کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هامان و ادعاي خطاي تاريخي در قرآن!
۱۸:۵۴, ۵/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۳ ۱۹:۰۴ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم
در ابتدا به طور خلاصه و چکیده کتاب مقدس عهد قدیم به نام "استر" را برای خوانندگان گرامی می آورم سپس همزمان به شبهاتی که بر اساس این کتاب بی اساس بر قرآن کریم وارد می کنند را با ایرادات و نواقص خود کتاب به اصطلاح تاریخی استر می پردازیم
برای کوتاهی متن و خارج نشدن از حوصله دوستان گرامی لینک دانلود کتاب قرار داده شده لطفا برای درک بهتر ابتدا خلاصه کتاب را مطالعه بفرمایید :
این کتاب که بیشتر ادبیاتی رمان گونه دارد ظاهرا قصد دارد خود را تاریخی و واقعی جلوه بدهد و توجیح کننده عید پوریم باشد امروزه در سرزمین های اشغالی صهیونیست ها هر ساله به هنگام جشن "پوریم" این کتاب را قرائت می کنند .روایت کتاب استر را برخی (ازجمله راوی خود داستان) به دوران خشایارشا و برخی دیگر (ازجمله متن یونانی کتاب) به زمان اردشیر هخامنشی نسبت می دهند. آنچه مسلم است، این روایت به سال های ۱۶۰ تا ۱۵۰ پ م منسوب است
اما انتصاب آن به خشایارشا محتمل تر است .از نظر شاکد تاریخ نگارش کتاب استر نامشخص است اما معمولاً بین محققین اتفاق‌نظر وجود دارد که نگارش کتاب کمی بعد از سقوط هخامنشیان، احتمالا در دوره اشکانیان و حدود قرن دو یا سه قبل از میلاد بوده‌است. نویسنده کتاب نیز ناشناخته‌است. اما معمولاً چنین پنداشته می‌شود که توسط فردی از میان اقلیت یهودی ایران و بابل نوشته شده‌است.اما جعفری دهقی معتقد است که این کتاب در زمان هلنیستی (یونانی مآبی) و حاصل تلقی و برداشت فکری یونانیان و دشمنی آنان با شاهان هخامنشی است.
هامان و ادعاي خطاي تاريخي در قرآن!
چكيده
از زمان نزول قرآن تاكنون مخالفان اسلام كوشيده‌اند تا آن را ساختة ذهن بشر و برگرفته از منابع پيشين معرفي كنند. فرضية اقتباس داستان‌هاي قرآن از متون اديان گذشته يكي از زمينه‌هاي فعاليت خاورشناسان بوده است. آنها علاوه بر اتهام اقتباس، گاهي پيامبر را به خطاي تاريخي نيز متهم كرده‌اند. حكايت هامان از اين دست است. مدعيان خطاي تاريخي قرآن برآن‌اند كه پيامبراكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر اثر سوء برداشت از منابع يهودي، هامان وزير خشايارشا را با وزير فرعونِ معاصر حضرت موسي عليه السلام(علیه السلام) اشتباه گرفته است. اين فرضيه به دلايل متقن مردود است؛ بسياري از محققان، كتاب اِستِر را كه وزير خشاريارشا بودن هامان در آن مطرح شده اثري افسانه‌اي دانسته‌اند. از سوي ديگر، محتواي گزارش قرآن از هامان هيچ مشكلي با واقعيات تاريخي ندارد، بلكه تحقيقات باستان‌شناسي ـ كه خود غربي‌ها انجام داده‌اند ـ شواهد محكمي در تأييد تاريخي بودن هامان و تعلق او به دربار فرعون در عهد موسي را به ثبت رسانده است.
مقدمه
پيش از بيان مسئله و ذكر پيشينة تحقيق در موضوع مورد بحث، مناسب است كه خواننده با گزارش كتاب مقدس و قرآن دربارة شخصيتي كه در اين دو كتاب با نام هامان آمده است، به اختصار آشنا شود. نام هامان شش بار در قرآن مجيد ذكر شده است (ر.ك: قصص: 6، 8 و 38؛ عنكبوت: 39؛ مؤمن: 24 و 36). در هر شش مرتبه نام وي پس از نام فرعون آمده و از برخي آيات برمي‌آيد كه او از مقامات عالي‌رتبه در دستگاه فرعون بوده است؛ چراكه قرآن سپاهياني را به آن دو نسبت داده است (ر. ك: قصص: 6 و 8). همچنين در دو آيه از هامان و قارون در كنار فرعون ياد شده است (ر.ك: عنكبوت: 39؛ مؤمن: 23-24) كه نشان مي‌دهد اين دو نيز مانند فرعون داراي مقامي عالي بوده‌اند و در ادارة كشور و رهبري مردم نقش بالايي داشته‌اند، به طوري كه مخاطب موسي فقط فرعون نيست، بلكه او به همراه معجزاتش به سوي فرعون، هامان و قارون فرستاده شده است (ر.ك: عنكبوت: 39؛ مؤمن: 23-24). با اين همه، او در رده‌اي پايين‌تر از فرعون بوده؛ چون فرعون به او دستور مي‌داده است (ر.ك: قصص: 38؛ مؤمن: 36). با اين حال قرآن به مقام خاصي چون وزارت براي او تصريح نكرده است. از اينكه سپاهياني به او و فرعون نسبت داده شده و نيز از اينكه فرعون به او دستور داده براي او بنايي مرتفع بسازد تا به وسايلي دست يابد و از خداي موسي خبر گيرد (ر.ك: قصص: 38؛ مؤمن: 36)، معلوم مي‌شود كه او در امور لشكري و كشوري صاحب‌منصب بوده است. از اين رو، بسياري از مفسران از محتواي اين آيات استنباط كرده‌اند كه هامان، سِمَت وزير و مشاور اعظم فرعون زمان حضرت موسي(علیه السلام) را داشته است. با اين حال، شيخ طوسي وزير بودن هامان براي فرعون را با لفظ «قيل» آورده كه نشان از قوي نبودن اين نظر در نزد اوست.
برخي از خاورشناسان كوشيده‌اند تا «هامان»ي را كه در قرآن ذكر شده بر يكي از شخصيت‌هاي كتاب مقدس تطبيق كنند. در كتاب مقدس، هامان يكي از شخصيت‌هاي كتاب اِستِر است كه هفدهمين كتاب در مجموعه عهد عتيق است. مطابق اين كتاب، خشايارشا از همسر خود، ملكه وشتي، به سبب حاضر نشدن در يك ضيافت ملوكانه خشمگين مي‌شود و به جاي او استر را كه يك دختر يهودي بود، به همسري برمي‌گزيند. مُردخاي، پسرعموي استر، كه قيم او نيز بوده است، به وي نصيحت مي‌كند كه يهودي بودنش را از مردم پنهان سازد. خشايارشا رئيس‌الوزرايي به نام هامان داشته كه مردي متكبر بوده و از همه انتظار داشته تا در برابرش تعظيم كنند. هنگامي كه مردخاي از تعظيم در برابر او امتناع مي‌ورزد، هامان سخت خشمگين مي‌شود و در صدد انتقام از او برمي‌آيد. او پادشاه را تحريك مي‌كند تا دستور قتل‌عام يهوديان را صادر كند. پادشاه، غافل از يهودي بودن استر، دستور را صادر مي‌كند. هامان فوري دست به كار مي‌شود و يك چوبة دار براي اعدام مردخاي تهيه مي‌كند. مردخاي براي استر پيغام مي‌فرستد و او را از موضوع آگاه مي‌سازد. استر جان بر كف مي‌نهد و به پادشاه اعلام مي‌دارد كه يهودي است و بنابراين، جزو كساني است كه مطابق فرمان شاه بايد اعدام شود. پادشاه چنان عصباني مي‌شود كه دستور مي‌دهد هامان را روي چوبه داري كه براي مردخاي تهيه كرده بود اعدام كنند. سپس مردخاي را به جاي هامان به مقام رئيس الوزرائي برمي‌گزيند.
از آنچه گذشت معلوم شد هامان نام مشتركي است كه در قرآن و عهد عتيق در دو داستان مختلف، با دو فرهنگ، تمدن و آيين متفاوت و با فاصله‌اي در حدود هزار سال، به كار رفته است. برخي از خاورشناسان و دانشمندان آگاه به كتاب مقدس اين ادعا را طرح كرده‌اند كه در دربار فرعون چنين شخصيتي وجود نداشته است، بلكه حضور او در داستان موسي و فرعون صرفاً يك اشتباه تاريخي از سوي حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است كه او را از داستان كتاب استر در عهد عتيق به داستان موسي و فرعون برده است! به راستي آيا هامان شخصيتي تاريخي در عهد خشايارشا بوده است؟ آيا امكان ندارد كه هامان شخصيتي تاريخي در دربار فرعون بوده باشد؟ ما در اين مقاله در صدديم به اثبات برسانيم كه هامانِ قرآني با واقعيت‌هاي تاريخي و منابع باستان‌شناسي تأييد مي‌شود و به عكس، هامانِ عهد عتيق و برخي ديگر از شخصيت‌هاي مذكور در داستان ‌هامان در كتاب استر، شخصيت‌هاي خيالي و افسانه‌اي هستند و نام آنها وامدار نام برخي خدايان بابِليان و عيلاميان است. و تمدن‌هاي بابِل و عيلام نيز به احتمال زياد اين نام‌ها را از مصريان اخذ كرده‌اند.
فخر رازي ذيل آية 36 سورة مؤمن به اشكال يهوديان در مورد هامان در قرآن پاسخ مي‌دهد. او دربارة اشكال مي‌گويد: يهوديان مي‌گويند كساني كه تاريخ بني‌اسرائيل و فرعون را بررسي كرده‌اند اتفاق نظر دارند كه در زمان موسي و فرعون شخصي به نام هامان وجود ندارد، بلكه او مدت‌ها بعد از اين دوران بوده است، بنابراين، قول به وجود هامان در زمان فرعون يك خطاي تاريخي است. اشكال‌كنندگان افزوده‌اند كه كسي نبايد بگويد وجود شخصي در زمان متأخر مانع از آن نيست كه شخص ديگري با همان نام در زماني قديم‌تر وجود داشته باشد؛ زيرا اگر در زمان فرعون چنين شخصي بوده، چون موقعيت بالايي در حكومت داشته است بايد شناخته شده باشد. مستشكلان در ادامه به ذكر مثالي پرداخته‌اند و آن اينكه همه مي‌دانند شخصي مانند ابوحنيفه سال‌ها بعد از پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده است، حال اگر كسي ادعا كند كه ابوحنيفه در زمان پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده است و بعد هم مدعي شود كه ابوحنيفة معروف غير از آن ابوحنيفه است كه در زمان پيامبر اسلام بوده، كسي اين ادعا را نمي‌پذيرد. فخر رازي پس از بيان مفصل اين اشكال، به اختصار به پاسخ مي‌پردازد. وي مي‌گويد: زمان بسيار طولاني از عهد موسي و فرعون مي‌گذرد و اطلاعاتي كه از آن زمان به ما رسيده بسيار مضطرب و نامطمئن است. از اين رو نمي‌توان در اين مورد به قول اهل تاريخ اعتماد كرد؛ بنابراين، اخذ به سخن خداوند در قرآن اولي است. وي در ادامه مقايسة وضع هامان با مثال ابوحنيفه را قياس مع‌الفارق مي‌داند؛ ‌چراكه عهد ابوحنيفه و عصر پيامبر بسيار به ما نزديك است و اطلاعات ما از اين دوران مشوش نيست.
ملاحظه مي‌شود كه جواب فخر رازي در آنجا كه مي‌گويد اعتماد به سخن خداوند در قرآن اولي است، با پيش‌فرض ما مسلمانان پذيرفته است، اما غيرمسلماناني را كه به قرآن اعتقادي ندارند قانع نمي‌كند. البته مضبوط نبودن تاريخ دوران موسي و فرعون درست است و كسي نمي‌تواند به صرف نيافتن نام هامان در منابع مربوط به زمان فرعون، وجود او را منكر شود؛ چون حقيقت آن است كه اطلاعات موجود و موثق از آن دوران بسيار اندك است. آيت‌الله معرفت نيز در كتاب شبهات و ردود به اين موضوع پرداخته‌اند.
در اين پژوهش ضمن بهره‌گيري از تحقيقات انجام شده، با روش تحليل تاريخي ادعاهاي مطرح شده از سوي مستشرقان رد و ديدگاه قرآن اثبات شده است. از اين رو بر دو نكته در داستان هامان تأكيد مي‌كنيم: يكي كالبد‌شكافي كتاب استر و ارائة شواهدي كه حكايت از آن دارد كه هامانِ عهد عتيق شخصيتي تاريخي نيست، و ديگري ارائة ادله و شواهدي بر اين كه هامانِ قرآن شخصيتي تاريخي مربوط به عصر موسي و فرعون است.
سخن مدعيان اشتباه تاريخي در قرآن
مدعيان اشتباه تاريخي در قرآن، هامان پسر همداتاي را شخصيتي مي‌دانند كه از نظر تاريخي نخستين بار در كتاب اِستِر – و به عنوان وزير خشايارشا، شاه ايران (460- 486 قبل ازميلاد)- از او ياد شده است. حوادث كتاب استر از نظر تاريخي مربوط به حدود 1100 سال پس از زمان فرعون است. آنها اين سؤال را طرح مي‌كنند كه چگونه هامان به قرآن راه يافته است؟ خاورشناسان مدعي‌اند پيامبر نام او را در كنار قارون ديده و به اشتباه تصور كرده او هم عصر قارون و موسي بوده و بر همين اساس نام او را در كنار فرعون معاصر موسي در قرآن وارد كرده است. محققان غربي نتوانسته‌اند هويت تاريخي هامان در قرآن را درك كنند و لذا بر آن اساس نتيجه مي‌گيرند كه محمد مطالبي از كتاب مقدس شنيده يا خوانده ولي دچارسوء فهم شده و هامان وزير خشايارشا را با وزير فرعون اشتباه گرفته است.
اسقف لودويكو ماراچي، (1612ـ1700) دومين مترجم قرآن به زبان لاتين، به اين موضوع اشاره كرده است. او مي‌گويد: «محمد داستان‌هاي مقدس را مخلوط كرده است. او هامان را وزير فرعون دانسته، در حالي كه در حقيقت او وزير خشايارشا بوده است».
جورج سيل مترجم قرآن به زبان انگليسي، نيز در ترجمة خود از قرآن همين ادعا را طرح مي‌كند.
تئودورنولدكه، زبان شناس آلماني، نيز در مقاله‌اي كه سال 1891م در دائرة ‌المعارف بريتانيكا به چاپ رسيده است، با لحني بسيار نامناسب مي‌گويد: «نادان‌ترين يهوديان نيزهيچ‌گاه هامان (وزيرخشايارشا) را با وزير فرعون اشتباه نمي‌گيرند».
دائرة ‌المعارف اسلام نيز ذيل مدخل «هامان» مي‌نويسد: «هامان نام شخصي است كه قرآن به علت يك اشتباهِ هنوز نامشخص به جاي وزير خشايارشا در كتاب استر، او را مربوط به فرعون مي‌داند».
اين ادعا را خاورشناسان ديگري مانند هنري لامنس (۱۸۶۲-۱۹۳۷م)، ژوزف هورويتس، چارلز كالتر توري (1956-1863)، و ابن وراق نيز تكرار كرده‌اند.
آرتورجفري كه اثري مشهور به نام واژه‌هاي دخيل درقرآن نوشته است نيز در اين باره مي‌گويد: «هامان درقرآن، به عوض آنكه در داستان استر ظاهر شود، به صورت يكي از بزرگان دربار فرعون در مصرِ دوران حضرت موسي پديدار مي‌گردد. بعضي از مفسران كوشيده‌اند كه بگويند اين هامان غير از هامان داستان استر است، اما ترديد نيست كه مراد از هامان، همان كسي است كه در باب 3 كتاب استر است و ما منشأ اين درهم‌آميختگي را مي‌توانيم در سورة عنكبوت آية 39 و سورة مؤمن آية 24 بيابيم كه هامان با قارون ذكر شده است؛ زيرا در افسانه‌هاي تلمودي نيز هامان با قارون به هم پيوستگي يافته‌اند».
در بررسي ادعاهاي مذكور به چند نكته بايد توجه كرد. از روند شكل‌گيري اين فرضيه معلوم مي‌شود كه مدعيان بر اساس چند پيش‌فرض كه آنها را مسلّم انگاشته‌اند، به اين داوري رسيده‌اند. اين پيش‌فرض‌ها عبارت‌اند از:
1. چون كتاب مقدس در مقايسه با قرآن قدمت بيشتري دارد، مطالبي كه در اين دو كتاب داراي عناصري مشترك است، اصل و حقيقت آن را بايد در كتاب مقدس پي‌گيري كرد. به عبارت ديگر، كتاب مقدس و متون پيشين، سنجه‌اي خطاناپذير براي ارزيابي قرآن فرض گرفته شده است.
2. حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با استفاده از ميراث مكتوب و شفاهي به جاي مانده از اديان و فرهنگ‌هاي ديگر، به ويژه يهوديت و مسيحيت، متن قرآن را پديد آورده است.
3. شخصيتي به نام هامان، تنها يك وجود تاريخي دارد و آن هم كسي است كه وزير خشايارشا بوده است؛ بنابراين هر فرض ديگري كه او را مربوط به عصر ديگري در نظر بگيرد مردود است و گويندة آن، دچار خطاي تاريخي شده است.
با توجه به اين پيش‌فرض‌ها آنها داستان هامان در قرآن را متأثر از داستان هامان در كتاب استر دانسته‌اند.
مسلمانان در مقابل اين پيش‌فرض‌ها ـ كه هيچ يك از آنها ثابت نشده است ـ بر اين باورند كه قرآن سخن خداست و هيچ سخن باطلي در آن راه ندارد. از اين رو گزارش‌هاي تاريخي آن عين واقعيت تاريخي است. از سوي ديگر، تشابه نام برخي شخصيت‌ها در قرآن و كتاب مقدس هيچ دليلي بر اقتباس قرآن از كتاب مقدس و هيچ كتاب ديگري نيست. همين طور، قدمت يك متن، دليل بر صحت آن و سنجه بودنش براي ديگر متون نيست؛ زيرا چه بسا متني قدمت بيشتري داشته باشد، اما در عين حال دچار تغيير و تحريف شده يا آنكه اساساً اصل آن مخدوش باشد.
ما پيش‌فرض‌هاي خاورشناسان را نمي‌توانيم بپذيريم و نيز نمي‌خواهيم صرفاً بر اساس باور مسلمانان مبني بر حقانيت قرآن به شبهة مطرح شده پاسخ بگوييم، بلكه مي‌خواهيم با روش تحليل تاريخي به رد ادعاهاي مطرح شده و اثبات ديدگاه قرآن بپردازيم تا براي مسلمان و غيرمسلمان حجتي بر حقّانيت قرآن كريم باشد.
هامان و كتاب استر در مواجهه با چالش تاريخيت
از آنجا كه پيش‌فرض مدعيان خطاي تاريخي در قرآن اين است كه هامان نام شخصيتي است تاريخي كه در دورة هخامنشيان در دربار ايران بوده است، زير سؤال بردن اين پيش‌فرض و مخدوش ساختن آن، حقيقت‌جويان را به اين امر رهنمون مي‌سازد كه اين نام را نويسنده يا نويسندگان كتاب استر از فرهنگ و تمدن‌هاي ديگر وام گرفته‌ و چنين داستاني فراهم ساخته‌اند. اين وام‌گيري نام‌ها ممكن است به فرهنگ و تمدن مصر ختم شود كه نتيجة آن، اثبات تاريخيت شخصيت هامان در زمان موسي و فرعون است.
قبل از بيان خدشه در تاريخيت كتاب استر، يادآوري مي‌شود كه فقط اين كتاب از هامان به عنوان وزيرخشايارشا ياد مي‌كند؛ نه در جاي ديگري از كتاب مقدس و نه در منبع مستقل ديگري، از چنين شخصيتي نام برده نشده است. در منابع تاريخي ايران نيز نامي از هامان به عنوان وزير خشايارشا و اعدام وي به دست او، آن طور كه در كتاب استرآمده، نيست. دائرة المعارف ايرانيكا نيز به اين نتيجه رسيده است كه داستان استر و شخصيت‌هاي مطرح در آن در منابع تاريخي نيامده است؛ از اين رو هامان شخصيتي افسانه‌اي است.
حال اين سؤال را بايد پاسخ داد كه اين يگانه منبعي كه از هامان به عنوان وزير خشايارشا نام برده تا چه حد از وثاقت و تاريخيت برخوردار است. بايد گفت كه ترديدهاي جدي در مورد تاريخي بودن كتاب استر وجود دارد. به اذعان بسياري از محققان غربي، كتاب استر وجه تاريخي ندارد و بيشتر رنگ داستان و رمان دارد.دائرة ‌المعارف يهودي اذعان مي‌كند كه:
بالنسبه شمار اندكي از محققان معاصر، بستر روايات كتاب استر را تاريخ مي‌دانند. اكثر قابل توجهي از مفسران و شارحان [كتب مقدس] به اين نتيجه رسيده‌اند كه كتاب، بخشي از يك افسانه و داستان محض است، گرچه برخي از نويسندگان كوشيده‌اند با تلقي آن به عنوان يك رمان تاريخي، اين نظر را نقد كنند.
دائرة ‌المعارف جهاني يهود نيز با ذكر مثال‌هايي از نكات مورد توجه محققان دربارة محتواي تاريخي كتاب استر مي‌گويد:
اكثرمحققان، كتاب را افسانه و داستان‌هايي مي‌دانند كه بازگو كنندة آداب و سنت‌هاي معاصري است كه با ظاهر و آهنگي قديمي ارائه شده تا از حمله و هجوم به آن اجتناب شود. آنها خاطرنشان كرده‌اند 127 ولايتي كه نامشان دركتاب آمده با 20 ساتراپي باستاني ايران در مغايرتي عجيب است. يا حيرت‌آور است كه چگونه استر، يهودي بودن خودش را مخفي مي‌كند، در حالي كه مردخاي كه پسرعمو و در عين حال قيم او بوده به عنوان يك يهودي شناخته شده بوده است. نيز غيرممكن مي‌نُمايد كه يك غير ايراني به عنوان نخست وزير يا ملكه انتخاب شود، و اينكه رويدادهاي كتاب، اگر به راستي واقع شده‌اند نمي‌توانسته با بي‌توجهي مورخان روبه‌رو شده باشد. لحن به كار رفته در كتاب، ساختار ادبي و جايگاه كتاب، بيشتر به يك داستان رومانتيك اشاره دارد تا يك وقايع شمار تاريخي. برخي پژوهشگران حتي منبع اين اثر را كاملاً غير يهودي رديابي كرده‌اند.
سموئيل كندي دربارة كتاب استر مي‌نويسد:
كتاب استر همه چيز مي‌تواند باشد جز تاريخ؛ داستاني افسانه‌آميز است كه غرض ظاهري اين افسانه آن بوده است كه براي جشن گرفتن عيد پوريم، يك حقانيت و واقعيت تاريخي ذكر كند. كتاب استر اطلاعات نادرستي را در مورد فارس نيز ارائه مي‌دهد. در اين كتاب آمده است كه خشايارشا بر 127 ولايت حكمراني مي‌كند؛ و حال آنكه در حقيقت تعداد ولايات تحت حكم او 27 تا بوده است.
به نظر سموئيل كندي، كتاب استر سرشار از انديشه‌ها و تصوراتي است كه از ادبيات اساطيري بابل سرچشمه گرفته است؛ چراكه انديشة غلبه يك زن بر يك پادشاه بيگانه بيشتر با روحية بابليان قرن پنجم پيش از ميلاد مناسبت دارد تا با فكر يهودي.علاوه بر اين، نام هيچ‌‌يك از قهرمانان كتاب استر يك اسم واقعي يهودي نيست. به استثناي شاه اخشورش (خشايارشا)، بقيه، نام خدايان بابلي و عيلامي دارند. نام استر معادل «ايشتار» است. بانوي قهرمان داستان حتي در باب دوم، آية هفتم، هدسه خوانده مي‌شود كه از القاب خاص ربة ‌النوع بابلي است. استر و مردخاي، بابلياني هستند كه نقاب يهودي به چهره زده‌اند. دشمن آنها، هامان، را مي‌توان بر مبناي زبان‌شناسي با «هومان»، يك خداي عيلامي، يكي دانست. «وَشتي»، ملكة پارس را هم، كه استر جاي او را مي‌گيرد، بر همان ترتيب مي‌توان با «مشتي» يك ربة ‌النوع عيلامي تطبيق داد. از اين رو كندي معتقد است اساس كتاب استر در عهد عتيق يك افسانة بابلي قرن پنجمي مي‌باشد كه كشمكش و مرافعة مردوخ (مردخاي) و ايشتار (استر) را با خشايارشا (شاه اخشورش) بيان مي‌كند. همانندي‌ها آن ‌قدر زياد است كه نمي‌توان آن را بر تصادف حمل كرد. از آن‌جا كه مردخاي (مردوخ: خداي بابلي) و استر (ايشتار: خداي ‌بانوي بابلي) پيروزي مي‌يابند، پس اين افسانه در بابل پرداخته شده است. قاموس كتاب مقدس هم اذعان دارد كه نام‌هاي موجود در كتاب استر، نام‌هايي بابلي يا عيلامي است؛ مردخاي از مردوخ خداي اصلي بابلي و هِمان يا هُمّان يكي از خدايان اصلي عيلامي است.
با توجه به اينكه ارتباط كشور و تمدن عيلام با دنياي متمدن باستان از دوره‌هاي پيش از تاريخ برقرار بوده است و آثاري كه در مصر در دوران پيش از سلسله‌ها به دست آمده به خوبي اين ارتباط را با شوش ـ كه در زمان خشايارشا پايتخت هخامنشيان بوده است ـ نشان مي‌دهد و اين نكته را بارها دانشمندان و محققان تاريخ هنر تذكر داده‌اند، و با توجه به تحقيقات دو سدة اخير باستان‌شناسي كه نمونة آن در ادامه خواهد آمد، اين احتمال قوت مي‌گيرد كه نام هامان از تمدن مصر به تمدن عيلام منتقل شده است. بنابراين، با اين ادله و شواهد بيانگر غير تاريخي بودن داستان هامان در كتاب مقدس و با توجه به شواهد وام گيري فرهنگي عيلاميان از مصريان، اكنون بايد گفت آنچه ثابت مي‌شود، خطاي تاريخي كتاب مقدس است و نه خطاي تاريخي قرآن كريم.
برخي از صاحب‌نظران بر اين باورند كه چون در زبان فارسي لفظي كه با هامان قرابت داشته باشد موجود نيست و در ميان درباريان خشايارشاه شخصي بدين نام وجود ندارد، مي‌توان گفت كه يهوديان به يكي از وزراي خشايارشا به مناسبت شباهتي كه با هامان وزير فرعون داشته و مانند او با يهود دشمني مي‌ورزيده لقب هامان داده‌اند.
در مورد غير تاريخي بودن داستان استر و برخي قهرمانانش، شواهد ديگري نيز وجود دارد كه اين كتاب را از گردونة كتاب‌هاي تاريخي يهود خارج مي‌كند. از سال 1947 تا 1956 ميلادي كه حدود يك صد قطعه از طومارهاي بحرالميت(طومار دریای مردگان) در "قُمران" فلسطین با اسفار متعدد عهد عتيق تطبيق شدند، همة اسفار عهد عتيق در آن وجود داشت جز سِفر استر. يادآوري مي‌شود كه طومارهاي بحرالميت مربوط به گروه اِسِنيان از يهوديان است كه هم اكنون ترجمة اين مخطوطات نيز به چاپ رسيده و در دسترس همگان است. ديگر آنكه در كتب عهد جديد نيز هيچ نقل قول يا اشاره‌اي به كتاب استر نشده است. حبيب سعيد مي‌نويسد: هيچ دليلي وجود ندارد كه مشخص كند چه كسي نويسندة اين كتاب است و در چه زماني نوشته شده است. فقط برخي بر آن‌اند كه با توجه به اينكه ديدگاه‌هاي مكابيان در آن بازتاب يافته، مي‌توان حدس زد كه حدود سال 130 پيش از ميلاد مسيح نوشته شده است. برخي از شارحان كتاب مقدس نيز با اين دليل كه در منابع موجود تاريخي ايران هيچ نامي از ملكة وَشتي، يا استر يا مردخاي يا هامان ديده نمي‌شود بر اين نظرند كه اساساً اين داستان تاريخي نيست. همچنين آنها مي‌گويند كه كتاب استر يگانه كتابي است كه اصلاً در آن از خداوند نام برده نشده است و از همين رو برخي از قدما در معتبر بودن آن ترديد كرده و در رديف كتاب‌هاي قانوني جاي نداده‌اند.
تاريخي بودن هامان در داستان موسي و فرعون در قرآن
مدعيان وجود اشتباه تاريخي در قرآن مي‌گويند چون بر اساس متون مذهبي يهود، تنها يك‌ هامان و آن هم وزيرخشايارشا وجود تاريخي دارد، پس هامان قرآن كه در زمان موسي(علیه السلام) و معاصر فرعون بوده خطاي تاريخي و سوء برداشت پيامبر در اقتباس از منابع يهودي به شمار مي‌آيد. مناسب است براي بررسي اين ادعا، نگاه ديگري به آيات قرآني بيندازيم. سه مطلب اساسي از آيات مورد اشاره در مورد فرعون و هامان استفاده مي‌شود. ادعاي خدايي فرعون (ر.ك: قصص: 38)، دستور فرعون به هامان براي ساختن برجي بلند از آجر (ر.ك: همان)، و حضور شخصي بلند پايه به نام هامان در دربار فرعونِ معاصرحضرت موسي(علیه السلام). (ر.ك: قصص: 6 و 8).
بر اساس دائرة ‌المعارف بريتانيكا، ريشة لغوي فرعون ازكلمة مصري فيرا «per 'aa»، به معني خانة بزرگ يا مكان سلطنتي در مصر باستان است. اين كلمه بعدها براي عنوان سلسلة پادشاهان مصر، در فاصله سال‌هاي 1539 تا 1292 پيش از ميلاد مسيح استفاده مي‌شده است. مصريان به خدايي فرعون اعتقاد داشتند. فرعون حتي پس از مرگش نيز الهي باقي مي‌ماند و در حكم پدر خداي آسمان و خدايان خورشيد قرار مي‌گرفت و قدرت و جايگاه مقدس خود را به فرعون جديد يعني پسرش منتقل مي‌كرد.
فرهنگ مصوّر كتاب مقدس نيز در مورد فرعون مي‌گويد: «مصريان معتقد بودند او خداست. در طول حكمراني فرعون، او پسر «رَع» (Ra)، خداي خورشيد و تجسّم هوروس بود. او از طرف خدايان با مسئوليتي الهي آمده بود تا براي آنان بر زمين حكومت كند. سخن او قانون و او مالك هر چيز بود».
دربارة ساخت بنايي بلند از آجر به دستور فرعون يافته‌هاي باستان‌شناسي در بستر نيل و ساحل آن نشان از مقبره‌ها و ساختمان‌هايي دارد كه از آجر ساخته شده‌اند. در تفاسير روايي چنين آمده كه بناي آجري نخستين بار در زمان فرعون ساخته شد. ولي اين امر صحيح به نظر نمي‌رسد، بلكه بايد گفت ساخت بناهاي آجري در عصر فرعون رواج داشته است؛ چراكه مصري‌ها از پنج هزار سال پيش از ميلاد از آجر استفاده مي‌كرده‌اند.
در مورد مطلب سوم، همان گونه كه گفته شد بيشتر مفسران مسلمان بر اساس استنباط از ظاهر آيات قرآن، هامان را وزير فرعون دانسته‌اند. با اين حال، هيچ مفسري تاكنون هويت وي را از نظر زبان‌شناسي بررسي نكرده است.
يكي از محققان فرانسوي كه از اين زاويه به اين بحث توجه كرده، موريس بوكاي (1998-1920) است. او معتقد بود از آنجا كه هامان درزمان موسي(علیه السلام) مي‌زيسته، بهترين منبع براي شناسايي وي و بررسي نام او، يك متخصص در زبان و خط باستاني مصر، هيروگليف است. او رايزني خود را با يكي از برجسته‌ترين مصرشناسان فرانسوي كه با زبان عربي قديم نيز آشنا بوده، چنين شرح مي‌دهد:
من كلمة هامان را با همان نگارش قرآني كپي كرده و به وي نشان دادم و به او گفتم كه اين كلمه از يك جمله، در متني مربوط به قرن هفتم ميلادي گرفته شده و جمله مربوط به شخصي است كه با تاريخ مصر مرتبط بوده است. او به من گفت كه در چنين حالتي او اين كلمه را نويسه‌گرداني [نقل عين تلفظ كلمه يا عبارتي از زباني به زبان ديگر] اسمي هيروگليفي مي‌داند، اما در عين حال مطمئن است كه متني مربوط به قرن هفتم ميلادي نمي‌تواند حاوي اسمي به زبان هيروگليف باشد؛ چون در آن زمان هيروگليف كاملاً از بين رفته بوده است. او به منظور تأييد استنتاج خود به من پيشنهاد كرد تا به لغت‌نامة اسامي اشخاص در پادشاهي نوين (مصر) نوشتة هرمن رنك (Herman Rank) مراجعه كنم كه ممكن است اين اسم را به نگارش هيروگليف پيدا كنم. من تمام آنچه را آن متخصص احتمال داده بود پيدا كردم و نويسه‌گرداني هامان را به زبان آلماني در آن فرهنگ يافتم و همچنين از اينكه شغل او را نيز يافتم متحيرشدم: فرمانده كارگران در معادن سنگ؛ دقيقاً مطابق آنچه از دستور فرعون به او در قرآن برداشت مي‌شود. هنگامي كه من تصوير صفحه مربوط از فرهنگ اسامي مصري در مورد هامان را با صفحه‌اي از قرآن كه در آن نام هامان آمده به كارشناس فرانسوي نشان دادم، او هيچ حرفي براي گفتن نداشت.
در گذر زمان، خط هيروگليف به مانند خط ميخي پارسي به فراموشي سپرده شد و تا صدها سال، هيچ كس نمي‌توانست خطوط هيروگليف حك شده بر معابد و آرامگاه فراعنه را بخواند و اكثر مردم مي‌پنداشتند كه اين خطوط و اشكال عجيب براي طلسم و جادوي مكان‌هاي مقدس حك شده است. از اين رو تا ساليان دراز پي بردن به اسرار مصر باستان به صورت معمايي پيچيده و دست‌نيافتني شده بود تا اينكه افرادي ناخواسته و اتفاقي توانستند كليد ورود به دنياي مصر باستان را كشف كنند. در سال 1798 ناپلئون بناپارت به مصر لشكر كشيد. يك سال بعد از آن، سربازان ارتش فرانسه به هنگام حفر يك سنگر براي مقابله با نيروهاي انگليسي در روستاي رُزِتا ـ الرشيد كنوني ـ سنگ سياه بزرگي را پيدا كردند و آن را «سنگ رُزِتا» ناميدند. روي اين سنگ متن يكساني با سه خط هيروگليف، دموتيك و يوناني حك شده بود. با ترجمة متن شناخته شده يوناني مشخص شد كه اين سنگ 2200 سال قدمت دارد و مربوط به دورة سلطنت بطلميوس پنجم است. در اين كتيبه كاهنان از كارهايي كه پادشاه جوان براي معابد و مردم مصر انجام داده بود تعريف كرده و سلطنت او را مورد تأييد قرار داده بودند. با استفاده از اين سنگ بود كه مصرشناس برجستة فرانسوي، ژان فرانسوا شامپوليون (1790ـ1832م) توانست خط هيروگليف را رمزگشايي كند و از آن پس، امكان ترجمة متون ديگر هيروگليف نيز فراهم شد. بنابراين مي‌توان گفت كه كتيبة سنگي روزتا، شاه كليد كشف رمز خط هيروگليف شد.
متن موجود در فرهنگ سه جلدي هرمن رنك در تصوير زير آمده است. اين متن به نام هامان اشاره دارد و نويسنده آن را از كتاب والتر رسينسكي برداشت كرده است. رسينسكي محقق در زبان‌هاي باستاني مصر است و كتابش را در 1906م دربارة نوشته‌هاي قديمي مصري در موزة «هاف» وين نوشته است.[/i]

رسينسكي اظهار مي‌دارد كه نام هامان بر ستون سنگي يك «در» حك شده، كه اكنون در آن موزه در اتريش نگهداري مي‌شود. رسينسكي متن سنگ‌نبشته را در كتاب خود آورده و بخش‌هايي از آن را ترجمه كرده است.

در خط شناسی و ترجمه، نام هامان به خط هيروگليف بيان موقعيت و جايگاه اجتماعي اوست كه رسينسكي ترجمة آن را به زبان آلماني با عبارت «Vorsteherder Steinbruch arbeiter» درج كرده كه به معناي «فرمانده كارگران درمعادن سنگ» است.
ديدگاه ديگر كه پيش از اين تحقيقات مورد توجه برخي محققان بوده اين است كه واژة هامون معرّب «آمون» مي‌باشد. آمون واژه‌اي بسيار معروف در تاريخ و فرهنگ مصر باستان و نام خداي ناديدني شهر تِبس است كه بعدها خداي خدايان شد و معابد بسياري براي پرستش اين خداي قدرتمند در مصر ساخته شد. آيت‌الله معرفت معتقد است همان طور كه «ابراهيم» معرّب أب رام (به معناي جدّ بزرگ) و نيز «سامري» معرّب شمروني (منسوب به قبيله شمرون) است، هامون نيز مي‌تواند معرّب آمون باشد. تعجبي هم نيست كه نام معبد آمون بر بزرگ كاهنان اين معبد ـ كه نزد فرعون مقامي والا يافت ـ بماند. همان طور كه واژة فرعون نيز در اصل نام مكان است و حتي در دورة عثماني برخي خلفا نام «باب عالي»، كه اسم مكان است، بر خود داشته‌اند. ابومنصور جواليقي(465- 540ه ق) مؤلف كتاب المعرّب نيز هامان را لفظي معرَّب مي‌داند. او مي‌گويد: «هامان، اسمي اعجمي است و البته بر وزن فَعلان از فعل هوَّمت (خواب سبكي كردم) و از هامَ ـ يهيمُ (عاشق شد) نيست». خزائلي نيز مي‌نويسد: در ميدراش‌ها، يكي از رؤساي بزرگ سَحَره فرعون «يام» ناميده شده؛ بنابراين، نزديك‌ترين احتمال آن است كه هامان را صورت تغيير يافته «يام» بدانيم.
دائرة ‌المعارف قرآن ـ چاپ ليدن هلند ـ به عنوان آخرين مرجع معتبرغربي در مورد قرآن، نسبت به ديگر منابع متقدم، جانب انصاف را رعايت كرده و در كنار اشاره به قول مشهورمحققان غربي در مورد هامان، به ديدگاه مذكور نيز توجه داشته و احتمال مي‌دهد كه هامان، معرّب كلمة مصري‌ها، آمِن، باشد كه عنوان بالاترين روحاني و شخص دوم بعد از فرعون بوده است.
با توجه به آنچه ذكر شد هم شواهد تاريخي و هم منابع باستان‌شناختي از آن حكايت دارد كه هامان، واژه‌اي است كه خود يا مشابه آن در مصر باستان كاربرد داشته است و مناسبت معنايي اين واژه‌ها در مصر باستان با جايگاه هامانِ مذكور در قرآن كاملاً آشكار است.
نتيجه‌گيري
1. خاورشناسان بر اساس پيش‌فرض‌هاي اثبات نشده‌اي ادعا كرده‌اند كه هامان در قرآن با يك اشتباه تاريخي از داستان كتاب مقدس در مورد خشايارشا به داستان موسي و فرعون راه يافته است.
2. مدعيان اقتباس قرآن از كتاب مقدس پنداشته‌اند كه هامانِ كتاب مقدس، شخصيتي تاريخي مربوط به زمان حكومت هخامنشيان در شوش است، در حالي كه منابع مستقل تاريخي وجود چنين شخصي را در آن زمان تأييد نمي‌كند.
3. منابع تاريخي حاكي از آن است كه هامان، مُردخاي و اِستر در داستان مربوط به خشايارشا، شخصيت‌هايي افسانه‌اي و خيالي‌اند كه نام آنها از نام‌هاي واقعي مربوط به تمدن‌هاي ديگر ـ چون بابل و عيلام ـ وام گرفته شده است.
4. ارتباط بين تمدن مصر و تمدن‌هاي بابل و عيلام از يك سو، و نتايج كشفيات جديد در مورد نام هامان بر سنگ‌نوشته‌هاي هيروگليف مصري، اين احتمال را قوت مي‌بخشد كه نام هامان از فرهنگ مصر به بابل و عيلام منتقل شده باشد و در نهايت، نويسندة كتاب استر نيز از اين نام‌ها براي داستان‌پردازي خود الهام گرفته باشد.
5. با توجه به موارد پيش‌گفته، در اين ميان اگر كسي دچار اشتباه تاريخي شده باشد، نويسنده يا نويسندگان كتاب استر‌اند و نه قرآن و پيامبر اسلام.

نگاهی کلی به اشکالات کتاب "استر"
ابهامات و تضاد تاریخی

محققین داستان استر را با وقایع تاریخی در تضاد دانسته‌اند و در صحت آن تردید کرده‌اند. این داستان تنها در منابع یهودی بیان شده است و نشانی از آن در گفته مورخان یونانی و آثار به جا مانده از هخامنشیان نیست.به درستی مشخص نیست که اخشوروش دقیقا کدام یک از پادشاهان ایران است. سابقا او رااردشیر درازدست می دانستند اما نام اردشیر در قسمت های دیگر تورات به صورت «اَرتَه خشثتا» آمده است و اگر این حکایت راجع به اردشیر درازدست بود همین نام را می نوشتند. همچنین ویژگی های شخصیتی اخشورش با توجه به تواریخ یونانی به خشایارشای هخامنشی نزدیک است .این در حالی است که در کتیبه های به جا مانده از دوران خشایارشا چهره ای دیگر از وی ترسیم می شود.برخی از مورخان یونانی تأکید دارند که خشایارشا تنها یک ملکه به نام آمستریس داشته است که به سن پیری رسیده است و براساس این روایات تغییر ملکه در زمان خشایارشا رخ نداده است. تأکید نویسنده کتاب استر بر صدوبیست وهفت ایالت شاهنشاهی ایران با واقعیت تاریخی بیست ساتراپی در تضاد است. بیشتر نام‌هایی که در این کتاب به کار رفته‌است، نام‌های سامی و عبری و نه نام‌های ایرانی است. این تضادها احتمالاً به دلیل ناآگاهی نویسنده از تاریخ ایران بوده‌است.در کتاب استر ادعا می شود که چگونگی معظم ساخته شدن مردخای توسط پادشاه در کتاب تواریخ مادی و پارسی مکتوب است. اما با منابع کنونی که در دست است نامی از مردخای دیده نمی شود.


[b]ابهامات این داستان در گفته پژوهشگران


دانشنامه بریتانیکا در نوشتار مربوط به عید پوریم می‌نویسد: حقیقت تاریخی این واقعه کتاب مقدس، معمولاً مورد سوال است. درمورد جشن پوریم نیز هرچند مشخص است که عید پوریم تا حدود قرن دوم میلادی به سنتی تثبیت شده در میان یهودیان تبدیل شده بوده، ریشه تاریخی این جشن ناشناخته‌است. در این دانشنامه در هنگام بررسی تاثیرات تمدن ایران زمین بر یهودیت چنین آمده‌است که ماجرای پوریم از کتاب استر درواقع یکی ازقصه‌های ایرانیدرمورد زیرکی و خدعه‌های شهبانوهای ایرانی در درون اندرونی‌های پادشاهان است و خود عید پوریم نیز به نوعی اقتباس یهودیان از عید نوروز می‌باشد.

به گفته تاریخچه دنیای کتاب مقدس چاپ دانشگاه آکسفورد، اگرچه برخی بنیادگرایان کتاب استر را تاریخی می‌پندارند ولی ژانر ادبی کتاب استر، همانند اکثر کتاب دانیال از نوعرمان بوده‌است. نه نویسندگان این کتاب قصد بازگو کردن حوادث گذشته را داشتند، و نه انتظار داشتند که خوانندگان آن را به عنوان تاریخ قلمداد کنند؛ شخصیتی به نام استر وجود خارجی نداشته است. با توجه به ژانر ادبی کتاب چند سؤال مربوطه اینهاست که «چه کسی این کتاب را نوشته؟ قصد آن‌ها از نوشتن این کتاب چه بوده و تا چه حدی به آن رسیده‌اند؟ مخاطبان این کتاب چه کسی بوده؟ از مقایسه این کتاب و مخاطبان آن با موارد مشابه در دنیای یونانی-رومی چه نتایجی حاصل می‌شود؟»
بگفته شائول شاکد، استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش‌گر نامدار تاریخ یهودیت، در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا، گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود. نظریه‌هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است. هرچند چنین نظری را نمی‌توان با اطمینان پذیرفت. این کتاب را بیشتر می‌توان نمونه‌ای از تم (theme) معروف دسیسه‌های درون دربار و نجات یافتن‌های معجزه آمیز نامید.
بگفته مک‌کولوگ شاید ذراتی از حقیقت در پشت داستان استر باشد ولی کتاب در وضع حاضرش دارای اشتباهات و تناقضاتی است که باید بعنوان یک افسانه تاریخی (نه روایت تاریخی) قلمداد شود. نام همسر خشایارشا به استناد هرودوت، آمستریسدختر اتانس بوده درحالی که هیچ اثری از وشتی یا استر در تاریخ هرودوت نیست کتاب استر یک رمان تاریخی است که سرنوشت یهودیان تبعیدی را در قرن پنجم پ م تحت حاکمیت اخشورش (یعنی خشایارشا) روایت می‌کند. موضوع رمان در دربابر هخامنشی در شهر شوش رخ می‌دهد. نویسنده آشنایی خوبی نقشه برداری شهر و نقل نام‌های پارسی (مموکن،...)، عیلامی (هامان)، و بابلی (مردخای) دارد. وشتی، زن خشایارشا، از دستور شوهر برای ظاهر شدن در برابر مهمانان سرپیچی می‌کند و درنیجه، از مقالم ملکه‌ای خویش خلع می‌شود و استر یهود، دختر برادر مردخای، جایش را می‌گیرد. مردخای بر طبق رمان، در بابل توسط نبودکدنضر (کسی که بیش از ۱۰۰ سال پیش از خشایارشا زیست) به اسارت گرفته می‌شود. گرچه به نظر می‌رسد این رمان در قرن دوم پ م رخ داده و کمی جزئیات تاریخی دارد، در قسمت مختلفی روایت‌های مورد اطمینان ارائه می‌کند: جزئیات نحوه زندگی دربار سلطنتی و کارایی روحانیون و توصیف سنت‌های پارسی که در کتاب استر آمده است، توسط منابع مستقل تائید شده است.بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج نویسنده کتاب استر ممکن است نام‌های ایرانی یا ایلامی برای کتابش را می‌دانسته، اما نشان داده نشده که نویسنده اطلاعات دست اولی راجع به وضعیت جغرافیایی قصر در شوشو یا فضای حاکم در دربار ایران داشته‌است. اگر چه تاریخی بودن کتاب به دلیل وجود غیر محتملات و خطاها زیر سؤال می‌رود، اما افسانه بودن داستان به معنی این نیست که از داخل خلأ زاده شده‌است. بدون شک داستان بر پایه اتفاقی تاریخی که در شوش افتاده بنا شده‌است، هرچند تشخیص ماهیت این اتفاق سخت می‌باشد. همچنین عید پوریم قبل از نوشتن شدن کتاب استر جشن گرفته می‌شده و این داستان سعی در توجیه این جشن کرده‌است.


فرهنگ بابلی در داستان استر


نام هیچیک از نام‌های ذکر شده در داستان استر یهودی نیست. به استثنای شاه اخشورش، بقیه، نام خدایان بابلی و ایلامی دارند. نام استر معادل نام ایشتار است. بانوی قهرمان داستان حتا «هدسه» و عروس خوانده می‌شود که از القاب خاص ایزد بابلست. استر و مردخای بابلیانی هستند که نقاب یهودی به چهره زده‌اند. دشمن آنهاهامان را می‌توان بر مبنای زبانشناسی با هومان یک خدای ایلامی، یگانه دانست. وشتیمکلهٔ پارس را نیز که استر جای او را می‌گیرد، بر همان ترتیب می‌توان با مشتی ایزد ایلامی تطبیق داد. بر روی هم، همانندی‌ها آنقدر زیاد است که نمی‌توان آنرا تصادفی دانست بلکه تشابه نام‌ها با نام خدایان نشان می‌دهد که مأخذ و منبعی که در ورای این کتاب قرار دارد، دربارهٔ ستیز اساتیری خدایان مشرکان است. از آنجا که مردوک (مردخای) و ایشتار (استر) پیروزی می‌یابند پس این افسانه در بابل پرداخته شده و شواهد تاریخی و زبانی آشکار می‌دارد که عید پوریم به احتمال قوی از بابل سرچشمه گرفته‌است. به نظر می‌رسد غرض ظاهری این افسانه آن بوده‌است که برای جشن گرفتن عید پوریم یک حقانیت و واقعیت تاریخی ذکر شود.در واقع کتاب استر همه چیز می‌تواند باشد جز تاریخ
منبع
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan
۲۲:۳۳, ۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
راستش اولین باره میبینم چنین تشابه اسمی رو دربارش بحث کنن

هامان وزیر خشایارشا یک انسان مثبت بوده متعلق به حدود 550 قبل میلاد

هامان وزیر و رهبر ملاء داخل دربار رامسس دوم بوده که از خود فرعون به مراتب بدتر بوده و نقشه های اصلی رو اون میکشیده

متعلق به حدود 1250 قبل میلاد (لعنت الله علیه)

آن در ایران و این در مصر

تفاوتشون خیلی زیاده

فقط تشابه اسمیه

افرادی که تاریخ خوندن چنین چیزی رو دور از بحث میدونن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف
۲۲:۵۴, ۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #3

البته مدارک و مستندات تاریخی نشان دهنده این هست که شخصی به نام هامان در دربار هخامنشیان وجود نداشته و منشا ورود آن هم از همین کتاب استر می دانند و بیشتر گواه به حضور چنین شخصی را در دستگاه فراعنه مصر می دانند همانطور که در قرآن آمده . من متوجه نشدم شما وجود هامان در دربار خشایارشا را تایید می کنید ؟ اگر تایید می کنید امکانش هست مدارکی را که بر آن اسناد میکنید را ارئه بدهید تا اطلاعات بنده هم کاملتر شود
با تشکر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۱۳, ۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
(۵/مهر/۹۳ ۲۲:۵۴)hossein.afrad نوشته است:  البته مدارک و مستندات تاریخی نشان دهنده این هست که شخصی به نام هامان در دربار هخامنشیان وجود نداشته و منشا ورود آن هم از همین کتاب استر می دانند و بیشتر گواه به حضور چنین شخصی را در دستگاه فراعنه مصر می دانند همانطور که در قرآن آمده . من متوجه نشدم شما وجود هامان در دربار خشایارشا را تایید می کنید ؟ اگر تایید می کنید امکانش هست مدارکی را که بر آن اسناد میکنید را ارئه بدهید تا اطلاعات بنده هم کاملتر شود
با تشکر

هامان ایرانی بود یا نبودش برای من فرقی نداره چون تاریخ دان نیستم که بخوام در موردش مانور بدم

اما وقتی میبینیم یهود انقدر نسبت بهش کینه دارن خب حتما یکارشون کرده که اینطور تخریبش میکنن

حتی شاید اسمش دقیقا این نبوده باشه

مثلا هومن !! بوده
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، سدرة المنتهی
۲۳:۲۹, ۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #5

با تشکر از شما جناب عبدالرحمن
اگر دوستانی اطلاعات تاریخی از دوره هخامنشیان دارند خواهش می کنم با بنده هم سهیم شوند درباره مطلبی تحقیق می کنم و دست اندازی یهودیان به کوروش و ایران باستان و اهمیت ایران امروز برای صهیونیست ها
با تشکر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سدرة المنتهی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا