کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تلویزیون = هیپنوتیزم گسترده
۱۵:۱۲, ۲۵/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۱ ۱۵:۱۷ توسط 777.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
من در این پک جدید میخوام به شما نشون بدم که چطور صهیون تونسته با استفاده از تی وی ما رو هیپنوتیزم بکنه!
Big Grin Smile Wink Dodgy Confused Huh Angry

صهیونیسم و شبكه‏های تلویزیونی جهانی‏
آنگاه كه سخن از تلویزیون‏به میان می‏آید،شبكه‏های تلویزیونی آمریكا به‏مثابه قوی‏ترین شبكه‏های تلویزیونی جهان رخ می‏نماید كه صهیونیسم سیطره نسبتاكاملی بر آنها دارد.در آمریكا بین 700 تا 1100 شبكه پخش امواج تلویزیونی وجوددارد كه سه شبكه مهم .B.C,C.B.S,A.B.C



از مشهورترین آنها محسوب می‏شوندو این شبكه‏ها هر سه تحت نفوذ صهیونیسم هستند.
اما سیطره صهیونیسم بر شبكه تلویزیونی .B.C



از ناحیه رئیس یهودی آن‏«لئونارد جانسون»است و این سیطره نیز بر شبكه تلویزیونی .
B.S



به رئیس ومالك یهودی آن«ویلیام بیلی»باز می‏گردد.همچنین صهیونیسم بر شبكه تلویزیونی .
B.C



از طریق رئیس یهودی آن‏«آلفرد سیلورمن»سلطه دارد.برای درك میزان خطر سلطه صهیونیسم بر این شبكه‏های سه گانه كافی است اشاره‏كنیم كه آنها توجیه سیاسی افكار و دیدگاههای حدود 250 میلیون آمریكایی،بعلاوه‏صدها میلیون نفر دیگر در اروپا،كانادا و آمریكای لاتین و بلكه همه نقاط عالم رابه عهده دارند و بدان جهت می‏بخشند.سلطه و سیطره صهیونیسم بر برنامه‏های تلویزیون آمریكا از خلال بسیاری از این‏برنامه‏ها كاملا آشكار و نمایان است.
شبكه .B.C



آمریكا در طول ماه فوریه سال 1964 میلادی یك سلسله برنامه‏مذهبی و دینی به نام«تورات محّرفه»از شخصیت‏های عهد قدیم ارائه داد.آنكه این‏برنامه را عرضه داشت،راهبی لوتری به نام«استاك»بود و این سلسله برنامه‏ها جزئی‏از نقشه یهود برای تأثیرگذاری بر افكار عمومی مردم آمریكا بود.آنان می‏خواستندبدین وسیله ثابت كنند كه با آمریكایی‏ها در عقاید خاصی اتفاق نظر دارند و همچنین‏در پی اثبات این بودند كه یهودیان از ریختن خون حضرت مسیح علیه السلام مبراهستند.
همچنین شبكه .B.C



برنامه‏ای از سازمان امنیت اسراییل«موساد»در مدت چندهفته و به اندازه چهار روز در هفته پخش كرد كه این سلسله برنامه‏ها علنا به مدح‏اسراییلی‏ها پرداخته و آنان را مظاهر شجاعت و هوش و فداكاری و از خودگذشتگی‏نشان می‏داد.در همان زمانی كه شبكه .
B.C



به پخش برنامه‏های«موساد»اهتمام‏داشت،همچنین برنامه‏هایی را پخش می‏كرد كه در آن از ظلم‏هایی كه به زعم یهود درزمان هیتلر نازی بر آنان رفته بود،پرده برمی‏داشت.با این روش‏های زشت و خیانت‏بار،صهیونیسم موفق شد به طور همزمان هم افكارعمومی آمریكاییان را جلب كند و هم آنان را نسبت به خویش به اعجاب وادارد. در اثنای هجوم اسراییل به لبنان در نیمه سال 1982 شبكه‏های تلویزیونی آمریكاتلاش كردند كه خواستهای صهیونیسم را تأمین نمایند،و آنگاه كه اخبار جنایات وفجایع اردوگاههای«صبرا»و«شتیلا»و«عین الحلوه»فاش شد،این شبكه‏های‏تلویزیونی نقش بسیار خباثت آمیزی را در تبرئه اسراییل از این جنایت هولناك وغیر انسانی ایفا كردند تا تقصیر را گردن مارونی‏ها(مسیحیان لبنانی)بیاندازند.آنان آنگاه كه نقش حكومت بگین مفتضحانه آشكار گردید،چاره‏ای ندیدند جزاینكه حملات خود را منحصر به بگین و وزیر جنگ او«آریل شارون»معطوف‏كنند و همزمان بر این امر مصر باشند كه یهودیان از این قتل عام مبرا بوده‏اند.در آغاز جنگ اسراییل و لبنان،شبكه .
B.C



اهتمام فراوان داشت كه مصاحبه‏ای‏را با«ازر وایزمن»وزیر جنگ اسبق اسراییل پیرامون كتاب او«جنگ برای‏صلح»ترتیب دهد،تا افكار عمومی آمریكاییان را قانع سازد كه هر چه اسراییل بدان‏دست می‏یازد،تنها و تنها به خاطر صلح و آرامش است،هر چند این امر به جنگ وخونریزی و اشغال سرزمین مجاور بیانجامد و طبعا كشتار و قتل هزاران نفر از انسانهارا در پی داشته باشد.
شركت«میاكون»از مشهورترین شركت‏های تولید تلویزیونی در آمریكاست ودر مالكیت آن«مناحم گولان»شراكت دارد.یهودی معروفی كه صاحب شركت‏تولید سینمایی«كانن»است.لرد«لوگرید»كه از سوی انگلستان به یهودی كوتاه قد ملقب شده است و صاحب‏شركت«آی.تی.وی»در خصوص تولید تلویزیونی است،امپراطور تاجدار صنعت‏تولید تجاری تلویزیونی در انگلستان بشمار می‏رود.در این سردمداری،برادر او لرد«ولفونت»نیز با او مشاركت می‏كند.همچنین صهیونیسم تعمد دارد كه بهترین هنرپیشه‏های مشهور سریال‏های‏تلویزیونی را به سوی خود بكشاند.صهیونیستهااز آنان دعوت می‏كنند كه از سرزمین‏اسراییل دیدار كنند و برای آنان ملاقات‏های ویژه‏ای را با رهبران اسراییل ترتیب‏می‏دهند تا پس از آن،از آنها به عنوان شیپورهای تبلیغاتی اسراییل كه به افتخار دیداركیان صهیونیستی نایل شده‏اند بهره‏برداری كنند،تا مشهورترین هنرپیشه‏های زن ومرد تلویزیون زبان به تعریف و تمجید از سرزمین اسراییل بگشایند و آنان با زبان‏خویش آنچه را از این كشور دیده و پسندیده‏اند،تشریح و توصیف نمایند.از جمله‏این هنرپیشگان،قهرمانان سریال«دالاس»هستند كه به صورت دسته‏جمعی ازاسراییل دیدن كردند و بگین شخصا به استقبال آنها آمد و تعداد زیادی عكس‏یادگاری با یكدیگر،گرفتند و باز از جمله این هنرپیشگان،«راجرمور»قهرمان‏مشهور سریال«قدیس»است كه از طرف صهیونیستها به خاطر ستایش آنان به‏دریافت پاداش و جایزه نایل آمد و اسراییل به شركت‏های تولید سینمایی كه تحت‏سیطره‏اش بودند دستور داد كه او را در پناه حمایت خویش قرار دهند.بدین ترتیب‏بود كه او ناگهان چنان صعود كرد كه توانست در صدر قهرمانی فیلم‏های مشهور«جیمز باند»قرار گیرد.همچنین چنگال اختاپوسی صهیونیسم به شبكه‏های تلویزیونی و رادیویی فرانسه‏نیز رسید و نفوذ صهیونیسم در آنها به گونه‏ای واضح و آشكار صورت پذیرفت.تلویزیون فرانسه به پخش برنامه‏ها و سریالهایی پرداخت كه در آنها علنا ترویج‏صهیونیسم می‏شد.هنگامی كه«فرانسوامیتران»رئیس جمهور سابق فرانسه ازسرزمین اسراییل دیدار كرد،تبلیغات صهیونیستی در تلویزیون فرانسه دامنه‏گسترده‏تری یافت و در همین خصوص از گروه موسیقی یهودی موسوم به«اركستراورشلیم»برنامه‏هایی به نمایش در آمد.علاوه بر آن فیلم مستندی با عنوان«چرا...اسراییل»تهیه و پخش شد.رادیوی فرانسه نیز برنامه‏ای رادیویی تحت عنوان‏«صدای اسراییل»تدارك دید.از جمله فیلم‏های تلویزیونی كه در شبكه تلویزیونی فرانسه در آن روزگار به‏نمایش در آمد،فیلم«عملیات عنتبه»بود كه در آن قهرمانی‏های نیروهای اسراییل‏برای عملیات نجات گروگان‏های فرودگاه«عنتبه»در اوگاندا به تصویر در آمده بود!همچنانكه فیلم«راهزن»را نمایش دادند و در همان زمانی كه اسراییل را مظهرشجاعت و قهرمانی قلمداد می‏كردند،از اعراب به صورتی زشت و شنیع یاد نمودند.این روند ادامه یافت و چنگال‏های اختاپوسی صهیونیسم پیش رفت و به‏تلویزیون ایتالیا نیز كشیده شد.آنان در تاریخ 26/9/1982 فیلم مستندی با عنوان‏«بمبی به خاطر صلح»نمایش دادند كه هدف از نمایش آن ایجاد ترس و وحشت ازتجهیز پاكستان به بمب هسته‏ای و آزمایش این بمب توسط این كشور بود.فیلم‏مصاحبه‏ای با مناخیم بگین را در برداشت كه او در خلال آن اعلام نموده بود:«اسراییل تحمل نمی‏كند كه دشمنش به چنین سلاحهایی مجهز گردد،هر چند این‏دشمن غیر عرب باشد».اسراییل همچنین از قضیه ترور رئیس جمهور اسبق آمریكا«جان فیتز جرالدكندی»،و تلاش«جك روبی روبستاین»در قتل«لی هاردی آسوالد»كه متهم بودكندی را ترور كرده است،بیشترین بهره‏برداری را نموده و به تهیه یك فیلم‏تلویزیونی همت گماشت كه در آن علنا به نفع صهیونیسم تبلیغات شده بود.جك روبی روبستاین به مثابه یك وطن‏پرست آمریكایی كه قتل رئیس جمهوركشورش او را متأثر ساخته است،در فیلم ظاهر می‏شود و تصمیم می‏گیرد انتقام او را ازقاتلش بگیرد.از این رو در مقابل چشمان حیرت‏زده دهها پلیس كه از او حفاظت‏می‏كردند،او را به گلوله می‏بندد و به قتل می‏رساند.وقتی روبی را دستگیر نموده و بازپرس علت تصمیم او مبنی بر قتل لی‏هاردی‏آسوالد را از او می‏پرسد،جك روبی چنین پاسخ می‏دهد:«من منتظر بودم كه یك آمریكایی وفادار انتقام رئیس جمهور محبوب ما رابگیرد!اما آنگاه كه از این امر مأیوس شدم،خود شخصا بدین عمل مبادرت نمودم تابه همه جهانیان اثبات كنم كه ما یهودیان آمریكا هستیم كه رئیس جمهور خود را ازهمه آمریكاییهای دیگر بیشتر دوست داریم».

فيلم تلويزيوني«زني به نام گلدا»نيز كه قصه زندگي«كلداماير»است،يكي اززيانبارترين محصولات تبليغي صهيونيسم است.هزينه‏هاي اين فيلم بالغ بر چهارده‏ميليون دلار است و شركت پارامونت به رياست هادكنسون آن را تهيه كرده است.فيلم از دو بخش تشكيل شده و مدت هر بخش دو ساعت بود.75 هنر پيشه يهودي‏در آن ايفاي نقش مي‏كردند كه همگي تبعه اسراييل بودند و 7 نفر ديگر از آنان نيز دربخش‏هاي فني كار مي‏كردند.«اينگريد برگمن»در اين فيلم نقش گلداماير را ايفامي‏كرد.او در اين فيلم،با تبليغ رذيلانه‏اي از يهود تمجيد مي‏كند و آنان را به صفات‏قهرماني و انسانيت و دانايي و قدرت توصيف مي‏نمايد.در يكي از صحنه‏هاي فيلم روزنامه‏نگاري آمريكايي از ماير سؤال مي‏كند:«چرا شمامشهور شده‏ايد؟»و او پاسخ مي‏دهد:من به خاطر دانش و حكمت و يا قدرت خويش مشهور نشده‏ام،بلكه شهرت من بدان سبب است كه من زني يهودي هستم كه از ملت يهود حمايت وپشتيباني مي‏كند...». در صحنه ديگري از فيلم يكي از اعضاي كنگره آمريكا و از مخالفين صهيونيسم‏او را در خانه‏اش ملاقات مي‏كند.او هنگامي داخل خانه مي‏شود كه گلداماير مشغول‏انجام برخي از كارهاي منزل است.او در آن حال از نماينده كنگره عذرخواهي مي‏كندتا كارهاي خويش را به پايان برساند،سپس شخصا مشغول دم كردن قهوه مي‏شود.آن‏مرد شگفت زده شده و عقيده بدبينانه او نسبت به گلدا به نوعي احترام و رضا تبديل‏مي‏شود.زماني نمي‏گذرد كه بينندگان فيلم با اعلان تأسف و رجوع او از عقايد دشمنانه‏خويش نسبت به قوم يهود مواجه مي‏شوند.عقايدي كه مورد احترام گلداماير است...!در كوشش ديگري براي اقناع افكار عمومي جهانيان نسبت به متانت و بزرگواري‏صهيونيست‏ها،گلدا در صحنه ديگري از فيلم ظاهر شده و در حالي كه صدها نفر تظاهركننده خشمگين عليه او فرياد مي‏كشند و شعار مي‏دهند،تنها به يك تبسم اكتفامي‏كند...!
همچنين در صحنه ديگري از فيلم او در حال استقبال از گروهي از كودكان‏آمريكايي نشان داده مي‏شود كه كارگردان فيلم اصرار دارد تا او را به عنوان نمونه‏اي ازيك زن مهربان و عطوف جلوه‏گر سازد كه در انسانيت و مهرباني و شفقت ذوب شده‏است!در همين لحظات،آنگاه كه گلدا از كنار يكي از كودكان آمريكايي مي‏گذرد،اواز گلدا سؤال مي‏كند:«چه وقت صلح و آرامش بين شما و همسايگان عرب شما برقرارمي‏شود؟«او در پاسخ مي‏گويد:«وقتي محبت اعراب نسبت به فرزندانشان بر بغض‏آنان نسبت به يهود فزوني يا بد».همچنين در يكي ديگر از صحنه‏هاي فيلم او خطاب به گروهي از آمريكايي‏هامي‏گويد:«آيا مي‏دانيد چرا ما اينجا هستيم؟»سپس خود پاسخ مي‏دهد:«زيرا ما قومي‏هستيم كه خداوند آنان را برگزيده و سرزمين اسراييل را به ايشان هديه كرده‏است».
نكته‏اي كه باقي مي‏ماند اين است كه بدانيم اينگريد برگمن پس از ايفاي نقش دراين فيلم تلويزيوني با صراحت مي‏گويد:
«هنگامي كه بازي در نقش گلداماير را آغاز كردم،قلب و روح من بر عقل و فكرم‏غالب شد و يكسره عاشق و فريفته اين زن بلند مرتبه و والا شدم.او جدا راستگو ووفادار است.او با سرزمين آبا و اجداد خويش پيوند خورده و هيچ امر ساختگي ودروغيني در او مشاهده نمي‏شود!»
از فيلم‏هاي تلويزيوني ديگري كه بوي تعفن صهيونيسم از آن به مشام مي‏رسد،سريال«آموزش زبان انگليسي»است كه تلويزيون انگلستان آن را به نمايش گذارد.قسمت‏هاي متنوع اين سريال پيرامون جريان گروهي از انسانها دور مي‏زند كه درسرزمين‏هاي مختلف رشد كرده و تنها كلاس درسي در يكي از مدارس آموزش زبان‏انگليسي براي بيگانگان،آنان را گرد يكديگر جمع كرده است.كارگردان يهودي اين‏سريال مي‏كوشد تا در اين فيلم دانشجوي پاكستاني مسلماني را در كنار يك هندوي‏سيك قرار دهد.اين هندوي بد طينت از هيچ فرصتي جهت اهانت به مسلمان‏پاكستاني فروگذار نمي‏كند،به گونه‏اي كه به سبب اين اهانت‏ها نسبت به ساحت مقدس‏اسلام نيز اسائه ادب صورت مي‏گيرد. در يكي از قسمت‏هاي سريال،استاد انگليسي از دانشجوي هندي مي‏خواهد كه‏كلمه‏اي مترادف باگبي‏[Gaby ساده لوح‏]بيان كند.او با سرعت كلمه«مسلمان»رااختيار نموده و بر زبان مي‏آورد.
منبع :نفوذ صهیونیست بر رسانه های خبری
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، nasimesaba ، یار کوچک ، قاتل مرگ
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا