کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کرم گورها منتظرند…!!
۱۹:۲۹, ۲۲/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اردیبهشت/۹۱ ۱۹:۳۶ توسط عباس محمدی.)
شماره ارسال: #1

کرم گورها منتظرند…!!
جمعه, ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
اکنون کرمها بر سر خوردن آن چهره ها باهم می ستیزند…!
[تصویر: -گورها-300x226.jpg]


… نیمه های شب است و امام هادی ـ علیه السلام ـ همو که او را نقی می نامند ، مثل همیشه در حجره تنهایی و مظلومیت خویش در را به روی اغیار بسته و لباس پشمینه بر تن ، به راز و نیاز با خدا مشغول است.اما در کنار این اقیانوس آرامش بخش وجود امام ، یاران نزدیک حضرتش بر جان مبارک او می ترسند.هر چند که متوکل او را به اجبار از مدینه به پادگانی به اسم سامرا آورده تا تحت نظرش باشد ولی گاه بی گاه به خانه امامت هجوم می آورند… چرا که اگر امام هادی ـ علیه السلام ـ کاری هم نکند، وجودش خار چشم اصحاب نادانی است و استخوان در گلوی دوستان شیطان…
آن شب هم آمدند، مثل مور و ملخ ، از در و دیوار… اما چیزی نیافتند ، ناگزیر این امام است که باید آماج جلب و توهین باشد تا آنان دستخوشی از ارباب تاریکی شان بگیرند. امام که وارد شد، متوکل با همه دشمنی ای که با آل علی داشت ، هیبت اورا که دید بی اختیار تمام قامت در برابرش ایستاد و اورا درکنار خود بر روی تخت مخصوص نشاند تا ادای احترامی کرده باشد. چیزی نگذشته بود که جسارت و توهینها آغاز شد… ومگر از اصحاب جهالت و دوستان شیطان در برابر کوه با عظمتی چون امام هادی ـ علیه السلام ـ چیز دیگری بر می آید؟! متوکل جام شرابی که در دست داشت به حضرت تعارف کرد… الله اکبر … امام معصوم ، جانشین خدا بر روی زمین و فرزند برومند رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و بزم شراب…؟!! امام در پاسخ فرمود : مرا معاف دار که پوست و خونم با چنین چیزی آمیخته نشده است. متوکل که اینگونه دید ، اصرارش رنگ دیگری به خود گرفت… یا اباالحسن لااقل شعری بخوان.امام فرمود : من شعر زیادی حفظ نیستم. اما او دست بردار نبود.در اینحال حضرت اشعاری خواند که بزم شراب متوکل را به هم ریخت :
بر قله کوهسارها شب را به روز آوردند در حالی که مردان نیرومند از آنان پاسداری می کردند ، ولی قله ها نتوانستند آنان را از مرگ برهانند.
آنان پس از مدتها عزت ، از جایگاههای امن به زیر کشیده شدند و در گودال گورها جایشان دادند، چه منزل و آرامگاه ناپسندی…!
پس از آنکه به خاک سپرده شدند،فریادگری فریاد برآورد : کجاست آن دست بندها و تاجها و لباسهای فاخر…؟!
کجاست آن چهره های در ناز و نعمت پرورش یافته که به احترامشان پرده ها می آویختند…؟!
گور به جای آنان پاسخ داد : اکنون کرمها بر سر خوردن آن چهره ها باهم می ستیزند…!
آنان مدت درازی در دنیا خوردند و آشامیدند؛ ولی امروز آنان که خورندة همه چیز بودند ، خود خوراک حشرات و کرمهای گور شده اند…!
چه خانه هایی ساختند تا آنان را از گزند روزگار حفظ کند،ولی سرانجام پس از مدتی این خانه ها و خانواده ها را ترک گفته به خانه گور شتافتند…!
چه اموال و ذخائری انبار کردند،ولی همه آنها را ترک گفته و رفتند و آنها را برای دشمنان خود واگذاشتند…!
خانه ها و کاخهای آباد آنان به ویرانه ها تبدیل شد و ساکنان آنها به سوی گورهای تاریک شتافتند…! (*)
تاثیر کلام امام آنچنان بود که متوکل سخت گریست ، چنانکه ریشش تر شد؛دیگر مجلسیان نیز گریستندو متوکل دستور داد تا بساط شراب را جمع کنند…
… واکنون ، گویی این متوکل است و همپالگی هایش که دوباره دست در دست اصحاب جهالت و تاریکی و دوستان شیطان ، سر برآورده و به جسارت و توهین به امام مظلوم ما مشغولند.گویا ضربت شمشیر کلام حضرت را از یاد برده اند… درست است که نیمه شب عصر انسانیت است و بسیاری از به ظاهر دوستان و مسئولانمان همچنان در خوابند ، ولی ما که بیداریم ، با شمشیرهای آختة مان… بقول سردار خیبر ـ شهید همت را می گویم ، همو که از نسل اوییم و به این انتساب بر خود می بالیم ـ [i]
حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند…
ما باشیم و عناصر پست و حقیری که دستشان در دست متوکل است و رسانة پر طمطراق او ـ BBC ـ به امام ما جسارت کنند و ما نگاه کنیم…؟!! رگ غیرتمان چه می شود…؟!! ما درسمان را در مکتب پیر خمین خوب آموخته ایم… نگاه خشمگینمان کافی بود تا سلمان رشدی تمام عمرش را در تاریکی بماند… ولی اکنون کوتاهی نکرده امان در موضوع سلمان رشدی را جبران خواهیم کرد…
اشعار بالا را دوباره بخوان … گویی امام هادی ـ علیه السلام ـ برای آنها سروده است… آری کرمهای گورها منتظرند تا بر سر خوردن آن چهره ها و بدنها که با لباسهای فاخر زینت شده اند و در کاخهای برلین و لندن آرمیده اند به ستیزه در آیند… منتظر باشید که ماهم منتظریم… الیس الصبح بقریب…

ر.ک : تذکره الخواص ، سبط بن جوزی ص ۳۶۱/ مروج الذهب مسعودی ، ج ۴ ، ص۱۱/ سیره پیشوایان صص ، ۵۸۳،۵۸۴،۵۸۵

مصطفی موسی شعار
http://www.asre-edalat.ir/home/%d9%83%d8...%86%d8%af/
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، Hadith ، sadegh-a ، یا ثارالله ، N.Mahdavian ، freewish ، ali-ch ، تفکر ، seven.attar
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا