|
تغذیه و آداب غذاخوردن از منظر اسلام، قرآن و احادیث
|
|
۱۶:۵۷, ۶/آذر/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اين نوشته را قبلاً براي دكتر سايت روازاده فرستادم كه پس از اصلاح يك جمله و يك كلمه آن را منتشر كرد.
دراينجا م يخواهم نگاهي توحيدي به مسئله تغذيه داشته باشم. آن هم براساس يك آيه مشهور: بخوريد و بياشاميد اما اسراف نكنيد. ما باید طوری در دنیا بهره ببریم که گویی در لحظه بعد بهره ای نیست. دنیا فانی است و قدر امور فانی را باید دانست! راه آخرت از دنیا می گذرد ولی دنیا گذراست پس برای آخرت طوری عمل کنید گویی که فردا می میرید. کسانی که در دنیا در زمان حال زندگی می کنند و گذشته و آینده را وامی گذارند، در واقع در دنیا برای آخرت عمل می کنند. در خوردن غذاهای دنیا باید طوری باشیم که از فکر غذاهای بعدی خارج شده باشیم. طمع و حرص سبب بد خوردن می شوند. دنیا متاع است و باید از آن متمتع شد ولی نه از همه آن بلکه آنچه که روزی ما می شود را باید قدر دانست و با لذت و عشرت خورد. اسراف یعنی از حد گذشتن و حدود هم گذشته و آینده هستند. می گویند بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید یعنی در حال و با حال بخورید و بیاشامید. طمع و حرص به لقمه ای که مقابل ما نیست اسارت می آورد. ما لقمه ای را که در اختیارگرفته ایم می فهمیم پس از آن لذت می بریم و چون آشناست در اختیارش قرار نمی گیریم و مملوک دنیا نمی شویم بلکه چون اختیار داریم مالک این دنیا هستیم. پس با این نگاه به این دنیا و خوردنی هایش، اینگونه بیاشامیم و بخوریم: قبل از غذا با آب دستهایتان را بشویید چون در این دنیای فانی هرچه بوده گذشته (وگندیده!) و از دستهایتان باید برود. بعد از غذا هم دستهایتان را با آب بشویید چون هرچه خوردید تمام شد و ذرات باقی مانده در حکم مردگانی هستند که نباید در ادامه زندگی دخالت کنند. قبل و بعد از غذا هم نمک بخورید. نمک دشمن غذاهای مانده(و گندیده) است. دندانهایتان را هم فراموش نکنید و (و قبل یا بعد از غذا) مسواک بزنید. هنوز کار تمام نشده و گذشته به پایان نرسیده: حتماً لای دندانهایتان را هم خلال کنید! جویده جویده بخورید و جرعه جرعه بنوشید چون باید در «لحظه» حضور پیدا کنید. عجله نکرده و پایان فکر نکنید. خوردن غذا را طول بدهید که می گویند این لحظات جزو عمرتان محسوب نمی شوند. تا گرسنه نشدید شروع به خوردن نکنید چون چیزی را به وجودتان راه داده اید که نمی توانید (یا نمی خواهید) بفهمید و بشناسید. این غذا در جایی که باید، وارد نمی شود و یا سرتان درد می گیرد یا شکمتان باد می کند. قبل از آنکه کاملاً سیر شوید خوردن را تمام کنید خوردن تنها در دهان نیست و همه وجودتان را درگیر خوراکی می کند پس برای گفت و گو با غذا و واکنش مناسب، فضایی خالی در نظر بگیرید. غذا را بو کنید و بعد بخورید تا شامه شما درکی ویژه از غذا و مزه آن به شما هدیه کند. انگشتان خود را بعد از غذا بلیسید! (اگر بدون قاشق غذا خوردید اشکالی ندارد بلکه خاصیت آن بیشتر است!!) و ته ظرف را کاملاً پاک کنید (مگر آنکه این کار با آسانی همراه نباشد مثل به دندان کشیدن استخوان مرغ که می گویند کراهت دارد!) و پس مانده و ته لیوان جانگذارید. در غیر این صورت شما «قدر» ناشناسی کرده اید و احتمالاً یا سیر سر سفره نشسته اید (گذشته منفی) یا به فکر کاری بعد از غذا بوده اید (آینده منفی) و به آنچه روزی شما بود (حال) بی توجهی کردید. عذاهای مخلوط نخورید و بیش از یک خوراک بر سفره نگذارید مگر آنکه خوراکی های دیگر (مثل سبزیجات) به خورده شدن غذا (فهمیدن و قدرشناسی) کمک کنند. در غیر این صورت مزه هیچ غذایی را درک نمی کنید. شرایط بدخوردن را ازبین ببرید: ایستاده و خوابیده و تکیه کرده به طرفین نخورید و نیاشامید. حرف نزنید و تلویزیون نگاه نکنید. غذا و میوه و گوشت تازه بخورید. خوراکی مانده زمانش گذشته و چه بسا خلاف خود عمل کند مثل شراب مسکر که همان میوه مانده است. البته سرما به مقداری که خدا بخواهد می تواند جلوی گذر رمان را بگیرد ... (و این خود نظری قابل تأمل درباره کارکرد یخچال و مثل آن است). غذای پخته شده را سرد نخورید چون زمان آن گذشته و نیز غذا در حالت داغ نخورید چون زمان خوردن آن فرانرسیده است. از سرد کردن مصنوعی غذای داغ (فوت کردن! و ...) بپرهیزید که امری مکروه است. بهتر است هر چیزی در زمان طبیعی خود به کار رود. |
|||
|
|
۲۲:۴۹, ۲۲/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/شهریور/۹۰ ۱۶:۳۹ توسط احیاء.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
غذا خوردن در اسلام نخستين نکته براي رعايت دستورهاي بهداشتي درباره خوردن، توجه به اين حقيقت لازم است که در نظام آفرينش،«خوردن»، ابزاري براي زندگي است، نه آن که زندگي، ابزاري براي خوردن؛ چنان که در حکمتي منسوب به امام علي(علیه السلام) آمده است: لا تطلبِ الحَياةَ لِتأکلَ، بَل اطلُبِ الاکل لِتحيا. (زندگي را براي خوردن مخواه، بلکه خوردن را براي زندگي بخواه). بسياري از مردم ـ اگر نگوييم بيشتر آنهاـ سلامت، شادابي و زندگي خود را فداي شکم خود مي کنند.از اين رو، هيچ گاه به فکر اين نيستند که چه بخورند، چگونه بخورند و چه اندازه بخورند. پس، هر چه را مزه بهتري دارد، به هر اندازه که ميل دارند و به هر شکلي که پيش بيايد، مصرف مي کنند و بدين سان، گرفتار انواع بيماري ها مي شوند، چنان که امام علي(علیه السلام) مي فرمايد: مَن غَرَسَ في نَفسِهِ مَحَبَة انواع الطعام، اجتَني ثِمارش فُنونِ الاسقام. (هرکس در دل خود، درخت علاقه به انواع غذاها را بکارد، ميوه ي انواع بيماري ها را از آن مي چيند). رهنمودهاي اسلام در اين زمينه، فوق العاده مهم و ارزشمندند و با در نظر گرفتن عصر صدور آنها، معجزه علمي پيشوايان دين، محسوب مي شوند. در اين باره، توجه به دو نکته، داراي اهميت است: الف- رهنمودهاي اسلام درباره خوردن، تنها سلامت جسم را تضمين نمي کند، بلکه تضمين کننده سلامت جسم و روح انسان هاست. ب- از آن جا که عقل و علم، به همه رازهاي آفرينش احاطه ندارند، چه بسا حکمت برخي از رهنمودهاي اسلام براي دانش امروز، مجهول باشد، ولي بي ترديد اين به معناي بي دليل بودن آن رهنمودها نيست، چنان که فلسفه تعدادي از احکام اسلام، در گذشته ناشناخته بود و امروزه علم به راز آنها پي برده است. و اينک، اشاره اي کوتاه به آن رهنمودها: 1- حلال بودن غذا نخستين و مهم ترين رهنمود اسلام درباره مواد غذايي مورد مصرف، اين است که «حلال» باشند، بدين معنا که: اولا: آنچه انسان مصرف مي کند، بايد از راه مشروع تهيه شده باشد. غذايي که از راه نامشروع و تجاوز به حقوق ديگران تهيه گردد، هر چند ممکن است براي سلامت جسم، ضرر نداشته باشد، اما بي ترديد براي سلامت روان، زيانبار است. ثانيا: غذاي انسان بايد ازطيبات(آنچه پاک است) تهيه شده باشد. بر اساس اين رهنمود، انسان نبايد غذاهايي را که طبع توده مردم از آن نفرت دارد، يا اسلام خوردن آن را ممنوع دانسته(مانند: گوشت مردار يا گوشت حيوانات حرام گوشت) مصرف کند، هر چند که تجاوز به حقوق ديگران نباشد. ثالثا: غذا براي کسي که مصرف کننده است، نبايد زيانبار باشد. توضيح اين که ممکن است غذايي براي يک نفر مفيد باشد، اما براي ديگري به دليل آن که بيماراست، زيانبار باشد. رابعا: غذا براي روح انسان يا جامعه مَفسده نداشته باشد. توضيح اين که ممکن است غذايي حلال باشد و براي جسم هم زيانبار نباشد، ليکن چگونگي مصرف آن، براي روح يا جامعه مفسده داشته باشد؛ مانند غذا خوردن در ظروف طلا و نقره، يا غذا خوردن از سفره اي که مشروبات الکلي در آن قرار دارد. خوردن اين گونه غذاها نيز در اسلام، ممنوع شناخته شده است. 2- دو وعده غذا خوردن در شبانه روز در روايات اسلامي، براي تداوم سلامت و شادابي انسان، خوردن دو وعده غذا در صبح و شام توصيه شده است. اهل بهشت نيز که در دار السلام، جاويد هستند، در همين دو وعده غذا مي خورند: «وَلَهُم رِزقهُم فِيهَا بُکرَة وَ عَشِيا؛ و در بهشت، هر صبح و شام، روزي آنان آماده است»(مريم : آيه62) 3- توصيه به کم خوري پيشوايان دين، ضمن تأکيد بر کم خوري، منافع فراواني براي آن ذکر کرده اند؛ مانند: تداوم سلامت بدن، صفاي انديشه، نورانيت دل، رهايي از دام شيطان، بهره گيري از ملکوت هستي، نزديکي به خداوند متعال و استفاده بهتر از عبادت پروردگار. 4- خطر پُرخوري برعکس، پُرخوري از منظر احاديث، به شدت نکوهيده است. پُرخوري از سلامت مي کاهد، بدن را بدبو مي کند و زمينه را براي انواع بيماري هاي جسمي و روحي فراهم مي سازد. پُرخوري، جوهر نفس راتباه مي کند، به نيروي تقوا (پرهيزگاري) و ورع (خويشتن داري) ضربه مي زند، حجاب تيزهوشي است و دل را سخت و تاريک مي سازد. 5- مقدار غذاي مفيد براي پيشگيري از زيان هاي پُرخوري و بهره گيري از منافع کم خوري، پيشوايان اسلام توصيه کرده اند که انسان تا زماني که احساس گرسنگي نکرده، چيزي نخورد و قبل از آن که کاملا سير شود، از خوردن غذا دست بکشد:«کُل وَ انتَ تشتهي، وَ امسِک وَ انتَ تَشتهي». 6- برترين خوراکي و بهترين سفره از منظر روايات اسلامي، برترين غذاها، غذايي است که داراي چند ويژگي باشد: اول آن که از دست رنج خودِ فرد تهيه شده باشد؛ دوم آن که خانواده ي او آن را دوست داشته باشند؛ سوم اين که بوي آن موجب آزار ديگران نباشد. بهترين سفره ها نيز پاکيزه ترين، حلال ترين و ساده ترين آنهاست و انواع غذاهاي رنگارنگ و گران قيمت ـ که اهل بيت(علیه السلام) از مصرف آنها پرهيز مي کردند ـ بر آن چيده نشده باشد. 7- آداب سُفره آدابي که پيشوايان اسلام براي حضور بر سفره غذا توصيه کرده اند، عبارت اند از : بودن سبزيجات در سفره، شستن دست ها، نشستن بر سر سفره با فروتني، گرامي داشتن نان، سهيم کردن ناظر(اعم از انسان و حيوان) در غذا و آخرين ادب، صدقه دادن از آن غذا يا همانند آن. آداب غذا خوردن در اسلام به چند بخش، تقسیم می شود: بخش اوّل: مواردی که باید هنگام خوردن غذا رعایت شوند و آنها عبارتند از: الف. تدبّر در این که انواع خوراکی های مورد نیاز انسان، چگونه در نظام آفرینش پدید آمده اند؟ و چه عواملی دست به دست هم داده اند تا آنچه در سفره نهاده شده، آماده گردد که اکنون می توان با میل و اشتها از آن استفاده نمود. ب. آغاز کردن خوردن غذا با نام و یاد آفریدگار مهربان که انواع غذاهای مفید را برای تامین نیازهای انسان، در نظام آفرینش قرار داد. نیز تکرار نام خدا به هنگام خوردن هر نوع غذا و تکرار آن هرگاه که در میان غذا خوردن، سخن گفته شود و همچنین شکرگزاری فراوان در هنگام خوردن. ج. آغاز کردن غذا با نمک، البته در صورتی که خوردن نمک برای انسان ضرر نداشته باشد. د. آغاز کردن از سبک ترین غذاها. ه. نخوردن غذای داغ و خوردن غذای نیم گرم، پیش از آن که سرد شود. و. خوردن با دست راست. ز. کوچک گرفتن لقمه. ح. خوب جویدن غذا. ط. طولانی کردن نشستن بر سر سفره. ی. گرامی داشتن نان و نگذاشتن آن زیر ظرف غذا. ک. استفاده کردن از آنچه از سفره می ریزد. این برای وقتی است که غذا در منزل میل می شود، آن هم در صورتی که آلوده نشده باشد؛ ولی اگر کسی دربیرون از منزل غذا میل نمود، بهتر است که آنچه را از سفره می ریزد، برای حیوانات بگذارد. ل.دست کشیدن از خوردن غذا، پیش از سیر شدنِ کامل و در حالی که مقداری از اشتها باقی است. در روایات اسلامی، غذا خوردن به تنهایی، مذموم شناخته شده و توصیه شده که انسان هر قدر می تواند، دیگران را در غذای خود سهیم نماید. نیز غذا خوردن با خانواده، خدمتگزاران و یتیمان، مورد تاکید قرار گرفته است.بخش دوم: اموری که هنگام غذا خوردن، ترک آنها شایسته است، و آنها عبارتند از: الف. زیاده روی در کیفیت و کمیت خوراک. ب. نکوهش غذایی که نسبت به آن بی میل است. ج. دمیدن در غذا. د. خوردن با دست چپ. ه. خوردن با یک انگشت یا دو انگشت. و. بلند آروغ زدن. ز. پاک کردن کامل استخوان های موجود در غذا. ح. آب خوردن در بین غذا. ط. آب خوردن پس از خوردن گوشت. ی. خوردن در حال سیری. بخش سوم: حالاتی که غذا خوردن در آنها نکوهش شده است: در اسلام، به طور کلی، میل کردن غذا در حالات غیر بهداشتی، یا به شیوه غیر اخلاقی، مانند غذا خوردن به شیوه متکبران و یا به گونه ای که عرف جامعه برنمی تابد، نکوهیده است. بخش چهارم: توصیه به هم غذا شدن با دیگران. در روایات اسلامی، غذا خوردن به تنهایی، مذموم شناخته شده و توصیه شده که انسان هر قدر می تواند، دیگران را در غذای خود سهیم نماید. نیز غذا خوردن با خانواده، خدمتگزاران و یتیمان، مورد تاکید قرار گرفته است. آدابی که رعایت آنها به هنگام غذا خوردن با دیگران ضروری است، عبارتند از: الف. خوردن از قسمت جلوی خود. ب. خوردن از اطراف ظرف و نه از وسط آن، در جایی که غذا برای همگان آماده شده است. ج. نگاه نکردن به لقمه دیگران. د. رعایت حقوق دیگران در آنچه بر سر سفره است. ه. آغاز شدن غذا خوردن به وسیله صاحب سفره یا بهترین شخص حاضر بر سر سفره. و. ادامه دادن صاحب سفره به خوردن تا سیرشدن همه کسانی که بر سر سفره نشسته اند. ز. بلند شدن از سر سفره، قبل از برچیدن آن. آداب پایان غذا و برچیدن سفره پایان غذا خوردن همانند آغاز آن، آدابی دارد که رعایت آنها برای سلامت جسم و جان، سودمند است. این آداب رابه آداب عرفانی، اجتماعی و بهداشتی می توان تقسیم کرد: الف. آداب عرفانی عبارتند از: سپاسگزاری از ولی نعمت حقیقی که خداوند متعال است و دعا کردن برای برکت یافتن روزی. ب. آداب اجتماعی عبارتند از: یادآوری گرسنگان و مسئولیتی که افراد سیر در برابر آنان دارند و اقدام جهت کاستن فقر و گرسنگی از جامعه در حد توان. ج. آداب بهداشتی عبارتند از: شستن دست ها، خلال کردن و مسواک زدن دندان ها، جارو کردن آنچه زیر سفره ریخته است، مقداری استراحت بر پشت و نخوابیدن بلافاصله پس از خوردن غذا. منبع: سایت طعام اسرا |
|||
|
|
۲۲:۵۴, ۲۲/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خداوند کریم در قرآن مجید برای بهتر و سالم ماندن جسم انسان ها دستوراتی فرموده و بوسیله پیامبر گرامی اش محمد مصطفی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به بشریت ارزانی شده است.
قرآن کریم در سوره عبس آیه 24 چنین می فرماید: « فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ » یعنی آدمی باید به غذایش، خوراکش و به آنچه می خورد توجه داشته باشد که از هر نظر پاک و تمیز ، حلال، مباح و قابل خوردن باشد و از نظر بهداشت و سلامتی بایستی دقت کافی مبذول دارد که آنچه می خورد سالم باشد و چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن آلوده نباشد. حق کسی را نخورد و توجه داشته باشد که چه می خورد و به اندازه کافی بخورد و آیا آنچه می خورد، خوردنی است؟ و نیز بنگرد که آفرینش چقدر در به وجود آمدن این غذا از عناصر و عوامل مختلف استفاده کرده است و چه نیروهایی بکار رفته تا این غذا به صورت کنونی درآمده است. و نیز در سوره اعراف آیه 31 می فرماید: « یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ » ای فرزندان آدم زینت و آرایش خود را نزد هر مسجدی (در هر نمازی) فرا گیرید (بهترین و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوشید) و بخورید و بیاشامید و در خوردن و آشامیدن زیاده روی نکنید که خدا آنان را که اسراف و زیاده روی می کنند دوست ندارد. باز قرآن کریم برای برقراری بهداشت و محیط سالم در آیه 168 سوره بقره چنین می فرماید: « یَا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلاً طَیِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ» ای مردم از آنچه خدا در روی زمین از حلال ها و پاکیزه ها آفریده، بخورید و از گام ها (آثار و نشانه ها)ی شیطان پیروی نکنید. در آیه 172 سوره بقره باز چنین می فرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ » این آیه نیز دستور می دهد که از غذاهای پاک و پاکیزه و حلال ها و قابل خوردنی ها استفاده کنید و شکر نعمت های خدا را به جای آورید. آیات قرآنی انسان را از تصرف خائنانه در غذاها، خراب کردن مواد غذایی مردم و آلوده کردن آنها، مواد خوب و بد را مخلوط کردن برای سودجویی شخصی، گران فروشی و ظلم و ستم بر مردم بازداشته و نهی فرموده است و آن را از زشتی ها و پلیدی ها می داند که در این باره آیه 81 سوره طه چنین می فرماید: « كُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْكُمْ غَضَبِی وَمَن یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَى» یعنی از غذاهای پاکیزه که روزی اتان کردیم بخورید و در آن طغیان نکنید و از حد و اندازه تجاوز ننمایید (حلال آن را به حرام مبدل نکنید). سپاس گزار باشید و اسراف و زیاده روی نکنید که غضب و خشم من بر شما فرود می آید و غضب و خشم من بر هر که فرود آید محققاً هلاک و تباه خواهد شد. برای به دست آوردن غذاهای پاکیزه و برای بدست آوردن سالم ترین غذاها در محل سکونت انسان ها (هم از نظر پاکی ظاهری و هم از نظر پاکی معنوی) آیه 19 سوره کهف چنین می فرماید: «... فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِینَةِ فَلْیَنظُرْ أَیُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْیَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ...» یعنی با این پول هایتان که دارید، یکی را از میان خود به شهر بفرستید تا دقت کند و خوب بنگرد که غذای کدامیک از فروشندگان پاکیزه تر است و از آن غذای پاکیزه برای شما بیاورد. از این آیات قرآنی چنین بر می آید که خداوند متعال و اسلام مبین برای بهداشت و سلامتی آدمیان دستورات بس گرانبهایی داده و خاطر نشان ساخته است که انسان ها بایستی از آلودگی های غذایی ، خوراکی، زندگی، آموزشی و به طور کلی از همه زشتی ها و پلیدی ها دوری گزینند و دور ناروایی ها نگردند. از رسول گرامی و ائمه اطهار دستورات بهداشتی زیادی رسیده است. از جمله کتاب های بهداشتی پزشکی ائمه، کتاب طب النبی، طب الصادق و طب الرضا را می توان نام برد. تبیان |
|||
|
|
۱:۵۹, ۲۵/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اسفند/۸۹ ۲:۰۸ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
چكیده
قرآن كریم، پاسخگوی تمام نیازهای مادی و معنوی انسان در مسیر رشد و كمال، و جامع برنامهها و دستور العملهایی است كه در پرتو آن میتوان به سعادت دنیوی و اخروی نائل شد.از این رو در كنار بیان احكام،دستوراتی نیز در حیطه زندگی مادی انسان،در آیات قرآن به چشم میخورد كه به عنوان مقدمه و ابزاری مهم در جهت تحقق هدف آفرینش و كمال مادی و معنوی او به شمار میرود. از طرف دیگر انسان دارای دو بعد روحی و جسمی است كه بر همدیگر تأثیر گذارند و رشد و تعالی هر كدام به دیگری وابسته است.از این رو حفظ سلامت بخش مادی به عنوان وسیلهای ارزشمند در جهت كمال و تعالی او بسیار حائز اهمیت میباشد.تغذیه به عنوان مهمترین عامل سلامتی،تأثیر بسزایی در روند تكامل روح و جسم انسان دارد؛از این رو نوع و كیفیت تغذیه بسیار مورد توجه اسلام بوده واحكام و دستورات ارزشمندی در قرآن و روایات به این موضوع اختصاص یافتهاند. این مقاله در صدد آشنایی با فرهنگ ناب اسلامی در موضوع تغذیه و نهادینه كردن آن در زندگی افراد و جامعه اسلامی میباشد. كلید واژهها:غذا،تغذیه،قرآن كریم،فرهنگ تغذیه،فرهنگ قرآنی،سیره نبوی . توضیح واژگان و بسامد قرآنی موضوع غذا و تغذیه در قرآن كریم ازچنان اهمیتی برخوردار است كه در بیش از 300 آیه به طور مستقیم یا غیر مستقیم مطرح شده است.گرچه لفظ غذا و تغذیه و یا مشتقات آن دو در هیچ جای قرآن به كار نرفته است، اما كلماتی مانند«أكل»، «شرب»، «رزق»، «طعام»، و مشتقات آنها می تواند به نحوی با مسائل مطرح در قرآن،در موضوع تغذیه در ارتباط باشد.اگر بخواهیم مسأله تغذیه را با توجه به منشأ حیوانی یا گیاهی آن بررسی كنیم با دو واژه«لحم» و «نبت» روبرو میشویم.علاوه بر آن لفظ«غدا» یك بار در آیه 62 سوره كهف1به كار رفته،كه به باور برخی مفسران عبارت است از غذایی كه در آغاز روز خورده شود، و یا هر چیزی كه با آن چاشت كنند.2 از تعبیراتی كه در كتب لغت آمده چنین برداشت میشود كه «غدا» از ماده«غدوه»،به معنی آغاز روز گرفته شده كه در زمان های گذشته تنها به غذایی گفته می شد كه در آغاز روز خورده شود، در حالیكه در عربی امروز غدا و تغدی به معنی نهارو ناهار خوردن است. امّا برخی لغویون واژه «غدا» را نه مخصوص به صبح، بلكه مصدری مینامند كه بر هر غذایی كه موجب تحول در حالت ضعف و گرسنگی شود اطلاق می گردد كه با معنی آیه نیز هماهنگ است؛3 چرا كه در سفر حضرت موسی(علیه السلام) و خضر،وقتی تقاضای خوردن ماهی مطرح شد كه ضعف و خستگی بر آنها غالب گشت. واژه طعام مصدری است كه به معنی طعام خوردن و نیز خوردنی می باشد و در اصطلاح اهل حجاز تنها به معنی گندم به كار می رود.4 گاهی نیز ماده «طعم» به معنای چشیدن و مزه طعام می آید كه در این صورت هم در مورد خوردنیها وهم آشامیدنیها به كار می رود. به عنوان مثال در آیه 149 سوره بقره آشامیدن آمده 5 و در برخی روایات نیز چنین كاربردی دیده می شود،به عنوان مثال پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در توصیف آب زمزم فرمودهاند كه«طعامی است برای خوردن و هم شفا برای مرض».6 ماده طعم 48 بار در قرآن كریم به كار رفته است.واژه «شرب» در مقابل«اكل» به معنی نوشیدن هر مایع یا شبه مایع است، خواه مادی باشد یا معنوی7 در بررسی آیات قرآن روشن می شود كه ماده شرب با 18 اشتقاق، 39 مورد در آیات مختلف مطرح شده است. واژه «أكل» در اصل به معنای بلعیدن است امّا به عنوان كنایه در مطلق تصرفات نیز استعمال شده زیرا در تصرفات نیز منظور اصلی انسان خوردن است. واژه«أكل»همراه مشتقات آن 109 بار در آیات قرآن به كار رفته است.اما در تمام كاربردهای قرآنی این واژه با موضوع تغذیه انسان مربوط و قابل انطباق نبوده و بسیاری از مشتقات،مفاهیم مختلف دیگری را شامل میشود.با بررسی این آیات میتوان گفت كه حدود 41 آیه به عنوان جنبه ارشادی امر تغذیه و وجوب استفاده از غذاهای پاك و حلال و از طرف دیگر این مشتقات به عنوان انذار و نهی از خوردن مال حرام و ذبحهایی كه نام خدا برده نشده میباشد. ماده«رزق» نیز 123 بار در آیات قرآن به كار رفته كه در بخشی از این كاربردها مربوط به موضوع تغذیه است.رزق در قرآن مفهوم گستردهای دارد.صاحب التحقیق رزق را عطایی میداند كه از آن منتفع شوند،خواه طعام باشد یا غیر آن.8 در قرآن به علم هم رزق گفته شده.9 در صحاح نیز آمده كه رزق،عطا و هر چیزی است كه از آن نفع برده شود 10 و گاهی منظور باران است 11 و راغب نیز گفته: گاه به عطاء دائمی چه دنیوی و چه اخروی اطلاق می شود.گاهی نیز به معنی نصیب و بهره و گاه به معنی غذائی است كه وارد جوف می شود. با این بررسی در كاربرد لغات روشن شد كه«رزق» مفهوم گسترده و عمیقی دارد كه شامل غذا و واژگان مرتبطی چون اكل و شرب و طعام شده و آنها را نیز در برمیگیرد. اهمیت تغذیه از منظر قرآن و روایات قرآن كریم در خصوص بُعد جسمانی انسان كه جایگاه و میزبان روح مقدسی است كه از جانب خالق یكتا در این كالبد جسمانی دمیده شده است،اهتمام ویژهای دارد و در پی آن آگاهی از اصول تغذیه صحیح به منظور بهرهمندی از یك تغذیه مناسب و حفظ و صیانت از امانت ارزشمند الهی از هر گونه بیماری امری كاملاً ضروری به شمار می رود. انسان با علم به ابعاد نفس و ظرائف و لطائف و تأثیرپذیری آنها بر هم،قادر خواهد بود كه در طول زندگانی و حیات دنیوی خود از حداكثر توان و ظرفیت روحی و جسمی خود در جهت پرورش و اعتلای روح الهی به نهایت رشد و كمال بهره مند گردیده و از امانت الهی به طور شایسته پاسداری كرده و شكر نعمتهای خدا را آن طور كه باید به جا آورد. بیتردید لازمه رسیدن به چنین هدفی بهرهمندی از سلامت تن و روان است كه نوع غذا و روش تغذیه،نقش اساسی در تحقق آن ایفا می كند.چنانكه پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منشأ بروز و ظهور هر گونه بیماری را مربوط به آن دانسته و فرمودهاند:«معده خانه همه بیماریها است و امسك و كم خوری در رأس همه داروها قرار دارد.»12 حضرت امام رضا(علیه السلام) نیز در مورد اهمیت تغذیه و تأثیر نحوه آن بر سلامت بدن میفرمایند: همانا بدن مانند زمین بستر پاك و طاهر است.وقتی آن زمین را آباد كردی و آبیاری نمودی،البته آب به آن میزان كه نیاز دارد نه بیشتر كه آن زمین را تباه كند و نه كمتر كه زمین تشنه بماند.مسلما آن زمین آباد میماند و زراعت آن زیاد میشود و محصول آن خوب و پاكیزه میگردد،امّا اگر از عمران و آبادانی آن زمین غفلت ورزیدی آن زمین فاسد میگردد و علف و گیاهی در آن نمیروید.پس بدن هم مانند این زمین است كه باید در غذا دادن و آب دادن به آن تدبیر نمود.وقتی بدن را با غذا و آشامیدنیهای گوارا تغذیه و مراقبت كردی،سالم میماند و همه اعضای آن وظایف خود را به خوبی انجام میدهند.13 تغذیه صحیح علاوه بر حفظ سلامتی،آثار بسیار زیاد و متنوعی بر روح و جسم انسان میگذارند.خداوند در قرآن انسان را به خوردن روزی پاك و حلال سفارش میكند (بقره/168) و تقوا و پرهیزگاری را یكی از مهم ترین آثار تغذیه حلال بر میشمارد.(مائده/ 88) هم چنین از مضمون آیات دیگر چنین استنباط میشود كه انجام اعمال صالح در گرو مصرف غذای پاك و سالم است و غذا و عمل قرین یكدیگرند.(مؤمنون/51) در آیهای دیگر به ارتباط مستقیم ایمان و غذای انسان اشاره شده است.( بقره /172) تغذیه در رشد و كمال از چنان اهمیتی برخوردار است كه قرآن صریحا انسان را به توجه ونگاه به غذای خود سفارش می كند(عبس/ 24) جالب آنكه كلمه «فلینظر» تنها 4 بار در قرآن به كار رفته است كه دو مورد آن دربارهٔ غذای انسان(كهف /19)،یك مورد درباره عمل او(حج/15) و مورد دیگر درباره چگونگی خلقت او می باشد.(طارق/ 5) با اندیشه و تأمل در آیهٔ«فلینظر الأنسان إلی طعامه» كه مهم ترین دلیل قرآنی بر اهمیت و لزوم توجه به غذا میباشد، علاوه بر اثر مهمی كه تفكر در مراحل تولید و مصرف غذا در از میان بردن كفر و تقویت روحیه اطاعت از خدا و شكر در برابر نعمت های او دارد14، نكات بهداشتی و اصول ارزشمند دیگری برداشت میشود. تأثیر غذا بر روحیه حق پذیری یكی از عوامل اهمیت زیاد تغدیه،تأثیر مستقیم آن بر اخلاق و روح انسان است كه روایات زیادی بر آن اشاره دارد. به عنوان مثال در مورد تأثیری كه غذا بر روحیه حق پذیری می گذارد.این روایت معروف امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا قابل استفاده است كه بعد از ایراد آن سخنان پرمحتوا و گیرا در برابر لشكر لجوج و قساوتمند كوفه، هنگامی كه ملاحظه كردند كه آنها حاضر به سكوت و گوش دادن به سخنانشان نیستند،فومودند:«آری شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستند زیرا شكم های شما از غذاهای حرام پر شده است در نتیجه خداوند بر دلهای شما مهر زده است(و هرگز حقایق را درك نمیكنید!).15در بعضی احادیث دیگر نیز رابطه میان غذای اضافی و سنگدلی و قساوت و عدم پذیرش موعظه دیده می شود.از جمله این حدیث پیامبر(علیه السلام) كه میفرمایند:«از غذای اضافه بپرهیزید كه قلب را پر قساوت می كند و از اطاعت حق تنبل می سازد و گوش را از شنیدن حق و موعظه كر می كند!»16 گرچه ممكن است عبارت(فضول الطعام) در این روایت به پرخوری یا غذای مانده و فاسد شده اشاره كند.اما در هر حال از رابطه تغذیه و مسائل اخلاقی خبر می دهد .از این حدیث به خوبی استفاده میشود كه غذای اضافه سه پیامد سوء دارد:1.قساوت میآورد؛2.انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل می كند؛3.گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان میگیرد،به همین جهت است كه روزه باعث رقت قلب و آمادگی بیش تر انسان برای شنیدن مواعظ میشود و به عكس هنگامی كه شكم پر است فكر انسان درست كار نمیكند و خودش را از خدا دور میبیند. تأثیر غذا در استجابت در روایات متعددی آمده كه یكی از شرایط استجابت دعا پرهیز از غذای حرام است.از جمله در حدیثی از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده كه ایشان در پاسخ به شخصی كه به ایشان عرض كرد:احب ان یستجاب دعائی:دوست دارم دعایم مستجاب شود،فرمودند:«طهّر أكلك و لاتدخل بطنك الحرام:غذای خود را پاك كن و از غذای حرام پرهیز نما!»17 همین معنی از همان بزرگوار با تعبیر دیگری آمده است:«من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مكسبه:هر كه دوست دارد دعایش مستجاب شود باید طعام و كسب خود را از حرام پاك كند».با توجه به اینكه در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) میخوانیم:«ان الله لا یستجیب دعاء بظهر قلب قاس:خداوند دعایی را كه از قلب قساوتمند برخیزد مستجاب نمیكند»،میتوان نتیجه گرفت كه غذای ناپاك و حرام قلب را تاریك و قساوتمند میكند و به همین دلیل دعای حرام خواران مستجاب نمیشود. رابطه نماز و تغذیه با توجه به اینكه نوع تغذیه در روحیات انسان مؤثر است،غذاهای مختلف آثار اخلاقی متفاوتی دارند.در قرآن رابطه غذای پاك و عمل صالح مطرح شده است(مؤمنون/51) كه طی آن به رسولان دستور استفاده از غذاهای پاك و به دنبال آن انجام اعمال صالح داده شده است و مسلماً نماز در رأس اعمال صالح قرار دارد.امام باقر(علیه السلام) فرمودهاند:«لاتقم الی الصلاة متكاسلاً» 18 كه در آن از نماز خواندن در حالت سنگینی و كسالت نهی شده،چرا كه انسان در چنین حالی آمادگی جسمی و روحی لازم برای حضور در محضر رب راندارد. در حدیث دیگری از پیامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد ارتباط غذای حرام و عدم قبول عبادات از جمله نماز و روزه آمده است: هر كس لقمه ای از غذای حرام بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمیشود،تا چهل روز دعای او مستجاب نمیگردد و هر گوشتی كه از حرام بروید،آتش دوزخ برای آن سزاورارتر است و حتی یك لقمه نیز باعث روئیدن گوشت میشود.19 بدیهی است برای قبولی نماز شرایط زیادی لازم است از جمله حضور قلب و پاكی دل.اما غذای حرام پاكی قلب و صفای دل را از بین میبرد و این غذای پاك حلال است كه انسان را با جسمی سالم و روحی پاك در سجاده نورانیت قرار داده و موجبات رضایت و قرب الهی را فراهم میكند. تأثیر تغذیه براخلاق در روایات زیادی، رابطه میان بسیاری از غذاها با اخلاق خوب و بد و تأثیر آنها بیان گردیده است. به عنوان مثال در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) از قول پیامبر آمده:« كسی كه دوست دارد خشم او كم شود گوشت دراج بخورد» دراج پرندهایی است شبیه به كبك كه گوشت لذیذی دارد.از این تعبیر به خوبی استفاده میشود كه خشم و بردباری با تغذیه مرتبط است. امام صادق(علیه السلام) در بیان حكمت حرمت خون میفرمایند: این كه خداوند خون را حرام كرده به خاطر آن است كه سبب جنون و سنگدلی و كمبود رأفت و مهربانی میشود… تا آنجا كه ممكن است فرد،فرزند و یا پدر و مادرش را به قتل برساند!21 ایشان در بخش دیگری از این روایت در مورد شراب میفرمایند: و امّا شراب،خداوند آن را به علّت تأثیر و فسادش حرام كرده است و فرمود شخص دائم الخمر مانند بت پرست است،بدنش لرزان میشود و نور معنویت او را ازبین میبرد و شخصیت او را ویران میسازد. در روایات بسیاری نیز به غذاهای خاص و تأثیر هر یك ازآنها بر اخلاق اشاره شده است كه به بیان برخی از این روایات می پردازیم.پیامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد گوشتفرمودهاند: كسی كه چهل روز گوشت را ترك كند اخلاق او بد میشود». 22از این حدیث به خوبی استفاده می شود كه در گوشت مادهای است كه اگر مدت طولانی به بدن نرسد در روحیات و اخلاق او تأثیر گذاشته و كج خلقی و بد اخلاقی به بار میآورد.البته استفاده زیاد از گوشت حیوانات نیز در بسیاری از روایات مذموم شمرده شده ولی از ترك آن برای مدت طولانی نهی شده است. امام صادق(علیه السلام) در مورد انگور فرمودهاند:«یكی از پیامبران الهی از غم و اندوه و افسردگی به پیشگاه خداوند متعال شكایت كرد،خداوند متعال به او دستور داد كه انگور بخور».23ایشان در حدیث دیگری در مورد انار میفرمایند:«كسی كه یك انار ناشتا بخورد،چهل روز قلبش نورانی می شود».24 پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد به فرمودهاند:«به بخور كه قلب را تقویت نموده و ترسو را شجاع میكند». 25 از این روایات به خوبی استفاده میشود كه میان تغذیه و روحیات و اخلاق رابطه مستقیم وجود دارد.امروزه دانشمندان نیز معتقدند كه بسیاری از پدیدههای اخلاقی به خاطر هورمونهایی است كه غده های درون تراوش میكنند و غدهها رابطه نزدیكی با تغذیه انسان دارند، بر همین اساس بعضی معتقدند كه گوشت هر حیوانی حاوی صفات آن حیوان است و از طریق بدون تراوش آنها در اخلاق كسانی كه از آن تغذیه میكنند اثر می گذارد.گوشت درندگان انسان را درنده خو می كند و گوشت خوك، صفت بیبند و باری جنسی را كه از ویژگیهای این حیوان است به خورنده آن منتقل میسازد. اینها مؤید تأثیر غذاهای حرام از حیث طبیعی و مادی است،گرچه تأثیر معنوی آن نیز غیر قابل انكار بوده و موجب تاریك و كدر شدن روح شده و فضائل اخلاقی را ضعیف می سازد.26 استفاده از غذاهای طیب و پاكیزه امروزه اگر وسیله ای را از بازار تهیه كنیم، حتی كوچكترین وسیله مانند سوزن، آرم و نشانهای برای آن است كه هویت و كیفیت آن را مشخص میكند.در این عالم آفرینش، خداوندی كه انسان را آفریده و مسیر رشد و تكامل جسم را در تغذیه قرار داده است. مشخص فرموده كه هر غذایی كه وارد دهان می شود باید آرم و نشانه آفریدگار خود را داشته باشد تا بتواند برای روح و جسم مفید قرار بگیرد.27 با مطالعه آیات قرآن روشن می شود كه تغذیه انسان، كه اشرف مخلوقات جهان هستی و خلیفه خداوند بوده،از چنان شأن و اهمیتی برخوردار است كه خداوند در آیهای از قرآن، از بیان آیات عظیمی كه در آسمان و زمین وجود دارد، تنها روی مسأله رزق و روزی انسان انگشت گذاشته است و میفرماید: «او خدایی است كه نشانههای خود را به شما نشان می دهد،از آسمان برایتان روزی میفرستد…»(غافر/13) آری،این انسان است كه با بهره مندی از روزیهای خداوند بر جهان خارج از خود تأثیر میگذارد لذا غذایی كه بر جسم و روح او تأثیر میگذارد،باید با فطرت انسان هماهنگ باشد تا زمینه ساز سعادت دنیوی و اخروی او باشد.غذای انسان به عنوان اشرف مخلوقات،باید از اشرف غذاهای جهان هستی باشد.لذا قرآن بر توجه به انتخاب غذاهای پاك و طیب و مناسب شأن انسان تأكید كرده 28 و پیامبران را به استفاده از غذاهای پاكیزه سفارش نموده است(مؤمنون/51) و به همین جهت همه پیامبران پیوسته، تنها از غذاهای پاكیزه استفاده كرده و بر اعمال صالح نیز مداومت داشتهاند.این مسئله مؤید آن حقیقت است كه خوراكیهای پاكیزه و طیب سبب انجام عمل صالح میگردد و بر عكس خوردن غذای حرام،تن و روان انسان را آلوده ساخته و او را آماده ارتكاب گناه می كند. 29 به قول مولوی: علم وحكمت زاید از لقمه حلال عشق و رقّت آید از لقمه حلال لقمه تخم است و برش اندیشه ها لقمه بحر و گوهرش اندیشه ها30 با فرض وجود دو نوع روزی طیب و خبیث،خداوند در قرآن روزی دادن خود را منحصر به طیبات فرموده(انفال/26) و به پیامبران كه حامل رسالت و داعی الی الله هستند دستور استفاده از طیبات را داده است. چرا كه لازمه انجام رسالت آن بزرگواران،برخورداری از بدن و روحی سالم و قوی می باشد.لذا به شهادت تاریخ مشاهده میكنیم كه هیچ گاه پیامبران دچار بیماری و ناراحتیهای ناشی از تغذیه نادرست نشده و همواره سالم و تندرست بودهاند.شایسته است كه برنامه غذایی این برگزیدگان از جانب خود خداوند متعالی كه خالق یگانه و آگاه به تمام وجود است مشخص شده،به عنوان الگوی غذایی خود برگزینیم. همان طور كه خداوند نیز در سوره اعراف بعد از بیان كیفیت و كمیت تغذیه،به نوع غذای طیب اشاره فرموده و همه انسانها را به طور تلویحی به استفاده از طیبات امر میكند و میفرماید: «بگو چه كسی زینت خدا را كه از زمین برای بندگانش خارج كرده و رزق و روزیهای طیب و پاك را حرام كرده؟…(اعراف/32) از این آیه و آیات دیگر چنین برداشت می شود كه خداوند در كنار یك حكم عام به تمام مردم اعم از كافر و مؤمن در مورد استفاده از روزیهای پاك و حلال( بقره/168) طیبات را به نحوی ویژه مؤمنان و پاداش در مقابل ایمان آنها قرار داده و مؤمنان را به طور خاص دعوت به استفاده از طیبات میكند (بقره/172) و در جایی دیگر ان را در دنیا و آخرت از آن مؤمنان میداند(اعراف/32) استفاده از روزی های طیب الهی از عوامل كرامت و فضیلت بنی آدم بر سایر مخلوقین معرفی شده(اسراء/70) و با روزی های پاك بر انسان منت نهاده شده و شكر وسپاس در قبال چنین نعمتی را وظیفه او دانسته شده است.(انفال/26) اصل اعتدال در تغذیه رعایت اعتدال و عدم اسراف و تیذیر در امر تغذیه یكی از مهم ترین اصول مطرح در قرآن میباشد كه در سوره اعراف به آن اشاره شده است:یا بنی ادم خذوا زینتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا إنه لایحب المسرفین(اعراف،7/31) به طور كلی روش قرآن و اسلام یك روش موزون و معتدل است كه نه جمود دارد و نه بر اعمال مسرفین صحه میگذارد.از آیه فوق چنین بر می آید كه غالبا انسانها در برابر نعمت های خداوند راه افراط را میپیماند و به همین دلیل بلافاصله بعد از ذكر حكم،مسلمانان را از اسراف و زیاده روی برحذر میدارد. جمله«كلوا واشربوا ولا تسرفوا» گرچه ساده به نظر میرسد،اما امروز ثابت شده كه یكی از مهمترین و اساسی ترین دستورا ت بهداشتی است كه قرآن آن را طبق طبع انسان بیان كرده است. تحقیقات دانشمندان نشان میدهد كه سرچشمه بسیاری از بیماریها،غذاهای اضافی است كه به صورت جذب نشده در بدن انسان باقی میماند و منبع آمادهای برای انواع عفونتها و بیماریها ایجاد میكند.در بسیاری از روایات نیز اسراف در غذا و پرخوری،منشا بسیاری از بیماری های جسمی و روحی و مایه سنگدلی و محروم شدن از چشیدن مزه عبادت معرفی شده است. چنانكه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:«معده كانون هر بیماری است و كم خوری در رأس هر دارویی قرار دارد»31 امام صادق(علیه السلام) نیز میفرمایند:«آنچه باعث از بین رفتن مال و زیان رسانیدن به بدن باشد،اسراف است».32 در حدیث دیگری از امام موسی كاظم(علیه السلام)روایت شده كه:«اگر مردم در طعام خوردن میانه رو باشند،همیشه بدنشان سالم میماند.» حضرت عیسی فرمودند:«طعام زیاد وشكم سیر،طراوت صورت را میبرد»33 بنابر آیات و روایات مذكور،صرفه جویی محبوب خداوند است و بهره گیری از زینت وغذا باید دور از اسراف باشد. مرحوم طبرسی در تفسیر خود مطلب جالبی ذیل آیه مورد بحث نقل می كند كه: هاورن الرشید طبیبی مسیحی داشت كه مهارت او در طب معروف بوده است روزی این طبیب به یكی از دانشمندان مسلمان گفت:«من دركتاب آسمانی شما چیزی از طب نمییابم در حالی كه دانش مفید بر دو گونه است:علم ادیان و علم ابدان». او در پاسخش چنین گفت:«خداوند همه دستورات طبی را در نصف آیه از كتاب خویش آورده است كلوا و اشربوا ولا تسرفوا)،و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه كرده است المعدة بیت الادواء و الحمیة رأس كل دواء و اعط كل بدن ما عددته) یعنی معده خانه همه بیماریها است وامساك سر آمد همه داروها است و آنچه بدنت را عادت دادهای(از عادات صحیح و مناسب) آن را از او دریغ مدار.طبیب مسیحی هنگامی این سخن را شنید گفت:«ما ترك كتابكم و لا نبیكم لجالینوس طبّا!»یعنی قرآن شما و پیامبرتان برای جالینوس(طبیب معروف) طبی باقی نگذارده است34 مسأله اعتدال و نهی از پرخوری در نسخهای كه امام علی(علیه السلام) برای سلامتی بیان فرمودند نیز مطرح شده است.ایشان به فرزندشان امام حسن(علیه السلام) فرمودند: پسرم آیا تو را چهار نكته بیاموزم كه به كمك آنها از طب بینیاز شوی؟ پاسخ دادند:بلی،ای امیرالمؤمنان! حضرت فرموند:بر سر سفره نمینشینی مگر آن هنگامی كه گرسنهای؛و از سفره بر نمیخیزی مگر در آن حال كه هنوز میل بخوردن داری؛(غذا را) خوب بجو و هنگام خفتن خودت را بر خلا(مستراح) عرضه كن،اگر این چهار نكته را به كار بستی از طب بینیاز خواهی شد.35 با این بیانات این تنیجه حاصل میشود كه اعتدال در غذا برای تمسك به فرهنگ غنی اسلام در حوزه تغذیه باید به عنوان یك اصل مهم و اساسی مدنظر قرار بگیرد. تقسیم بندی غذاها غذاهای متعدد و متنوعی در آیات قرآن ذكر شدهاند كه میتوان آنها را بر اساس معیارهایی چون حرام و حلال، دنیایی و آخرتی و یا غذاهایی كه اهل بهشت از آن بهره مند می شوند و غذاهایی كه مخصوص دوزخیان است تقسیم بندی كرد.هم چنین غذاها بنابر مواد غذایی و فضایل و فواید(رعد/4) و هم چنین منشأ گیاهی و یا حیوانی آنها قابلتقسیماند. حتی در قرآن به رنگهای مختلف غذاها(فاطر/28)اشاره شده كه رنگ و شكل نیز میتواند ملاك تقسیم آنها قرار بگیرد. اقوام و ملّتهای مختلف دارای غذاهای مخصوص خود بودند(بقره/61)،این مسئله نیز مورد توجه است.اگر قرآن كریم به عنوان یك كتاب تغذیه مورد مطالعه قرار گیرد مشخص میشود كه در بیش از 300 آیه مسائل مربوط به تغذیه و انواع غذاها از جمله غذاهای اصلی و مفید انسان بیان شده كه حتی اولویتهای غذایی به ترتیب نیاز بدن نیز درآن ذكر شده به عنوان مثال در سوره مباركه عبس،ابتدا پروتئینها، سپس قندها و در آخر ویتامینها بیان شدهاند(عبس/24ـ 32) هم چنین غذاهای دریایی، غذاهایی كه از صید شكار به دست میآیند و یا محصول زراعت و آشامیدنیها و خوردنیها،همه در قرآن اشاره شده اند كه توضیح آنها،در این مجال مقدور نمیباشد. در روایات نیز احادیث متعددی درباره انواع غذاها، آداب خوردن موجود است كه از این میان میتوان به حدیثی از امام صادق(علیه السلام) در مورد تقسیم بندی مواد غذایی اشاره نمود كه می فرمایند:«آنچه از زمین بیرون میآید و خوردن آن برای انسان روا و حلال است سه گونه خوراكی است:گونه اول دانه های گیاهی از گندم،جو، برنج، نخود، كنجد، و دیگر دانه های روغنی و سایر دانه ها را شامل میشود.هر دانهایی كه بتواند خوراك انسان شود و به او نیرو بخشد خوردنش حلال است.و هر آنچه در آن زیانی برای بدن وجود داشته باشد خوردنش حرام است جز در حال ضرورت.گونه دوم میوههایی است كه از زمین به دست میآید و برای انسان خاصیت غذایی دارد. گونه سوم انواع تره بار، سبزی ها و رستنیهای دیگر كه خوردن آنها خاصیتی برای آدمی دارد… و خوردن آنها حلال است اما خوردن گونه هایی كه برای آدمی زیان بخش است،مثل گیاهان سمی و خرزهره حرام است. اما آنچه از گوشت جانوران كه خوردن آنها حلال دانسته شده، گوشت گاو ، گوسفند، شتر، پرندگان و گوشت جانوران وحشی كه دندان تیز و چنگال درنده ندارند.آنچه از تخم پرندگان خوردنشان حلال است، تخمهایی است كه شكل دو سر آن با یكدیگر تفاوت داشته باشند.(بیضی شكل باشد). از شكار دریایی، خوردن گوشت ماهیهایی حلال است كه سطح بدن آنها را فلسهایی پوشانده باشد.آنچه از نوشیدن آنها حلال است، آن است كه زیاد عقل را دگرگون نسازد و آنچه زیاد این چنین باشد،نوشیدن اندك آن نیز حرام است.36 آداب تغذیه بی تردید رعایت دستورهای بهداشتی در تغذیه یكی از مهم ترین عوامل سلامت، شادابی و طول عمر است.مسلماً اگر مردم بدانند كه چه باید بخورند و چگونه بخورند و اصول تغذیه را در زندگی خود به كار بندند،نه تنها ریشه بسیاری از بیماریها از بین میرود، بلكه تأثیرات مثبت آن در جنبههای مختلف فردی و اجتماعی نمایان شده و جامعه بشری طعم لذت و طراوت را بیش از پیش خواهد چشید.رهنمودهای اسلام در این زمینه فوق العاده مهم و ارزشمند میباشند كه پیروی از آنها، نه تنها سلامت جسم را تضمین میكند بلكه سلامتی و شادابی روح و جان را نیز به ارمغان می آورد. در فرهنگ دینی،با توجه به هدف خلقت جهان هستی و جایگاه ویژه انسان در نظام آفرینش،تغذیه به عنوان ابزار و وسیله ای معرفی شده تا انسان را در جهت رشد و كمال سوق دهد نه آنكه خودش هدف زندگی باشد.چنانكه در حكمتی منسوب به امام علی(علیه السلام) آمده است:«لا تطلب الحیاة لتأكل،بل أطلب الأكل لتحیا، یعنی زندگی را برای خوردن مخواه، بلكه خوردن را برای زندگی بخواه». نكته دیگر آنكه چون عقل و علم بشر بر همه رازهای آفرینش احاطه ندارد، چه بسا بسیاری از دستورات غذایی اسلام كه از جانب خالق حكیم صادر شده، برای دانش امروز مجهول و علل و حكمت های آن روشن نباشد و از جنبه های اعجاز دین همان بس كه در شرایط جهل عصر نزول، دارای احكامی باشد كه فلسفه بسیاری ازآنها با گذشت زمان و پیشرفت علم و تكنولوژی مكشوف شده و روز به روز بعد تازهای از حكمت آن نمایان شود. � در مورد آداب خوردن و آشامیدن در اسلام توصیههای فراوانی شده است كه با نگاهی به آیات كلیدی و برخی روایات،به بررسی بخشی از فرهنگ تغذیه در آیات و روایات میپردازیم: 1.توجه به نوع غذا و دقت در انتخاب آن استفاده از مواد غذایی مناسب نخستین و مهم ترین رهنمود اسلام است كه برخی ویژگیهای آن از آیات و روایات به این صورت برداشت میشود:غذای انسان باید حلال بوده و از راه مشروع تهیه شده باشد.زیرا غذایی كه از راه نا مشروع و تجاوز به حقوق دیگران تهیه گردد،هر چند ممكن است برای سلامت جسم ضرر نداشته باشد امّا قطعاً برای سلامت روان زیانبار خواهد بود.دوم طیب و پاكیزه باشد.در آیات قرآن نیز به دو قید حلال و طیب بودن غذاها تأكید شده است.(بقره/169) در داستان اصحاب كهف،آن هنگام كه یكی از افراد مأمور میشود برای تهیه غذا به شهر برود،با وجود موقعیت ترس و اضطراب و در شرایطی كه باید به سرعت به غار باز میگشت، به توجه به نوع و كیفیت غذا و انتخاب پاك ترین غذا سفارش شده :«پس باید بنگرد كه كدام غذا پاكیزهتر است تا رزقی از آن برایتان بیاورد…»(كهف/19) از دیگر ویژگیهایی كه باید در انتخاب غذا مورد توجه قرار بگیرد ارزش غذایی و فابده عذا است.مواد غذایی باید مرغوب و مفید باشند.در قرآن كریم هر كجا كه از گوشت ماهی سخن به میان آمده،قید تازه بودن نیز به دنبالش آورده شده:«لحماً طریاً» (نحل،16/14) تا تأكیدی باشد بر اینكه برای استفاده از گوشت انواع موجودات دریایی از جمله ماهی حتماً نوع تازه آن مصرف و از خوردن گوشتهای مانده و فاسد،یخ زده و نمكسود شده پرهیز شود. 2.تلاش و حركت برای غذا از منظر روایات اسلامی، برترین غذاها،غذایی است كه از دست رنج خود فرد تهیه شده باشد، گرچه روزی همه موجودات مقدر شده و به دست رازق بی همتا به آنها عطا می شود،اما رخوت و تنبلی انسان و صرفاً خوردن و خوابیدن او در فرهنگ قرآنی مذموم دانسته شده و در مقابل سفارش به كار و تلاش جهت كسب رزق و روزی حلال و بهره از نتایج زحمات انسان شده است:یا أیها الذین أمنوا أنفقوا من طیبات ما كسبتم و ممّا أخرجنا لكم الأرض(بقره،2/267) 3.دو وعده غذا خوردن در شبانه روز در توصیفی كه قرآن از اهل بهشت كه در دارالسلام جاوید هستند ذكر نموده، وعدههای غذایی بهشتیان به دو وعده صبح و شام اختصاص یافته است.و لهم رزقهم فیها بكرة و عشیاً(مریم،19/ 62)؛در بهشت روزی آنها هر صبح و شام مهیا میباشد.در روایات اسلامی نیز،برای تداوم سلامت و شادابی انسان،خوردن دو وعده غذایی در صبح و شام سفارش شده است. شهاب بن عبد ربه نقل میكند كه نزد امام صادق(علیه السلام)،از دردها و بدگواری هایی كه داشتم، اظهار ناراحتی كردم. ایشان به من فرمودند:«صبحانه بخورو شام بخور اما در فاصله میان آنها چیزی مخورچرا كه موجب تباهی تن است. مگر نشنیده ای كه خداوند می فرماید:و لهم رزقهم فیها بكرة و عشیاً.37 در روایات با وجود تعیین دو نوبت غذا در هر شبانه روز، بر خوردن ناشتایی و شام تأكید شده و ترك آنها شدیداً مورد نهی واقع شده است.پیامبر خدا فرمودهاند:«خوردن شام را وا مگذارید،هر چند به مشتی خرما باشد؛زیرا وا گذاشتن آن انسان را پیر میكند.»38 4.خوردن به اندازه رفع نیاز و پرهیز از پرخوری برای پیشگیری از زیانهای پرخوری و بهره گیری از منافع كم خوری،پیشوایان اسلام توصیه كردهاند كه انسان پیش از زمانی كه اشتها دارد چیزی نخورد و قبل از آنكه اشتهایش كاملاً از بین رود،از خوردن دست بكشد:«كل و انت تشتهی و أمسك و انت تشتهی» 39 در روایات ضمن تأكید بر كم خوری،منافع زیادی برای آن ذكر شده كه در بخش منافع ظاهری وباطنی قابل بررسی است. از جمله فواید و آثار ظاهری كه كم خوردن بر جسم می گذارد،سلامت تن میباشد. پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودهاند:«مادر همه داروها كم خوری است». 40 از امیر مؤمنان(علیه السلام) نیز روایت شده:«هر كس در خوردن به كم بسنده كند، سلامتش بیشتر می شود و اندیشه اش سامان می یابد».41 از دیگر فوائد ظاهری كم خوری،شادابی چهره است.در روایتی از حضرت عیسی(علیه السلام) نقل شده كه خطاب به زنی فرمودند:«هنگامی كه غذا میخوری، از سیر شدن حذر كن زیرا اگرغذا بر سینه سنگینی كند و از اندازه فزون شود،طراوت چهره از میان می رود».42 طول عمر یكی دیگر از فواید خوردن است چنانكه از لقمان نقل شده :«اگر خوراك انسان اندك باشد عمرش طولانی میشود». 43 فایده های باطنی كم خوری:در احادیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت(علیه السلام) روایات بسیاری در مورد فواید معنوی كم خوری از جمله صفای اندیشه،نورانیت دل،رهایی از دام شیطان، بهره گیری از علم و حكمت و درك ملكوت هستی و استفاده بهتر از عبادات و در نهایت قرب و نزدیكی به خداوند متعال مطرح شده است.44 5.استفاده از یك نوع غذا در هر وعده غذایی مطابق مطالب پیش گفته انسان بر اساس آیات و روایات موظف است كه در انتخاب غذای خود دقت كرده و حلال و پاك و مناسب و مرغوب بودن غذا را در نظر بگیرد؛ امّا هیچ كجا به كمیّت و تنوع غذا سفارش نشده است.بلكه بر عكس مذموم نیز شمرده شده. به عنوان مثال در داستان بنی اسرائیل، حضرت موسی(علیه السلام) در پاسخ به افرادی كه گفتند:«ما بر غذای واحد صبر نمیكنیم» و درخواست غذاهای متنوع كردند،فرمود:«آیا غذاهای پست تر را جایگزین غذاهای بهتر میكنید» (بقره/61) امروزه در علوم تغذیه و پزشكی نیز استفاده از تنها یك نوع غذا برای هر وعده سفارش می شود،زیرا دستگاه گوارش انسان برای هضم هر نوع غذا به یك نوع آنزیم و یك نوع محیط خاص نیاز دارد. مثلا معده برای هضم غذاهای گوشتی محیط اسیدی و برای هضم میوه ها و سبزیجات محیط قلیایی میطلبد.لذا در صورتی كه این دو ماده با هم مصرف شوند در ترشح آنزیم ها اختلال وارد شده و روند هضم غذا به خوبی انجام نمیپذیرد.45 در روایتی از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد نكوهش خوردن غذاهای رنگارنگ، نقل شده: كسانی از امت من پدید خواهند آمد كه در آسایش زاده شده و در آن تغذیه میگردند. تمام همت و تلاش آنها در رنگارنگی و تنوع خوردنی ها و آشامیدنیهایشان است و یكدیگر را به زبان می ستایند،آنان بدهای امت من هستند.46 در روایت دیگری از امام علی(علیه السلام) نقل شده: غذاهای رنگارنگ، شكم را بزرگ و سرین را سست میكند.47 6.بر زبان آوردن نام خدا هیچ رزق و روزی و نعمتی وجود ندارد مگر آنكه از جانب خداست(نحل/53) و در حقیقت همه انسانها بر سر سفره نعمت خداوند متعال نشستهاند و از رحمت بی كران او برخوردارند،لذا در استفاده ازاین نعمتها شایسته است كه مالك حقیقی آنها یاد شود و بهره بردن از نعمتها به اذن او انجام شود.در روایات نیز ذكر نام خداوند به ویژه هنگام تغذیه و بهره بردن از رزق و روزی خدا مورد تأكید واقع شده و نام خدا عامل سلامتی و بركت غذا معرفی شده است. پیامبر گرامی اسلام(علیه السلام) در این مورد میفرمایند: هنگام غذا،از آن كسی نام ببر كه با وجود نامش هیچ دردی زیان نمیرساند و نام او شفای همه بیماریها است.49 7. شكر نعمت و پرهیز از كفران آن ثنا گویی در مقابل نعمت و اعتراف به نعمت با نوعی تعظیم و اظهار نعمت از معانی شكر است. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان فرمودهاند: حقیقت شكر اظهار نعمت است.چنان كه حقیقت كفر،اخفای نعمت است و شكر خدا به این است كه انسان نعمت را در محلّی كه منعم خواسته به كار برد و در موقع استفاده از آن نعمت متذكر خدا باشد». ایشان در ادامه متذكر میشوند كه چون طبق آیات قرآن همه چیز جزء نعمت های الهی می باشد و هدف از اعطای نعمت نیز بندگی در راه اوست.بنابراین حقیقت شكر عبارت است از به كمال رساندن بندگی و انجام دستورات الهی و متذكر شدن مقام ربوبی خدا.50 قرآن كریم پس از دستور به خوردن و بهرهمند شدن از رزق و روزی های پاك و طیب الهی،مسئله شكر را مطرح كرده و می فرماید:«ای مؤمنان! از نعمتهای پاكیزهای كه روزیتان كردیم بخورید و شكر خدا را به جا آورید اگر فقط او را پرستش میكنید.(بقره/172) شكر در برابر رزق و روزی هایی كه خدا به انسان عطا فرموده و نعمت غذا و تغذیه كه تداوم حیات انسان و موجودات به آن وابسته می باشد، از مهم ترین جایگاه های شكر است كه در كنار شكر قلبی و شكر لسانی، انفاق و اطعام می تواند مصادیق شكر عملی آن به حساب آید. شایسته است این بخش را با حدیثی از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) خاتمه دهیم. ایشان میفرمایند: كامیاب ترین مردم در كار نعمت ها، كسی است كه نعمت های موجودش را با شكرگذاری پایدار سازد و نعمت های ازدست رفته را با شكیبایی باز گرداند.51 خلاصه و نتیجه مطالب با تعاریفی كه از واژه غذا و رزق و اهمیت تغذیه از منظر آیات و روایات و چگونگی تغذیه صحیح و اصول و آداب تغذیه و هم چنین تقسیم بندی انواع غذا طبق آیات قرآن و روایات ائمه معصومین(علیه السلام) مطرح شد، چنین استفاده میشود كه خالق متعال، حكمتش بر خلقت موجودی به نام انسان كه احسن المخلوقین است تعلق گرفته كه از دو بعد جسمانی و روحانی تشكیل گردیده است. در این مقاله به طور اختصار در بعد جسمانی و آن هم در شاخه چگونگی تغذیه این كالبد جسمانی،مباحث اصلی و پایه ای را در قالب ساده و همگانی،از دیدگاه آیات و روایات تشریح و ارائه نمودیم.انتخاب موضوع به مناسبت اهمیت سلامت جسم و تن، این پایگاه روح متعالی است. در پناه یك جسم سالم كه شریعت مقدس اسلام برای حفظ و سلامت آن بر پایه اصول تغذیه صحیح طراحی و برنامه نویسی نموده است،روح الهی انسان قادر خواهد بود مدارج و مراتب رشد و تعالی خود را در محدوده زمانی عمر تعیین شده، به اكمال و اتمام برساند 1. فلما جاوزا قال لفتاه اتنا غدائنا لقد لقینا من سفرنا هذا نصبا (كهف/62) 2. مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، 12، 483. 3. مصطفوی، التحقیق فی كلمات القرآن،7/201. 4. قرشی، قاموس قرآن، 4/ 215و 216. 5.فلما فصل طالوت بالجنود قال ان الله مبتلیكم بنهر فمن شرب منه فلیس منی و لم یطعمه فانه منی الا…(بقره/149) 6. طباطبائی، المیزان، 6/186. 7. التحقیق،6/30. 8. همان، 4/ 116. 9.قال یقوم ارئیتم ان كنت علی بینه من ربی و رزقنی منه رزقاً حسناً…(هود/88) 10.به نقل از قاموس،3/ 82. 11.هو الذی یدیكم ایاته و ینزل لكم من السماء رزقا و ما یتذكر الا من ینیب(غافر/13) 12. المعده بیت كلّ داء و الحمیة رأس كل دواء(طب النبی/19). 13. طب الامام رضا(علیه السلام)/3 و بحارالانوار، 62/ 310. 14. هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما،20/155و 154. 15. رابطه تغذیه حلال و حق پذیری در روایات نیز اشاره شده است از جمله روایت امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا كه به لشكر لجوج كوفه فرمودند:«ملئت بطونكم من الحرام فطبع الله علی قلوبكم». 16. پیامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):«ایاكم و فضول المطعم فانه یسم القلب بالقسوه و یبطی بالجوارح عن الطاعه و یصم الهم عن سماع الموعظة» بحارالانوار،66/ 338. 17.همان،9/373. 18. ری شهری،میزان الحكمة، 7/3128. 19. من أكل لقمه حرام لن تقبل له صلوة اربعین لیله و لم تستجیب له دعوة اربعین صباحا و كل لحم ینبته الحرام فالنار اول یبه و ان القمه الواحدة تنبت اللحم». 20. من سره ان یقل غیظه فلیأكل لحم دراج، امام صادق(علیه السلام) 21. «و اما الخمر حرمها لفعلها و فسادها و قال ان مدمن الخمر كعابد الوثن و یورث ارتعاشا و و یذهب بنوره و یهدم مروته» وسائل الشیعه، 3/ 100 و مستدرك، 16/ 163. 22. قال رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):«من ترك اللحم اربعین صباحا ساء خلقه» 23. قال الصادق(علیه السلام):«شكی نبی من الانبیاء الی الله عزوجل الغم فامره الله عزوجل بأكل العنب» 24. قال الصادق(علیه السلام):«من اكل رمانة علی الربق انارت قلبه اربعین یوما» 25. قال رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):«یا جعفر كل السفرجل فانه یقوی القلب و یسجع الجبان» 26. ناصر مكارم شیرازی، اخلاق در قرآن كریم، 1/ 149. 27. تفسیر نمونه، 20/ 51. 28.فلینظر أیها أزكی طعاما فلیأتكم برزق منه…(كهف/ 19)،یا أیها الذین آمنوا كلوا من طیبات ما رزقناكم…(بقره/ 172) 29. عباسعلی محمودی، آداب وبهداشت در اسلام/ 17. 30. دفتر اول مثنوی معنوی، ابیات 1647ـ 1644. 31. المعدة بیت كل داء والحمیه رأس كل دواء. طب النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)/ 2. 32. «انما الاسراف فیما أتلف المال و اضر البدن»، كافی، 2/499. 33. بحارالانوار،14/ 320، ج26 و علل الشرایع/ 297، ح1. 34. شیخ طبرسی، تفسیر مجمع البیان، 4/ 639. 35. ری شهری، دانشنامه احادیث پزشكی، 89، به نقل از خصال صدوق/ 229. 36. بحارالانوار، 66/ 320. 37. كافی، 6/ 288، ح2، بحارالانوار، 66/ 342،ح 5. 38. «لاتدعوا العشاء و لو بكف من تمر فان تركه یهرم» سنن ابن ماجه، 2/ 1113 ،ح 3355. 39. دانشنامه احادیث پزشكی، 2/ 110. 40. «ام جمیع الادویة قلة الاكل»،المواعظ العددیه/ 213. 41. «من اقتصرفی أكله كثرت صحته و صلحت فكرته» غرر الحكم،ح 8803. 42. «اذا أكلت فایاك ان تشبعی لان الطعام إذا تكاثر علی الصدر فزادفی القدر ذهب ماء الوجه» علل الشرایع/ 497؛ بحارالانوار، 14/ 32 . 43. «إذا قل طعمة المرء عاش طویلا»،المواعظ العددیه/ 71. 44. «القلب یتحمل الحكمة عند خلّو البطن»،تنبیه الخواطر،2/119؛عدة الداعی/166؛بحارالانوار،78/ 453، ح 21. 45. جمشید خدادادی، 15 روز تا سلامتی/ 82. 46. بحارالانوار،77/ 90 ،ح 3. 47. «الألوان یعظمن البطن و یحذرون الألیتین»، كافی، 6/ 317، ح 8. 48.«كل طعام لایذكر اسم الله علیه،فانما هو داء و لا بركة فیه»،كنز العمال، 15/328، ح 40741. 49.«اذا أكلت الطعام فسّم باسم الذی لایضر مع اسمه داء و فیه شفاء من كل الاسواء»،بحارالانوار، 66/ 425. 50. به نقل از:كتاب آیه های زندگی، حسین اسكندری/ 188. 51. میزان الحكمه، 13/ 20380. نویسنده : نرجس خادمی منبع : فصلنامه بینات، شماره59 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آداب آشامیدن آب در اسلام | لبخند خدا | 3 | 1,695 |
۱۶/اردیبهشت/۹۳ ۰:۳۳ آخرین ارسال: لبخند خدا |
|









كلوا و اشربوا ولا تسرفوا)،و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه كرده است