|
توبه،راه بازگشت...
|
|
۲۲:۳۷, ۱۷/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۰ ۰:۰۹ توسط Abasaleh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
معنای توبه
توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشت از گناه است و دراصطلاح عبارت است از: «رجوع از طبیعت [حیوانی] به سوی روحانیت نفس بعد از آنکه به واسطه معاصی و کدورت نافرمانی، نور فطرت و روحانیت محجوب به ظلمت و طبیعت شده است.»[1] در قرآن هم به معنای « رجوع انسان گناهکار» آمده و هم به معنای «توفیق توبه دادن از طرف خداوند به بندة معصیت کار» و هم به معنای « قبول و پذیرش توبه از جانب خداوند متعال» آمده است. در نتیجه، میتوان گفت: هر توبة انسان، محفوف و پیچیده شده در دو توبه الهی است: یکی توفیق دادن به بنده برای توبه و دیگری پذیرفتن توبه بندگان است و ممکن است هرسه توبه را به معنای لغوی برگشت داد؛ به این معنی که توبه از انسان، رجوع از گناه و بازگشت از معاصی است و توبه اول از خداوند، رجوع به فضل و رحمتش به سوی بنده است و توبه دوم، رجوع به قبول آن از بنده است.[2] در آیهای از قرآن این سه معنی کنار هم جمع شده است؛ آنجا که فرمود: Cثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتُوبُوا إِنَّ اللهَ هُوَ التَوّابُ الرَّحِیمُB؛[3] «سپس خداوند به آنها برگشت (توفیق توبه داد) تا توبه و برگشت کنند. خداوند بسیار توبه پذیر مهربان است.» [B] تشویق به توبه قرآن کریم در آیات متعددی مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهی تشویق و ترغیب کرده است: 1.Cاَلَم یَعلَمُوا أَنَّ اللهَ هُوَ یَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَ یَأخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُB؛[4] «آیا نمیدانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات را میگیرد و خداوند توبه پذیر مهربان است؟» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « اللهُ أَفرَحُ بِتَوبَةِ عَبدِهِ مِنَ العَقِیمِ الْوَالِدِ وَ مِنَ الضَّالِ الواجِدِ وَ مِنَ الظَّمانِ الوارِدِ؛[5] خداوند بر اثر توبه بندهاش خوشحالتر است از کسی که عقیم بوده، بچه دار شده و از کسی که گمشدة خویش را یافته و از تشنهای که به آب رسیده است.» 2. خداوند در قرآن میفرماید: Cقُل یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلیَ أَنْفُسِهِم لاتَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ أَنِیبُوا إِلی رَبِّکُم وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن یَأتِیَکُم العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرُونَB؛[6] «بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را میآمرزد، به درستی که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید.» در واقع این ندای الهی همیشه در گوش بندگان است که: هر چه که هستی بیا گر چه که پستی بیا توبه شکستی بیا دوست نظر میکند نیمه شب خلوت است مظهر هر رأفت است عاشق شوریده را دوست نظر میکند ای شده غرق گناه خواب گران تا به کی چارة درد تو را دیدة تر میکند *** 3. در آیه دیگر میفرماید: Cوَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ[؛[7] « او (خدا) کسی است که توبه را از بندگانش میپذیرد و گناهان را میبخشد و آنچه را انجام میدهید، میداند.» نکته قابل دقت این است که در واقع، خداوند میفرماید: با اینکه از تمام اسرار زندگی و رفتارهای پشت پرده شما اطلاع دارم و لحظه به لحظه اعمال شما را زیر نظر داشتهام، با این حال توبه شما را میپذیرم. وجوب توبه قرآن کریم تنها به ترغیب و تشویق اکتفا نکرده، بلکه در مواردی دستور اکید وجوبی بر لزوم توبه داده است که حتی وجوب آن فوری و بدون تأخیر است؛ منتها بحثی مطرح است که آیا وجوب فوری توبه شرعی و مولوی است و یا عقلی و ارشادی؟ تفصیل این بحث از حوصلة یک مقاله خارج است، فقط اشاره کنیم که از آنجا که توبه لطف و رحمتی است از سر امتنان، اگر وجوب آن شرعی باشد، با این امتنان نمیسازد؛ چرا که در صورت عدم توبه، دو مجازات متوجه عاصی میشود: یکی به خاطر اصل گناه و دیگری به خاطر تأخیر و نافرمانی توبه. بنابراین آنچه مناسب به نظر میرسد این است که وجوب آن را عقلی بدانیم و دستورات قرآن را نیز از باب ارشاد و تأکید بر فرمان عقل به حساب آوریم. به نمونههایی از دستورات اکید قرآن در این زمینه توجه فرمایید. 1. همه به سوی خدا برگردید: Cوَ تُوبُوا إَلی اللهِ جَمِیعاً أَیُّهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُمْ تُفلِحُونَB؛[8]« و همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.» در این آیه در کنار خطاب شفقت آیه Cأیُّهَا المُؤمِنُونَB و بیان ثمره مهم توبه که رستگاری ابدی است؛ فرمان صریح وجوبی بر انجام توبه داده است. 2. ای مؤمنان خالصانه توبه کنید: Cیا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُB؛[9] « ای کسانی که ایمان آوردهاید! به سوی خدا توبه کنید! توبهای خالص. امید است پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند.» این آیه صریحاً به صورت امر وجوبی بر همه مؤمنان توبه خالصانه را واجب و لازم شمرده است. تأخیر توبه، کار شیطان باز شدن درِ توبه به روی بندگان، در واقع باز شدن باب رحمت است که زمینه پاکسازی روح و نادیده گرفتن گذشته سیاه بندگان را فراهم میکند و به این وسیله، گناهان قبلی که با وسوسه شیطانی انجام گرفته، نابود خواهد شد. اینجاست که شیطان وقتی نقشههای قبلی خویش را نقش بر آب میبیند، دست به حیله جدیدی میزند که عبارت از تأخیر توبه و تسویف و امروز و فردا کردن آن است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است: وقتی که آیه Cوَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُB؛[10] «و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند، به یاد خدا افتاده، پس برای گناهان خود طلب آمرزش میکنند. و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد.» نازل شد، ابلیس بالای کوهی در مکه رفت و با صدای بلند فریاد کشید و سران لشکرش را جمع کرد. گفتند: ای آقای ما! چه شده است که ما را فرا خواندی؟ گفت: این آیه نازل شده (آیهای که پشت مرا میلرزاند و مایة نجات بشر است.) چه کسی میتواند با آن مقابله کند؟ یکی از شیاطین بزرگ گفت: من میتوانم، نفشهام چنین است و چنان. ابلیس طرح او را نپسندید. دیگری برخاست طرح دیگری داد که آن هم مقبول نیفتاد. در اینجا «وسواس خنّاس» برخاست و گفت: من از عهدة آن برمیآیم . ابلیس گفت: از چه راه؟ گفت: آنها را با وعدهها و آرزوها سرگرم میکنم تا آلوده گناه شوند و هنگامی که گناه کردند، توبه را از یادشان میبرم. ابلیس گفت: تو میتوانی از عهدة کار برآیی و این مأموریت را تا دامنه قیامت به او سپرد.»[11] در مقابل، رهبران دینی دستور دادهاند که توبه را تأخیر نیندازید و فوراً به آن اقدام کنید؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «یا بنَ مَسْعُودٍ لاتَقَدَّمِ الذَّنبَ وَ لاتُؤَخِّرِ التَّوبَةَ؛[12] ای پسر مسعود! گناه را مقدّم ندار [و گناه نکن و اگر گناهی سرزد] توبه را به تأخیر نینداز!» حال تائب نقطه آغازین توبه که سخت تحول ساز و تربیت آفرین و اثر ساز و اعجازگر است، حال توبه میباشد، یعنی همان انقلاب درونی که در درون تائب ایجاد میشود و نشان آن اشکهای روان و نالههای بیپایان و نفرت و ندامت شدید از گذشته و امید به آینده است و اینکه بداند جز خدا کسی نمیتواند این گذشته را جبران کند و تازه این جبران از فضل و کرم اوست، نه استحقاق تائب. در این زمینه، دعاهای معصومین مخصوصاً مناجات امیرمؤمنان علی علیه السلام و دعاهای امام سجاد علیه السلام و صحیفه سجادیه او غوغا کرده است و دنیایی از شور و حال و سوز در آنها دیده میشود که از حوصله این نوشتار خارج است. در قرآن کریم نیز حال تائبان از ترک اولی، یعنی انبیاء علیهم السلام و برخی از افراد دیگر مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله: 1. حضرت آدم علیه السلام: با اینکه آدم و حوا علیهما السلام ترک اولایی انجام دادند، با این حال به شدت از گذشته خویش پشیمان شدند و نخستین گام را اعتراف به ظلم و ستم بر خویشتن، در پیشگاه الهی قرار دادند و سالها اشک و ناله کردند و Cقالا رَبَّنا ظَلَمْنا أنْفُسَنا وَ إن لَم تَغفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَB؛[13] «گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم، و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود.» و بعد از سالها گریه و زاری توبه آدم علیه السلام پذیرفته میشود که Cفَتابَ عَلَیهB؛[14] «پس توبه او را پذیرفت.» 2. حضرت یونس علیه السلام: حضرت یونس علیه السلام بر اثر ترک اولی گرفتار زندانِ شکم ماهی عظیم (نهنگ) شد و خیلی زود متوجه ماجرا گردید و با تمام وجودش رو به درگاه خدا آورد و از ترک اولای خویش استغفار کرد و سراسر وجودش را حال توبه فرا گرفت و مشغول گفتن ذکر معروف یونسیه شد که Cفَنادَی فِی الظُّلُماتِ أن لاإلهَ إلاّ أنتَ سُبحَانَکَ إنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمینَB؛[15] « پس او در میان ظلمتها [ی متراکم] فریاد زد که معبودی جز تو نیست، منزهی تو، من [بر خویشتن ستم کردم و] از ظالمان بودم.» این اعتراف خالصانه و این حال و سوز توأم با ندامت و آن تسبیح و یاد خدا باعث استجابت دعای او شد که خداوند در قرآن فرمود: « ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و این گونه مؤمنان را نجات میدهیم.[16]» 3. حضرت داود علیه السلام: حضرت داود علیه السلام نیز بر اثر عجلة در قضاوت احساس کردترک اولایی را مرتکب شده؛ لذا در مقام استغفار و توبه برآمد وبا سوز و گداز و حال توبه به رکوع وسجود افتاد؛ چنان که قرآن کریم میفرماید: Cوَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاستَغفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راکِعاً وَ أَنابَB؛[17]« داود گمان کرد ما او را [با این ماجرا] آزمودهایم. از این رو، از پروردگارش طلب آمرزش کرد و به سجده و رکوع رفت و انابه کرد.» موارد فوق نشان میدهد که انبیاء و اولیاء علیهم السلام از ترک اولی هم به خود میلرزیدند و گریه و ناله میکردند. این همان حال توبه است که اگر در انسان ایجاد شود، سخت سازنده و تحّول آفرین است. شرائط و ارکان توبه در شماره 59 مجله مبلغان ارکان و شرائط توبه از دیدگاه روایات بررسی شده است. آنچه در اینجا بیان میشود، همان شرائط و ارکان است براساس آیات قرآن. الف. ارکان توبه 1. پشیمانی از گذشته: اصلیترین رکن توبه این است که تائب از گذشته پشیمان باشد. این همان است که در آیات زیادی با جمله Cإِلاّ مَن تابَB[18] و یا Cإلاّ الذِّینَ تابُواB[19] بیان شده است و البته گاهی از پشیمانی به اعتراف تعبیر شده است: Cوَ آخَرُونَ اعتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْB[20] «و گروه دیگر به گناهشان اعتراف کردند.» 2. تصمیم بر ترک در آینده: این شرط را میتوان از این آیه استفاده کرد: ]فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم .... وَ لَم یُصِرُّوا عَلی ما فَعَلُوا وَ هُم یَعلَمُونَ[؛[21] « پس برای گناهان خود طلب آمرزش کنند .... و برگناه اصرار نمیورزند [و دوباره آن را مرتکب نمیشوند] در حالی که میدانند.» این شرط ازارکان توبه شمرده میشود. ب. شرائط قبولی 1. انجام عمل صالح: این شرط در آیات متعددی مطرح شده است؛ گاه به صورت: ]إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً[؛[22] «مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل شایسته انجام دهد.» و گاه به صورت بیان مصداق اعمال صالح، از جمله: ]فَان تابُوا وَ اقامُوا الصَّلوةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُم إنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ[؛[23] « پس اگر توبه کنند و نماز را به پا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.» 2. اصلاح گذشته: شرط دیگر قبولی توبه جبران واصلاح گذشته است. ]إلاّ الَّذینَ تابُوا مِن بَعدِ ذلِکَ وَ أصلَحُوا فَإنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ[؛[24] « مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند که خداوند بخشندة مهربان است.» جبران گذشته به این است که هم حقوق مادی و معنوی مردم را اداء و هم حقوق خداوند را جبران کند. ج. شرائط کمال توبه درقرآن برخی شرائط دیگر مطرح است که میتوان آنها را شرائط تکمیلی و کمال توبه دانست. به عنوان نمونه، به دو مورد اشاره میشود: 1. اعتصام بالله و اخلاص: در قرآن کریم میخوانیم ]إلاّ الَّذینَ تابُوا وَ اَصْلَحُوا وَ اعتَصَمُوا بِاللهِ وَ اخلَصُوا دیِنَهُم لِلهِ فَأولئِکَ مَعَ المُؤمِنینَ وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللهُ المُؤمِنینَ أجراً عَظِیماً[؛[25]« مگر آنها که توبه [و جبران و] اصلاح کنند و به [دامن لطف] خدا چنگ زنند و دین خود را برای خدا خالص کنند. آنها با مؤمنان خواهند بود و خداوند به افراد با ایمان پاداش عظیمی خواهد داد.» روشن است که چنگ زدن به لطف الهی و اخلاص ورزی در کمال توبه تأثیر دارد نه در اصل آن. 2. توبه نصوح کردن: ]یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أنْ یُکَفِّرَ عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ یُدخِلَکُم جَنَّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الأنهارُ[؛[26]« ای کسانی که ایمان آوردهاید! توبه کنید، توبهای خالص، امید است [با این کار] پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند.» برای توبه نصوح تفسیرهای مختلفی شده است که در مجموع میتوان گفت: توبه نصوح آن است که علاوه بر ارکان توبه وشرائط قبولی آن، شرائط کمال را نیز دارا باشد. شاهد این تفسیر آن است که در غالب تفسیرها شرائطی ذکر شده که همه از شرائط کمال به حساب میآیند، نه ارکان و شرائط قبولی؛ مثلاً برخی گفتهاند: توبه نصوح آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود، و ادامه اطاعت خدا. و یا اینکه «توبه نصوح» آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینی و از آن شرمنده باشی و یا اینکه گفته شده: «توبه نصوح» آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن، کم خوردن و کم خوابیدن. و برخی نیز گفتهاند: توبه نصوح آن است که توأم با چشم گریان و قلبی بیزار از گناه باشد.[27] و شاهد دیگر، رسول خدا صلی الله علیه و آله است که در پاسخ به «معاذ بن جبل» از توبه نصوح فرمود: «أن یَتُوبَ التَّائبُ ثُمَّ لایَرجِعُ فی ذَنبٍ کما لایَعُودُ اللَّبَنُ إلی الضَّرعِ؛[28] آن است که شخص توبه کننده به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند؛ آن چنان که شیر به پستان هرگز برنمیگردد.» روشن است که چنین توبهای، کمال توبه شمرده میشود نه ارکان آن و ا گر انسانی که توبه کرده دوباره همان گناه را انجام دهد و دوباره توبه کند، توبهاش پذیرفته میشود، ولی توبه کامل شمرده نمیشود. در نتیجه، نصوح بودن به هر معنایی باشد، نشانة کمال توبه است. به شرائط قبولی و کمال توبه اشاره دارد آنچه در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: «أتَدرُونَ مَنِ التَّائبُ قالُوا أللهُمَّ لاقالَ إذا تابَ العَبدُ وَ لَم یُرضِ الخُصَماءَ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یَزِد فِی العِبادَةِ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ لِباسَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّر رُفَقائَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّر مَجلِسَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّرْ فِراشَهُ وَ وَسادَتَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُغَیِّر خُلقَهُ وَ نِیَّتَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یَفْتَحْ قَلْبَهُ وَ لَمْ یُوَسِّعْ کَفَّهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُقَصِّرْ أَهْلَهُ وَ لَمْ یَحفَظْ لِسانَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُقَدِّم فَضْلَ قُوتِهِ مِن بَدَنِهِ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ إذا استَقامَ عَلی هَذِهِ الخِصالِ فَذاکَ التّائِبُ؛[29] آیا میدانید توبه کننده کیست؟ گفتند: خدایا! نه. فرمود: وقتی بنده توبه کند و طلب کاران را راضی نکند، تائب نیست و کسی که توبه کند و بر عبادت نیفزاید، تائب نیست و کسی که توبه کند و لباس [ نامناسب] خود را تغییر ندهد، پس تائب نیست و کسی که توبه کند و رفیقان خود را تغییر ندهد [و از دوستان ناباب فاصله نگیرد]، تائب نیست و کسی که توبه کند و محل نشستن خود را تغییر ندهد، تائب نیست و کسی که توبه کند و فرش و تکیه گاه خود را تغییر ندهد، توبه کار نیست و کسی که توبه کند و خوی و نیّتش را تغیر ندهد، توبه کار نیست و کسی که توبه کند و قلبش را باز نکند (سعه صدر پیدا نکند) و دستش را توسعه ندهد (انفاق و سخاوت پیدا نکند)، تائب نیست وکسی که توبه کند ولی آرزوی خود را کوتاه نکند و زبان خود را حفظ نکند [ و دست از غیبت و تهمت و ... برندارد]، تائب نیست و کسی که توبه کند و اضافه قوت و غذای خود را از بدن خود جدا نکند، تائب نیست و زمانی که [توبه کار] بر این اوصاف استقامت ورزید پس تائب است.[b] [/b] |
|||
|
|
۲۲:۴۶, ۱۷/آبان/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید:توبه از گناه آن است که دیگر به آن گناه بر نگردی.نهج الفصاحه ص 190 حدیث 1068 |
|||
|
|
۲۲:۵۴, ۱۷/آبان/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
ضمن تشکر از ارسال مطلبتون
نامی که انتخاب کردید غلط است دوست عزیز بنابر آیات قرآن اولین کاری که بعد از گناه انجام باید بدیم توبه است و اولین راه، همین راه توبه است و نه آخرین راه پس لطفاً نام تاپیک را تغییر دهید یا اگر اجازه بفرماید حقیر نام تاپیک را تغییر دهم یا علی |
|||
|
|
۲۳:۰۹, ۱۷/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۰ ۰:۰۴ توسط Abasaleh.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
اصلاح برنامه عبادی، اصلاح لباس ظاهر و باطن، اصلاح محل رفت و آمد و رفقا، اصلاح اخلاق و رفتار و اصلاح دل و دست، همه از شرائط کمال توبه به حساب میآیند. اثرات و پی آمدهای توبه «توبه» از مهمترین آموزههای تربیتی و اخلاقی است که آثار بیشمار و رهآورد گرانبها و پیآمدهای مثبت فراوانی دارد که به اهم آنها در قرآن اشاره میشود. 1. بازیابی شخصیت: انسانی که مرتکب گناهی شده است، چه بخواهد و یا نخواهد احساس سرشکستگی و کوچکی میکند؛ اگر متولیان تربیت او را ملامت و تحقیر کنند، این احساس بیشتر میشود و اگر ملامتها ادامه یابد، ممکن است به آنجا برسد که کاملاً احساس کند شخصیت خود را از دست داده است و در این صورت است که به شدت وجود او برای خانواده و جامعه خطرناک خواهد شد و ممکن است دست به گناه و هر جنایتی بزند؛ چون او احساس میکند همه چیز را از دست داده است. منابع دینی مخصوصاً قرآن تلاش میکنند که با توبه و اظهار ندامت پنهانی شخصیت گناهکار را بازسازی کنند و او را به حالت اول بلکه بالاتر از آن برگردانند؛ لذا قرآن از یک طرف میفرماید: « خداوند توبه کاران را دوست میدارد.»[30] و از طرف دیگر، به مردم گوشزد میکند که خلافکاران اگر برگشتند، برادران دینی شما هستند ]فَان تابُوا وَ أقامُوا الصَّلوةَ وَ آتَوُا الزَّکوةَ فَإخوانُکُم فِی الدِّینِ[؛[31] «اگر توبه کنند و نماز را به پا دارند و زکات را بپردازند، برادران دینی شما هستند.» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «التائِبُ مِنَ الذَّنبِ کَمَن لاذَنبَ لَهُ؛[32] توبه کنندة از گناه مانند کسی است که گناه ندارد.» 2. محبوب خدا شدن: قرآن کریم میفرماید: ]إنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ المُتَطَهِّرینَ[؛[33] « به راستی که خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست میدارد.» خودِ اظهار دوستی از مقام برتر علاوه براینکه افتخاری است برای محبوب و باعث بازیابی شخصیت گناهکار میشود، برد تربیتی و سازندگی مهمی دارد. به همین جهت، در تربیت فرزندان توجه شده است که نسبت به آنها اظهار محبّت شود و همین طور جهت پاک و با عفّت ماندن و با نشاط بودن همسر توصیه شده است که شوهر اظهار محبت کند و بگوید: « دوستت دارم.» خداوند متعال با آن عظمتش نسبت به توبه کاران اظهار محبت میکند و اعلام میدارد: « توبه کار دوستت دارم.» رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « لَیسَ شَیءٌ أَحَبَّ إلَی اللهِ مِن مُؤمِنٍ تائِبٍ أو مُؤمِنَةٍ تائِبَةٍ؛[34] چیزی در نزد خداوند محبوبتر از مرد مؤمن توبه کار و زن مؤمن توبه کننده نیست.» 3. بخشش گناهان: اثر مهم توبه، بخشیده شدن گناهان انسان گناهکار است. قرآن کریم میفرماید: ]تُوبُوا إلی اللهِ عَسی رَبُّکُم أن یُکَفِّرَ عَنکُم سَیئِاتِکُم[؛[35] « [ای مؤمنان!] به سوی خدا توبه کنید... امید است خداوند گناهان شما را بپوشاند.» 4. تبدیل شدن سیئات به حسنات: اگر توبه واقعی انجام گیرد، خداوند علاوه بر نابودی گناهان، آنها را تبدیل به نیکی و حسنات میکند؛ چنان که میفرماید: ]إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فأولئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیئِاتِهِم حَسناتٍ وَ کانَ اللهُ غَفُوراً رَحیماً[؛[36] « مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل میکند و خداوند همواره آمرزندة مهربان بوده است.» امام صادق علیه السلام میفرماید: خداوند به داوود علیه السلام وحی کرد: «یا داوُدُ إنَّ عَبدِیَ المُؤمِنَ إذا أذنَبَ ذَنباً ثُمَّ رَجَعَ وَ تابَ مِن ذلِکَ الذَّنبِ وَ استَحیی مِنِّی عِندَ ذِکرِهِ غَفَرْتُ لَهُ وَ أنسَیتُهُ الحَفَظَةَ وَ اَبْدَلْتُهُ الحَسَنَةََ وَ لا اُبالی وَ أنَا أرحَمُ الرَّاحِمینَ؛[37] ای داود! به راستی بنده مؤمن هر گاه گناهی انجام دهد، سپس برگردد و از آن گناه توبه کند، و هنگام یاد آن گناه از من حیا کند، گناه او را میبخشم و کاری میکنم که حافظان (نویسندگان) آن را از یاد ببرند و آن گناه را به حسنه تبدیل میکنم و [ از کسی ] باکی ندارم، در حالی که من مهربانترین مهربانانم.» 5. رستگاری ابدی: از مهمترین آثار اخروی توبه، عاقبت به خیری و رستگاری ابدی است. قرآن کریم میفرماید: ]وَ تُوبُوا إلی اللهِ جَمِیعاً أیُّهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ[؛[38] « ای مؤمنان! همگی به سوی خدا توبه کنید؛ شاید رستگار شوید.» 6. آسایش ابدی: در کنار رستگاری، آسایش ابدی نیز از پیآمدهای توبه شمرده شده است: ]إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأولئِکَ یَدخُلُونَ الجَنَّةَ[؛[39] «مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد. پس آنان داخل بهشت میشوند.» 7. افزایش روزی: توبه علاوه بر آثار و برکات بیشمار معنوی و اخروی، اثر و برکت دنیوی و مادّی نیز دارد و در ازدیاد رزق و روزی انسان نیز اثر گذار است. علی علیه السلام در این باره میفرماید: «وَ قَد جَعَلَ اللهُ سُبحانَهُ الإستِغفارَ سَبَباً لِدُرورِ الرِزقِ وَ رَحَمَةِ الخَلقِ؛[40] «و خداوند استغفار را وسیله دائمی فرو ریختن روزی و موجب رحمت آفریدگان [خود] قرار داده است.» و ادامه میدهد: « سپس [در قرآن] خود فرمود: ]إستَغفِرُوا رَبَّکُم إنَّهُ کانَ غَفَّاراً یُرسِل السَّماءَ عَلَیکُم مِدراراً وَ یُمْدِدْکُم بِأموالٍ وَ بَنینَ وَ یَجعَل لَکُم جَنَّاتٍ وَ یَجعَل لَکُم أنهارا[؛[41] «از پروردگار خود [با توبه] آمرزش بخواهید که بسیار آمرزنده است تا بارانهای پر برکت را از آسمان پی در پی بر شما فرو ریزد و با بخشش اموال فراوان و فرزندان شما را یاری دهد و باغستانها و نهرهای پر آب در اختیار شما گذارد.» و در حدیثی دیگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: « مَنْ أنعَمَ اللهُ عَلَیهِ نِعمَةً فَلیَحْمِدِ اللهَ تَعالی وَ مَنِ السْتَبْطَأَ الرِّزقَ فَلیَستَغفِرِ اللهَ وَ مَن حَزَنَهُ أمرٌ فَلیَقُل لاحَولَ وَ لاقُوَّةَ إلاّ بِاللهِ؛[42] کسی که خدا نعمتی به او بدهد، پس باید ستایش خدای بلند مرتبه را کند و کسی که روزیش تأخیر کرده، باید از خدا طلب آمرزش کند و کسی که امری او را ناراحت کند، باید بگوید: لاحول و لاقوه إلا بالله.» نمونههایی از تائبان در قرآن در قرآن داستانهای فراوانی از توبه انبیاء علیهم السلام و غیر آنان بیان و مطرح شده است که ما به جهت استفاده بیشتر و کاربردیتر مطرح کردن توبه، به نمونههایی از توبه غیر معصومان اشاره میکنیم: 1. متخلّفان تائب سه نفر از مسلمانان به نام «کعب بن مالک»، « ضرارة بن ربیع» و «هلال بن امیّه» از شرکت در جنگ تبوک و حرکت همراه پیامبر سرباز زدند، ولی این به خاطر آن نبود که جزء دار و دسته منافقان باشند، بلکه به خاطر سستی و تنبلی بود و چیزی نگذشت که نادم و پشیمان شدند. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از صحنه تبوک به مدینه بازگشت، آنها خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و عذرخواهی کردند؛ اما پیامبر صلی الله علیه و آله حتی یک جمله با آنها سخن نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد که احدی با آنها سخن نگوید. آنها در یک محاصره عجیب اجتماعی قرار گرفتند، تا آنجا که حتی کودکان و زنان آنان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و اجازه خواستند که از آنها جدا شوند. پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه جدایی نداد، ولی دستور داد که به آنها نزدیک نشوند. فضای مدینه با تمام وسعتش چنان بر آنها تنگ شد که مجبور شدند برای نجات از این خواری و رسوایی بزرگ، شهر را ترک گویند و به کوههای اطراف مدینه پناه ببرند. اینها همه زمینه توبه را در آنها فراهم میکرد. از جمله مسائلی که حالت توبه را در آنها ایجاد کرد این بود که کعب بن مالک میگوید: روزی در بازار مدینه با ناراحتی نشسته بودم، دیدم یک نفر مسیحی شامی سراغ مرا میگیرد. هنگامی که مرا شناخت، نامهای از پادشاه غسّان به دست من داد که در آن نوشته بود: اگر صاحبت تو را از خود رانده، به سوی ما بیا! حال من منقلب شد [ و اشک در چشمانم حلقه زد و] گفتم: ای وای بر من! کارم به جایی رسیده که دشمنان در من طمع کردهاند. از طرف دیگر، بستگان آنها غذا برای آنها میبردند. اما حتی یک کلمه با آنها سخن نمیگفتند. مدتی به این منوال گذشت و پیوسته شب و روز انتظار میکشیدند که توبه آنها قبول شود و آیهای که دلیل بر قبولی توبه آنها باشد، نازل گردد، اما خبری نمیشد. در این هنگام، فکری به نظر یکی از آنان رسید و به دیگران گفت: اکنون که مردم با ما قطع [رابطه] کردهاند، چه بهتر که ما هم از یکدیگر قطع رابطه کنیم. این کار بر حال توبه آنها افزود. پیشنهاد عملی شد؛ به طوری که حتی یک کلمه با یکدیگر سخن نمیگفتند، ولی بر تضرّع و زاری آنها افزوده شد. این وضعیت پنجاه روز طول کشید و در طول این مدت، اظهار ندامت و پشیمانی و تضرّع و گریه و زاری در پیشگاه الهی داشتند. سرانجام توبه آنان پذیرفته شد و این آیه به عنوان پذیرفته شدن توبه آنان نازل گشت[43]: ]وَ عَلَی الثَّلاثَةِ الذِّینَ خُلِّفُوا حَتَّی إذا ضاقَتْ عَلَیهِم الأرضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَیهِم أنفُسُهُم وَ ظَنُّوا أن لامَلجأَ مِنَ اللهِ إلاّ إلیهِ ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتُوبُوا إنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ[؛[44] « و آن سه نفر که [ در مدینه] بازماندند [و از شرکت در جنگ تبوک خودداری کردند و مسلمانان با آنان قطع رابطه کردند] تا آن حد که زمین با همة وسعتش بر آنها تنگ آمد و [حتی] جایی در وجود خویش برای خود نمییافتند و دانستند که پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست. در آن هنگام، خدا به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند و خداوند توبهپذیر و مهربان است.» از آیه فوق و شأن نزول آن به دست آمد که مردم و جامعه و رهبران جامعه باید تلاش کنند هم راه توبه را برای مجرمان بازگذارند و هم زمینه آن را فراهم کنند؛ چرا که توبه در تحوّ ل و سازندگی نقش مؤثری دارد. 2. توبه غلام وحشی، قاتل حمزه یکی از مشکلترین و تلخترین حوادث برای رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت فجیع عموی بزرگوارش حضرت حمزه سید الشهداء علیه السلام بود. قاتل حمزه (وحشی) پس از کشتن حمزه، پهلوی او را درید و جگرش را به عنوان هدیه برای هند، همسر ابوسفیان برد. پیامبر با دیدن منظره فجیع شهادت حمزه، سوگند یاد کرد که به تلافی این جنایت، هفتاد نفر از مشرکان را بکشد؛ ولی بعداً نه تنها چنین تلافی نکرد، بلکه همان قاتل را نیز به سوی اسلام دعوت کرد و او را وادار به توبه ساخت. ابن عباس نقل میکند که پیامبر صلی الله علیه و آله شخصی را نزد وحشی قاتل عمویش فرستاد تا او را به اسلام دعوت کند. وحشی به فرستاده پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: به او بگو: تو میگویی آن که مرتکب قتل یا شرک یا زنا شود، در روز قیامت با ذلّت گرفتار عذابی مضاعف خواهد شد و من تمام این کارها و گناهان را مرتکب شدهام، آیا باز هم راه برایم باز است؟ خداوند این آیه را نازل فرمود: ]إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُلئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِم حَسَناتٍ[؛[45] « مگر آن که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد. پس خدا اعمال زشت ایشان را به اعمال نیک تبدیل میکند.» وحشی با شنیدن این آیه دوباره به پیامبر صلی الله علیه و آله پیغام داد: توبه و ایمان و عمل صالح شرطهای بسیار مشکلی است و من توان آن را ندارم. پس از مدّتی این آیه نازل شد: ]إنَّ اللهَ لایَغفِرُ أن یُشرَکَ بِهِ وَ یَغفِرُ مادُونَ ذلِکَ لِمَن شَاءَ[؛[46] « به راستی که خداوند شرک ورزیدن را نخواهد بخشید، ولی آنچه را کمتر از آن است، برای کسی که بخواهد، خواهد بخشید.» وحشی در پیام مجدد خود گفت: خداوند در این آیه وعده مغفرت را به کسانی داده است که خود بخواهد و من نمیدانم خدا میخواهد مرا ببخشد یا نه؟ پس از گذشت زمانی آیه ذیل نازل شد: ]قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أسْرَفُوا عَلی أنْفُسِهِم لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ[؛[47] «بگو ای بندگان من که بر خویش اسراف روا داشتهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید. به راستی که خداوند همه گناهان را میبخشد. همانا او آمرزنده و مهربان است.» وحشی با شنیدن این آیه گفت: اکنون آری. آن گاه به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله مشرّف شد، اسلام آورد و از گذشته خود توبه کرد و در ادامه زندگیاش فداکاریهایی در راه مبارزه با دشمنان اسلام کرد.»[48] ________________________________________ [1]. چهل حدیث، امام خمینی، نشر فرهنگی رجا، ص 231 – 232. [2] . ر.ک تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1370، ج 8، ص 173. [3] . توبه/ 118. [4] . همان، 104. [5] . میزان الحکمه، محمدی ری شهری، بیروت، دارالحدیث، دوم، 1419، ج 1، ص 338، ح 2124. [6]. زمر/ 53 و 54. [7]. شوری/ 25. [8] . نور/ 31. [9] . تحریم/ 8. [10] . آل عمران/ 135. [11] . المیزان، علامه طباطبائی، دارالکتب الاسلامیة، ج 20، ص 557؛ تفسیر نمونه، ج 27، ص 475ـ476. [12] . میزان الحکمه، ج 1، ص 344، ح 2175. [13] . اعراف/ 23. [14] . بقره/ 37. [15] . انبیاء/ 87. [16] . همان، 88. [17] . ص/ 24. [18] . مریم/60؛ فرقان/ 70. [19] . بقره/ 160؛ مائده/ 34. [20] . توبه/ 102. [21]. آل عمران/ 135. [22]. فرقان/ 70؛ مریم/ 60. [23] .توبه/ 5. [24] .نور/ 5؛ همین مضمون در این آیات نیز آمده است: نساء/ 16؛ بقره/ 160؛ آل عمران/ 89. [25] . نساء/ 146. [26] . تحریم/ 8. [27] . تفسیر نمونه، ج 24، ص 290 – 291؛ ر. ک؛ تفسیر قرطبی، ج 10، ص 6766؛ مجمع البیان، طبرسی، ج 10، صص 317 – 318. [28] . مجمع البیان، طبرسی، ج 10، ص 318. [29] . بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403، ج 6، ص 35- 36 ، ح 52. [30] . شوری/ 25. [31] . توبه/ 11. [32] . میزان الحکمه، ج 1، ص 338، ح 2116. [33] . بقره/ 222. [34] . میزان الحکمه، ج 1، ص 338، ح 2118. [35] تحریم/ 8. [36] . فرقان/ 70. [37] . میزان الحکمه، ج 1، ص 345، ح 2185. [38] . نور/ 31. [39] . مریم/ 60. [40] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 143، ص 262. [41] . نوح/ 10 – 12. [42] . بحار الانوار، ج 75، ص 201 ، ح 30. [43]. تفسیر نمونه، ج 8، ص 114، ح 7، ص 134، ح 2. [44]. توبه، 118. [45]. فرقان/ 70. [46]. نساء/ 48. [47]. زمر/ 53. [48] . حیاة الصحابه، کاهلوندی، بیروت، دارالفکر، 140، ج 1، ص 41. |
|||
|
|
۱۴:۲۵, ۱۸/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۱ ۱۲:۱۲ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
توبه ، راه بازگشت به خویشتن خلیل منصوری بسیار اتفاق افتاده است که افشای رازی ، توطئه ضد کسی ، تهمت و استهزای دیگران و یا از به کارگیری القاب ناخوشایند درباره کسی از خود بیزار شده باشید. در این زمان چیزی از درون شما را به خود می پیچاند و ریسمان ناپیدا بر دستان شما می بندد و طناب به دور گردنتان می پیچد و شما را به گوشه خلوت می کشاند. به حکم " الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره"؛ با آگاهی بیش از اندازه همه توجیهات و بهانه تراشی هایتان را به مسخره می گیرد و شما را محکوم و به اشد مجازات می رساند. مجازاتی که در درون اتفاق می افتد و گریزی از آن نیست. دچار افسردگی و اندوه می شوید و به پشیمانی به سراغتان می آید. حالتی عاطفی که همراه با سرافکندگی است و می کوشید تا آن چه را انجام داده اید بازسازی کنید و به وضعیت به گونه ای بازگردد که گویی هیچ اتفاقی نیافتاده است و همه چیز به جایی نخست آن بازگردد. آن که شما را به محکمه برده وجدانتان است . وجدان فطرت آگاه و پاک شماست که خداوند در سوره شمس از آن به الهام تقوایی یاد می کند. این پیامبر و دادگر درون است که بدون آن که کسی بفهمد و دلایل بیرونی از توطئه و حسادت و کینه شما با خبر باشد ، همه چیز را می بیند و می داند و بر محاکمه و محکومیت شما اصرار و پافشاری می کند. او می خواهد تا شما را به راه راست بازگرداند و عنصر پشیمانی را در شما زنده کند تا دوباره به پاکی خود بازگردید. توبه عاملی است که در این جا پا به میدان می گذارد و زمینه را برای بازسازی وضعیت و بازگشت به حالت نخست فراهم می آورد. قرآن به مساله توبه توجه و اهتمام ویژه ای دارد. در آموزه ها و نیز گزارش های قرآنی از آغازین روزهای زندگی انسان در هستی به مساله توبه نظر خاصی شده است. در این گزارش می خوانیم که حضرت آدم (علیه السلام) در همان آغاز خلقت و زندگی در بهشت خود گرفتار امری ناخوش و ناپسند می شود که تبعات زیانباری برای او به همراه داشته است. از این رو در پیشگاه وجدانش محاکمه می شود و پشیمان و اندوهگین می گردد و نمی داند که چگونه خود را از آثار و تبعات کارخویش برهاند. در گزارش قرآنی آمده است که در این هنگام خداوند به سوی او باز می گردد و وی را به الهام تقوایی به خویشتن خویش می خواند تا با توبه و بازگشت به فطرت به بازسازی وضعیت پرداخته و خود را دوباره پاک گرداند به گونه ای که گویی تا کنون دچار چنین وضعیت نشده است. در آیات دیگری از برخی از الگوها و سرمشق های عینی چون حضرت ابراهیم (علیه السلام) به بسیار توبه کننده یاد شده است و گاه خداوند خود را نیز به تواب یعنی بسیار بازگشت کننده می خواند. اکنون این پرسش مطرح می شود که توبه چیست ؟ چه نشانه هایی دارد ؟ چرا توبه اتفاق می افتاد و زمینه های بروز و ظهور آن چیست؟ چه آثار و پیامدهایی می توان برای توبه بیان کرد؟ آیا پس از توبه حالت انسان توبه کار به گونه ای می شود که گویی تازه از مادر زاده شده است؟ آیا توبه موجب می شود که در وضعیت حکمی و وضعی تغییراتی ایجاد شود و یا آن که تنها وضعیت حکمی تغییر می کند و آثار وضعی آن هم چنان باقی است؟ برای شناخت این مهم به آموزه های قرآنی نگاهی کوتاه و گذرایی می شود تا به این پرسش در این نوشتار پاسخ های قرآنی و درستی داده شود. وجدان بیدار گر خداوند در انسان به رحمت و فضل خویش ، امری را به ودیعت نهاده است که ما از آن به وجدان یاد می کنیم. وجدان را می توان به عقل بیدارگر ، پیامبر درون و الهام تقوایی یاد کرد. به این معنا که عقل در انسان وجودی است که آدمی را به ایمان و کمال می خواند. در انسان عنصر کمال طلبی نهاده است و انسان می خواهد و می کوشد تا خود را به کمال برساند. ایمان به کمال یعنی ایمان به خدایی که کمال مطلق است. آدمی در مسیر کمال یابی خود به خدایی می رسد که در نهایت راه کمالی نشسته است. از این رو به خداوند به عنوان کمال مطلق ایمان می آورد و می کوشد تا خود را به او برساند و از کمالات اسمایی و صفاتی او بهره مند گردد. از این رو میان کمال مطلق و ایمان به خدا رابطه همبستگی و تنگاتنگی وجود دارد. چنان که میان عقل و فطرت و الهام تقوایی و خدای مطلق و کمال مطلق ارتباط است. عقل بیدارگر ، آدمی در نقش های مختلفی ظهور و بروز می کند. گاه آن را به شکل وجدان می یابیم که ما را به محکمه می کشد و باز خواست می کند. گاه در قالب فطرت ما را به سوی کمال می کشاند. گاه به شکل ایمان از ما می خواهد تا به پرستش کمال مطلق رو آوریم و از کمال مطلق بهره مند شویم. در روایتی آمده است که خداوند هنگامی که عقل و دین و حیا را آفرید ، از انسان خواست که یکی را برگزیند. آدمی خود را با انتخاب یکی از این سه گانه مواجه و رو به رو دید. انسان از میان سه گانه ، عقل را برگزید. هنگامی که عقل خواست با آدمی شود. دین و حیا نیز با او همراه شدند. از آن دو خواسته شد که برگردند. پاسخ منفی دادند و حاضر به بازگشت نشدند. هنگامی که چرایش را پرسیدند ، دین و حیا گفتند که هر کجا عقل باشد ما با او هستیم ولی این گونه نیست که هر کجا ما باشیم عقل هم باشد. در این روایت به خوبی جایگاه و ارزش عقل بیدارگر تبیین و تحلیل شده است. به این معنا که هرگاه عقل در جایی حضور داشته باشد دین و حیا نیز حضور خواهند داشت. این عقل است که آدمی را به سوی دین و پاکی سوق می دهد. عقل در اندیشه اسلامی و قرآنی ، نقش های مختلفی را بازی می کند از این روست که می توان به جای قلب از عقل سخن گفت و یا به جای دین و حیا واژه عقل را گذاشت. این عقل است که آدمی را هنگامی رفتن به بیراه بیدار می کند و هشدار باش می دهد تا به جاده راست در آید و راهی را که به اشتباه و غلط پیموده باز گردد. همین عقل است که به شکل وجدان بیدار در هنگامه رفتن به سوی نقص و گناه هشدار باش می دهد و به سوی کمال می خواند؛ زیرا در این نگرش و بینش هر گناهی نقصی است که آدمی را از رسیدن به کمال باز می دارد و هر بی دینی و بی ایمانی دوری از کمال مطلق است که عقل حاضر به پذیرش چنین نقصیه ای در خود نیست. بنابراین هر گاه آدمی دچار گناه و خطا و اشتباهی شد وی را به وجدان بیدار به محاکمه می کشد و از او می خواهد تا به سوی فطرت بازگردد و به خودسازی و بازسازی خویش اقدام کند که این همان مفهوم توبه در آموزه های قرآنی و اسلامی است. از این رو می توان گفت که ریشه توبه و بازگشت در انسان رحمت و فضلی است که خداوند نسبت به انسان دارد و با ایجاد عقل بیدار و فطرت پاک و الهام تقوایی او را به سوی کمال می خواند و هردمی که به بی راهه رود با وجدان بیدار و شلاق تقوا به راه آورد تا هرگز به سوی نقصان نرود و از کمال دور نگردد. از این جاست که در آیات قرآنی آمده است که پیش از آن که انسان از گناه و خطایی توبه کند این خداوند است که به سوی او باز می گردد و توبه می کند. در آیات و روایات است که برای هر توبه انسانی دو توبه و بازگشت از خداست. توبه ای پیش از توبه انسان و توبه ای بعد از توبه انسان وجود دارد. به این معنا که این خداوند است که به رحمت خویش که بر خشم او پیشی گرفته است به سوی انسان باز می گردد و با وجدان و تقوای الهامی و عقل بیدارگرش او را به کرده زشت آگاه می سازد و پس از آن است که انسان به خود می آید و بیدار می شود و از کرده نا به جای خویش توبه می کند و در نهایت این خداست که با بازگشت به سوی بنده او را می پذیرد و به مانند روز نخست از هر خطا و نقص و گناهی پاک می گرداند. از این روست که گفته شده است که خداوند تواب است . به این معنا که او بسیار توبه کننده و بازگشت کننده به خلق خود است؛ زیرا اگر بنده ای یک بار توبه و بازگشت کند ، این خداوند است که دوباره باز می گردد و به سوی وی توبه می کند و وی را در کنف حمایت خویش می گیرد و از زشتی هایش چشم فرو می پوشد. خداوند در آیه 37 سوره بقره در گزارشی از وضعیت آدم هنگام گناه بیان می دارد: فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم؛ پس آدم از سوی پروردگارش کلماتی را تلقی کرد و بر آن اساس توبه نمود و خداوند نیز بر او توبه کرد و بازگشت ؛ زیرا خداوند بسیار توبه کننده و رحیم است. در این آیه به خوبی نموده شده است که آدم پیش از تلقی آن واژگان ( هر چه باشد ؛ از کلمات وجودی گرفته یا وجدان و یا عقل و .. ) توبه نکرده است. پس وقتی که آن کلمات را تلقی کرد. بیدار می شود و جایگاه خویش را می یابد و وضعیت خود را درک می کند و می بیند که در چه نقصانی قرار گرفته و تا چه اندازه از کمال مطلق دور افتاده است. از این رو توبه می کند و به هشدار و بیدار باش الهی به سوی خود و کمال مطلق باز می گردد و خداوند نیز چون بسیار رحمان و رحیم است وی را می پذیرد و همانند روز نخستش از کمالات بهره مند می سازد و نمی گذارد تا نقصان در وی بماند. در آیاتی که به مساله رحمت و فضل الهی نسبت به بندگان در حوزه توبه انسان پرداخته شده ، همواره به این نکته توجه داده شده است که پیش از اراده انسانی برای بازگشت به خویشتن خویش و قرار گرفتن در مسیر درست کمالی و سعادت ، اراده الهی بوده است که وی را بیدار کرده است.( بقره ایه 64 و آل عمران آیه 128 و نیز نساء آیه 27 و 28) بنابراین اگر اراده و فضل نبود آدمی توفیق توبه نمی یافت و هر گز از مسیر نادرستی که می رفت باز نمی گشت. هر گناهی همانند سراشیب تندی به سوی دوزخ است که اگر آدمی در آن قرار گیرد ممکن است هرگز راه بازگشت نیابد و به همان گناه در هبوط قرار گرفته و به قعر و ژرفای دوزخ نقصان کشیده شود. ولی این اراده الهی و رحمت و فضل اوست که به انسان گناهکار منت می نهد و وی را در بر می گیرد و وجدانش را بیدار می کند و با الهام تقوایی او را به سوی بازگشت می خواند و ریسمان نجات را برای رهایی او به درون سراشیب و چاه می افکند تا وی را به بالا بر کشد. از این روست که خداوند به صفت و اسم غفار ظاهر می شود و بر آن چه کرده است پوشش می گذارد و گناهش را نادیده گرفته دستگیره او می شود و او را به بالا می کشد. چنین است که در هر جایی که سخن از توبه در آیات قرآنی می شود ؛ اسم رحمان و غفور و غفار ظهور و بروز می کند.(آ ل عمران آیه 89 و مائده آیه 34 و ده ها آیه دیگر) عوامل و زمینه های بروز توبه هر چند که خداوند در حق همه بندگانش خویش اصل رحمت عام را اصالت بخشیده است و هر کسی را به عنوان بنده ای از بندگان خویش مورد مرحمت قرار می دهد و آنان را به سوی کمال می خواند و به اقسام وسایل و ابزار می کوشد تا راه کمال را یافته و به آن سوی طی طریق کنند، با این همه نسبت به برخی از بندگان عنایت دیگری می کند و آنان را در رحمت خاص خویش و به نام رحیم در بر می گیرد و به سوی کمال و توبه دعوت می کند. در قرآن عوامل و زمینه هایی را بر می شمارد که موجب می شود تا بنده به جهت آن از توفیق توبه واقعی برخوردار گردد و از نعمت توبه و فواید و آثار آن بهره مند گردد. این عوامل و زمینه هایی که در قرآن از آن یاد شده را می توان به عوامل درونی و بیرونی دسته بندی کرد. عوامل درونی و بیرونی توبه که قرآن از آن سخن گفته است عبارتند از ایمان واقعی به خداوند و این که او منشا هر کمال و مقصد هر سیر و مسافری است. مومنان با شناخت کاملی که از خود و خدا دارند می دانند که خداوند است که اصل هر کمالی است و می بایست به سوی او بروند و از او کمک و یاری بخواهند . آنان می دانند که انسان موجودی ناقص است و می بایست در پی کمال باشد هر چند که به ظاهر گناه وخطایی نکرده باشد ولی به جهت آن که وجودک ذنب لایقاس به ذنب ؛ وجود ناقص و فقری انسان خود گناهی است که قابل قیاس با هیچ گناهی نیست ، می کوشد تا خود را از گناه محدودیت وجودی برهاند و به کمال مطلق برساند که از هر گونه محدودیتی مبراست. کمال مطلق آن است که آدمی خود را از محدودیت خود برهاند و به خدا برساند و با او پیوند خورد و به سخنی دیگر به لقاء الله برسد که مقصد و مقصود هر تلاشی است: یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه؛ ای انسان تو به سوی خداوندت در تلاش و کدح هستی تا به او برسی . این رسیدن می تواند به دو شکل باشد . به این معنا که انسان می تواند به اکراه و یا اختیار خدایش را ملاقات کند.؛ چون انا لله و انا الیه راجعون ؛ همه از او ییم و به سو او می رویم. پس چه بخواهیم و یا نخواهیم در مسیر ملاقات او حرکت می کنیم و این حرکت ما با تلاش و رنج همراه است. همگان به آن سمت و سو می رویم .یکی می رود و یکی دیگر را می برند. آن کس که بیدار شد و از خواب گران برخاست و طوق بندگی خدا برگردن آویخت و با هدایت او گام بر داشت به سوی کمال حسنات و اسمای حسنایی می رود که به شکل جنات تجری تحت الانهار نمایان می شود و یا به شکل جنت رضوان و جنت ذات در می آید و آن دیگر را به جان کندنی به سوی خدایش می برند که منتقم و جبار است و با اسمای غضب و خشم مواجه می شود و در دوزخ و آتش فرو افکنده می شود و کمال خود را در خشم می یابد. به هر حال این ایمان است که آدمی را به سوی کمال می خواند و هر دمی از گناهی ولو گناه محدودیت و نقصان وجود توبه می کند.(تحریم آیه 8 و نور آیه 31) از این روست که پیامبرش با همه کمالات وعصمتش همواره برای خود و دیگران استغفار می کرد. پیامبرش مامور بود که در حق خود توبه و استغفار کند تا از نقص وجودی برهد ( نصر آیه 3 ) و برای دیگران دعا و استغفار و توبه کند تا از هر گناه و نقصی رهایی یابند.( نساء ایه 64) دیگر زمینه و عامل توبه ساز، توفیق الهی است که دستگیر انسان می شود و وی را به سوی توبه و بازگشت به مسیر اصلی کمالی هدایت می کند.(بقره آیه 37) اگر خداوند به انسان توفیق توبه ندهد وقتی در سراشیب گناه و سقوط و هبوط قرار گرفت بی ترمزی می رود و در ژرفای دوزخ نقص قرار می گیرد و کمالش خشم ایزدی می شود. توفیق توبه نیز به رحمت الهی است ( توبه آیه 117 و بقره آیه 37) ریشه این امر می بایست در بندگی و عبودیت افراد یافت که همین عبودیت زمینه آن می شود که مورد توجه و عنایت خاص خداوند قرار گیرند و با رحمت خاص الهی از هر گناه و خطایی توبه کنند.( هود آیه 2 و 3 و 61) از عوامل درونی توبه می توان به مساله توجه و باور به آمرزش و غفران خدا اشاره کرد. این عامل موجب می شود که انسان رغبت و تشویق به توبه شود و از این که با گناه و خطایی به پایان راه نرسیده است رهایی یابد و توفیق بازگشت را یافته و به ریسمان الهی بیاویزد و از نقص بگریزد.( آل عمران آیه 89) از دیگر عوامل می توان به عامل بیرونی چون آگاهی به قبولی توبه اشاره کرد. ( مائده آیه 34) این عامل موجب می شود تا انسان پس از گناه خود را به سوی خداوند بکشاند و خواستار پاک شدن از گناه شود. اگر انسانی بر این باور باشد که با گناهی کارش به آخر رسیده و باید منتظر مجازات و خشم الهی باشد هر گز به سوی خداوند باز نمی گردد و توبه نمی کند. از این روست که خداوند در قرآن و دیگر کتب آسمانی و وحیانی می کوشد تا به این مساله توجه دهد که گناه پایان کار نیست و راه بازگشت همواره باز است. بیان مکرر موارد توبه در قرآن از آن روست تا انسان ها ترغیب شوند تا در صورت خطا و گناهی توبه کنند و به سوی خداوند بازگردند . نه آن که از خدا و آموزه ها و دستورهای او دور شوند و در دام ابلیس افتند. بیان داستان آفرینش و گناه نخست آدم و توبه کردن و توبه پذیری خداوند از آن رو صورت گرفت تا انسان همواره امیدوار باشد که می تواند بازگردد و همه پل ها با گناه و یا گناهانش تخریب و ویران نشده است. پل توبه همواره پا برجاست و هرگز فرو نمی پاشد( انعام آیه 27 و نور آیه 14) و تنها در صورت این پل فرو می ریزد که آدمی در هنگامه مرگ باشد و فرشته مرگ بر بالای سرش ایستاده باشد.( نساء آیه 18 و بقره آیه 160 و 161) در حقیقت عقیده و آگاهی به پذیرش توبه از سوی خداوند عامل و بستری مناسب برای ایجاد انگیزه توبه کردن و بازگشت به مسیر اصلی و کمالی است. ( آل عمران آیه 89 و مائده آیه 74) شرایط توبه کسی که به سوی خدا و کمال باز می گردد و می کوشد تا دوباره در مسیر تکاملی و کمالی قرار گیرد و از نقص و گناه دور شود می بایست، آثار توبه درونی و قلبی اش در رفتار و اعمالش ظاهر شود. به این معنا که رفتار خویش را اصلاح کند و آن چه را به نقص و گناه فاسد کرده است بازسازی کند. قرآن در این باره بیان می کند که فردی که توبه می کند می بایست با اعمال صالح و رفتار اصلاحی آن را تحکیم و استواری بخشد تا توبه سوم یعنی دومین بازگشت از سوی خداوند تحقق یابد و آثار توبه آشکار گردد و فرد توبه کار چون کودکی نوزاد پاک و مبرا از نقص و گناه گردد. از این رو در آیه 160 سوره بقره و نیز آیه 89 سوره آل عمران می فرماید کسانی که توبه کردند می بایست کارهای خویش را اصلاح و اعمال خود را درست گردانند تا خداوند به سوی ایشان بازگردد و توبه ایشان را بپذیرد. توبه همواره از سوی اهل ایمان تحقق می یابد؛ زیرا اهل ایمان کسانی هستند که خدا را می شناسد و جایگاه خویش را در هستی می دانند و مقصد و مقصود را که کمال مطلق است می جویند. اما کسانی که ایمانی به خدا ندارند و او را به کمال مطلق نمی شناسند و به قصد او خود حرکت نمی کنند ، خواستار بازگشت به سوی او نیستند. از این روست که همواره در آیات قرآن سخن از توبه اهل ایمان به میان می آید. این از آن روست که تنها مومنان در اندیشه توبه هستند و کافران به جهت فقدان عقیده و باور بازگشتی را نمی خواهند و بر این باورند که مسیر آنان درست است و همان راه را ادامه می دهند. بنابراین ایمان نه تنها شرط پذیرش توبه بلکه شرط ایجادی آن است و غیر مومن هرگز در اندیشه توبه و بازگشت از مسیر نقصی خویش نیست. از این جاست که در آیات قرآن همواره سخن از توبه اهل ایمان است.( اعراف آیه 153 و طه آیه 82 و مریم آیه 60) به نظر می رسد که توبه می بایست پس از گناه و خطا صورت گیرد و تاخیر انداختن آن زیان جبران ناپذیری باشد. به این معنا که امکان توبه تا آخرین دم از زندگی موجب نشود تا فرد توبه خویش را به تاخیر اندازد. تاخیر در توبه به معنای ادامه مسیر در سراشیب سقوط و نقص است و هر چه فرد آن نقص را در خود نگه دارد آثار و پیامدهایش گریبان گیر او می شود. از این رو کسی که می کوشد تا در مسیر کمالی و تکاملی قرار گیرد، بهتر است که در همان دم که از خطا و گناه و اشتباه خویش آگاه شد و وجدان بیدارش او را از خواب گران بر انگیخت، توبه کند و به راه و مسیر اصلی بازگردد. این همان چیزی است که ما از آن به عنوان اصلاح سخن گفته ایم.( نساء ایه 17 و 18) از چه چیز هایی توبه کنیم ؟ بسیار شنیده اید که می گویند : توبه فرمایان چرا خود توبه کم تر می کنند؟ این مطلب بیانگر این نکته است که توبه از گفتار بی عمل یکی از مهم ترین مواردی است که انسان می بایست از آن توبه کند و به سوی حق و خدا بازگردد. به این معنا که گفتار و رفتارش هماهنگ و سازگار باشد. کسی که خود دیگری را به حق و کمال می خواند می بایست در عمل و رفتارش نیز چنین باشد. خداوند در قرآن کسانی را سرزنش می کنند که خود مردم را به نیکی و خوبی دعوت می کنند و یا از مسایلی باز می دارند و نهی می کنند ولی در عمل خود بدان ها اقدام می کنند: لم تقولون ما لاتفعلون کبرمقتا عندالله ان تقولوا مالا تفعلون ؛ چرا چیزهایی را می گویید که خود بدان عمل نمی کنید؟ در نزد خداوند گناه بزرگی است که چیزی را بگویید ولی خود بدان عمل نکنید. از دیگر مواردی که می بایست از آن توبه کرد اسراف و زیاد روی در امور است. کسانی که در زندگی رویه اسراف را پیشه خود کرده اند و نعمت خدا را دور می ریزند در حقیقت مسیر کمالی را ترک کرده اند و راه نقصان را در پیش گرفته اند. یکی از علل خشم و غضب خداوندی آن است که شخصی در زندگی خویش اسراف را پیشه خود قرار دهد. بنابراین لازم است که پیش از آن که خشم خداوند رنگ و چهره عملی به خود گیرد به خود آیند و از کار خود توبه کنند.( طه آیه 81 و 82) توطئه کردن ضد دیگران و نقشه های پنهانی کشیدن برای اذیت و آزار و هم چنین افشار راز دیگران از مواردی است که به عنوان کارها و اعمال زشت و نابهنجار در قرآن از مردمان خواسته شده است تا از آن ها توبه کنند.( تحریم آیه 3 و 4) به کارگیری القاب زشت و ناخوشایند در حق دیگری نیز به عنوان موردی مهم در قرآن مطرح شده است که می بایست مومنان از انجام آن خودداری کرده و در صورت ارتکاب آن ها از کار خویش توبه کنند. ( حجرات آیه 11) مسخره کردن و استهزای مومنان نیز از مواردی است که خداوند به شدت از آن نهی کرده است و به عنوان نابهنجاری اجتماعی از مومنان خواسته شده است که هرگز به استهزا و تمسخر یک دیگر اقدام نکنند و در صورت ارتکاب چنین رفتار نابهنجاری توبه کنند و از خداوند بخواهند تا توبه ایشان را بپذیرد.(حجرات آیه 11) توجه به موارد پیش گفته نشان می دهد که تا چه اندازه رفتارهای نابهنجار اجتماعی در بینش و نگرش قرآنی زشت و زننده است و آدمی را از رسیدن به کمالات باز می دارد. از این رو دستور می دهد به عنوان نقص و گناهی بزرگ به شتاب از آن توبه کنند و با اصلاح در رفتار خویش زمینه ظهور و بروز کمال را فراهم آورند. تاکید بر این نکته بدان معناست که توبه در بسیاری از موارد به معنای ارتکاب گناهی شرعی در حق خداوند و یا ترک نماز و عبادت نیست بلکه به معنای آن است که مسایل اجتماعی و هنجاری و عرفی تا چه اندازه از اهمیت قرار دارد که نادیده گرفتن آن موجب دوری از کمال و خداوند می شود. دیگر مواردی که قرآن بر توبه از آن تاکید می ورزد نیز از این دست امور است که خود بیانگر اهتمام ویژه خداوند به مسایل عمومی و اجتماعی جامعه است. مواردی چون تجسس و جاسوسی کردن در عیب ها و کاستی های دیگران و به رخ کشیدن آن ها( حجرات آیه 12) ، بخل ورزی و عدم انفاق بخشی از مال به نیازمندان ( قلم آیه 17 تا 32) ، انحراف قلبی( توبه آیه 117) تهمت ناموسی و غیر ناموسی( نور آیه 14) ربا خواری ( بقره آیه 275) زنا و حریم شکنی نسبت به خانه و خانواده ( نساء آیه 14 و فرقان آیه 68 و 70) سوء ظن ( حجرات ایه 12) سرقت و دزدی و از میان بردن امنیت اقتصادی و اجتماعی جامعه ( مائده آیه 38 و. 39) شهوترانی و زیادروی در قوای غریزی و ایجاد تزلزل در ارزش ها و هنجارها ( مریم آیه 59 و 60) ظلم و ستم به مردم ( نساء آیه 64 و مائده آیه 29) عیب جویی ( حجرات ایه 12) غیبت ( همان ) قذف و تهمت به زنا و نسبت دادن کارهای ناشایست به دیگران و در خطر انداختن امنیت اجتماعی جامعه (نوره ایه 4 و 5) کتمان حق و از میان بردن حق و حقوق دیگران به این وسیله ( بقره آیه 159 و 160) قتل و کشتن بی گناهان و نادیده گرفتن امنیت اجتماعی جامعه ( قصص آیه 15 و 16) ایجاد جنگ داخلی و محاربه و بغی (مائده آیه 33 و 34) همه بیانگر این نکته و مطلب هستند که مسایل اجتماعی و عمومی تا چه اندازه از اهمیت قرار دارد و موجب می شود که آدمی از مسیر کمالی خارج شود؛ زیرا این گونه رفتارها نه تنها به شخص و اشخاص زیان می رساند بلکه جامعه را نیز با ناامنی مواجه می سازد و موجب می شود که بستر و زمینه های رشد و تکامل عمومی از جامعه ای سلب شود و امکان بروز و ظهور کمالات از جامعه و افراد آن گرفته شود. البته مواردی چون توبه از کفر و جنگ و گناه نیز در آیات بیان شده است که این ها نیز می تواند به شکلی به مساله امور اجتماعی بازگردد. به این معنا که جنگ و ترک از جهاد به این جهت اموری نابهنجار است که موجب دفع فتنه از جامعه گرفته می شود. ترک نماز نیز از مواردی است که خداوند خواهان توبه افراد از آن شده است. آثار وضعی توبه در آیات قرآنی برای توبه آثار وضعی نیزبیان شده است که در پایان این نوشتار به گذرا و فهرستی به آن ها اشاره می شود. از جمله این آثار درونی و بیرونی و نیز فردی و اجتماعی می توان به مواردی چون اجابت دعا( انبیاء آیه 87 و 88) دوری از گناه ( بقره آیه 275) یاری خداوند( نساء ایه 145 و 146) پیوند و همبستگی اجتماعی ( توبه آیه 7 و 11) تزکیه نفس ( نور آیه 14 و 21) بهره مندی از نعمت های دنیا( اعر اف آیه 156) پاک شدن و تکفیر ( احقاف آیه 15 و 16) رستگاری ( نورآیه 31) سعادت اخرت ( اعراف آیه 155و 156) محبت خدا( بقره آیه 222) افزایش قدرت و توان ( هود آیه 52) رهایی از خسران ( بقره آیه 63 و 64) مغفرت و آمرزش ( آل عمران ایه 89) رهایی از لعن الهی ( بقره آیه 159 و 160) و هدایت به سوی کمال مطلق ( طه آیه 82 و نیز 121 و 122) اشاره کرد. این ها نشان می دهد که توبه پیش از آن که تاثیری در آخرت داشته باشد در زندگی فردی و اجتماعی انسان اثر می گذارد. بنابراین می بایست به توبه به عنوان یک راهکار برای رهایی و سازوکاری عملی برای برونرفت از مشکلات و دشواری نگریست. بسیاری از مسایل و مشکلاتی را که فرد و جامعه با آن رو به رو می شود، می توان با توبه و بازگشت به راه و مسیر اصلی بازسازی و از جلوی راه پیشرفت فرد و جامعه برداشت. توبه وجدان و دادگاه درونی است که فرد را بیدار می کند و به راه راست و کمالی می خواند و زمینه ای می شود تا انسان به فطرت و عقل و دین و ایمان و حیا واقعی بازگردد و در نهایت کمال مطلق را درک کند. باتشکر آیدین |
|||
|
|
۲۳:۴۴, ۲۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
توبه در زبان عربی به معنی بازگشت است و در اصطلاحات اسلامی به معنی بازگشت به سوی خدا.
فرد گناهکار با هر گناهی که مرتکب میشود، خود را از خداوند دورتر میکند و تنها به وسیلهی توبه است که میتواند به سوی خداوند بازگردد. خداوند متعال که نسبت به تمام بندگانش مهربان است، در ِ توبه را به روی هیچ کس نبسته است و همواره پذیرای انسانهایی است که قصد بازگشت به سویش را دارند. بنابراین، انسانها کافی است تصمیم بگیرند و همت کنند تا خود را از گرداب هلاکتبخش گناه و نافرمانی پروردگار برهانند. توبه صرفا بیان کلماتی که بیانگر پشیمانی و اظهار ندامت باشند نیست. این کلمات، مرحله ابتدایی و نمادی از حقیقت توبه هستند. روح توبه و حقیقت آن، عمل و اقدام جدی برای بازگشت به سوی خداست. اگر کسی بخواهد به طور جدی توبه کند، باید شرایط ضروری و لازم آن را مراعات کند، و الا راه به جایی نخواهد برد. آیات و روایات زیادی در زمینه توبه حقیقی و راستین وجود دارد که به عنوان نمونه، به یک مورد اشاره میشود: شخصی در پیشگاه امیرالمؤمنین علی علیه السلام گفت:«استغفرالله.» (از خداوند طلب آمرزش می کنم) امام با شنیدن این جمله خشمگین شد و به او فرمود:« مادرت به سوگت بنشیند. آیا میفهمی که استغفار چیست؟ استغفار، مقام بلندمرتبگان است. این جملهای که گفتی چند کلمه است، اما استغفار حقیقی شش معنی و مرحله دارد: نخست پشیمانی از گذشته؛ دوم تصمیم بر ترک همیشگی گناه در آینده؛ سوم اینکه حقوقی را که از مردم ضایع کرده ای به آنها باز گردانی، به طوری که هنگام ملاقات پرورگار، حقی بر تو نباشد؛ چهارم این که هر واجبی را که ترک کردهای به جای آوری (قضا کنی)؛ پنجم آنکه گوشتهایی که بر اثر اعمال حرام بر بدنت رشد کرده، با اندوه بر گناه، آب کنی تا چیزی از آن باقی نماند و گوشت تازه به جای آن بروید؛ و ششم آنکه به همان اندازه که شیرینی معصیت و گناه را چشیدی، سختی و زحمت طاعت را نیز بچشی. پس از انجام همه این مراحل است که باید بگویی استغفرالله » منابع: نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 417. |
|||
|
|
۱۷:۰۲, ۲۱/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
یکی از مباحث اخلاقی که آیت الله مشکینی در دوران دفاع مقدس در جمع رزمندگان پیرامون آن سخنرانی کرد، بحث« توبه» است که گزیده ای از این سخنرانی در پی می آید:
مرحوم آیت الله مشکینی تنها به اخلاق نظری نمی پرداخت بلکه با تسلط بر علومی از جمله فقه، تفسیر، حدیث آن را در خدمت اخلاق عملی و ساختن جامعه قرار می داد که یکی از موضوعاتی که در دروس اخلاق بدان می پرداخت بحث « توبه» و آثار دنیوی و اخروی آن است که در پی می آید: ... یکی از مطالبی که در کتاب های اخلاق و اخبار ذکر می شود مسأله توبه است؛ قرآن در آیات شریفه زیادی به مسأله توبه متعرّض شده است و مردم را به توبه دعوت کرده و انسان تائب را ستوده است ؛علماء در کتب فقهی شان توبه را یکی از واجبات شمرده اند. کسی که توبه نکند هر آن و هر ساعت برای او گناه نوشته می شود. اقسام توبه توبه در واژه عربی به معنای رجوع و برگشتن است...وقتی ما دقت کنیم برگشتن انواعی دارد، گاهی برگشتن جسمانی است، کسی از مکانی به یک مقصد خاصی سفر کرده و سپس از آن مقصد خاص برمی گردد، این توبه جسم از مکان است، برگشتن جسم از یک مکانی است که آنجا رفته بود و بعد برمی گردد، این توبه جسمی است. دوم توبه روح است، توبه نفس است، برگشتن نفس است، روح انسان و نفس انسان از یک اعتقاد، فکر و دانشی که پیدا کرده بود و باوری که برای خود اتخاذ کرده بود، برمی گردد، این یک رقم توبه است. مثلاً مدتی انسانها باور کرده بودند که زمین مسطح است و پس از مدتی از این باور برگشتند و گفتند زمین گرد است. مدتی باور کرده بودند که آفتاب دور زمین می گردد و پس از مدتی از این معنا برگشتند و حالا می گویند زمین دور آفتاب می گردد. اینها توبه های نفس و روح است. در مرحله اعتقاد، مدتی کسی اعتقاد پیدا کرده بود به اینکه شرک هست یا - اعوذ بالله - خدایی در کار نیست، یا نبوّتی در کار نیست، یا معادی در کار نیست، نفس و روح این شخص به سوی این باور رفته و این باور خاص را انتخاب کرده بود پس از مدتی بر او حقایقی روشن می شود و از شرک به توحید برمی گردد ، و از انکار رسالت به اذعان و اعتقاد به رسالت برمی گردد، و از انکار معاد به تصدیق معاد برمی گردد. این توبه نفس و روح است در مرحله باور و اعتقاد، و بهترین توبه ها این توبه است و شریفترین توبه، توبه نفس در مرحله اعتقاد و باور است. روایات و آیات بر توبه کردن انسان از باورهای فاسد به سوی باورهای صحیح تأکید دارد گاهی هم توبه قسم سومی هم پیدا می کند و آن عبارت است از اینکه نفس به آن عمل خاصی که به او عادت کرده بود برمی گردد، انسان مدتی عمل خاصی را برای خودش عادت کرده بود، مثل اینکه نماز نمی خواند یا عادت به مسکرات و مواد مخدر کرده بود، یا عادت به عمل زشتی کرده بود، ولی مدتی بعد، از این عمل بر می گردد، این توبه نفس است در مرحله عمل. این هم یک نوع توبه است که انسان اگر به سوی عملی رفته بود از آن عمل برمی گردد یا اگر به سوی عادتی حرکت کرده بود از آن عادت برمی گردد، این هم یک رقم توبه است. پس "توبه" برگشتن است و برگشتن مصادیقی دارد، برگشتن جسم از مکانی به مکان دیگر، برگشتن روح از باوری به باور دیگر، برگشتن روح از عملی به عمل دیگر، این معنای توبه است و برگشتن. بحث در برگشتن های مخصوص است و روایات و آیات که در مورد توبه صحبت می کند بحث و مورد صحبتشان، توبه کردن انسان است از باورهای فاسد به سوی باورهای صحیح. آنچه که در آیات و روایات وارد است عبارت است از برگشتن نفس از باورهای زشت، از باورهای فاسد، عقیده های فاسد، اعتقادهای غلط به اعتقادهای صحیح؛ این توبه است که محل بحث آیات است. توبه ای که در آن انسانی که به عمل های زشت دست زده یا عادت کرده یا می خواهد انجام دهد، از آن عمل زشت به سوی عمل صحیح برگردد. از خلاف شرع و گناه برگردد به سوی شرع و ثواب. این توبه، توبه ای است که آیات و اخبار از آن سخن می گوید و این توبه است که بر هر انسانی واجب است. وقتی که انسان فهمید راه را خطا می رود، وقتی مسافری فهمید راه مقصد را اشتباه رفته و می خواهد به مکه و کعبه برود اما به سوی ترکستان دارد می رود، باید برگردد، عقل می گوید باید برگردد، شرع می گوید باید برگردد، کسی که راه را به خطا رفته حتماً باید برگردد و اگر تعقیب کند احمق است، اگر تعقیب کند دیوانه است و اگر همان راه را برود نسبت به خودش و جامعه خودش جانی و خیانتکار است. "توبه" لازم است، توبه هم از نظر شرع بر طبق فرمان قرآن و روایات و سنت واجب است و هم از نظر عقل واجب است؛ زیرا که توبه معنایش این است، انسان باورهای غلطی داشته، راه غلطی را در مرحله اندیشه در پیش گرفته بوده و راه غلط را انسان هر جا فهمید باید برگردد چرا که جلوی ضرر را هر وقت بگیرید منفعت است... پس توبه برگشتن از عقاید انحرافی به عقاید صحیح است، واجب شرعی و عقلی است، توبه برگشتن از عمل انحرافی و غلط به عمل صحیح است و واجب شرعی و عقلی است. آثار گناه فردی در اجتماع/ توبه خنثی کننده آثار آخرتی گناه است ... حال اگر انسان توبه کند آثار توبه او چیست و چه نتیجه ای می بخشد؟ البته اثر گناه فقط در خود انسان ظاهر نمی شود، گناه انسانی در محیطش هم اثر دارد، گناه انسان در فرزندانش اثر دارد، گناه انسانی در روح او اثر می گذارد، گناه انسانی در فرشته ها اثر دارد، گناه انسانی در زراعت اثر دارد، گناه انسانی در جوّ جهانی اثر دارد. انسان گناه می کند و خیال می کند در جای خلوتی گناه کرد و تمام شد و رفت! گناه شما در همه چیز اثر می گذارد، در نسلتان اثر می گذارد، در محیطتان اثر می گذارد آیه شریفه می گوید «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ» ( روم :۴۱) فساد گناهان مردم در صحرا ها و دریاها ظهور پیدا می کند. اگر کسی یک گناهی بکند فوری یک نقطه سیاهی در قلب او پیدا می شود، یک تیرگی و ظلمتی در آیینه روح او می نشیند، غباری در آیینه قلب او می نشیند و قلب او کدر می شود و از آن طرف فرشته ها گناهان او را می نویسند و به ملالی می برند، شاید فرشته های دیگر هم مطلع شوند و از طرف دیگر این گناه در نسل او اثر سوء می گذارد، در روح او اثر می گذارد. به واسطه ژن های او، کروموزم های نطفه او، در فرزندانش اثر می گذارد و به وسیله همین گناه گاهی خدا به باران دستور می دهد نبارد، گاهی به زمین دستور می دهد نرویاند، گاهی به نسیم دستور می دهد نوزد، گاهی به میکروب های مضر دستور داده می شود که به این جامعه حمله کنند و مسائل وبا و طاعون ایجاد بشود، گناه چنین اثراتی دارد اما انسان خیال می کند یک گناهی کرد و تمام شد، گناه اثرهای خاص دارد و ما برخی از آثار آن را در اینجا شمردیم و توبه همه این آثار را پاک می کند. وقتی که انسان نسبت به عملی که انجام داده پشیمان شد، و از فکر انحرافی خودش برگشت، یا از آن عمل زشت یا روش زشت خودش برگشت، خداوند به فرشته دستور می دهد به آن نوشته قلم بکشد اگر قرار بود این آدم ۱۰۰ تا، یا ۱۰۰۰ تا، یا بیشتر یا کمتر شلاق بخورد، محکوم به حبس ابد در جهنم بشود، محکوم به حبس موقّت بشود، فشار قبر بر او باشد، آثار دیگر آخرتی بر او باشد، وقتی که توبه کرد تمام آثار آخرتی قلم کشیده می شود، خدا از آثار آخرتی می گذرد، و بعد همین توبه سبب می شود در دنیا هم آثار برگردد. بر آن ملتی که توبه کرد باران نازل می شود، حالا شما توبه فرد را حساب نکنید توبه اجتماع را حساب کنید، اگر یک اجتماعی از انحراف فکری برگشتند و ناگهان راه حقیقت را گرفتند باران رحمت خدا بر آن ها ریزش می کند، نعمت های پروردگار بر آن ها روی می آورد، رحمت های الله به سوی آن ها متوجه می شود، توبه در این جهان هم اثر می گذارد، نسل ها، نسل های خوب و صالح می شود. همچنان که گناه اثر سوء برای عالم آخرت انسان دارد اثر سوء برای روحش و نسلش دارد، اثر سوء در وجودش دارد، توبه خنثی کننده تمام این آثار است، توبه شستشو دهنده است، توبه دستور این است که خداوند کیفرهای اخروی را قلم بکشد، توبه سبب می شود خدا دستور بدهد آن تیرگی و آن ظلمت که بر روح انسانی و در آیینه دلش عارض شده این شستشو داده شود، جلاء پیدا کند، نور الله در او تابش پیدا کند، میل به عبادت پیدا کند، اشکش جاری شود، شوق الله پیدا کند، از دنیا اعراض کند، نوری در دلش بتابد، توبه سبب می شود فرزندانش صالح بشود، توبه سبب می شود خدا نعمتش را نازل می کند. پس به مثابه و به مجازات اثرهای زشت گناه که در شخص و روح و نسل و محیط و آخرت و فرشتگان برای نوشتنش اثر می گذارد، توبه را خدا چنین قرار داده که تمام آن آثار را محو می کند و در تمام آن آثار نتیجه دارد، لذا روایت می گوید « التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه» (إرشاد القلوب إلى الصواب، ج ۱: ۴۷) یا روایتی دیگر « کَمَا وَلَدَتْه أمّهُ» (أمالی الصدوق: ۲۹۳) آن کس که پشیمان شود، آن کس که توبه کند، چنان است که گویا گناهی نداشته و تازه از مادر متولد شده است. مراحل توبه حقیقی در کلام حضرت امیر المومنین علی (علیه السلام) ...روایتی در نهج البلاغه است که علی (علیه السلام) در آن توبه کامل را معرفی می کند. ماجرا از این قرار است که مردی خدمت علی (علیه السلام) رسید و نشست پیش حضرت و گفت « أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ » حضرت فرمود: « ثَکِلَتْکَ أُمُّک» "مادرت به عزایت بنشیند". یعنی بمیری این چه حرفیست که می زنی؟! « أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ » که توبه نیست، توبه شرایط دارد؛ گفت: "یا علی! شرایطش چیست، توبه حقیقی چگونه است؟" فرمود: اگر بخواهی از گناه توبه حقیقی کنی ۶ کار باید انجام دهی: «عَلَى مَا مَضَى وَ الثَّانِیوَ الثَّالِثُ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَةٌ وَ الرَّابِعُ فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْم الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى یَلْصَقَ الْجِلْدُ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِیَةِ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ : ۱- النَّدَمُ: اول نسبت به آن گناهی که انجام دادی واقعاً پشیمان شده باشی. فرض کنید بعد از این که انسان تیر از دستش خارج شد و کسی را کشت، وقتی که این منظره هر وقت به خاطرش بیاید ناراحت و پشیمان می شود، چرا من چنین کاری کرده ام، برای شوخی یا برای تربیت سیلی زد و بچه مرد، به عنوان شوخی کاری کرد خطای بزرگی صادر شد، هر وقت این منظره را فکر می کنی ناراحت می شوی. توبه حقیقی معنایش این است که وقتی آن کار زشت را فکر کنی ندم و ناراحتی پیدا کنی . ۲- الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً: تصمیم بگیری که پروردگارا! دیگر من سراغ این کار نخواهم رفت نسبت به آن کار پشیمانی و تصمیم داری بعد از این دیگر آن کار را انجام ندهی . ۳- أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ: اگر کار زشتت به مردم ضرری رسانده است، اگر کار زشتت و گناهت گناه حق الناس بوده نه حق الله، اگر مال کسی را خورده ای، جان کسی را تلف کرده ای، حق کسی را ضایع کرده ای، توبه در این جا فقط اظهار استغفار نیست، بلکه باید دنبالش بروی و بهای جان و مال او را بپردازی، دیه او را بدهی، از او استحلال بطلبی، این هم بعد سوم توبه است. ۴- اَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا: اگر چنانچه توبه تو کاری است که واجبی را ترک کردی و قضا دارد، مدت ها نماز نخواندی، روزه را خوردی و امثال این ها، اگر توبه ات قضا آور بوده، اگر گناهت قضا آور بوده، باید قضای آن عمل را انجام بدهی و برای قضای نماز و روزه ات اقدام کنی. ۵- أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْم: اگر گناهت گناهی بوده که از انجام آن گناه نیروی بدنی پیدا کردی گناهت گناهی بوده که ۵۰ کیلو بوده ای به وسیله آن گناه ۵۵ کیلو شدی، ۶۰ کیلو شدی، یعنی لباس مردم مرفه را پوشیدی، غذاهای سرقت شده و غصبی خوردی، در مسکن های مرتب و عالی نشستی، مثل بعضی ها که تمام شئون زندگیشان از راه اختلاس مال مردم انجام گرفته و مدت ها و سال ها این بدن با مال حرام تربیت شده و بدن از راه لقمه حرام ۵۰ کیلو و ۱۰۰ کیلو شده است، اگر گناهت یک چنین گناهی است که در بدنت نیرو گذاشته و در تربیت بدن تو دخالت داشته، این جا توبه حقیقی این است همان گونه که لذت گناهان، بدن تو را تربیت کرد، آنقدر باید بر این بدن ناراحتی بچشانی که تمام آن گوشت ها که از راه حرام پیدا کردی همه آب شود و به حالت اول باز برگردی. این بُعد پنجم توبه است. ۶- أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِیَةِ: هر چه خوشی دیدی باید به این بدن ناخوشی وارد کنی، هر چه لذت دیدی در مقابل او بر بدن زحمت و مشقت بدهی و زیر شکنجه قرارش بدهی تا از آن لذت های حرامی که انجام دادی توبه کرده باشی. وقتی که چنین شدی تو یک توبه صحیح انجام دادی. نسبت به گذشته پشیمان، نسبت به آینده تصمیم جدّی، نسبت به حقوق مردم سراغ حقوق مردم رفتن، نسبت به قضا و کفاره، آن ها را انجام دادن، نسبت به گوشت زیادی، گوشت ها را آب کردن، نسبت به لذت، زحمت دادن، علی (علیه السلام) می فرماید: اگر این ها را انجام دادی می توانی بگویی که من یک توبه حقیقی کردم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تاپیک جامع توبه ( خلاصه تاپیکهای توبه + معرفی) | Tolou | 7 | 5,067 |
۱۹/آذر/۹۱ ۱:۵۱ آخرین ارسال: ats |
|










