|
زهاد قاتل
|
|
۱۵:۰۱, ۲۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نقل از پایگاه خبری تحلیلی رهوا یادداشت استاد اسماعیل شفیعی سروستانی:نباید فراموش كرد كه طیّ قریب به 400 سال، عدول از قوانین و قواعد دینی و مذهبی و تمامیّتخواهی و لذّتجویی و سلطهطلبی جهان غربی، چنان عرصههای مختلف حیات را در نوردیده است که بحران در همة عرصهها بر سر بشر آوار شود. بحرانهای اخلاقی، زیست محیطی، سیاسی، اقتصادی و بالأخره جنگهای خانمان برانداز، جملگی حاصل و محصول همین دوری از آسمان و تمامیّتخواهی شیطانی بود. ![]() ![]() پیش از این اشاره كردهام كه بدون لحاظ كردن موضوع و اخبار مربوط به آخرالزّمان و آپوكالیپتك ارائة هر گونه تحلیل سیاسی اجتماعی و حتّی آثار فرهنگی و هنری ناقص و قابل نقد جدّی است. پردهبرداری از بسیاری ابهامات در عرصة سیاسی، تصمیمسازیهای سران ائتلاف صلیب و صهیون در قبال ایران و فعّالیتهای هستهای ایران، تولید مسلسل صدها فیلم سینمایی و مستند با موضوع و محتوای آخرالزّمان و پایان دنیا و حتّی ابرام و پافشاری این ائتلاف برای ماندگاری در مناطق مهمّی مثل عراق و بحرانسازیها در شرق اسلامی بدون رویكرد به موضوع و اخبار آخرالزّمانی ممكن نیست و از همین طریق جایگاه و كاركرد این مباحث و مباحث مرتبط با فرهنگ انتظار شناخته شده و قدر مییابد. چنان كه از همین مجرا تكلیف فردی و اجتماعی منتظران معلوم میگردد. ![]() دیگر بر كسی پوشیده نیست كه «فراماسونری جهانی» كه سكّان هدایت سیاست، فرهنگ و اقتصاد جهان را در اختیار دارند، خود را مهیّا كردهاند تا در پی یك حادثة بزرگ و البتّه دستساز، حكومت جهانی اشرار یهود را اعلام كنند. البتّه برای این حركت عجله و شتاب زایدالوصفی هم دارند. گمان بر این بود كه سیر تدریجی لیبرالیزه كردن و سكولاریزه كردن فرهنگی و تمدّنی جهان كه در واقع ترجمة توسعة لامذهبی و لاابالیگری است، چنان قوای باقیماندة فرهنگها و تمدّنهای اقوام را در خود مضمحل و مستحیل میسازد كه بدون هیچ مزاحم و مقاومتی این واقعه، یعنی تأسیس حكومت جهانی اشرار یهود، محقّق میشود. طیّ همین مراحل بود كه ابتدا اروپا، غرب و جهان مسیحی تباه شد و پس از آن با الگوسازی غرب به جان شرق افتادند تا امروز كه دیگر شرق و غربی نیست. جهان یك پارچه و فرهنگ واحد به قول «مارشال مك لوهان» به دهكدهای تبدیل شده كه یك كدخدا بیشتر نمیخواهد. آنها ابتدا «مسیحیت» را سكولاریزه و از آن تقدّسزدایی كردند. همة آموزههایش را زمینی و مخلوط با آموزههای یهودی كردند كه البتّه منظورم یهودیّت دنیاوی شدة سامری صفت است و پس از آن طیّ فرایندی مسیحیان را فاسد ساختند. آنگاه با سواری گرفتن از مركب جهان مسیحی اروپایی، به جان همة فرهنگها و تمدّنها افتادند. ابتدا مستعمرهسازی كردند و به تدریج با تزریق سمّ مهلك فرهنگی چنان اقوام غیرغربی را از درون پوساندند كه جملگی مستعدّ استحاله در فرهنگ جهانی شدند. در دو جنگ جهانی اوّل و دوم، پایههای حكومت یك پارچه و جهانی را استوار ساختند. در واقع هر یك از جنگها بخشی از سناریوی جهانیسازی بودند. پس از جنگ جهانی اوّل، «جامعة ملل» را با پیشنهاد «ویلسن»، رئیس جمهور آمریكا بنا كردند و به بهانة حفاظت از صلح و داوری، بخشی از اختیار عمومی مردم جهان را از آنها گرفتند و سپس در جنگ دوم جهانی، با قتل عامّ بیش از 23 میلیون نفر، به سه هدف مرحلهای خود دست یافتند. ایجاد سازمان ملل متّحد، انقلاب سوسیالیستی در چین و ایجاد كانون ملّی یهودیان در فلسطین. از اینجا بخش بزرگتری از اختیارات جهان از طریق كانونهای جهانی در اختیار فراماسونری جهانی قرار گرفت. منشور این سازمان در 26 ژوئن 1945 م. در سانفرانسیسكو به امضا رسید. طیّ همة سالهای قرن بیستم از طریق همین سازمان و مؤسّسات اقماریش مثل یونسكو، صندوق بینالمللی پول و غیره و یارگیری از درون جوامع غیرغربی، نه تنها سیاست خود را بر تمام ملل جهان تحمیل كردند، بلكه به تدریج دست به یك استحالهسازی بزرگ فرهنگی زدند تا همة بسترها برای جهانیسازی فرهنگ غربی، به انزوا راندن فرهنگهای شرقی و حذف همة صورتهای تمدّنی پیشین فراهم آید. قرن بیستم، در واقع، قرن توسعة خطّ تولید فرهنگها و نمادهای فرهنگی و تمدّنی است. قرن همسانسازی ساكنان جهان در همة معاملات و مناسبات است. از همین جا بود كه به ناگهان همة مردم جهان مثل هم شدند. در خوردن، پوشیدن، شهرسازی، معماری، سلیقه، آموزش و... . همه به مدد وسایل مدرن و رسانهها به اندازة هم از اخبار مطّلع میشوند، بر روی موضوعات خاصّی متمركز میشوند، میخندند، غمگین میشوند، دلهره پیدا میكنند،... در یك كلام مثل هم شدهاند، آرزوی مشترك پیدا كردهاند، جهانی شدهاند. عرض میكردم سیر تدریجی جهانیسازی «اقتصاد، سیاست و فرهنگ» جهان را در سكوت و مردم جهان را در غفلت تمام؛ در حالی كه جملگی سرگرم و مشغول بودند، به «پارادایس» یا همان شهر جهانی فراماسونری جهانی میبرد، امّا به ناگهان و خارج از ارادة مردم جهان واقعهای رخ داد. درست در شرایطی كه بر سر قبر همة فرهنگها و تمدّنها شمع روشن میكردند و تنها در موزهها و كلاسهای درس تاریخ و فرهنگ و ادبیّات از آنها یاد میكردند و از همة آنها هم تفسیر و نقدی خودبنیاد و غربی ارائه میكردند و ساكنان شرق هم با راهاندازی موزهها و سازمانهای توریستی و گردشگری از بقایای آثار تمدّنی خود برای جلب توریست و جمع كردن دلارهای سیّاحان استفاده میكردند و تنها پُز داشتن فرهنگ و تمدّن را میدادند، اتّفاق افتاد، جان مردم جهان، مثل آتشی از زیر خاكسترهای ریخته شده بر فرهنگها و مذهبها و ادیان، بیرون زد و خدا و معنویّت را طلب كرد. نباید فراموش كرد كه طیّ قریب به 400 سال، عدول از قوانین و قواعد دینی و مذهبی و تمامیّتخواهی و لذّتجویی و سلطهطلبی جهان غربی، چنان عرصههای مختلف حیات را در نوردیده است که بحران در همة عرصهها بر سر بشر آوار شود. بحرانهای اخلاقی، زیست محیطی، سیاسی، اقتصادی و بالأخره جنگهای خانمان برانداز، جملگی حاصل و محصول همین دوری از آسمان و تمامیّتخواهی شیطانی بود. این بازگشت به مذهب، عدالتخواهی و معنویّتگرایی، درست در نقطة مقابل برنامههایی بود که طیّ سالها و قرنها توسط اشرار یهود، فراماسونری جهانی و در این سالهای اخیر، صهیونیستها بر جهان اعمال شده بود. به ناگهان مثل یک فنر از جا جستند، پر قدرتتر از همیشه، امّا این بار نه تنها با سلاح نرم بلکه با سختترین شیوهها به جان «مذهب و مذهبیها» افتادند. پر واضح است که «اسلام و مسلمانان» در نوک تیز حملة آنها قرار گرفتند. از آنجایی که دیگر نمیشد با طرد و ردّ مذهب و مذهبگرایی جلوی سونامی بزرگی که دودمان اشرار را به باد میداد، گرفت، بر بال مذهب و آخرالزّمانگرایی سوار شدند و اعلام کردند، آخرالزّمان فرا رسیده، جهان در حال نابودی است. جنگ جهانی سوم نزدیک است و مباحثی از این قبیل که توسط هزاران رسانه و به ویژه سینما دربارهاش سخن میگویند. این جماعت در حال حاضر نیازمند یک «بحرانسازی بزرگ» هستند. چیزی در قدّ و قوارة جنگ جهانی سوم و سر در پی بهانهای برای آغاز این جنگ جهانی گذاشتهاند. این فتنة بزرگ جهانی، بخش سوم سناریویی است که در قرن بیستم بخشهای اوّل و دوم آن اجرا شده است. آنها بر آنند تا طیّ فرایند و در اوج بحران و فراگیر شدن یأس در نقش ناجی و منجی به میدان آمده و با نفی همة قدرتها و حکومتهای ملّی و منطقهای حکومت فراماسونر جهانی اشرار را اعلام کنند و همه را تابع خود بخوانند. در واقع، این آخرین برگ بازی ابلیس برای اغوای جامع بشر و نابودی انسانهاست. شاید مطّلع باشید که اساساً فراماسونریهای جهانی، شیطانپرست هستند و او را خدای خود میشناسند و با توسّل و تمسّک به او از طریق سحر و جادو و قوای غیر انسانی مثل اجنّة شیطانی سعی در توسعة قدرت جهانی و اعمال خواستههایشان دارند. آنها خودشان را برای سال 2007 م. آماده کرده بودند و حتّی آقای جرج دبلیو بوش خود را برای راه اندازی یک جنگ بزرگ آرمگدونی آخرالزّمانی مهیّا کرده بود. حضور در عراق و اشغال عراق هم به همین منظور اتّفاق افتاده بود. امّا قادر به انجام سایر مراحلش نشدند. چند سالی است که از طریق رسانههای پر قدرت سینمایی، ماهوارهای، اینترنتی و ...، در گوش مردم جهان میخوانند که «آخرالزّمان در سال 2012 م. حادث خواهد شد.» اینک، در حال تدارک بهانهای هستند تا شاسی این جنگ جهانی را فشار دهند. روزی آقای «رونالد ریگان»، رئیس جمهور گاوچران ایالات متّحده گفته بود، من آرزو میکنم اوّلین کسی باشم که شاسی جنگ آرمگدون را فشار میدهد. سه جریان به ظاهر مذهبی سعی در مشروعیّت بخشیدن به این واقعة شوم دارند: حضور همزمان این سه جریان و عواملشان در عراق و افغانستان، همنوایی این سه جریان در جنگ سیاسی، فرهنگی علیه ایران اسلامی، اشتراک این سه جریان در هدایت فتنهها و آشوبهای داخل ایران و جهان اسلام که آن را نباید دست کم گرفت و بالأخره، حمایت این سه جریان از رسانهها و رسانهسازهای ایرانی که امروزه بازار را از آثار خود انباشتهاند. این زُهّاد قاتل، تشنة خونند و بیخونریزی آرام نمیگیرند و اگر با تأمّل در بنیاد این سه جریان بنگرید، جملگی را در هیئت کاهنان صهیون خواهید دید. از یک خانه و از پای یک خوان برخاستهاند که این چنین با زهد از حقّ و حقیقت و در هوای دنیا و کامجویی از دنیا به نام خدا به جان خلق روزگار افتادهاند. خدای این زُهّاد، نشسته بر کرسی معبد امّارگی، فرمان کشتن صادر میکند. 1. مبلّغان انجیلی یا همان اوانجلیستهای آمریکایی. آنها به اشغال عراق صورت تکلیف دینی دادند و اینک نیز برای حملة آمریکا به ایران آتشافروزی میکنند و آن را مقدّمة شروع جنگ جهانی آرمگدونی و نزول اجلال حضرت عیسی(علیه السلام) معرّفی میکنند؛ 2. خاخامهای صهیونیست که با مشروعیّت دادن اشغال سرزمینهای اسلامی، با توسّل به آیات محرّف تورات، کشتار مسلمانان را مشروع جلوه داده و سعی در توسعهطلبی رژیم اشغالگر دارند؛ 3. مفتیهای وهّابی، عاملان دست فراماسونری جهانی که با همسویی و همراهی با غرب، بر طبل کشتار شیعیان میکوبند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 22082006.jpg]](http://ahmad1364.persiangig.com/image/motafareghe/22082006.jpg)
![[تصویر: %D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84.jpg]](http://ahmad1364.persiangig.com/image/motafareghe/%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84.jpg)
![[تصویر: %D8%B2%D9%87%D8%A7%D8%AF.jpg]](http://ahmad1364.persiangig.com/image/motafareghe/%D8%B2%D9%87%D8%A7%D8%AF.jpg)


