدر راحت میگیم رو خودمون تسلط داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، abas_341 ، علمدار133 ، zahra.shakiba ، شیدا
۲۱:۳۲, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #58

متاسفانه،متاسفانه توی جامعه مذهبی ما هم داره این فرهنگ وارداتی غرب رسوخ میکنه.
اینا همش پیامدهای رسانه شبه روشنفکر،علم سکولار(دانشگاه)،جامعه غرب زده و....
حرام علنی و ثابت شده خدا رو دارین حلال میکنید!!!!!
تو اسلام حتی اصل بر مختلط نبودن زن و مرد هست،تو اسلام حتی نباید یک کلمه اضافی بر کارت با نا محرم صحبت کنی.
این از نظر دینیش بود.
اما هر چیزی توی دین ما یک فلسفه محکم پشتش هست.
من به این اعتقاد داشتم و دارم.
اما تو شرایط آزمایشگاهی این مسئله رو از ذهنم پاک کردم و رفتم دنبال تحقیق در مورد این مسئله.(تحقیق علمی و جامعه شناسیه امروزی)
با عرض معذرت خیلی از صحبتهایی که تو پست اول شده رو قبول ندارم.
یعنی اینکه دوستمون تو پست اول مرتب میگه این پسری که میاد دوست میشه آدم خوبی نیست،چطور میشه بهش اعتماد کرد و...
نه،من اتفاقا میخوام یه سئوال از دوستان مذهبی بپرسم کسایی که میگن این ارتباط بده،چون آدمای این ارتباطها بدن.(معمولا این پیش فرض هست دیگه،که مثلا پسره اومده هوس بازی ،دختره اومده تیغ زدن،پسره اهل خیانته و....)
من میگم اینا نیست.خیلیا با نیت خوب هم میرن جلو.توی دوستیشون هم موفق میشن.ازدواج هم میکنن.
پس اینا چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوستان مذهبی لطف کنید پاسخ بدید خوشحال میشم.


با دوستانی که تفکر این دو تا دوستمون(

cernel
amir11
) رو هم دارن به شدت بحث دارم.
البته جنگ نه ها بحث.
Big GrinBig Grin(اگه لایق بدونن و وارد بحث بشن)

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، saloomeh ، علمدار133
۲۱:۴۰, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #59
آواتار
(۲۲/مرداد/۹۱ ۲۱:۳۲)yahya63 نوشته است:  متاسفانه،متاسفانه توی جامعه مذهبی ما هم داره این فرهنگ وارداتی غرب رسوخ میکنه.
اینا همش پیامدهای رسانه شبه روشنفکر،علم سکولار(دانشگاه)،جامعه غرب زده و....
حرام علنی و ثابت شده خدا رو دارین حلال میکنید!!!!!
تو اسلام حتی اصل بر مختلط نبودن زن و مرد هست،تو اسلام حتی نباید یک کلمه اضافی بر کارت با نا محرم صحبت کنی.
این از نظر دینیش بود.
اما هر چیزی توی دین ما یک فلسفه محکم پشتش هست.
من به این اعتقاد داشتم و دارم.
اما تو شرایط آزمایشگاهی این مسئله رو از ذهنم پاک کردم و رفتم دنبال تحقیق در مورد این مسئله.(تحقیق علمی و جامعه شناسیه امروزی)
با عرض معذرت خیلی از صحبتهایی که تو پست اول شده رو قبول ندارم.
یعنی اینکه دوستمون تو پست اول مرتب میگه این پسری که میاد دوست میشه آدم خوبی نیست،چطور میشه بهش اعتماد کرد و...
نه،من اتفاقا میخوام یه سئوال از دوستان مذهبی بپرسم کسایی که میگن این ارتباط بده،چون آدمای این ارتباطها بدن.(معمولا این پیش فرض هست دیگه،که مثلا پسره اومده هوس بازی ،دختره اومده تیغ زدن،پسره اهل خیانته و....)
من میگم اینا نیست.خیلیا با نیت خوب هم میرن جلو.توی دوستیشون هم موفق میشن.ازدواج هم میکنن.
پس اینا چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوستان مذهبی لطف کنید پاسخ بدید خوشحال میشم.


با دوستانی که تفکر این دو تا دوستمون(

cernel
amir11
) رو هم دارن به شدت بحث دارم.
البته جنگ نه ها بحث.
Big GrinBig Grin(اگه لایق بدونن و وارد بحث بشن)


برای خود بنده اصلا بحث بد بودن طرف مقابل مطرح نیست.
گاهی ما دلایل زیادی رو مطرح میکنیم فقط برای اینکه کسانی رو قانع کنیم که حرف خدا و سیره ائمه براشون خیلی سندیت نداره و

و دوست دارن همه چیز با دلایل علمی براشون پاسخ داده بشه.
از اونجایی که اصول دین تحقیقیه و فروع دین تقلیدی بنده به شخصه بعد از انتخاب دین بر مبنای تحقیق صرف اینکه کتاب خدا این رابطه رو رد میکنه برام کافیه.
البته سراغ یه سری دلایل علمی هم رفتم که موضوع برام بهتر جا بیفته.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yahya63 ، abas_341 ، saloomeh ، علمدار133
۲۱:۵۶, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #60

اول سلام و عرض ادب.
اما بحث...
دوست عزیز من توی بحث دینیش به هیچ وجه صحبتی ندارم و کاملا نظر دین رو در مورد این مسئله میدونم.در مورد این موضوع تسلیم محض هم هستم.(البته یک نقد شدیدی هم در مورد صحبتهای روحانیون و بعضی از مراجع در مورد این موضع دارم،که اتفاقا دارن با این نظراتشون ناخواسته جوونا رو میکشن طرف این مسائل.البته منظور از نظر ،در بیشتر مواقع کلماتی هست که انتخاب میشه.شاید بعضیا بگن اصل صحبت مهمه و کلمات مهم نیست.اما یادمون نره که ما داریم با کلمات نظراتمون رو منعکس میکنیم.بماند...)

اما در مورد اون دلایل.
دوست گرامی حتما شنیدی و میدونی که برای تخریب یک مسئله بهترین راه اینکه ازش بد دفاع کنی.همین بد دفاع کردن کافیه تا کل صورت مسئله عوض بشه.همین چیزی که تو این تایپیک اتفاق افتاده.
دلایلی که مطرح میشه باید طوری باشه که تو واقعیت هم دیده بشه.(البته حداکثری)
من به شخصه افراد زیادی رو میشناسم که رابطه دوستی دارن،اما فقط در حد مثلا صحبت کردن.یا رفتن بیرون.به قول اون دوستمون که بالاتر با شدت خاصی میگن من ""نفسمو کنترل میکنم""اونا هم نفسشون رو کنترل کردن!!!البته از نظر خودشون.چون نفس رو فقط رابطه جنسی میدونن و قبل از این رابطه رو اصلا نفس نمیدونن.
(اینجا یه نکته رو واسه دوستانی که کلام خدا رو قبول دارن بگم،25 / نساء اگه دقت کرده باشید-که حتما دقت کردین-مسئله جنسی از دوستی جدا شده و حتی همون دوستی هم نهی شده،یعنی مشکل فقط رابطه جنسی نیست.)
مشکل همینجاست،که نفس یا افکار بد فقط رابطه جنسی نیست.
.
.
.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: abas_341 ، meshkat ، علمدار133 ، zahra.shakiba
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا