|
فراماسونری : آرزوی مرگ بشریت
|
|
۱۶:۳۳, ۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() نویسنده این كتاب تا آنجا پیش میرود كه شكل گیری تمدن مدرن غربی از جمله تمام عناصر و مختصات اصلی آن همچون كمونیسم، لیبرالیسم، گلوبالیسم و حتی ظهور هیتلر و رویداد یازده سپتامبر را محصول توطئههای پیچیده و مخفی ماسونیها میداند. به اعتقاد نویسنده، صهیونیسم رویه دیگر فراماسونری است و در اصل این بانكداران متنفذ یهودی بودهاند كه با استفاده از عوامل خود توانستهاند فلسفهای به نام فراماسونری را شكل و انتشار دهند. ![]() هنری مكوو (1) در معرفی خود از كتاب «معماران فریب» كه توسط نویسنده استونیایی یوری لینا در نقد و تاریخچه فراماسونری نوشته شده است، به برخی از برجستهترین شواهد ارائه شده در این كتاب میپردازد. نویسنده این كتاب تا آنجا پیش میرود كه شكل گیری تمدن مدرن غربی از جمله تمام عناصر و مختصات اصلی آن همچون كمونیسم، لیبرالیسم، گلوبالیسم و حتی ظهور هیتلر و رویداد یازده سپتامبر را محصول توطئههای پیچیده و مخفی ماسونیها میداند. به اعتقاد نویسنده، صهیونیسم رویه دیگر فراماسونری است و در اصل این بانكداران متنفذ یهودی بودهاند كه با استفاده از عوامل خود توانستهاند فلسفهای به نام فراماسونری را شكل و انتشار دهند. كتاب «معماران فریب»، به قلم نویسنده استونیایی یوری لینا، تاریخچه ای ششصد صفحه ای از فراماسونری است كه در آن بینش ژرف نویسنده نسبت به مختصات واقعی تاریخ مدرن را مشاهده میكنیم. در اصل، یك بخش غالب جامعه غربی به گروه نخبه مالی یهودی در پذیرش فراماسونری پیوسته است؛ فراماسونری، فلسفهای شیطانی است كه آرزوی مرگ تمدن را دارد. فراماسونها میپندارند كه آنها به شكلی از كشتار و رنج ناشی از اسقرار «نظم نوین جهانی» خود، منتفع خواهند شد.
اگر چه باورنكردنی، عجیب و اندوهآور به نظر میآید، اما آن طور كه لینا مینویسد، سیصد خانوده اصلی بانكدار یهودی، از فراماسونری به عنوان یك ابزار برای سرنگون كردن، كنترل و تخریب جهان غرب استفاده كردهاند. این دیدگاه مبتنی بر بازجویی «ان كی وی دی» سال 1938 از یك عضو روشنفكر برجسته است كه از بسیاری از این خانوادههای بانكدار نام میبرد و تأیید میكند كه فراماسونها ابزارهایی قابل بسط هستند. بر اساس بایگانیهای لژ شرقی بزرگ و قدرتمند فرانسه كه در ژوئن سال 1940 ضبط شد و بعدها روسها آنها را علنی كردند، لینا با ذكر جزییات نشان میدهد كه چگونه فراماسونری برای سلطه جهانی توطئه كرده و تمام انقلابها و جنگهای بزرگ در دوران مدرن را هماهنگ كرده است. ماسونهایی كه غالباً یهودی بودند، مسئول پیدایش كمونیسم، صهیونیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم (و فمنیسم) هستند. علاقهمندی بزرگ آنها تشكیل حكومت بزرگ بود، چرا كه حداكثر انحصار محسوب میشد. «حكومت جهانی» (دیكتاتوری) پاداش نهایی است. این دیدگاه را در پشت واقعه یازده سپتامبر و «جنگ با ترور» میتوان مشاهده كرد. این جنبشهای «انقلابی و مترقی جهانی» همگی بازتاب سرپیچی ابلیس علیه قوانین خدا و طبیعت هستند كه در قلب فراماسونری جای دارد. آنها میلیونها ایده آلیست زودباور را با ترویج اتوپیایی مبتنی بر ماتریالیسم و «خرد» اغفال كردند و «آزادی، برابری و اخوت»، «مالكیت عمومی» یا برخی دیگر از مهملات را به آنها دیكته كردند؛ كاری كه «طعمه گذاری و جابه جایی» نام گرفته بود. طبق نظر لینا، «هدف اولیه فراماسونری مدرن، ایجاد یك نظم نوین جهانی است، یك معبد سلیمان معنوی كه در آن افراد غیر عضو چیزی جز برده نیستند و... در آن انسانها در پیشگاه یهوه قربانی میشوند». لینا تعدادی از منابع یهودی را بر میشمارد كه ادعا میكنند، فراماسونری مبتنی بر یهودیت است و «ارگان سیاسی اجرایی گروه نخبه مالی یهودی است». هدف مشترك این جنبشهای الهام گرفته از فراماسونی، نابودی نژاد، ملیت و خانواده است از طریق ترویج انشقاق اجتماعی، خود سهلگیری و «تساهل و مدارا»، یعنی اختلاط نژادی، الحاد، نیهیلیسم، گلوبالیسم، «آزادی» جنسی و همجنس گرایی و در نتیجه فروكاستن انسانیت به یك خمیر متحد الشكل غیركاركردی و شكلپذیر. لینا و دیگرانی كه میكوشند نسبت به وضعیت واقعی انسانیت هشدار دهند، توسط كسانی كه غیر مستقیم از سوی بانكداران به كار گرفته شدهاند، برچسب سامی ستیز، فاشیست و « نفرت پراكنان دست راستی» میخورند. این تاكتیك، توطئهگران را در برابر مداقه دقیق حفظ میكند و بحث و گفتوگو درباره مخمصه مخوفی را كه در آن قرار داریم ناممكن میسازد. من یك یهودی هستم. نه من بخشی از این انحصار بانكداری هستم و نه اكثریت یهودیان. بر سبیل قیاس میتوان گفت، اگر چه مافیا عمدتاً ایتالیایی تلقی میشود، اما بیشتر ایتالیاییها به مافیا ارتباطی ندارند. ایتالیاییها با سبعیت به دشمنان جنایات سازمان یافته حمله نمیكنند و آنها را «نژاد پرست» و «نفرت پراكن» نمینامند. این میتواند به شدت سوءظنانگیز باشد. یهودیان با دفاع خود از بانكداران ماسونی و بینش منحرفشان نسبت به انسانیت، خود را به مخاطره میاندازند. هر دو پدربزرگ و مادربزرگ من توسط هیتلر از بین رفتهاند. یك بار من خواستار آن شدم كه ماسونها مسئولین واقعی این كشتار شناخته شوند. این بانكداران ماسونی مستقر در لندن و همپالگیهایشان بودند كه هیتلر را به منظور برافروختن جنگ به قدرت رساندند تا تشكیل اسرائیل را توجیه كنند. آنها به یهودیان غیر صهیونیست خیانت كردند و آنها را رها كردند تا از بین بروند. آنها در حال استفاده از قوم یهود به همان طریقی هستند كه ماسونیها از آنها استفاده میكردند. توطئه ماسونیها ما نمیتوانیم جهان مدرن را درك كنیم مگر آنكه تصدیق كنیم كه این جهان محصول توطئه ماسونیهاست. كسانی كه شواهد را به باد تمسخر میگیرند بد نیست بدانند كه این شواهد هر روز پیش چشم آنهاست. تصویر Great Seal ایالات متحده بر روی تك تك اسكناسهای دلار، یك نماد ماسونی است. در هر طرف این هرم، سی و سه پله وجود دارد كه نشانگر سی و سه درجه فراماسونری است. ماسونها ایالات متحده را به عنوان پایگاهی برای پیشبرد اهداف خود برای چیرگی بر جهان انتخاب كردند. به همین ترتیب نماد سازمان ملل متحد نیز یك نماد ماسونی است. در این نماد، جهان در شبكه ای متشكل از سی و سه فضای محاصره شده در برگهای اقاقیا كه بر فعالیت شدید در فراماسونری دلالت دارد، گرفتار شده است. سه چهارم رئیس جمهورهای ایالات متحده در قرن بیستم از ماسونهای رده بالا بودند. هم بوش و هم كری ماسون هستند. روزولت، چرچیل، لنین، تروتسكی و استالین ماسون بودند. بیشتر رهبران صهیونیست ماسون بوده و هستند. گرهارد شرودر، ژاك شیراك و تونی بلر فراماسون هستند. به همین ترتیب صدام حسین كه میگفت جنگ عراق میتواند یك لال بازی سادیستیك باشد، ماسون بود. بیشتر از شش میلیون ماسون در سی و دو هزار لژ در سراسر جهان وجود دارند، از جمله دو و نیم میلیون نفر در آمریكا. در سال 1929 شصت و هفت درصد اعضای كنگره، ماسونی بودند. در انگلستان سیصد و شصت هزار ماسونی وجود دارند. بیشتر از پنج درصد قضات انگلیسی ماسونی هستند. لینا بر این باور است كه «فراماسونری همان نقشی را در جامعه غربی ایفا میكند كه حزب كمونیست در اتحاد جماهیر شوروی ایفا میكرد. بدون وابستگی به فراماسونری، هیچ شانسی برای رسیدن سریع به یك سمت دولتی ـ فارغ از میزان استعداد اشخاص ـ وجود ندارد». به خاطر داشته باشید كه كمونیسم یك سرمایهگذاری ماسونی بوده تا پازلی كه در ذهن دارید كم كم شكل بگیرد. لینا میگوید، فراماسونرها نه تنها بر سیاست كنترل دارند، بلكه عملاً بر تك تك بخشهای جامعه غربی از جمله علوم و فرهنگ نیز كنترل دارند. او مینویسد: «حیات فرهنگی فعلی عملاً ناخودآگاه شده است. ما شاهد شروع كهولت فرهنگی بودهایم». اچ. جی ولز فراماسون در جزوه خود با نام «توطئه آشكار: طرح یك انقلاب جهانی» (1929) یك «جامعه باز مخفی» را توصیف میكند كه مركب است از مردان پیشرو جامعه كه یك نیروی پنهان را برای تضمین منابع جهانی، كاهش جمعیت از طریق جنگ و جایگزین كردن دولت ـ ملت با دیكتاتوری جهانی را در دست دارند. ایدئولوژی ماسونی انسانها به طور طبیعی به طرف خیر كشش دارند و از شر بیزارند. از این رو شر همیشه خود را به لباس خیر در میآورد. فراماسونری برای جامعه و ردههای پایینی آن وانمود میكند كه خود را وقف «بهتر كردن مردمان خوب»، انسان گرایی، تساهل و مدارا، مسیحیت و از این قبیل كرده است. اگر این حقیقت داشت، آیا آنها باید با تحمیل درد شكافتن گلوی آنها با كارد، سوگند حفظ اسرار را از اعضایشان بگیرند؟ در این صورت آیا تعداد زیادی از پاپها آنها را محكوم میكردند و از سوی تعداد زیادی از كشورها فعالیت آنها ممنوع میشد؟ اصلاً میل ندارم مردان خوب و برازنده بسیاری را كه در «لژهای آبی» پایین عضو هستند و از كاركرد و شخصیت حقیقی فرماسونری آگاه نیستند، مورد انتقاد قرار دهم. اما شواهد و شهادتهای غیر قابل انكاری در دست است كه فراماسونری فرقه ای شیطانی است كه پرستش مرگ را دیكته میكند. برای مثال وقتی لژ شرقی بزرگ ایتالیا در سال 1893 از Palazzio Bourghese در رم اخراج شد، مالك آن معبدی را ساخت كه اختصاص به شیطان داشت. فراماسونرهای ایتالیایی در دهه 1880 روزنامه ای را انتشار دادند كه در آن بارها و بارها تأكید كردند كه «رهبر ما شیطان است!» ماسونها همچنین قبول دارند كه دارای یك دستور جلسه سیاسی ـ انقلابی هستند. نمونههایی كه لینا از متون ماسونی نقل میكند، از یك مجله آلمانی در سال 1910 است: «اندیشه راه برنده در تمام زمانها بر نابودی و انهدام متمركز است، چرا كه قدرت این جامعه مخفی بزرگ، فقط از ویرانههای نظم موجود جامعه خواهد برخاست.» نتیجه گیری بی برو برگرد، توطئه ماسونی مسئول عقب ماندگی تكامل انسانیت است. بشریت شبیه شخصی است كه از یك بیماری جدی بدخیم رنج میبرد و دارد به اغما میرود. یوری لینا كتاب شجاعانه ای برای هشیار كردن ما نوشته است. او میگوید كه ما با «بزرگترین بحران معنوی در تاریخ بشر مواجه هستیم...آنها تاریخ، شرافت، خرد، احساس مسئولیت، بینش معنوی و سنتهای ما را از ما گرفتهاند.» او میگوید كه بخشی از تقصیر متوجه ماست: «ما از اقدام علیه جنون ماسونی، به دلیل گناهكاری شدید خود قصور ورزیده ایم. ما كاملاً فریب خوردهایم و نشانههای هشدار را نادیده گرفتهایم». او اثر خود را با جملهای مؤثری به پایان میرساند و میگوید شر، عنصری غیر كاركردی است و به ناگزیر خود را نابود میكند. «فراماسونها در دل فلسفه خود، بذرهای نابودی آن را میپرورانند». جنگها، انقلابها و ركودهای اقتصادی همگی بخشی از یك روند «انقلابی» هستند كه برای تحمیل «حكومت جهانی» به بشر بر اساس دستورالعمل فراماسونی طراحی شدهاند كه ممكن است جانشینی برای یك اتحاد بین یهودیت مخفی و نخبگان مالی غیر یهودی باشد. به نظر میرسد كه «خود نابودی » آنها بهترین امید ما باشد، چرا كه جامعه بسیار سستتر و ضعیفتر از آن است كه بتواند در مقابل فراماسونری مقاومت كند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: A0489264.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/8706/Images/jpg/A0489/A0489264.jpg)


