|
مهم!!! در محضر یار(نکات اخلاقی و کلیدی حضرت آقا) راهگشا ست!!
|
|
۱۲:۵۰, ۱۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۰۱ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت همه دوستان عزیز.
برای خودم خیلی مهمه که بدونم ولی فقیه و رهبر جامعه ام چه دیدگاه های اخلاقی و عرفانی داره. اینجا نکات اخلاقی ایشان را که بیشتر در جلسات خارج فقه مطرح شده می آرم. مطمئنم که دوست داران ایشان با جان و دل می خونن و ان شاءالله عمل هم میکنند. یا علی مدد: [/font] در پیچ و خم زندگی دنیا، اشتغالهای روزمره، انسانها را به روزمرگی دچار میکند و این باعث میشودتا مزرعهی دلها کم کم آن سبزی و طراوت خود را از دست بدهد و اگر به آن رسیدگی نشود به سرعت تبدیل به زمینی بایر و لم یزرع خواهد شد اما اگر مزرعهی دل را هر ازچند گاهی آبیاری کنیم نه تنها از طراوتش کاسته نمیشود بلکه بر تازگیاش افزوده نیز خواهد شد. اما چگونه؟ کلمات گهربار معصومین (علیهمالسلام) همچون بارانی مطهِّر ، دلهای مردهی ما را مطهَّر میکنند و چه بهتر که زود به زود به سراغ مزرعهمان برویم تا هر روز بر سبزیاش افزوده شود.
البته دو نکتهیبسیار حایز اهمیت را باید مد نظر قرار داد؛ نخست اینکه هر چهقدر هم این مزرعه راآبیاری کنیم ولی اگر علفهای هرز را که همان گناهاناند حرس و ریشه کن ننماییم تلاشمان اثر چندانی نخواهد داشت.
رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «بعضیها دنبال استاد اهل نفس میگردند غافل از اینکه شرط اول قدم،جدایی از گناهان فردی و اجتماعی است و اگر مزاحمی مانند گناه در دل باشد هیچ کپسول و ذکری اثر نمیکند. برای همین فِرَق باطله (که) از گناهان دوری نمیکنند، فکر میکنندصِرف ذکر یا استاد که او از خودشان باطلتر است! اثر میکند.» (1)
نکتهی دوم اینکه بهترین روش برای بهرهگیری بهتر، کاملتر و صحیحتر از نور کلمات معصومین و پی بردن به کُنه کلام آن بزرگواران، تمسک به کسانی است که به حقیقت سخن آن انوار طیبه آگاهتر و عاملتراند.
گام نخست، زندگی زاهدانه
آنهایی که شناخت صحیحی از دین اسلام ندارند میپندارند اسلام تشکیل شده از یک سری اعمال همچون نماز، روزه و در بعضی زمانها حج، زکات و خمس است. غافل از اینکه این اعمال هرچندجزو ضروریات دین به شمار میروند ولی تنها پوسته و لایهی ظاهریاند و لایهی باطنی و عمیق دین در درون انسانهای مؤمن و دیندار نهفته است. رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «دربارهی عمل صالح غالباً ذهن متوجه به اعمال و جوارحی (2) مانندنماز و روزه میشود در حالی که امداد ایمان صرفاً به اعمال جوارحی نیست بلکه بهاعمال جوانحی هم ارتباط پیدا میکند که آن عبارت است از صفات و فضایل نفسانیانسان، ایمان باید در آنها اثر بگذارد...» (3)
بنابراین درابتدای حرکت در مسیر اصلاح نفس، باید نگرش خود را با آموزههای ارزشمند اهل بیت تطبیق دهیم و نگاهمان را نسبت به امور و جریانهای پیش رو در زندگی، زاهدانه نماییم امامسأله اینجاست که تعریف درستی از زهد در اذهان ما وجود ندارد و بلافاصله از زهدمفهوم بریدن از دنیا، تمتعات و لذایذ مادی به ذهن متبادر میشود حال آنکه زهد یکنوع نگاه به زندگی است نه صرف عمل به وسیلهی اعضا و جوارح؛ هرچند نگاه زاهدانه به زندگی اثرش در اعمال با جوارح نمود پیدا خواهد کرد.
کسانیکه که شناخت صحیحی از دین اسلام ندارند میپندارند اسلام تشکیل شده از یک سری اعمال همچونن ماز، روزه و در بعضی زمانها حج، زکات و خمس است. غافل از اینکه این اعمال هرچندجزو ضروریات دین به شمار میروند ولی تنها پوسته و لایهی ظاهریاند و لایهیباطنی و عمیق دین در درون انسانهای مؤمن و دیندار نهفته است.
حدیث مطرح شده توسط رهبر انقلاب به همراه توضیحات معظم له:
فی الکافی عَنالصّادِقِ (علیه السلام): مَن زَهَدَ فِی الدُّنیا أَثبَتَ اللهُ الحِکمَةَ فِی قَلبِهِ وَأَنطَقَ بِهَا لِسَانَهُ ، وَ بَصَّرَهُ عُیُوبَ الدُّنیا دَاءَها وَ دَوَاءَها ،وَ أَخرَجَهُ مِنَ الدُّنیا سالِماً إلی دَارِ السَّلام. (4)
شرح حدیث:
«زهد، به معنای بیرغبتی است. این بیرغبتی در آنجایی خود را نشان میدهد که امر دنیا با امر دین با یکدیگر تعارض پیدا کند. کسی که بیرغبت به دنیا است، دین را بر آن امر دنیوی مقدم میدارد. اما کسی که راغب به دنیاست، دنیا را مقدم میدارد. این عالیترین مظهر رغبت به دنیاست. نقطهی مقابلش هم زهد است. (5)
در غیر مواردتعارض هم بیرغبتی به دنیا به معنای این است که انسان حرص نزند. مراد از دنیا این نیست که انسان به امور زندگی نپردازد. زهد به دنیا یعنی انسان برای خود چیزی رانخواهد. حرص نزند و الا آباد کردن زمین، تنظیم زندگی و به سعادت رساندن انسانها،رونق دادن به زندگی مردم، اینها امور مطلوبی است(6).
شرع هم اینها رالازم و مطلوب دانسته است. دنیای شخص منی که زندگی میکنم به عنوان یک فرد، حرص زدن، دنبال کردن و همّ و غمّ خود را تحصیل این قرار دادن، مطلوب نیست. از نظرشرع مقدس این همان چیزی است که رأس همهی خطیئات شمرده شده است. نقطهی مقابل آن،زهد و بیرغبتی است. اگر کسی در امر دنیا بیرغبتی نشان دهد و در دل بیرغبت باشد،این آثار را خدای متعال برای او مترتب میکند که این بزرگترین نعمت و موهبت الهیاست. [size=medium][align=JUSTIFY]پینوشت: 1- جلسهی درس تاریخ 26/9/1386 2- اعمالی که بهوسیلهی اعضا و جوارح انجام میشود و همان اعمال ظاهری مانند نمازهستند. 3- جلسهی درس تاریخ 29/11/1385 4- این حدیث در کتاب اصول کافی آمده است. امام صادق(علیهالسلام) میفرماید: «کسیکه در دنیا زهد بورزد خداوند حکمت را در دلش استوار میسازد و زبانش را به آن(حکمت) گویا میسازد و او را نسبت به عیب و نقصهای دنیوی هم دردها و هم درمان آنهابینا میکند و از دنیا خارج میشود و در حالی که سلامت است (از نظر کمال انسانی)به سوی بهشت روانه میگردد.» 5- استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب «سیری در نهج البلاغه»، زهد را این گونه معنامیکند: زهد یعنی بیمیلی و بیاعتنایی به دنیا، نه تنها در اندیشه و فکر بلکه دراحساس و تعلقات قلبی؛ به این صورت که قناعت و سادگی را پیشهی خود سازد و در مرحلهیبعد، از لذت گرایی و تجمل پرهیز کند. (البته توجه شود که پرهیز از لذت گرایی باپرهیز از لذتهای دنیا متفاوت است و آنچه مذموم است لذت گرایی است نه بهره بردناز لذتها) زهد در قرآن کریم در دو جمله خلاصه میشود: متأسف نشوید بر آن چه «از مادیات دنیا»از شما فوت میشود و شاد نگردید بر آن چه خدا به شما میدهد. (سورهی حدید، آیه23) پس هر کس بر گذشته، اندوه نخورد و برای آینده، شادمان نشود، بر هر دو جانب زهددست یافته است.همچنین در جای دیگری از کتاب سیری در نهج البلاغه این چنین آمده است: «بدیهی است،وقتی که چیزی کمال مطلوب نبود و یا اساساً مطلوب اصلی نبود، بلکه وسیله بود، مرغآرزو در اطرافش پر و بال نمیگشاید و آمدن و رفتنش شادمانی یا اندوه ایجاد نمیکند.» 6- برای تبیین نگرش غلطی که نسبت به موضوع زهد در افکار مردم نقش بسته است داستان زیر را مثال میزنند: «روزی درویشی به دیدن عارفی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طنابهایش به گل میخهای طلایی گره خوردهاند، نشسته است.درویش وقتی اینها را دید فریاد کشید: این چه وضعی است؟ من تعاریف زیادی اززهد و وارستگی شما شنیدهام اما با دیدن این همه تجملات، سرخورده شدم. عارف خندهای کرد و گفت: بیا با هم همراه شویم. با گفتن این حرف عارف بلند شد و به دنبال درویش به راه افتاد. او حتی درنگ نکرد تا نعلینش را به پا کند. [font=Times New Roman] بعداز مدت کوتاهی، درویش اظهار ناراحتی کرد و گفت: من کشکول و تبرزینم را در چادر توجا گذاشتهام. بدون آنها چه کنم؟ کمی صبر کن تا بروم و آنها را بیاورم. صوفی خندید و گفت: گل میخهای طلای چادر من در زمین فرو رفتهاند، نه در دل من اماکشکول و تبرزین هنوز تو را تعقیب میکنند!؟» (مشابه این قضیه را دربارهی شیخب هایی که نقل است از وضع مالی مناسبی نیز برخوردار بوده، آوردهاند.) [align=JUSTIFY][size=medium][font=Times New Roman]
|
|||
|
|
۱۱:۳۱, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۵۵ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
خب با اینکه از متن قبلی زیاد استقبال نشد. این حقیر وظیفه خودم می دونم که مطالب اخلاقی و عرفانی نائب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را انتشار بدم پس باز هم ادامه میدم
:[/font] [font=Times New Roman] در نوشتار قبلی به بیان تعریف مختصری از زهد پرداختیم و اینکه ایمان تنها متوجه اعمال جوارحی نمیشود و باید در فضائل نفسانی هم اثر بگذارد. بنا به فرمایش شهید مطهری روح نیز به نوبهی خود، بلکه بیش از بدن، نیازمند تغذیه، تهذیب، تقویت وتکمیل است و در حقیقت، نوعی تضاد میان تمتعات روحی و تمتعات مادی اگر به صورت غرقه، محو شدن و فانی شدن در آنها باشد، وجوددارد. نتیجه این شد که اسلام، رهبانیت را طرد میکند امازهدگرایی را در عین جامعهگرایی و در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی، میپذیرد. در روایت رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآله) که با توضیحات مقام معظم رهبری در نوشتار قبلی مطرح گردید، چهارویژگى براى زهد در دنیا بیان شد: اول؛نورانیّت قلب، به طورى که حکمت در قلب ثابت مىشود. دوم؛ زبان انسان به حکمت گویا مىشود. سوم؛ انسان عیوب دنیا را دیده و دردها و درمانها رامشاهده مىکند و چهارم؛اینکه از دنیا سالم به سوى آخرت مىرود. به سبب اهمیت این موضوع، در این نوشتار نیز شرح حدیث دیگری را دربارهی اهمیت زهد از رهبر معظم انقلاب بیان میکنیم اما قبل ازآن به اختصار، مطالبی را حول این موضوع میآوریم: رهبر معظم انقلاب دربارهی یکی از آفتهای زهد که باعث گوشه گیری و مسؤولیتپذیر نبودن انسان میشود اینچنین میفرمایند: «در گوشه وکنار، شاید افرادی هستند که خیال میکنند این نشانهی زهد وعلم آنان است که از کارکنار بکشند و کاری با حکومت نداشته باشند. مگر چنین چیزی امکان دارد؟! البته چون میخواهیم نسبت به مسایل، حُسن ظن داشته باشیم، میگوییم:این، نشانهی بیخبری وغفلت آنان است. والّا اگر غفلت و بیخبری نباشد، نشانهی چیزهای خیلی بدی خواهد بود.» یکی دیگر از آفتها«تزهّد» است. «تزهّد» بر وزن «تَفَعُّل» مصدر فعل ثلاثی مزید است و یکی از معانی غالب در این وزن تشبُّه و تکلُّف است یعنی: «خود را به زحمت شبیه کسی کردن در حالیکه آن معنا در او نباشد.» مانند تحلّم و تزهّد که به معنی خود را با زحمت شبیه انسان صبور و زاهد کردن است. (حال آنکه در حقیقت، صبورو زاهد نباشد.) بزرگان اخلاق میگویند ازآن چیزهایی که مقدر شده، استفاده کنید، تزهّد هم نَوَرزید؛ یعنی آن چیزهایی را که خداوند عطا کرده را مصرف نکند. عارف بزرگ حاج اسماعیل دولابی میفرمود:«دندان طمع دنیا و آخرت را بکن، ولی هر چه خدا عطا کرد، بپذیر.» پس از طرح این نکات مقدماتی، حال به ذکر دومین حدیث دربارهی زهد باشرح مقام معظم رهبری میپردازیم که در تاریخ 22/7/1387 ودر ابتدای یکی از جلسات درس خارج فقه معظم له بیان شده است: فی الکافی عنالصّادق(علیه السلام): جُعِلَ الخیرُ کُلُّه فی بَیتٍ و جُعِلَ مِفتاحُهُ الزُّهدفی الدُّنیا. خدای متعال همه ی خیراتو حسنات را در خانهای جمع کرد وکلید آن خانه را زهد در دنیا قرار داد. (ترجمهی حدیث)البته مقصود از خیراتی که میفرماید علی القاعده خیرات معنوی و اخلاقی یعنی صفات حسنه، خصال حمیده و از این قبیل است وظاهراً مراد امور مادی نیست. همهی این خیرات را به کلیدی وابسته کرده است که عبارت از زهد در دنیاست. ما خیلی عادی ازکنار این مسأله عبور می کنیم. دوران مادورانی است که به نظر میرسد خیلی بایدروی زهد تکیه کرد، چه در قول چه در عمل. بعضی چیزها در عرف جوامع به صورت یک امر ویک فرهنگ رایج در میآید که البته عیب به حساب نمیآید. مثل مال اندوزی، ثروت اندوزی، تجملات و تشریفات طلبی. در دوران مبارزات، زمانی بود که درعرف مبارزین این صفات عیب محسوب میشد. آثارآن تا اوایل پیروزی انقلاب بود و در یک شکل بسیار وسیعتری تابعد از پیروزی انقلاب هم باقی ماند. لکن به تدریج آن آفتی که معمولاً بر جوامع پیروز بر قدرتهای استعماری رخ میدهد، آن عارضه – البته نه به شدّت برخی جوامع مادی بلکه به شکلی که مناسب ما نبود – در جامعهی ما پیش آمد.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| درس اخلاق در محضر حضرت لقمان (علیه السلام)! | حضرت عشق | 28 | 11,546 |
۲۲/بهمن/۹۳ ۱۷:۳۴ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|








: